@alien2016
آنها که ناپدید شدند
در سال 1939 هنگامیکه نیروهای چینی در برابر پیشروی منظم ارتش مکانیزه ژاپن مقاومت میکردند, به سربازان چینی فرمان داده شد که در منطقه " تانکینگ " همچنان به پایداری خود ادامه دهند . در 16 مایلی منطقه یک موضع مهم نظامی که در نزدیکی تنها پل انجا قرار داشت,3100 سرباز چینی تحت فرماندهی کلنل "لی فوسین " خود را برای یک نبرد سخت اماده کرده بودند . کلنل " لی فو سین " به دقت موقعیت کلیه افراد خود را مورد بازرسی قرار داد و سپس به قرارگاه خود که در حدود یک مایلی با صفوف ارتش فاصله داشت عزیمت نمود . بامداد روز بعد هنگامیکه کلنل از خواب برخاست دستیارانش به او اطلاع دادند که جناح راست خط دفاعی لشگر به علائم انان پاسخ نمیدهد . کلنل از این پیام سخت حیرت کرد و دوباره برای سرکشی به انجا رفت, اما در کمال تعجب مشاهده نمود که از این تعداد فقط 112 تن نزدیک پل موضع گرفته اند و از 2988 نفر بقیه کمترین اثری وجود ندارد . انها بکلی ناپدید شده بودند.!! اسلحه سربازان هنوز دست نخورده در انجا به چشم میخورد و چای و برنجی که روی اجاق های کوچک اماده شده بود هنوز گرم بود . هیچگونه اثاری از کشمکش و جدال که امکان داشت در تاریکی شب صورت گرفته باشد بچشم نمیخورد و تمام تجهیزات و وسایل نظامی و شخصی نیز که سربازان شب گذشته برجای گذاشته بودند,همچنان در اطراف اجاق ها دیده میشد . اما با اینحال یک لشکر کامل ناپدید شده بود!!! چه اتفاقی رخ داده بود؟ هیچکس نمیدانست . حادثه چنان با سرعت اتفاق افتاده بود که حتی افراد باقیمانده نیز اظهار بی اطلاعی میکردند!!
منبع :ماهنامه علمی " جهان تازه "
@alien2016
آنها که ناپدید شدند
در سال 1939 هنگامیکه نیروهای چینی در برابر پیشروی منظم ارتش مکانیزه ژاپن مقاومت میکردند, به سربازان چینی فرمان داده شد که در منطقه " تانکینگ " همچنان به پایداری خود ادامه دهند . در 16 مایلی منطقه یک موضع مهم نظامی که در نزدیکی تنها پل انجا قرار داشت,3100 سرباز چینی تحت فرماندهی کلنل "لی فوسین " خود را برای یک نبرد سخت اماده کرده بودند . کلنل " لی فو سین " به دقت موقعیت کلیه افراد خود را مورد بازرسی قرار داد و سپس به قرارگاه خود که در حدود یک مایلی با صفوف ارتش فاصله داشت عزیمت نمود . بامداد روز بعد هنگامیکه کلنل از خواب برخاست دستیارانش به او اطلاع دادند که جناح راست خط دفاعی لشگر به علائم انان پاسخ نمیدهد . کلنل از این پیام سخت حیرت کرد و دوباره برای سرکشی به انجا رفت, اما در کمال تعجب مشاهده نمود که از این تعداد فقط 112 تن نزدیک پل موضع گرفته اند و از 2988 نفر بقیه کمترین اثری وجود ندارد . انها بکلی ناپدید شده بودند.!! اسلحه سربازان هنوز دست نخورده در انجا به چشم میخورد و چای و برنجی که روی اجاق های کوچک اماده شده بود هنوز گرم بود . هیچگونه اثاری از کشمکش و جدال که امکان داشت در تاریکی شب صورت گرفته باشد بچشم نمیخورد و تمام تجهیزات و وسایل نظامی و شخصی نیز که سربازان شب گذشته برجای گذاشته بودند,همچنان در اطراف اجاق ها دیده میشد . اما با اینحال یک لشکر کامل ناپدید شده بود!!! چه اتفاقی رخ داده بود؟ هیچکس نمیدانست . حادثه چنان با سرعت اتفاق افتاده بود که حتی افراد باقیمانده نیز اظهار بی اطلاعی میکردند!!
منبع :ماهنامه علمی " جهان تازه "
@alien2016
@alien2016
کشف قاشق متعلق به موجودات فضایی در مریخ!
جستجوگران موجودات فرازمینی با استناد به عکسی که اخیرا از روی سطح مریخ تهیه شده است ادعای جدید عجیبی را مطرح نموده اند. بنا به گفته آنها یک قاشق بزرگ متعلق به موجودات فضایی که زمانی در این سیاره زندگی می کردند در این عکس قابل مشاهده است. این عکس که توسط مریخ نورد ناسا تهیه شده این نظریه را مطرح ساخته است که شاید این قاشق متعلق به تمدن های گذشته در مریخ باشد.
@alien2016
انتشار این عکس واکنش "اسکات سی وارینگ" محقق در زمینه موجودات فضایی را نیز به همراه داشت. وی در این خصوص گفت: " این یک کشف فوق العاده از لوازم آنهاست که در نزدیکی مریخ نورد وجود داشته است. طول، عرض و ضخامت آن نشان دهنده یک قاشق است. این دومین قاشق واقعی پیدا شده روی مریخ است و این قاشق دقیقا شبیه به قاشق نخست است و تقریبا هیچ تفاوتی بین این دو وجود ندارد.”
@alien2016
کشف قاشق متعلق به موجودات فضایی در مریخ!
