This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حرکت یک سفینه در جاده آبادان اهواز
@alien2016
@alien2016
تنديس هايى با قدمت چند هزار سال از تمدن هاى چين، آزتك، ژاپن و مايا كه بسيار شبيه فضانوردان ميباشند
@alien2016
@alien2016
@alien2016
پایگاه خبری روسی اسپوتنیک از کشف 13 کیلوگرم مواد فرازمینی در کویر لوت خبر داد که نتیجه کاوش های گروهی از پژوهشگران روسی با همکاری محققان دانشگاه کرمان است. این مواد در واقع شبیه شهاب سنگ هستند که براساس گمان اولیه دانشمندان، هم سن منظومه شمسی ما و حدود 4.5 میلیارد ساله است.
@alien2016
پایگاه خبری روسی اسپوتنیک از کشف 13 کیلوگرم مواد فرازمینی در کویر لوت خبر داد که نتیجه کاوش های گروهی از پژوهشگران روسی با همکاری محققان دانشگاه کرمان است. این مواد در واقع شبیه شهاب سنگ هستند که براساس گمان اولیه دانشمندان، هم سن منظومه شمسی ما و حدود 4.5 میلیارد ساله است.
@alien2016
@alien2016
گروه فوق سری MJ-12 را بشناسیم:
پژوهشگران حیات فرازمینی می گویند در آمریکا گروهی فرا دولتی وجود دارد که متشکل از 12 عضو از رهبران نظامی، دانشمندان، و مقامات دولتی است. این گروه کلیۀ اطلاعات مربوط به ارتباط با موجودات کرات دیگر را کنترل می کند. این گروه سرّی ترین، اسرارآمیزترین، و قدرتمندین گروه در آمریکا است، به هیچ کس حساب پس نمی دهد، و در برابر کنگره، سنا، و دولت مسئول نیست. در واقع این گروه آنقدر سری است که حتی به رئیس جمهور آمریکا هم اجازۀ بررسی و فاش ساختن اطلاعات مربوط به حیات فرازمینی را نمی دهد. گروه MJ-12 را هری ترومن رئیس جمهور سابق آمریکا با یک فرمان اجرایی در سال 1947 دایر ساخت. دلیل اصلی محرمانه ماندن اطلاعات مربوط به ارتباط با موجودات کرات دیگر و وجود آنها در کرۀ زمین، کنترل و دخالت مستقیم این گروه است.
اف بی آی و سایر ارگانهای دولتی مربوطه در آمریکا مطابق معمول وجود این گروه را به کلی انکار می کنند و اخبار مربوط به آن را کاملاً جعلی می دانند. اطلاعات مربوط به گروه فوق سری MJ-12 در سالهای 1980 فاش گردید، و در سال 1984 یوفولوژیست سرشناس جیمی شاندرا (Jaime Shandera) به مدارکی فوق سری دست یافت که وجود این گروه را تأیید می کرد. این مدارک روشن می سازند که چگونه سقوط یک بشقاب پرنده در سال 1947 در رازول از اذهان عمومی پنهان نگاه داشته شد و تکنولوژی به دست آمده از این سفینۀ فضایی بیگانه مورد بهره برداری آمریکا قرار گرفت.
جیمی شاندرا و یوفولوژیستهای همکار او استنتون فریدمن (Stanton T. Friedman) و بیل مور (Bill Moore) می گویند به مدارکی دست یافتند که نشان می دهد ژنرال نیتان تواینگینگ (Nathan F. Twining) طی نامه ای محرمانه به پرزیدنت آیزنهاور به گروه MJ-12 اشاره کرده است.
من (مترجم) شخصاً با بیل مور ملاقات داشته ام و در چندین کنفرانس او شرکت کرده ام. وی فردی بسیار مطلع است و فقط در مورد رخداد سقوط بشقاب پرنده در رازول با 100 شاهد گفتگو کرده است.
لیندا مولتون هاو (Linda Moulton Howe) از دیگر پژوهشگران حیات فرازمینی و نویسندۀ کتاب معروف یک درو بیگانه (An Alien Harvest) از دیگر پژوهشگرانی است که وجود گروه MJ-12 را تأیید می کند.
@alien2016
گروه فوق سری MJ-12 را بشناسیم:
پژوهشگران حیات فرازمینی می گویند در آمریکا گروهی فرا دولتی وجود دارد که متشکل از 12 عضو از رهبران نظامی، دانشمندان، و مقامات دولتی است. این گروه کلیۀ اطلاعات مربوط به ارتباط با موجودات کرات دیگر را کنترل می کند. این گروه سرّی ترین، اسرارآمیزترین، و قدرتمندین گروه در آمریکا است، به هیچ کس حساب پس نمی دهد، و در برابر کنگره، سنا، و دولت مسئول نیست. در واقع این گروه آنقدر سری است که حتی به رئیس جمهور آمریکا هم اجازۀ بررسی و فاش ساختن اطلاعات مربوط به حیات فرازمینی را نمی دهد. گروه MJ-12 را هری ترومن رئیس جمهور سابق آمریکا با یک فرمان اجرایی در سال 1947 دایر ساخت. دلیل اصلی محرمانه ماندن اطلاعات مربوط به ارتباط با موجودات کرات دیگر و وجود آنها در کرۀ زمین، کنترل و دخالت مستقیم این گروه است.
اف بی آی و سایر ارگانهای دولتی مربوطه در آمریکا مطابق معمول وجود این گروه را به کلی انکار می کنند و اخبار مربوط به آن را کاملاً جعلی می دانند. اطلاعات مربوط به گروه فوق سری MJ-12 در سالهای 1980 فاش گردید، و در سال 1984 یوفولوژیست سرشناس جیمی شاندرا (Jaime Shandera) به مدارکی فوق سری دست یافت که وجود این گروه را تأیید می کرد. این مدارک روشن می سازند که چگونه سقوط یک بشقاب پرنده در سال 1947 در رازول از اذهان عمومی پنهان نگاه داشته شد و تکنولوژی به دست آمده از این سفینۀ فضایی بیگانه مورد بهره برداری آمریکا قرار گرفت.
