هوشیمین: ملتی که مسلط به یک تا دو زبان بینالمللی نباشد موفق نمیشود
از چندی پیش، شمشیرها بر علیه زبان انگلیسی، تیز و خط مشی حذف آموزش آن در مدارس, روی میز سیاستگذاری آموزشی- فرهنگی قرار گرفته است. اخیرا، برخی نمایندگان مجلس، در پاسخ به نقدهای فراگیر طرح مطرح شده در مجلس، گفتهاند: "منظور ما حذف زبان انگلیسی نیست؛ بلکه، جایگزین کردن زبانی دیگر، بسته به موقعیت مکانی دانش آموزان، به جای زبان انگلیسی است. برای مثال، در سیستان و بلوچستان، زبان هندی جایگزین زبان انگلیسی میشود".
این خط مشی، شبیه خط مشی جایگزینسازی روبل روسیه و یوان چین و روپیه هند بهجای دلار، در معاملات تجاری، با شرکای مذکور، است. تلاشی به امید تضعیف موقعیت دلار به عنوان پول اصلی در نظام تسویهحسابهای بینالمللی و پول اصلی برای ذخیرهی جهانی.
هر دو خط مشی، از سرچشمهی واحدی آب میخورند: تلاش برای به چالش کشیدن نظم جهانی با هژمونی آمریکا. اما، واقعیت امر این است که چنین خطمشیهایی تنها موجب بیشتر عقب ماندن جامعه و اقتصاد کشور، از قافلهی تحولات اقتصادی و فناورانه و علمی جهان میشود.
زبان انگلیسی، زبان علمی و تجاری جهان است. حتی کشورهای پیشرفتهای چون آلمان و فرانسه و ژاپن، برای قرار گرفتن در متن ارتباطات و تعاملات جهانی، مجبور به استفاده از این زبان هستند. به عنوان مثال، به کتاب " سرمایه در قرن بیست و یکم" به قلم توماس پکیتی، اشاره میکنیم که در ابتدا به زبان فرانسه منتشر شد و بازتابی نداشت. یک سال بعد، وقتی در آمریکا به انگلیسی ترجمه و منتشر شد، کل جهان اندیشهورزی، در حوزهی اقتصاد، از آن اطلاع یافت. خیلی سریع، در بیش از ۲۰ کشور به زبانهای ملی، ترجمه و منتشر شد، با فروشی بیش از ۲.۵ میلیون نسخه طی پنج سال اخیر. مثال دیگر، تاسیس دانشگاههایی در کشورهای پیشرفته غیر انگلیسی زبان، به زبان انگلیسی، با هدف هم جذب دانشجو و هم تقویت نظام نوآوری ملی است.
در سال ۱۳۸۰، برای شرکت در همایش سازمان بهرهوری آسیا، سفری به جوکجاکارتا در اندونزی داشتم. دو نفر نیز از ویتنام حضور داشتند با تسلط عالی بر زبان انگلیسی. دلیلش را پرسیدم. گفتند: "هوشیمین بعد از کسب استقلال ویتنام از آمریکا گفت: ملتی که به یک تا دو زبان بینالمللی مسلط نباشد نمیتواند دوستان خوبی در سطح جهانی داشته باشد و نمیتواند موفق عمل کند" اضافه کردند: "در ویتنام همه باید حداقل به انگلیسی یا فرانسه مسلط باشند". بحث استعمار فرانسه و آمریکا و جنایات رخداده در ویتنام یک موضوع است، بحث تفکیک این موضوع از تاثیر یادگیری زبان بینالمللی بر قابلیتهای مردم، موضوعی دیگر است. هوشیمین آنقدر درایت داشت که ایندو را با هم در نیامیزد و بدلیل زخمهای عمیق استعمار فرانسه و آمریکا، تیغ بهروی زبانهای انگلیسی و فرانسه نکشد و مردم را از یک قابلیت مهم در عرصهی ملی و جهانی محروم نکند .
طرح جایگزینی زبان مناسبتر بر حسب موقعیت مکانی، به جای زبان انگلیسی موجب بروز تناقض مهمی میشود. با این معیار، باید به جای آموزش زبان عربی در کل کشور، زبانی دیگر، بسته به موقعیت مکانی دانشاموزان تدریس بشود. در آذربایجان غربی، زبان استانبولی، در آذربایجان شرقی و اردبیل، زبان ترکی باکو یا روسی، و در استانهای خراسان شمالی و خراسان رضوی و گلستان، زبان ترکی ترکمنستان.
