@alien2016
تاریخچه چشم سوم
امروزه در اکثر ادیان ، مذاهب ، فرهنگها و اقوام بر اهمیت چاکرای آجنا تأکید میشود و این اهمیت به دوران ماقبل تاریخ برمیگردد . در آن زمان آجنا نقش یک حس گر روحی و معنوی را داشته است . گفته میشود که چشم سوم در انسانهای اولیه کارایی داشته است . امروزه در انسانهای قرن جدید نیزشواهدی از عملکرد چشم سوم وجود دارد .
در انسانهای قدیم ، چشم سوم به طور طبیعی فعال بوده و از آن بهره میگرفتند . به عبارت دیگر آجنا در آنها یک ارگان ماورائی فعال بوده که به طور روزمره از آن استفاده میشده است. این در حالی است که در انسان مدرن هزارهی سوم ، آجنا به طور معمول یک ارگان غیر فعال و خاموش است ، و فعال کردن آن مستلزم شناخت و تمرین میباشد.
بنا بر نظر برخی از متا فیزیسینها ، بارزترین نمونه توجه به چشم سوم را میتوان در بین هندوان مشاهده کرد . آنها حداقل یک بار در روز آداب مذهبی را انجام میدهند ، که قرار دادن یک نقطه از پودر رنگی روی پیشانی ( چشم سوم ) نیز بخشی از آن میباشد ، این عمل باعث تحریک و فعال شدن چشم سوم میشود . در زنان هندی این علامت بر روی پیشانی نشانه ازدواج میباشد و وجه تمایز بین زنان و دختران در جامعه هند است
در کتابهای مذهب هندو مطالب زیادی دربارهی آجنا نوشته شده است . وقتی مسیحیان کاتولیک در برابر صلیب زانو میزنند ، با انگشتان خود علامت صلیب را بر روی سینه ترسیم میکنند که رأس این صلیب همیشه ، پیشانی ( چشم سوم ) است . بودائیان احترام خود را نسبت به چاکرای آجنا با قرار دادن یک قطعه جواهر یا زیور گرانبها در مرکز پیشانی مجسمه بودا نشان میدهند .
آرایش پیچیدهی سربندی که سرخپوستان استفاده میکنند از پرهای رنگارنگی تشکیل شده ، که به نواری تزیین شده وصل میباشند . آرایش این سربند در اطراف مرکز پیشانی حالت قرینه دارد . افرادی که دارای تواناییهای روحی بیشتری هستند ، سربندهای بزرگتر با آرایش پرزرق و برقتر استفاده میکنند .
سربند مصریان قدیم در محل پیشانی دارای شکل یک افعی با سری افراشته است . در فرهنگ مصریان ، افعی یک سنبل معنوی است و حضور آن در محل آجنا بر اهمیت این نقطه تأکید میکند . سربندی که برخی از سربازان در زمان جنگ به پیشانی میبندند نیز جای تأمل دارد .
مسلمانان در نمازهای روزانهخود به ازای هر رکعت نماز دو بار سجده میکنند و در هنگام سجده ، پیشانی را بر مهر میگذارند و ذکر میگویند . علاوه بر این در اسلام از سجده ( گذاشتن پیشانی بر مهر ) به عنوان نزدیکترین حالت انسان به خداوند یاد شده است . همچنین از سجده در این دین الهی به کرات به عنوان صفت مؤمنان یاد شده است . در احوال بزرگان و پیشوایان دین اسلام آمده است که ساعتهای طولانی را به سجده سپری میکردند
از کتاب کیمیاگری و ماورا
@alien2016
تاریخچه چشم سوم
امروزه در اکثر ادیان ، مذاهب ، فرهنگها و اقوام بر اهمیت چاکرای آجنا تأکید میشود و این اهمیت به دوران ماقبل تاریخ برمیگردد . در آن زمان آجنا نقش یک حس گر روحی و معنوی را داشته است . گفته میشود که چشم سوم در انسانهای اولیه کارایی داشته است . امروزه در انسانهای قرن جدید نیزشواهدی از عملکرد چشم سوم وجود دارد .
در انسانهای قدیم ، چشم سوم به طور طبیعی فعال بوده و از آن بهره میگرفتند . به عبارت دیگر آجنا در آنها یک ارگان ماورائی فعال بوده که به طور روزمره از آن استفاده میشده است. این در حالی است که در انسان مدرن هزارهی سوم ، آجنا به طور معمول یک ارگان غیر فعال و خاموش است ، و فعال کردن آن مستلزم شناخت و تمرین میباشد.