جیمی شاندرا و یوفولوژیستهای همکار او استنتون فریدمن (Stanton T. Friedman) و بیل مور (Bill Moore) می گویند به مدارکی دست یافتند که نشان می دهد ژنرال نیتان تواینگینگ (Nathan F. Twining) طی نامه ای محرمانه به پرزیدنت آیزنهاور به گروه MJ-12 اشاره کرده است.
من (مترجم) شخصاً با بیل مور ملاقات داشته ام و در چندین کنفرانس او شرکت کرده ام. وی فردی بسیار مطلع است و فقط در مورد رخداد سقوط بشقاب پرنده در رازول با 100 شاهد گفتگو کرده است.
لیندا مولتون هاو (Linda Moulton Howe) از دیگر پژوهشگران حیات فرازمینی و نویسندۀ کتاب معروف یک درو بیگانه (An Alien Harvest) از دیگر پژوهشگرانی است که وجود گروه MJ-12 را تأیید می کند.
@alien2016
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا ممکن است گروه MJ12 جلوی رئیس جمهور شدن خانوم هیلاری کلینتون را گرفته باشند؟ و یا دست های پشت پرده...
@alien2016
@alien2016
@alien2016
در هنگام جنگ جهانی دوم؛
بعد از چند هفته بالاخره یک سرباز موفق میشود چند روز مرخصی بگیرد.
وقتی به محل سکونت خود میرسد متوجه یک کامیون حامل تعدادی جنازه میشود که بسمت قبرستان میرفت وخبر دار میشود که دشمن آن منطقه را بمباران کرده است لذا برای آخرین بار قصد داشت به جنازه همشهریهایش نگاهی بیندازد که متوجه میشود کفشی در میان اجساد وجود دارد که شباهت به کفش همسرش دارد وبسرعت بسمت خانه میدود ومتوجه میشود خانه اش ویران شده لذا پس از این شوک بزرگ خود را به کامیون میرساند وآن جنازه را تحویل میگیرد که در قبرستان دسته جمعی دفن نشود وبا مراسم واحترام خاص دفن نماید ولی متوجه میشود جنازه همسرش هنوز نفس میکشد.
لذا او را به بیمارستان میرساند وان زن زنده میماند.
وسالها بعد صاحب فرزندی از آن زن میگردد.
زنی که قرار بود زنده بگور شود.
اسم کودکی که دنیا آمد ولادمیر پوتین .رئیس فعلی روسیه است.
این داستان را هیلاری کلینتون در کتابش بنام گزینه های سخت قید کرده است.
@alien2016
در هنگام جنگ جهانی دوم؛
بعد از چند هفته بالاخره یک سرباز موفق میشود چند روز مرخصی بگیرد.
وقتی به محل سکونت خود میرسد متوجه یک کامیون حامل تعدادی جنازه میشود که بسمت قبرستان میرفت وخبر دار میشود که دشمن آن منطقه را بمباران کرده است لذا برای آخرین بار قصد داشت به جنازه همشهریهایش نگاهی بیندازد که متوجه میشود کفشی در میان اجساد وجود دارد که شباهت به کفش همسرش دارد وبسرعت بسمت خانه میدود ومتوجه میشود خانه اش ویران شده لذا پس از این شوک بزرگ خود را به کامیون میرساند وآن جنازه را تحویل میگیرد که در قبرستان دسته جمعی دفن نشود وبا مراسم واحترام خاص دفن نماید ولی متوجه میشود جنازه همسرش هنوز نفس میکشد.
لذا او را به بیمارستان میرساند وان زن زنده میماند.
وسالها بعد صاحب فرزندی از آن زن میگردد.
زنی که قرار بود زنده بگور شود.
اسم کودکی که دنیا آمد ولادمیر پوتین .رئیس فعلی روسیه است.
این داستان را هیلاری کلینتون در کتابش بنام گزینه های سخت قید کرده است.
@alien2016
@alien2016
قبلۀ مسلمانان چگونه شکل گرفت؟
جغرافیای قرآن
یا: قبلۀ مسلمانان چگونه شکل گرفت؟
دیباچه
این نوشته نه یک جُستار جداگانه دربارۀ آغاز اسلام بلکه اساساً معرفی یک کتاب بسیار ارزشمند است که دَن گیبسون(Dan Gibson) آن را نوشته و در سال ۲۰۱۱ انتشار داده است. گیبسون بیش از دو دهه در پی این پرسش بود که «مکه» (۱) پیش از اسلام چه موقعیتِ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی داشته و نقش آن در شکلگیری اسلام چه بوده است. حاصل بیست و اندی سال کار پیگیر و خستگیناپذیر این پژوهشگر، کتاب «جغرافیای قرآن» Qur`anic Geography است که ۴۷۰ صفحه میباشد. این کتاب سرشار از اسناد تاریخی است. این پژوهشگر مستقل که هیچ گونه ارتباطی با گروه «اِناره» به سرپرستی کارل- هاینتس اولیگ ندارد، از راه خود تقریباً به همان نتایجی میرسد که گروه اناره رسیده است، یعنی اسلام کنونی، برساختۀ خلفای عباسی بوده و هر آن چه که ما امروز از اسلام میدانیم همان اطلاعاتی هستند که عباسیان برای ما به ارث نهادهاند.
در سلسله مقالاتِ «چرا نمیتوان به تاریخنگاری اسلامی اعتماد کرد؟»(۲) نشان داده شد که روایات اسلامی اساساً ربطی به تاریخ واقعی اسلام ندارند و کتیبهها، سکهها و یافتههای باستانشناسی گزارش راویان اسلامی را نه تنها تأیید نمیکنند بلکه خلاف آنها را اثبات مینمایند. اکنون به اصل موضوع بپردازیم!
جغرافیای قرآن پرسش اصلی برای دن گیبسون، نویسندۀ کتاب «جغرافیای قرآن»، تاریخ شکلگیری مکه بود. زیرا بنا به روایات اسلامی، مکه از زمان ابراهیم هستی داشته است. اگر مکه از زمان ابراهیم وجود داشته، پس باید بتوان ردّ پای تاریخی این شهر کهن را هم در اسناد نوشتاری و هم در یافتههای باستانشناسی پیدا کرد.
