@alien2016
آیا ماه را فرازمینی ها در مدار زمین قرار داده اند؟ ویژگی های عجیبی که هنوز کسی پاسخ درستی برایشان ندارد.
@alien2016
آیا ماه را فرازمینی ها در مدار زمین قرار داده اند؟
در طی سالیان تحقیقات نشان داده است که ماه دارای ویژگی های عجیبی می باشد.ماه پنجمین قمر طبیعی در منظومه شمسی است و گفته می شود بر اثر برخورد یک جسم سماوی به اندازه مریخ با زمین بوجود آمده است.بررسی ها اما نشان می دهد که با توجه به تراکم و اندازه اش در مدار اشتباهی قرار دارد.نواحی داخلی ماه از نواحی خارجی آن تراکم کمتری دارد و این باعث شده برخی به توخالی بودن آن فکر کنند.زیرا وقتی شهاب سنگی با آن برخورد می کند مانند یک طبل صدا می دهد.ترکیب شیمیایی خاک از سنگ هایی که بر روی آن قرار دارند متفاوت است.به عقیده برخی سطح ماه ممکن است از جای دیگری به ماه منتقل شده باشد.منشا برخی گودال های ماه داخلی است،هیچ نشانه ای هم وجود ندارد که زمانی ماه به اندازه کافی برای فوران های اتشفشانی داغ بوده باشد.صدها ماه لرزه در سال اتفاق می افتد که ربطی به برخورد شهاب سنگ ها ندارند.برخی از این لرزه ها بنظر می رسد که الگوی منظمی را دنبال می کنند.پوسته ماه بسیار سخت تر از انچه فرض می شد می باشد. ماه تنها قمر طبیعی در منظومه شمسی است که یک مدار ثابت تقریبا مدور کامل دارد.از این گذشته چه توضیحی برای مسافت و قطر دقیق ان می توان یافت که باعث وقوع خسوف می شود.یعنی در صورتیکه مقداری مسافت ماه با زمین بیشتر یا کمتر بود یا قطر ماه کمتر یا بیشتر از قطر فعلی بود خسوف اتفاق نمی افتاد. آیا این ها تصادفی است ؟
@alien2016
آیا ماه را فرازمینی ها در مدار زمین قرار داده اند؟ ویژگی های عجیبی که هنوز کسی پاسخ درستی برایشان ندارد.
@alien2016
آیا ماه را فرازمینی ها در مدار زمین قرار داده اند؟
در طی سالیان تحقیقات نشان داده است که ماه دارای ویژگی های عجیبی می باشد.ماه پنجمین قمر طبیعی در منظومه شمسی است و گفته می شود بر اثر برخورد یک جسم سماوی به اندازه مریخ با زمین بوجود آمده است.بررسی ها اما نشان می دهد که با توجه به تراکم و اندازه اش در مدار اشتباهی قرار دارد.نواحی داخلی ماه از نواحی خارجی آن تراکم کمتری دارد و این باعث شده برخی به توخالی بودن آن فکر کنند.زیرا وقتی شهاب سنگی با آن برخورد می کند مانند یک طبل صدا می دهد.ترکیب شیمیایی خاک از سنگ هایی که بر روی آن قرار دارند متفاوت است.به عقیده برخی سطح ماه ممکن است از جای دیگری به ماه منتقل شده باشد.منشا برخی گودال های ماه داخلی است،هیچ نشانه ای هم وجود ندارد که زمانی ماه به اندازه کافی برای فوران های اتشفشانی داغ بوده باشد.صدها ماه لرزه در سال اتفاق می افتد که ربطی به برخورد شهاب سنگ ها ندارند.برخی از این لرزه ها بنظر می رسد که الگوی منظمی را دنبال می کنند.پوسته ماه بسیار سخت تر از انچه فرض می شد می باشد. ماه تنها قمر طبیعی در منظومه شمسی است که یک مدار ثابت تقریبا مدور کامل دارد.از این گذشته چه توضیحی برای مسافت و قطر دقیق ان می توان یافت که باعث وقوع خسوف می شود.یعنی در صورتیکه مقداری مسافت ماه با زمین بیشتر یا کمتر بود یا قطر ماه کمتر یا بیشتر از قطر فعلی بود خسوف اتفاق نمی افتاد. آیا این ها تصادفی است ؟
@alien2016
@alien2016
سال 1969 لحظاتی پس از برخاستن موشک ساترن آپولو 12 از مرکز کندی،ناگهان هوا دگرگون شده و رعد و برق آغاز میشود.صاعقه با موشک برخورد می کند،این موضوع چندان غیر طبیعی نیست.اما در کمال تعجب صاعقه برای مرتبه دوم با موشک برخورد می کند، نکته مهم در اینجا اینست که صاعقه هرگز دوباره با یک چیز برخورد نمی کند و این باعث حیرت متخصصان مرکز کنترل می شود.آنها بسرعت موضوع را بررسی می کنند تا اطمینان پیدا کنند مشکلی برای موشک پیش نیامده باشد،نگرانی در بین آنها موج می زند،موشکی که ماهها برای آن برنامه ریزی شده آیا سالم مانده است.آلن بین و پیت کنراد،دو تن از خدمه باید سریعا تصمیم شان را بگیرند،بین می گوید ناگهان تمام سیستم های شاتل از کار افتاد و ما گیج و مبهوت نمی دانستیم چکار باید بکنیم. آنها می بایست سریع تصمیم بگیرند آیا باید ماموریت را کنسل کنند یا ادامه دهند، با گذشت دقایقی مرکز کنترل می بیند که موشک در مسیرش حرکت می کند و سیستم ها دوباره فعال میشوند.آلن بین می گوید لحظات عجیبی را سپری کردیم بیکباره تمام کابین پر شد از صدای زنگ های هشدار و من و همکارم به هیچوجه نمی دانستیم الان باید چه اقدامی انجام دهیم. او می گوید کمی خنده دار است که سه فضانورد کارآزموده که زیر پایشان میلیون ها تن سوخت در حال سوختن است و به ماموریتی چنان مهم می روند ندانند که باید چکار کنند. بالاخره پس از استرس و هیجان فراوان، پیت کنراد تصمیم به ادامه ماموریت می گیرد و با سرعتی بالغ بر 20 هزار کیلومتر در ساعت بسوی ماه پرواز می کنند. اما داستان بهمین جا ختم نشده و سورپرایز دیگری اتفاق می افتد، زمانیکه به نزدیکی ماه می رسند و ماه نشین از ماژول فرماندهی آنداک( جدا)می شود ناگهان با پدیده عجیبی روبرو می شوند.ناگهان خدمه آپولو شی عجیبی را می بینند که از کنار سفینه شان در حال عبور است،آنها با کمال تعجب موضوع را به مرکز کنترل گزارش می کنند.مرکز کنترل احتمال می دهد شی رویت شده قطعه ای از ماژول فرماندهی باشد که ازآن جدا شده، اما با بررسی ماهواره ای بدنه ماژول به نتیجه می رسند که هیچ قطعه ای از آن جدا نشده. دقایقی بعد آنها شی عجیب را دوباره در حالی می بینند که دو نور آبی و یشمی از آن ساطع میشود، اکنون دیگر واقعا موضوع حساس میشود.با این وجود ماه نشین بر سطح ماه فرود می آید. در حالیکه مرکز کنترل کندی از یافتن توضیح قانع کننده ای ناکام می ماند، دکتر بیل برنس یوفولوژیست معروف آمریکایی معتقد است اولا بهیچوجه وجه سابقه ندارد صاعقه دوبار به یک شکل با یک موشک برخورد نماید، دوما شی عجیبی که در هنگام فرود ماه نشین یا لونار ماژول دیده شد، اگر چیزی طبیعی می بود نباید از خودش رنگ تولید می کرد، بنابراین بنظر من تنها یک توضیح می توان برای این حادثه ارائه داد و آن اینست که آنها بطور غیر مستقیم به ما هشدار دادند که گورتان را گم کرده و دیگر هرگز فکر آمدن به ماه را نکنید.