جستجوگران موجودات فرازمینی با استناد به عکسی که اخیرا از روی سطح مریخ تهیه شده است ادعای جدید عجیبی را مطرح نموده اند. بنا به گفته آنها یک قاشق بزرگ متعلق به موجودات فضایی که زمانی در این سیاره زندگی می کردند در این عکس قابل مشاهده است. این عکس که توسط مریخ نورد ناسا تهیه شده این نظریه را مطرح ساخته است که شاید این قاشق متعلق به تمدن های گذشته در مریخ باشد.
@alien2016
انتشار این عکس واکنش "اسکات سی وارینگ" محقق در زمینه موجودات فضایی را نیز به همراه داشت. وی در این خصوص گفت: " این یک کشف فوق العاده از لوازم آنهاست که در نزدیکی مریخ نورد وجود داشته است. طول، عرض و ضخامت آن نشان دهنده یک قاشق است. این دومین قاشق واقعی پیدا شده روی مریخ است و این قاشق دقیقا شبیه به قاشق نخست است و تقریبا هیچ تفاوتی بین این دو وجود ندارد.”
@alien2016
@alien2016
داستان برخورد یکی از اعضای کانال آقای بهنام با یک خزنده که حدود یک ماه پیش برای من فرستاده بودند دیدم جالب بود گفتم برای شما عزیزان بذارم.
بهنام:
سلام.
۸ سال پیش در کرمانشاه روستای پیران، با چند نفر از دوستان رفته بودیم تفریح. یک قسمت از منطقه بکر و دور افتاده رو انتخاب کردیم که خیلی هم سخت میشد به اونجا رسید و عملا هیچکس به اونجا رفت و آمد نداشت. یک برکه آب کوچیک هم نزدیک ما بود.بعد از ظهر وقتی قرار بود برگردیم با گوشی k750 که تازه به بازار اومده بود، یک فیلم از خودمون گرفتیم و برگشتیم به خونه هامون. وقتی فیلم رو دوباره نگاه کردم واقعا وحشت زده شدم. یک لحظه دوربین از برکه فیلم گرفته بود و در همون موقع یک موجود عجیب و بزرگ شبیه کروکودیل ولی با پاهایی به بزرگی و بلندی پای انسان با دست هایی بلند و فلس دار به صورت عمودی و بر روی دو پا درحال دویدن بر روی آب برکه بود و گویا مارو زیر نظر داشت و زمانی که ما قصد رفتن داشتیم سریع فرار کرده بود و پنهان شده بود. مطلقا شبیه به هیچ جانوری نبود و فقط پوستی شبیه به کروکودیل داشت. جالب اینجاست با چشم دیده نشد زمان فیلم برداری بلکه فقط دوربین فیلمش رو گرفته بود! فیلم رو به سپاه نشون دادم و اونا سریع اون منطقه رو زیر و رو کردن چندین حسگر حرکتی و گرمایی بردن اما پیداش نکردن. فقط فهمیدن که زیر برکه یک غار آبی وجود داره که انتهای غار معلوم نیست تا کجا ادامه داره.
@alien2016
داستان برخورد یکی از اعضای کانال آقای بهنام با یک خزنده که حدود یک ماه پیش برای من فرستاده بودند دیدم جالب بود گفتم برای شما عزیزان بذارم.
بهنام:
سلام.
۸ سال پیش در کرمانشاه روستای پیران، با چند نفر از دوستان رفته بودیم تفریح. یک قسمت از منطقه بکر و دور افتاده رو انتخاب کردیم که خیلی هم سخت میشد به اونجا رسید و عملا هیچکس به اونجا رفت و آمد نداشت. یک برکه آب کوچیک هم نزدیک ما بود.بعد از ظهر وقتی قرار بود برگردیم با گوشی k750 که تازه به بازار اومده بود، یک فیلم از خودمون گرفتیم و برگشتیم به خونه هامون. وقتی فیلم رو دوباره نگاه کردم واقعا وحشت زده شدم. یک لحظه دوربین از برکه فیلم گرفته بود و در همون موقع یک موجود عجیب و بزرگ شبیه کروکودیل ولی با پاهایی به بزرگی و بلندی پای انسان با دست هایی بلند و فلس دار به صورت عمودی و بر روی دو پا درحال دویدن بر روی آب برکه بود و گویا مارو زیر نظر داشت و زمانی که ما قصد رفتن داشتیم سریع فرار کرده بود و پنهان شده بود. مطلقا شبیه به هیچ جانوری نبود و فقط پوستی شبیه به کروکودیل داشت. جالب اینجاست با چشم دیده نشد زمان فیلم برداری بلکه فقط دوربین فیلمش رو گرفته بود! فیلم رو به سپاه نشون دادم و اونا سریع اون منطقه رو زیر و رو کردن چندین حسگر حرکتی و گرمایی بردن اما پیداش نکردن. فقط فهمیدن که زیر برکه یک غار آبی وجود داره که انتهای غار معلوم نیست تا کجا ادامه داره.