نخستین اقدام گیبسون یافتن همۀ نقشههای تاریخی منطقۀ عربستان و کلاً خاورمیانه و همچنین یافتن گزارشات کتبی دربارۀ این منطقه بود. گزافه نیست اگر بگویم که گیبسون هر آن چه را که تاکنون در این باره گفته یا نوشته شده جمعآوری کرده است.
او پس از بررسی این اسناد متوجه شد که در هیچ جا – مطلقاً – اشارهای به شهری به نام مکه نشده است: نه در نقشههای تجاری کهن و نه در یادداشتهای تاجرانی که در «جاده کُندر» [Weihrauchstraße / Incense Route] به تجارت مشغول بودند. به سخن دیگر، مکه که طبق گزارش راویان اسلامی یکی از مراکز تجاری پررونق در سدههای پنجم و ششم و هفتم بود، هیچ اثری و ردّ پایی در تاریخ نگذاشته بود.
پرسش دوم برای گیبسون این بود که: پس اگر مکهای وجود نداشت، «مکه»ی کنونی از کجا آمده و چگونه شکل گرفته است؟ زیرا طبق روایات اسلامی زمانی که محمد در مدینه بود تصمیم گرفت که دیگر نه رو به اورشلیم (بیتالمقدس) بلکه رو به مکه (کعبه) نماز خوانده شود.
برای پاسخ به این پرسش نویسنده کتاب به قرآن رجوع میکند. در قرآن یک بار نام «مکه» و یک بار هم نام «بکّه» آمده است که در زیر آمدهاند:
سوره ۴۸ / آیه ۲۴
وَهُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ عَنْهُم بِبَطْنِ مَكَّةَ مِن بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ ۚ وَكَانَ اللَّـهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا
و اوست همان كسى كه در دل مكه -پس از پيروزكردن شما بر آنان- دستهاى آنها را از شما و دستهاى شما را از ايشان كوتاه گردانيد، و خدا به آنچه مىكنيد همواره بيناست.
سوره ۳، آیه ۹۶
إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِينَ
در حقيقت، نخستين خانهاى كه براى [عبادت] مردم، نهاده شده، همان است كه در بکه است و مبارك، و براى جهانيان [مايه] هدايت است
همان گونه که خواننده متوجه شده، در این جا نیز هیچ اطلاعات مشخصی دربارۀ مکه / بکه داده نمیشود.
ولی راویان اسلامی یک تصویر مشخص از مکه به ما میدهند: ۱- در یک دره واقع شده، ۲- در شهر نیز دو درۀ موازی وجود دارد، ۳- نهر یا رودخانهای از شهر میگذرد، ۴- در آن جا کشاورزی میشده، مزرعه، درختان فراوان و علف وجود داشته، مانند درخت زیتون، ۵- خاک رُس وجود داشته، ۶- دور آن را کوه فرا گرفته بود و ...
ولی مشخصات بالا تقریباً با مکهای که ما میشناسیم ناسازگار است. زیرا بیولوژیستهای باستانشناس پس از بررسی نمونههای خاک مکه به این نتیجه رسیدند که امکان رویش چنین گیاهانی در این خطه ناممکن است.
ولی از سوی دیگر، نویسنده میدانست که جهت قبلۀ مساجد مسلمانان به سوی مکه است. یعنی میباید پس از هجرت محمد از مکه به مدینه، قبلۀ مساجد رو به مکه ساخته شده باشد، یعنی دست کم باید از سال ۶۳۲ میلادی، زمان فوت محمد(ص) ، شهر مکه وجود میداشته.
@alien2016
قبلۀ مسلمانان چگونه شکل گرفت؟
جغرافیای قرآن
یا: قبلۀ مسلمانان چگونه شکل گرفت؟
دیباچه
این نوشته نه یک جُستار جداگانه دربارۀ آغاز اسلام بلکه اساساً معرفی یک کتاب بسیار ارزشمند است که دَن گیبسون(Dan Gibson) آن را نوشته و در سال ۲۰۱۱ انتشار داده است. گیبسون بیش از دو دهه در پی این پرسش بود که «مکه» (۱) پیش از اسلام چه موقعیتِ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی داشته و نقش آن در شکلگیری اسلام چه بوده است. حاصل بیست و اندی سال کار پیگیر و خستگیناپذیر این پژوهشگر، کتاب «جغرافیای قرآن» Qur`anic Geography است که ۴۷۰ صفحه میباشد. این کتاب سرشار از اسناد تاریخی است. این پژوهشگر مستقل که هیچ گونه ارتباطی با گروه «اِناره» به سرپرستی کارل- هاینتس اولیگ ندارد، از راه خود تقریباً به همان نتایجی میرسد که گروه اناره رسیده است، یعنی اسلام کنونی، برساختۀ خلفای عباسی بوده و هر آن چه که ما امروز از اسلام میدانیم همان اطلاعاتی هستند که عباسیان برای ما به ارث نهادهاند.
در سلسله مقالاتِ «چرا نمیتوان به تاریخنگاری اسلامی اعتماد کرد؟»(۲) نشان داده شد که روایات اسلامی اساساً ربطی به تاریخ واقعی اسلام ندارند و کتیبهها، سکهها و یافتههای باستانشناسی گزارش راویان اسلامی را نه تنها تأیید نمیکنند بلکه خلاف آنها را اثبات مینمایند. اکنون به اصل موضوع بپردازیم!
جغرافیای قرآن پرسش اصلی برای دن گیبسون، نویسندۀ کتاب «جغرافیای قرآن»، تاریخ شکلگیری مکه بود. زیرا بنا به روایات اسلامی، مکه از زمان ابراهیم هستی داشته است. اگر مکه از زمان ابراهیم وجود داشته، پس باید بتوان ردّ پای تاریخی این شهر کهن را هم در اسناد نوشتاری و هم در یافتههای باستانشناسی پیدا کرد.
نخستین اقدام گیبسون یافتن همۀ نقشههای تاریخی منطقۀ عربستان و کلاً خاورمیانه و همچنین یافتن گزارشات کتبی دربارۀ این منطقه بود. گزافه نیست اگر بگویم که گیبسون هر آن چه را که تاکنون در این باره گفته یا نوشته شده جمعآوری کرده است.