پیاده سازی از روی مستند : پرونده های مرموز ناسا
@alien2016
سال 1969 لحظاتی پس از برخاستن موشک ساترن آپولو 12 از مرکز کندی،ناگهان هوا دگرگون شده و رعد و برق آغاز میشود.صاعقه با موشک برخورد می کند،این موضوع چندان غیر طبیعی نیست.اما در کمال تعجب صاعقه برای مرتبه دوم با موشک برخورد می کند، نکته مهم در اینجا اینست که صاعقه هرگز دوباره با یک چیز برخورد نمی کند و این باعث حیرت متخصصان مرکز کنترل می شود.آنها بسرعت موضوع را بررسی می کنند تا اطمینان پیدا کنند مشکلی برای موشک پیش نیامده باشد،نگرانی در بین آنها موج می زند،موشکی که ماهها برای آن برنامه ریزی شده آیا سالم مانده است.آلن بین و پیت کنراد،دو تن از خدمه باید سریعا تصمیم شان را بگیرند،بین می گوید ناگهان تمام سیستم های شاتل از کار افتاد و ما گیج و مبهوت نمی دانستیم چکار باید بکنیم. آنها می بایست سریع تصمیم بگیرند آیا باید ماموریت را کنسل کنند یا ادامه دهند، با گذشت دقایقی مرکز کنترل می بیند که موشک در مسیرش حرکت می کند و سیستم ها دوباره فعال میشوند.آلن بین می گوید لحظات عجیبی را سپری کردیم بیکباره تمام کابین پر شد از صدای زنگ های هشدار و من و همکارم به هیچوجه نمی دانستیم الان باید چه اقدامی انجام دهیم. او می گوید کمی خنده دار است که سه فضانورد کارآزموده که زیر پایشان میلیون ها تن سوخت در حال سوختن است و به ماموریتی چنان مهم می روند ندانند که باید چکار کنند. بالاخره پس از استرس و هیجان فراوان، پیت کنراد تصمیم به ادامه ماموریت می گیرد و با سرعتی بالغ بر 20 هزار کیلومتر در ساعت بسوی ماه پرواز می کنند. اما داستان بهمین جا ختم نشده و سورپرایز دیگری اتفاق می افتد، زمانیکه به نزدیکی ماه می رسند و ماه نشین از ماژول فرماندهی آنداک( جدا)می شود ناگهان با پدیده عجیبی روبرو می شوند.ناگهان خدمه آپولو شی عجیبی را می بینند که از کنار سفینه شان در حال عبور است،آنها با کمال تعجب موضوع را به مرکز کنترل گزارش می کنند.مرکز کنترل احتمال می دهد شی رویت شده قطعه ای از ماژول فرماندهی باشد که ازآن جدا شده، اما با بررسی ماهواره ای بدنه ماژول به نتیجه می رسند که هیچ قطعه ای از آن جدا نشده. دقایقی بعد آنها شی عجیب را دوباره در حالی می بینند که دو نور آبی و یشمی از آن ساطع میشود، اکنون دیگر واقعا موضوع حساس میشود.با این وجود ماه نشین بر سطح ماه فرود می آید. در حالیکه مرکز کنترل کندی از یافتن توضیح قانع کننده ای ناکام می ماند، دکتر بیل برنس یوفولوژیست معروف آمریکایی معتقد است اولا بهیچوجه وجه سابقه ندارد صاعقه دوبار به یک شکل با یک موشک برخورد نماید، دوما شی عجیبی که در هنگام فرود ماه نشین یا لونار ماژول دیده شد، اگر چیزی طبیعی می بود نباید از خودش رنگ تولید می کرد، بنابراین بنظر من تنها یک توضیح می توان برای این حادثه ارائه داد و آن اینست که آنها بطور غیر مستقیم به ما هشدار دادند که گورتان را گم کرده و دیگر هرگز فکر آمدن به ماه را نکنید.
پیاده سازی از روی مستند : پرونده های مرموز ناسا
@alien2016
محققی با بررسی بلوک های اهرام مصر متوجه وجود آهک، خاک رس و آب در آنها شده در سوره قصص چنين آمده :
ای هامان برای من آتش بر گل برافروز (آجر بپز) و برجی بلند بساز
@alien2016
ای هامان برای من آتش بر گل برافروز (آجر بپز) و برجی بلند بساز
@alien2016
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک دختر که به نظر جن زده شده در برزیل توسط پلیس دستگیر شد
@alien2016
@alien2016
جنایت فقط کشتن انسان ها نیست. قطع کردن درخت چند صد ساله که قرن ها منبع تولید اکسیژن بوده نیز جنایت است
@alien2016
@alien2016
هر ۲پسرانی به نام جیمز آلن داشتند وسگی به نام توی، هر۲ با زنانی به اسم لیندا و بعداز طلاق با زنانی به نام بتی ازدواج کردند درنهایت ۴۴سال طول کشید یکدیگر را پیدا کنند.