@alien2016
@alien2016
آنها که ناپدید شدند
در سال 1988 یک مهمانی بزرگ از طرف سفیر کوبا در سفارت ان کشور در شهر لندن برگزار شد . در این مهمانی, مهمانان مختلف لشکری و کشوری و افراد سایر سفارتخانه ها جمع شده بودند . انها تصور نمیکردند اتفاقی عجیب مهمانی انشب را دگرگون کند . " چارلز اشمور " که از تاجران و بازرگانان انگلیسی که سالهای متمادی با کشور کوبا مبادلات تجاری داشت مهمان انشب سفیر کوبا بود . او پشت مبلی ایستاده بود و مشغول تماشای یکی از تابلوهای روی دیوار بود, ناگهان چنان سرنگون شد که گوئی زمین زیر پای او خالی شده است و بعد از ان اثری از " چارلز اشمور " نبود, گوئی او اب شده و در زمین فرو رفته است . مهمانانی که برای شادی و تفریخ به انجا رفته بودند چنان وحشت زده شده بودند که با سرعت تالار سفارت را ترک گفتند . پلیس بهمراه تجیهزات مختلف از جمله سگهای ردیاب ساعات زیادی به جستجوی اشمور پرداخت اما کوچکترین نشانی از او پیدا نکرد . در بازجوئی ها تمام مهمانان یک جمله برای گفتند داشتند . " او بطرز عجیبی ناپدید شده بود "
منبع :ماهنامه علمی " جهان تازه
@alien2016
آنها که ناپدید شدند
در سال 1988 یک مهمانی بزرگ از طرف سفیر کوبا در سفارت ان کشور در شهر لندن برگزار شد . در این مهمانی, مهمانان مختلف لشکری و کشوری و افراد سایر سفارتخانه ها جمع شده بودند . انها تصور نمیکردند اتفاقی عجیب مهمانی انشب را دگرگون کند . " چارلز اشمور " که از تاجران و بازرگانان انگلیسی که سالهای متمادی با کشور کوبا مبادلات تجاری داشت مهمان انشب سفیر کوبا بود . او پشت مبلی ایستاده بود و مشغول تماشای یکی از تابلوهای روی دیوار بود, ناگهان چنان سرنگون شد که گوئی زمین زیر پای او خالی شده است و بعد از ان اثری از " چارلز اشمور " نبود, گوئی او اب شده و در زمین فرو رفته است . مهمانانی که برای شادی و تفریخ به انجا رفته بودند چنان وحشت زده شده بودند که با سرعت تالار سفارت را ترک گفتند . پلیس بهمراه تجیهزات مختلف از جمله سگهای ردیاب ساعات زیادی به جستجوی اشمور پرداخت اما کوچکترین نشانی از او پیدا نکرد . در بازجوئی ها تمام مهمانان یک جمله برای گفتند داشتند . " او بطرز عجیبی ناپدید شده بود "
منبع :ماهنامه علمی " جهان تازه
@alien2016
@alien2016
26 ژوئن 1959 شهر پاپاس، گینه نو - یک کشیش به همراه 25 نفر از کلیسا بیرون آمده بودند که با صحنه عجیبی روبرو شدند، آنها شی مدور ناشناس پرنده ای را با چند موجود انسان نما بر روی آن مشاهده کردند، کشیش گیل اسکچ می گوید، مشغول صحبت کردن بودیم که ناگهان از افق نور آبی رنگی فلش زده و شی ای بشکل بشقاب با سه چهار موجود شبیه انسان نمایان شدند، در بالای شی پرنده چیزی شبیه پیشخوان وجود داشت و آن موجودات در پشت آن ایستاده بودند، در اطراف آن شی دو بشقاب پرنده کوچک بحالت ثابت پرواز می کردند، تقریبا حالت محافظ را برای شی اصلی داشتند، کشیش می گوید ناخودآگاه دستم را بالا برده و برایشان تکان دادم، در کمال تعجب هر چهار موجود جواب مرا با تکان دادن دستانشان دادند، اینجا بود که یوفو بطرف آنها نزدیک تر شد، کشیش می گوید به همراهانم گفتم زانو بزنند و از آنها با اشاره دست تقاضا کنیم فرود بیابند، اینکار را دست جمعی انجام دادیم اما آنها علاقه ای نشان ندادند و کم کم فاصله گرفته و آرام آرام در افق ناپدید شدند، آنها بلافاصله موضوع را به نیروی هوایی استرالیا گزارش دادند، اما با وجودی که نیروی هوایی استرالیا کشیش گیل را فردی صادق و مورد اعتماد می دانست،با این وجود این ماجرا را جدی نگرفت و برخی متخصصان آنرا به یک پدیده طبیعی،توهم جمعی،شکست و انعکاس نور و عدم شناسایی یک حادثه نجومی مرتبط دانستند.... نکته جالب در این زمینه اینست که در دو هفته قبل از این ماجرا ساکنان آن ناحیه بیش از شصت مورد پدیده های مشابه را رویت نموده بودند.... آلن جی هاینک که در آن زمان مسئول پروژه بلو بوک در امریکا بود، این ماجرا را پدیده ای طبیعی ندانست و اظهار نمود که با توجه به اندازه اشیا رویت شده و ثابت بودن آن شی و دو شی دیگر برای دقایق متوالی،احتمال پدیده نجومی نمی رود.....
@alien2016
26 ژوئن 1959 شهر پاپاس، گینه نو - یک کشیش به همراه 25 نفر از کلیسا بیرون آمده بودند که با صحنه عجیبی روبرو شدند، آنها شی مدور ناشناس پرنده ای را با چند موجود انسان نما بر روی آن مشاهده کردند، کشیش گیل اسکچ می گوید، مشغول صحبت کردن بودیم که ناگهان از افق نور آبی رنگی فلش زده و شی ای بشکل بشقاب با سه چهار موجود شبیه انسان نمایان شدند، در بالای شی پرنده چیزی شبیه پیشخوان وجود داشت و آن موجودات در پشت آن ایستاده بودند، در اطراف آن شی دو بشقاب پرنده کوچک بحالت ثابت پرواز می کردند، تقریبا حالت محافظ را برای شی اصلی داشتند، کشیش می گوید ناخودآگاه دستم را بالا برده و برایشان تکان دادم، در کمال تعجب هر چهار موجود جواب مرا با تکان دادن دستانشان دادند، اینجا بود که یوفو بطرف آنها نزدیک تر شد، کشیش می گوید به همراهانم گفتم زانو بزنند و از آنها با اشاره دست تقاضا کنیم فرود بیابند، اینکار را دست جمعی انجام دادیم اما آنها علاقه ای نشان ندادند و کم کم فاصله گرفته و آرام آرام در افق ناپدید شدند، آنها بلافاصله موضوع را به نیروی هوایی استرالیا گزارش دادند، اما با وجودی که نیروی هوایی استرالیا کشیش گیل را فردی صادق و مورد اعتماد می دانست،با این وجود این ماجرا را جدی نگرفت و برخی متخصصان آنرا به یک پدیده طبیعی،توهم جمعی،شکست و انعکاس نور و عدم شناسایی یک حادثه نجومی مرتبط دانستند.... نکته جالب در این زمینه اینست که در دو هفته قبل از این ماجرا ساکنان آن ناحیه بیش از شصت مورد پدیده های مشابه را رویت نموده بودند.... آلن جی هاینک که در آن زمان مسئول پروژه بلو بوک در امریکا بود، این ماجرا را پدیده ای طبیعی ندانست و اظهار نمود که با توجه به اندازه اشیا رویت شده و ثابت بودن آن شی و دو شی دیگر برای دقایق متوالی،احتمال پدیده نجومی نمی رود.....