در متون سیاستگذاری، اصطلاحی به نام چرخهی سیاستگذاری وجود دارد. چرخه با شناسایی مساله شروع میشود. راهکارهای مختلف حل مساله طرح میشود. بهترین راهکار انتخاب میشود. این راهکار با تامین بودجه اجرا میشود. در مرحلهی بعد، بر اجرا نظارت و از آن بازخورد گرفته میشود تا نواقص رفع شود. در نهایت خروجی این چرخه و میزان تاثیرگذاری آن بر حل مساله ارزیابی میشود.
در جامعه و اقتصاد ایران، موضوعاتی چون فراگیر بودن آموزش زبان انگلیسی یا پوشش زنان یا به استادیوم رفتن دختران، به عنوان مساله طرح و برای کنترل انها، چرخهی سیاستگذاری، با بودجههای سنگین، تشکیل میشود؛ موضوعاتی که در مقیاس جهانی نه تنها مساله محسوب نمیشوند بلکه از آنها استقبال و برای ترویجشان هزینه نیز میکنند. . بنابراین، مسالهی اصلی، از منظر معرفتشناسی، ظهور و بروز نوع تفکر و نگاهی است که در ان، با موضوعات مهمی چون تسلط به زبان انگلیسی و فراگیر شدن آن، برخورد منفی میشود و در نتیجه، در برابر آن میایستد. نگاه برامده از سنتگرایی تجددستیز.
امّا، مسالهشناساییهای نادرست برامده از این نوع سنتگرایی متفاوت از سنتگرایی سازگار با تجدد و مدرنیته (مانند سنتگرایی ماهاتیر محمد در مالزی)، نه تنها ره به جایی نمیبرند، بلکه با هدر دادن منابع، و با تکرار رفتارهای دون کیشوتوار (با شمشیر چوبین به جنگ آسیاب بادی رفتن)، بر شدّت بحرانها میافزایند.
علی دینیترکمانی
۲۵ مهر ۱۳۹۸
@alidinee
از چندی پیش، شمشیرها بر علیه زبان انگلیسی، تیز و خط مشی حذف آموزش آن در مدارس, روی میز سیاستگذاری آموزشی- فرهنگی قرار گرفته است. اخیرا، برخی نمایندگان مجلس، در پاسخ به نقدهای فراگیر طرح مطرح شده در مجلس، گفتهاند: "منظور ما حذف زبان انگلیسی نیست؛ بلکه، جایگزین کردن زبانی دیگر، بسته به موقعیت مکانی دانش آموزان، به جای زبان انگلیسی است. برای مثال، در سیستان و بلوچستان، زبان هندی جایگزین زبان انگلیسی میشود".
این خط مشی، شبیه خط مشی جایگزینسازی روبل روسیه و یوان چین و روپیه هند بهجای دلار، در معاملات تجاری، با شرکای مذکور، است. تلاشی به امید تضعیف موقعیت دلار به عنوان پول اصلی در نظام تسویهحسابهای بینالمللی و پول اصلی برای ذخیرهی جهانی.
هر دو خط مشی، از سرچشمهی واحدی آب میخورند: تلاش برای به چالش کشیدن نظم جهانی با هژمونی آمریکا. اما، واقعیت امر این است که چنین خطمشیهایی تنها موجب بیشتر عقب ماندن جامعه و اقتصاد کشور، از قافلهی تحولات اقتصادی و فناورانه و علمی جهان میشود.
زبان انگلیسی، زبان علمی و تجاری جهان است. حتی کشورهای پیشرفتهای چون آلمان و فرانسه و ژاپن، برای قرار گرفتن در متن ارتباطات و تعاملات جهانی، مجبور به استفاده از این زبان هستند. به عنوان مثال، به کتاب " سرمایه در قرن بیست و یکم" به قلم توماس پکیتی، اشاره میکنیم که در ابتدا به زبان فرانسه منتشر شد و بازتابی نداشت. یک سال بعد، وقتی در آمریکا به انگلیسی ترجمه و منتشر شد، کل جهان اندیشهورزی، در حوزهی اقتصاد، از آن اطلاع یافت. خیلی سریع، در بیش از ۲۰ کشور به زبانهای ملی، ترجمه و منتشر شد، با فروشی بیش از ۲.۵ میلیون نسخه طی پنج سال اخیر. مثال دیگر، تاسیس دانشگاههایی در کشورهای پیشرفته غیر انگلیسی زبان، به زبان انگلیسی، با هدف هم جذب دانشجو و هم تقویت نظام نوآوری ملی است.
