Forwarded from Aliens فرازمینی ها 👽
@alien2016
اهرام مصر
این مطلب نوشته خود بنده میباشد و از منبعی منتشر نشده لذا در صورت داشتن نظرات یا توضیحات بیشتر به آدرس زیر مراجعه کنید.
@mohammad_aghaei
به راستی راز اهرام مصر چیست؟ چگونه سنگ هایی به وزن چندین تن به صورت منظم روی یکدیگر قرار گرفته اند؟
@alien2016
تا به حال نظریه های زیادی در مورد ساخت اهرام مصر مطرح شده که برخی آن را حاصل تلاش انسان ها و برده ها دانستند و برخی از منشا فرازمینی یاد کردند و عده ای هم صحبت از غولها یا جن ها با میان آورده اند.
امروز میخواهم درباره چیزی بسیار مهم صحبت کنم.
@alien2016
چند سال پیش در شهر فینیکس ایالت آریزونا آمریکا کشاورزی به اسم دیوید هادسون هنگام صبح از خواب بیدار میشود و مانند یک روز معمولی از خانه بیرون میرود تا سری به مزرعه خود بزند.
در کمال ناباوری چیزی توجه او را جلب میکند.
@alien2016
بر روی زمین کشاورزی در مسیر خاصی زمین با پودر سفید رنگی پوشیده شده بود.
دیوید کمی از پودر را برداشت اما نفهمیده که آن پودر دقیقا چیست. کنجکاو شد و مقداری از پودر سفید را برداشت و به نزدیکترین آزمایشگاه محلی برد تا به نتیجه برسد.
نتیجه از آن چیزی که آنروز دیده بود هم شگفت انگیز تر بود! جواب آزمایشگاه این بود :
A pure nothing
یک ماده خالص از چیزی که نمیدانیم( هیچی)
@alien2016
مسئولین آزمایشگاه از این پدیده شگفت زده میشوند و پودر سفید را به آزمایشگاهی مجهز تر میفرستند اما باز هم جواب همین میشود!
کار به مقامات نظامی و علمی آمریکا میکشد و آنها دست به تحقیقات راجع به این ماده میزنند.
به صورت هم زمان کشور روسیه از این قضیه با خبر شده و طی ماموریتی سری و مخفیانه مقداری از پودر را بدست میآورد و روی آن تحقیقات انجام میدهد.
ٱزمایش روسیه به این نتیجه میرسد :
@alien2016
این ماده شکل دیگری از طلا میباشد و نام آنرا به این صورت میگذارند
Very pure pure gold
طلای بسیار بسیار خالص
اما چطور میتوان طلا را به صورت پودر سفید درآورد؟
قضیه از این هم جالب تر میشود و با انجام یک سری آزمایشات بیشتر به نتایج عجیب تری میرسند.
وقتی مقداری از پودر را روی جسمی به جرم x میدهیم وزن هیچ تغییری نمیکند!
پودر را حرارت دادند و در کمال ناباوری مشاهده کردند که وزن جسم دارد از x کمتر میشود!!! چگونه همچنین چیزی ممکن است؟
چندی قبل نظریه پردازان فیزیک نوین صحبت هایی از پادماده کرده بودند که ممکن است موادی وجود داشته باشند که جرمشان منفی بوده یا در بعد دیگری است و یا همچنین چیزی.
@alien2016
بله این ماده میتواند در صورت گرم شدن از وزن اجسام بکاهد!
بعد از آن ناسا و سرویس های وابسته به روسیه در حال تحقیق بر روی این نوع مواد هستند و یکی از دستاورد های آنها آیروژل یا AEROGEL میباشد که گویا دانشمندان ما هم موفق به تولید آن شده اند و در پهبادها کاربرد دارد.( برای اطلاع بیشتر کلمه AEROGEL را جستجو کنید).
@alien2016
چند سال بعد دانشمندی آلمانی در حال کار در جیزه مصر پشت یک ستون به چیزی برخورد. چند گرم از پودری سفید رنگ!
این پودر مورد بررسی قرار گرفت و این پودر هم اتمهای طلا بود اما به شکلی دیگر اما نتایج گرم شدن و کاهش وزن را نداشت.
این مطالب را در کنار هم قرار دادم تا به یک نتیجه ای برسم.
تا به حال به هرم دقت کرده اید؟ تمامی اشکال هندسی اسمشان به شکلشان ارتباط دارد مثلا دایره یعنی دوار است یا مثلث از ثلث می آید یا مربع از ربع.اما هرم چی؟ هرم از هُرم یا گرما میآید.
@alien2016
و حتی کلمه انگلیسی آن PYRAMID که مشتق از کلمه یونانی Pyro به معنی گرما و Amid به معنی گرفته شده است و یعنی از گرما گرفته شده...
این کلمه چه چیز را در سر ما تداعی میکند؟؟؟
به نظر شخص بنده آنها از طریق نوعی ماده حرارت داده شده که وزن سنگهای بزرگ اهرام مصر را کم میکرده به راحتی آنها را جابجا کرده اند.
با تشکر از توجه شما
@alien2016
نوشته شده توسط محمد آقایی
اهرام مصر
این مطلب نوشته خود بنده میباشد و از منبعی منتشر نشده لذا در صورت داشتن نظرات یا توضیحات بیشتر به آدرس زیر مراجعه کنید.
@mohammad_aghaei
به راستی راز اهرام مصر چیست؟ چگونه سنگ هایی به وزن چندین تن به صورت منظم روی یکدیگر قرار گرفته اند؟
@alien2016
تا به حال نظریه های زیادی در مورد ساخت اهرام مصر مطرح شده که برخی آن را حاصل تلاش انسان ها و برده ها دانستند و برخی از منشا فرازمینی یاد کردند و عده ای هم صحبت از غولها یا جن ها با میان آورده اند.
امروز میخواهم درباره چیزی بسیار مهم صحبت کنم.
@alien2016
چند سال پیش در شهر فینیکس ایالت آریزونا آمریکا کشاورزی به اسم دیوید هادسون هنگام صبح از خواب بیدار میشود و مانند یک روز معمولی از خانه بیرون میرود تا سری به مزرعه خود بزند.
در کمال ناباوری چیزی توجه او را جلب میکند.
@alien2016
بر روی زمین کشاورزی در مسیر خاصی زمین با پودر سفید رنگی پوشیده شده بود.
دیوید کمی از پودر را برداشت اما نفهمیده که آن پودر دقیقا چیست. کنجکاو شد و مقداری از پودر سفید را برداشت و به نزدیکترین آزمایشگاه محلی برد تا به نتیجه برسد.
نتیجه از آن چیزی که آنروز دیده بود هم شگفت انگیز تر بود! جواب آزمایشگاه این بود :
A pure nothing
یک ماده خالص از چیزی که نمیدانیم( هیچی)
@alien2016
مسئولین آزمایشگاه از این پدیده شگفت زده میشوند و پودر سفید را به آزمایشگاهی مجهز تر میفرستند اما باز هم جواب همین میشود!
کار به مقامات نظامی و علمی آمریکا میکشد و آنها دست به تحقیقات راجع به این ماده میزنند.
به صورت هم زمان کشور روسیه از این قضیه با خبر شده و طی ماموریتی سری و مخفیانه مقداری از پودر را بدست میآورد و روی آن تحقیقات انجام میدهد.
ٱزمایش روسیه به این نتیجه میرسد :
@alien2016
این ماده شکل دیگری از طلا میباشد و نام آنرا به این صورت میگذارند
Very pure pure gold
طلای بسیار بسیار خالص
اما چطور میتوان طلا را به صورت پودر سفید درآورد؟
قضیه از این هم جالب تر میشود و با انجام یک سری آزمایشات بیشتر به نتایج عجیب تری میرسند.
وقتی مقداری از پودر را روی جسمی به جرم x میدهیم وزن هیچ تغییری نمیکند!
پودر را حرارت دادند و در کمال ناباوری مشاهده کردند که وزن جسم دارد از x کمتر میشود!!! چگونه همچنین چیزی ممکن است؟
چندی قبل نظریه پردازان فیزیک نوین صحبت هایی از پادماده کرده بودند که ممکن است موادی وجود داشته باشند که جرمشان منفی بوده یا در بعد دیگری است و یا همچنین چیزی.