@alien2016
@alien2016
فاروق الباز یکی از مدیران ارشد ناسا در دهه شصت بود، در جریان یک کنفرانس، خبرنگاران که از اهمیت او در ناسا اطلاع داشتند و می دانستند که رازهای زیادی در او نهفته است، از او عاجزانه خواستند به آنها بگوید در ماموریت های آپولو چه اتفاقاتی واقعا افتاده است، او در جواب فقط گفت که در موارد سری و زمانی که فضانوردان نمی خواهند چیزی را که مشاهده یا تجربه کرده اند را همه بفهمند با کد صحبت می کنند، خبرنگاران با اصرار از او خواستند این کدها را توضیح دهد، او در جواب گفت اگر آنها را به شما بگویم دیگر کد نیستند.همین گفته او به قول ضرب المثل زیبای ما ایرانی ها " عاقلان را یک اشارت کافیست" برخی ها را به یقین رساند که ماموریت های آپولو حرف های ناگفته فراوانی دارد که بهیچوجه قرار نیست کسی از آنها مطلع شود و الا اگر همه چیز عادی بوده چرا باید فضانوردان از زبان کد استفاده کنند،آنچه بنظر بسیاری در جریان ماموریت های آپولو،مسلم است، اینست که فضانوردان ناسا بدون شک چیزهایی در ماه دیدند یا با چیزهایی روبرو شدند که بعد از ماموریت آپولو 17 دیگر هیچ ماموریتی به ماه شکل نگرفت و حتی تاکنون هم حرفی از بازگشت به ماه توسط ناسا شنیده نمی شود.برخی ادعا کرده اند که در بخش تاریک ماه موجودات بیگانه بسیار پیشرفته ای زندگی می کنند و همانها به انسان اخطار داده اند دیگر هرگز به ماه برگردند، بقول مایکل برنس، آنها گفته اند،به جایی که به شما تعلق ندارد قدم نگذارید، سوال اساسی این جا اینست که آمریکایی ها سالها هزینه های سرسام آوری را بر روی پروژه آپولو صرف کردند و توانستند به این تکنولوژی دست یابند حالا که قرار شده ثمره این هزینه ها و تلاش ها را بردارند،کل پروژه متوقف شده و به فراموشی سپرده می شود.از آن پس ناسا ماموریت های " فار ارت اوربیت" یا دور از مدار زمین را بکلی رها کرد و فقط ماموریت های " لو ارت اوربیت" یا نزدیک به مدار زمین، را در دستور کار قرار داد.
@alien2016
فاروق الباز یکی از مدیران ارشد ناسا در دهه شصت بود، در جریان یک کنفرانس، خبرنگاران که از اهمیت او در ناسا اطلاع داشتند و می دانستند که رازهای زیادی در او نهفته است، از او عاجزانه خواستند به آنها بگوید در ماموریت های آپولو چه اتفاقاتی واقعا افتاده است، او در جواب فقط گفت که در موارد سری و زمانی که فضانوردان نمی خواهند چیزی را که مشاهده یا تجربه کرده اند را همه بفهمند با کد صحبت می کنند، خبرنگاران با اصرار از او خواستند این کدها را توضیح دهد، او در جواب گفت اگر آنها را به شما بگویم دیگر کد نیستند.همین گفته او به قول ضرب المثل زیبای ما ایرانی ها " عاقلان را یک اشارت کافیست" برخی ها را به یقین رساند که ماموریت های آپولو حرف های ناگفته فراوانی دارد که بهیچوجه قرار نیست کسی از آنها مطلع شود و الا اگر همه چیز عادی بوده چرا باید فضانوردان از زبان کد استفاده کنند،آنچه بنظر بسیاری در جریان ماموریت های آپولو،مسلم است، اینست که فضانوردان ناسا بدون شک چیزهایی در ماه دیدند یا با چیزهایی روبرو شدند که بعد از ماموریت آپولو 17 دیگر هیچ ماموریتی به ماه شکل نگرفت و حتی تاکنون هم حرفی از بازگشت به ماه توسط ناسا شنیده نمی شود.برخی ادعا کرده اند که در بخش تاریک ماه موجودات بیگانه بسیار پیشرفته ای زندگی می کنند و همانها به انسان اخطار داده اند دیگر هرگز به ماه برگردند، بقول مایکل برنس، آنها گفته اند،به جایی که به شما تعلق ندارد قدم نگذارید، سوال اساسی این جا اینست که آمریکایی ها سالها هزینه های سرسام آوری را بر روی پروژه آپولو صرف کردند و توانستند به این تکنولوژی دست یابند حالا که قرار شده ثمره این هزینه ها و تلاش ها را بردارند،کل پروژه متوقف شده و به فراموشی سپرده می شود.از آن پس ناسا ماموریت های " فار ارت اوربیت" یا دور از مدار زمین را بکلی رها کرد و فقط ماموریت های " لو ارت اوربیت" یا نزدیک به مدار زمین، را در دستور کار قرار داد.
