نمای نزدیک تر که به وضوح هلیکوپتر کشتی و سفینه قابل مشاهده است
@alien2016
@alien2016
@alien2016
Mohammad Aghaei:
#ریگان_و_بشقاب_پرنده_ها
👈سازمان جاسوسی آمریکا، سیا، بدین طریق رئیس جمهور پیشین آمریکا رونالد ریگان را از وجود بشقابهای پرنده مطلع ساخت
قسمت یازدهم:
رئیس جمهور رونالد رگان: تاریخ فرود بیگانگان را ما چگونه تعیین کردیم؟
گزارشگر: آقای رئیس جمهور، این پیامها طی یک دورۀ چند ساله رخ دادند. تا این هنگام ما هر دو از شناخت زمانهای یکدیگر برخوردار شده بودیم، و آن مبتنی بر گردش محوری کرۀ زمین بود. ما یک شناخت کارکردی از روز چهل ساعتۀ آنها به دست آوردیم. آنها قدری از ما باهوش تر بودند و توانستند زبان و ادوار زمانی ما را بفهمند.
آقای رئیس جمهور، ما یک درک بدوی از زبان آنها داشتیم. ما می توانستیم کلمات و سمبلهای ساده را بفهمیم. شناخت آنها از زبان ما بهتر از شناخت ما از زبان آنها بود.
رئیس جهمور: بعد چه شد؟
گزارشگر: بعد وقایع بسیار جالب تر شدند. دولت ما، مشخصاً MJ-12، به طور پنهانی جلسه ای برگزار کرد تا رخداد دیدار با بیگانگان را برنامه ریزی کند. تصمیماتی گرفته شدند و بعد چندین بار عوض شدند. ما از زمانی که سرانجام پیام آنها در رابطه با آمادگی برای ورود آنها را دریافت کردیم فقط 25 ماه وقت داشتیم، تا این که بعد از چندین ماه برنامه ریزی، پرزیدنت کندی تصمیم گرفت برنامه ای برای معاوضۀ یک تیم ویژۀ نظامی را تصویب کند. نیروی هوایی به عنوان سازمان راهبر برای این کار انتخاب شد.
مقامات رسمی نیروی هوایی یک تیم ویژه از دانشمندان غیرنظامی را برای کمک کردن به برنامه ریزی و انتخاب گروه اعزامی انتخاب کردند. پروسۀ انتخاب اعضای تیم از همه کار دشوارتر بود. چندین برنامه پیشنهاد شد و بعد تغییر یافت. چندین ماه طول کشید تا برنامه ریزان پیرامون معیار انتخاب برای هر عضو تیم تصمیم بگیرند. آنها تصمیم گرفتند که هر عضو باید نظامی، مجرد، بدون فرزند و یک عضو باسابقه باشد. آنها باید در مهارتهای مختلف آموزش می دیدند.
ویلیام کیسی رئیس سی آی اِ: اجازه دهید به مطالب کلی بپردازیم. من فکر نمی کنم که رئیس جهمور می خواهد جزئیات چیزها را بداند.
رئیس جمهور: اگر وقت داشتم می خواستم.
گزاشگر: آقای رئیس جمهور، تیمی از 12 مرد انتخاب شدند. با این حال، پرزیدنت کندی مرد و همانطور که می دانید کشور در شوک فرو رفت.
بعد پرزیدنت جانسون برنامه را ادامه داد. هنگامی که زمان دیدار با بیگانگان فرا رسید ما آماده بودیم. فرود بیگانگان در نیومکزیکو به وقوع پیوست. ما همه چیز را آماده کرده بودیم. ما برای پیشگیری از لو رفتن ماجرا یک مکان فرود دروغین نیز داشتیم. سرانجام فرود بیگانگان انجام شد و ما از ایبن ها استقبال کردیم. با این وجود یک سوء تفاهم به وجود آمد. آنها برای پذیرش پرسنل معاوضه ای ما آماده نبودند. همه چیز در وضعیت تعویق قرار گرفت. سرانجام در سال 1965 ایبن ها در ایالت نوادا فرود آمدند و ما 12 تن از مردان خود را با یک تن از آنها معاوضه کردیم.
رئیس جمهور: یکی؟ چرا فقط یکی؟ آیا این یکی سفیر آنها بود؟
ویلیام کیسی: خوب چیزی مثل آن. ما او را EBE 2 نامیدیم. بعد در مورد آن صحبت خواهیم کرد.