در سال ۱۳۸۰، برای شرکت در همایش سازمان بهرهوری آسیا، سفری به جوکجاکارتا در اندونزی داشتم. دو نفر نیز از ویتنام حضور داشتند با تسلط عالی بر زبان انگلیسی. دلیلش را پرسیدم. گفتند: "هوشیمین بعد از کسب استقلال ویتنام از آمریکا گفت: ملتی که به یک تا دو زبان بینالمللی مسلط نباشد نمیتواند دوستان خوبی در سطح جهانی داشته باشد و نمیتواند موفق عمل کند" اضافه کردند: "در ویتنام همه باید حداقل به انگلیسی یا فرانسه مسلط باشند". بحث استعمار فرانسه و آمریکا و جنایات رخداده در ویتنام یک موضوع است، بحث تفکیک این موضوع از تاثیر یادگیری زبان بینالمللی بر قابلیتهای مردم، موضوعی دیگر است. هوشیمین آنقدر درایت داشت که ایندو را با هم در نیامیزد و بدلیل زخمهای عمیق استعمار فرانسه و آمریکا، تیغ بهروی زبانهای انگلیسی و فرانسه نکشد و مردم را از یک قابلیت مهم در عرصهی ملی و جهانی محروم نکند .
طرح جایگزینی زبان مناسبتر بر حسب موقعیت مکانی، به جای زبان انگلیسی موجب بروز تناقض مهمی میشود. با این معیار، باید به جای آموزش زبان عربی در کل کشور، زبانی دیگر، بسته به موقعیت مکانی دانشاموزان تدریس بشود. در آذربایجان غربی، زبان استانبولی، در آذربایجان شرقی و اردبیل، زبان ترکی باکو یا روسی، و در استانهای خراسان شمالی و خراسان رضوی و گلستان، زبان ترکی ترکمنستان.
در متون سیاستگذاری، اصطلاحی به نام چرخهی سیاستگذاری وجود دارد. چرخه با شناسایی مساله شروع میشود. راهکارهای مختلف حل مساله طرح میشود. بهترین راهکار انتخاب میشود. این راهکار با تامین بودجه اجرا میشود. در مرحلهی بعد، بر اجرا نظارت و از آن بازخورد گرفته میشود تا نواقص رفع شود. در نهایت خروجی این چرخه و میزان تاثیرگذاری آن بر حل مساله ارزیابی میشود.
در جامعه و اقتصاد ایران، موضوعاتی چون فراگیر بودن آموزش زبان انگلیسی یا پوشش زنان یا به استادیوم رفتن دختران، به عنوان مساله طرح و برای کنترل انها، چرخهی سیاستگذاری، با بودجههای سنگین، تشکیل میشود؛ موضوعاتی که در مقیاس جهانی نه تنها مساله محسوب نمیشوند بلکه از آنها استقبال و برای ترویجشان هزینه نیز میکنند. . بنابراین، مسالهی اصلی، از منظر معرفتشناسی، ظهور و بروز نوع تفکر و نگاهی است که در ان، با موضوعات مهمی چون تسلط به زبان انگلیسی و فراگیر شدن آن، برخورد منفی میشود و در نتیجه، در برابر آن میایستد. نگاه برامده از سنتگرایی تجددستیز.
امّا، مسالهشناساییهای نادرست برامده از این نوع سنتگرایی متفاوت از سنتگرایی سازگار با تجدد و مدرنیته (مانند سنتگرایی ماهاتیر محمد در مالزی)، نه تنها ره به جایی نمیبرند، بلکه با هدر دادن منابع، و با تکرار رفتارهای دون کیشوتوار (با شمشیر چوبین به جنگ آسیاب بادی رفتن)، بر شدّت بحرانها میافزایند.
علی دینیترکمانی
۲۵ مهر ۱۳۹۸
@alidinee
Forwarded from اتچ بات
✅خصوصیسازی، آری یا نه؟
علی دینی ترکمانی در نشست هم اندیشی دنیای اقتصاد، از منظر آنچه او سوسیال دموکراسی رادیکال میخواند صحبت می کند و میگوید حتی با «واگذاری اختیارات و آزادسازی» شرکتهای دولتی هم مساله حل نمیشود چرا که مراکز قدرت متعدد در ایران یا انچه تودرتو یی نهادی مینامم، نه اجازه میدهد که دولت سازماندهی درونی قوی داشته باشد و نه اجازه میدهد که دولت با نیروهای اجتماعی پیشرو رابطه داشته باشد.
