@alien2016
ادامه قسمت سیزدهم
رئیس جمهور: یک طرح جنگی؟
مشاور شمارۀ 1: همانطور که قبلاً گفتم، بله، آقای رئیس جمهور، ما درست برای این رخداد یا رخداد محتمل طرحهای جنگی داریم.
رئیس جمهور: اوکی، خوب فکر کنم برای یک روز کافی است. ویلیام، برای تمام کردن این بحث برای فردا برنامه ریزی کن.
ویلیام کیسی: اوکی آقای رئیس جمهور. من با مشاور شمارۀ 2 و مایکل دیور برنامه می ریزم.
رئیس جمهور: من می خواهم برای یک گزارش کامل از همه سپاسگزاری کنم. من فراتر از تصور یاد گرفتم. از حالا هر بار که به آسمان می نگرم یک برخورد متفاوتی خواهم داشت.
پایان نوار — این گفتگو از روی نوار به نوشتار تبدیل شد.
منبع: سایت سرپو http://serpo.org
@alien2016
ادامه قسمت سیزدهم
رئیس جمهور: یک طرح جنگی؟
مشاور شمارۀ 1: همانطور که قبلاً گفتم، بله، آقای رئیس جمهور، ما درست برای این رخداد یا رخداد محتمل طرحهای جنگی داریم.
رئیس جمهور: اوکی، خوب فکر کنم برای یک روز کافی است. ویلیام، برای تمام کردن این بحث برای فردا برنامه ریزی کن.
ویلیام کیسی: اوکی آقای رئیس جمهور. من با مشاور شمارۀ 2 و مایکل دیور برنامه می ریزم.
رئیس جمهور: من می خواهم برای یک گزارش کامل از همه سپاسگزاری کنم. من فراتر از تصور یاد گرفتم. از حالا هر بار که به آسمان می نگرم یک برخورد متفاوتی خواهم داشت.
پایان نوار — این گفتگو از روی نوار به نوشتار تبدیل شد.
منبع: سایت سرپو http://serpo.org
@alien2016
افشای اسناد موجودات فرازمینی
@alien2016
قسمت اول
بیل رایان و کری کسیدی مدیر وبسایت سرپو در سال 2005 با یک بازنشسته سازمان CIA سی آی ای که گویا در بایگانی آن شاغل بوده و به بسیاری از پرونده ها دسترسی داشته است مصاحبه ای انجام داد. قسمتی از آنرا با هم میخوانیم.
@alien2016
بیل: احتمالاً برای شما و من جای بسی تعجب خواهد داشت اگر از شما درخواست کنم صحبت هاتونو خیلی خلاصه وار و فقط در چند خط بیان کنید ولی بینندگان ما خودشان خواهند فهمید که چرا من اصرار دارم بلافاصله شما سر اصل مطلب بروید.
ایکس: (صدا توسط مبدل الکتونیکی تغییر یافته است). خب. … در واقع من مطلبی که مربوط به پروژه سرپو باشه رو ندارم چون من هیچ تجربه ای با ماجرای سرپو نداشتم ولی اطلاعات دیگری ارائه خواهم داد. و اینها اطلاعاتی هستند که من در مدت شش ماه که در یک شرکت هوا و فضا کار می کردم جمع آوری کرده ام… من یک نظامی نیستم و هیچوقت هم نبودم. من شش ماه در مرکز بایگانی سازی مستندات مربوط به پرونده، ویدئو ها، فیلم ها، تصاویر و اسناد و مدارکی که توسط دولت در طی پروژه های یوفو و تحقیقات محرمانه و مواردی از این دست تهیه میشده کار می کردم.
بیل: و این در چه سالی بود؟ در دهه 1980؟
ایکس: بله ، سالهای 84 و 85
بیل: بسیار عالی. دقیقا کاری که آنجا انجام میدادید چی بود؟ و در طول آن دوران با چه نوع چیزها سروکار داشته و مواردی که بدست می آوردید چه بودند؟
ایکس: خب، من درواقع کارمند مسئول پرونده ها و ترخیص امنیتی اونها بودم. هر روز برای من آیتم هایی میومد. و من وظیفه داشتم اون آیتم ها رو به بخش های گوناگونی تقسیم کنم و گاهی کار طبقه بندی امنیتی اسناد هم بر عهده من بود. بعضی وقتها هم پرونده هایی می آمد که نیاز بود محتویات آنها را بصورت منظم طبقه بندی کنم. بیشتر اون پرونده ها بصورت مهرو موم شده به دستم می می رسید. مواردی مثل سفینه های سقوط کرده و دیسک های منهدم شده. اغلب آنها حاوی تصاویر و اسنادی از دولت ایالات متحده و اکثر بخش های دولتی و شرکت هایی که به نوعی در زمینه هوا و فضا فعالیت دارند بود.
کری کاسیدی: می توانید به ما بگوئید چه نوع مهر هایی پای آن اسناد خورده بود؟
ایکس: مهر؟ «خیلی محرمانه». محرمانه. فقط مهر چشم ها. کلمات رمز. اغلب اون رمز ها را فقط برخی کارکنان مجاز می توانستند بخوانند. منظورم اینست که من در قسمت مستند سازی کار می کردم و من از چگونگی نشانه گذاری روی اسناد مطلع بودم و به لحاظ وظیفه ای که داشتم قادر بودم آن رمز ها را خط به خط بخوانم و چیزهایی که بصورت اشتباهی نشانه گذاری شده بودند را اصلاح می کردم و دوباره آنها را علامت می زدم. خب کار من شامل مواردی از این دست بود که انجام می دادم. بسیاری از اسناد نظامی بودند و بدون نشانه گذاری می آمدند، اینکه مربوط به چه بخشی هستند مشخص نشده بود و من اینکار رو انجام می دادم. این کار بخشی از روش آنهاست که هیچ توضیح یا رمزی روی برخی از اسناد نمی زنند.
کری: بیشتر از همه کدام اطلاعات بود که وقتی برای اولین بار چشمت بدانها افتاد واقعا شوکه شدی؟
ایکس: اون چیزی هست که من مدت طولانی آنرا باور داشتم و می توانم واقعا آنرا برای شما اثبات کنم. احتمالا آن یکی از بهترین چیزهایی است که برای من اتفاق افتاده است.
بیل: می توانم آنرا تصور کنم. وقتی که شما شروع به بیرون ریختن این اطلاعات کردید، یک یا دو نفر شما را «مرد رازول» صدا زدند. دلیل این نامگذاری چی بود؟. منظورم اینست که این لقب به واقعه سقوط رازول مربوط میشه یا دلیل دیگه ای داره ؟ اجازه بدید این رو هم بپرسم که شما در جریان برنامه دادوستد (بین ما و بیگانگان) هم بودید؟
ایکس: اوه بله! این موضوع مربوط به همون دوران میشه. درخواست هایی داشتیم از دولت مبنی بر تعامل با فرازمینی ها و بازسازی سفینه های سقوط کرده، بهبود تجهیزات و مواردی مثل این.