بنا بر نظر برخی از متا فیزیسینها ، بارزترین نمونه توجه به چشم سوم را میتوان در بین هندوان مشاهده کرد . آنها حداقل یک بار در روز آداب مذهبی را انجام میدهند ، که قرار دادن یک نقطه از پودر رنگی روی پیشانی ( چشم سوم ) نیز بخشی از آن میباشد ، این عمل باعث تحریک و فعال شدن چشم سوم میشود . در زنان هندی این علامت بر روی پیشانی نشانه ازدواج میباشد و وجه تمایز بین زنان و دختران در جامعه هند است
در کتابهای مذهب هندو مطالب زیادی دربارهی آجنا نوشته شده است . وقتی مسیحیان کاتولیک در برابر صلیب زانو میزنند ، با انگشتان خود علامت صلیب را بر روی سینه ترسیم میکنند که رأس این صلیب همیشه ، پیشانی ( چشم سوم ) است . بودائیان احترام خود را نسبت به چاکرای آجنا با قرار دادن یک قطعه جواهر یا زیور گرانبها در مرکز پیشانی مجسمه بودا نشان میدهند .
آرایش پیچیدهی سربندی که سرخپوستان استفاده میکنند از پرهای رنگارنگی تشکیل شده ، که به نواری تزیین شده وصل میباشند . آرایش این سربند در اطراف مرکز پیشانی حالت قرینه دارد . افرادی که دارای تواناییهای روحی بیشتری هستند ، سربندهای بزرگتر با آرایش پرزرق و برقتر استفاده میکنند .
سربند مصریان قدیم در محل پیشانی دارای شکل یک افعی با سری افراشته است . در فرهنگ مصریان ، افعی یک سنبل معنوی است و حضور آن در محل آجنا بر اهمیت این نقطه تأکید میکند . سربندی که برخی از سربازان در زمان جنگ به پیشانی میبندند نیز جای تأمل دارد .
مسلمانان در نمازهای روزانهخود به ازای هر رکعت نماز دو بار سجده میکنند و در هنگام سجده ، پیشانی را بر مهر میگذارند و ذکر میگویند . علاوه بر این در اسلام از سجده ( گذاشتن پیشانی بر مهر ) به عنوان نزدیکترین حالت انسان به خداوند یاد شده است . همچنین از سجده در این دین الهی به کرات به عنوان صفت مؤمنان یاد شده است . در احوال بزرگان و پیشوایان دین اسلام آمده است که ساعتهای طولانی را به سجده سپری میکردند
از کتاب کیمیاگری و ماورا
@alien2016
شهاب سنگ زیبای سیاه نام این سنگ است. محققان میگویند احتمالا قسمتی ۲.۱ میلیارد ساله از مریخ است که از آن جدا شده و به زمین اصابت کرده، این شهاب سنگ دارای مقدار زیادی آب است.
@alien2016
@alien2016
نگاره اى از ولفگانگ مقدس و يک جن كه در سال ۱۴۷۵ ترسيم شده است. بر طبق روايات مسيحى؛ ولفگانگ يک جن را مجبور ميكند تا در ساخت كليسا به او كمک كند
@alien2016
@alien2016
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پسری که ادعا میکند در زندگی قبلی ساکن مریخ بوده است
@alien2016
@alien2016
ثبت انفجار بسیار عظیم در ماه!
در ۱۸ ژوئن ۱۱۷۸پنج راهب در کانتربری انفجار عظیمی را در ماه ثبت کردند
شراره های آتش آسمان شب رامانند روز روشن کرد و ماه را ازحالت طبیعی خود خارج نمود
@alien2016
در ۱۸ ژوئن ۱۱۷۸پنج راهب در کانتربری انفجار عظیمی را در ماه ثبت کردند
شراره های آتش آسمان شب رامانند روز روشن کرد و ماه را ازحالت طبیعی خود خارج نمود
@alien2016
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یوفوهایی حین گذر از مقابل ماه و خورشید تا به امروز دیده شده اند. اما این یکی از جدیدترین های آنهاست. رویت جسم ناشناخته که به سرعت از مقابل ماه میگذرد. آوریل ۲۰۱۸
@alien2016
@alien2016
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲۵ مکان زیبا و فوقالعاده جذاب کره زمین
@alien2016
@alien2016
سال 1915، در دوران اوج جنگ جهانی اول، لندن، انگلستان
آیا اگنز وایت لند از بالکن خانه اش مسافران زمان را مشاهده کرد؟
@alien2016
آیا اگنز وایت لند از بالکن خانه اش مسافران زمان را مشاهده کرد؟
@alien2016
@alien2016