او پس از بررسی این اسناد متوجه شد که در هیچ جا – مطلقاً – اشارهای به شهری به نام مکه نشده است: نه در نقشههای تجاری کهن و نه در یادداشتهای تاجرانی که در «جاده کُندر» [Weihrauchstraße / Incense Route] به تجارت مشغول بودند. به سخن دیگر، مکه که طبق گزارش راویان اسلامی یکی از مراکز تجاری پررونق در سدههای پنجم و ششم و هفتم بود، هیچ اثری و ردّ پایی در تاریخ نگذاشته بود.
پرسش دوم برای گیبسون این بود که: پس اگر مکهای وجود نداشت، «مکه»ی کنونی از کجا آمده و چگونه شکل گرفته است؟ زیرا طبق روایات اسلامی زمانی که محمد در مدینه بود تصمیم گرفت که دیگر نه رو به اورشلیم (بیتالمقدس) بلکه رو به مکه (کعبه) نماز خوانده شود.
برای پاسخ به این پرسش نویسنده کتاب به قرآن رجوع میکند. در قرآن یک بار نام «مکه» و یک بار هم نام «بکّه» آمده است که در زیر آمدهاند:
سوره ۴۸ / آیه ۲۴
وَهُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ عَنْهُم بِبَطْنِ مَكَّةَ مِن بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ ۚ وَكَانَ اللَّـهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا
و اوست همان كسى كه در دل مكه -پس از پيروزكردن شما بر آنان- دستهاى آنها را از شما و دستهاى شما را از ايشان كوتاه گردانيد، و خدا به آنچه مىكنيد همواره بيناست.
سوره ۳، آیه ۹۶
إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِينَ
در حقيقت، نخستين خانهاى كه براى [عبادت] مردم، نهاده شده، همان است كه در بکه است و مبارك، و براى جهانيان [مايه] هدايت است
همان گونه که خواننده متوجه شده، در این جا نیز هیچ اطلاعات مشخصی دربارۀ مکه / بکه داده نمیشود.
ولی راویان اسلامی یک تصویر مشخص از مکه به ما میدهند: ۱- در یک دره واقع شده، ۲- در شهر نیز دو درۀ موازی وجود دارد، ۳- نهر یا رودخانهای از شهر میگذرد، ۴- در آن جا کشاورزی میشده، مزرعه، درختان فراوان و علف وجود داشته، مانند درخت زیتون، ۵- خاک رُس وجود داشته، ۶- دور آن را کوه فرا گرفته بود و ...
ولی مشخصات بالا تقریباً با مکهای که ما میشناسیم ناسازگار است. زیرا بیولوژیستهای باستانشناس پس از بررسی نمونههای خاک مکه به این نتیجه رسیدند که امکان رویش چنین گیاهانی در این خطه ناممکن است.
ولی از سوی دیگر، نویسنده میدانست که جهت قبلۀ مساجد مسلمانان به سوی مکه است. یعنی میباید پس از هجرت محمد از مکه به مدینه، قبلۀ مساجد رو به مکه ساخته شده باشد، یعنی دست کم باید از سال ۶۳۲ میلادی، زمان فوت محمد(ص) ، شهر مکه وجود میداشته.
@alien2016
@alien2016
گیبسون بر آن شد تا همۀ مساجد دویست سال نخست اسلام– در، سوریه، عراق، مصر، لبنان، تونس، پاکستان، چین، یمن، عربستان- را زیر ذرهبین ببرد. گزافه نیست اگر بگوییم که او با پیگیری بینظیری این پروژه را به فرجام رساند و به نتایج شگفتانگیزی رسید. گیبسون پس از بررسی جهات قبلۀ مساجد، دید که در سد سال نخست اسلام، قبلۀ مساجد نه رو به مکه بلکه رو به شهر پترا (Petra) بودند. جدول زیر نتیجۀ پژوهشهای گیبسون را به خوبی نشان میدهد:
* سال ۱ تا ۱۰۷ هجری / ۶۲۲ تا ۷۲۵ میلادی
۱۰۰ درصد مساجد قبلهشان رو به پترا بود
* سال ۱۰۷ تا ۲۰۷ هجری/ ۷۲۵ تا ۸۲۵ میلادی
۱۲ درصد رو به پترا، ۵۰ درصد رو به مکه و ۳۸ درصد رو به هیچکدام
* از سال ۲۰۷ هجری به بعد
۱۰۰ درصد رو به مکه
برای نمونه، مساجد کهنی مانند قبۀالصخره در اورشلیم، مسجد بعلبک در عراق، مسجد شهر واسط در عراق، مسجد صنعا در یمن، مسجد فوسطاط (مصر)، مسجد مازن در موصل، مسجد عنجر (لبنان)، مسجد دو قبلهای (مسجد القبلتین) در عربستان سعودی و ... مورد پژوهش قرار گرفتند.
@alien2016
گیبسون بر آن شد تا همۀ مساجد دویست سال نخست اسلام– در، سوریه، عراق، مصر، لبنان، تونس، پاکستان، چین، یمن، عربستان- را زیر ذرهبین ببرد. گزافه نیست اگر بگوییم که او با پیگیری بینظیری این پروژه را به فرجام رساند و به نتایج شگفتانگیزی رسید. گیبسون پس از بررسی جهات قبلۀ مساجد، دید که در سد سال نخست اسلام، قبلۀ مساجد نه رو به مکه بلکه رو به شهر پترا (Petra) بودند. جدول زیر نتیجۀ پژوهشهای گیبسون را به خوبی نشان میدهد:
* سال ۱ تا ۱۰۷ هجری / ۶۲۲ تا ۷۲۵ میلادی
۱۰۰ درصد مساجد قبلهشان رو به پترا بود
* سال ۱۰۷ تا ۲۰۷ هجری/ ۷۲۵ تا ۸۲۵ میلادی
۱۲ درصد رو به پترا، ۵۰ درصد رو به مکه و ۳۸ درصد رو به هیچکدام
* از سال ۲۰۷ هجری به بعد
۱۰۰ درصد رو به مکه
برای نمونه، مساجد کهنی مانند قبۀالصخره در اورشلیم، مسجد بعلبک در عراق، مسجد شهر واسط در عراق، مسجد صنعا در یمن، مسجد فوسطاط (مصر)، مسجد مازن در موصل، مسجد عنجر (لبنان)، مسجد دو قبلهای (مسجد القبلتین) در عربستان سعودی و ... مورد پژوهش قرار گرفتند.