@alien2016
بله این ماده میتواند در صورت گرم شدن از وزن اجسام بکاهد!
بعد از آن ناسا و سرویس های وابسته به روسیه در حال تحقیق بر روی این نوع مواد هستند و یکی از دستاورد های آنها آیروژل یا AEROGEL میباشد که گویا دانشمندان ما هم موفق به تولید آن شده اند و در پهبادها کاربرد دارد.( برای اطلاع بیشتر کلمه AEROGEL را جستجو کنید).
@alien2016
چند سال بعد دانشمندی آلمانی در حال کار در جیزه مصر پشت یک ستون به چیزی برخورد. چند گرم از پودری سفید رنگ!
این پودر مورد بررسی قرار گرفت و این پودر هم اتمهای طلا بود اما به شکلی دیگر اما نتایج گرم شدن و کاهش وزن را نداشت.
این مطالب را در کنار هم قرار دادم تا به یک نتیجه ای برسم.
تا به حال به هرم دقت کرده اید؟ تمامی اشکال هندسی اسمشان به شکلشان ارتباط دارد مثلا دایره یعنی دوار است یا مثلث از ثلث می آید یا مربع از ربع.اما هرم چی؟ هرم از هُرم یا گرما میآید.
@alien2016
و حتی کلمه انگلیسی آن PYRAMID که مشتق از کلمه یونانی Pyro به معنی گرما و Amid به معنی گرفته شده است و یعنی از گرما گرفته شده...
این کلمه چه چیز را در سر ما تداعی میکند؟؟؟
به نظر شخص بنده آنها از طریق نوعی ماده حرارت داده شده که وزن سنگهای بزرگ اهرام مصر را کم میکرده به راحتی آنها را جابجا کرده اند.
با تشکر از توجه شما
@alien2016
نوشته شده توسط محمد آقایی
Forwarded from Aliens فرازمینی ها 👽
پودر سفید یافت شده در کنار طلا که هر دو از یک جنس هستند.
@alien2016
@alien2016
@alien2016
قطب جنوب آتلانتیس را با بیش از یک مایل یخ در زیر خود پنهان نگاه داشته است:
بنا بر اکتشاف شگفت آور زیر، قطب جنوب یک شهر عظیم باستانی (آتلانتیس) را زیر بیش از یک مایل یخ پنهان نگاه داشته است. پژوهشگر معروف، افلاطون، نخستین کسی بود که از آتلانتیس در نوشته های خود یاد نمود. اما بومیان آمریکا نیز راجع به این واقعیت اطلاع داشتند. اسطوره های آمریکاییان بومی داستان تمدنی را که در گذشته وجود داشت ذکر می کنند. این فرهنگ در آزتلان زندگی می کرد و در جنوب در یک "مکان سفید" واقع شده بود، و این تمدن در نتیجۀ یک فاجعۀ طبیعی نابود شد. مکان سفید قطعاً می تواند به معنی پوشیده از برف باشد. این امر قویاً به این واقعیت اشاره دارد که آزتلان ممکن است شهر گمشدۀ آتلانتیس باشد. شهر گمشدۀ آتلانتیس در واقع زیر لایه های یخی قطب جنوب واقع شده است. پیش از آمدن یخ، این شهر پوشیده از جنگل بود.
این که چگونه این دگرگونی به وقوع پیوست توسط یک تئوری که توسط چارلز هپگود (Charles Hapgood) عرضه شده است و "تئوری جابجایی پوستۀ زمین" نام دارد توضیح داده می شود. بنا بر این تئوری لایۀ بیرونی زمین می تواند به مسافت 2000 مایل به سرعت حرکت کند، و در نتیجه آتلانتیس را به قطب جنوب جابجا سازد. یک کار تحقیقاتی دیگر که توسط دکتر دبلیو دی اوری از واشینگتن دی سی ارائه شده می گوید رسوبات بسیار ریز درست همانند آن در یک رودخانه پیدا شده اند. این در نقشۀ اورونتیوس فیناس 6000 سال پیش توصیف شده است و در حدود 4000 سال پیش رسوبات یخرودی شروع به انباشت کردند. از این رو قطب جنوب همیشه با یخ پوشیده نبوده است. آن هرگز در اینجا واقع نشده بود، بلکه جایی میان استوا و قطب جنوب، بدین معنی که آب و هوا سرد نبود، بلکه ملایم بود و مملو از جنگل و حیات وحشی بود. بعد از تغییر جهت پوسته و تغییر شدید آب و هوا، بقا یافتگان به قاره های گوناگون رفتند و بدین ترتیب تمدن آنها در واقع رقیق گشته و پراکنده گشت.
گفته شده که جابجایی پوسته ای هر 40،000 سال رخ می دهد، آنگاه که تمامی پوستۀ زمین تغییر جهت می دهد، و این به جابجایی تمامی قاره ها به موقعیتهای گوناگون می انجامد. به گفتۀ پژوهشگران آخرین باری که این تغییر جهت رخ داد 10،000 سال پیش بود و موجب یک جابجایی از نزدیک استوا به قطب جنوب گشت. از این رو این جابجایی با معیار زمین شناسی یک رخداد اخیر است.
در سال 1951 نقشۀ اورونتیوس فیناس (Oronteus Finaeus) منتشر شد. این نقشه پیش از پوشیده شدن قطب جنوب با یخ را نشان می دهد. نقشه دارای خطوط ساحلی رودخانه ها، دره ها و مکان قطب جنوب با مختصات طول جغرافیایی بود. یک نقشۀ دیگر که این واقعیت را تأیید می کند نقشۀ پیری ریس (Piri-Reis) است و قطب جنوب را عاری از یخ و کاملاً قابل سکنی نشان می دهد. این نقشه توسط یک آدمیرال نیروی دریایی که تحت امپراطوری باستانی عثمانی خدمت می کرده است کشیده شده است. خود این نقشه که توسط چندین نقشۀ قدیمی ترسیم شده است نشان می دهد که تمدن مستقر در آنجا از تکنولوژی ای برخوردار بود که می توانست منطقه را هزاران سال پیش از آمدن یخ بررسی کند. سرهنگ نیروی هوایی آمریکا، هارولد زی اوهلمایر (Harold Z Ohlmeyer) در سال 1960 نامه ای به پرفسور هپگود نوشت و گفت تئوری او در رابطه با نقشۀ پیری ریس درست است. او نوشت: "جزئیات زمین شناسانه که در بخش پایینی نقشه نشان داده شده است با نتایج نمای ناحیۀ زمین لرزه از ناحیۀ یخی که توسط هیئت اعزامی سوئدی و بریتانیاییِ قطب جنوب در سال 1949 ترسیم شد به گونه ای چشمگیر هماهنگی دارد. این نشان می دهد که از خط ساحلی پیش از پوشیده شدن با یخ نقشه برداری شده بود. این بخش از قطب جنوب عاری از یخ است. تودۀ یخی در این ناحیه اکنون در حدود یک مایل ضخامت دارد." امروزه قطب جنوب با یک لایۀ ضخیم یخی پوشیده شده است، و تصور کنید که هنگامی که یخ آب شود چه اکتشافات هیجان انگیزی می تواند صورت گیرد. هم اکنون یک هرم عظیم در قطب جنوب در حال نمایان شدن است و در نقشۀ گوگل قابل دیدن است. این تمدن پیشرفت عظیمی را نمایان می سازد و به احتمال زیاد توسط موجودات فرازمینی مثل تمدن مصر مورد یاری واقع شده است. در زیر یخ یک گنجینه مدفون شده است و در انتظار کشف شدن است. این یک واقعیت است که یک تمدن بسیار پیشرفته در زمین حضور داشت و در رشته های ستاره شناسی، رهیابی و غیره سرآمد روزگار بود. آنها هزاران سال در دانش خود جلو بودند، و این امر رابطۀ میان فرازمینی ها و آنان را قویاً نشان می دهد. آیا این می تواند بدین معنی باشد که یکی از بزرگترین اسرار جهان به زودی آشکار خواهد شد؟
@alien2016
قطب جنوب آتلانتیس را با بیش از یک مایل یخ در زیر خود پنهان نگاه داشته است:
بنا بر اکتشاف شگفت آور زیر، قطب جنوب یک شهر عظیم باستانی (آتلانتیس) را زیر بیش از یک مایل یخ پنهان نگاه داشته است. پژوهشگر معروف، افلاطون، نخستین کسی بود که از آتلانتیس در نوشته های خود یاد نمود. اما بومیان آمریکا نیز راجع به این واقعیت اطلاع داشتند. اسطوره های آمریکاییان بومی داستان تمدنی را که در گذشته وجود داشت ذکر می کنند. این فرهنگ در آزتلان زندگی می کرد و در جنوب در یک "مکان سفید" واقع شده بود، و این تمدن در نتیجۀ یک فاجعۀ طبیعی نابود شد. مکان سفید قطعاً می تواند به معنی پوشیده از برف باشد. این امر قویاً به این واقعیت اشاره دارد که آزتلان ممکن است شهر گمشدۀ آتلانتیس باشد. شهر گمشدۀ آتلانتیس در واقع زیر لایه های یخی قطب جنوب واقع شده است. پیش از آمدن یخ، این شهر پوشیده از جنگل بود.