گزارشگر: آقای رئیس جمهور، تیم 12 نفرۀ ما برای 13 سال به سیارۀ ایبن ها رفت. مأموریت آغازین برای یک اقامت 10 ساله برنامه ریزی کرده بود، با این وجود به دلیل ادوار عجیب زمانی آنها، تیم 3 سال اضافه در آنجا ماند. در سال 1978 هشت تن {هفت تن} بازگشتند. دو تن در سیاره مرد و دو تن تصمیم گرفتند در سیاره بمانند.
توضیح: عضو شمارۀ 308 تیم (خلبان شمارۀ 2 تیم) در مسیر رفتن به سرپو، طی سفر 9 ماهه، در اثر رگ بستگی ریوی مرد، و فقط 11 تن به سلامت به سرپو رسیدند.
رئیس جمهور: اوکی این واقعاً شگفت آور است. من می بینم که آن فیلم بر اساس یک رخداد واقعی درست شده بود. من آن فیلم را دیدم. (منظور فیلم «برخورد نزدیک از نوع سوم» است که در سال 1977 به نمایش درآمد). دوازده نفر به همراه ریچارد دریفاس با بیگانگان رفتند.
ویلیام کیسی، رئیس سی آی اِ: آقای رئیس جمهور، آری فیلم شبیه به رخداد واقعی بود، حداقل بخش آخر فیلم. (ادامه دارد)
@alien2016
Mohammad Aghaei:
#ریگان_و_بشقاب_پرنده_ها
👈سازمان جاسوسی آمریکا، سیا، بدین طریق رئیس جمهور پیشین آمریکا رونالد ریگان را از وجود بشقابهای پرنده مطلع ساخت
قسمت یازدهم:
رئیس جمهور رونالد رگان: تاریخ فرود بیگانگان را ما چگونه تعیین کردیم؟
گزارشگر: آقای رئیس جمهور، این پیامها طی یک دورۀ چند ساله رخ دادند. تا این هنگام ما هر دو از شناخت زمانهای یکدیگر برخوردار شده بودیم، و آن مبتنی بر گردش محوری کرۀ زمین بود. ما یک شناخت کارکردی از روز چهل ساعتۀ آنها به دست آوردیم. آنها قدری از ما باهوش تر بودند و توانستند زبان و ادوار زمانی ما را بفهمند.
آقای رئیس جمهور، ما یک درک بدوی از زبان آنها داشتیم. ما می توانستیم کلمات و سمبلهای ساده را بفهمیم. شناخت آنها از زبان ما بهتر از شناخت ما از زبان آنها بود.
رئیس جهمور: بعد چه شد؟
گزارشگر: بعد وقایع بسیار جالب تر شدند. دولت ما، مشخصاً MJ-12، به طور پنهانی جلسه ای برگزار کرد تا رخداد دیدار با بیگانگان را برنامه ریزی کند. تصمیماتی گرفته شدند و بعد چندین بار عوض شدند. ما از زمانی که سرانجام پیام آنها در رابطه با آمادگی برای ورود آنها را دریافت کردیم فقط 25 ماه وقت داشتیم، تا این که بعد از چندین ماه برنامه ریزی، پرزیدنت کندی تصمیم گرفت برنامه ای برای معاوضۀ یک تیم ویژۀ نظامی را تصویب کند. نیروی هوایی به عنوان سازمان راهبر برای این کار انتخاب شد.
مقامات رسمی نیروی هوایی یک تیم ویژه از دانشمندان غیرنظامی را برای کمک کردن به برنامه ریزی و انتخاب گروه اعزامی انتخاب کردند. پروسۀ انتخاب اعضای تیم از همه کار دشوارتر بود. چندین برنامه پیشنهاد شد و بعد تغییر یافت. چندین ماه طول کشید تا برنامه ریزان پیرامون معیار انتخاب برای هر عضو تیم تصمیم بگیرند. آنها تصمیم گرفتند که هر عضو باید نظامی، مجرد، بدون فرزند و یک عضو باسابقه باشد. آنها باید در مهارتهای مختلف آموزش می دیدند.
ویلیام کیسی رئیس سی آی اِ: اجازه دهید به مطالب کلی بپردازیم. من فکر نمی کنم که رئیس جهمور می خواهد جزئیات چیزها را بداند.
رئیس جمهور: اگر وقت داشتم می خواستم.