در دنيا روزانه حوادثي رخ مي دهند كه براي مشاهده كنندگان و تجربه كنندگان شان غير قابل توضيح هستند به اين گونه مشاهدات و تجربيات حوادث يا اتفاقات پارانورمال گفته مي شود. اما واقعا، خودمان هستيم ،آيا چنين حوادثي واقعا رخ مي دهند؟ آيا براي شماي خواننده چنين حوادثي رخ داده است؟ يا آيا احتمال دارد تمام اين اتفاقات صرفا توهماتي بيش نباشند؟ به عقيده دانشمندان بسياري از موادري كه مردم عادي از انها با نام پارانورمال ياد مي كنند پديده هايي طبيعي هستند يا توضيحي علمي دارند. در هر صورت چه بپذيريم يا نه، هر روز شاهد ادعاهاي افرادي هستيم كه بنوعي با حادثه اي عجيب و غير قابل توضيح مواجه شده اند. در طول تاريخ و علي الخصوص قرن اخير نيز مواردي گزارش و ثبت شده است كه بنظر نمي رسد ربطي به پديده هاي طبيعي داشته باشد و شاهد نيز فردي در كمال صحت و سلامت عقلي و جسماني بوده است.يكي از اين موارد كه در زمان خودش بسيار مورد توجه واقع شد مورد زني است بنام اگنز وايتلند ، او يك زن خانه دار 32 ساله بود كه در سال 1915 (دوران اوج جنگ اول جهاني) در لندن زندگي مي كرد. يك روز صبح اگنز در بالكن خانه اش مشغول انداختن لباس ها روي طناب بود كه ناگهان يك سكوي بزرگ مدور را در فاصله 6 متري بالكن خانه اش بر روي هوا شناور مشاهده نمود. بر روي آن سكو 8 مرد با ظاهري ارتشي بصورت دايره وار ايستاده بودند و داشتند اطراف را با دقت مشاهده مي كردند.يونيفورم هايي كه پوشيده بودند به رنگ آبي بود و كلاهشان نيز به همان رنگ داشتند. به گفته اگنز، اين سكو در حدود 9 متر از زمين فاصله داشت و مطلقا هيچ صدايي نداشت. هيچ موتور يا سيستمي هم نداشت. تنها چيزي كه توجه اگنز را به خود جلب نمود نوعي مكانيزم بر روي زانوهاي اين افراد ديده مي شد. در هر حال، اين سكوي متحرك و پرنده دقايقي بعد از انجا دور شد و بطرف مركز شهر حركت نمود و سپس ناپديد شد. اگنز اين اتفاق را براي شوهرش تعريف نمود و شوهرش كه همسرش را كاملا مي شناخت اطمينان داشت كه او دروغ نمي گويد و همان روز ماجرا را به دوست روزنامه نگارش گفت و فرداي انروز ماجراي اگنز در سرتاسر انگلستان منتشر گرديد. اگنز بارها توسط افرادي متخصص مورد مصاحبه قرار گرفت و تا اخر عمرش با اطمينان از انچه ديده بود ياد مي كرد. به عقيده برخي محققان پارانورمال شايد چيزي كه او ديده بود مسافران زمان بوده باشند كه خواسته اند بطور مستقيم وقايع جنگ اول جهاني را به چشم ببينند.
@alien2016
در دنيا روزانه حوادثي رخ مي دهند كه براي مشاهده كنندگان و تجربه كنندگان شان غير قابل توضيح هستند به اين گونه مشاهدات و تجربيات حوادث يا اتفاقات پارانورمال گفته مي شود. اما واقعا، خودمان هستيم ،آيا چنين حوادثي واقعا رخ مي دهند؟ آيا براي شماي خواننده چنين حوادثي رخ داده است؟ يا آيا احتمال دارد تمام اين اتفاقات صرفا توهماتي بيش نباشند؟ به عقيده دانشمندان بسياري از موادري كه مردم عادي از انها با نام پارانورمال ياد مي كنند پديده هايي طبيعي هستند يا توضيحي علمي دارند. در هر صورت چه بپذيريم يا نه، هر روز شاهد ادعاهاي افرادي هستيم كه بنوعي با حادثه اي عجيب و غير قابل توضيح مواجه شده اند. در طول تاريخ و علي الخصوص قرن اخير نيز مواردي گزارش و ثبت شده است كه بنظر نمي رسد ربطي به پديده هاي طبيعي داشته باشد و شاهد نيز فردي در كمال صحت و سلامت عقلي و جسماني بوده است.يكي از اين موارد كه در زمان خودش بسيار مورد توجه واقع شد مورد زني است بنام اگنز وايتلند ، او يك زن خانه دار 32 ساله بود كه در سال 1915 (دوران اوج جنگ اول جهاني) در لندن زندگي مي كرد. يك روز صبح اگنز در بالكن خانه اش مشغول انداختن لباس ها روي طناب بود كه ناگهان يك سكوي بزرگ مدور را در فاصله 6 متري بالكن خانه اش بر روي هوا شناور مشاهده نمود. بر روي آن سكو 8 مرد با ظاهري ارتشي بصورت دايره وار ايستاده بودند و داشتند اطراف را با دقت مشاهده مي كردند.يونيفورم هايي كه پوشيده بودند به رنگ آبي بود و كلاهشان نيز به همان رنگ داشتند. به گفته اگنز، اين سكو در حدود 9 متر از زمين فاصله داشت و مطلقا هيچ صدايي نداشت. هيچ موتور يا سيستمي هم نداشت. تنها چيزي كه توجه اگنز را به خود جلب نمود نوعي مكانيزم بر روي زانوهاي اين افراد ديده مي شد. در هر حال، اين سكوي متحرك و پرنده دقايقي بعد از انجا دور شد و بطرف مركز شهر حركت نمود و سپس ناپديد شد. اگنز اين اتفاق را براي شوهرش تعريف نمود و شوهرش كه همسرش را كاملا مي شناخت اطمينان داشت كه او دروغ نمي گويد و همان روز ماجرا را به دوست روزنامه نگارش گفت و فرداي انروز ماجراي اگنز در سرتاسر انگلستان منتشر گرديد. اگنز بارها توسط افرادي متخصص مورد مصاحبه قرار گرفت و تا اخر عمرش با اطمينان از انچه ديده بود ياد مي كرد. به عقيده برخي محققان پارانورمال شايد چيزي كه او ديده بود مسافران زمان بوده باشند كه خواسته اند بطور مستقيم وقايع جنگ اول جهاني را به چشم ببينند.