@alien2016
@alien2016
فصل هجدهم : ماموریت آپولو
ایالات متحده در دوران پس از جنگ جهانی با صرف هزینه های هنگفت و بودجه 30000000000 دلاری تلاش خود را برای خارج شدن از زمین آغاز کرد.
سر انجام آنها موفق شدند در ماموریت آپولو 11 دو تن از فضانوردان ناسا نیل آرمسترانگ و باز آلدرین را به سلامت روی سطح ماه فرود آورند.
پس از آن نیز چند ماموریت دیگر آپولو انجام شد و تا سال 1972 ناسا مشغول کار بر روی ماموریت های ماه بود.
اما با یک باره ماموریت روی ماه متوقف شد....
دلیل آن چه بود؟ آیا نیرویی خارجی آنها را از آمدن بر روی ماه باز داشته بود؟
یا اینکه تمدنی در قسمت تاریک ماه وجود داشت؟ و یا اینکه آنها بر روی ماه به چیزی عجیب بر خوردند؟
پس از توقف ماموریت های ماه تمامی این فرضیه ها مطرح شد.
به تازگی یک فضانورد بازنشسته ناسا که از بیماری وخیمی رنج میبرد و خود امیدی به زیاد زنده بودن نداشته پرده از یک راز عظیمی برداشته است.
پس از سال 1972 ایالات متحده با همکاری شوروی 3 ماموریت کاملاً مخفیانه و سری بر روی ماه داشتند. به گفته این فضانورد که خود در این ماموریت حضور داشته و مستنداتی که افشا کرده آنها با چیزی بسیار عجیب برخورد میکنند.
در ماموریت آپولو 20 فضاپیمای ناسا در نزدیکی قطب شمالی ماه یک شی به ظاهر سفینه کشیده و اتوبوسی شکل میابد و با کسب اجازه از سازمان مجوز ورود به آن را پیدا میکنند.
سفینه متروکه به نظر می آمد. وارد اتاق فرمان سفینه که میشوند با چیز بسیار عجیب تری مواجه میشوند. یک مرد مرده و یک زن نیمه مرده که بدنش به دستگاه های داخل سفینه وصل بوده است. آنها ظاهری کاملا شبیه انسان داشتند. بدن زن کاملا پوشیده از نوعی ماده ژله ای شکل مثل فرمالین بود. آنها زن را به سفینه ناسا منتقل میکنند و یک پزشک به وسیله وسایل پزشکی موجود شروع به بررسی بدن زن میکنند. بعدا پس از بررسی ها مشخص شد که سفینه متروکه تا سال 1905 در حال استفاده بوده است.
@alien2016
فصل هجدهم : ماموریت آپولو
ایالات متحده در دوران پس از جنگ جهانی با صرف هزینه های هنگفت و بودجه 30000000000 دلاری تلاش خود را برای خارج شدن از زمین آغاز کرد.
سر انجام آنها موفق شدند در ماموریت آپولو 11 دو تن از فضانوردان ناسا نیل آرمسترانگ و باز آلدرین را به سلامت روی سطح ماه فرود آورند.
پس از آن نیز چند ماموریت دیگر آپولو انجام شد و تا سال 1972 ناسا مشغول کار بر روی ماموریت های ماه بود.
اما با یک باره ماموریت روی ماه متوقف شد....
دلیل آن چه بود؟ آیا نیرویی خارجی آنها را از آمدن بر روی ماه باز داشته بود؟
یا اینکه تمدنی در قسمت تاریک ماه وجود داشت؟ و یا اینکه آنها بر روی ماه به چیزی عجیب بر خوردند؟
پس از توقف ماموریت های ماه تمامی این فرضیه ها مطرح شد.
به تازگی یک فضانورد بازنشسته ناسا که از بیماری وخیمی رنج میبرد و خود امیدی به زیاد زنده بودن نداشته پرده از یک راز عظیمی برداشته است.
پس از سال 1972 ایالات متحده با همکاری شوروی 3 ماموریت کاملاً مخفیانه و سری بر روی ماه داشتند. به گفته این فضانورد که خود در این ماموریت حضور داشته و مستنداتی که افشا کرده آنها با چیزی بسیار عجیب برخورد میکنند.
در ماموریت آپولو 20 فضاپیمای ناسا در نزدیکی قطب شمالی ماه یک شی به ظاهر سفینه کشیده و اتوبوسی شکل میابد و با کسب اجازه از سازمان مجوز ورود به آن را پیدا میکنند.
سفینه متروکه به نظر می آمد. وارد اتاق فرمان سفینه که میشوند با چیز بسیار عجیب تری مواجه میشوند. یک مرد مرده و یک زن نیمه مرده که بدنش به دستگاه های داخل سفینه وصل بوده است. آنها ظاهری کاملا شبیه انسان داشتند. بدن زن کاملا پوشیده از نوعی ماده ژله ای شکل مثل فرمالین بود. آنها زن را به سفینه ناسا منتقل میکنند و یک پزشک به وسیله وسایل پزشکی موجود شروع به بررسی بدن زن میکنند. بعدا پس از بررسی ها مشخص شد که سفینه متروکه تا سال 1905 در حال استفاده بوده است.