@alien2016
بیل: پس واقعیت داره ماجرای بده و بستان بین دولت و بیگانگان بین سالهای 1947 تا…؟
ایکس: تا زمان حال.
بیل: واو… بسیار عالی.
کری: شما اشاره به تعدادی موارد سقوط کردید و به ما از چندین مورد سقوط گفتید. ممکن است بگید در بین این سالها دقیقا چند مورد سقوط اتفاق افتاده است؟
ایکس: بالای پنجاه مورد
بیل: در خاک آمریکا؟
ایکس: آمریکا و خارج از آن.
بیل: آیا ایده ای از تعداد گونه های متفاوت بیگانگانی که در این سقوط دخیل بودند وجود دارد؟
ایکس: نه. من به یاد نمی آورم دقیقا چند تا. ولی تا این حد می دانم که حداقل با پنج گونه متفاوت از فرازمینی ها سروکار داشتیم.
@alien2016
@alien2016
قسمت اول
بیل رایان و کری کسیدی مدیر وبسایت سرپو در سال 2005 با یک بازنشسته سازمان CIA سی آی ای که گویا در بایگانی آن شاغل بوده و به بسیاری از پرونده ها دسترسی داشته است مصاحبه ای انجام داد. قسمتی از آنرا با هم میخوانیم.
@alien2016
بیل: احتمالاً برای شما و من جای بسی تعجب خواهد داشت اگر از شما درخواست کنم صحبت هاتونو خیلی خلاصه وار و فقط در چند خط بیان کنید ولی بینندگان ما خودشان خواهند فهمید که چرا من اصرار دارم بلافاصله شما سر اصل مطلب بروید.
ایکس: (صدا توسط مبدل الکتونیکی تغییر یافته است). خب. … در واقع من مطلبی که مربوط به پروژه سرپو باشه رو ندارم چون من هیچ تجربه ای با ماجرای سرپو نداشتم ولی اطلاعات دیگری ارائه خواهم داد. و اینها اطلاعاتی هستند که من در مدت شش ماه که در یک شرکت هوا و فضا کار می کردم جمع آوری کرده ام… من یک نظامی نیستم و هیچوقت هم نبودم. من شش ماه در مرکز بایگانی سازی مستندات مربوط به پرونده، ویدئو ها، فیلم ها، تصاویر و اسناد و مدارکی که توسط دولت در طی پروژه های یوفو و تحقیقات محرمانه و مواردی از این دست تهیه میشده کار می کردم.
بیل: و این در چه سالی بود؟ در دهه 1980؟
ایکس: بله ، سالهای 84 و 85
بیل: بسیار عالی. دقیقا کاری که آنجا انجام میدادید چی بود؟ و در طول آن دوران با چه نوع چیزها سروکار داشته و مواردی که بدست می آوردید چه بودند؟
ایکس: خب، من درواقع کارمند مسئول پرونده ها و ترخیص امنیتی اونها بودم. هر روز برای من آیتم هایی میومد. و من وظیفه داشتم اون آیتم ها رو به بخش های گوناگونی تقسیم کنم و گاهی کار طبقه بندی امنیتی اسناد هم بر عهده من بود. بعضی وقتها هم پرونده هایی می آمد که نیاز بود محتویات آنها را بصورت منظم طبقه بندی کنم. بیشتر اون پرونده ها بصورت مهرو موم شده به دستم می می رسید. مواردی مثل سفینه های سقوط کرده و دیسک های منهدم شده. اغلب آنها حاوی تصاویر و اسنادی از دولت ایالات متحده و اکثر بخش های دولتی و شرکت هایی که به نوعی در زمینه هوا و فضا فعالیت دارند بود.
کری کاسیدی: می توانید به ما بگوئید چه نوع مهر هایی پای آن اسناد خورده بود؟
ایکس: مهر؟ «خیلی محرمانه». محرمانه. فقط مهر چشم ها. کلمات رمز. اغلب اون رمز ها را فقط برخی کارکنان مجاز می توانستند بخوانند. منظورم اینست که من در قسمت مستند سازی کار می کردم و من از چگونگی نشانه گذاری روی اسناد مطلع بودم و به لحاظ وظیفه ای که داشتم قادر بودم آن رمز ها را خط به خط بخوانم و چیزهایی که بصورت اشتباهی نشانه گذاری شده بودند را اصلاح می کردم و دوباره آنها را علامت می زدم. خب کار من شامل مواردی از این دست بود که انجام می دادم. بسیاری از اسناد نظامی بودند و بدون نشانه گذاری می آمدند، اینکه مربوط به چه بخشی هستند مشخص نشده بود و من اینکار رو انجام می دادم. این کار بخشی از روش آنهاست که هیچ توضیح یا رمزی روی برخی از اسناد نمی زنند.
کری: بیشتر از همه کدام اطلاعات بود که وقتی برای اولین بار چشمت بدانها افتاد واقعا شوکه شدی؟
ایکس: اون چیزی هست که من مدت طولانی آنرا باور داشتم و می توانم واقعا آنرا برای شما اثبات کنم. احتمالا آن یکی از بهترین چیزهایی است که برای من اتفاق افتاده است.
بیل: می توانم آنرا تصور کنم. وقتی که شما شروع به بیرون ریختن این اطلاعات کردید، یک یا دو نفر شما را «مرد رازول» صدا زدند. دلیل این نامگذاری چی بود؟. منظورم اینست که این لقب به واقعه سقوط رازول مربوط میشه یا دلیل دیگه ای داره ؟ اجازه بدید این رو هم بپرسم که شما در جریان برنامه دادوستد (بین ما و بیگانگان) هم بودید؟
ایکس: اوه بله! این موضوع مربوط به همون دوران میشه. درخواست هایی داشتیم از دولت مبنی بر تعامل با فرازمینی ها و بازسازی سفینه های سقوط کرده، بهبود تجهیزات و مواردی مثل این.
@alien2016
بیل: پس واقعیت داره ماجرای بده و بستان بین دولت و بیگانگان بین سالهای 1947 تا…؟
ایکس: تا زمان حال.
بیل: واو… بسیار عالی.
کری: شما اشاره به تعدادی موارد سقوط کردید و به ما از چندین مورد سقوط گفتید. ممکن است بگید در بین این سالها دقیقا چند مورد سقوط اتفاق افتاده است؟
ایکس: بالای پنجاه مورد
بیل: در خاک آمریکا؟
ایکس: آمریکا و خارج از آن.
بیل: آیا ایده ای از تعداد گونه های متفاوت بیگانگانی که در این سقوط دخیل بودند وجود دارد؟
ایکس: نه. من به یاد نمی آورم دقیقا چند تا. ولی تا این حد می دانم که حداقل با پنج گونه متفاوت از فرازمینی ها سروکار داشتیم.
@alien2016
@alien2016
باستان شناسان هزاران کتیبه خطی و نوشته های سنگی 2000 ساله را در قالب سنگ نوشته ها در منطقه صحرای سیاه اردن در نزدیکی مرز سوریه کشف کرده اند.
