@alien2016
ایالات متحده، رسما استقلال خود را از بریتانیای کبیر، در 1776 اعلام کرد، و درست 14 سال پس از آن، گزارشی از اولین مشاهده «یو.اف.او» در تاریخ آمریکا، در روزنامه تازه منتشر شده «جان وینتراپ»، دومین شهردار خلیج ماساچوست ظاهر شد. روزنامههای او که اکنون به «تاریخ نیو انگلند 1349-1630» معروف است، هنوز هم به سرآمد اسناد این مقطع، در تاریخ آمریکا، معروف است وقتی روزنامهها بالاخره در 1790، و بیش از 140 سال پس از مرگ «وینتراپ» منتشر شد دریافتند که این روزنامه شامل هشداری از یک برخورد نزدیک بر فراز رودخانه «مادی» در بوستون بود .
Chris Pittman
یک شب در مارچ 1639، «جیمز اِوِرال» که مردی هوشیار و خردمند توصیف شده، به همراه دو نفر از همراهانش با قایق کوچکی به رود «مادی» بوستون رفتند. همانطور که در رودخانه پارو میزدند، نور بزرگ درخشانی را دیدند که به آسمان رفت . همانطورکه نگاه میکردند، این نور شعلهور میشد و دوباره کوچک میشد و طبق توصیف آنها، شبیه به یک «خوک» بود. سخت هست تصور اینکه کسی به طور جدی گزارشی از مشاهده یک خوک درخشان پرنده ارایه داده باشد. نگاه ساده به این مشاهده، کمکی نمیکند اما اگر آنها در تلاش برای تشریح بدنه یک شیء بیضوی و چهار جزء کوتاه آن بودهاند که ما امروز آن را پایههای فرود یا دندههای فرود مینامیم، این روش توضیح در قرن هفده قابل درک خواهد شد.
گزارش «وینتراپ» اشاره میکند که این شیء به سرعت و مثل یک فلش حرکت میکرده. به عقب و جلو و همینطور هم بالا به پایین میرفته، به مدت سه ساعت! و وقتی بالاخره ناپدید میشود، هر سه مسافر قایق، که در تمام این مدت در جریان رود شناور بودهاند، متحیر بودند که چگونه خود را به نقطه آغاز سفرشان بر روی رود رساندهاند.
@alien2016
ایالات متحده، رسما استقلال خود را از بریتانیای کبیر، در 1776 اعلام کرد، و درست 14 سال پس از آن، گزارشی از اولین مشاهده «یو.اف.او» در تاریخ آمریکا، در روزنامه تازه منتشر شده «جان وینتراپ»، دومین شهردار خلیج ماساچوست ظاهر شد. روزنامههای او که اکنون به «تاریخ نیو انگلند 1349-1630» معروف است، هنوز هم به سرآمد اسناد این مقطع، در تاریخ آمریکا، معروف است وقتی روزنامهها بالاخره در 1790، و بیش از 140 سال پس از مرگ «وینتراپ» منتشر شد دریافتند که این روزنامه شامل هشداری از یک برخورد نزدیک بر فراز رودخانه «مادی» در بوستون بود .
Chris Pittman
یک شب در مارچ 1639، «جیمز اِوِرال» که مردی هوشیار و خردمند توصیف شده، به همراه دو نفر از همراهانش با قایق کوچکی به رود «مادی» بوستون رفتند. همانطور که در رودخانه پارو میزدند، نور بزرگ درخشانی را دیدند که به آسمان رفت . همانطورکه نگاه میکردند، این نور شعلهور میشد و دوباره کوچک میشد و طبق توصیف آنها، شبیه به یک «خوک» بود. سخت هست تصور اینکه کسی به طور جدی گزارشی از مشاهده یک خوک درخشان پرنده ارایه داده باشد. نگاه ساده به این مشاهده، کمکی نمیکند اما اگر آنها در تلاش برای تشریح بدنه یک شیء بیضوی و چهار جزء کوتاه آن بودهاند که ما امروز آن را پایههای فرود یا دندههای فرود مینامیم، این روش توضیح در قرن هفده قابل درک خواهد شد.
گزارش «وینتراپ» اشاره میکند که این شیء به سرعت و مثل یک فلش حرکت میکرده. به عقب و جلو و همینطور هم بالا به پایین میرفته، به مدت سه ساعت! و وقتی بالاخره ناپدید میشود، هر سه مسافر قایق، که در تمام این مدت در جریان رود شناور بودهاند، متحیر بودند که چگونه خود را به نقطه آغاز سفرشان بر روی رود رساندهاند.
@alien2016
@alien2016
احتراق خود به خودی انسان
احتراق خود به خودی انسان یاSHC به پدیده احتراق اعضای بدن انسان های زنده بدون وجود عامل خارجی مشخص گفته میشود که طی 300سال اخیر حدود200نمونه از آن گزارش شده است.در میان مواردی که گزارش شده کمتر مواردی یافت میشود که در جلوی چشم شاهد عینی اتفاق افتاده باشد.اما در 15 سپتامبر1982 جینی سافین61 ساله ساکن ادمونتون لندن در جلوی چشمان پدر 81 ساله اش آتش گرفت و سوخت.جینی بروی صندلی چوبی و در آشپزخانه نشسته بود و پدرش نیز در کنار اوپشت میز نشسته بود که ناگهان شعله ها تمام صورت و دستان جینی را دربر میگیرند.پدرش سعی میکند که آتش را خاموش کند که دستان خود او هم به شدت میسوزد.جینی به کما میرود و 8 روز بعد فوت میکند.هیچ نشانه ای از سوختگی در هیچ نقطه ای در اتاق به جز بدن جینی پیدا نمیشود.نمونه های زیادی از این دست گزارش شده و نکته عجیب این بوده که هیچ گاه کوچکترین اثر سوختگی در اطراف شخص دیده نشده است.این آتش سوزی خود به خودی ممکن است تا 5 ساعت ادامه داشته باشد و گرمای زیادی را تولید کند.تاحدی که اشیای پلاستیکی تا حدود فاصله 2 متر از جسد همگی آسیب جدی میبینند.این مسئله نیزبه خاطر وجود چربی در بدن میباشد که باعث مداوم نگهداشتن دمای احتراق و شعله های آن میباشد. عموم معتقدند که ارواح یا موجودات فضایی در این کار دست دارند.اما برخی نیز عامل ان را بالا رفتن ناگهانی الکل در بدن یا افزایش غلظت گازها میدانند.در بدن انسان گازهای قابل اشتعالی چون متان وجود دارد.احتراق سیگار توجیه دیگری است که برای این پدیده استفاده میشود.دانشمندان معتقدند که یک عامل محرک که آن را اثر فیتیله ای می نامند و میتواند یک سیگار روشن باشد عامل بروز این آتش سوزی های خود به خودی میدانند.آنچه که تاکنون هنوز بی جواب مانده سوختن کامل استخوان هاست.استخوان انسان حتی در کوره های 800تا1000درجه سانتی گراد هم نمیسوزد.این سوال تاکنون بی جواب مانده است.ایجاد دمایی بالغ بر1000درجه سانتیگراد در یک فضای بسته.بدون اینکه هیچ چیز در اتاق آسیب ببیند.