@alien2016
@alien2016
زمانی که گیبسون شهر پترا را مورد بررسی قرار میداد، متوجه شد که همۀ مشخصاتی که برای مکه گفته شده مربوط به شهر پترا میباشند. پس از این کشف بود که معانی بسیاری از آیههای قرآن برای پژوهشگر معنی پیدا کرد. او توانست از این طریق تمامی آن چه را که دربارۀ «مکه» یا بهتر بگوییم «بکه» گفته شده در یک چارچوب منطقی طبقهبندی کند. رومیان این شهر را «پترا» [از پتروس یعنی صخره] نام گذاری کردند، زیرا مردم آنجا در دل کوه معابد و آشیانههایی ساختند که از نظر علم معماری جزو عجایب میباشند. ولی مردم بومی به این شهر لقبِ «بکه» یعنی « گریان / اشکها» دادند و علت آن هم زلزلههایی بود که در سالهای ۳۶۳ و ۵۵۱ میلادی در آن جا رخ داد و بخشی بزرگی از مردم آن دیار را از میان برد.
در قرآن دربارۀ قوم ثمود – که ما امروز میدانیم نبطیان بودند- آمده است:
سوره ۸۹، آیات
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ ﴿٦﴾ إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ ﴿٧﴾ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلَادِ ﴿٨﴾ وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ (۹)
مگر ندانستهاى كه پروردگارت با عاد چه كرد؟(۶) با عمارات ستوندار ارم، (۷) كه مانندش در شهرها ساخته نشده بود؟ (۸) و با ثمود، همانان كه در درّه، تختهسنگها را مىبريدند؟(۹)
آیات بالا به طور روشن مشخصات پترا است. ولی ما در قرآن به آیاتی برمیخوریم که از تغییر قبلۀ نیز میگویند.
سوره ۲، آیه ۱۴۲
«سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا ۚ قُل لِّلَّـهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ ۚ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ»
به زودى مردم كم خرد خواهند گفت: چه چيز آنان را از قبلهاى كه بر آن بودند رويگردان كرد؟ بگو: مشرق و مغرب از آن خداست؛ هر كه را خواهد به راه راست هدايت مىكند.
در آیه بالا فقط گفته میشود که قبله تغییر کرده است ولی نمیگوید قبلۀ قبلی کجا بوده است. کاوشهای گیبسون نشان میدهند که – برخلاف راویان اسلامی که از «اورشلیم» سخن میگویند- نخستین قبله، شهر پترا / بکه بوده است، بهترین سند مسجد دو قبلهای [مسجد قبلتین] در عربستان سعودی است که یک قبلهاش رو به مکه و دیگری رو به پترا – نه اورشلیم- است.
از سوی دیگر، همین رازگشایی نشان میدهد که قرآن در طی تاریخ خود بارها و بارها دستخوش تغییرات ویراستاری و مضمونی شده است. این تغییر میباید در زمان عباسیان صورت گرفته شده باشد. اسلام میگوید که قرآن کلام الله (خدا) است و نه کلام محمد. این طبعاً یک گفتۀ مؤمنانه ولی غیرواقعی است، زیرا آیه 142 از سورۀ 2 بعدها به قرآن افزوده شده است؛ موردی که پارههای قرآن صنعا آن را تأیید میکنند. زیرا، چنین آیهای در قرآن صنعا وجود ندارد.
این که چگونه و طی چه حوادث و تحولاتی قبله از پترا به مکه دگرگون شده است، گیبسون برایش یک پاسخ منطقی و استوار دارد: پترا ابتدا توسط یکی از سرداران مخالف اموی به نام عبدالله بن زُبیر اشغال شد (حدود ۶۳ هجری). زیبر قصد داشت که سنگ سیاه را از پترا به مکانی دیگر انتقال دهد. البته در سالهای ۷۳ و ۷۴ هجری پترا توسط نیروهای اموی محاصره گردید، شهر زیر سنگباران منجنیقها قرار گرفت (۳) ولی با این وجود عبدالله بن زُیبر موفق میشود که سنگ سیاه را به محل ناشناختهای که بعدها مکه نام گرفت (۴)، انتقال دهد. نخستین کسانی که خود را با بن زُبیر سازگار کردند، مردم اهل کوفه بودند.
«جغرافیای قرآن» (۵)، کتاب پژوهشی ارزشمندی است که توانسته بر بخشی از تاریخ ناروشن آغاز اسلام، پرتوافکنی کند. به هر رو، به علاقهمندان به موضوع «آغاز اسلام» خواندن این کتاب توصیه میشود.
Qur`anic Geography
Dan Gibson
⦁ Hardcover: 470 pages
⦁ Publisher: Independent Scholars Press (2011)
⦁ Language: English
⦁ ISBN-10: 0973364289
⦁ ISBN-13: 978-0973364286
⦁Shipping Weight: 2.5 pounds
@alien2016
زمانی که گیبسون شهر پترا را مورد بررسی قرار میداد، متوجه شد که همۀ مشخصاتی که برای مکه گفته شده مربوط به شهر پترا میباشند. پس از این کشف بود که معانی بسیاری از آیههای قرآن برای پژوهشگر معنی پیدا کرد. او توانست از این طریق تمامی آن چه را که دربارۀ «مکه» یا بهتر بگوییم «بکه» گفته شده در یک چارچوب منطقی طبقهبندی کند. رومیان این شهر را «پترا» [از پتروس یعنی صخره] نام گذاری کردند، زیرا مردم آنجا در دل کوه معابد و آشیانههایی ساختند که از نظر علم معماری جزو عجایب میباشند. ولی مردم بومی به این شهر لقبِ «بکه» یعنی « گریان / اشکها» دادند و علت آن هم زلزلههایی بود که در سالهای ۳۶۳ و ۵۵۱ میلادی در آن جا رخ داد و بخشی بزرگی از مردم آن دیار را از میان برد.