این اقتصاددان نتیجه می گیرد که الگوی چین امکان اجرا در ایران ندارد چراکه چین صرف نظر از نظام سیاسی بستهاش دارای دولتی کارآمد و قوی و بدون تو در تویی نهادی است..
او علت موفقیت چین را هماهنگی سیاستی میداند و میپرسد در کجای دنیا ممکن است رئیسجمهور یک کشوری به کشوری بیایید و وزیر خارجهی ان کشور بیخبر باشد.
لب کلام دینی این است که توسعه سیاسی مقدم بر توسعه اقتصادی است و بدون چنین تحولی، بذر دولتی یا خصوصیسازی فرقی با هم ندارند. خاک اقتصاد باید از شوره زار به حاصلخیز تبدیل بشود. برای حصول این امر، ساختار قدرت باید دموکراتیزه و فارغ از تودرتویی نهادی شود
( به نقل از اکوایران)
@alidinee
علی دینی ترکمانی در نشست هم اندیشی دنیای اقتصاد، از منظر آنچه او سوسیال دموکراسی رادیکال میخواند صحبت می کند و میگوید حتی با «واگذاری اختیارات و آزادسازی» شرکتهای دولتی هم مساله حل نمیشود چرا که مراکز قدرت متعدد در ایران یا انچه تودرتو یی نهادی مینامم، نه اجازه میدهد که دولت سازماندهی درونی قوی داشته باشد و نه اجازه میدهد که دولت با نیروهای اجتماعی پیشرو رابطه داشته باشد.
این اقتصاددان نتیجه می گیرد که الگوی چین امکان اجرا در ایران ندارد چراکه چین صرف نظر از نظام سیاسی بستهاش دارای دولتی کارآمد و قوی و بدون تو در تویی نهادی است..
او علت موفقیت چین را هماهنگی سیاستی میداند و میپرسد در کجای دنیا ممکن است رئیسجمهور یک کشوری به کشوری بیایید و وزیر خارجهی ان کشور بیخبر باشد.
لب کلام دینی این است که توسعه سیاسی مقدم بر توسعه اقتصادی است و بدون چنین تحولی، بذر دولتی یا خصوصیسازی فرقی با هم ندارند. خاک اقتصاد باید از شوره زار به حاصلخیز تبدیل بشود. برای حصول این امر، ساختار قدرت باید دموکراتیزه و فارغ از تودرتویی نهادی شود
( به نقل از اکوایران)
@alidinee
Telegram
attach 📎
جایزه نوبل ۲۰۱۹ در اقتصاد: دو نکته مثبت و یک نکتهی انتقادی
پیش از پرداختن به جایزه نوبل امسال، ذکر نکتهای ضروری است. به دو دلیل مرتبط به هم، با اعطای جایزه به فقط رشتهی اقتصاد، موافق نیستم. اول، تلاشهایی که دانشمندان سایر حوزههای علوم انسانی برای نیل به معرفت بیشتر و استفاده از آن برای رفع چالشهای جامعهی انسانی و پیشگیری از وقوع شرایط بد، دارند، کماهمیتتر از تلاشهای دانشمندان اقتصاد نیست. دانشمندان رشتههای جغرافی، تاریخ، فلسفه، سیاست، جامعه شناسی، مدیریت و روانشناسی، نقش مهمی در شکلگیری تمدّن کنونی داشتهاند. دوم، این جایزه سالیانه، اعتبار بسیار بیش از اندازهای به اقتصاددانان برنده میدهد و فاصلهی آنان با اقتصاددانان دیگری که در مرزهای پیشروی مشابه هستند را یکباره به صورت اغراقآمیزی افزایش میدهد.
اگر این جایزه به رشتههای مختلف علوم انسانی تعلق بگیرد، در اینصورت،هر چند سال یکبار، به یک یا چند نفر، با فاصلهی واقعی زیاد با دیگران، (افراد جریانساز)، در این رشتهها، اعطاء و در نتیجه، جایزه معنادارتر میشود.
دو نکتهی مثبت و یک نکتهی انتقادی:
اوّل، کمیتهی نوبل اعلام کرد جایزه برای مطالعاتمهم بنرجی، دوفلو و کرمر در حوزهی فقر و اقتصاد توسعه است. آیا مطالعات فقر ویژگی خاصی دارد که از آن، با تاکید زیاد، به اقتصاد توسعه ربط داده میشود؟ پاسخ مثبت است. فقر و نابرابری در کنار توسعهی صنعتی و فناورانه، از موضوعات محوری اقتصاد توسعه است. در حالی که اقتصاد متعارف با موضوع "تخصیص بهینهی منابع کمیاب به گزینههای مختلف" سر و کار دارد، اقتصاد توسعه به کاهش فقر و نابرابری و پیشبرد توسعهی صنعتی و فناورانه، بهطور مستقیم، میپردازد.