@alien2016
احتراق خود به خودی انسان
احتراق خود به خودی انسان یاSHC به پدیده احتراق اعضای بدن انسان های زنده بدون وجود عامل خارجی مشخص گفته میشود که طی 300سال اخیر حدود200نمونه از آن گزارش شده است.در میان مواردی که گزارش شده کمتر مواردی یافت میشود که در جلوی چشم شاهد عینی اتفاق افتاده باشد.اما در 15 سپتامبر1982 جینی سافین61 ساله ساکن ادمونتون لندن در جلوی چشمان پدر 81 ساله اش آتش گرفت و سوخت.جینی بروی صندلی چوبی و در آشپزخانه نشسته بود و پدرش نیز در کنار اوپشت میز نشسته بود که ناگهان شعله ها تمام صورت و دستان جینی را دربر میگیرند.پدرش سعی میکند که آتش را خاموش کند که دستان خود او هم به شدت میسوزد.جینی به کما میرود و 8 روز بعد فوت میکند.هیچ نشانه ای از سوختگی در هیچ نقطه ای در اتاق به جز بدن جینی پیدا نمیشود.نمونه های زیادی از این دست گزارش شده و نکته عجیب این بوده که هیچ گاه کوچکترین اثر سوختگی در اطراف شخص دیده نشده است.این آتش سوزی خود به خودی ممکن است تا 5 ساعت ادامه داشته باشد و گرمای زیادی را تولید کند.تاحدی که اشیای پلاستیکی تا حدود فاصله 2 متر از جسد همگی آسیب جدی میبینند.این مسئله نیزبه خاطر وجود چربی در بدن میباشد که باعث مداوم نگهداشتن دمای احتراق و شعله های آن میباشد. عموم معتقدند که ارواح یا موجودات فضایی در این کار دست دارند.اما برخی نیز عامل ان را بالا رفتن ناگهانی الکل در بدن یا افزایش غلظت گازها میدانند.در بدن انسان گازهای قابل اشتعالی چون متان وجود دارد.احتراق سیگار توجیه دیگری است که برای این پدیده استفاده میشود.دانشمندان معتقدند که یک عامل محرک که آن را اثر فیتیله ای می نامند و میتواند یک سیگار روشن باشد عامل بروز این آتش سوزی های خود به خودی میدانند.آنچه که تاکنون هنوز بی جواب مانده سوختن کامل استخوان هاست.استخوان انسان حتی در کوره های 800تا1000درجه سانتی گراد هم نمیسوزد.این سوال تاکنون بی جواب مانده است.ایجاد دمایی بالغ بر1000درجه سانتیگراد در یک فضای بسته.بدون اینکه هیچ چیز در اتاق آسیب ببیند.
@alien2016
@alien2016.mov
8.1 MB
@alien2016
بوید بوشمن، دانشمند ارشد لاکهیلد مارتین، که بر روی موشک و لیزر کار میکرد،دو ماه پیش از مرگش، در ویدیویی اعتراف کرد که موجودات فرازمینی وجود دارند، و با ما همکاری میکنند @alien2016
بوید بوشمن، دانشمند ارشد لاکهیلد مارتین، که بر روی موشک و لیزر کار میکرد،دو ماه پیش از مرگش، در ویدیویی اعتراف کرد که موجودات فرازمینی وجود دارند، و با ما همکاری میکنند @alien2016
@alien2016
عکسی از روح در گورستان
این عکس در طی تحقیقات گورستان بچلرز گروو(Bachelor's Grove Cemetery ) نزدیک شیکاگو توسط انجمن تحقیقات روح( Ghost Research Society) گرفته شده است.در10 آگوست 1991 چند نفر از اعضای این انجمن (GRS ) درقسمت کوچک و رهاشده ای از این گورستان بودند ؛ جایی که مشهور به یکی از جن زده ترین قبرستان های ایالات متحده میباشد.این قسمت محل وقوع بیش از 100 گزارش مختلف از پدیده های عجیب شامل تجسم روح و شبح ،نورها و صداهای غیر قابل توضیح ،و حتی دوایر درخشانی از نور بوده است.
مری هاف (Marie Huff ) یکی از اعضای ( GRS) در حال گرفتن عکس های سیاه و سفید با دوربین پرسرعت مادون قرمز در این ناحیه بود، جایی که گروه اتفاقات غیر عادی را با تجهیزات شکار روح خود تجربه کرده بودند.قبرستان خالی بود و کسی به جز اعضای این گروه اجازه ورود نداشتند.وقتی قبرستان گسترش یافت این عکس ظهور ومنتشر شد:
چیزی که شبیه یک زن جوان تنها در لباس سفید روی یک سنگ قبر نشسته است.قسمت هایی از بدنش به طور واضح و شفاف دیده میشوند و مدل لباسش نشان میدهد که قدیمی و خارج از مد روز هست.