گزاشگر: آقای رئیس جمهور، تیمی از 12 مرد انتخاب شدند. با این حال، پرزیدنت کندی مرد و همانطور که می دانید کشور در شوک فرو رفت.
بعد پرزیدنت جانسون برنامه را ادامه داد. هنگامی که زمان دیدار با بیگانگان فرا رسید ما آماده بودیم. فرود بیگانگان در نیومکزیکو به وقوع پیوست. ما همه چیز را آماده کرده بودیم. ما برای پیشگیری از لو رفتن ماجرا یک مکان فرود دروغین نیز داشتیم. سرانجام فرود بیگانگان انجام شد و ما از ایبن ها استقبال کردیم. با این وجود یک سوء تفاهم به وجود آمد. آنها برای پذیرش پرسنل معاوضه ای ما آماده نبودند. همه چیز در وضعیت تعویق قرار گرفت. سرانجام در سال 1965 ایبن ها در ایالت نوادا فرود آمدند و ما 12 تن از مردان خود را با یک تن از آنها معاوضه کردیم.
رئیس جمهور: یکی؟ چرا فقط یکی؟ آیا این یکی سفیر آنها بود؟
ویلیام کیسی: خوب چیزی مثل آن. ما او را EBE 2 نامیدیم. بعد در مورد آن صحبت خواهیم کرد.
گزارشگر: آقای رئیس جمهور، تیم 12 نفرۀ ما برای 13 سال به سیارۀ ایبن ها رفت. مأموریت آغازین برای یک اقامت 10 ساله برنامه ریزی کرده بود، با این وجود به دلیل ادوار عجیب زمانی آنها، تیم 3 سال اضافه در آنجا ماند. در سال 1978 هشت تن {هفت تن} بازگشتند. دو تن در سیاره مرد و دو تن تصمیم گرفتند در سیاره بمانند.
توضیح: عضو شمارۀ 308 تیم (خلبان شمارۀ 2 تیم) در مسیر رفتن به سرپو، طی سفر 9 ماهه، در اثر رگ بستگی ریوی مرد، و فقط 11 تن به سلامت به سرپو رسیدند.
رئیس جمهور: اوکی این واقعاً شگفت آور است. من می بینم که آن فیلم بر اساس یک رخداد واقعی درست شده بود. من آن فیلم را دیدم. (منظور فیلم «برخورد نزدیک از نوع سوم» است که در سال 1977 به نمایش درآمد). دوازده نفر به همراه ریچارد دریفاس با بیگانگان رفتند.
ویلیام کیسی، رئیس سی آی اِ: آقای رئیس جمهور، آری فیلم شبیه به رخداد واقعی بود، حداقل بخش آخر فیلم. (ادامه دارد)
@alien2016
@alien2016
اهرام مصر قسمت دوم
لامپ دندرا dendera light
یکی از یافته های عجیب دنیای باستان ، کتیبه ای بسیار عجیب در اعماق معبد Hathor واقع در مصر بنام چراغ دندرا Dendera light می باشد.
فیزیکدانان و مهندسین برق با یک نگاه به این تصاویر شباهت انکار ناپذیر بین این تصاویر و لوله کروکس را تشخیص می دهند.
@alien2016
لوله کروکس از یک استوانه شیشه ای که درون آن یک آند و یک کاتد تعبیه شده تشکیل می شود. برقراری یک ولتاژ زیاد بین این الکترودها سبب تشعشع یک نور مرئی می شود.
آنچه این کتیبه را عجیب تر می کند ، دقت بکار رفته در بیان قسمت های مختلف لامپ می باشد. همانطور که در این تصاویر دیده می شود ، آند ، کاتد ، مقره های عایق و نور منتشر شده بخوبی قابل تشخیص می باشد.
ضمنا افرادی که نزدیک این لامپ هستند مجهز به نوعی عایق در بالای سر خود می باشند که خود دلالت بر آگاهی از بالا بودن ولتاژ کار این دستگاه و احتمال خطر برق گرفتگی در نزدیک آن دارد.
کاملا مشهود است که لامپ توسط یک سیم به یک منبع تغذیه که نوعی باطری میباشد متصل است.
جالب ترین قسمت داستان اینست که در برخی قسمت های داخلی این معبد و همینطور اهرام مصر که به هیچ وجه دسترسی به نور طبیعی ندارند ، اثری از مشعل یا دوده آن نیز دیده نشده است.