به همین دلیل، بناهای نظری که بر مبنای این موضوعات شکل میگیرند از نظر ترمینولوژی (واژهشناسی) و روش تحقیق و زبان و تجویز سیاستی، با یکدیگر تفاوتهای قابل توجهی دارند. برای مثال، در مقام تجویز، در حالی که اقتصاددانانی چون لوکاس، طرح موضوع برابری را مضرّ به حال " علم اقتصاد" میدانند، و بههمراه آرتور لافر، سیاستهای بازتوزیعی مالیاتی را مانع رشد میدانند، بنرجی در سخنرانی اخیر خود اعلام میکند که "فرضیه تاثیر منفی مالیات بالا بر سرمایه گذاری و رشد، ساخته و پرداختهی صاحبان سرمایه است"؛ و با نگاه اجتماعیگرای کینزی میگوید: "مالیات پیشرفته، از طریق تقویت تقاضای موثر، موجب رشد بیشتر هم میشود".
دوم، روش تحقیق مورد استفادهی این سه اقتصاددان برای آزمون فرضیهها و شناسایی رابطههای علّی، به جای روش رایج در حوزهی اقتصاد متعارف( مدلهای اقتصاد سنجی)، مبتنی بر روش رایج در علوم پزشکی، آزمایشهای میدانی گروههای کنترلشدهی تصادفی، است. (این روش در اصل نوعی مقایسهی تطبیقی است که جان استوارت میل در قرن نوزدهم معرفی کرده بود).
این یعنی ساختارشکنی از سیطرهی زیانآور روش تحقیق مبتنی بر مدلهای اقتصاد سنجی. اگر، پیش از این، فردی، بر مطالعات میدانی و اهمیت روشهای تطبیقی مبتنی بر دانش مقدماتی آمار و ریاضی، تاکید میکرد، به کفرگویی و ناآشنایی با ریاضیات متّهم میشد.... از این پس، با چنین جایزهای باید در انتظار گسترش چنین روشی در حوزه مطالعات اقتصادی بود.
سوم، مطالعات برندگان نوبل امسال نشان میدهند که با تغییرات کوچک میتوان به دستاوردهای بزرگ دست یافت. ضربالمثل "قطره قطره جمع شود وانگهی دریا شود" و مفهوم "اثر پروانهای"، بیانی از این پیام نوبلیستهاست. این، از یک نظر، درست و از نظری دیگر نادرست است. از این نظر که به رغم وجود قیدهایی در مقام مانع، میتوان با کارهایی از قبیل ارتقای آگاهی و شناخت فقرا (با سازوکارهای انگیزشی مختلف)، بر زندگی آنان اثر مثبت گذاشت، درست به نظر میرسد. امّا، اگر این برداشت بدون توجّه به ساختارهای کلی همراه با کژکارکردیهای منفی جدّی باشد، میتواند نادرست باشد و سر از رویکردی محافظهکارانه در جهت حفظ ساختارهایی در بیاورد که مانع اصلی در برابر کاهش فقر هستند.
در جایی که ساختارها، کژکارکردهای حداقلی دارند، قطعاً نتایج مطالعات این اقتصاددانان میتواند در کاهش فقر و محرومیت اثرگذار باشد. میتواند به سیاستگذاران و فعالان مساواتگرا، در جهت استفاده از روشهای پیشنهادی آنان (" تلنگر زدن" به فقرا) و کاهش فقر کمک کند؛ ولی در جاهایی که کژکارکردیها، بسیار زیاد و شدید است، با چنین روشهایی نمیتوان چندان ره به جایی برد؛ ساختارهای اجتماعی همراه با فساد و ناکارآیی اداری، اتلاف و تاراج منابع، نظام مالیاتی ضعیف و فرار مالیاتی، مانع از اثرگذاری اقدامات در سطح خرد میشوند.
در چنین ساختارهایی،خطر چنین مطالعاتی این است که با جزیینگری رفتاری فردگرایانه، موجب غفلت از ریشههای طبقاتی و اجتماعی فقر میشوند.