در قرآن دربارۀ قوم ثمود – که ما امروز میدانیم نبطیان بودند- آمده است:
سوره ۸۹، آیات
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ ﴿٦﴾ إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ ﴿٧﴾ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلَادِ ﴿٨﴾ وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ (۹)
مگر ندانستهاى كه پروردگارت با عاد چه كرد؟(۶) با عمارات ستوندار ارم، (۷) كه مانندش در شهرها ساخته نشده بود؟ (۸) و با ثمود، همانان كه در درّه، تختهسنگها را مىبريدند؟(۹)
آیات بالا به طور روشن مشخصات پترا است. ولی ما در قرآن به آیاتی برمیخوریم که از تغییر قبلۀ نیز میگویند.
سوره ۲، آیه ۱۴۲
«سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا ۚ قُل لِّلَّـهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ ۚ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ»
به زودى مردم كم خرد خواهند گفت: چه چيز آنان را از قبلهاى كه بر آن بودند رويگردان كرد؟ بگو: مشرق و مغرب از آن خداست؛ هر كه را خواهد به راه راست هدايت مىكند.
در آیه بالا فقط گفته میشود که قبله تغییر کرده است ولی نمیگوید قبلۀ قبلی کجا بوده است. کاوشهای گیبسون نشان میدهند که – برخلاف راویان اسلامی که از «اورشلیم» سخن میگویند- نخستین قبله، شهر پترا / بکه بوده است، بهترین سند مسجد دو قبلهای [مسجد قبلتین] در عربستان سعودی است که یک قبلهاش رو به مکه و دیگری رو به پترا – نه اورشلیم- است.
از سوی دیگر، همین رازگشایی نشان میدهد که قرآن در طی تاریخ خود بارها و بارها دستخوش تغییرات ویراستاری و مضمونی شده است. این تغییر میباید در زمان عباسیان صورت گرفته شده باشد. اسلام میگوید که قرآن کلام الله (خدا) است و نه کلام محمد. این طبعاً یک گفتۀ مؤمنانه ولی غیرواقعی است، زیرا آیه 142 از سورۀ 2 بعدها به قرآن افزوده شده است؛ موردی که پارههای قرآن صنعا آن را تأیید میکنند. زیرا، چنین آیهای در قرآن صنعا وجود ندارد.
این که چگونه و طی چه حوادث و تحولاتی قبله از پترا به مکه دگرگون شده است، گیبسون برایش یک پاسخ منطقی و استوار دارد: پترا ابتدا توسط یکی از سرداران مخالف اموی به نام عبدالله بن زُبیر اشغال شد (حدود ۶۳ هجری). زیبر قصد داشت که سنگ سیاه را از پترا به مکانی دیگر انتقال دهد. البته در سالهای ۷۳ و ۷۴ هجری پترا توسط نیروهای اموی محاصره گردید، شهر زیر سنگباران منجنیقها قرار گرفت (۳) ولی با این وجود عبدالله بن زُیبر موفق میشود که سنگ سیاه را به محل ناشناختهای که بعدها مکه نام گرفت (۴)، انتقال دهد. نخستین کسانی که خود را با بن زُبیر سازگار کردند، مردم اهل کوفه بودند.
«جغرافیای قرآن» (۵)، کتاب پژوهشی ارزشمندی است که توانسته بر بخشی از تاریخ ناروشن آغاز اسلام، پرتوافکنی کند. به هر رو، به علاقهمندان به موضوع «آغاز اسلام» خواندن این کتاب توصیه میشود.
Qur`anic Geography
Dan Gibson
⦁ Hardcover: 470 pages
⦁ Publisher: Independent Scholars Press (2011)
⦁ Language: English
⦁ ISBN-10: 0973364289
⦁ ISBN-13: 978-0973364286
⦁Shipping Weight: 2.5 pounds
@alien2016
«خزانه» کندهکاری شده در صخرههای کوه در پترا – سدۀ نخست میلادی
@alien2016
@alien2016
@alien2016
کشف اسکلت غولهای پنج متری در ایران
بتازگی یک کشف تاریخی انجام شده است و ان اینکه باستان شناسان از زیر خاک گنجی بهمراه تخته سنگهای بزرگ و همچنین اسکلت غول اسا کشف کرده اند.
چه داستانی در مورد انسان غول اسا و این گنج حکایت میکند؟
توضیح اینکه باستان شناسان روسی در غرب ایران شش اسکلت پنج متری یافتند که در تصویر یکی از انها را میبینید. به این غولها در داستانها و همچنین در کتاب (عهد عتیق سفر پیدایش) اشاره شده که به انها نفیلیم میگویند.
این نمونه ها جدیدا کشف شده اند ولی پوشش خبری نداده اند.
@alien2016
کشف اسکلت غولهای پنج متری در ایران
بتازگی یک کشف تاریخی انجام شده است و ان اینکه باستان شناسان از زیر خاک گنجی بهمراه تخته سنگهای بزرگ و همچنین اسکلت غول اسا کشف کرده اند.
چه داستانی در مورد انسان غول اسا و این گنج حکایت میکند؟
توضیح اینکه باستان شناسان روسی در غرب ایران شش اسکلت پنج متری یافتند که در تصویر یکی از انها را میبینید. به این غولها در داستانها و همچنین در کتاب (عهد عتیق سفر پیدایش) اشاره شده که به انها نفیلیم میگویند.
این نمونه ها جدیدا کشف شده اند ولی پوشش خبری نداده اند.
@alien2016
@alien2016
آیا تا امروز ميدانستيد نام جغد چيست؟ آیا واقعاً جغد شوم است؟
در متن های کهن باستانی جغد را "هومورو" می خواندند.
یعنی پرنده دانا.
در کتابهای قصه نیز این پرنده عینک به چشم دارد و به بقیه حیوانات پند و اندرز می دهد.
اما شومی جغد، بعد از ورود اعراب به ایران بر سر زبان ها افتاد؛ غذای این پرنده، سوسمار، بزمجه، مار، مارمولک و موش بود، یعنی غذای اعراب را می خورد؛ پس اعراب، آن را پرنده ای شوم می دانستند و میدانند.
در کتاب اوستا از جغد با نام "اَشوزُشت" یاد شده یعنی:
فراری دهنده دیوها و پلیدی ها
@alien2016
آیا تا امروز ميدانستيد نام جغد چيست؟ آیا واقعاً جغد شوم است؟
در متن های کهن باستانی جغد را "هومورو" می خواندند.