@alien2016
@alien2016
@alien2016
قدیمی ترین کفش تاریخ با قدمتی 5000 ساله در غاری در ارمنستان یافت شد. به اعتقاد بسیاری این کفش از اهرام ثلاثه و استون هنج انگلستان قدیمی تر است.جنس این کفش از چرم بوده و بنظر می رسد زنانه باشد سایزش ۷ و برای پای راست می باشد.اما چیز عجیب در مورد این کفش اینست که چقدر به کفش های امروزی شباهت دارد.این حرف ما نیست بلکه نظر یک طراح معروف کفش است.این کفش با علف پر شده لابد برای نگهداشتن فرم آن بوده است.در ناحیه انگشت شصت فشردگی دیده می شود و این نشان می دهد کسی که آنرا می پوشیده از آن بسیار زیاد استفاده نموده است.با اینحال ریخت و قیافه اش را با گذشت این همه سال از دست نداده است.احتمالا در آن زمان کفشی بسیار گرانقیمت بوده است.این یافته جالب در سال ۲۰۱۰ در غاری در ارمنستان کشف شد.
@alien2016
قدیمی ترین کفش تاریخ با قدمتی 5000 ساله در غاری در ارمنستان یافت شد. به اعتقاد بسیاری این کفش از اهرام ثلاثه و استون هنج انگلستان قدیمی تر است.جنس این کفش از چرم بوده و بنظر می رسد زنانه باشد سایزش ۷ و برای پای راست می باشد.اما چیز عجیب در مورد این کفش اینست که چقدر به کفش های امروزی شباهت دارد.این حرف ما نیست بلکه نظر یک طراح معروف کفش است.این کفش با علف پر شده لابد برای نگهداشتن فرم آن بوده است.در ناحیه انگشت شصت فشردگی دیده می شود و این نشان می دهد کسی که آنرا می پوشیده از آن بسیار زیاد استفاده نموده است.با اینحال ریخت و قیافه اش را با گذشت این همه سال از دست نداده است.احتمالا در آن زمان کفشی بسیار گرانقیمت بوده است.این یافته جالب در سال ۲۰۱۰ در غاری در ارمنستان کشف شد.
@alien2016
چکمه های شبح!
تصویرسال ۲۰۱۴در ژاپن نزدیک ساحل گرفته شد پدر دختر میگوید هیچ چیز آنجا نبود اما وقتی عکس را دید شوکه شد آنجا در گذشته منطقه جنگی بوده
@alien2016
تصویرسال ۲۰۱۴در ژاپن نزدیک ساحل گرفته شد پدر دختر میگوید هیچ چیز آنجا نبود اما وقتی عکس را دید شوکه شد آنجا در گذشته منطقه جنگی بوده
@alien2016
مغز انسان بسیار حساس است،قسمتی خاص در نیمکره راست مغز وجود دارد که اگر آسیب یا ضربه ببیند فرد دائما جوک میگوید.به این بیماری Addiction Joke میگویند
@alien2016
@alien2016
تصویری که می بینید در دو زمان مختلف،دقیقا از یک نقطه در مریخ توسط کاوشگر کنجکاوی گرفته شده.در حالیکه همه چیز در عکس چپ سرجایش است،سنگ کجا رفته؟ چه کسی آنرا برداشته است?
@alien2016
@alien2016
@alien2016
مردی که همه خواب هایش به وقوع میپیوندد.
قسمت اول: خواب میبینم که...
چه شما باور رکنید و چه باور نکنید، ادعا می شود که کریس رابینسون دارای چنین توانایی است و به همین دلیل به او لقب «کارآگاه خواب ها» را داده اند و ماموران پلیس بعد از هر بار پیشگویی او درباره حوادث مختلف، ماجرا را پیگیری می کنند. دانشمندان و روانپزشکان زیادی روی او آزمایش های مختلف انجام داده اند ولی هنوز هم دلیلی برای این قدرت او پیدا نکرده اند.
«کریس رابینسون» در سال ۱۹۵۱ در انگلیس به دنیا آمد. او از همان ابتدای تولد و به صورت مادرزادی از ناراحتی قلبی رنج می برد. این بیماری به حدی او را درگیر کرد که در سن ۱۰ سالگی خانواده اش مجبور شدند او را تحت عمل جراحی قلب قرار دهند.
قلب کریس پس از عمل جراحی بهبود یافت و خوب شد اما از آن به بعد مشکل دیگری برای او پیش آمد که باورش برای دیگران کمی دشوار بود و برای همین بارها دستگیر شد.
ماجرای من و خواب هایم
پس از این که کریس به هوش آمد، احساس کرد که در تمام مدت بیهوشی کنار خانواده اش بوده و از آنها جدا نشده است اما مشکل بزرگ او این بود که خواب های عجیب و غریبی می دید که گاهی هیچ ربطی به او و اطرافیانش نداشت اما او را حسابی به وحشت می انداخت.
در ابتدا این خواب ها برای کریس و خانواده اش بی معنی بودند و دیدن این خواب ها را به ساعات طولانی بیهوشی و عمل سختی که انجام داده بود مرتبط می دانستند اما گاهی این خواب ها به کابوسی وحشتناک مبدل می شدند که جزء به جزء در عالم واقعیت رخ می دادند.
روزهای اول وقتی هر آنچه کریس در خواب می دید به حقیقت تبدیل می شود آنقدر او را می ترساند که کریس اصلا دلش نمی خواست چشم هایش را روی هم بگذارد و بخوابد. گاهی اوقات هر چه که اتفاق می افتاد خانواده اش با او تماس می گرفتند و از او می پرسیدند که آیا آن را در خواب دیده است یا خیر.
با گذشت زمان کار به جایی کشید که هر حادثه ای که رخ می داد کارآگاهان سراغ کریس می رفتند تا شاید او خبری از عاملان آن داشته باشد. کریس احساس خطر می کرد اما کاری از دست او برنمی آمد و باید چاره ای برای خواب هایش پیدا می کرد.
خواب هایی که به حقیقت پیوستند
در دهه ۱۹۹۰ کریس در خواب دید که یکی از هواپیماهای نمایش هوایی در هوا منفجر شده و سقوط می کند. او به سرعت با پلیس تماس گرفت و این موضوع را با آنها در میان گذاشت اما نتیجه این کار تنها مشکوک شدن پلیس به او و بازجویی های طولانی از او بود.