@alien2016
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلم افشا شده از ماموریت آپولو 20
@alien2016
@alien2016
بخش اول فیلم که توضیح میده داخل سفینه ماموریت آپولو 20 رو توضیح میده به علت طولانی بودن و بالا رفتن حجم کم شده و این ویدئو خلاصه شدس
دوستان معذرت میخوام متاسفانه گوشیم سرقت شده بود واسه همین نبودم امروز موفق شدم دوباره تلگرامم رو برگردونم
کسانی که پیدا شدند
@aline2016
در صبح 25 اکتبر سال 1593 در میدان روبروی کاخ سلطنتی واقع در شهر مکزیکوسیتی پایتخت مکزیک نگهبانان در حال تعویض کشیک بودند . در زیر افتاب درخشان یکی از این سربازان در میان بقیه نمایان تر بود و تعجبی هم نداشت . چون او جامه مخصوصی که جلوه و شکوه خاصی داشته و کاملا با دیگران فرق داشته بر تن کرده بود, حتی تفنگ وی نیز از مدل متفاوتی بود و کاملا واضع بود که خودش هم گیج شده است. وقتی او را برای بازجوئی به مقامات محلی بردند, چنین اظهار داشت : اسم من " گیل پرز " است این که چرا اینجا کشیک ایستاده ام بخاطر این است که بمن دستور داده شده است . همین امروز صبح من به عنوان محافظ اسب سوار درب کاخ فرمانداری " مانیل " تعیین شدم . من اکنون بخوبی میدانم که اینجا کاخ فرمانداری نبوده و من در مانیل نیستم, چرا و چگونه به اینجا امده ام, خودم هم نمیدانم!! ولی خوب اینجا هستم و اینجا هم خوب یک قصر است . پس وظیفه ام را مطابق دستور انجام میدهم .! او در خاتمه افزود : دیشب سر فرماندار " فیلیپین " یعنی اعلیحضرت " دون گومز پرز داسماريناس " با تبر مورد حمله قرار گرفت و بر اثر این ضربه جان سپرد . به ان سرباز خاطر نشان شد که او اینک در مکزیکوسیتی که هزاران مایل دورتر از مانیل است, بوده و سخنان وی قابل باور نمی باشد . او توسط شخص فرماندار کل و مشاورش مورد بازجویی قرار گرفت . انها هم مثل ان سرباز گیج و سر درگم بودند . در نهایت توسط کلیسا مورد مواخذه قرار گرفت و به زندان افکنده شد و معمایی برای همه اشخاص که با ان سروکار داشتند, لاینحل باقی ماند . ایا او واقعا از مانیل تا مکزیکوسیتی را یکشبه منتقل شده بود.؟ امری که در سال 1593 محال مینمود . ایا او یک جنایتکار فراری بود یا یک دیوانه... و یا فقط یک دروغگوی فطری.؟ مدت دو ماه گیل پرز در یک زندان محبوس بود تا اینکه یک کشتی از فیلیپین از راه رسید و خبر قتل فرماندار "داسمار يناس " که در " مولوکاس " کشته شده بود را با خود اورد . طی اخرین تحقیقاتی که بعمل امد مشخص شد درست یکروز قبل از دستگیری گیل پرز در مکزیکوسیتی , او در مانیل بوده و همانطور که خودش عنوان داشته یکی از نگهبانان محافظ جلوی کاخ فرمانداری بوده است . مقامات که قادر به توضیح اینکه چه بر سر این مرد بیچاره امده بود با دقت به ثبت جزئیات ان حادثه پرداختند و او را به مانیل عودت دادند .
@alien2016
منبع :ماهنامه علمی " جهان تازه "
@aline2016
در صبح 25 اکتبر سال 1593 در میدان روبروی کاخ سلطنتی واقع در شهر مکزیکوسیتی پایتخت مکزیک نگهبانان در حال تعویض کشیک بودند . در زیر افتاب درخشان یکی از این سربازان در میان بقیه نمایان تر بود و تعجبی هم نداشت . چون او جامه مخصوصی که جلوه و شکوه خاصی داشته و کاملا با دیگران فرق داشته بر تن کرده بود, حتی تفنگ وی نیز از مدل متفاوتی بود و کاملا واضع بود که خودش هم گیج شده است. وقتی او را برای بازجوئی به مقامات محلی بردند, چنین اظهار داشت : اسم من " گیل پرز " است این که چرا اینجا کشیک ایستاده ام بخاطر این است که بمن دستور داده شده است . همین امروز صبح من به عنوان محافظ اسب سوار درب کاخ فرمانداری " مانیل " تعیین شدم . من اکنون بخوبی میدانم که اینجا کاخ فرمانداری نبوده و من در مانیل نیستم, چرا و چگونه به اینجا امده ام, خودم هم نمیدانم!! ولی خوب اینجا هستم و اینجا هم خوب یک قصر است . پس وظیفه ام را مطابق دستور انجام میدهم .! او در خاتمه افزود : دیشب سر فرماندار " فیلیپین " یعنی اعلیحضرت " دون گومز پرز داسماريناس " با تبر مورد حمله قرار گرفت و بر اثر این ضربه جان سپرد . به ان سرباز خاطر نشان شد که او اینک در مکزیکوسیتی که هزاران مایل دورتر از مانیل است, بوده و سخنان وی قابل باور نمی باشد . او توسط شخص فرماندار کل و مشاورش مورد بازجویی قرار گرفت . انها هم مثل ان سرباز گیج و سر درگم بودند . در نهایت توسط کلیسا مورد مواخذه قرار گرفت و به زندان افکنده شد و معمایی برای همه اشخاص که با ان سروکار داشتند, لاینحل باقی ماند . ایا او واقعا از مانیل تا مکزیکوسیتی را یکشبه منتقل شده بود.؟ امری که در سال 1593 محال مینمود . ایا او یک جنایتکار فراری بود یا یک دیوانه... و یا فقط یک دروغگوی فطری.؟ مدت دو ماه گیل پرز در یک زندان محبوس بود تا اینکه یک کشتی از فیلیپین از راه رسید و خبر قتل فرماندار "داسمار يناس " که در " مولوکاس " کشته شده بود را با خود اورد . طی اخرین تحقیقاتی که بعمل امد مشخص شد درست یکروز قبل از دستگیری گیل پرز در مکزیکوسیتی , او در مانیل بوده و همانطور که خودش عنوان داشته یکی از نگهبانان محافظ جلوی کاخ فرمانداری بوده است . مقامات که قادر به توضیح اینکه چه بر سر این مرد بیچاره امده بود با دقت به ثبت جزئیات ان حادثه پرداختند و او را به مانیل عودت دادند .