@alien2016
در سال ۱۹۶۵ شبکهای از تونلهای اسرارآمیز ۱ میلیون ساله در آرژانتین کشف شد.
این تونلها مصنوعی و در عمق ۲۳۰ متری زمین و بصورت مستطیل شکل و با دیواره های صیقلی هستند
@alien2016
این تونلها مصنوعی و در عمق ۲۳۰ متری زمین و بصورت مستطیل شکل و با دیواره های صیقلی هستند
@alien2016
دکتر سوزان اشنایدر، استاد دانشگاه کنتیکت : هوش مصنوعی از خیلی وقت پیش وجود دارد.
فرازمینی ها میلیون ها سال پیش از مرحله بیولوژیک عبور کرده اند.
@alien2016
فرازمینی ها میلیون ها سال پیش از مرحله بیولوژیک عبور کرده اند.
@alien2016
@alien2016
دكتر سوزان اشنايدر از دانشگاه كنتيكت يكي از متفكران و نظريه پردازاني است كه معتقدند هوش مصنوعي خيلي خيلي قبل از اينكه ما فكرش را هم بكنيم وجود داشته است. او مي گويد: بعيد مي دانم موجودات بيگانه فرازميني موجوداتي بيولوژيكي باشند،بلكه به عقيده من انها دوران بيولوژيكي شان را پشت سر گذاشته و اكنون بشكل هوش مصنوعي يا موجودات فوق هوشمند فرازميني هستند. به عقيده او جامعه اي كه با تكنولوژي دريچه اي به كيهان باز مي كند بعد از چند صد سال از حالت بيولوژيكش در مي آيد،شما نگاه كنيد اكنون كلا 50 سال از شروع اكتشافات فضايي نگذشته كه ما در دنياي ديجيتال غرق شده ايم. 50 سال يا 100 سال بعد را در نظر بگيريد اين تكنولوژي ها خصوصا هوش مصنوعي با ما در خواهند آميخت و ما به موجودات نيمه بيولوژيك نيمه ديجيتال تبديل خواهيم شد و سپس ممكن است كامل ديجيتال يا هوش مصنوعي شويم. حال به عقيده افرداي مثل اشنايدر موجودات فرازميني بايد بسيار بسيار از ما قديمي تر باشند چيزي در حدود 2 تا 8 ميليارد سال قديمي تر . آنها اكنون موجوداتي فوق هوشمند خواهند بود و ما در مقابل انها صرفا نوزادي بيش نخواهيم بود. انها ممكن است مثل ما در ابتدا بيولوژيكي بوده باشند اما ميلياردها سال تكامل انها را تبديل به موجوداتي فوق هوشمند با روش هاي هوش مصنوعي نموده است. آنها بنابراين موجوداتي مبتني بر كربن مانند ما نخواهند بود. بارگذاري هوش، آنها را قادر مي سازد تا عملا تبديل به موجوداتي جاودانه شوند.اين آنها را قادر خواهد ساخت تا در شرايط مختلفي به بقايشان ادامه دهند شرايطي كه ما هرگز قادر به بقا نخواهيم بود. از اين گذشته بنظر مي رسد سليكون نسبت به ذهن ما وسيله بهتري براي انتقال اطلاعات باشد. حداكثر سرعت نورون هاي ما به 200 هرتز مي رسد حال انكه اين سرعت 7 برابر كمتر از سرعت ريزپردازنده هاي امروزي است. در نبرد بين انسان و هوش مصنوعي ،برنده مي بايست دومي باشد.