ماجرا از این قرار بود که این نمایش هوایی با ایمنی بسیار بالایی برگزار شده بود اما درست همانطور که کریس در خواب دیده بود یکی از هواپیماها در هوا منفجر شد و خلبان از هواپیما به بیرون پرید.
پس از این ماجرا، برنامه «عجیب ولی واقعی» از کریس دعوت کرد تا در برنامه آنها شرکت کند و بعد از آن بود که پزشکان و محققان بسیاری با او آشنا شده و خواستار ملاقات با کریس شدند.
@alien2016
مردی که همه خواب هایش به وقوع میپیوندد.
قسمت اول: خواب میبینم که...
چه شما باور رکنید و چه باور نکنید، ادعا می شود که کریس رابینسون دارای چنین توانایی است و به همین دلیل به او لقب «کارآگاه خواب ها» را داده اند و ماموران پلیس بعد از هر بار پیشگویی او درباره حوادث مختلف، ماجرا را پیگیری می کنند. دانشمندان و روانپزشکان زیادی روی او آزمایش های مختلف انجام داده اند ولی هنوز هم دلیلی برای این قدرت او پیدا نکرده اند.
«کریس رابینسون» در سال ۱۹۵۱ در انگلیس به دنیا آمد. او از همان ابتدای تولد و به صورت مادرزادی از ناراحتی قلبی رنج می برد. این بیماری به حدی او را درگیر کرد که در سن ۱۰ سالگی خانواده اش مجبور شدند او را تحت عمل جراحی قلب قرار دهند.
قلب کریس پس از عمل جراحی بهبود یافت و خوب شد اما از آن به بعد مشکل دیگری برای او پیش آمد که باورش برای دیگران کمی دشوار بود و برای همین بارها دستگیر شد.
ماجرای من و خواب هایم
پس از این که کریس به هوش آمد، احساس کرد که در تمام مدت بیهوشی کنار خانواده اش بوده و از آنها جدا نشده است اما مشکل بزرگ او این بود که خواب های عجیب و غریبی می دید که گاهی هیچ ربطی به او و اطرافیانش نداشت اما او را حسابی به وحشت می انداخت.
در ابتدا این خواب ها برای کریس و خانواده اش بی معنی بودند و دیدن این خواب ها را به ساعات طولانی بیهوشی و عمل سختی که انجام داده بود مرتبط می دانستند اما گاهی این خواب ها به کابوسی وحشتناک مبدل می شدند که جزء به جزء در عالم واقعیت رخ می دادند.
روزهای اول وقتی هر آنچه کریس در خواب می دید به حقیقت تبدیل می شود آنقدر او را می ترساند که کریس اصلا دلش نمی خواست چشم هایش را روی هم بگذارد و بخوابد. گاهی اوقات هر چه که اتفاق می افتاد خانواده اش با او تماس می گرفتند و از او می پرسیدند که آیا آن را در خواب دیده است یا خیر.
با گذشت زمان کار به جایی کشید که هر حادثه ای که رخ می داد کارآگاهان سراغ کریس می رفتند تا شاید او خبری از عاملان آن داشته باشد. کریس احساس خطر می کرد اما کاری از دست او برنمی آمد و باید چاره ای برای خواب هایش پیدا می کرد.
خواب هایی که به حقیقت پیوستند
در دهه ۱۹۹۰ کریس در خواب دید که یکی از هواپیماهای نمایش هوایی در هوا منفجر شده و سقوط می کند. او به سرعت با پلیس تماس گرفت و این موضوع را با آنها در میان گذاشت اما نتیجه این کار تنها مشکوک شدن پلیس به او و بازجویی های طولانی از او بود.
ماجرا از این قرار بود که این نمایش هوایی با ایمنی بسیار بالایی برگزار شده بود اما درست همانطور که کریس در خواب دیده بود یکی از هواپیماها در هوا منفجر شد و خلبان از هواپیما به بیرون پرید.
پس از این ماجرا، برنامه «عجیب ولی واقعی» از کریس دعوت کرد تا در برنامه آنها شرکت کند و بعد از آن بود که پزشکان و محققان بسیاری با او آشنا شده و خواستار ملاقات با کریس شدند.
@alien2016
این ۲بانوی به نظر ماسک زده در متروی لندن باعث وحشت مردم شدند. کسی نمیداند چه کسی بودند فقط مدتی با کودکی گریان در کالسکه شان قدم زدند سپس ناپدید گشتند
@alien2016
@alien2016
کتاب تمدن ناپدید شده سرزمین ((مو)) به صورت کتاب الکترونیکی موجود میباشد.
قیمت 3500 تومان
برای دریافت به آیدی زیر پیام دهید
@Mohammad_aghaei
قیمت 3500 تومان
برای دریافت به آیدی زیر پیام دهید
@Mohammad_aghaei
این نقاشی در غاری در ناحیه ای بنام تاسیلی در دشت صحارا کشف شده است.موجودات عجیبی با کلاه محافظ،کمربند و احتمالا نوعی بک پک که بی شباهت به گروهی از فضانوردان نیست
@alien2016
@alien2016
🔞🔴روح سرگردان اتاق خواب
@alien2016
داستان واقعی از رویت روح
چند سال پیش حدود سال 87 در سالن نشسته تلوزیون نگاه میکردم از گوشه چشم متوجه سایه ای شدم که در اتاق خوابم در حال حرکت بود. مردی از یک سوی اتاق به سوی کمد دیواری رفته و باز میگشت. وسط اتاق ناگهان ایستاد و به من نگاه کرد.
انگشت اشاره اش را به سمت دهانش برد. دوباره پشتش را به من کرد راه افتاد روی صورتش خون به چشم میخورد و گویی قسمتی از جمجمه اش وجود نداشت. به سمت کمد رفته ناپدیدشد.
بعدها متوجه شدیم مستاجر قبلی خانه در همان اتاق به وسیله اسلحه گرم خودکشی کرده است. وقتی از این موضوع اگاه شدیم تازه دلیل وجود شبح سرگردان را درک کردم. دیگر ماندن در آن خانه ممکن نبود ما به سرعت از آنجا نقل مکان کردیم.
@alien2016
@alien2016
داستان واقعی از رویت روح
چند سال پیش حدود سال 87 در سالن نشسته تلوزیون نگاه میکردم از گوشه چشم متوجه سایه ای شدم که در اتاق خوابم در حال حرکت بود. مردی از یک سوی اتاق به سوی کمد دیواری رفته و باز میگشت. وسط اتاق ناگهان ایستاد و به من نگاه کرد.