یعنی پرنده دانا.
در کتابهای قصه نیز این پرنده عینک به چشم دارد و به بقیه حیوانات پند و اندرز می دهد.
اما شومی جغد، بعد از ورود اعراب به ایران بر سر زبان ها افتاد؛ غذای این پرنده، سوسمار، بزمجه، مار، مارمولک و موش بود، یعنی غذای اعراب را می خورد؛ پس اعراب، آن را پرنده ای شوم می دانستند و میدانند.
در کتاب اوستا از جغد با نام "اَشوزُشت" یاد شده یعنی:
فراری دهنده دیوها و پلیدی ها
@alien2016
@alien2016
ابراهیم فرعون مصر
رالف الیس محقق و نویسنده ای است که با بررسی و تفسیر متون دینی نظریات بحث برانگیزی درباره شخصیتهای دینی ارائه داده است. از جمله قابل تامل ترین و بحث برانگیزترین نظریات او میتوان به آنچه درباره عیسی مسیح مطرح کرده اشاره کرد. از نظر الیس, عیسی چوپانی ناشناس و فقیر نبوده, بلکه شاهزاده ای از نژاد مصری و ایرانی بوده که ادعای تاج و تخت کرده. تجرد مادام العمر او نیز افسانه ای بیش نبوده و با دو خواهر ثروتمند و نژاده ازدواج کرده است. الیس معتقد است شخصیتهایی چون ابراهیم و سلیمان نیز وجودی فراتر از اقلیم اساطیر و افسانه ها داشته اند. در نوشته زیر فشرده ای از روش تحقیق و نتیجه گیری رالف الیس درباره شخصیت تاریخی ابراهیم با استناد به مقالات برای شما قرار میدهیم
@alien2016
ابراهیم فرعون مصر
رالف الیس محقق و نویسنده ای است که با بررسی و تفسیر متون دینی نظریات بحث برانگیزی درباره شخصیتهای دینی ارائه داده است. از جمله قابل تامل ترین و بحث برانگیزترین نظریات او میتوان به آنچه درباره عیسی مسیح مطرح کرده اشاره کرد. از نظر الیس, عیسی چوپانی ناشناس و فقیر نبوده, بلکه شاهزاده ای از نژاد مصری و ایرانی بوده که ادعای تاج و تخت کرده. تجرد مادام العمر او نیز افسانه ای بیش نبوده و با دو خواهر ثروتمند و نژاده ازدواج کرده است. الیس معتقد است شخصیتهایی چون ابراهیم و سلیمان نیز وجودی فراتر از اقلیم اساطیر و افسانه ها داشته اند. در نوشته زیر فشرده ای از روش تحقیق و نتیجه گیری رالف الیس درباره شخصیت تاریخی ابراهیم با استناد به مقالات برای شما قرار میدهیم
@alien2016
@alien2016
قسمت اول
متونی همچون نوشته زیر از جوزیفوس, مورخ یهودی قرن اول میلادی, جرقه ایده اولیه رالف الیس برای جستجو در پی ابراهیم در میان فراعنه مصر بوده است: «فرعون نِکو, شاه مصر در آن زمان, با ارتشی عظیم به سرزمینش وارد شد و پرنسس سارا, مادر ملت ما را دستگیر کرد. و جد بزرگ ما ابراهیم چه کرد؟ آیا با نیروی ارتش به این توهین پاسخ انتقام آمیز داد؟ و این در حالی بود که او سیصدو هجده افسر زیر سلطه خود داشت, و نیروی انسانی بی پایان در اختیار خود.»
نویسنده برخلاف نظر کسانی که برخی داستانهای تورات, انجیل و قران را عاری از واقعیت های تاریخی میدانند, معتقد است اگر این نوشته ها به درستی تفسیر شوند با اسناد تاریخی مطابقت نشان خواهند داد. اولین قدم برای انطباق این متون با اسناد تاریخی, تعیین دقیق دورانی است که وقایع مربوط به ابراهیم رخ داده است. الیس کلید این معما را در بخشی از انجیل که در آن فرعون درباره خاندان یوسف پرس و جو میکند می جوید: «شغل شما چیست؟ و آنها پاسخ دادند… ما خادمین شما چوپان هستیم, هم ما و هم پدرانمان.» یکی از سلسله های فراعنه مصر با نام چوپانان شناخته می شدند, همان فراعنه ای که بر اساس اسناد تاریخی در طول سلسله های چهاردهم تا شانزدهم به «تسخیر» مصر شمالی پرداخته بودند, کسانی که با نام هیکسوس, عبارتی که ترجمه آن شاه چوپان است شناخته میشدند. اما چرا یک خاندان از فراعنه مصر چوپان نامیده میشدند؟ الیس پاسخ را در علاقه شدید مصری های به ستاره شناسی می یابد. از نظر او این خاندان از این جهت صاحب عنوان فوق بودند که با خوشه اجرام آسمانی که قوچ نامیده میشود مرتبط بودند, و چنین نتیجه میگیرد که واژه های گوسفند و گله که به کرّات در کتاب مقدس تکرار شده اند با نگاه از این زاویه به کل معنایی متفاوت پیدا میکنند: گوسفند اشاره دارد به خوشه قوچ یا پرستندگان آن, و گلّه اشاره دارد به خوشه گاو و پیروانش.
@alien2016
قسمت اول
متونی همچون نوشته زیر از جوزیفوس, مورخ یهودی قرن اول میلادی, جرقه ایده اولیه رالف الیس برای جستجو در پی ابراهیم در میان فراعنه مصر بوده است: «فرعون نِکو, شاه مصر در آن زمان, با ارتشی عظیم به سرزمینش وارد شد و پرنسس سارا, مادر ملت ما را دستگیر کرد. و جد بزرگ ما ابراهیم چه کرد؟ آیا با نیروی ارتش به این توهین پاسخ انتقام آمیز داد؟ و این در حالی بود که او سیصدو هجده افسر زیر سلطه خود داشت, و نیروی انسانی بی پایان در اختیار خود.»