@alien2016
دكتر سوزان اشنايدر از دانشگاه كنتيكت يكي از متفكران و نظريه پردازاني است كه معتقدند هوش مصنوعي خيلي خيلي قبل از اينكه ما فكرش را هم بكنيم وجود داشته است. او مي گويد: بعيد مي دانم موجودات بيگانه فرازميني موجوداتي بيولوژيكي باشند،بلكه به عقيده من انها دوران بيولوژيكي شان را پشت سر گذاشته و اكنون بشكل هوش مصنوعي يا موجودات فوق هوشمند فرازميني هستند. به عقيده او جامعه اي كه با تكنولوژي دريچه اي به كيهان باز مي كند بعد از چند صد سال از حالت بيولوژيكش در مي آيد،شما نگاه كنيد اكنون كلا 50 سال از شروع اكتشافات فضايي نگذشته كه ما در دنياي ديجيتال غرق شده ايم. 50 سال يا 100 سال بعد را در نظر بگيريد اين تكنولوژي ها خصوصا هوش مصنوعي با ما در خواهند آميخت و ما به موجودات نيمه بيولوژيك نيمه ديجيتال تبديل خواهيم شد و سپس ممكن است كامل ديجيتال يا هوش مصنوعي شويم. حال به عقيده افرداي مثل اشنايدر موجودات فرازميني بايد بسيار بسيار از ما قديمي تر باشند چيزي در حدود 2 تا 8 ميليارد سال قديمي تر . آنها اكنون موجوداتي فوق هوشمند خواهند بود و ما در مقابل انها صرفا نوزادي بيش نخواهيم بود. انها ممكن است مثل ما در ابتدا بيولوژيكي بوده باشند اما ميلياردها سال تكامل انها را تبديل به موجوداتي فوق هوشمند با روش هاي هوش مصنوعي نموده است. آنها بنابراين موجوداتي مبتني بر كربن مانند ما نخواهند بود. بارگذاري هوش، آنها را قادر مي سازد تا عملا تبديل به موجوداتي جاودانه شوند.اين آنها را قادر خواهد ساخت تا در شرايط مختلفي به بقايشان ادامه دهند شرايطي كه ما هرگز قادر به بقا نخواهيم بود. از اين گذشته بنظر مي رسد سليكون نسبت به ذهن ما وسيله بهتري براي انتقال اطلاعات باشد. حداكثر سرعت نورون هاي ما به 200 هرتز مي رسد حال انكه اين سرعت 7 برابر كمتر از سرعت ريزپردازنده هاي امروزي است. در نبرد بين انسان و هوش مصنوعي ،برنده مي بايست دومي باشد.
@alien2016
دانشمندان مستقل روسیه ای کشفی بزرگ انجام دادند.
در فاصله پانصد سال نوری از زمین در چهار سیاره که به دور ستاره ای میگردند شواهدی از حیات دو میلیون ساله یافت شده که هنوز ادامه دارد.
تحقیقات در این زمینه هنوز ادامه دارند.
@alien2016
در فاصله پانصد سال نوری از زمین در چهار سیاره که به دور ستاره ای میگردند شواهدی از حیات دو میلیون ساله یافت شده که هنوز ادامه دارد.
تحقیقات در این زمینه هنوز ادامه دارند.
@alien2016
@alien2016
در دنيايي كه زندگي مي كنيم ممكن است با حوادث پارانورمال روبرو شويم و سپس آن را براي دوستان يا فاميل تعريف كنيم. اما آيا واقعا آنها اين تجربيات عجيب و دور از ذهن را از شما قبول خواهند نمود؟ مطمئنا خير، در اكثر موارد فرد حتي مورد تمسخر نيز قرار مي گيرد. در يك همه پرسي كه در فرانسه از خلبان ها در مورد ديدن اشيا ناشناس پرنده در آسمان در حال پرواز انجام شد تقريبا 95% خلبانان پاسخ دادند هيچ علاقه اي به بازگو كردن آن از ترس تمسخر ندارند. اما ، علاوه بر اشيا ناشناس پرنده و پديده هاي غير قابل توضيح ، يكسري مواردي اتفاق افتاده كه هيچ شك و ترديدي در وقوع ان وجود نداشته و عده زيادي شاهد ماجرا بوده اند با اينحال كسي نتوانسته توضيحي منطقي يا علمي براي آن ارائه نمايد. يكي از