ضمن اینکه استفاده از مشعل در قسمت های داخلی معابد که ده ها متر از مدخل ورودی فاصله داشته در زمان کار قطعا سبب خفگی کارگران می شده است.
این تصویر مربوط به دوره حکومت فرعون سوم مصر میباشد.
@alien2016
اهرام مصر قسمت دوم
لامپ دندرا dendera light
یکی از یافته های عجیب دنیای باستان ، کتیبه ای بسیار عجیب در اعماق معبد Hathor واقع در مصر بنام چراغ دندرا Dendera light می باشد.
فیزیکدانان و مهندسین برق با یک نگاه به این تصاویر شباهت انکار ناپذیر بین این تصاویر و لوله کروکس را تشخیص می دهند.
@alien2016
لوله کروکس از یک استوانه شیشه ای که درون آن یک آند و یک کاتد تعبیه شده تشکیل می شود. برقراری یک ولتاژ زیاد بین این الکترودها سبب تشعشع یک نور مرئی می شود.
آنچه این کتیبه را عجیب تر می کند ، دقت بکار رفته در بیان قسمت های مختلف لامپ می باشد. همانطور که در این تصاویر دیده می شود ، آند ، کاتد ، مقره های عایق و نور منتشر شده بخوبی قابل تشخیص می باشد.
ضمنا افرادی که نزدیک این لامپ هستند مجهز به نوعی عایق در بالای سر خود می باشند که خود دلالت بر آگاهی از بالا بودن ولتاژ کار این دستگاه و احتمال خطر برق گرفتگی در نزدیک آن دارد.
کاملا مشهود است که لامپ توسط یک سیم به یک منبع تغذیه که نوعی باطری میباشد متصل است.
جالب ترین قسمت داستان اینست که در برخی قسمت های داخلی این معبد و همینطور اهرام مصر که به هیچ وجه دسترسی به نور طبیعی ندارند ، اثری از مشعل یا دوده آن نیز دیده نشده است.
ضمن اینکه استفاده از مشعل در قسمت های داخلی معابد که ده ها متر از مدخل ورودی فاصله داشته در زمان کار قطعا سبب خفگی کارگران می شده است.
این تصویر مربوط به دوره حکومت فرعون سوم مصر میباشد.
@alien2016
شبیه سازی شده ی لامپ دندرا و کوزه هایی که به آن پیل(باطری)بابلی هم میگویند که برای اولین باردر بابل کشف شد و قدمت آن به3000 سال قبل میرسد.
این باطری ها در بابل برای آبکاری طلا به کار میرفته
@alien2016
این باطری ها در بابل برای آبکاری طلا به کار میرفته
@alien2016
فصل دهم : غولها
@alien2016
افسانه های بسیار زیادی در سراسر دنیا وجود دارد که داستان هایی از غولهای عظیم الجثه در آن وجود دارد. و برخی از مردم سرخپوست آمریکای مرکزی کاملا اعتقاد دارند که زمانی غولهایی بزرگ و با موهای قرمز روی زمین زندگی میکرده اند.
مردم قبیله پایوت در ایالت نوادای آمریکا افسانه ای قهرمانانه دارند که طبق آن غولها به بومیان پایوت حمله میکنند و مردم قبیله غولها را مجبور به عقب نشینی میکنند و آنها را در داخل غاری گیر می اندازند.
@alien2016
سپس در دهانه غار آتش روشن میکنند و تمام آنها را از بین میبرند و مردن پایوت به جشن و سرور میپردازند.
این داستان به صورت افسانه ای محلی باقی مانده بود تا اینکه در سال 1991 یک کشاورز که به غار لاولاک رفته بود تا برای مزرعه اش فضله خفاش به عنوان کود ببرد با استخوان هایی غیر معمولی مواجه شد.
پس از بررسی باستان شناسان مشخص شد که این استخوان ها متعلق به انسانهایی با حدود 3 متر قد میباشد و اتفاقا موهای قرمز هم داشتند.
این استخوان ها و جمجمه ها در 200 مایلی غار لاولاک در موزه ای به صورت مخفی و دور از دید مردم در قفسه هایی در دار نگه داری میشود.
آیا افسانه مردم پایوت حقیقت داشته؟
غولها چگونه بوده اند و چرا دیگر وجود ندارند؟
با ما همراه باشید
@alien2016
@alien2016
افسانه های بسیار زیادی در سراسر دنیا وجود دارد که داستان هایی از غولهای عظیم الجثه در آن وجود دارد. و برخی از مردم سرخپوست آمریکای مرکزی کاملا اعتقاد دارند که زمانی غولهایی بزرگ و با موهای قرمز روی زمین زندگی میکرده اند.