علی دینیترکمانی
پنجم آبان ۱۳۹۸
@alidinee
پیش از پرداختن به جایزه نوبل امسال، ذکر نکتهای ضروری است. به دو دلیل مرتبط به هم، با اعطای جایزه به فقط رشتهی اقتصاد، موافق نیستم. اول، تلاشهایی که دانشمندان سایر حوزههای علوم انسانی برای نیل به معرفت بیشتر و استفاده از آن برای رفع چالشهای جامعهی انسانی و پیشگیری از وقوع شرایط بد، دارند، کماهمیتتر از تلاشهای دانشمندان اقتصاد نیست. دانشمندان رشتههای جغرافی، تاریخ، فلسفه، سیاست، جامعه شناسی، مدیریت و روانشناسی، نقش مهمی در شکلگیری تمدّن کنونی داشتهاند. دوم، این جایزه سالیانه، اعتبار بسیار بیش از اندازهای به اقتصاددانان برنده میدهد و فاصلهی آنان با اقتصاددانان دیگری که در مرزهای پیشروی مشابه هستند را یکباره به صورت اغراقآمیزی افزایش میدهد.
اگر این جایزه به رشتههای مختلف علوم انسانی تعلق بگیرد، در اینصورت،هر چند سال یکبار، به یک یا چند نفر، با فاصلهی واقعی زیاد با دیگران، (افراد جریانساز)، در این رشتهها، اعطاء و در نتیجه، جایزه معنادارتر میشود.
دو نکتهی مثبت و یک نکتهی انتقادی:
اوّل، کمیتهی نوبل اعلام کرد جایزه برای مطالعاتمهم بنرجی، دوفلو و کرمر در حوزهی فقر و اقتصاد توسعه است. آیا مطالعات فقر ویژگی خاصی دارد که از آن، با تاکید زیاد، به اقتصاد توسعه ربط داده میشود؟ پاسخ مثبت است. فقر و نابرابری در کنار توسعهی صنعتی و فناورانه، از موضوعات محوری اقتصاد توسعه است. در حالی که اقتصاد متعارف با موضوع "تخصیص بهینهی منابع کمیاب به گزینههای مختلف" سر و کار دارد، اقتصاد توسعه به کاهش فقر و نابرابری و پیشبرد توسعهی صنعتی و فناورانه، بهطور مستقیم، میپردازد.
به همین دلیل، بناهای نظری که بر مبنای این موضوعات شکل میگیرند از نظر ترمینولوژی (واژهشناسی) و روش تحقیق و زبان و تجویز سیاستی، با یکدیگر تفاوتهای قابل توجهی دارند. برای مثال، در مقام تجویز، در حالی که اقتصاددانانی چون لوکاس، طرح موضوع برابری را مضرّ به حال " علم اقتصاد" میدانند، و بههمراه آرتور لافر، سیاستهای بازتوزیعی مالیاتی را مانع رشد میدانند، بنرجی در سخنرانی اخیر خود اعلام میکند که "فرضیه تاثیر منفی مالیات بالا بر سرمایه گذاری و رشد، ساخته و پرداختهی صاحبان سرمایه است"؛ و با نگاه اجتماعیگرای کینزی میگوید: "مالیات پیشرفته، از طریق تقویت تقاضای موثر، موجب رشد بیشتر هم میشود".
دوم، روش تحقیق مورد استفادهی این سه اقتصاددان برای آزمون فرضیهها و شناسایی رابطههای علّی، به جای روش رایج در حوزهی اقتصاد متعارف( مدلهای اقتصاد سنجی)، مبتنی بر روش رایج در علوم پزشکی، آزمایشهای میدانی گروههای کنترلشدهی تصادفی، است. (این روش در اصل نوعی مقایسهی تطبیقی است که جان استوارت میل در قرن نوزدهم معرفی کرده بود).
این یعنی ساختارشکنی از سیطرهی زیانآور روش تحقیق مبتنی بر مدلهای اقتصاد سنجی. اگر، پیش از این، فردی، بر مطالعات میدانی و اهمیت روشهای تطبیقی مبتنی بر دانش مقدماتی آمار و ریاضی، تاکید میکرد، به کفرگویی و ناآشنایی با ریاضیات متّهم میشد.... از این پس، با چنین جایزهای باید در انتظار گسترش چنین روشی در حوزه مطالعات اقتصادی بود.