اين موارد غير قابل توضيح مربوط مي شود به پيدا شدن سروكله مسافراني از سرزمين هايي كه عملا وجود خارجي ندارند. بعنوان مثال در سال 1950 در يك شهر كوچك بنام لبوس در نزديكي فرانكفورت در آلمان ،مردي عجيبي بنام جعفر ورين در خيابان سرگردان رويت شد و مردم كه او از انها سوال نموده بود به او مشكوك شده و او را به پليس معرفي كردند. پليس او را گرفته و شروع به بازجويي نمود. تيپ و قيافه مرد اروپايي بود اما آلماني را با لهجه اي عجيب نا آشنايي صحبت مي كرد. پليس از او سوال كرد از كجا آمده است ؟ او گفت از كشوري بنام لاكسريا در قاره ساكري آمده و بدنبال برادرش مي گردد. به او گفتند اين كشور و قاره در كجاست او گفت كه كشورش صدها كيلومتر از اروپا دور است و بوسيله اقيانوس از اروپا جداست. آنها نقشه اي برايش آوردند تا كشور يا قاره اش را نشان دهد اما او هر چه نگاه كرد چيزي نتوانست نشان دهد و گفت نقشه اي كه او مي شناسد با اين نقشه فرق مي كند. از او پرسيدند با چه امده اي ؟ گفت با كشتي اما طوفان باعث غرق شدن آن شد و او سوار بر تخته اي به زحمت خودش را به آلمان رساند. او گفت اصلا قاره هاي دنيا اين هايي كه شما مي گوييد نيستند بلكه نام هاي متفاوتي دارند. خلاصه هر چه با او حرف زدن به نتيجه اي نرسيدند و سپس او را براي معاينات بيشتر به برلين فرستادند. او چند روز بعد بطور مرموزي درگذشت. مورد ديگر كه در دهه اخير نيز رخ داده مربوط مي شود به فردي كه وارد فرودگاه توكيو گرديد ،مسئولان اميگريشن فرودگاه با مردي با ظاهر مردمان قفقاز با سبيل درشت و هيكل توپر مواجه شدند وقتي پاسپورت او را ديدند تعجب كردند زيرا به هيچ پاسپورت شناخته شده اي شباهت نداشت از او سوال كردند از چه كشوري مي آيد جواب داد از تارود ، عجيب اينكه بر روي پاسپورتش مهر ورود و خروج به چند كشور اروپايي ديده مي شد.پليس كه سخت به او مشكوك شده بود تصور نمودند كه بايد كلكي در كار او باشد بنابراين از او خواستند تارود را در نقشه نشان دهد او گفت كشورش در بين فرانسه و اسپانيا قرار دارد و وقتي نقشه را آوردند او نتوانست كشورش را پيدا كند و سخت ناراحت و كلافه شده بود. نكته عجيب ديگر اينكه او به سه زبان اسپانيايي ،فرانسوي و حتي ژاپني مسلط بود. او گفت بارها به ژاپن آمده و آدرسي از هتلي كه رزرو كرده بود و شريكش را به پليس داد. وقتي با هتل تماس گرفتند مسئولان هتل اعلام كردند هيچ فردي با چنان هويت و مشخصاتي را نمي شناسند و رزروي بنام او نشده است. با شريكش تماس گرفتند او گوشي را برداشت اما چنان فردي را نمي شناخت. اين ماجرا بشدت مورد توجه پليس قرار گرفت و لاجرم او را به هتلي برده و در يك اتاق اسكان داند تا روز بعد تحقيقات بيشتر به عمل آورند. دو پليس در جلوي در اتاقش گماشتند. روز بعد وقتي در زدند كسي در را باز نكرد و وقتي وارد اتاق شدند هيچ اثري از ان مرد ديده نشد. علاوه بر اين دو مورد چندين مورد ديگر از چنين مسافران اسرارآميزي به ثبت رسيده است و سوال اينست كه آنها از كجا آمده بودند؟ برخي معتقدند احتمالا انها از يك جهان موازي ديگر به دنياي ما غلتيده يا لغزيده اند و علت غيب شدن ناگهاني شان همين موضوع مي باشد.زيرا تقريبا بيشتر اين افراد همانطور كه يكباره ظاهر شده بودند يكباره نيز ناپديد گرديدند.