انگشت اشاره اش را به سمت دهانش برد. دوباره پشتش را به من کرد راه افتاد روی صورتش خون به چشم میخورد و گویی قسمتی از جمجمه اش وجود نداشت. به سمت کمد رفته ناپدیدشد.
بعدها متوجه شدیم مستاجر قبلی خانه در همان اتاق به وسیله اسلحه گرم خودکشی کرده است. وقتی از این موضوع اگاه شدیم تازه دلیل وجود شبح سرگردان را درک کردم. دیگر ماندن در آن خانه ممکن نبود ما به سرعت از آنجا نقل مکان کردیم.
@alien2016
@alien2016
چند حقایق جالب
💥💥💥💥💥💥💥💥
🏀 اگر شما به اول کلمات what( چه)، where( کجا) و when (چه موقع) حرف T را اضافه کنید تبدیل به جوابشان می شوند That آن ، There آنجا، Then آنوقت
🏀 باختن عمدی در بازی سنگ، کاغذ قیچی به اندازه بردن آن سخت است
🏀 زندگی مانند بازی رایانه ای است 18 سال اول free trial است و باقی آن پولی
🏀 اگر تلاش کنی بانکی را بزنی،برای ده سال آینده مشکلی در پرداخت پول آب و برق و گاز و غذا نخواهی داشت صرف نظر از اینکه موفق بشی یا نشی.
@alien2016
چند حقایق جالب
💥💥💥💥💥💥💥💥
🏀 اگر شما به اول کلمات what( چه)، where( کجا) و when (چه موقع) حرف T را اضافه کنید تبدیل به جوابشان می شوند That آن ، There آنجا، Then آنوقت
🏀 باختن عمدی در بازی سنگ، کاغذ قیچی به اندازه بردن آن سخت است
🏀 زندگی مانند بازی رایانه ای است 18 سال اول free trial است و باقی آن پولی
🏀 اگر تلاش کنی بانکی را بزنی،برای ده سال آینده مشکلی در پرداخت پول آب و برق و گاز و غذا نخواهی داشت صرف نظر از اینکه موفق بشی یا نشی.
@alien2016
@alien2016
یکی از عجیب ترین آزمایشات بر روی انسان بر می گردد به آزمایشی که توسط یک دکتر بنام دونکان مک دوگال در بوستون در سال ۱۹۰۱ انجام شد.او در نظر داشت تا وزن انسان را لحظاتی قبل از مرگ و بعد از مرگ اندازه گیری نماید.برای این منظور او شش مریض را که بر اثر بیماری سل در حال مرگ بودند در نظر گرفت و از یک ترازوی صنعتی بسیار دقیق حساس به دو سوم یک گرم استفاده نمود.او تک تک این بیماران را قبل از مرگ بر روی این ترازو قرار داد و وزن انها را یادداشت نمود و سپس جسد هرکدام از انها را که می مردند مجددا وزن نمود.نتیجه آزمایشات او بسیار عجیب بود زیرا تفاوت در بین وزن قبل و بعد از مرگ ۲۱ گرم بود.نتیجه ای که او از این آزمایش گرفت این بود که ۲۱ گرم احتمالا وزن روح انسان است. او سپس همین آزمایش را در تحت شرایطی مشابه بر روی ۱۵ سگ انجام داد و نتایج آزمایش نشان داد که وزن سگ ها قبل و بعد از مرگ هیچ تفاوتی نداشت و او نتیجه گرفت که سگ ها روح ندارند.
@alien2016
یکی از عجیب ترین آزمایشات بر روی انسان بر می گردد به آزمایشی که توسط یک دکتر بنام دونکان مک دوگال در بوستون در سال ۱۹۰۱ انجام شد.او در نظر داشت تا وزن انسان را لحظاتی قبل از مرگ و بعد از مرگ اندازه گیری نماید.برای این منظور او شش مریض را که بر اثر بیماری سل در حال مرگ بودند در نظر گرفت و از یک ترازوی صنعتی بسیار دقیق حساس به دو سوم یک گرم استفاده نمود.او تک تک این بیماران را قبل از مرگ بر روی این ترازو قرار داد و وزن انها را یادداشت نمود و سپس جسد هرکدام از انها را که می مردند مجددا وزن نمود.نتیجه آزمایشات او بسیار عجیب بود زیرا تفاوت در بین وزن قبل و بعد از مرگ ۲۱ گرم بود.نتیجه ای که او از این آزمایش گرفت این بود که ۲۱ گرم احتمالا وزن روح انسان است. او سپس همین آزمایش را در تحت شرایطی مشابه بر روی ۱۵ سگ انجام داد و نتایج آزمایش نشان داد که وزن سگ ها قبل و بعد از مرگ هیچ تفاوتی نداشت و او نتیجه گرفت که سگ ها روح ندارند.
@alien2016
@alien2016
مردمان سرزمین گم شده آتلانتیس
قسمت اول
ﺳﺎﮐﻨﯿﻦ ﻗﺎﺭﻩٔ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ 800 ﺳﺎﻟﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻗﺪ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺣﺪﻭﺩ 250 ﺗﺎ 370 ﺳﺎﻧﺘﯽ ﻣﺘﺮ ﺑﻮﺩ .
ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻏﻮﻝ ﭘﯿﮑﺮ ﺯﺍییدهٔ ﺗﺨﯿﻞ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﺍﺳﮑﻠﺖ ﺑﺎ ﻗﺪﯼ ﺣﺪﻭﺩ 250 ﺗﺎ 370 ﺳﺎﻧﺘﯽ ﻣﺘﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ
ﻣﮑﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺟﻬﺎﻥ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺷﻮﮐﻪ ﺷﺪﻧﺪ.
@alien2016
ﻋﻼﻗﻪ ﺁﺗﻼﻧﺘﯿﺴﯽ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻫﻨﺮ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﻧﺎﻥ ﺗﺎﺛﯿﺮﺍﺕ ﻭﯾﮋﻩ ﺍﯼ ﺩﺍﺷﺖ .
ﺁﻥ ﻫﺎ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮﮊﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ .
ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﭼﺸﻤﮕﯿﺮﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ، ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺎﺑﻮﺩﯼ ﮐﺸﺎﻧﺪ.