@alien2016
عکسی از روح در گورستان
این عکس در طی تحقیقات گورستان بچلرز گروو(Bachelor's Grove Cemetery ) نزدیک شیکاگو توسط انجمن تحقیقات روح( Ghost Research Society) گرفته شده است.در10 آگوست 1991 چند نفر از اعضای این انجمن (GRS ) درقسمت کوچک و رهاشده ای از این گورستان بودند ؛ جایی که مشهور به یکی از جن زده ترین قبرستان های ایالات متحده میباشد.این قسمت محل وقوع بیش از 100 گزارش مختلف از پدیده های عجیب شامل تجسم روح و شبح ،نورها و صداهای غیر قابل توضیح ،و حتی دوایر درخشانی از نور بوده است.
مری هاف (Marie Huff ) یکی از اعضای ( GRS) در حال گرفتن عکس های سیاه و سفید با دوربین پرسرعت مادون قرمز در این ناحیه بود، جایی که گروه اتفاقات غیر عادی را با تجهیزات شکار روح خود تجربه کرده بودند.قبرستان خالی بود و کسی به جز اعضای این گروه اجازه ورود نداشتند.وقتی قبرستان گسترش یافت این عکس ظهور ومنتشر شد:
چیزی که شبیه یک زن جوان تنها در لباس سفید روی یک سنگ قبر نشسته است.قسمت هایی از بدنش به طور واضح و شفاف دیده میشوند و مدل لباسش نشان میدهد که قدیمی و خارج از مد روز هست.
@alien2016
@alien2016
.آرورا"، تگزاس"
اين شهر روستايي در تگزاس، منطقه اي در حدود سه مايل مربع را در بر گرفته است.سنگ قبرهاي گورستان محلي ،نشان از آخرين منزل آرامش سخت کوشان منطقه اعم از تير اندازان و کشاورزان دارد
اما نقل است که جسدي در اينجا دفن شده .بدون هيچگونه نام و نشاني.
گورستان" آرورا" در 1775 کشف شد.درست در شروع جنگ داخلي.کميسيون تاريخي ايالت "تگزاس" در ورودی قبرستان اطلاعات قبرستان را روی صفحه ای فلزی درج کرده که مي گويد اين گورستان مشهور است به افسانه اي از يک فضاپيما که در حوالي اين منطقه در 1897 سقوط کرده و خلبان آن که در اين سقوط کشته شده هم در اينجا مدفون است.
پنجاه سال پيش از اينکه ارتش ايالات متحده اعلام کند ،که يک بشقاب پرنده در "رازول" نيومکزيو سقوط کرده گزارشي وجود داشت ،از يک شي ناشناس عجيب که در املاک يک قاضي محلي سقوط کرد.
،در صبح یکی از روزهای آوریل يک فضاپيما ظاهراً به پروانه بادي ملکي متعلق به مردي به نام "قاضي پراکتر" برخورد مي کند وسيله پرنده منفجر شده و آتش گرفته و کلاً میسوزد .
جیم مارس (نویسنده و از اهالی سابق دهکده) :
((در آن روزها...اين اتفاق پيش از اختراع تلويزيون و هواپيماهاي جت بود و هر صدايي توجه شما را جلب مي کرد.
علاوه بر آن ، زمين هم لرزيد، بنابراين همه مي دانستند که يک اتفاق مهم افتاده.))
يک گزارشگر محلي از راه رسيده و گزارش کرده که اين اتفاق در يک زمين بزرگ باير افتاده به همراه بقاياي چيزي که از نظر او "غريبه اي" از يک کره ديگر بوده.
ساکنين محلي يک "غير زميني" را به وسيله شاهداني توصيف مي کنند که او را به شيوه مسيحي دفن کرده اند و يک سنگ قبر بي نشان هم برايش نصب کرده اند.
جف دانلک (نویسنده سقوط فضاپیما ی 1897) :
((در 1897 بود ... و شش سال پيش از اينکه "هواپیمای "برادران رايت پرواز کند. به همين دليل هم هست که من سقوط فضاپيماي "آرورا" را يک بمب پُر صدا در بحثهاي جنجالي "يو –اف- او" مي دانم.چون اين ماجرا شش سال پيش از وجود
هر وسيله بشري در هوا اتفاق افتاده.
شاهدان گفته اند که بقاياي سقوط به وسيله نيروهاي قانوني محلي جمع آوري شد و هرگز هم پس از آن ديده نشد برخي هم معتقدند که "قاضي پراکتر"، آنرا در ته يک چاه عميق دفن کرد.
براي دهها سال ،اين اتفاق در حد زيادي به فراموشي سپرده شد تا اينکه در 1945 مردي به نام "برالي اوتز" که ملک "پراکتر" را خريد ، از قرار معلوم در جريان تميز کردن چاه ، از بقاياي ماجراي سقوط بعدها دچار يک آرتروز مزمن (باد کردن بیش از حد دستان) شد.
که او مدعيست این بیماری نتيجه آب آلوده است. او معتقد بود که آب چاه حاوي نوعي ماده هست که او را دچار يک آرتروز
مزمن کرده. اين آرتروز به اندازه کافي سخت بود که نهايتاً هم باعث مرگش شد.
بنابراين بسياري از مردم در حال حاضر مشکوکند به اينکه چاه آلوده به نوعي مواد راديواکتيو نبوده باشد که عاملي منطقيست و همان دليليست که در پشت بیماری او هم پنهان بوده.
ما متوجه شديم که مردمي که از اين چاه استفاده کرده اند ، مريض شده اند بنابراين اتفاقي که در آن زمان افتاده اين بود که نماينده هاي اين مردم در واقع تصميم به کور کردن چاه گرفتند.))
اتفاق "رازول" در نیومکزیکو دوباره باعث شد که بحثهايي نيز درباره اتفاق "آرورا" یادآوری شود ،و اين بار ، درباره جسد غريبه اي که از قرار معلوم هنوز هم در گورِ بي نشان آرميده بود.محققين مي خواستند جسد را معاينه کنند اما مسئولين گورستان اين اجازه را به آنها نمي دادند.
جیم مارس :
((من اولين بار در 16 سالگی به اين اين گورستان آمدم و پيش از اينکه سنگ قبر ناپديد شود ، آنجا بوده ام. و شايد يکي از معدود کساني باشم که هنوز هم به خاطر دارد که جاي سنگ قبر کجا بوده.
يک قبر کوچک و کوتاه مثل يک قبر بچه يا يک آدم خيلي کوچک اندام و آن سنگ کوچک نشانه هم درست بالا سرش بود.