@alien2016
در دنيايي كه زندگي مي كنيم ممكن است با حوادث پارانورمال روبرو شويم و سپس آن را براي دوستان يا فاميل تعريف كنيم. اما آيا واقعا آنها اين تجربيات عجيب و دور از ذهن را از شما قبول خواهند نمود؟ مطمئنا خير، در اكثر موارد فرد حتي مورد تمسخر نيز قرار مي گيرد. در يك همه پرسي كه در فرانسه از خلبان ها در مورد ديدن اشيا ناشناس پرنده در آسمان در حال پرواز انجام شد تقريبا 95% خلبانان پاسخ دادند هيچ علاقه اي به بازگو كردن آن از ترس تمسخر ندارند. اما ، علاوه بر اشيا ناشناس پرنده و پديده هاي غير قابل توضيح ، يكسري مواردي اتفاق افتاده كه هيچ شك و ترديدي در وقوع ان وجود نداشته و عده زيادي شاهد ماجرا بوده اند با اينحال كسي نتوانسته توضيحي منطقي يا علمي براي آن ارائه نمايد. يكي از اين موارد غير قابل توضيح مربوط مي شود به پيدا شدن سروكله مسافراني از سرزمين هايي كه عملا وجود خارجي ندارند. بعنوان مثال در سال 1950 در يك شهر كوچك بنام لبوس در نزديكي فرانكفورت در آلمان ،مردي عجيبي بنام جعفر ورين در خيابان سرگردان رويت شد و مردم كه او از انها سوال نموده بود به او مشكوك شده و او را به پليس معرفي كردند. پليس او را گرفته و شروع به بازجويي نمود. تيپ و قيافه مرد اروپايي بود اما آلماني را با لهجه اي عجيب نا آشنايي صحبت مي كرد. پليس از او سوال كرد از كجا آمده است ؟ او گفت از كشوري بنام لاكسريا در قاره ساكري آمده و بدنبال برادرش مي گردد. به او گفتند اين كشور و قاره در كجاست او گفت كه كشورش صدها كيلومتر از اروپا دور است و بوسيله اقيانوس از اروپا جداست. آنها نقشه اي برايش آوردند تا كشور يا قاره اش را نشان دهد اما او هر چه نگاه كرد چيزي نتوانست نشان دهد و گفت نقشه اي كه او مي شناسد با اين نقشه فرق مي كند. از او پرسيدند با چه امده اي ؟ گفت با كشتي اما طوفان باعث غرق شدن آن شد و او سوار بر تخته اي به زحمت خودش را به آلمان رساند. او گفت اصلا قاره هاي دنيا اين هايي كه شما مي گوييد نيستند بلكه نام هاي متفاوتي دارند. خلاصه هر چه با او حرف زدن به نتيجه اي نرسيدند و سپس او را براي معاينات بيشتر به برلين فرستادند. او چند روز بعد بطور مرموزي درگذشت. مورد ديگر كه در دهه اخير نيز رخ داده مربوط مي شود به فردي كه وارد فرودگاه توكيو گرديد ،مسئولان اميگريشن فرودگاه با مردي با ظاهر مردمان قفقاز با سبيل درشت و هيكل توپر مواجه شدند وقتي پاسپورت او را ديدند تعجب كردند زيرا به هيچ پاسپورت شناخته شده اي شباهت نداشت از او سوال كردند از چه كشوري مي آيد جواب داد از تارود ، عجيب اينكه بر روي پاسپورتش مهر ورود و خروج به چند كشور اروپايي ديده مي شد.پليس كه سخت به او مشكوك شده بود تصور نمودند كه بايد كلكي در كار او باشد بنابراين از او خواستند تارود را در نقشه نشان دهد او گفت كشورش در بين فرانسه و اسپانيا قرار دارد و وقتي نقشه را آوردند او نتوانست كشورش را پيدا كند و سخت ناراحت و كلافه شده بود. نكته عجيب ديگر اينكه او به سه زبان اسپانيايي ،فرانسوي و حتي ژاپني مسلط بود. او گفت بارها به ژاپن آمده و آدرسي از هتلي كه رزرو كرده بود و شريكش را به پليس داد. وقتي با هتل تماس گرفتند مسئولان هتل اعلام كردند هيچ فردي با چنان هويت و مشخصاتي را نمي شناسند و رزروي بنام او نشده است. با شريكش تماس گرفتند او گوشي را برداشت اما چنان فردي را نمي شناخت. اين ماجرا بشدت مورد توجه پليس قرار گرفت و لاجرم او را به هتلي برده و در يك اتاق اسكان داند تا روز بعد تحقيقات بيشتر به عمل آورند. دو پليس در جلوي در اتاقش گماشتند. روز بعد وقتي در زدند كسي در را باز نكرد و وقتي وارد اتاق شدند هيچ اثري از ان مرد ديده نشد. علاوه بر اين دو مورد چندين مورد ديگر از چنين مسافران اسرارآميزي به ثبت رسيده است و سوال اينست كه آنها از كجا آمده بودند؟ برخي معتقدند احتمالا انها از يك جهان موازي ديگر به دنياي ما غلتيده يا لغزيده اند و علت غيب شدن ناگهاني شان همين موضوع مي باشد.زيرا تقريبا بيشتر اين افراد همانطور كه يكباره ظاهر شده بودند يكباره نيز ناپديد گرديدند.
@alien2016
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در کوئینزلند استرالیا بعد از بارانی شدید چاله های آبی ایجاد شد. فردی به شکل اتفاقی متوجه موجودی شد که سر از آب بیرون آورده است. موجودی مجهول
@alien2016
@alien2016
رویت آینده در آینه در شب هالووین
بنا بر برخی باورها در آمریکا اگر دختری در شب هالووین جلوی آینه بایستد در حالیکه سیب میخورد و شمعی در دست دارد میتواند چهره شوهر آینده اش را ببیند
@alien2016
بنا بر برخی باورها در آمریکا اگر دختری در شب هالووین جلوی آینه بایستد در حالیکه سیب میخورد و شمعی در دست دارد میتواند چهره شوهر آینده اش را ببیند
@alien2016
@alien2016
شیشه منعطف (Vitrum flexile)
از اختراعات پیشرفته باستانی
@alien2016
به طور کلی سه روایت تاریخی در مورد ماده مخصوصی به نام “Vitrum flexile” یا همان شیشه منعطف وجود دارد که قدیمیترین مورد بین آنها به سال 63 بعد از میلاد مربوط میشود و همچنین، هیچکدام از اطلاعات موجود واقعی بودن این ماده را صد درصد تایید نمیکنند.