سوم، مطالعات برندگان نوبل امسال نشان میدهند که با تغییرات کوچک میتوان به دستاوردهای بزرگ دست یافت. ضربالمثل "قطره قطره جمع شود وانگهی دریا شود" و مفهوم "اثر پروانهای"، بیانی از این پیام نوبلیستهاست. این، از یک نظر، درست و از نظری دیگر نادرست است. از این نظر که به رغم وجود قیدهایی در مقام مانع، میتوان با کارهایی از قبیل ارتقای آگاهی و شناخت فقرا (با سازوکارهای انگیزشی مختلف)، بر زندگی آنان اثر مثبت گذاشت، درست به نظر میرسد. امّا، اگر این برداشت بدون توجّه به ساختارهای کلی همراه با کژکارکردیهای منفی جدّی باشد، میتواند نادرست باشد و سر از رویکردی محافظهکارانه در جهت حفظ ساختارهایی در بیاورد که مانع اصلی در برابر کاهش فقر هستند.
در جایی که ساختارها، کژکارکردهای حداقلی دارند، قطعاً نتایج مطالعات این اقتصاددانان میتواند در کاهش فقر و محرومیت اثرگذار باشد. میتواند به سیاستگذاران و فعالان مساواتگرا، در جهت استفاده از روشهای پیشنهادی آنان (" تلنگر زدن" به فقرا) و کاهش فقر کمک کند؛ ولی در جاهایی که کژکارکردیها، بسیار زیاد و شدید است، با چنین روشهایی نمیتوان چندان ره به جایی برد؛ ساختارهای اجتماعی همراه با فساد و ناکارآیی اداری، اتلاف و تاراج منابع، نظام مالیاتی ضعیف و فرار مالیاتی، مانع از اثرگذاری اقدامات در سطح خرد میشوند.
در چنین ساختارهایی،خطر چنین مطالعاتی این است که با جزیینگری رفتاری فردگرایانه، موجب غفلت از ریشههای طبقاتی و اجتماعی فقر میشوند.
علی دینیترکمانی
پنجم آبان ۱۳۹۸
@alidinee
Forwarded from اتچ بات
انتشارات علم بزودی منتشر میکند:
اقتصاد ایران: رکود تورمی و سقوط ارزش پول ملی
(اقتصاد سیاسی تو در تویی نهادی و ظرفیت جذب ضعیف)
@alidinee
اقتصاد ایران: رکود تورمی و سقوط ارزش پول ملی
(اقتصاد سیاسی تو در تویی نهادی و ظرفیت جذب ضعیف)
@alidinee
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
📌#برداشت_آزاد
✅امکان پذیری اصلاحات اقتصادی در شرایط کنونی
دکتر دینی ترکمانی معتقد است اگرچه اصلاح برخی مسائل پیچیده است و یا تا حدودی امکان پذیر نیست اما تا زمانیکه تخصص گرایی و ساختار حزبی شکل نگیرد، اصلاحات آنچنانی در اقتصاد رخ نخواهد داد. وی توسعه سیاسی را مقدم بر توسعه اقتصادی میداند و معتقد است که پرداختن به ساختارهای سیاسی و نهادهای سیاسی-فرهنگی مناسب تر است.
@alidinee
به نقل از:
#اصلاحات #اصلاحات_اقتصادی #تحریم
#اقتصادی #اقتصاد #اقتصاد_ایران #ایران #اکوایران
•
🌐 https://ecoiran.com
•
⭕ @ecoiran_webtv
✅امکان پذیری اصلاحات اقتصادی در شرایط کنونی
دکتر دینی ترکمانی معتقد است اگرچه اصلاح برخی مسائل پیچیده است و یا تا حدودی امکان پذیر نیست اما تا زمانیکه تخصص گرایی و ساختار حزبی شکل نگیرد، اصلاحات آنچنانی در اقتصاد رخ نخواهد داد. وی توسعه سیاسی را مقدم بر توسعه اقتصادی میداند و معتقد است که پرداختن به ساختارهای سیاسی و نهادهای سیاسی-فرهنگی مناسب تر است.
@alidinee
به نقل از:
#اصلاحات #اصلاحات_اقتصادی #تحریم
#اقتصادی #اقتصاد #اقتصاد_ایران #ایران #اکوایران
•
🌐 https://ecoiran.com
•
⭕ @ecoiran_webtv
Telegram
attach 📎
▪️اطلاعیه معاونت استانداری و فرمانداری ویژه میانه درخصوص جمع آوری کمک های مردمی به زلزله زدگان روستاهای بخش ترکمانچای و بخش کندوان
فرماندار ویژه شهرستان میانه با تقدیر از ابراز همدلی و بذل مهربانی مردم این شهرستان به منظور حمایت از هموطنان زلزله زده روستاهای بخش ترکمانچای و بخش کندوان، از آنها خواست تا کمک های نقدی و کالایی خود را صرفا از طریق جمعیت هلال احمر به دست مردم آسیب دیده برسانند.