چند سال پيش رادار زميني دانشمندان نشان داد که واقعاً يک قبر کوتاه ، اينجا وجود داشته.
در 1950 ،"بيل کيس" نويسنده هوايي "دالاس تايمز هرالد" بود و من هم براي تِلگرام "استار" کار مي کردم اينجا همديگر را ديديم. او يک فلزياب داشت و ما در گورستان سه تا نوشته فلزي را در گور پيدا کرديم دو ماه بعد از اينکه سنگ قبر گم شد بيل از من دعوت کرد که همديگر را بالای قبر ببينيم.
رفتيم سراغ قبر و هيچ نشانه اي از نوشته آنجا نبود او سه تا سوراخ کوچک را نشان من داد که در قبر دريل شده بودند.
يک کسي آن فلز ها را از قبر بيرون کشيده بود.
آيا اتفاقي که در يک مزرعه تگزاسي و دراولين ساعات هفدهم آوريل 1897 افتاد واقعاً مي تواند شاهدي از يک برخورد خارجي باشد؟
@alien2016
.آرورا"، تگزاس"
اين شهر روستايي در تگزاس، منطقه اي در حدود سه مايل مربع را در بر گرفته است.سنگ قبرهاي گورستان محلي ،نشان از آخرين منزل آرامش سخت کوشان منطقه اعم از تير اندازان و کشاورزان دارد
اما نقل است که جسدي در اينجا دفن شده .بدون هيچگونه نام و نشاني.
گورستان" آرورا" در 1775 کشف شد.درست در شروع جنگ داخلي.کميسيون تاريخي ايالت "تگزاس" در ورودی قبرستان اطلاعات قبرستان را روی صفحه ای فلزی درج کرده که مي گويد اين گورستان مشهور است به افسانه اي از يک فضاپيما که در حوالي اين منطقه در 1897 سقوط کرده و خلبان آن که در اين سقوط کشته شده هم در اينجا مدفون است.
پنجاه سال پيش از اينکه ارتش ايالات متحده اعلام کند ،که يک بشقاب پرنده در "رازول" نيومکزيو سقوط کرده گزارشي وجود داشت ،از يک شي ناشناس عجيب که در املاک يک قاضي محلي سقوط کرد.
،در صبح یکی از روزهای آوریل يک فضاپيما ظاهراً به پروانه بادي ملکي متعلق به مردي به نام "قاضي پراکتر" برخورد مي کند وسيله پرنده منفجر شده و آتش گرفته و کلاً میسوزد .
جیم مارس (نویسنده و از اهالی سابق دهکده) :
((در آن روزها...اين اتفاق پيش از اختراع تلويزيون و هواپيماهاي جت بود و هر صدايي توجه شما را جلب مي کرد.
علاوه بر آن ، زمين هم لرزيد، بنابراين همه مي دانستند که يک اتفاق مهم افتاده.))
يک گزارشگر محلي از راه رسيده و گزارش کرده که اين اتفاق در يک زمين بزرگ باير افتاده به همراه بقاياي چيزي که از نظر او "غريبه اي" از يک کره ديگر بوده.
ساکنين محلي يک "غير زميني" را به وسيله شاهداني توصيف مي کنند که او را به شيوه مسيحي دفن کرده اند و يک سنگ قبر بي نشان هم برايش نصب کرده اند.
جف دانلک (نویسنده سقوط فضاپیما ی 1897) :
((در 1897 بود ... و شش سال پيش از اينکه "هواپیمای "برادران رايت پرواز کند. به همين دليل هم هست که من سقوط فضاپيماي "آرورا" را يک بمب پُر صدا در بحثهاي جنجالي "يو –اف- او" مي دانم.چون اين ماجرا شش سال پيش از وجود
هر وسيله بشري در هوا اتفاق افتاده.
شاهدان گفته اند که بقاياي سقوط به وسيله نيروهاي قانوني محلي جمع آوري شد و هرگز هم پس از آن ديده نشد برخي هم معتقدند که "قاضي پراکتر"، آنرا در ته يک چاه عميق دفن کرد.
براي دهها سال ،اين اتفاق در حد زيادي به فراموشي سپرده شد تا اينکه در 1945 مردي به نام "برالي اوتز" که ملک "پراکتر" را خريد ، از قرار معلوم در جريان تميز کردن چاه ، از بقاياي ماجراي سقوط بعدها دچار يک آرتروز مزمن (باد کردن بیش از حد دستان) شد.
که او مدعيست این بیماری نتيجه آب آلوده است. او معتقد بود که آب چاه حاوي نوعي ماده هست که او را دچار يک آرتروز
مزمن کرده. اين آرتروز به اندازه کافي سخت بود که نهايتاً هم باعث مرگش شد.
بنابراين بسياري از مردم در حال حاضر مشکوکند به اينکه چاه آلوده به نوعي مواد راديواکتيو نبوده باشد که عاملي منطقيست و همان دليليست که در پشت بیماری او هم پنهان بوده.
ما متوجه شديم که مردمي که از اين چاه استفاده کرده اند ، مريض شده اند بنابراين اتفاقي که در آن زمان افتاده اين بود که نماينده هاي اين مردم در واقع تصميم به کور کردن چاه گرفتند.))
اتفاق "رازول" در نیومکزیکو دوباره باعث شد که بحثهايي نيز درباره اتفاق "آرورا" یادآوری شود ،و اين بار ، درباره جسد غريبه اي که از قرار معلوم هنوز هم در گورِ بي نشان آرميده بود.محققين مي خواستند جسد را معاينه کنند اما مسئولين گورستان اين اجازه را به آنها نمي دادند.
جیم مارس :
((من اولين بار در 16 سالگی به اين اين گورستان آمدم و پيش از اينکه سنگ قبر ناپديد شود ، آنجا بوده ام. و شايد يکي از معدود کساني باشم که هنوز هم به خاطر دارد که جاي سنگ قبر کجا بوده.
يک قبر کوچک و کوتاه مثل يک قبر بچه يا يک آدم خيلي کوچک اندام و آن سنگ کوچک نشانه هم درست بالا سرش بود.
چند سال پيش رادار زميني دانشمندان نشان داد که واقعاً يک قبر کوتاه ، اينجا وجود داشته.