به نقل از sciencealert، دانشمندان و باستانشناسان با کشف هزاران کتیبه خطی عنوان کردند که این کتیبهها علاوه بر این که جزئیاتی را درباره یک تمدن کهن و باستانی که حدود 200 سال قبل از میلاد وجود داشته است، نشان میدهد، دلیلی بر وجود منطقهای است که به رغم دشواری و دورافتادگی منطقه، فرهنگ متمایزی داشته است. تمام این کتیبهنوشتهها به حروف باستانی «Safaitic» نوشته شده است که زمانی در این منطقه مورد استفاده قرار میگرفت اما در حال حاضر، توسط اردن امروزی و سوریه اشغال شده است و محققان بر این باورند افرادی که این سنگها را در این صحرا رها کردهاند، ساکنان چادرنشین بودهاند.
@alien2016
باستان شناسان هزاران کتیبه خطی و نوشته های سنگی 2000 ساله را در قالب سنگ نوشته ها در منطقه صحرای سیاه اردن در نزدیکی مرز سوریه کشف کرده اند.
به نقل از sciencealert، دانشمندان و باستانشناسان با کشف هزاران کتیبه خطی عنوان کردند که این کتیبهها علاوه بر این که جزئیاتی را درباره یک تمدن کهن و باستانی که حدود 200 سال قبل از میلاد وجود داشته است، نشان میدهد، دلیلی بر وجود منطقهای است که به رغم دشواری و دورافتادگی منطقه، فرهنگ متمایزی داشته است. تمام این کتیبهنوشتهها به حروف باستانی «Safaitic» نوشته شده است که زمانی در این منطقه مورد استفاده قرار میگرفت اما در حال حاضر، توسط اردن امروزی و سوریه اشغال شده است و محققان بر این باورند افرادی که این سنگها را در این صحرا رها کردهاند، ساکنان چادرنشین بودهاند.
@alien2016
تصویری که در آن به نظر میرسد مردم ساکن این منطقه به جنگ با غولها رفته اند. مردی که در سمت راست قرار دارد به طور مشخصی قامت غیر معمول دارد.
@alien2016
@alien2016
تصویری از همان منطقه که اشیایی بشقاب مانندی تصویر شده است که تواتر آنها پشت سر هم نشان از قابلیت حرکت سریع آنها داشته که احتمالا تصویری از عبور بشقاب پرنده ها از بالای سر آنها بوده است
@alien2016
@alien2016
@alien2016
سقوط بشقاب پرنده در بولیوی در 6 ماه مه 1978 توسط هزاران نفر دیده شد.
در ساعت 4 و 15 دقیقۀ بعد از ظهر در 6 ماه مه 1978 در استان Tarija در کشور بولیوی، در یک ناحیۀ مرزی کوهستانی بین آرژانتین و بولیوی، یک بشقاب پرنده سقوط کرد. هزاران نفر این حادثه را با چشمان خود دیدند. بشقاب پرندۀ ساقط شده دنباله ای از آتش از خود ساطع می کرد. صدای برخورد چنان زیاد بود که تا فاصلۀ 150 مایلی شنیده شد. ارتعاش صدا تا فاصلۀ 30 مایلی در شیشۀ پنجره ها ترک ایجاد کرد. شاهدان حادثه شیء سقوط کرده را مدور و به قطر 12 فوت توصیف کردند. حتی ارتش معتقدد بود که این شیء یک بشقاب پرنده است. پلیس ناحیۀ مرزی آرژانتین که به ناحیۀ سقوط اعزام شد بود شیء ساقط شده را برای گزارشگران آرژانتینی یک بشقاب پرنده توصیف کرد. 3 هواپیمای تک موتوره از نیروی هوایی کشور بولیوی به ناحیۀ حادثه اعزام شدند و شیء سقوط کرده را در کوهستانها رویت کردند. روز بعد دو افسر نیروی هوایی آمریکا به نام سرهنگ رابرت سیمونز و سرگرد جان هِیز به صحنه وارد شدند. به آنها دستور داده شده بود که شیء سقوط کرده را با یک هواپیمای باربر C130 که در شهر لاپاز منتظر آنها بود به آمریکا انتقال دهند. دستگاههای دولتی آمریکا و بولیوی روی این حادثه و مأموریت دو افسر آمریکایی سرپوش گذاشتند.
@alien2016
سقوط بشقاب پرنده در بولیوی در 6 ماه مه 1978 توسط هزاران نفر دیده شد.
در ساعت 4 و 15 دقیقۀ بعد از ظهر در 6 ماه مه 1978 در استان Tarija در کشور بولیوی، در یک ناحیۀ مرزی کوهستانی بین آرژانتین و بولیوی، یک بشقاب پرنده سقوط کرد. هزاران نفر این حادثه را با چشمان خود دیدند. بشقاب پرندۀ ساقط شده دنباله ای از آتش از خود ساطع می کرد. صدای برخورد چنان زیاد بود که تا فاصلۀ 150 مایلی شنیده شد. ارتعاش صدا تا فاصلۀ 30 مایلی در شیشۀ پنجره ها ترک ایجاد کرد. شاهدان حادثه شیء سقوط کرده را مدور و به قطر 12 فوت توصیف کردند. حتی ارتش معتقدد بود که این شیء یک بشقاب پرنده است. پلیس ناحیۀ مرزی آرژانتین که به ناحیۀ سقوط اعزام شد بود شیء ساقط شده را برای گزارشگران آرژانتینی یک بشقاب پرنده توصیف کرد. 3 هواپیمای تک موتوره از نیروی هوایی کشور بولیوی به ناحیۀ حادثه اعزام شدند و شیء سقوط کرده را در کوهستانها رویت کردند. روز بعد دو افسر نیروی هوایی آمریکا به نام سرهنگ رابرت سیمونز و سرگرد جان هِیز به صحنه وارد شدند. به آنها دستور داده شده بود که شیء سقوط کرده را با یک هواپیمای باربر C130 که در شهر لاپاز منتظر آنها بود به آمریکا انتقال دهند. دستگاههای دولتی آمریکا و بولیوی روی این حادثه و مأموریت دو افسر آمریکایی سرپوش گذاشتند.
@alien2016
@alien2016
مصاحبه بیل و کری کسیدی با آقای ایکس
قسمت دوم
بیل: آیا عکس هایی هم از این آنها دیده اید؟
ایکس: چهار نوع از آنها. چهار گونه متفاوت
بیل: عکس های چهار نوع موجود فرازمینی.