مردم قبیله پایوت در ایالت نوادای آمریکا افسانه ای قهرمانانه دارند که طبق آن غولها به بومیان پایوت حمله میکنند و مردم قبیله غولها را مجبور به عقب نشینی میکنند و آنها را در داخل غاری گیر می اندازند.
@alien2016
سپس در دهانه غار آتش روشن میکنند و تمام آنها را از بین میبرند و مردن پایوت به جشن و سرور میپردازند.
این داستان به صورت افسانه ای محلی باقی مانده بود تا اینکه در سال 1991 یک کشاورز که به غار لاولاک رفته بود تا برای مزرعه اش فضله خفاش به عنوان کود ببرد با استخوان هایی غیر معمولی مواجه شد.
پس از بررسی باستان شناسان مشخص شد که این استخوان ها متعلق به انسانهایی با حدود 3 متر قد میباشد و اتفاقا موهای قرمز هم داشتند.
این استخوان ها و جمجمه ها در 200 مایلی غار لاولاک در موزه ای به صورت مخفی و دور از دید مردم در قفسه هایی در دار نگه داری میشود.
آیا افسانه مردم پایوت حقیقت داشته؟
غولها چگونه بوده اند و چرا دیگر وجود ندارند؟
با ما همراه باشید
@alien2016
animation.gif
209.4 KB
مقایسه فک یک مرد بالغ امروزی با جمجمه کشف شده در غار لاولاک
@alien2016
@alien2016
@alien2016
در کتاب مقدس به داستانی برمیخوریم که یک غول بسیار بزرگ به نام(( جالوت)) هر روز به میان قوم بنی اسرائیل می آمده و یک نفر را به جنگ فرا میخوانده و او را میکشت و با خود میبرد.
در نهایت یک روز حضرت داوود به جنگ تن به تن با جالوت میرود و سر او را از تن جدا میکند.
عده بسیار زیادی این داستان را اغراق آمیز یا تمثیلی مانند داستان های دیگر دینی میدانستند.
در یکی از اکتشافات باستان شناسی در اورشلیم یک باستان شناس به نام شلوم مالخی کوزه ای غول پیکر از زمین بیرون میکشد که روی آن به خط عبری نوشته بود(( جالوت))!
پس از بررسی مشخص شد قدمت کوزه با زمان حکومت داوود همخوانی دارد.
@alien2016
در کتاب مقدس به داستانی برمیخوریم که یک غول بسیار بزرگ به نام(( جالوت)) هر روز به میان قوم بنی اسرائیل می آمده و یک نفر را به جنگ فرا میخوانده و او را میکشت و با خود میبرد.
در نهایت یک روز حضرت داوود به جنگ تن به تن با جالوت میرود و سر او را از تن جدا میکند.
عده بسیار زیادی این داستان را اغراق آمیز یا تمثیلی مانند داستان های دیگر دینی میدانستند.
در یکی از اکتشافات باستان شناسی در اورشلیم یک باستان شناس به نام شلوم مالخی کوزه ای غول پیکر از زمین بیرون میکشد که روی آن به خط عبری نوشته بود(( جالوت))!
پس از بررسی مشخص شد قدمت کوزه با زمان حکومت داوود همخوانی دارد.
@alien2016
دوستانی که تازه در کانال ما عضو شدند پیشنهاد میکنم از ابتدا یعنی فصل یک مطالعه کنند چون مطالب مرتبط هستند
با تشکر
@alien2016
با تشکر
@alien2016
فصل یازدهم : فرازمینی ها و رایش سوم
@alien2016
لشکرهایی مهاجم با سلاح هایی مرگبار
هیتلر در پی این بود دنیا را تسخیر کند. چه چیزی در فکر آدولف هیتلر میگذشت؟
در سال 1926 در جنگلی موسوم به جنگل سیاه حادثه ای مانند جنگل رندلشم به وقوع پیوست. یک شاهد عینی میگوید شب هنگام در میان مه شی ای بشقاب مانند در جنگل سقوط کرد و ارتش به سرعت منطقه را محاصره کرده و بقایای بشقاب پرنده بنا بر گفته ها به قلعه ی امن نازی ها برده شد.
آدولف هیتلر شخصی بود که افسانه ها را واقعی میپنداشت و او عاشق تاریخ و جستجو در اقوام و قبیله های مختلف بود.