این که چگونه این دگرگونی به وقوع پیوست توسط یک تئوری که توسط چارلز هپگود (Charles Hapgood) عرضه شده است و "تئوری جابجایی پوستۀ زمین" نام دارد توضیح داده می شود. بنا بر این تئوری لایۀ بیرونی زمین می تواند به مسافت 2000 مایل به سرعت حرکت کند، و در نتیجه آتلانتیس را به قطب جنوب جابجا سازد. یک کار تحقیقاتی دیگر که توسط دکتر دبلیو دی اوری از واشینگتن دی سی ارائه شده می گوید رسوبات بسیار ریز درست همانند آن در یک رودخانه پیدا شده اند. این در نقشۀ اورونتیوس فیناس 6000 سال پیش توصیف شده است و در حدود 4000 سال پیش رسوبات یخرودی شروع به انباشت کردند. از این رو قطب جنوب همیشه با یخ پوشیده نبوده است. آن هرگز در اینجا واقع نشده بود، بلکه جایی میان استوا و قطب جنوب، بدین معنی که آب و هوا سرد نبود، بلکه ملایم بود و مملو از جنگل و حیات وحشی بود. بعد از تغییر جهت پوسته و تغییر شدید آب و هوا، بقا یافتگان به قاره های گوناگون رفتند و بدین ترتیب تمدن آنها در واقع رقیق گشته و پراکنده گشت.
گفته شده که جابجایی پوسته ای هر 40،000 سال رخ می دهد، آنگاه که تمامی پوستۀ زمین تغییر جهت می دهد، و این به جابجایی تمامی قاره ها به موقعیتهای گوناگون می انجامد. به گفتۀ پژوهشگران آخرین باری که این تغییر جهت رخ داد 10،000 سال پیش بود و موجب یک جابجایی از نزدیک استوا به قطب جنوب گشت. از این رو این جابجایی با معیار زمین شناسی یک رخداد اخیر است.
در سال 1951 نقشۀ اورونتیوس فیناس (Oronteus Finaeus) منتشر شد. این نقشه پیش از پوشیده شدن قطب جنوب با یخ را نشان می دهد. نقشه دارای خطوط ساحلی رودخانه ها، دره ها و مکان قطب جنوب با مختصات طول جغرافیایی بود. یک نقشۀ دیگر که این واقعیت را تأیید می کند نقشۀ پیری ریس (Piri-Reis) است و قطب جنوب را عاری از یخ و کاملاً قابل سکنی نشان می دهد. این نقشه توسط یک آدمیرال نیروی دریایی که تحت امپراطوری باستانی عثمانی خدمت می کرده است کشیده شده است. خود این نقشه که توسط چندین نقشۀ قدیمی ترسیم شده است نشان می دهد که تمدن مستقر در آنجا از تکنولوژی ای برخوردار بود که می توانست منطقه را هزاران سال پیش از آمدن یخ بررسی کند. سرهنگ نیروی هوایی آمریکا، هارولد زی اوهلمایر (Harold Z Ohlmeyer) در سال 1960 نامه ای به پرفسور هپگود نوشت و گفت تئوری او در رابطه با نقشۀ پیری ریس درست است. او نوشت: "جزئیات زمین شناسانه که در بخش پایینی نقشه نشان داده شده است با نتایج نمای ناحیۀ زمین لرزه از ناحیۀ یخی که توسط هیئت اعزامی سوئدی و بریتانیاییِ قطب جنوب در سال 1949 ترسیم شد به گونه ای چشمگیر هماهنگی دارد. این نشان می دهد که از خط ساحلی پیش از پوشیده شدن با یخ نقشه برداری شده بود. این بخش از قطب جنوب عاری از یخ است. تودۀ یخی در این ناحیه اکنون در حدود یک مایل ضخامت دارد." امروزه قطب جنوب با یک لایۀ ضخیم یخی پوشیده شده است، و تصور کنید که هنگامی که یخ آب شود چه اکتشافات هیجان انگیزی می تواند صورت گیرد. هم اکنون یک هرم عظیم در قطب جنوب در حال نمایان شدن است و در نقشۀ گوگل قابل دیدن است. این تمدن پیشرفت عظیمی را نمایان می سازد و به احتمال زیاد توسط موجودات فرازمینی مثل تمدن مصر مورد یاری واقع شده است. در زیر یخ یک گنجینه مدفون شده است و در انتظار کشف شدن است. این یک واقعیت است که یک تمدن بسیار پیشرفته در زمین حضور داشت و در رشته های ستاره شناسی، رهیابی و غیره سرآمد روزگار بود. آنها هزاران سال در دانش خود جلو بودند، و این امر رابطۀ میان فرازمینی ها و آنان را قویاً نشان می دهد. آیا این می تواند بدین معنی باشد که یکی از بزرگترین اسرار جهان به زودی آشکار خواهد شد؟
@alien2016
نقشه پیری ریس که اتفاقی از یک حراجی خریداری شد و در آن قطب جنوب کاملا مشخص شده و قابل سکونت میباشد
@alien2016
@alien2016
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پس از دیدار غیر منتظره وزیر امور خارجه ایالات متحده از قطب جنوب خبری متعاقب آن اعلام شد که ماهواره های جاسوسی روسیه ساختاری 12000ساله را در قطب جنوب کشف کرده اند.
@alien2016
@alien2016
کشف سکه هایی با نقش موجودات فرازمینی در منطقه صعید در جنوب مصر
@alien2016
@alien2016
@alien2016
برخورد نزدیک قسمت سوم
لس آنجلس، " کليفرنيا"
در اولين ماههاي 1942 ، شهر تحريک شده بود،حمله غافلگير کننده اخير در "پرل هاربر" امريکا را به جنگ جهاني دوم سوق داد و خطر حمله ژاپني ها از دريا و هوا ، ارتش را در حال آماده باش کامل نگاه داشت.
"پرل هاربر" ، خاطره اي بسيار نزديک براي مردم است. مردم در آماده باشي کامل بودند
حد بالايي از شک و ترديد برقرار بود،امريکايي هاي ژاپني تبار ، در کمپها نگهداري مي شدند.
"کشتيهاي – يو" در اقيانوس اطلس حضور داشتند ،زيردريايي هاي ژاپني در اقيانوس آرام و مردم بسيار وحشت زده بودند.
در يک دفاع بسيار سازمان يافته پدافندها و دژبانهاي ساحلي ، سراسر خطوط ساحلي را چنان زير نظر داشتند که تا کنون ديده نشده بود.
جنگ شروع شده بود.
@alien2016
آلبرت متز شاهد عینی :
(( من يک پسر بچه ساله بودم و يک شب در فوریه 1942 ،آژير خطر در نيمه هاي شب به گوش رسيد.خاموشي...
ما پيش از اين هم خاموشيهايي داشتیم))
در 25 فوريه، بين ساعات 3:12 و 4:15 صبح
پست ساحلي سي و هفتم تيپ "آرتيلري" در لس انجلس ،آتش مسلسلهاي ضد هوايي خود را بر يک شيء ناشناخته در پرواز ، گشود.