کری: می توانید توصیفشان کنید؟
ایکس: خب گونه ای که بیشتر من با اسناد آنها کار کرده ام قدهای بلند و پوستی نارنجی رنگ دارند و در اسناد از آنها به عنوان «سازندگان» یاد میشه. آنها گونه ای که ما با نام خاکستری می شناسیم را بوجود آوردند. اینها باهم شباهت فراوانی دارند و از طریق چانه هایشان متمایز می شوند. نارنجی های بلند قدتر ولی لاغرتر هستند و صورتشان گرد تر است ولی چشمانشان مثل بقیه خاکستری ها بزرگ است. این ها دونوع از رایج ترین هاشون هستند. گونه دیگری هم هست که خیلی به خاکستری ها شبیه است اما کمی رنگ پریده تر و زمخت تر هستند. شاید بشود گفت تقریبا عموزاده های خاکستری ها باشند (خنده). من عکس هایی هم از یک گونه موجودات فرازمینی دیده ام که کاملا مثل من و شما هستند فقط با پوستی بسیار سفید تر. قدشان تقریبا هم قد آقای رایان، چشمانشان آبی رنگ و موهای روشنی دارند. درباره اینها حتی در اینترنت هم می توانید مطالبی بخوانید. من تا کنون هیچ سند رسمی درباره این نوع نخوانده بودم … آنها به ما پیشنهاد دادند که اگر سلاح های هسته ای مان را کنار بگذاریم حاضرند به ما در پیشرفت کمک کنند و مارا نجات دهند.
بیل: ولی شما آن را در هیچ سندی ندیدید.
ایکس: بله همینطور است.
بیل: باشه. بسیار خب
کری: آیا هیچ مدرکی وجود دارد که نشان دهنده هدف اصلی آنها از آمدن به زمین باشد؟ آنها چرا اینجایند؟
ایکس: بله وجود دارد. آنها از فعالیت های هسته ای ما در هراسند. آنها فکر می کنند که ما ممکن است نسل خودمان و دیگر گونه های فرازمینی را نابود کنیم. چون ما به دانش و امکان سفر فضایی به نقطه هایی که آنها قرار دارند روز به روز نزدیکتر می شویم.
بیل: این فرضیه ای از طرف دولت هست یا چیزی هست که شما واقعا از اسناد رد و بدل شده قطعی دریافته اید؟
ایکس: اینها چیزی هایی هستند که از طریق ارتباط با آنها دستگیرمان شده بود.
بیل: چه چیزی دیگری باعث شده بود که این موجودات بخواهند با دولت آمریکا مذاکره کنند؟
ایکس: اینکه ما نوادگان و فرزندان آنها هستیم و ما انسانهای زمینی در حقیقت از مواد ژنتیکی آنها بوجود آمده ایم. ما گونه هایی هستیم که توسط آنها مهندسی ژنتیک شده ایم. این اصل چیزی بود که من در آن اسناد خواندم و به یاد دارم. همچنین آنها ادعا می کنند که آنها بودند که عیسی مسیح را بر روی زمین قرار دادند و مذهب را به انسانها یاد دادند و ما به واسطه آنها تکامل یافتیم تا اینکه حریص شدیم و شروع به تخطی و انجام گناه کردیم. آنچنان که در کتاب مقدس از آن به عنوان گناه یاد می شود. من واقعا نمی دانم آن گناهی که می گویند چه بود. فقط اینرا می دانم که شرایط زندگی سبب می شوند تا انسانها حریص و آزمند شوند و این جزو مهارت های زندگی برای بقا و تکامل است.
بیل: اینها توی اسناد و مدارک قید شده بودند؟
ایکس: مطالب اسناد دلالت به این ها داشت. من نمی توانم دقیقا بگویم خط به خط چی توی اسناد نوشته شده بود اما مفهوم کلی که موضوعیت داشت رو می تونم بگم که به چی دلالت داشت.
کری: به چی دلالت داشت؟
ایکس: آموزش دادن به انسان برای رسیدن به سطح بالاتری از پیشرفت و تکامل، سطحی که درک کنیم که همه گونه ها از ماهیت و ماده واحدی آفریده شده ایم. ما همه ترکیبی از انرژی و مواد فیزیکی هستیم. و نیازی به مبارزه و نزاع با یکدیگر نداریم. نیازی به پول نیست. اینکه ما همه چیز را در مسائل دنیوی خلاصه می کنیم و ما آنقدر در غرور خودمان غرق شده ایم که نمی دانیم واقعاً هویت و منشا ما چیست؟. به گفته بیگانگان، آنها اینگونه نیستند. آنها بدن خودشان را مثل چیزی که ما خودمان از بدنمان تصور می کنیم نمی بینند. بدنها برای همیشه به آنها داده نشده است و آنرا وسیله ای بیش نمی دانند.
کری: آیا شما تصاویری از آنها را دیده اید؟
ایکس: عکس خودشان را، سفینه ها، اغلب سفینه های پرنده که بیشتر آنها از مسافت های دور بودند و برخی از گزارشات از آنها به عنوان «تو خالی» یاد می کردند. بیشتر ماموریت های شاتل فضایی.
کری: عکس هاشون؟
ایکس: بله، عکس های سیاه و سفید که خیلی قدیمی بودند.
ادامه دارد
@alien2016
مصاحبه بیل و کری کسیدی با آقای ایکس
قسمت دوم
بیل: آیا عکس هایی هم از این آنها دیده اید؟
ایکس: چهار نوع از آنها. چهار گونه متفاوت
بیل: عکس های چهار نوع موجود فرازمینی.
کری: می توانید توصیفشان کنید؟
ایکس: خب گونه ای که بیشتر من با اسناد آنها کار کرده ام قدهای بلند و پوستی نارنجی رنگ دارند و در اسناد از آنها به عنوان «سازندگان» یاد میشه. آنها گونه ای که ما با نام خاکستری می شناسیم را بوجود آوردند. اینها باهم شباهت فراوانی دارند و از طریق چانه هایشان متمایز می شوند. نارنجی های بلند قدتر ولی لاغرتر هستند و صورتشان گرد تر است ولی چشمانشان مثل بقیه خاکستری ها بزرگ است. این ها دونوع از رایج ترین هاشون هستند. گونه دیگری هم هست که خیلی به خاکستری ها شبیه است اما کمی رنگ پریده تر و زمخت تر هستند. شاید بشود گفت تقریبا عموزاده های خاکستری ها باشند (خنده). من عکس هایی هم از یک گونه موجودات فرازمینی دیده ام که کاملا مثل من و شما هستند فقط با پوستی بسیار سفید تر. قدشان تقریبا هم قد آقای رایان، چشمانشان آبی رنگ و موهای روشنی دارند. درباره اینها حتی در اینترنت هم می توانید مطالبی بخوانید. من تا کنون هیچ سند رسمی درباره این نوع نخوانده بودم … آنها به ما پیشنهاد دادند که اگر سلاح های هسته ای مان را کنار بگذاریم حاضرند به ما در پیشرفت کمک کنند و مارا نجات دهند.
بیل: ولی شما آن را در هیچ سندی ندیدید.
ایکس: بله همینطور است.
بیل: باشه. بسیار خب
کری: آیا هیچ مدرکی وجود دارد که نشان دهنده هدف اصلی آنها از آمدن به زمین باشد؟ آنها چرا اینجایند؟
ایکس: بله وجود دارد. آنها از فعالیت های هسته ای ما در هراسند. آنها فکر می کنند که ما ممکن است نسل خودمان و دیگر گونه های فرازمینی را نابود کنیم. چون ما به دانش و امکان سفر فضایی به نقطه هایی که آنها قرار دارند روز به روز نزدیکتر می شویم.