او دنبال چه چیزی میگشت؟ آیا او دنبال چیزی در دوران باستان بود تا آنرا بدست آورد؟
در طی سالهای 1930 تا 35 هیتلر دست به آزمایشاتی عجیب زد. او گروهی موسوم به جامعه(( وریل)) تشکیل داد که متشکل از نزدیکان و مشاوران هیتلر میشد.
نام وریل از کتاب ادوارد لایتون به نام نژاد آینده گرفته شده بود.
ماریا اورسیچ سردسته بانوان عضو جامعه وریل بود و آنها زنانی زیبا رو با موهایی بلند بودند زیرا اعتقاد داشتند که موهایشان مانند آنتن باعث برقراری ارتباط با ماورا میشود.
@alien2016
هیتلر گروه هایی را به فرماندهی هاینریش هیملر فرمانده ارتش اس اس نازی را در نقاط مختلف جهان از جمله تبت در چین و نپال و همچنین پرو در آمریکای جنوبی فرستاد.
او همواره عاشق آثاری چون مهابهاراتا کتاب مقدس و تاریخی هندیها و چیلام بالام کتاب قوم مایا بود.
در کتاب مهابهاراتا میگوید خدای برهمن سوار بر خانه ای که آنرا ویمانا میخواندند در آسمان پرواز میکردند و حتی در اکتشافات بدست آمده دستور ساخت ویمانا پیدا شده بود و برخی میگویند هیتلر به آن دست یافته بود.
دانشمندی به نام ویکتور شابرگر که الهام بخش بسیاری از دانشمندان بود بر روی ضد جاذبه کار میکرد. او به دنبال ساخت هواپیمایی بود که با ایجاد محیطی خلا در جلوی نوک هواپیما نیرویی مکنده ایجاد میشد و هواپیما را به داخل خود میکشید.
هیتلر توسط شابرگر در سال 1935 ساخت اولین هواپیمای به شکل بشقاب مانند خود را به اتمام رساند.
همچنین در افسانه های باستانی صحبت از آرماگدان به میان آمده و سلاحی بود که خدا توسط آن تمام دشمنانش را میسوزاند و به وضوح گفته شده که آرماگدان شکلی شبیه به قارچ داشته است.
هیتلر چقدر به ساخت بمب هسته ای نزدیک بود؟
یک گروه سری به فرماندهی دانشمند نخبه نازی ورنر فان بران مسئولیت ساخت سلاح های پیشرفته رایش سوم را داشت.
اولین موشک قاره پیما در تاریخ به نام موشک V1 به دست آنها ساخته شد.
به نقل از یکی از خبرنگاران بی بی سی میگوید یک روز در اتاقی با هاینریش هیملر تنها شدم و از او پرسیدم چطور چنین سلاح هایی را ساختید؟
هیملر به من نگاه کرد و با صراحت گفت(( آنها ما را کمک کردند.آنها به ما یاد دادند))
خبرنگار میپرسد منظورت از آنها چه کسانی هستند؟
جواب یک. کلمه بود. فرازمینی ها!
پس از شکست خوردن نازی ها در جنگ جهانی دوم ایالات متحده آمریکا طی ماموریتی به نام گیره کاغذ یا paper clip تمامی دانشمندان نازی را به اجبار به خدمت گرفت. بعد ها ورنر فن براون بنیان گذار سازمان فضایی ناسا شد.
به عقیده بسیاری از دانشمندان بمب اتمی نه ساخته امریکا است نه شوروی نه جای دیگر.
بمب اتم متعلق به نازی ها بود.
ادامه دارد
@alien2016
@alien2016
لشکرهایی مهاجم با سلاح هایی مرگبار
هیتلر در پی این بود دنیا را تسخیر کند. چه چیزی در فکر آدولف هیتلر میگذشت؟
در سال 1926 در جنگلی موسوم به جنگل سیاه حادثه ای مانند جنگل رندلشم به وقوع پیوست. یک شاهد عینی میگوید شب هنگام در میان مه شی ای بشقاب مانند در جنگل سقوط کرد و ارتش به سرعت منطقه را محاصره کرده و بقایای بشقاب پرنده بنا بر گفته ها به قلعه ی امن نازی ها برده شد.
آدولف هیتلر شخصی بود که افسانه ها را واقعی میپنداشت و او عاشق تاریخ و جستجو در اقوام و قبیله های مختلف بود.