شاهدان بر بام ساختمان خبري "کلمبيا" در
قلب "هاليوود"، توانستند کاملا شاهد نور گلوله ها و نورافکنهايي باشند که آسمان را در منطقه وسيع ساحلي ، جارو مي کردند.
دکتر اسکات لیتلتون شاهد عینی :
(( فکر مي کنم چيزي که دقيقا مرا بيدار کرد صداي ضد هوايي ها بود. از تخت بيرون پريدم و والدينم بيدار شدند؛
پدرم که افسر بازنشسته نیرو هوايي بود فهميد که اين بايد يک اتفاق مهم باشد. مادرم به من و برادرم مي گفت برويد زير تخت، برويد زير تخت همانجا بمانيد.
و البته ما پاشديم و دزدکي نگاه کرديم
همه جا آتش باران بود. تقريبا مثل چهارم جولاي .(جشن استقلال امريکا)
من شروع به شنيدن صداهاي بلند انفجار کردم من و برادرم از پنجره اتاقمان بيرون را نگاه کرديم و نورافکنها را دیدیم که اينطرف و آنطرف در آسمان مي چرخیدند.))
"يو اف او"های ( اشیای پرنده ناشناخته ) عجيبي که نور افکنها بر آن متمرکز شده بودند، چه بودند؟از کجا آمده بودند؟
ژاپن؟
يا از جايي ... خارج از اين دنيا؟
آيا عکس باورنکردني که روز بعد در "لس انجلس تايمز" منتشر شد براي اثبات آن کافيست؟
دکتر لیتلتون :
(( دقيقا بالاي سرمان بود ))
پروفسور انسان شناس بازنشسته ،"اسکات ليتِلتِن" 9 ساله بود و اهل سواحل "هرموسا"وقتي که شيء عجيبي را درست بالاي خانه اش دید.
لیتلتون ادامه میدهد:
(( ما چيزي را ديديم که مادر من هميشه
به آن "حشره نقره اي" مي گفت.
من امروز آن را به شکل يک لوزي تشبيه مي کنم، يک بيضي کشیده.
چيزي بود که من هرگز فراموش نمي کنم.
زير نورافکنها محاصره شد و ضد هوايي ها
شروع به شليک به سوي آن کردند.
به تدريج عبور کرد و بعد کمي شروع به از دست دادن ارتفاع کرد.
و همانطور که در بالاي جايي مي رفت که
قبلا ساحل "ريداندو" خوانده مي شد.
ما گمش کرديم اما صداي سلاحها ادامه داشت و به سرعت ديدم ، يعني همه ديديم ...که دسته اي از هواپيماها در جستجوي شيء بالاي سر ما، به پرواز درآمدند.
در حدود سه تا پنج خط شکن هواپيماي موتوري یو.اس
اما هيچکس، هرگز تاييد نکرد که اين هواپيماها در آسمان بودند.
اولين فکر ما در وحله اول، هواپيماهاي تجسسي ژاپني بود. ))
بعدا ، اسناد ژاپني ها ثابت کرد که هيچ هواپيماي ژاپني آن شب در جنوب کليفرنيا نبوده...هرگز نبوده.
پس از حذف فرضيه هواپيماي ژاپنی که به حريم هوايي امريکا وارد شده باشد ،سخنگوي نيروي دريايي ، "فرنک ناکس" اين حادثه را به "ترس از جنگ" نسبت داد.
اما سخنگوي جنگ ، "هنري استيمسن"
به سرعت اين توضيح را در دفاع از اساس يک وسيله پرواز حقيقي که مورد هدف قرار گرفته باشد، رد کرد.
تا به امروز هم ، به نظر مي رسد کسي نمي داند که چه چيزي ، يا چه کسی آن شب بر فراز "لس انجلس" در پرواز بود.
برخي مي گويند که حادثه شليک "لس انجلس" چيزي نبود مگر يک آموزش آماده باش ؛ يک نمایش ارتشي ، تا شهروندان را براي حمله واقعي آماده کند.
برخي ديگر گفتند که شيء نا شناخته در پرواز.
بر طبق گفتگوهاي جنجالی يک حقيقت اين است که ضد هوايي ، به شيء ناشناخته به قدری زیاد شليک کرده اند که توپ "شرَپنِل" براي يک ساعت از آسمان مي باریده.
اما اين سلاحها چه چيزي را هدف گرفته بودند؟
آيا ارتش واقعا زندگي مردم را در چنين خطري قرار مي دهد، تنها براي يک مشق نظامي؟
یک شاهد عینی :
(( وحشتي شديد
شش نفر کشته شدند ،... به خاطر تصادفات رانندگی و برخورد گلوله هاي "شرپنل" که به همه جا مي بارید.
يکي از دوستان من گفت که شاهد
يک قطعه "شرپنل" بوده که به سقف گاراژ همسايه اش برخورد کرده.
بنابراين ، بله بارش "شرپنل" خسارتهايي هم به بار آورد.))
یک خانم شاهد :
(( صبح روز بعد ، چيزي در حياط ما بود
مادرم به من گفته بود برو ببين چي هست ، يک چيزي مثل ت
برخورد نزدیک قسمت سوم
لس آنجلس، " کليفرنيا"
در اولين ماههاي 1942 ، شهر تحريک شده بود،حمله غافلگير کننده اخير در "پرل هاربر" امريکا را به جنگ جهاني دوم سوق داد و خطر حمله ژاپني ها از دريا و هوا ، ارتش را در حال آماده باش کامل نگاه داشت.
"پرل هاربر" ، خاطره اي بسيار نزديک براي مردم است. مردم در آماده باشي کامل بودند
حد بالايي از شک و ترديد برقرار بود،امريکايي هاي ژاپني تبار ، در کمپها نگهداري مي شدند.
"کشتيهاي – يو" در اقيانوس اطلس حضور داشتند ،زيردريايي هاي ژاپني در اقيانوس آرام و مردم بسيار وحشت زده بودند.
در يک دفاع بسيار سازمان يافته پدافندها و دژبانهاي ساحلي ، سراسر خطوط ساحلي را چنان زير نظر داشتند که تا کنون ديده نشده بود.
جنگ شروع شده بود.
@alien2016
آلبرت متز شاهد عینی :
(( من يک پسر بچه ساله بودم و يک شب در فوریه 1942 ،آژير خطر در نيمه هاي شب به گوش رسيد.خاموشي...
ما پيش از اين هم خاموشيهايي داشتیم))
در 25 فوريه، بين ساعات 3:12 و 4:15 صبح
پست ساحلي سي و هفتم تيپ "آرتيلري" در لس انجلس ،آتش مسلسلهاي ضد هوايي خود را بر يک شيء ناشناخته در پرواز ، گشود.
شاهدان بر بام ساختمان خبري "کلمبيا" در
قلب "هاليوود"، توانستند کاملا شاهد نور گلوله ها و نورافکنهايي باشند که آسمان را در منطقه وسيع ساحلي ، جارو مي کردند.
دکتر اسکات لیتلتون شاهد عینی :
(( فکر مي کنم چيزي که دقيقا مرا بيدار کرد صداي ضد هوايي ها بود. از تخت بيرون پريدم و والدينم بيدار شدند؛
پدرم که افسر بازنشسته نیرو هوايي بود فهميد که اين بايد يک اتفاق مهم باشد. مادرم به من و برادرم مي گفت برويد زير تخت، برويد زير تخت همانجا بمانيد.
و البته ما پاشديم و دزدکي نگاه کرديم
همه جا آتش باران بود. تقريبا مثل چهارم جولاي .(جشن استقلال امريکا)
من شروع به شنيدن صداهاي بلند انفجار کردم من و برادرم از پنجره اتاقمان بيرون را نگاه کرديم و نورافکنها را دیدیم که اينطرف و آنطرف در آسمان مي چرخیدند.))
"يو اف او"های ( اشیای پرنده ناشناخته ) عجيبي که نور افکنها بر آن متمرکز شده بودند، چه بودند؟از کجا آمده بودند؟
ژاپن؟
يا از جايي ... خارج از اين دنيا؟
آيا عکس باورنکردني که روز بعد در "لس انجلس تايمز" منتشر شد براي اثبات آن کافيست؟
دکتر لیتلتون :
(( دقيقا بالاي سرمان بود ))
پروفسور انسان شناس بازنشسته ،"اسکات ليتِلتِن" 9 ساله بود و اهل سواحل "هرموسا"وقتي که شيء عجيبي را درست بالاي خانه اش دید.