در 1950 ،"بيل کيس" نويسنده هوايي "دالاس تايمز هرالد" بود و من هم براي تِلگرام "استار" کار مي کردم اينجا همديگر را ديديم. او يک فلزياب داشت و ما در گورستان سه تا نوشته فلزي را در گور پيدا کرديم دو ماه بعد از اينکه سنگ قبر گم شد بيل از من دعوت کرد که همديگر را بالای قبر ببينيم.
رفتيم سراغ قبر و هيچ نشانه اي از نوشته آنجا نبود او سه تا سوراخ کوچک را نشان من داد که در قبر دريل شده بودند.
يک کسي آن فلز ها را از قبر بيرون کشيده بود.
آيا اتفاقي که در يک مزرعه تگزاسي و دراولين ساعات هفدهم آوريل 1897 افتاد واقعاً مي تواند شاهدي از يک برخورد خارجي باشد؟
@alien2016
@alien2016
« بوید بوشمن »، که در تاریخ هفتم اوت فوت کرد، قبل از مرگش طی مصاحبهای، یکسری اطلاعات درباره تصاویری از موجودات فرازمینی و سفینههای آنها ارائه داد. او این تصاویر و اطلاعات را درمقام یکی از دانشمندان ارشد شرکت « لاکهید مارتین » (شرکت هوافضا، تجهیزات نظامی امنیت و اطلاعات امریکایی) به دست آورد.
امتیازنامههای ثبت شده ایالات متحده بهدست بوید بوشمن شامل فعالیتهای او در لاکهید مارتین، در مقام یک پیمانکار برجسته فنآوری برای دولت آمریکا است و درواقع بیانگر هویت او بهعنوان یکی از کارمندان سابق است. طراحیهای او شامل سیستمی برای شناسایی سفینه فضایی یا تخلیه دود موشک، سیستم تشخیص فلز و دستگاهی برای تشخیص تشعشع میشود.
این مصاحبه از سوی « مارک کیو. پترسون » در یوتیوب گذاشته شد که روزنامه نیویورک دیلی نیوز او را تحت عنوان یک مهندس مستقل هوافضا معرفی میکند. بوشمن در طول مصاحبه گفت که از کارکنان ردهبالایی بود که به اطلاعات سری بسیاری دسترسی داشت. او عکسهایی را نشان داد که ظاهراً از موجودات فرازمینی گرفته شده بودند و درباره این موجودات صحبت کرد. او گفت که موجودات فرازمینی مزبور از کوئینتونیا (بهلحاظ آوایی از روی فیلم تلفظ شد) هستند که ۶۸ سال نوری از زمین فاصله دارند. بوشمن گفت که اگر یک فضاپیما نتواند سریعتر از سرعت نوری که آلبرت اینشتین اثبات کرد حرکت کند، سفر به کوئینتونیا حداقل ۶۸۰۰۰ سال طول میکشد. بوشمن همچنین گفت که این موجودات فرازمینی، بااینحال، قادر بودند این سفر را طی ۴۵ دقیقه انجام دهند.
بوشمن گفت که برخی از موجودات فرازمینی ۲۰۰ ساله بودند. وی همچنین ادعا کرد که ۱۸ موجود فرازمینی با تیم دانشمندان او همکاری میکردند. او شکل استخوانبندی و ساختار بدن آنها را بیشتر توضیح داد : آنها پنج انگشت در هر دست و پا دارند. دارای دو چشم و سه ستون فقرات (که درواقع از غضروف ساخته میشوند) هستند.
آنها بهطور ذهنی ارتباط برقرار میکنند. او گفت که اگر سؤالی در ذهن خود داشته باشید، « با یکی از آنها به اتاقی میروید و ناگهان متوجه میشوید که خودتان پاسخ سوال خودتان را با صدای خودتان میدهید. » درواقع آنها بهطور ذهنی با استفاده از صدای خودتان به شما پاسخ میدهند.
باوجود نامشخصبودن تصاویر فضاپیماهای موجودات فرازمینی، تصاویر خود این موجودات واضح و روشن هستند.
بوشمن گفت که قطر این فضاپیما ۱۱ متر بود. موجودات فرازمینی ظاهراً دوربین خود را از مکانی خارج از فضاپیمای خودشان آوردندو ازسیارات در منظومه شمسی ما عکسهایی تهیه کردند که در این فیلم نشان داده شدند.
@alien2016
« بوید بوشمن »، که در تاریخ هفتم اوت فوت کرد، قبل از مرگش طی مصاحبهای، یکسری اطلاعات درباره تصاویری از موجودات فرازمینی و سفینههای آنها ارائه داد. او این تصاویر و اطلاعات را درمقام یکی از دانشمندان ارشد شرکت « لاکهید مارتین » (شرکت هوافضا، تجهیزات نظامی امنیت و اطلاعات امریکایی) به دست آورد.
امتیازنامههای ثبت شده ایالات متحده بهدست بوید بوشمن شامل فعالیتهای او در لاکهید مارتین، در مقام یک پیمانکار برجسته فنآوری برای دولت آمریکا است و درواقع بیانگر هویت او بهعنوان یکی از کارمندان سابق است. طراحیهای او شامل سیستمی برای شناسایی سفینه فضایی یا تخلیه دود موشک، سیستم تشخیص فلز و دستگاهی برای تشخیص تشعشع میشود.
این مصاحبه از سوی « مارک کیو. پترسون » در یوتیوب گذاشته شد که روزنامه نیویورک دیلی نیوز او را تحت عنوان یک مهندس مستقل هوافضا معرفی میکند. بوشمن در طول مصاحبه گفت که از کارکنان ردهبالایی بود که به اطلاعات سری بسیاری دسترسی داشت. او عکسهایی را نشان داد که ظاهراً از موجودات فرازمینی گرفته شده بودند و درباره این موجودات صحبت کرد. او گفت که موجودات فرازمینی مزبور از کوئینتونیا (بهلحاظ آوایی از روی فیلم تلفظ شد) هستند که ۶۸ سال نوری از زمین فاصله دارند. بوشمن گفت که اگر یک فضاپیما نتواند سریعتر از سرعت نوری که آلبرت اینشتین اثبات کرد حرکت کند، سفر به کوئینتونیا حداقل ۶۸۰۰۰ سال طول میکشد. بوشمن همچنین گفت که این موجودات فرازمینی، بااینحال، قادر بودند این سفر را طی ۴۵ دقیقه انجام دهند.