در اولین نوشتههای مربوط به ماده مورد نظر، گفته شده که شیشهسازی در زمان امپراتوری تیبریوس (Tiberius) محصول لوله مانند شگفتانگیز خود را نزد امپراتور برد و در حضور او، این شیشه را به زمین کوبید. امپراتور با دیدن اینکه لوله نشکسته بود تعجب کرد و شیشهساز هم محصولش را که کمی کج شده بود، با چند ضربه چکش به حالت اولیه برگرداند. نقل شده که تیبریوس از ترس اینکه اختراع مورد نظر جایگزین فلزات گرانبها نشود، سر شیشهساز را از تنش جدا کرد تا راز شیشه منعطف با او از بین برود.
@alien2016
اما نکته جالب اینجاست که در سال 2012، حدودا دو هزار سال پس از داستان مربوط به شیشهساز و امپراتور، شرکت Corning محصولی با ویژگیهای مشابه با نام “Willow Glass” را به بازار عرضه کرد که در مقابل حرارت مقاوم بوده و قابلانعطاف است.
البته باقی روایتها داستان را به شکل دیگری نقل میکنند، ولی اگر واقعا ماجرای مخترع رومی حقیقت داشته باشد، میتوان گفت که این فرد تقریبا 2 هزار سال از زمان خود جلوتر بوده است.
@alien2016
شیشه منعطف (Vitrum flexile)
از اختراعات پیشرفته باستانی
@alien2016
به طور کلی سه روایت تاریخی در مورد ماده مخصوصی به نام “Vitrum flexile” یا همان شیشه منعطف وجود دارد که قدیمیترین مورد بین آنها به سال 63 بعد از میلاد مربوط میشود و همچنین، هیچکدام از اطلاعات موجود واقعی بودن این ماده را صد درصد تایید نمیکنند.
در اولین نوشتههای مربوط به ماده مورد نظر، گفته شده که شیشهسازی در زمان امپراتوری تیبریوس (Tiberius) محصول لوله مانند شگفتانگیز خود را نزد امپراتور برد و در حضور او، این شیشه را به زمین کوبید. امپراتور با دیدن اینکه لوله نشکسته بود تعجب کرد و شیشهساز هم محصولش را که کمی کج شده بود، با چند ضربه چکش به حالت اولیه برگرداند. نقل شده که تیبریوس از ترس اینکه اختراع مورد نظر جایگزین فلزات گرانبها نشود، سر شیشهساز را از تنش جدا کرد تا راز شیشه منعطف با او از بین برود.
@alien2016
اما نکته جالب اینجاست که در سال 2012، حدودا دو هزار سال پس از داستان مربوط به شیشهساز و امپراتور، شرکت Corning محصولی با ویژگیهای مشابه با نام “Willow Glass” را به بازار عرضه کرد که در مقابل حرارت مقاوم بوده و قابلانعطاف است.
البته باقی روایتها داستان را به شکل دیگری نقل میکنند، ولی اگر واقعا ماجرای مخترع رومی حقیقت داشته باشد، میتوان گفت که این فرد تقریبا 2 هزار سال از زمان خود جلوتر بوده است.
@alien2016
@alien2016
اگر کل تاریخ زمین را ۲۴ ساعت در نظر بگیریم
۴ صبح حیات بوجود آمده؛
۱۰:۲۴ گیاهان بوجود آمدند؛
دایناسورها ۱۱:۴۱ منقرض شدند و
تاریخ بشر از ۱۱:۵۸:۴۳ بوجود آمده.
@alien2016
اگر کل تاریخ زمین را ۲۴ ساعت در نظر بگیریم
۴ صبح حیات بوجود آمده؛
۱۰:۲۴ گیاهان بوجود آمدند؛
دایناسورها ۱۱:۴۱ منقرض شدند و
تاریخ بشر از ۱۱:۵۸:۴۳ بوجود آمده.
@alien2016
یوفوی سرگردان در رودآیلند
در ژوئن سال ۱۹۶۷ در (Rhode Island) این تصویر توسط هارولد ترودل گرفته شد.
@alien2016
در ژوئن سال ۱۹۶۷ در (Rhode Island) این تصویر توسط هارولد ترودل گرفته شد.
@alien2016
تصويرى از "چارلز تریپ" مردی که پا نداره و "وریچارد بوون" مردی که دست نداره. فرانسه/ 1890
رفيق اگه داشته هامون رو تقسيم كنيم؛ نداشته هامون جبران ميشه...
@alien2016
رفيق اگه داشته هامون رو تقسيم كنيم؛ نداشته هامون جبران ميشه...
@alien2016