لیتلتون ادامه میدهد:
(( ما چيزي را ديديم که مادر من هميشه
به آن "حشره نقره اي" مي گفت.
من امروز آن را به شکل يک لوزي تشبيه مي کنم، يک بيضي کشیده.
چيزي بود که من هرگز فراموش نمي کنم.
زير نورافکنها محاصره شد و ضد هوايي ها
شروع به شليک به سوي آن کردند.
به تدريج عبور کرد و بعد کمي شروع به از دست دادن ارتفاع کرد.
و همانطور که در بالاي جايي مي رفت که
قبلا ساحل "ريداندو" خوانده مي شد.
ما گمش کرديم اما صداي سلاحها ادامه داشت و به سرعت ديدم ، يعني همه ديديم ...که دسته اي از هواپيماها در جستجوي شيء بالاي سر ما، به پرواز درآمدند.
در حدود سه تا پنج خط شکن هواپيماي موتوري یو.اس
اما هيچکس، هرگز تاييد نکرد که اين هواپيماها در آسمان بودند.
اولين فکر ما در وحله اول، هواپيماهاي تجسسي ژاپني بود. ))
بعدا ، اسناد ژاپني ها ثابت کرد که هيچ هواپيماي ژاپني آن شب در جنوب کليفرنيا نبوده...هرگز نبوده.
پس از حذف فرضيه هواپيماي ژاپنی که به حريم هوايي امريکا وارد شده باشد ،سخنگوي نيروي دريايي ، "فرنک ناکس" اين حادثه را به "ترس از جنگ" نسبت داد.
اما سخنگوي جنگ ، "هنري استيمسن"
به سرعت اين توضيح را در دفاع از اساس يک وسيله پرواز حقيقي که مورد هدف قرار گرفته باشد، رد کرد.
تا به امروز هم ، به نظر مي رسد کسي نمي داند که چه چيزي ، يا چه کسی آن شب بر فراز "لس انجلس" در پرواز بود.
برخي مي گويند که حادثه شليک "لس انجلس" چيزي نبود مگر يک آموزش آماده باش ؛ يک نمایش ارتشي ، تا شهروندان را براي حمله واقعي آماده کند.
برخي ديگر گفتند که شيء نا شناخته در پرواز.
بر طبق گفتگوهاي جنجالی يک حقيقت اين است که ضد هوايي ، به شيء ناشناخته به قدری زیاد شليک کرده اند که توپ "شرَپنِل" براي يک ساعت از آسمان مي باریده.
اما اين سلاحها چه چيزي را هدف گرفته بودند؟
آيا ارتش واقعا زندگي مردم را در چنين خطري قرار مي دهد، تنها براي يک مشق نظامي؟
یک شاهد عینی :
(( وحشتي شديد
شش نفر کشته شدند ،... به خاطر تصادفات رانندگی و برخورد گلوله هاي "شرپنل" که به همه جا مي بارید.
يکي از دوستان من گفت که شاهد
يک قطعه "شرپنل" بوده که به سقف گاراژ همسايه اش برخورد کرده.
بنابراين ، بله بارش "شرپنل" خسارتهايي هم به بار آورد.))
یک خانم شاهد :
(( صبح روز بعد ، چيزي در حياط ما بود
مادرم به من گفته بود برو ببين چي هست ، يک چيزي مثل ت
له يا چيزي شبيه به اين بود
و وقتي خم شدم و روي چمنها زانو زدم زانوي خودم را بردم. و حالا من يک تکه از "شرپنل" را از آن زمان نگه داشته ام
اين شرپنل من است، خيلي هم تيز هست))
@alien2016
دکتر لیتلتون :
(( با حذف ديگر احتمالات ، ممکن ترين احتمال،که من اين را به عنوان يک محقق برجسته اعلام مي کنم منطقی ترين احتمال قابل توضيح ، اين است که آنچه ما امروز "يو اف او" مي خوانيم ،چيزيست نه از اين دنیا...
بلکه چيزيست متعلق به يک تکنولوژي ديگر
،اگر اين واقعيت داشته باشد ، پس اين اتفاق يکي از بزرگترين مشاهدات "يو اف او" در تاريخ است.
بيش از يک ميليون نفر آن را دیده اند))
@alien2016
و وقتي خم شدم و روي چمنها زانو زدم زانوي خودم را بردم. و حالا من يک تکه از "شرپنل" را از آن زمان نگه داشته ام
اين شرپنل من است، خيلي هم تيز هست))
@alien2016
دکتر لیتلتون :
(( با حذف ديگر احتمالات ، ممکن ترين احتمال،که من اين را به عنوان يک محقق برجسته اعلام مي کنم منطقی ترين احتمال قابل توضيح ، اين است که آنچه ما امروز "يو اف او" مي خوانيم ،چيزيست نه از اين دنیا...
بلکه چيزيست متعلق به يک تکنولوژي ديگر
،اگر اين واقعيت داشته باشد ، پس اين اتفاق يکي از بزرگترين مشاهدات "يو اف او" در تاريخ است.
بيش از يک ميليون نفر آن را دیده اند))
@alien2016
واکنش روزنامه لس آنجلس تایمز فردای آن روز و اشاره به شی عجیب در حال پرواز در آسمان لس آنجلس
@alien2016
@alien2016
تصویر نگاتیو شده از عکس مربوط به شی پرنده که بی شباهت به بشقاب پرنده نیست
@alien2016
@alien2016
قطب جنوب - قسمت اول
@alien2016
آیا ساختارهای هرمی شکلی که اخیراً در جنوبگان عکاسی شده اند و قبل تر راجع به آن صحبت کردیم میتواند مدرک اثبات بازدید فرازمینی ها از سیاره ما در گذشته دور بوده باشند ؟
و اگر آنها واقعاً ساختارهایی ساخته شده به دست انسان باشند چگونه امکان دارد که
چنین چیزی را زیر توده یخ مدفون کرد؟
آن هم برای بیش از دوازده میلیون سال ؟
به عقیده نظریه پردازان فضانوردان باستانی برخلاف نظر جریان دانشمندان سنتی ، جنوبگان برای یک مدت بسیارطولانی قاره یخ زده نبوده و آنها می گویند که می توان این قضیه را با بررسی یک نقشه پانصد ساله که این قاره را بدون هیچ یخی به تصویر می کشد اثبات کرد.
@alien2016
سیبری 2013
یک ماموت پشمالو در آنجا کشف شد که بسیار سریع یخ زده بود.
آنقدرسریع که خون و بافتهای عضلانی اش به خوبی حفظ شده بود. این فقط یکی از انبوه یافته های سرزمین یخی سیبری است.
که سر آغاز آن به قرن بیستم بر می گردد.
گویی که بسیاری از آنها دچار وقفه موقت در فعالیتهای حیاتی شان شده اند.
برخی با غذای هنوز مانده در دهانشان و گیاهی که در معده شان مانده منجمد شده اند. گیاهانی که فقط در آب و هوای خیلی گرم تر رشد می کنند.
کشف یک ماموت پشمالو که خیلی سریع یخ زده سوالات علمی جالبی را مطرح کرده
آیا یک اتفاق خیلی سریع منطقه ای برای ماموت پشمالو رخ داده که چنین سریع یخ زده ؟ اما سوال دیگر اینکه واقعاً آب و هوا چگونه می توانسته چنین سریع تغییر کند و چنین فاجعه بزرگ و ناگهانی و غیر منتظره ای را رقم بزند ؟
چارلز هپگود یک دانشمند تحصیل کرده هاروارد کتاب " دگرگونی پوسته زمین " را منتشر کرد. در این کتاب او بر این نظر است که پوسته زمین در طول تاریخ زمین شناسی جابه جایی های ناگهانی و خشنی را تحمل کرده .