او دنبال چه چیزی میگشت؟ آیا او دنبال چیزی در دوران باستان بود تا آنرا بدست آورد؟
در طی سالهای 1930 تا 35 هیتلر دست به آزمایشاتی عجیب زد. او گروهی موسوم به جامعه(( وریل)) تشکیل داد که متشکل از نزدیکان و مشاوران هیتلر میشد.
نام وریل از کتاب ادوارد لایتون به نام نژاد آینده گرفته شده بود.
ماریا اورسیچ سردسته بانوان عضو جامعه وریل بود و آنها زنانی زیبا رو با موهایی بلند بودند زیرا اعتقاد داشتند که موهایشان مانند آنتن باعث برقراری ارتباط با ماورا میشود.
@alien2016
هیتلر گروه هایی را به فرماندهی هاینریش هیملر فرمانده ارتش اس اس نازی را در نقاط مختلف جهان از جمله تبت در چین و نپال و همچنین پرو در آمریکای جنوبی فرستاد.
او همواره عاشق آثاری چون مهابهاراتا کتاب مقدس و تاریخی هندیها و چیلام بالام کتاب قوم مایا بود.
در کتاب مهابهاراتا میگوید خدای برهمن سوار بر خانه ای که آنرا ویمانا میخواندند در آسمان پرواز میکردند و حتی در اکتشافات بدست آمده دستور ساخت ویمانا پیدا شده بود و برخی میگویند هیتلر به آن دست یافته بود.
دانشمندی به نام ویکتور شابرگر که الهام بخش بسیاری از دانشمندان بود بر روی ضد جاذبه کار میکرد. او به دنبال ساخت هواپیمایی بود که با ایجاد محیطی خلا در جلوی نوک هواپیما نیرویی مکنده ایجاد میشد و هواپیما را به داخل خود میکشید.
هیتلر توسط شابرگر در سال 1935 ساخت اولین هواپیمای به شکل بشقاب مانند خود را به اتمام رساند.
همچنین در افسانه های باستانی صحبت از آرماگدان به میان آمده و سلاحی بود که خدا توسط آن تمام دشمنانش را میسوزاند و به وضوح گفته شده که آرماگدان شکلی شبیه به قارچ داشته است.
هیتلر چقدر به ساخت بمب هسته ای نزدیک بود؟
یک گروه سری به فرماندهی دانشمند نخبه نازی ورنر فان بران مسئولیت ساخت سلاح های پیشرفته رایش سوم را داشت.
اولین موشک قاره پیما در تاریخ به نام موشک V1 به دست آنها ساخته شد.
به نقل از یکی از خبرنگاران بی بی سی میگوید یک روز در اتاقی با هاینریش هیملر تنها شدم و از او پرسیدم چطور چنین سلاح هایی را ساختید؟
هیملر به من نگاه کرد و با صراحت گفت(( آنها ما را کمک کردند.آنها به ما یاد دادند))
خبرنگار میپرسد منظورت از آنها چه کسانی هستند؟
جواب یک. کلمه بود. فرازمینی ها!
پس از شکست خوردن نازی ها در جنگ جهانی دوم ایالات متحده آمریکا طی ماموریتی به نام گیره کاغذ یا paper clip تمامی دانشمندان نازی را به اجبار به خدمت گرفت. بعد ها ورنر فن براون بنیان گذار سازمان فضایی ناسا شد.
به عقیده بسیاری از دانشمندان بمب اتمی نه ساخته امریکا است نه شوروی نه جای دیگر.
بمب اتم متعلق به نازی ها بود.
ادامه دارد
@alien2016
animation.gif
48.2 KB
اولین هواپیمای بشقاب مانند ساخته ی نازی ها
@alien2016
@alien2016
نازی ها و ماشین زمان
@alien2016
یکی دیگر از آزمایشات بزرگ نازی ها به عقیده بسیاری از نظریه پردازان ساخت یک ماشین زمان بود.
وسیله ای که حتی اگر در آخرین دقایق جنگ جهانی هم به اتمام میرسید میتوانست نازی ها را نجات دهد.
در منطقه ای سری واقع در کشور لهستان که تحت سلطه نازی ها بود یک بنای عجیب متشکل از ستون هایی که یک دایره را تشکیل میدهند قرار دارد. منطقه به صورت بسیار ویژه ای محافظت میشده.