بوشمن گفت که برخی از موجودات فرازمینی ۲۰۰ ساله بودند. وی همچنین ادعا کرد که ۱۸ موجود فرازمینی با تیم دانشمندان او همکاری میکردند. او شکل استخوانبندی و ساختار بدن آنها را بیشتر توضیح داد : آنها پنج انگشت در هر دست و پا دارند. دارای دو چشم و سه ستون فقرات (که درواقع از غضروف ساخته میشوند) هستند.
آنها بهطور ذهنی ارتباط برقرار میکنند. او گفت که اگر سؤالی در ذهن خود داشته باشید، « با یکی از آنها به اتاقی میروید و ناگهان متوجه میشوید که خودتان پاسخ سوال خودتان را با صدای خودتان میدهید. » درواقع آنها بهطور ذهنی با استفاده از صدای خودتان به شما پاسخ میدهند.
باوجود نامشخصبودن تصاویر فضاپیماهای موجودات فرازمینی، تصاویر خود این موجودات واضح و روشن هستند.
بوشمن گفت که قطر این فضاپیما ۱۱ متر بود. موجودات فرازمینی ظاهراً دوربین خود را از مکانی خارج از فضاپیمای خودشان آوردندو ازسیارات در منظومه شمسی ما عکسهایی تهیه کردند که در این فیلم نشان داده شدند.
@alien2016
@alien2016
یکی از خوانندگان اپک تایمز عکس عروسکی را ارسال کرد که به نظر میرسد بسیار شبیه موجودات فرازمینی در عکس های بوشمن میباشد.فرستنده عکس میگوید معلوم نیست که عروسک چه وقت و از سوی چه کسی برای او فرستاده شد.
@alien2016
یکی از خوانندگان اپک تایمز عکس عروسکی را ارسال کرد که به نظر میرسد بسیار شبیه موجودات فرازمینی در عکس های بوشمن میباشد.فرستنده عکس میگوید معلوم نیست که عروسک چه وقت و از سوی چه کسی برای او فرستاده شد.
@alien2016
@alien2016
روزانه تصاویرو ویدئو های جعلی بسیاری درباره اشیاء پرنده ناشناخته و ظاهراً موجودات بیگانه در اینترنت منتشر می شود که به واقع جعلی تشخیص دادن بعضی از آنها به کارکارشناسی و ابزارهای ویژه نیاز دارد با توجه به اینکه در بعضی از ویدئوها از شاهدان جعلی و صحنه سازیهای بصری هم استفاده شده به این شکل که درابتدا عده ای به نقطه ای اشاره کنند و فریاد بکشند و تعجبشان را ابراز کنند و سپس در لابراتوار تصاویر مورد نظر به این صحنه اضافه شود .
فرهنگ بصری معمولا یک گام از فرهنگ فکری جلوتر عمل می کند و این درصد خطای انسان را افزایش می دهد .
اما حکومتها برای فریب افکار عمومی همیشه از سیاست Disinformation بهره می گیرند یعنی پخش اطلاعات دروغین پیرامون یک موضوع تا اگر در این میان خبر موثقی هم درز کرد در انبوه این اطلاعات دروغین گم و گور شود .
قدرتهای بزرگ از تخریب شخصیت ، هویت و در نهایت ترورکسانی که دست به افشاگری در زمینه اشیاء پرنده ناشناخته و موجودات بیگانه وباستان شناسی ممنوعه می زنند هیچ واهمه ای ندارند .
بوید بوشمن به علت کهولت سن توفیق این را پیدا نکرد که همچون دکتر مایکل وولف به شکل سیستماتیک و گام به گام ماجرای ارتباط عمیق قدرتهای بزرگ با بیگانه ها و استفاده از فن آور شان را در کتابی به نام The Catchers of Heaven منتشر کند . در عوض او تصمیم گرفت که در یک ویدئو تقریباً نیم ساعته تمام حرفش را خلاصه کند
@alien2016
روزانه تصاویرو ویدئو های جعلی بسیاری درباره اشیاء پرنده ناشناخته و ظاهراً موجودات بیگانه در اینترنت منتشر می شود که به واقع جعلی تشخیص دادن بعضی از آنها به کارکارشناسی و ابزارهای ویژه نیاز دارد با توجه به اینکه در بعضی از ویدئوها از شاهدان جعلی و صحنه سازیهای بصری هم استفاده شده به این شکل که درابتدا عده ای به نقطه ای اشاره کنند و فریاد بکشند و تعجبشان را ابراز کنند و سپس در لابراتوار تصاویر مورد نظر به این صحنه اضافه شود .
فرهنگ بصری معمولا یک گام از فرهنگ فکری جلوتر عمل می کند و این درصد خطای انسان را افزایش می دهد .
اما حکومتها برای فریب افکار عمومی همیشه از سیاست Disinformation بهره می گیرند یعنی پخش اطلاعات دروغین پیرامون یک موضوع تا اگر در این میان خبر موثقی هم درز کرد در انبوه این اطلاعات دروغین گم و گور شود .
قدرتهای بزرگ از تخریب شخصیت ، هویت و در نهایت ترورکسانی که دست به افشاگری در زمینه اشیاء پرنده ناشناخته و موجودات بیگانه وباستان شناسی ممنوعه می زنند هیچ واهمه ای ندارند .