نظریه او که به جا به جایی پوسته مشهور است. فرض می کند که هم سیبری و هم قاره جنوبگان در یک آب و هوای معتدل تری در دوره پایان عصر یخبندان در حدود 12000 سال پیش برخورداربوده اند.
اما بعد از آن فاجعه ناشناخته ای آنها را دچاروضعیت کنونی شان نموده .
همچنین هپگود مدرک دیگری هم در حمایت از فرضیه اش پیدا کرد آن هم وقتی که در 1960 مشغول جستجو در آرشیو کتابخانه کنگره بود یک نقشه غیر عادی که به سال 1531 منتشر شده بود را پیدا کرد.
اعتبار این نقشه به ریاضیدان و نقشه کش اورنتئوس فینائوس نسبت داده شده بود.
که ظاهراً جنوبگان بدون یخ و انجماد را به تصویر می کشید به شکل فوق العاده ای شبیه نقشه های امروزی جنوبگان حد اقل تا ما هیچ درک مشخصی از اینکه جنوبگان چه شکلی است نداشتیم.
با این حال نقشه اورنتئوس فینائوس در سال 1531 میلادی جنوبگان را به تصویر کشیده.
چگونه امکان داشته که چنین نقشه ای در آن زمان کشیده شود ؟
پژوهشگران گیج شده اند که چگونه نقشه اورنتئوس فینائوس توانسته قاره ای را به تصویر بکشد که تا سیصد سال بعد هنوز کشف نشده بوده و حتی سردرگم کننده تر اینکه جنوبگان بدون پوشش یخی اش را به نمایش بگذارد.
اگر کاوشگران به طریقی جنوبگان را در سالهای 1500 کشف کرده اند در آن زمان کاملاً پوشیده از یخ بوده .
خیلی جالب است که نقشه فینائوس نه فقط جزئیات خط ساحلی را بدون یخ به تصویر کشیده بلکه کل قاره از جمله عوارض داخلی اش همچون رودها دره ها وکوهها را هم نشان می دهد.
نقشه رشته کوههایی را نشان می دهد که
رودها از آنها جاری هستند .
چطور ممکن است ؟
آنجا منجمد و یخ زده است.
وقتی تصویر هوایی ناسا از قاره جنوبگان که با استفاده از رادار تهیه شده و رشته کوهها در آن مشخص و قابل رویت شده اند را در کنار نقشه فینائوس قرار میدهیم مشاهده میکنیم که رشته کوهها در نقشه فینائوس درست در همانجایی است که روی نقشه ناسا قرار دارد.
@alien2016
به عقیده زمین شناسان تخمین زده می شود که حد اقل 6000 سال پیش زمانی است که این رشته کوه فاقد پوشش یخی بوده. پس این نقشه چطور تهیه شده ؟
آیا فینائوس به یک نقشه قدیمی تر دسترسی داشته ؟که قدمت آن به هزاران سال قبل باز می گردد ؟
شاید نقشه برداران نیروی هوایی آمریکا بیش از همه گیج شده اند.
وقتی نقشه در دهه 1960 برای آنها فرستاده شد به این نتیجه رسیدند که این نقشه با استفاده از دانش پیشرفته مثلثات کروی کشیده شده آن هم با دقتی قابل توجه.
به ویژه وقتی در نظربگیریم که نقشه صد ها سال پیش تهیه شده در واقع به این نتیجه میرسیم که فن آوری مدرن امروزی روی نقشه ای پیاده شده که قدمت آن به قرن شانزدهم میلادی برمی گردد.
و این سوال را پدید می آورد که آیا نوعی فن آوری راداری پیشرفته در تهیه این نقشه استفاده شده ؟
چون برای تولید نقشه ای که محدوده اش
از روی زمین برای ما قابل رویت نیست.
شما باید در ارتفاع مایلی کارنقشه برداری را انجام بدهید.
چطور چنین چیزی ممکن است ؟
آیا ممکن است که این نوع نقشه ها از روی نقشه هایی که توسط نقشه برداران
@alien2016
آیا ساختارهای هرمی شکلی که اخیراً در جنوبگان عکاسی شده اند و قبل تر راجع به آن صحبت کردیم میتواند مدرک اثبات بازدید فرازمینی ها از سیاره ما در گذشته دور بوده باشند ؟
و اگر آنها واقعاً ساختارهایی ساخته شده به دست انسان باشند چگونه امکان دارد که
چنین چیزی را زیر توده یخ مدفون کرد؟
آن هم برای بیش از دوازده میلیون سال ؟
به عقیده نظریه پردازان فضانوردان باستانی برخلاف نظر جریان دانشمندان سنتی ، جنوبگان برای یک مدت بسیارطولانی قاره یخ زده نبوده و آنها می گویند که می توان این قضیه را با بررسی یک نقشه پانصد ساله که این قاره را بدون هیچ یخی به تصویر می کشد اثبات کرد.
@alien2016
سیبری 2013
یک ماموت پشمالو در آنجا کشف شد که بسیار سریع یخ زده بود.
آنقدرسریع که خون و بافتهای عضلانی اش به خوبی حفظ شده بود. این فقط یکی از انبوه یافته های سرزمین یخی سیبری است.
که سر آغاز آن به قرن بیستم بر می گردد.
گویی که بسیاری از آنها دچار وقفه موقت در فعالیتهای حیاتی شان شده اند.
برخی با غذای هنوز مانده در دهانشان و گیاهی که در معده شان مانده منجمد شده اند. گیاهانی که فقط در آب و هوای خیلی گرم تر رشد می کنند.
کشف یک ماموت پشمالو که خیلی سریع یخ زده سوالات علمی جالبی را مطرح کرده
آیا یک اتفاق خیلی سریع منطقه ای برای ماموت پشمالو رخ داده که چنین سریع یخ زده ؟ اما سوال دیگر اینکه واقعاً آب و هوا چگونه می توانسته چنین سریع تغییر کند و چنین فاجعه بزرگ و ناگهانی و غیر منتظره ای را رقم بزند ؟
چارلز هپگود یک دانشمند تحصیل کرده هاروارد کتاب " دگرگونی پوسته زمین " را منتشر کرد. در این کتاب او بر این نظر است که پوسته زمین در طول تاریخ زمین شناسی جابه جایی های ناگهانی و خشنی را تحمل کرده .
نظریه او که به جا به جایی پوسته مشهور است. فرض می کند که هم سیبری و هم قاره جنوبگان در یک آب و هوای معتدل تری در دوره پایان عصر یخبندان در حدود 12000 سال پیش برخورداربوده اند.
اما بعد از آن فاجعه ناشناخته ای آنها را دچاروضعیت کنونی شان نموده .
همچنین هپگود مدرک دیگری هم در حمایت از فرضیه اش پیدا کرد آن هم وقتی که در 1960 مشغول جستجو در آرشیو کتابخانه کنگره بود یک نقشه غیر عادی که به سال 1531 منتشر شده بود را پیدا کرد.
اعتبار این نقشه به ریاضیدان و نقشه کش اورنتئوس فینائوس نسبت داده شده بود.
که ظاهراً جنوبگان بدون یخ و انجماد را به تصویر می کشید به شکل فوق العاده ای شبیه نقشه های امروزی جنوبگان حد اقل تا ما هیچ درک مشخصی از اینکه جنوبگان چه شکلی است نداشتیم.
با این حال نقشه اورنتئوس فینائوس در سال 1531 میلادی جنوبگان را به تصویر کشیده.
چگونه امکان داشته که چنین نقشه ای در آن زمان کشیده شود ؟
پژوهشگران گیج شده اند که چگونه نقشه اورنتئوس فینائوس توانسته قاره ای را به تصویر بکشد که تا سیصد سال بعد هنوز کشف نشده بوده و حتی سردرگم کننده تر اینکه جنوبگان بدون پوشش یخی اش را به نمایش بگذارد.
اگر کاوشگران به طریقی جنوبگان را در سالهای 1500 کشف کرده اند در آن زمان کاملاً پوشیده از یخ بوده .
خیلی جالب است که نقشه فینائوس نه فقط جزئیات خط ساحلی را بدون یخ به تصویر کشیده بلکه کل قاره از جمله عوارض داخلی اش همچون رودها دره ها وکوهها را هم نشان می دهد.