بیل: این فرضیه ای از طرف دولت هست یا چیزی هست که شما واقعا از اسناد رد و بدل شده قطعی دریافته اید؟
ایکس: اینها چیزی هایی هستند که از طریق ارتباط با آنها دستگیرمان شده بود.
بیل: چه چیزی دیگری باعث شده بود که این موجودات بخواهند با دولت آمریکا مذاکره کنند؟
ایکس: اینکه ما نوادگان و فرزندان آنها هستیم و ما انسانهای زمینی در حقیقت از مواد ژنتیکی آنها بوجود آمده ایم. ما گونه هایی هستیم که توسط آنها مهندسی ژنتیک شده ایم. این اصل چیزی بود که من در آن اسناد خواندم و به یاد دارم. همچنین آنها ادعا می کنند که آنها بودند که عیسی مسیح را بر روی زمین قرار دادند و مذهب را به انسانها یاد دادند و ما به واسطه آنها تکامل یافتیم تا اینکه حریص شدیم و شروع به تخطی و انجام گناه کردیم. آنچنان که در کتاب مقدس از آن به عنوان گناه یاد می شود. من واقعا نمی دانم آن گناهی که می گویند چه بود. فقط اینرا می دانم که شرایط زندگی سبب می شوند تا انسانها حریص و آزمند شوند و این جزو مهارت های زندگی برای بقا و تکامل است.
بیل: اینها توی اسناد و مدارک قید شده بودند؟
ایکس: مطالب اسناد دلالت به این ها داشت. من نمی توانم دقیقا بگویم خط به خط چی توی اسناد نوشته شده بود اما مفهوم کلی که موضوعیت داشت رو می تونم بگم که به چی دلالت داشت.
کری: به چی دلالت داشت؟
ایکس: آموزش دادن به انسان برای رسیدن به سطح بالاتری از پیشرفت و تکامل، سطحی که درک کنیم که همه گونه ها از ماهیت و ماده واحدی آفریده شده ایم. ما همه ترکیبی از انرژی و مواد فیزیکی هستیم. و نیازی به مبارزه و نزاع با یکدیگر نداریم. نیازی به پول نیست. اینکه ما همه چیز را در مسائل دنیوی خلاصه می کنیم و ما آنقدر در غرور خودمان غرق شده ایم که نمی دانیم واقعاً هویت و منشا ما چیست؟. به گفته بیگانگان، آنها اینگونه نیستند. آنها بدن خودشان را مثل چیزی که ما خودمان از بدنمان تصور می کنیم نمی بینند. بدنها برای همیشه به آنها داده نشده است و آنرا وسیله ای بیش نمی دانند.
کری: آیا شما تصاویری از آنها را دیده اید؟
ایکس: عکس خودشان را، سفینه ها، اغلب سفینه های پرنده که بیشتر آنها از مسافت های دور بودند و برخی از گزارشات از آنها به عنوان «تو خالی» یاد می کردند. بیشتر ماموریت های شاتل فضایی.
کری: عکس هاشون؟
ایکس: بله، عکس های سیاه و سفید که خیلی قدیمی بودند.
ادامه دارد
@alien2016
@alien2016
مصاحبه بیل و کری کسیدی با آقای ایکس
قسمت سوم
کری: آیا جزئیاتی از آن عکس ها در ذهن شما مانده که خیلی بارز بوده باشد؟
ایکس: من در مصاحبه های دیگر این را گفته ام که من آن عکس ها را برای اولین بار می دیدم. در بین آنها تصاویری بودند که رویشان نوشته شده بود «هاوایی». نوشته ها با ماشین تحریر تایپ شده بودند و سیاه و سفید بود از این طریق می توانستم بفهمم که عکس ها خیلی سال پیش گرفته شده بودند. عکس سفینه ای بود که نمی دانم درحال وارد شدن به درون آب بود یا در حال خروج از آن. ولی می توانستم ببینم که سفینه نسبت به آب نفوذ ناپذیر بود (آب نه از آن بیرون می ریخت و نه به درونش رخنه می کرد – مترجم).
بیل: بسیار خب. درباره سفینه بگید؟
ایکس: یه سفینه بشقاب مانند بود که می توانستم بخوبی تشخیص بدهم که نور تولید می کرد. خیلی شفاف بود. در واقع آن عکس ها خیلی خوب گرفته شده بودند.
بیل: از چه مسافتی؟
ایکس: از مسافتی پنجاه یا شصت یاردی، شاید هم از فاصله یک چهارم مایلی.
بیل: بسیار خب.
ایکس: عکس ها در ابعاد 8 در10 اینچ بودند دیسک ها در آن به اندازه 2 یا 2.5 اینچ دیده می شدند. من آن ها را خیلی با دقت برانداز کردم و جزئیاتش خوب یادم هست. چون تا آن موقع هرگز به فکرم خطور نمی کرد که سفاین فرازمینی ها می توانند درون آب هم حرکت کنند. بعد ها که بیشتر در مورد آنها فکر کردم به نظرم آمد که آنها شاید از مکانی شبیه به آب می آیند.
بیل: از آب یا مایعی غیر از آن؟
ایکس: هر چیزی چگال تر از هوا.
بیل: برگردیم به خود بیگانگان… آیا مدرکی بود که نشان دهد اینها از کجا می آیند؟
ایکس: من اسنادی را دیدم که درباره ماجرای سرپو و زتا رتیکولی بحث می کرد.
بیل: زتا رتیکولی. خُب. آیا نامی از سیستم های ستاره ای یا مکان های دیگری هم برده شده بود؟
ایکس: نـه.
ادامه دارد
@alien2016
مصاحبه بیل و کری کسیدی با آقای ایکس
قسمت سوم
کری: آیا جزئیاتی از آن عکس ها در ذهن شما مانده که خیلی بارز بوده باشد؟
ایکس: من در مصاحبه های دیگر این را گفته ام که من آن عکس ها را برای اولین بار می دیدم. در بین آنها تصاویری بودند که رویشان نوشته شده بود «هاوایی». نوشته ها با ماشین تحریر تایپ شده بودند و سیاه و سفید بود از این طریق می توانستم بفهمم که عکس ها خیلی سال پیش گرفته شده بودند. عکس سفینه ای بود که نمی دانم درحال وارد شدن به درون آب بود یا در حال خروج از آن. ولی می توانستم ببینم که سفینه نسبت به آب نفوذ ناپذیر بود (آب نه از آن بیرون می ریخت و نه به درونش رخنه می کرد – مترجم).
بیل: بسیار خب. درباره سفینه بگید؟
ایکس: یه سفینه بشقاب مانند بود که می توانستم بخوبی تشخیص بدهم که نور تولید می کرد. خیلی شفاف بود. در واقع آن عکس ها خیلی خوب گرفته شده بودند.
بیل: از چه مسافتی؟
ایکس: از مسافتی پنجاه یا شصت یاردی، شاید هم از فاصله یک چهارم مایلی.
بیل: بسیار خب.