ﻣﺮﺩﻡ ﻗﺎﺭﻩ ﮔﻤﺸﺪﻩ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﻼﻗﺎﻧﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﻠﺴﻔﻪ، ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﯽ، ﻣﺠﺴﻤﻪ ﻭ ﭘﯿﮑﺮﻩ ﺳﺎﺯﯼ ﻭ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ .
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺗﺪﺭﯾﺞ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺻﻨﻌﺖ ﮔﺮﺍﯾﺶ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﺎﺩﯼ ﻭ ﺗﺠﺎﺭﯼ ﺷﺪﻧﺪ .
ﺁﻥ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮﮊﯼ ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺣﺘﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﻭﺭﺍﻧﻨﺪ .
ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ ﺁﺗﻼﻧﺘﯿﺴﯽ ﻫﺎ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﺍﺵ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻣﻨﻄﻖ ﺍﺳﺘﻘﺮﺍﯾﯽ ﻭ ﻗﯿﺎﺳﯽ
ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻫﺎﯼ ﻣﻠﻤﻮﺳﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ .
ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﻗﺴﻤﺖ ﻋﻈﯿﻤﯽ ﺍﺯ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮﮊﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺻﻮﺭ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﺩﺍﺷﺖ .
ﺁﻧﺎﻥ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺟﺎﺫﺑﻪ ﺭﺍ ﻣﻬﺎﺭ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺗﺠﺮﺑﯽ ﻭ ﺗﻔﺮﯾﺤﯽ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻣﻐﻨﺎﻃﯿﺴﯽ ﺭﺍ ﺁﺯﻣﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﮔﯿﺮﯼ ﮐﺮﯾﺴﺘﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ
ﮐﻮﭼﮏ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺘﻤﺮﮐﺰ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ .
ﺁﻧﺎﻥ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺍﺗﻤﯽ ﻭ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺭﺍﺩﯾﻮﺍﮐﺘﯿﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ .
ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﭘﺮﺩﺍﺯﺍﻥ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺁﺗﻼﻧﺘﯿﺲ ﻣﺤﻞ ﺗﺠﻤﻊ ﻣﻬﺎﺟﺮﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﻓﻀﺎ ﺑﻮﺩ .
ﺷﺎﯾﺪ ﭼﻮﻥ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺳﯿﺎﺭﻩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺟﺎﺫﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﻨﺪ .
ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﻫﺎﯼ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ، ﻣﺎﺷﯿﻦﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﻭ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩﻫﺎﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﺳﺮﺩ ﯾﺎ ﮔﺮﻡ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺗﻤﺴﻔﺮ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﯾﻮﻧﯿﺰﺍﺳﯿﻮﻥ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ ﺍﺗﻤﺴﻔﺮ ﺭﺍ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﮐﻨﻨﺪ .
ﺁﻧﺎﻥ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﻣﺜﻠﺚ
ﺑﺮﻣﻮﺩﺍﺭ ﺭﺍ ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ .
ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺁﺏ ﻭ ﻫﻮﺍ، ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻭ ﻓﻮﺭﺍﻥ ﺁﺗﺸﻔﺸﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﮐﻨﻨﺪ.
ﺁﺗﻼﻧﺘﯿﺴﯽ ﻫﺎ ﺑﺎﻍ ﻫﺎ ﻭ ﺁﺑﺮﺍﻫﻪ ﻫﺎﯼ ﺣﯿﺮﺕ ﺍﻧﮕﯿﺰﯼ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺷﺒﯿﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﮐﺎﻧﺎﻝ،ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻭ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ ﻫﺎ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ .
ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﭼﺸﻤﮕﯿﺮ ﺑﻮﺩ . ﻋﺪﻩٔ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻫﺮﻣﯽ ﺷﮑﻞ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﺁﺗﻼﻧﺘﯿﺴﯽ ﻫﺎ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻣﺎﺷﯿﻨﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺠﺪﯾﺪ ﺣﯿﺎﺕ ﺑﺪﻥ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪٔ ﻋﺒﻮﺭ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻣﻐﻨﺎﻃﯿﺲ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﮐﺮﯾﺴﺘﺎﻝ ﻫﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺑﻪ ﺳﺰﺍﯾﯽ
ﺩﺍﺷﺖ، ﭼﻨﺎﻧﮑﻪ ﻗﺒﻼ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ ﺩﺭ ﺁﺗﻼﻧﺘﯿﺲ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﯾﺎﺩ ﺑﻮﺩ .
ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﻋﻠﺖ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ.
ﻣﺮﯾﺾ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﺎﻻﺭﯼ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺍﻭﺭﺍﯼ (ﯾﮏ ﻧﻮﻉ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ) ﺷﺨﺺ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺷﻌﻪ ﺍﯾﮑﺲ ﻣﻐﻨﺎﻃﯿﺲ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﺩ .
ﺍﺯ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﻫﺎﯼ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺍﻣﺎ
ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ، ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺗﻤﺪﻥ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﺒﺎﻫﯽ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺷﺪ، ﺑﻪ ﺭﻭﺷﯽ ﺑﺎﻭﺭﻧﮑﺮﺩﻧﯽ ﻭ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ
ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺳﻌﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ
ﺑﯿﺎﻣﯿﺰﻧﺪ .
ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﯿﺶ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ، ﺁﺗﻼﻧﺘﯿﺴﯽ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻓﻨﺎﻭﺭﯼ ﺧﻮﺩ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻭ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﻪ ﮐﻮﭼﮏ ﻭ ﭼﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﻃﻤﻊ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﻫﻨﺪ؛ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﺮﯾﺴﺘﺎﻝ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻘﻮﯾﺖ ﻓﻨﺎﻭﺭﯼ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻭ ﻣﺒﺎﺩﻻﺗﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﺑﻌﺪ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﮐﺮﯾﺴﺘﺎﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﻭ ﻭﯾﺮﺍﻧﮕﺮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ .
@alien2016
مردمان سرزمین گم شده آتلانتیس
قسمت اول
ﺳﺎﮐﻨﯿﻦ ﻗﺎﺭﻩٔ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ 800 ﺳﺎﻟﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻗﺪ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺣﺪﻭﺩ 250 ﺗﺎ 370 ﺳﺎﻧﺘﯽ ﻣﺘﺮ ﺑﻮﺩ .
ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻏﻮﻝ ﭘﯿﮑﺮ ﺯﺍییدهٔ ﺗﺨﯿﻞ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﺍﺳﮑﻠﺖ ﺑﺎ ﻗﺪﯼ ﺣﺪﻭﺩ 250 ﺗﺎ 370 ﺳﺎﻧﺘﯽ ﻣﺘﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ
ﻣﮑﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺟﻬﺎﻥ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺷﻮﮐﻪ ﺷﺪﻧﺪ.
@alien2016
ﻋﻼﻗﻪ ﺁﺗﻼﻧﺘﯿﺴﯽ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻫﻨﺮ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﻧﺎﻥ ﺗﺎﺛﯿﺮﺍﺕ ﻭﯾﮋﻩ ﺍﯼ ﺩﺍﺷﺖ .
ﺁﻥ ﻫﺎ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮﮊﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ .
ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﭼﺸﻤﮕﯿﺮﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ، ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺎﺑﻮﺩﯼ ﮐﺸﺎﻧﺪ.
ﻣﺮﺩﻡ ﻗﺎﺭﻩ ﮔﻤﺸﺪﻩ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﻼﻗﺎﻧﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﻠﺴﻔﻪ، ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﯽ، ﻣﺠﺴﻤﻪ ﻭ ﭘﯿﮑﺮﻩ ﺳﺎﺯﯼ ﻭ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ .
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺗﺪﺭﯾﺞ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺻﻨﻌﺖ ﮔﺮﺍﯾﺶ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﺎﺩﯼ ﻭ ﺗﺠﺎﺭﯼ ﺷﺪﻧﺪ .
ﺁﻥ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮﮊﯼ ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺣﺘﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﻭﺭﺍﻧﻨﺪ .
ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ ﺁﺗﻼﻧﺘﯿﺴﯽ ﻫﺎ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﺍﺵ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻣﻨﻄﻖ ﺍﺳﺘﻘﺮﺍﯾﯽ ﻭ ﻗﯿﺎﺳﯽ
ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻫﺎﯼ ﻣﻠﻤﻮﺳﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ .
ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﻗﺴﻤﺖ ﻋﻈﯿﻤﯽ ﺍﺯ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮﮊﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺻﻮﺭ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﺩﺍﺷﺖ .
ﺁﻧﺎﻥ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺟﺎﺫﺑﻪ ﺭﺍ ﻣﻬﺎﺭ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺗﺠﺮﺑﯽ ﻭ ﺗﻔﺮﯾﺤﯽ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻣﻐﻨﺎﻃﯿﺴﯽ ﺭﺍ ﺁﺯﻣﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﮔﯿﺮﯼ ﮐﺮﯾﺴﺘﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ
ﮐﻮﭼﮏ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺘﻤﺮﮐﺰ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ .
ﺁﻧﺎﻥ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺍﺗﻤﯽ ﻭ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺭﺍﺩﯾﻮﺍﮐﺘﯿﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ .
ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﭘﺮﺩﺍﺯﺍﻥ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺁﺗﻼﻧﺘﯿﺲ ﻣﺤﻞ ﺗﺠﻤﻊ ﻣﻬﺎﺟﺮﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﻓﻀﺎ ﺑﻮﺩ .
ﺷﺎﯾﺪ ﭼﻮﻥ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺳﯿﺎﺭﻩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺟﺎﺫﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﻨﺪ .
ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﻫﺎﯼ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ، ﻣﺎﺷﯿﻦﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﻭ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩﻫﺎﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﺳﺮﺩ ﯾﺎ ﮔﺮﻡ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺗﻤﺴﻔﺮ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﯾﻮﻧﯿﺰﺍﺳﯿﻮﻥ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ ﺍﺗﻤﺴﻔﺮ ﺭﺍ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﮐﻨﻨﺪ .
ﺁﻧﺎﻥ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﻣﺜﻠﺚ
ﺑﺮﻣﻮﺩﺍﺭ ﺭﺍ ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ .
ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺁﺏ ﻭ ﻫﻮﺍ، ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻭ ﻓﻮﺭﺍﻥ ﺁﺗﺸﻔﺸﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﮐﻨﻨﺪ.
ﺁﺗﻼﻧﺘﯿﺴﯽ ﻫﺎ ﺑﺎﻍ ﻫﺎ ﻭ ﺁﺑﺮﺍﻫﻪ ﻫﺎﯼ ﺣﯿﺮﺕ ﺍﻧﮕﯿﺰﯼ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺷﺒﯿﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﮐﺎﻧﺎﻝ،ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻭ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ ﻫﺎ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ .
ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﭼﺸﻤﮕﯿﺮ ﺑﻮﺩ . ﻋﺪﻩٔ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻫﺮﻣﯽ ﺷﮑﻞ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﺁﺗﻼﻧﺘﯿﺴﯽ ﻫﺎ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻣﺎﺷﯿﻨﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺠﺪﯾﺪ ﺣﯿﺎﺕ ﺑﺪﻥ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪٔ ﻋﺒﻮﺭ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻣﻐﻨﺎﻃﯿﺲ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﮐﺮﯾﺴﺘﺎﻝ ﻫﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺑﻪ ﺳﺰﺍﯾﯽ
ﺩﺍﺷﺖ، ﭼﻨﺎﻧﮑﻪ ﻗﺒﻼ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ ﺩﺭ ﺁﺗﻼﻧﺘﯿﺲ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﯾﺎﺩ ﺑﻮﺩ .
ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﻋﻠﺖ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ.
ﻣﺮﯾﺾ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﺎﻻﺭﯼ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺍﻭﺭﺍﯼ (ﯾﮏ ﻧﻮﻉ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ) ﺷﺨﺺ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺷﻌﻪ ﺍﯾﮑﺲ ﻣﻐﻨﺎﻃﯿﺲ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﺩ .
ﺍﺯ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﻫﺎﯼ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺍﻣﺎ
ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ، ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺗﻤﺪﻥ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﺒﺎﻫﯽ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺷﺪ، ﺑﻪ ﺭﻭﺷﯽ ﺑﺎﻭﺭﻧﮑﺮﺩﻧﯽ ﻭ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ
ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺳﻌﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ
ﺑﯿﺎﻣﯿﺰﻧﺪ .
ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﯿﺶ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ، ﺁﺗﻼﻧﺘﯿﺴﯽ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻓﻨﺎﻭﺭﯼ ﺧﻮﺩ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻭ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﻪ ﮐﻮﭼﮏ ﻭ ﭼﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﻃﻤﻊ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﻫﻨﺪ؛ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﺮﯾﺴﺘﺎﻝ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻘﻮﯾﺖ ﻓﻨﺎﻭﺭﯼ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻭ ﻣﺒﺎﺩﻻﺗﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﺑﻌﺪ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﮐﺮﯾﺴﺘﺎﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﻭ ﻭﯾﺮﺍﻧﮕﺮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ .
@alien2016
@alien2016
1964،مکزیک،یکی از مستندترین و موثق ترین موارد رویارویی انسان و موجودات بیگانه بنابر گزارش سازمان سیا و پروژه کتاب آبی
@alien2016
در زمینه رویت اشیا ناشناس پرنده در طول تاریخ هزاران مورد به ثبت رسیده است.بسیاری از این مشاهدات شامل رویت این اشیا در آسمان بوده اند.افرادی که اشیایی را در آسمان مشاهده نموده و بعضا همراه با تصاویر یا فیلم ها به پلیس یا مراجع دیگر ارائه نموده اند.اما برخی از این گزارشات شامل مشاهداتی از فرود این اشیا ناشناس می باشند.یکی از موثق ترین و مستند ترین این گزارشات مربوط می شود به افسر پلیس مکزیکی بنام لونی زامورا در ۲۴ اوریل سال ۱۹۶۴ ساعت ۵ عصر
در همان روز او در اداره پلیس گزارشات مردمی از رویت اشیایی ناشناس در آسمان را دریافت می کند.در حوالی ساعت ۴ برای ماموریتی از شهر خارج می شود و همانطور که در جاده در حال رانندگی است ناگهان صدایی بنگ مانند شنیده و بلافاصله نوری را مشاهده می کند که در نزدیکی خارج از جاده در پشت تپه ای محو می شود.او که بسیار کنجکاو شده است ماشین را در نزدیکی پارک کرده و بطرف محل مورد نظر می رود و پس از چند قدم شی بیضی شکلی را می بیند که بر روی سه پایه اش فرود آمده است.در همین اثنا در حالیکه نمی تواند انچه را که می بیند باور کند دو موجود با ظاهر انسان اما کوتاه قدتر از شی خارج می شوند .او بعد از دقیقه ای که به انها نگاه می کند تصمیم به رفتن بطرف شان می گیرد اما بمحض چند قدم ،موجودات داخل شی شده و شی با سرعت درست از روی سرش رد می شود بطوریکه او حتی خم می شود تا مبادا شی با او برخورد نماید.زامورا سپس گزارشی مفصل از آنرا به اداره متبوعش می دهد و ماجرا سروصدای زیادی در رسانه ها به پا می کند بطوریکه پای سازمان سیا و مدیر پروژه بلو بوک یا کتاب آبی به این ماجرا باز می شود.در گزارشی فوق محرمانه که متعاقبا بوسیله سیا تهیه می شود و سال ها بعدا افشا می شود،مواجهه زامورا با شی و موجودات بیگانه تایید می شود.زیرا در گزارش قید شده که زامورا تمام تست های روانشناسی و دروغ سنجی را با موفقیت گذرانده است،علاوه بر آن جزئیاتی که او از شی ارائه داده بود با سایر مواردی که توسط پروژه بلوبوک بررسی و تحقیق شده بود مطابقت داشته است.
@alien2016
1964،مکزیک،یکی از مستندترین و موثق ترین موارد رویارویی انسان و موجودات بیگانه بنابر گزارش سازمان سیا و پروژه کتاب آبی
@alien2016
در زمینه رویت اشیا ناشناس پرنده در طول تاریخ هزاران مورد به ثبت رسیده است.بسیاری از این مشاهدات شامل رویت این اشیا در آسمان بوده اند.افرادی که اشیایی را در آسمان مشاهده نموده و بعضا همراه با تصاویر یا فیلم ها به پلیس یا مراجع دیگر ارائه نموده اند.اما برخی از این گزارشات شامل مشاهداتی از فرود این اشیا ناشناس می باشند.یکی از موثق ترین و مستند ترین این گزارشات مربوط می شود به افسر پلیس مکزیکی بنام لونی زامورا در ۲۴ اوریل سال ۱۹۶۴ ساعت ۵ عصر
در همان روز او در اداره پلیس گزارشات مردمی از رویت اشیایی ناشناس در آسمان را دریافت می کند.در حوالی ساعت ۴ برای ماموریتی از شهر خارج می شود و همانطور که در جاده در حال رانندگی است ناگهان صدایی بنگ مانند شنیده و بلافاصله نوری را مشاهده می کند که در نزدیکی خارج از جاده در پشت تپه ای محو می شود.او که بسیار کنجکاو شده است ماشین را در نزدیکی پارک کرده و بطرف محل مورد نظر می رود و پس از چند قدم شی بیضی شکلی را می بیند که بر روی سه پایه اش فرود آمده است.در همین اثنا در حالیکه نمی تواند انچه را که می بیند باور کند دو موجود با ظاهر انسان اما کوتاه قدتر از شی خارج می شوند .او بعد از دقیقه ای که به انها نگاه می کند تصمیم به رفتن بطرف شان می گیرد اما بمحض چند قدم ،موجودات داخل شی شده و شی با سرعت درست از روی سرش رد می شود بطوریکه او حتی خم می شود تا مبادا شی با او برخورد نماید.زامورا سپس گزارشی مفصل از آنرا به اداره متبوعش می دهد و ماجرا سروصدای زیادی در رسانه ها به پا می کند بطوریکه پای سازمان سیا و مدیر پروژه بلو بوک یا کتاب آبی به این ماجرا باز می شود.در گزارشی فوق محرمانه که متعاقبا بوسیله سیا تهیه می شود و سال ها بعدا افشا می شود،مواجهه زامورا با شی و موجودات بیگانه تایید می شود.زیرا در گزارش قید شده که زامورا تمام تست های روانشناسی و دروغ سنجی را با موفقیت گذرانده است،علاوه بر آن جزئیاتی که او از شی ارائه داده بود با سایر مواردی که توسط پروژه بلوبوک بررسی و تحقیق شده بود مطابقت داشته است.
@alien2016
در یک حفاری گاز طبیعی در عربستان سعودی اجسادی از قوم عاد و ثمود پیدا شد.
طول دست این اجساد به بلندی یک درخت است.
@alien2016
طول دست این اجساد به بلندی یک درخت است.
@alien2016