نقشه رشته کوههایی را نشان می دهد که
رودها از آنها جاری هستند .
چطور ممکن است ؟
آنجا منجمد و یخ زده است.
وقتی تصویر هوایی ناسا از قاره جنوبگان که با استفاده از رادار تهیه شده و رشته کوهها در آن مشخص و قابل رویت شده اند را در کنار نقشه فینائوس قرار میدهیم مشاهده میکنیم که رشته کوهها در نقشه فینائوس درست در همانجایی است که روی نقشه ناسا قرار دارد.
@alien2016
به عقیده زمین شناسان تخمین زده می شود که حد اقل 6000 سال پیش زمانی است که این رشته کوه فاقد پوشش یخی بوده. پس این نقشه چطور تهیه شده ؟
آیا فینائوس به یک نقشه قدیمی تر دسترسی داشته ؟که قدمت آن به هزاران سال قبل باز می گردد ؟
شاید نقشه برداران نیروی هوایی آمریکا بیش از همه گیج شده اند.
وقتی نقشه در دهه 1960 برای آنها فرستاده شد به این نتیجه رسیدند که این نقشه با استفاده از دانش پیشرفته مثلثات کروی کشیده شده آن هم با دقتی قابل توجه.
به ویژه وقتی در نظربگیریم که نقشه صد ها سال پیش تهیه شده در واقع به این نتیجه میرسیم که فن آوری مدرن امروزی روی نقشه ای پیاده شده که قدمت آن به قرن شانزدهم میلادی برمی گردد.
و این سوال را پدید می آورد که آیا نوعی فن آوری راداری پیشرفته در تهیه این نقشه استفاده شده ؟
چون برای تولید نقشه ای که محدوده اش
از روی زمین برای ما قابل رویت نیست.
شما باید در ارتفاع مایلی کارنقشه برداری را انجام بدهید.
چطور چنین چیزی ممکن است ؟
آیا ممکن است که این نوع نقشه ها از روی نقشه هایی که توسط نقشه برداران
فرازمینی تهیه شدهاند اند الگو برداری شده باشند ؟
با استنباط هایی مثل این و اگر بتوانید چیزی شبیه به اهرام را هم اضافه کنید این می تواند نشانه ای باشد بر اینکه یک نوع تمدن باستانی در جنوبگان بوده که قدمت آن به 12000 سال پیش بر می گرد.
@alien2016
با استنباط هایی مثل این و اگر بتوانید چیزی شبیه به اهرام را هم اضافه کنید این می تواند نشانه ای باشد بر اینکه یک نوع تمدن باستانی در جنوبگان بوده که قدمت آن به 12000 سال پیش بر می گرد.
@alien2016
نقشه قطب جنوب که توسط فینائوس تهیه شده همراه با نقشه کوهها و رودخانه های جنوبگان
@alien2016
@alien2016
نقشه هوایی ناسا در کنار نقشه 400 سال پیش فینائوس که نشان می دهد کوهها به شکل دقیق در نقشه رسم شده اند
@alien2016
@alien2016
اهرام کشف شده در جنوبگان که به نظر بزرگترین و قدیمی ترین هرم کشف شده در زمین هستند
@alien2016
@alien2016
فصل پانزدهم مثلث برمودا
قسمت اول
توجه:اسامی که به لاتین تایپ شده نامهای نقل قول کنندگان متن میباشند که همه آنها صاحب نظران نظریه فضانوردان باستانی میباشند
@alien2016
احتمالا مشهورترین و یا شومترین مکان اسرارآمیز جهان، «مثلث برمودا» است. قرنهاست که این پهنه اقیانوس، که بیش از 500،000 مایل مربع را در پوشش خود دارد و در مکانی بین «میامی»، «پورتوریکو» و «برمودا» واقع شده، موجب پریشانی دانشمندان، قایقرانان باتجربه و حتی کاوشگران ارتشی شده است.
Philip Coppens
هواپیماها ناپدید میشوند، انواع متفاوتی از نورهای عجیب دیده شده، اتفاقهایی خیلی عجیب، همه در این گوشه تنگ اقیانوس اطلس جمع شدهاند.
Michael Bara
کشتیها کاملا خالی پیدا میشوند. بدون هیچ علامتی از درگیری و فقط همه خدمه ناپدید شدهاند.
Gian J. Quasar
این چیزیست که کاملا حقیقت دارد. در مدارک موجود هست که همه رفتهاند؛ آنهم در یک هوای عادی. این برای من یک پدیده فوق طبیعی نیست. بلکه چیزیست که هنوز توضیحی برای آن نیست.
چه چیزی باعث شده است که کشتیها و هواپیماها بدون هیچ ردی، ناپدید شوند؟ چرا تجهیزات هوانوردی و جهتیابی از کار میافتند و یا سرعتشان خود به خود تغییر میکند؟ اسناد تاریخی کشتیها نشان میدهد که معماهای «مثلث برمودا» بسیار قدیمیتر است از آنچه که بسیاری از مردم فکر میکنند. از اولین روزهای سیاحی بر اقیانوس، ملوانان شاهد جلوههای عجیبی بودهاند.
Jason Martell
واقعا، توجه نسبت به «مثلث برمودا» با «کریستوفر کلومبوس» شروع شد . با حساسیت در جهتیابی و بسیار قابل احترام بودنش به عنوان یک ملوان، سفرنامهاش، «دنیای جدید» (آمریکا) را بسیار روشن توصیف میکند. و اینطور بود که «کلمبوس» به منطقهای رسید به نام «مثلث برمودا»، او نوشته که قطبنما بد عمل کرده. شب بعد، او یک گوی آتشین بزرگ را میبیند که با اقیانوس برخورد کرده.
Philip Coppens :
او نورهای عجیبی را دیده، شاهد این بوده که پدیدههای جوّی عجیبی در آنجا اتفاق میافتد. بنابراین مسئله این است که داستان «مثلث برمودا» تنها یک اسطوره مدرن یا متمدنانه و استادانه قرن بیست و یکم نیست بلکه به همان قدمتی است که مردم آن منطقه با آن برخورد داشتهاند.
در حدود 450 سال پس از «کلمبوس»، در 5 دسامبر سال 1945، ارتش ایالات متحده، حیرتانگیزترین اتفاق اسرارآمیز را در «مثلث برمودا» تجربه کرد. در ساعت 2:00 بعداز ظهر، پنج بمبافکن دریایی آمریکا، از پایگاه دریایی خود در «فورت لادردل»، فلوریدا، طی یک تمرین روتین، به پرواز در آمدند . اما در مدت کوتاهی پس از آغاز ماموریت دو ساعته، هر پنج هواپیما ناگهان گم شدند. معما پیچیدهتر شد، وقتی که نیروی دریایی، هواپیمای نجاتی را روانه کرد که آن نیز ناپدید شد. شش هواپیما، همه در پرواز با خلبانهایی با تجربه، به مغاک گمنامی رفتند.
Gian J. Quasar :
این موضوع همه را به شکلی عجیب مصیبتزده کرد. این دیگر دوره تمدن نوین بود، رادار هست، رادیو هست، و با اینحال پنج هواپیما ناپدید میشوند!
Philip Coppens :
سوال این هست که: همه اینها کجا رفتند؟ واقعا شبیه به این هست که آنها از واقعیت دنیای ما قاپیده شدهاند و به جای دیگری رفتهاند. و البته، اینکه آن «جای دیگر» چه هست، معمای «مثلث برمودا» است.
در طی سالها، چند نفری زنده ماندهاند تا بتوانند چیزی از این واقعه غیرمعمول بگویند که برای آنها در «مثلث برمودا» اتفاق افتاده. خلبان آمریکایی، «بروس گرنن»، یکی از استثناهاست. در1970، «گرنن»، به همراه پدرش و یک همکار تجاری، از «باهاماس» به «فلوریدا» در پرواز بودند، وقتی «گرنن» خبر داد که، ابر عجیبی مستقیما به سوی هواپیمای آنها میآید . سپس ، آنگونه که «گرنن» شرح میدهد، ابر، تغییر شکل داده و به یک تونل شبیه به دونات، یا یک گرداب، تبدیل شده
Bruce Gernon
تونل در ابتدا خیلی بزرگ بود، اما بعد شروع کرد به کوچک شدن تدریجی. وقتی که من به داخل تونل نفوذ کردم، یک اتفاق باور نکردنی افتاد. خطوطی فرم گرفتند. مثل اینکه به درون یک لوله تفنگ نگاه کنید؛ چون خطوط به آهستگی برخلاف عقربه ساعت میچرخیدند. من با نوعی الکتریسیته برخورد کرده بودم. نوعی چراغ چشمک زن که روشن و خاموش میشد. و تنها چیزی که میتوانستم ببینم یک مه خاکستری زرد عجیب بود . من آن را «مه الکترونیک» مینامم. متوجه شدم که ابزار هواپیمای من کار نمیکنند و در همان زمان حس کردم که احساس عجیبی دارم.