ایکس: عکس ها در ابعاد 8 در10 اینچ بودند دیسک ها در آن به اندازه 2 یا 2.5 اینچ دیده می شدند. من آن ها را خیلی با دقت برانداز کردم و جزئیاتش خوب یادم هست. چون تا آن موقع هرگز به فکرم خطور نمی کرد که سفاین فرازمینی ها می توانند درون آب هم حرکت کنند. بعد ها که بیشتر در مورد آنها فکر کردم به نظرم آمد که آنها شاید از مکانی شبیه به آب می آیند.
بیل: از آب یا مایعی غیر از آن؟
ایکس: هر چیزی چگال تر از هوا.
بیل: برگردیم به خود بیگانگان… آیا مدرکی بود که نشان دهد اینها از کجا می آیند؟
ایکس: من اسنادی را دیدم که درباره ماجرای سرپو و زتا رتیکولی بحث می کرد.
بیل: زتا رتیکولی. خُب. آیا نامی از سیستم های ستاره ای یا مکان های دیگری هم برده شده بود؟
ایکس: نـه.
ادامه دارد
@alien2016
@alien2016
مصاحبه بیل رایان و کری کسیدی با آقای ایکس
قسمت چهارم
بیل: اُکی. آیا درباره چیزی که بتواند امنیت انسانها و نژاد ما رو تهدید کند هم سخنی به میان آمده بود؟ مثلاً درباره آدم ربایی، یا همدستی برای اجرای پروژه های شومی مثل کنترل جمعیت انسان و از این قبیل.
ایکس: نه. به هیچ وجه.
کری: درباره فن آوری های بیگانگان چی؟ دستاوردی وجود دارد که آنها به ما داده باشند؟ از نظر تکنولوژیکی…
ایکس: اسنادی مبنی بر فعالیت های بازسازی وجود داشت ولی درباره راهنمایی های مستقیم نه. برای مثال منطق آنها این بود که سفینه بیگانگان اینجایند، خوب بینیند و سعی کنید ازشون سر در بیاورید.
بیل: اُکی. آیا چیزی درباره سطح فن آوری های آنان در خاطرت هست. تکنولوژی پیشرفته بیگانگان که همواره درباره آن صحبت می شود.
ایکس: یادم هست منبع انرژی آنها خیلی بارز بود و اینکه از یک سیستم ارتباطی پیشرفته استفاده می کنند.
بیل: درباره چیزهای دیگر؟
ایکس: درباره سلاح هاشون چیزی نمی توانم بگویم. ما با سلاح ها کار نمی کردیم.
بیل: در مورد دستگاه های ارتباطیشون می توانی صحبت کنی؟
ایکس: زیاد نه. فقط چندین نفر آنجا بودند که بصورت خاص در تلاش بودند تا بفهمند سازوکار ارتباطی آنها چیست و چگونه از این مسافت دور با هم ارتباط برقرار می کنند. اما در این مورد هیچ چیزی نتوانستند بدست بیاورند.
بیل: درباره خطرات احتمالی که از طرف بیگانگان انسانها را تهدید می کند چیزی می دانید؟ چرا که انسانها در جهت نادرست و خارج از چهارچوب معنوی بیگانگان حرکت می کنند. اینکه ما انسانها هر روز از معنویت داریم فاصله می گیرم و آنها موجودات بسیار معنوی هستند.
ایکس: قطعاً آنها در این باره به ما آموزه هایی داده اند اینکه ما مثل آنها معنوی هستیم. و این همان چیز مشترک بین ما و آنهاست. آنها معتقدند این بدن ما همواره در یک چرخه بازیافت هست و کسی برای همیشه صاحب جسم مادیش نیست. آنها جسمشان را به مثابه وسیله نقلیه ای می بینند که روحشان بر آن سوار است و یک روزی فرا می رسد که آنرا ترک خواهند کرد. آنها بر عکس ما انسانهای زمینی جسمشان را تقدیس نمی کنند.
بیل: مانند راننده ای که ماشین خود را بعد از مدتی تحویل خواهد داد.
ایکس: بله من آنرا به یک ماشین تشبیه کردم. در واقع هر کسی می تواند صاحب یکی از این ماشین ها شود و تولید و عرضه آن بی پایان است. شما بابت آن بهایی نمی پردازید. چون که آن مال شما نیست بلکه موقتاً به شما داده شده است.
بیل: بعد از مردنشان چه اتفاقی برای آنها می اُفتد؟
کری: آنها حافظه خودشونو رو فراموش نمی کنند؟ درست است؟
ایکس: مرگ آنها آنگونه که در انسانها اتفاق می اُفتد نیست. همچنین قبل از مردنشان از زمان مرگشان با خبر هستند. آنها وقتی می میرند به یک مرحله جدیدی از زندگی وارد می شوند و صاحب یک جسم جدید در یک زندگی جدید می شوند. ولی خاطرات اندوخته شده از زندگی های پیشین را فراموش نمی کنند. بنابراین زندگی آنها ادامه می یابد و هر مرحله از زندگیشان 200 تا 400 سال طول می کشد.
بیل: یعنی هر عمر آنها 200 الی 400 سال طول می کشد؟
ایکس: این مدت در مقیاس سال زمینی است.
@alien2016
مصاحبه بیل رایان و کری کسیدی با آقای ایکس
قسمت چهارم
بیل: اُکی. آیا درباره چیزی که بتواند امنیت انسانها و نژاد ما رو تهدید کند هم سخنی به میان آمده بود؟ مثلاً درباره آدم ربایی، یا همدستی برای اجرای پروژه های شومی مثل کنترل جمعیت انسان و از این قبیل.
ایکس: نه. به هیچ وجه.
کری: درباره فن آوری های بیگانگان چی؟ دستاوردی وجود دارد که آنها به ما داده باشند؟ از نظر تکنولوژیکی…
ایکس: اسنادی مبنی بر فعالیت های بازسازی وجود داشت ولی درباره راهنمایی های مستقیم نه. برای مثال منطق آنها این بود که سفینه بیگانگان اینجایند، خوب بینیند و سعی کنید ازشون سر در بیاورید.
بیل: اُکی. آیا چیزی درباره سطح فن آوری های آنان در خاطرت هست. تکنولوژی پیشرفته بیگانگان که همواره درباره آن صحبت می شود.
ایکس: یادم هست منبع انرژی آنها خیلی بارز بود و اینکه از یک سیستم ارتباطی پیشرفته استفاده می کنند.
بیل: درباره چیزهای دیگر؟
ایکس: درباره سلاح هاشون چیزی نمی توانم بگویم. ما با سلاح ها کار نمی کردیم.
بیل: در مورد دستگاه های ارتباطیشون می توانی صحبت کنی؟
ایکس: زیاد نه. فقط چندین نفر آنجا بودند که بصورت خاص در تلاش بودند تا بفهمند سازوکار ارتباطی آنها چیست و چگونه از این مسافت دور با هم ارتباط برقرار می کنند. اما در این مورد هیچ چیزی نتوانستند بدست بیاورند.