بوید بوشمن به علت کهولت سن توفیق این را پیدا نکرد که همچون دکتر مایکل وولف به شکل سیستماتیک و گام به گام ماجرای ارتباط عمیق قدرتهای بزرگ با بیگانه ها و استفاده از فن آور شان را در کتابی به نام The Catchers of Heaven منتشر کند . در عوض او تصمیم گرفت که در یک ویدئو تقریباً نیم ساعته تمام حرفش را خلاصه کند
@alien2016
@alien2016
فیل اشنایدر، پیش از آن که به قتل برسد، یک راز عظیمی را پیرامون موجودات خاکستری افشا نمود:
فیل اشنایدر داشت روی ساختن پایگاههای زیر زمینی برای دولت آمریکا کار می کرد. او دارای درجۀ طبقه بندی امنیتی سری مرحلۀ سوم (Rhyolite 38) بود. اشنایدر گفت که وی یکی از سه بازماندگان نبردی بود که در ماه اوت 1979 میان انسانها و بیگانگان روی داد. او تحت شرایط مشکوکی در 17 ژانویۀ 1996 مرد. اشنایدر به دلیل آشفته شدن به واسطۀ آنچه که ضمن کار کردن روی پروژه های سری مشاهده نمود، احساس کرد که این وظیفۀ اوست که در رابطه با طرحهای موجودات خاکستری به هموطنان خود هشدار دهد. نویسندۀ مطالب عصر نو، آلکس کریستفر، مدت کوتاهی پیش از مرگ فیل اشنایدر با وی مصاحبه نمود. او داستانی را که اشنایدر طی صرف ناهار به وی گفت بازگو نمود:
"فیل در رابطه با رویدادی که طی آن در یک غار زیر زمینی با بیگانگان به نبرد پرداخت با من صحبت کرد. طی این نبرد آنها به طور تصادفی به داخل یک مخفیگاه موجودات خاکستری رخنه کردند. تنها چیزی را که من به خوبی به خاطر می آورم توصیف چشمان موجودات خاکستری بزرگ بود. او گفت که طی نبرد با آنها، پس از این که او یکی از آنها را کشت، حفاظ چشمان موجود بیگانه از جا بیرون پرید و چشمان زرد رنگ مار مانندِ او را که دارای مردمک عمودی مثل خزندگان بود نمایان ساخت. او گفت که آنها دارای لنزهای سیاه رنگی هستند که چشمان آنها را می پوشانند، زیرا چشمان آنها نسبت به نور بسیار حساس است، مگر این که رنگ نور به گونه ای خاص باشد. او از من پرسید، آیا متوجه شده ای که رنگ چراغ خیابانهای شهری و اتوبانها اکنون یک هالۀ با رنگ خاص دارد؟ او گفت، آن هاله تنها رنگی است که چشمان آنها می توانند بدون لنزهای سیاه رنگ تحمل کنند."
در گزارشی از "صدای روسیه" داستان مشابهی وجود دارد که با تجربۀ فیل اشنایدر همخوانی دارد. گزارشات تأیید نشده ای وجود دارند که می گویند در 10 اوت 1989 یک بشقاب پرنده در نزدیکی شهر Prohlandnyi در شوروی سقوط کرد و یا این که سرنگون گردید. رادار ارتش روسیه یک شیء پرندۀ ناشناخته را ردیابی نمود و روسها به گونه ای ناموفق تلاش کردند با سفینۀ فضایی تماس برقرار کنند. بشقاب پرنده به صورت "مخاصم" طبقه بندی گردید. سیستمهای دفاعی شوروی در حالت آماده باش قرار گرفتند و میگهای 25 به پرواز درآمدند تا بشقاب پرنده را پیدا و تعیین هویت کنند. آسیبهای قابل مشاهده ای در سطح بیرونی سفینه وجود داشت. تیم بازیابی در حالی که لباسهای محافظ پوشیده بودند به مکان سقوط اعزام شدند. قدر اندکی تشعشع وجود داشت، و برخی از اعضای تیم در معرض آن قرار گرفتند. در صحنۀ سقوط، بشقاب پرنده به یک هلی کوپتر وصل گردید و به پایگاه هوایی Mozdok انتقال یافت. روسها وارد بشقاب پرنده شدند و سه موجود بیگانه در آن پیدا کردند، که دو تا مرده و یکی به سختی زنده بود. تیمی از دکترها و سایر پرسنل پزشکی تلاش بسیار کردند تا موجود بیگانه را زنده نگاه دارند، اما موفق نشدند. تمامی سه موجود بیگانه در حدود سه و نیم تا چهار فوت قد داشتند، و لباسهای خاکستری رنگ به تن داشتند. زیر لباس آنها، پوست آنها یک رنگ آبی - سبز رنگ با ساختار خزنده داشت. آنها مو نداشتند، دارای چشمان بزرگ سیاه رنگ بودند که با پلک محافظ پوشیده شده بود. انگشتان آنها پرده داشتند، و بازوان آنها دراز و لاغر بود. بدنهای بیگانگان در کانتینرهای شیشه ای نگاهداری می شدند و بشقاب پرنده به کاپوستین یار (Kapustin Yar) منتقل گردید. این اطلاعات نخست توسط سه پژوهشگر روسی، آنتون آنفالوف، لنورا آزیزووا، و الکساندر موسولوف گزارش گردید. به گفتۀ آریزونا ویلدر از راتزچایلد بلادلاین (خط خونی)، تمامی اینها می تواند به سیزده خط خونی که مسئول آفریدن خاکستریها هستند ردیابی شود. ویلدر ادعا می کند که در عملیات سیاه (فوق سری)، خاکستریها سایبرها نامیده می شدند و در واقع موجودات ترکیبی بیگانه هستند که در D.U.M.B ها آفریده شدند. این سایبرها قادرند در یک سطح فراروانی با دیگران ارتباط برقرار کنند، مانند دلفینها به داشتن این توانایی شناخته شده اند.