@alien2016
منبع :ماهنامه علمی " جهان تازه "
Forwarded from آخرین خبر
🔺یک مرد روستایی در چین، سنگ صخره ای عجیبی کشف کرده که شبیه به سفینه فضایی است. برای خرید این سنگ 14379 دلار به او پیشنهاد دادند ولی این مرد قبول نکرد چون معتقد است این سنگ یک گنج است!
@akharinkhabar
@akharinkhabar
@alien2016
دخالت بیکانگان
ژاپن 11 مارس 2011
در چند مایلی سواحل شرقی شبه جزیره اوشیکا یکی از بزرگترین زلزله های ثبت شده در تاریخ به بزرگی 9 ریشتر زمین را می لرزاند.جنبش های عظیم از دو لایه زمین و حرکت آنها تمام سرزمین ژاپن را به طرز وحشتناکی لرزاند.ساختمان ها فروریختند آتش به پا شد و هزاران نفر از مردم مردند.
اما هنوز بدتر از این در راه است
زلزله باعث سونامی عظیمی نیز شد.امواجی به بلندی 130 پا شروع به طغیان در ساحل با عواقب ویرانگر کردند.یک موج به طور خاص به نیروگاه فوکاشیما اصابت کرد و سیستم ایمنی آنجا را تحت الشعاع قرار داد. که باعث شد نیروگاه وارد فاز بحرانی شود و مواد رادیواکتیو در اتمسفر و آب منتشر کند.با ذوب شدن راکتور نیروگاه هسته ای و پخش اشعه در اتمسفر مقامات دستور تخلیه منطقه را دادند . تنها افرادی که ماندند کارکنانی بودند برای جلوگیری از وقوع یک فاجعه بزرگتر.اما به گفته شاهدان عینی در صحنه، این کارگران تنها نبودند. در شمار قابل توجهی گزارشاتی مبنی بر مشاهده بشقاب پرنده در آن منطقه در هفته ها و روزهای منتهی به زمین لرزه و سونامی وجود دارد و تعدادی مشاهدات بشقاب پرنده در منطقه گزارش شد
@alien2016
بعد از آن حادثه این احتمال مطرح شد که موجودات فرازمینی در تثبیت این وضعیت و فرونشاندن عواقب سونامی دخالت داشته اند.
بعلت ذوب نیروگاه فوکاشیما نوار وسیعی از آسیا برای مدت زمان بسیار طولانی غیرقابل سکونت شد.
آیا ممکن است که موجودات فرازمینی از این بحران مطلع بوده اند؟ و کاری برای کاهش تاثیر این فاجعه انجام داده اند و نهایتا بشر را نجات دادند ؟
آیا واقعا موجودات فرازمینی در بحران فوکوشیما حاضر بوده اند و ممکن است برای جلوگیری از یک فاجعه بدتر کمک کرده باشند؟
نظریه پردازان فضانوردان باستانی اشاره می کنند که گزارشاتی از دیدن اشیا عجیبی در آسمان 25 سال پیش هنگام وقوع حادثه در نیروگاه هسته ای چرنوبیل در اوکراین وجود داشته
تعدادی از شاهدان گزارش داده اند که بشقاب پرنده هایی در اطراف نیروگاه بوده که حتی پرتوهایی از این بشقاب پرنده ها به سمت نیروگاه های هسته ای میتابیده است.
و آنها را از یک بحران بسیار شدیدتر از این حفظ کرده .برخی فکر می کنند بشقاب پرنده هایی که در طول بحران دیده شده اند
شاید از ما محافظت می کرده اند و در تلاش برای دفع یک انفجار هسته ای هولناک بوده اند.
و اگر از ما محافظت نمی کرده اند حداقل از جهانمان محافظت کرده اند.
آیا تنها از بخت خوب بوده که حوادث هسته ای در فوکوشیما و چرنوبیل مرگبارتر نبودند؟ و یا ممکن است طبق گفته شاهدان عینی بشقاب پرنده ها مسئول جلوگیری از این فاجعه بودند؟زمانیکه انسان از انجام اینکار ناتوان بود.
@alien2016
دخالت بیکانگان
ژاپن 11 مارس 2011
در چند مایلی سواحل شرقی شبه جزیره اوشیکا یکی از بزرگترین زلزله های ثبت شده در تاریخ به بزرگی 9 ریشتر زمین را می لرزاند.جنبش های عظیم از دو لایه زمین و حرکت آنها تمام سرزمین ژاپن را به طرز وحشتناکی لرزاند.ساختمان ها فروریختند آتش به پا شد و هزاران نفر از مردم مردند.
اما هنوز بدتر از این در راه است
زلزله باعث سونامی عظیمی نیز شد.امواجی به بلندی 130 پا شروع به طغیان در ساحل با عواقب ویرانگر کردند.یک موج به طور خاص به نیروگاه فوکاشیما اصابت کرد و سیستم ایمنی آنجا را تحت الشعاع قرار داد. که باعث شد نیروگاه وارد فاز بحرانی شود و مواد رادیواکتیو در اتمسفر و آب منتشر کند.با ذوب شدن راکتور نیروگاه هسته ای و پخش اشعه در اتمسفر مقامات دستور تخلیه منطقه را دادند . تنها افرادی که ماندند کارکنانی بودند برای جلوگیری از وقوع یک فاجعه بزرگتر.اما به گفته شاهدان عینی در صحنه، این کارگران تنها نبودند. در شمار قابل توجهی گزارشاتی مبنی بر مشاهده بشقاب پرنده در آن منطقه در هفته ها و روزهای منتهی به زمین لرزه و سونامی وجود دارد و تعدادی مشاهدات بشقاب پرنده در منطقه گزارش شد
@alien2016
بعد از آن حادثه این احتمال مطرح شد که موجودات فرازمینی در تثبیت این وضعیت و فرونشاندن عواقب سونامی دخالت داشته اند.