بیل: درباره خطرات احتمالی که از طرف بیگانگان انسانها را تهدید می کند چیزی می دانید؟ چرا که انسانها در جهت نادرست و خارج از چهارچوب معنوی بیگانگان حرکت می کنند. اینکه ما انسانها هر روز از معنویت داریم فاصله می گیرم و آنها موجودات بسیار معنوی هستند.
ایکس: قطعاً آنها در این باره به ما آموزه هایی داده اند اینکه ما مثل آنها معنوی هستیم. و این همان چیز مشترک بین ما و آنهاست. آنها معتقدند این بدن ما همواره در یک چرخه بازیافت هست و کسی برای همیشه صاحب جسم مادیش نیست. آنها جسمشان را به مثابه وسیله نقلیه ای می بینند که روحشان بر آن سوار است و یک روزی فرا می رسد که آنرا ترک خواهند کرد. آنها بر عکس ما انسانهای زمینی جسمشان را تقدیس نمی کنند.
بیل: مانند راننده ای که ماشین خود را بعد از مدتی تحویل خواهد داد.
ایکس: بله من آنرا به یک ماشین تشبیه کردم. در واقع هر کسی می تواند صاحب یکی از این ماشین ها شود و تولید و عرضه آن بی پایان است. شما بابت آن بهایی نمی پردازید. چون که آن مال شما نیست بلکه موقتاً به شما داده شده است.
بیل: بعد از مردنشان چه اتفاقی برای آنها می اُفتد؟
کری: آنها حافظه خودشونو رو فراموش نمی کنند؟ درست است؟
ایکس: مرگ آنها آنگونه که در انسانها اتفاق می اُفتد نیست. همچنین قبل از مردنشان از زمان مرگشان با خبر هستند. آنها وقتی می میرند به یک مرحله جدیدی از زندگی وارد می شوند و صاحب یک جسم جدید در یک زندگی جدید می شوند. ولی خاطرات اندوخته شده از زندگی های پیشین را فراموش نمی کنند. بنابراین زندگی آنها ادامه می یابد و هر مرحله از زندگیشان 200 تا 400 سال طول می کشد.
بیل: یعنی هر عمر آنها 200 الی 400 سال طول می کشد؟
ایکس: این مدت در مقیاس سال زمینی است.
@alien2016
فصل دوازدهم دروازه خدایان
@alien2016
دروازه هایی برای سفر های کیهانی
در بسیاری از فرهنگ های باستانی، از دروازه هایی به سوی دنیاهای دیگر و مدخل هایی به سیستم های ستاره ای سخن می رود که محل اقامت «آفرینندگان» آنهاست. دانش قراردادی می گوید این روایتها فقط قصه و افسانه اند. اما اخیرا فایلهای محرمانه FBI بیان می کنند موجوداتی از ابعاد و سیاره های دیگر از زمین ما بازدید کرده اند. NASA اعلام کرده « پورتالها» به طور حتم در میدان مغناطیسی زمین وجود دارند و ما را به این فکر می اندازند که در داستان دروازه های کیهانی، پورتالها و کرمچاله ها، درجاتی از حقیقت وجود دارد.
دروازه خدایان در« هایومارکا »، پرو ( Hayu Marca )
@alien2016
در سال 1996 توسط « خوزه لوئیزدلگا » کشف شد، وقتی که به عنوان یک راهنمای تور سعی داشت نقشه منطقه را یاد بگیرد. به گفته قبایل بومی شهرهایومارکا، زمانی « دورازه خدایان»، درگاه ورود به « سرزمین خدایان » بوده است. دلگا می گفت پیش ازآنکه به طور اتفاقی آنجا را پیدا کند، سالها خواب دروازه ای را می دیده است. او می گفت گذرگاهی که به این دروازه ختم می شود ازمرمرصورتی ساخته شده و از درکوچکتری هم می گفت که نور آبی رنگی از آن ساطع می شد و به نظر می رسید به یک تونل درخشان و نورانی راه داشت.
@alien2016
این دورازه در واقع شامل دو درگاه تقریبا T شکل است . درگاه بزرگتر حدود 7 متر پهنا و 7 متر ارتفاع دارد و درگاه کوچکتر با طول دو متر در وسط آن قرار گرفته است. ( این درها سنگی هستند. ) . اسطوره ها حاکی از آنند که در بزرگتر برای خدایان است. در کوچکتر برای افراد میرایی است که از آن عبور می کنند و با گذر از آن نامیرا شده و به سوی زندگی میان خدایان می روند.
داستانی هست که تا حدی به رویای دلگا اعتبار می بخشد. می گویند وقتی کاشفین اسپانیایی در قرن 16 به پرو وارد شدند، ثروت اینکاها را غارت کردند. یک روحانی اینکا به نام « آمارو مارو» با یک دیسک ارزشمند از جنس طلا از معبدش گریخت، – « کلید خدایان هفت پرتو» .
«آمارو مارو» دروازه را پیدا کرد و دید که توسط شَمَن ها نگهبانی می شود. او دیسک طلا را به آنها تقدیم کرد. پس از مراسمی که توسط شمن ها انجام گرفت، درِکوچکتر باز شد. پشت آن در، تونلی بود که با نوری آبی رنگ می درخشید. آمارو از آن درعبور کرد ، دیسک طلا و شَمَن ها را ترک کرد، از زمین ناپدید شد و به سرزمین خدایان رفت.
جالب است که محققان یک جای خالی گرد در وسط درِکوچکتر کشف کرده اند و باستان شناسان را به این باور رساند که آن صفحه دیسک مانند، وسیله ای بوده که در آن جای خالی قرار می گرفته است.
@alien2016
@alien2016
دروازه هایی برای سفر های کیهانی
در بسیاری از فرهنگ های باستانی، از دروازه هایی به سوی دنیاهای دیگر و مدخل هایی به سیستم های ستاره ای سخن می رود که محل اقامت «آفرینندگان» آنهاست. دانش قراردادی می گوید این روایتها فقط قصه و افسانه اند. اما اخیرا فایلهای محرمانه FBI بیان می کنند موجوداتی از ابعاد و سیاره های دیگر از زمین ما بازدید کرده اند. NASA اعلام کرده « پورتالها» به طور حتم در میدان مغناطیسی زمین وجود دارند و ما را به این فکر می اندازند که در داستان دروازه های کیهانی، پورتالها و کرمچاله ها، درجاتی از حقیقت وجود دارد.
دروازه خدایان در« هایومارکا »، پرو ( Hayu Marca )
@alien2016
در سال 1996 توسط « خوزه لوئیزدلگا » کشف شد، وقتی که به عنوان یک راهنمای تور سعی داشت نقشه منطقه را یاد بگیرد. به گفته قبایل بومی شهرهایومارکا، زمانی « دورازه خدایان»، درگاه ورود به « سرزمین خدایان » بوده است. دلگا می گفت پیش ازآنکه به طور اتفاقی آنجا را پیدا کند، سالها خواب دروازه ای را می دیده است. او می گفت گذرگاهی که به این دروازه ختم می شود ازمرمرصورتی ساخته شده و از درکوچکتری هم می گفت که نور آبی رنگی از آن ساطع می شد و به نظر می رسید به یک تونل درخشان و نورانی راه داشت.