طبق اسناد موجود هیتلر به دنبال ساخت یک ماشین زمان بوده که باز هم طراحی آن را از الواح به جا مانده از بومیان هیمالیا الگو گرفته بود.
یک محفظه زنگوله ای شکل که ظاهرا نیمه بالا و نیمه پایین آن در خلاف جهت یکدیگر با سرعت سرسام آوری میچرخیده است.
هنگامی که ارتش شوروی پیشروی خود را در خاک آلمان نازی ادامه میدهد وقتی به این منطقه میرسد با صحنه ای عجیب مواجه میشود.
منطقه خالی از هر گونه انسان و زنگوله ای هم در کار نبود!
در جریان پرونده گیره کاغذ مشخص شد که هاینریش هیملر به همراه 13 نفر از دانشمندان نازی ناپدید شده اند.
هیملر خود مستقیما در پروژه ماشین زمان کار میکرد و مسئولیت آن را بر عهده داشت.
آیا هیملر به همراه ماشین زمان محو شده بودند؟ یا اینکه نازی ها قبل از رسیدن ارتش شوروی منطقه را تخلیه کرده بودند؟
اما دانشمندان ناپدید شده که اکثر آنها در پروژه ماشین زمان نقش داشتند چه شده اند؟
در سال 1951 مردم دیترویت آمریکا در نیمه شب یک شی زنگوله ای شکل آتشین در آسمان مشاهده میکنند که با سرعت سقوط میکرد. این اتفاق به قدر کافی مستند نیست اما عده ای آنرا به ماشین زمان نازی ها ارتباط میدهند.
حتی چند نفر از شاهدان عینی گزارش داده اند که شی برخورد کرده به زمین را دیده اند که از آن چند مرد با لباسی قهوه ای که روی آن علامت صلیب شکسته نازی ها نقش بسته بود پیاده شدند.
ادامه دارد
@alien2016
@alien2016
یکی دیگر از آزمایشات بزرگ نازی ها به عقیده بسیاری از نظریه پردازان ساخت یک ماشین زمان بود.
وسیله ای که حتی اگر در آخرین دقایق جنگ جهانی هم به اتمام میرسید میتوانست نازی ها را نجات دهد.
در منطقه ای سری واقع در کشور لهستان که تحت سلطه نازی ها بود یک بنای عجیب متشکل از ستون هایی که یک دایره را تشکیل میدهند قرار دارد. منطقه به صورت بسیار ویژه ای محافظت میشده.
طبق اسناد موجود هیتلر به دنبال ساخت یک ماشین زمان بوده که باز هم طراحی آن را از الواح به جا مانده از بومیان هیمالیا الگو گرفته بود.
یک محفظه زنگوله ای شکل که ظاهرا نیمه بالا و نیمه پایین آن در خلاف جهت یکدیگر با سرعت سرسام آوری میچرخیده است.
هنگامی که ارتش شوروی پیشروی خود را در خاک آلمان نازی ادامه میدهد وقتی به این منطقه میرسد با صحنه ای عجیب مواجه میشود.
منطقه خالی از هر گونه انسان و زنگوله ای هم در کار نبود!
در جریان پرونده گیره کاغذ مشخص شد که هاینریش هیملر به همراه 13 نفر از دانشمندان نازی ناپدید شده اند.
هیملر خود مستقیما در پروژه ماشین زمان کار میکرد و مسئولیت آن را بر عهده داشت.
آیا هیملر به همراه ماشین زمان محو شده بودند؟ یا اینکه نازی ها قبل از رسیدن ارتش شوروی منطقه را تخلیه کرده بودند؟
اما دانشمندان ناپدید شده که اکثر آنها در پروژه ماشین زمان نقش داشتند چه شده اند؟
در سال 1951 مردم دیترویت آمریکا در نیمه شب یک شی زنگوله ای شکل آتشین در آسمان مشاهده میکنند که با سرعت سقوط میکرد. این اتفاق به قدر کافی مستند نیست اما عده ای آنرا به ماشین زمان نازی ها ارتباط میدهند.
حتی چند نفر از شاهدان عینی گزارش داده اند که شی برخورد کرده به زمین را دیده اند که از آن چند مرد با لباسی قهوه ای که روی آن علامت صلیب شکسته نازی ها نقش بسته بود پیاده شدند.
ادامه دارد
@alien2016
شکل زنگوله ای ماشین زمان نازی ها الگو گرفته شده از متن های باستانی بوده است
@alien2016
@alien2016