بعلت ذوب نیروگاه فوکاشیما نوار وسیعی از آسیا برای مدت زمان بسیار طولانی غیرقابل سکونت شد.
آیا ممکن است که موجودات فرازمینی از این بحران مطلع بوده اند؟ و کاری برای کاهش تاثیر این فاجعه انجام داده اند و نهایتا بشر را نجات دادند ؟
آیا واقعا موجودات فرازمینی در بحران فوکوشیما حاضر بوده اند و ممکن است برای جلوگیری از یک فاجعه بدتر کمک کرده باشند؟
نظریه پردازان فضانوردان باستانی اشاره می کنند که گزارشاتی از دیدن اشیا عجیبی در آسمان 25 سال پیش هنگام وقوع حادثه در نیروگاه هسته ای چرنوبیل در اوکراین وجود داشته
تعدادی از شاهدان گزارش داده اند که بشقاب پرنده هایی در اطراف نیروگاه بوده که حتی پرتوهایی از این بشقاب پرنده ها به سمت نیروگاه های هسته ای میتابیده است.
و آنها را از یک بحران بسیار شدیدتر از این حفظ کرده .برخی فکر می کنند بشقاب پرنده هایی که در طول بحران دیده شده اند
شاید از ما محافظت می کرده اند و در تلاش برای دفع یک انفجار هسته ای هولناک بوده اند.
و اگر از ما محافظت نمی کرده اند حداقل از جهانمان محافظت کرده اند.
آیا تنها از بخت خوب بوده که حوادث هسته ای در فوکوشیما و چرنوبیل مرگبارتر نبودند؟ و یا ممکن است طبق گفته شاهدان عینی بشقاب پرنده ها مسئول جلوگیری از این فاجعه بودند؟زمانیکه انسان از انجام اینکار ناتوان بود.
@alien2016
@alien2016
کسانی که پیدا شدند !
مدارک و شواهدی متعددی وجود دارد که نشان میدهد افرادی که بطور ناگهانی ناپدید شدند، دیگر بار روزنه ای برای بازگشت به این جهان یافته و به دنیای ما گام نهاده اند . در روز ششم ژانویه 1945 مردی که لخت مادرزاد بود و هیچ لباسی به تن نداشت ناگهان در وسط خیابان " های استریت " در شهر کنت واقع در انگلیستان ظاهر شد . این واقعه هنگامی رخ داد که هوا بسیار سرد بود . با اینحال این مرد عجیب بی انکه پوششی به تن داشته باشد دیوانه وار به هر سو میدوید و رفتاری از خود نشان میداد که انگار از سیاره ای دیگر به انجا امده است . رهگذرانی که از ان خیابان عبور میکردند بعدا شهادت دادند که این مرد بطور ناگهانی در برابر دیدگان انان ظاهر گشته است و اصلا متوجه نشده اند که از کجا امده است . اری این مرد ناگهان در وسط خیابان سبز شده بود و چهره ای مات و مبهوت و وحشت زده داشت . این مرد برهنه همچنان سراسیمه به طرف بالا یا پائین خیابان میدوید تا انکه پلیس او را دستگیر کرد و به پاسگاه پلیس منتقل ساخت بدنش را با پتوئی پوشاندند و دنبال پزشک مخصوص فرستادند . این مرد بینوا انچنان شوکه شده بود که یارای تکلم نداشت و نمیتوانست به سئوالات ماموران پلیس و پزشکانی که او را معاینه قرار داده بودند پاسخی دهد سرانجام پزشکان او را دیوانه تشخیص دادند .
منبع :ماهنامه علمی " جهان تازه "
@alien2016
کسانی که پیدا شدند !
مدارک و شواهدی متعددی وجود دارد که نشان میدهد افرادی که بطور ناگهانی ناپدید شدند، دیگر بار روزنه ای برای بازگشت به این جهان یافته و به دنیای ما گام نهاده اند . در روز ششم ژانویه 1945 مردی که لخت مادرزاد بود و هیچ لباسی به تن نداشت ناگهان در وسط خیابان " های استریت " در شهر کنت واقع در انگلیستان ظاهر شد . این واقعه هنگامی رخ داد که هوا بسیار سرد بود . با اینحال این مرد عجیب بی انکه پوششی به تن داشته باشد دیوانه وار به هر سو میدوید و رفتاری از خود نشان میداد که انگار از سیاره ای دیگر به انجا امده است . رهگذرانی که از ان خیابان عبور میکردند بعدا شهادت دادند که این مرد بطور ناگهانی در برابر دیدگان انان ظاهر گشته است و اصلا متوجه نشده اند که از کجا امده است . اری این مرد ناگهان در وسط خیابان سبز شده بود و چهره ای مات و مبهوت و وحشت زده داشت . این مرد برهنه همچنان سراسیمه به طرف بالا یا پائین خیابان میدوید تا انکه پلیس او را دستگیر کرد و به پاسگاه پلیس منتقل ساخت بدنش را با پتوئی پوشاندند و دنبال پزشک مخصوص فرستادند . این مرد بینوا انچنان شوکه شده بود که یارای تکلم نداشت و نمیتوانست به سئوالات ماموران پلیس و پزشکانی که او را معاینه قرار داده بودند پاسخی دهد سرانجام پزشکان او را دیوانه تشخیص دادند .
منبع :ماهنامه علمی " جهان تازه "
@alien2016