«گرنن» میگوید که وقتی او بالاخره از تونل خارج شد، با برج مراقبت «میامی» تماس گرفت، اما آنها نمیتوانستند هواپیمای او را بر روی صفحه رادار ببینند.
Bruce Gernon
و بعد، حدود سه دقیقه بعد، مسئول برج مراقبت دوباره وصل شد در .حالیکه به شدت هیجانزده بود. او توانست من را در آسمان «میامی» شناسایی کند و من هیچ نمیتوانستم باور کنم،
@alien2016
قسمت اول
توجه:اسامی که به لاتین تایپ شده نامهای نقل قول کنندگان متن میباشند که همه آنها صاحب نظران نظریه فضانوردان باستانی میباشند
@alien2016
احتمالا مشهورترین و یا شومترین مکان اسرارآمیز جهان، «مثلث برمودا» است. قرنهاست که این پهنه اقیانوس، که بیش از 500،000 مایل مربع را در پوشش خود دارد و در مکانی بین «میامی»، «پورتوریکو» و «برمودا» واقع شده، موجب پریشانی دانشمندان، قایقرانان باتجربه و حتی کاوشگران ارتشی شده است.
Philip Coppens
هواپیماها ناپدید میشوند، انواع متفاوتی از نورهای عجیب دیده شده، اتفاقهایی خیلی عجیب، همه در این گوشه تنگ اقیانوس اطلس جمع شدهاند.
Michael Bara
کشتیها کاملا خالی پیدا میشوند. بدون هیچ علامتی از درگیری و فقط همه خدمه ناپدید شدهاند.
Gian J. Quasar
این چیزیست که کاملا حقیقت دارد. در مدارک موجود هست که همه رفتهاند؛ آنهم در یک هوای عادی. این برای من یک پدیده فوق طبیعی نیست. بلکه چیزیست که هنوز توضیحی برای آن نیست.
چه چیزی باعث شده است که کشتیها و هواپیماها بدون هیچ ردی، ناپدید شوند؟ چرا تجهیزات هوانوردی و جهتیابی از کار میافتند و یا سرعتشان خود به خود تغییر میکند؟ اسناد تاریخی کشتیها نشان میدهد که معماهای «مثلث برمودا» بسیار قدیمیتر است از آنچه که بسیاری از مردم فکر میکنند. از اولین روزهای سیاحی بر اقیانوس، ملوانان شاهد جلوههای عجیبی بودهاند.
Jason Martell
واقعا، توجه نسبت به «مثلث برمودا» با «کریستوفر کلومبوس» شروع شد . با حساسیت در جهتیابی و بسیار قابل احترام بودنش به عنوان یک ملوان، سفرنامهاش، «دنیای جدید» (آمریکا) را بسیار روشن توصیف میکند. و اینطور بود که «کلمبوس» به منطقهای رسید به نام «مثلث برمودا»، او نوشته که قطبنما بد عمل کرده. شب بعد، او یک گوی آتشین بزرگ را میبیند که با اقیانوس برخورد کرده.
Philip Coppens :
او نورهای عجیبی را دیده، شاهد این بوده که پدیدههای جوّی عجیبی در آنجا اتفاق میافتد. بنابراین مسئله این است که داستان «مثلث برمودا» تنها یک اسطوره مدرن یا متمدنانه و استادانه قرن بیست و یکم نیست بلکه به همان قدمتی است که مردم آن منطقه با آن برخورد داشتهاند.
در حدود 450 سال پس از «کلمبوس»، در 5 دسامبر سال 1945، ارتش ایالات متحده، حیرتانگیزترین اتفاق اسرارآمیز را در «مثلث برمودا» تجربه کرد. در ساعت 2:00 بعداز ظهر، پنج بمبافکن دریایی آمریکا، از پایگاه دریایی خود در «فورت لادردل»، فلوریدا، طی یک تمرین روتین، به پرواز در آمدند . اما در مدت کوتاهی پس از آغاز ماموریت دو ساعته، هر پنج هواپیما ناگهان گم شدند. معما پیچیدهتر شد، وقتی که نیروی دریایی، هواپیمای نجاتی را روانه کرد که آن نیز ناپدید شد. شش هواپیما، همه در پرواز با خلبانهایی با تجربه، به مغاک گمنامی رفتند.
Gian J. Quasar :
این موضوع همه را به شکلی عجیب مصیبتزده کرد. این دیگر دوره تمدن نوین بود، رادار هست، رادیو هست، و با اینحال پنج هواپیما ناپدید میشوند!
Philip Coppens :
سوال این هست که: همه اینها کجا رفتند؟ واقعا شبیه به این هست که آنها از واقعیت دنیای ما قاپیده شدهاند و به جای دیگری رفتهاند. و البته، اینکه آن «جای دیگر» چه هست، معمای «مثلث برمودا» است.
در طی سالها، چند نفری زنده ماندهاند تا بتوانند چیزی از این واقعه غیرمعمول بگویند که برای آنها در «مثلث برمودا» اتفاق افتاده. خلبان آمریکایی، «بروس گرنن»، یکی از استثناهاست. در1970، «گرنن»، به همراه پدرش و یک همکار تجاری، از «باهاماس» به «فلوریدا» در پرواز بودند، وقتی «گرنن» خبر داد که، ابر عجیبی مستقیما به سوی هواپیمای آنها میآید . سپس ، آنگونه که «گرنن» شرح میدهد، ابر، تغییر شکل داده و به یک تونل شبیه به دونات، یا یک گرداب، تبدیل شده
Bruce Gernon
تونل در ابتدا خیلی بزرگ بود، اما بعد شروع کرد به کوچک شدن تدریجی. وقتی که من به داخل تونل نفوذ کردم، یک اتفاق باور نکردنی افتاد. خطوطی فرم گرفتند. مثل اینکه به درون یک لوله تفنگ نگاه کنید؛ چون خطوط به آهستگی برخلاف عقربه ساعت میچرخیدند. من با نوعی الکتریسیته برخورد کرده بودم. نوعی چراغ چشمک زن که روشن و خاموش میشد. و تنها چیزی که میتوانستم ببینم یک مه خاکستری زرد عجیب بود . من آن را «مه الکترونیک» مینامم. متوجه شدم که ابزار هواپیمای من کار نمیکنند و در همان زمان حس کردم که احساس عجیبی دارم.
«گرنن» میگوید که وقتی او بالاخره از تونل خارج شد، با برج مراقبت «میامی» تماس گرفت، اما آنها نمیتوانستند هواپیمای او را بر روی صفحه رادار ببینند.
Bruce Gernon
و بعد، حدود سه دقیقه بعد، مسئول برج مراقبت دوباره وصل شد در .حالیکه به شدت هیجانزده بود. او توانست من را در آسمان «میامی» شناسایی کند و من هیچ نمیتوانستم باور کنم،
@alien2016
چون من فقط برای 33 دقیقه پرواز کرده بودم. در حالیکه این زمان باید بیشتر به یک ساعت و سه دقیقه نزدیک باشد.
آیا چنین اختلاف زمان و مکانی، حقیقتا اتفاق میافتد؟ و آیا ممکن است که موجودات فضایی هم از چنین دروازهای برای سفر به زمین، استفاده کنند؟
@alien2016
آیا چنین اختلاف زمان و مکانی، حقیقتا اتفاق میافتد؟ و آیا ممکن است که موجودات فضایی هم از چنین دروازهای برای سفر به زمین، استفاده کنند؟
@alien2016