@alien2016
فیل اشنایدر، پیش از آن که به قتل برسد، یک راز عظیمی را پیرامون موجودات خاکستری افشا نمود:
فیل اشنایدر داشت روی ساختن پایگاههای زیر زمینی برای دولت آمریکا کار می کرد. او دارای درجۀ طبقه بندی امنیتی سری مرحلۀ سوم (Rhyolite 38) بود. اشنایدر گفت که وی یکی از سه بازماندگان نبردی بود که در ماه اوت 1979 میان انسانها و بیگانگان روی داد. او تحت شرایط مشکوکی در 17 ژانویۀ 1996 مرد. اشنایدر به دلیل آشفته شدن به واسطۀ آنچه که ضمن کار کردن روی پروژه های سری مشاهده نمود، احساس کرد که این وظیفۀ اوست که در رابطه با طرحهای موجودات خاکستری به هموطنان خود هشدار دهد. نویسندۀ مطالب عصر نو، آلکس کریستفر، مدت کوتاهی پیش از مرگ فیل اشنایدر با وی مصاحبه نمود. او داستانی را که اشنایدر طی صرف ناهار به وی گفت بازگو نمود:
"فیل در رابطه با رویدادی که طی آن در یک غار زیر زمینی با بیگانگان به نبرد پرداخت با من صحبت کرد. طی این نبرد آنها به طور تصادفی به داخل یک مخفیگاه موجودات خاکستری رخنه کردند. تنها چیزی را که من به خوبی به خاطر می آورم توصیف چشمان موجودات خاکستری بزرگ بود. او گفت که طی نبرد با آنها، پس از این که او یکی از آنها را کشت، حفاظ چشمان موجود بیگانه از جا بیرون پرید و چشمان زرد رنگ مار مانندِ او را که دارای مردمک عمودی مثل خزندگان بود نمایان ساخت. او گفت که آنها دارای لنزهای سیاه رنگی هستند که چشمان آنها را می پوشانند، زیرا چشمان آنها نسبت به نور بسیار حساس است، مگر این که رنگ نور به گونه ای خاص باشد. او از من پرسید، آیا متوجه شده ای که رنگ چراغ خیابانهای شهری و اتوبانها اکنون یک هالۀ با رنگ خاص دارد؟ او گفت، آن هاله تنها رنگی است که چشمان آنها می توانند بدون لنزهای سیاه رنگ تحمل کنند."
در گزارشی از "صدای روسیه" داستان مشابهی وجود دارد که با تجربۀ فیل اشنایدر همخوانی دارد. گزارشات تأیید نشده ای وجود دارند که می گویند در 10 اوت 1989 یک بشقاب پرنده در نزدیکی شهر Prohlandnyi در شوروی سقوط کرد و یا این که سرنگون گردید. رادار ارتش روسیه یک شیء پرندۀ ناشناخته را ردیابی نمود و روسها به گونه ای ناموفق تلاش کردند با سفینۀ فضایی تماس برقرار کنند. بشقاب پرنده به صورت "مخاصم" طبقه بندی گردید. سیستمهای دفاعی شوروی در حالت آماده باش قرار گرفتند و میگهای 25 به پرواز درآمدند تا بشقاب پرنده را پیدا و تعیین هویت کنند. آسیبهای قابل مشاهده ای در سطح بیرونی سفینه وجود داشت. تیم بازیابی در حالی که لباسهای محافظ پوشیده بودند به مکان سقوط اعزام شدند. قدر اندکی تشعشع وجود داشت، و برخی از اعضای تیم در معرض آن قرار گرفتند. در صحنۀ سقوط، بشقاب پرنده به یک هلی کوپتر وصل گردید و به پایگاه هوایی Mozdok انتقال یافت. روسها وارد بشقاب پرنده شدند و سه موجود بیگانه در آن پیدا کردند، که دو تا مرده و یکی به سختی زنده بود. تیمی از دکترها و سایر پرسنل پزشکی تلاش بسیار کردند تا موجود بیگانه را زنده نگاه دارند، اما موفق نشدند. تمامی سه موجود بیگانه در حدود سه و نیم تا چهار فوت قد داشتند، و لباسهای خاکستری رنگ به تن داشتند. زیر لباس آنها، پوست آنها یک رنگ آبی - سبز رنگ با ساختار خزنده داشت. آنها مو نداشتند، دارای چشمان بزرگ سیاه رنگ بودند که با پلک محافظ پوشیده شده بود. انگشتان آنها پرده داشتند، و بازوان آنها دراز و لاغر بود. بدنهای بیگانگان در کانتینرهای شیشه ای نگاهداری می شدند و بشقاب پرنده به کاپوستین یار (Kapustin Yar) منتقل گردید. این اطلاعات نخست توسط سه پژوهشگر روسی، آنتون آنفالوف، لنورا آزیزووا، و الکساندر موسولوف گزارش گردید. به گفتۀ آریزونا ویلدر از راتزچایلد بلادلاین (خط خونی)، تمامی اینها می تواند به سیزده خط خونی که مسئول آفریدن خاکستریها هستند ردیابی شود. ویلدر ادعا می کند که در عملیات سیاه (فوق سری)، خاکستریها سایبرها نامیده می شدند و در واقع موجودات ترکیبی بیگانه هستند که در D.U.M.B ها آفریده شدند. این سایبرها قادرند در یک سطح فراروانی با دیگران ارتباط برقرار کنند، مانند دلفینها به داشتن این توانایی شناخته شده اند.
@alien2016
@alien2016
شی ای که دیروز در آسمان تهران موجب شلیک ضد هوایی شد و در اخبار از آن به نام یک کوادکوپتر معمولی یاد شد چه بوده است؟
پس از انتشار اخبار شلیک ضد هوایی رسانه های خبری دولتی سریع واکنش نشان دادند و آنرا یک پهباد شخصی کوچک خواندند.
اما با وجود عکسهایی از آن شی پرنده کاملا مشخص است که این شی سفید رنگ پهباد نیست.
این شی با سرعت بسیار زیاد حرکت میکند و ناگهان تغییر جهت های بسیار سریع میدهد و نوع حرکتش به چیزی که ما یو اف او یا بشقاب پرنده میدانیم بسیار نزدیک تر است.
عکس و فیلمی از این شی را باهم میبینیم
@alien2016
شی ای که دیروز در آسمان تهران موجب شلیک ضد هوایی شد و در اخبار از آن به نام یک کوادکوپتر معمولی یاد شد چه بوده است؟
پس از انتشار اخبار شلیک ضد هوایی رسانه های خبری دولتی سریع واکنش نشان دادند و آنرا یک پهباد شخصی کوچک خواندند.
اما با وجود عکسهایی از آن شی پرنده کاملا مشخص است که این شی سفید رنگ پهباد نیست.
این شی با سرعت بسیار زیاد حرکت میکند و ناگهان تغییر جهت های بسیار سریع میدهد و نوع حرکتش به چیزی که ما یو اف او یا بشقاب پرنده میدانیم بسیار نزدیک تر است.
عکس و فیلمی از این شی را باهم میبینیم
@alien2016