@alien2016
این دورازه در واقع شامل دو درگاه تقریبا T شکل است . درگاه بزرگتر حدود 7 متر پهنا و 7 متر ارتفاع دارد و درگاه کوچکتر با طول دو متر در وسط آن قرار گرفته است. ( این درها سنگی هستند. ) . اسطوره ها حاکی از آنند که در بزرگتر برای خدایان است. در کوچکتر برای افراد میرایی است که از آن عبور می کنند و با گذر از آن نامیرا شده و به سوی زندگی میان خدایان می روند.
داستانی هست که تا حدی به رویای دلگا اعتبار می بخشد. می گویند وقتی کاشفین اسپانیایی در قرن 16 به پرو وارد شدند، ثروت اینکاها را غارت کردند. یک روحانی اینکا به نام « آمارو مارو» با یک دیسک ارزشمند از جنس طلا از معبدش گریخت، – « کلید خدایان هفت پرتو» .
«آمارو مارو» دروازه را پیدا کرد و دید که توسط شَمَن ها نگهبانی می شود. او دیسک طلا را به آنها تقدیم کرد. پس از مراسمی که توسط شمن ها انجام گرفت، درِکوچکتر باز شد. پشت آن در، تونلی بود که با نوری آبی رنگ می درخشید. آمارو از آن درعبور کرد ، دیسک طلا و شَمَن ها را ترک کرد، از زمین ناپدید شد و به سرزمین خدایان رفت.
جالب است که محققان یک جای خالی گرد در وسط درِکوچکتر کشف کرده اند و باستان شناسان را به این باور رساند که آن صفحه دیسک مانند، وسیله ای بوده که در آن جای خالی قرار می گرفته است.
@alien2016
در کوچکتر دروازه خدایان و حفره گردی که در وسط آن قرار دارد و احتمالا جای قرار دادن دیسک طلایی برای سفر کیهانی بوده است
@alien2016
@alien2016
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دروازه خدایان پرو
@alien2016
@alien2016
تصویر دروازه خدایان پرو به شکل T در یکی از هیروگلیف های مصری. در حالیکه دروازه خدایان در پرو قرار دارد
@alien2016
@alien2016
@alien2016
جایگاه خدایان، ابوغراب، مصر
گفته می شود اهرام « ابوصیر» در ابوغُراب ( حومه قاهره) یکی از قدیمی ترین مکانهای زمین است. درآنجا سکویی باستانی قرار دارد که از کریستال مصری به نام « البستر» ساخته شده و گفته می شود با ارتعاش زمین «هم طنین» است. این صفحه می تواند « گشاینده حس ها » باشد و سبب شود که فرد با انرژی های بالاتر و مقدس کائنات « یکی» شود. در اصل این یک استارگیت بوده و انرژی های مقدس هم خدایان بوده اند.
@alien2016
اسطوره ها در باره سفرمیان دنیای آنها و دنیای ما ، شبیه اسطوره های بومیان امریکاست.
در ابوغراب نشانه هایی وجود دارد که گواهی می دهد بر تکنولوژی پیشرفته ای که در ساختن این مکان به کار رفته است . برای مثال علائم حلقوی بسیار دقیقی که در کریستال البستر با دریل کنده شده اند.
@alien2016
جایگاه خدایان، ابوغراب، مصر
گفته می شود اهرام « ابوصیر» در ابوغُراب ( حومه قاهره) یکی از قدیمی ترین مکانهای زمین است. درآنجا سکویی باستانی قرار دارد که از کریستال مصری به نام « البستر» ساخته شده و گفته می شود با ارتعاش زمین «هم طنین» است. این صفحه می تواند « گشاینده حس ها » باشد و سبب شود که فرد با انرژی های بالاتر و مقدس کائنات « یکی» شود. در اصل این یک استارگیت بوده و انرژی های مقدس هم خدایان بوده اند.
@alien2016
اسطوره ها در باره سفرمیان دنیای آنها و دنیای ما ، شبیه اسطوره های بومیان امریکاست.
در ابوغراب نشانه هایی وجود دارد که گواهی می دهد بر تکنولوژی پیشرفته ای که در ساختن این مکان به کار رفته است . برای مثال علائم حلقوی بسیار دقیقی که در کریستال البستر با دریل کنده شده اند.
@alien2016
نماد سواستیکا یا صلیب شکسته آلمانهای نازی در جایگاه خدایان ابوغراب
@alien2016
@alien2016
@alien2016
5- تیاهواناکو ، بولیوی، « دروازه خورشید » ( Tiahuanaco)
برخی باور دارند که « دروازه خورشید » در بولیوی، پورتالی است به سرزمین خدایان . مناطق دیگری نیز در ناحیه آند چنین شهرتی دارند. گفته می شود شهر «تیاهواناکو» یکی از مهمترین مکانهای امریکای باستان است و اسطوره ها حکایت دارند خدای خورشید « ویروکوچا» در این شهر ظاهر شد و آنجا را به عنوان مکانی برای آفرینش نخستین انسانها برگزید .
@alien2016
بر روی تکه سنگی از این دروازه با اینکه 14000 سال قدمت دارد، تصویر انسانهایی با کلاهخود مثلثی شکل کنده کاری شده. این سنگ بسیاری از محققین را به این سوهدایت کرده که دروازه به طور حتم با ستاره شناسی درارتباط است. بحث های داغ در این باره هنوز ادامه دارند. در وسط و بالای آرک تصویر احتمالی خدای خورشید کنده کاری شده به طوری که پرتوهای نور از پشت سر او ظاهر می شوند و از کناره های سرش عبور می کنند.
شکاف بزرگی هم در بالای سمت راست این طاقی ایجاد شده که هیچکس نمیداند چگونه این اتفاق افتاد.
@alien2016
5- تیاهواناکو ، بولیوی، « دروازه خورشید » ( Tiahuanaco)
برخی باور دارند که « دروازه خورشید » در بولیوی، پورتالی است به سرزمین خدایان . مناطق دیگری نیز در ناحیه آند چنین شهرتی دارند. گفته می شود شهر «تیاهواناکو» یکی از مهمترین مکانهای امریکای باستان است و اسطوره ها حکایت دارند خدای خورشید « ویروکوچا» در این شهر ظاهر شد و آنجا را به عنوان مکانی برای آفرینش نخستین انسانها برگزید .
@alien2016
بر روی تکه سنگی از این دروازه با اینکه 14000 سال قدمت دارد، تصویر انسانهایی با کلاهخود مثلثی شکل کنده کاری شده. این سنگ بسیاری از محققین را به این سوهدایت کرده که دروازه به طور حتم با ستاره شناسی درارتباط است. بحث های داغ در این باره هنوز ادامه دارند. در وسط و بالای آرک تصویر احتمالی خدای خورشید کنده کاری شده به طوری که پرتوهای نور از پشت سر او ظاهر می شوند و از کناره های سرش عبور می کنند.
شکاف بزرگی هم در بالای سمت راست این طاقی ایجاد شده که هیچکس نمیداند چگونه این اتفاق افتاد.
@alien2016