نویسنده برخلاف نظر کسانی که برخی داستانهای تورات, انجیل و قران را عاری از واقعیت های تاریخی میدانند, معتقد است اگر این نوشته ها به درستی تفسیر شوند با اسناد تاریخی مطابقت نشان خواهند داد. اولین قدم برای انطباق این متون با اسناد تاریخی, تعیین دقیق دورانی است که وقایع مربوط به ابراهیم رخ داده است. الیس کلید این معما را در بخشی از انجیل که در آن فرعون درباره خاندان یوسف پرس و جو میکند می جوید: «شغل شما چیست؟ و آنها پاسخ دادند… ما خادمین شما چوپان هستیم, هم ما و هم پدرانمان.» یکی از سلسله های فراعنه مصر با نام چوپانان شناخته می شدند, همان فراعنه ای که بر اساس اسناد تاریخی در طول سلسله های چهاردهم تا شانزدهم به «تسخیر» مصر شمالی پرداخته بودند, کسانی که با نام هیکسوس, عبارتی که ترجمه آن شاه چوپان است شناخته میشدند. اما چرا یک خاندان از فراعنه مصر چوپان نامیده میشدند؟ الیس پاسخ را در علاقه شدید مصری های به ستاره شناسی می یابد. از نظر او این خاندان از این جهت صاحب عنوان فوق بودند که با خوشه اجرام آسمانی که قوچ نامیده میشود مرتبط بودند, و چنین نتیجه میگیرد که واژه های گوسفند و گله که به کرّات در کتاب مقدس تکرار شده اند با نگاه از این زاویه به کل معنایی متفاوت پیدا میکنند: گوسفند اشاره دارد به خوشه قوچ یا پرستندگان آن, و گلّه اشاره دارد به خوشه گاو و پیروانش.
@alien2016
@alien2016
قسمت دوم
از دید زمین, خوشه ها به کندی در طول هزاره ها در آسمان جابجا میشوند و هر در دوران نشان خاصی حاکم است. برای مثال دوران ما دوران حاکمیت نشان ماهی است, اما دوران سلسله های سیزدهم و چهاردهم فراعنه مصادف بود با تغییر حاکمیت از نشان گاو به نشان قوچ. دوران گاو تا حدود سال 1800 پیش از میلاد ادامه یافت, که از لحاظ زمانی هم با به قدرت رسیدن اولین فراعنه هیکسوس و هم با ظهور ابراهیم در کتاب مقدس بسیار نزدیک است. بنا بر نظریه الیس, این تغییر نشان حاکم بر دوران باعث ایجاد شکاف اجتماعی بین پرستندگان نشان گاو در شهر تبس و فراعنه چوپان هیکسوس در مصر شمالی, یا همان آریایی ها شد. چنان که اسناد تاریخی نشان میدهند در آن زمان کشور دچار جنگ داخلی شد. هم نوشته های مورخ مصری قرن سوم پیش از میلاد, مَنِتو, و هم متن انجیل نشان میدهد که در واقع دو سفر خروج روی داده و نه یک سفر خروج. اولین سفر یک مهاجرت بزرگ بوده و دومین سفر مهاجرت کشیشان در مقیاسی کوچکتر. پس از اولین سفر, یوسف به مصر بازمیگردد و در جایگاه دوم قدرت و پس از فرعون, قدرتمند ترین مرد مصر میشود. سپس از خانواده اش می خواهد که در مصر به او بپیوندند, اما چنان که در متن انجیل آمده به آنها هشدار میدهد: چنانکه خود نیز میدانید شما چوپان هستید و وظیفه تان خوراک دادن به گله است… فرعون شما را فراخواهد خواند از شما خواهد پرسید پیشه تان چیست. باید پاسخ دهید حرفه مان از جوانی تجارت گلّه بوده است, و حرفه پدرانمان نیز. اگر چنین نگویید مجاز به اقامت در سرزمین مصر نخواهید شد. چوپان بودن ما از نظر مصریان زشت و کریه است.
@alien2016
قسمت دوم
از دید زمین, خوشه ها به کندی در طول هزاره ها در آسمان جابجا میشوند و هر در دوران نشان خاصی حاکم است. برای مثال دوران ما دوران حاکمیت نشان ماهی است, اما دوران سلسله های سیزدهم و چهاردهم فراعنه مصادف بود با تغییر حاکمیت از نشان گاو به نشان قوچ. دوران گاو تا حدود سال 1800 پیش از میلاد ادامه یافت, که از لحاظ زمانی هم با به قدرت رسیدن اولین فراعنه هیکسوس و هم با ظهور ابراهیم در کتاب مقدس بسیار نزدیک است. بنا بر نظریه الیس, این تغییر نشان حاکم بر دوران باعث ایجاد شکاف اجتماعی بین پرستندگان نشان گاو در شهر تبس و فراعنه چوپان هیکسوس در مصر شمالی, یا همان آریایی ها شد. چنان که اسناد تاریخی نشان میدهند در آن زمان کشور دچار جنگ داخلی شد. هم نوشته های مورخ مصری قرن سوم پیش از میلاد, مَنِتو, و هم متن انجیل نشان میدهد که در واقع دو سفر خروج روی داده و نه یک سفر خروج. اولین سفر یک مهاجرت بزرگ بوده و دومین سفر مهاجرت کشیشان در مقیاسی کوچکتر. پس از اولین سفر, یوسف به مصر بازمیگردد و در جایگاه دوم قدرت و پس از فرعون, قدرتمند ترین مرد مصر میشود. سپس از خانواده اش می خواهد که در مصر به او بپیوندند, اما چنان که در متن انجیل آمده به آنها هشدار میدهد: چنانکه خود نیز میدانید شما چوپان هستید و وظیفه تان خوراک دادن به گله است… فرعون شما را فراخواهد خواند از شما خواهد پرسید پیشه تان چیست. باید پاسخ دهید حرفه مان از جوانی تجارت گلّه بوده است, و حرفه پدرانمان نیز. اگر چنین نگویید مجاز به اقامت در سرزمین مصر نخواهید شد. چوپان بودن ما از نظر مصریان زشت و کریه است.
@alien2016
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مشاهده سازه جدید در ماه، تصویر از مدارگرد شناسایی ماه منتشر شده و سه سازه را در کنار هم نشان می دهد.گفته شده اینها پایگاه فرازمینی هستند.دربین دو سازه سازه کوچکی دیده می شود
@alien2016
@alien2016