شماره حساب جمعیت هلال احمر جهت واریز کمک های نقدی ۹۹۹۹۹ است که هموطنان خیرخواه و خیرین نیک اندیش می توانند از این طریق کمک کنند.
دوستانی که کمک میکنید لطفا به بنده اطلاع دهید.
علی دینیترکمانی
فرماندار ویژه شهرستان میانه با تقدیر از ابراز همدلی و بذل مهربانی مردم این شهرستان به منظور حمایت از هموطنان زلزله زده روستاهای بخش ترکمانچای و بخش کندوان، از آنها خواست تا کمک های نقدی و کالایی خود را صرفا از طریق جمعیت هلال احمر به دست مردم آسیب دیده برسانند.
شماره حساب جمعیت هلال احمر جهت واریز کمک های نقدی ۹۹۹۹۹ است که هموطنان خیرخواه و خیرین نیک اندیش می توانند از این طریق کمک کنند.
دوستانی که کمک میکنید لطفا به بنده اطلاع دهید.
علی دینیترکمانی
Forwarded from اتچ بات
فقر و فدای کرامت انسانی برای لقمه نانی خشک
با دیدن کلیپ زیر ( رقص دخترکی از اهالی معصوم کار و خیابان) میخواستم چیزی مکتوب کنم. دیدم گفتنیها را پیشتر، شاملو، با زبانی شاعرانه، گفته است.
آیا میشود روزی را به انتظار نشست که کسی برای تامین لقمه نانی خشک، اینچنین کرامت و شان انسانی خود را زیر پا نگذارد؟ اگر هنری دارد آن را نه با هدف کسب حمایت مالی در کف خیابان، بلکه با هدف ابراز توانمندی خود، با غروری برافراشته در ارتفاع شکوهناک فروتنی، به دیگران هدیه دهد؟
"بچههای اعماق
در شهرِ بیخیابان میبالند
در شبکهی مورگی پسکوچه و بُنبست،
آغشتهی دودِ کوره و قاچاق و زردزخم
قابِ رنگین در جیب و تیرکمان در دست،
بچههای اعماق
بچههای اعماق
باتلاقِ تقدیرِ بیترحم در پیش و
دشنامِ پدرانِ خسته در پُشت،
نفرینِ مادرانِ بیحوصله در گوش و
هیچ از امید و فردا در مشت،
بچههای اعماق
بچههای اعماق
بر جنگلِ بیبهار میشکفند
بر درختانِ بیریشه میوه میآرند،
بچههای اعماق
بچههای اعماق
با حنجرهی خونین میخوانند و از پا درآمدنا
درفشی بلند به کف دارند
بچههای اعماق
بچههای اعماق"
@alidinee
با دیدن کلیپ زیر ( رقص دخترکی از اهالی معصوم کار و خیابان) میخواستم چیزی مکتوب کنم. دیدم گفتنیها را پیشتر، شاملو، با زبانی شاعرانه، گفته است.
آیا میشود روزی را به انتظار نشست که کسی برای تامین لقمه نانی خشک، اینچنین کرامت و شان انسانی خود را زیر پا نگذارد؟ اگر هنری دارد آن را نه با هدف کسب حمایت مالی در کف خیابان، بلکه با هدف ابراز توانمندی خود، با غروری برافراشته در ارتفاع شکوهناک فروتنی، به دیگران هدیه دهد؟
"بچههای اعماق
در شهرِ بیخیابان میبالند
در شبکهی مورگی پسکوچه و بُنبست،
آغشتهی دودِ کوره و قاچاق و زردزخم
قابِ رنگین در جیب و تیرکمان در دست،
بچههای اعماق
بچههای اعماق
باتلاقِ تقدیرِ بیترحم در پیش و
دشنامِ پدرانِ خسته در پُشت،
نفرینِ مادرانِ بیحوصله در گوش و
هیچ از امید و فردا در مشت،
بچههای اعماق
بچههای اعماق
بر جنگلِ بیبهار میشکفند
بر درختانِ بیریشه میوه میآرند،
بچههای اعماق
بچههای اعماق
با حنجرهی خونین میخوانند و از پا درآمدنا
درفشی بلند به کف دارند
بچههای اعماق
بچههای اعماق"
@alidinee
Telegram
attach 📎
Forwarded from اقتصاد در گذر زمان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علی دینی ترکمانی از معدود اقتصاددانان با گرایش سوسیال دموکرات در کشور است که همواره سنجیده سخن می گوید.
مشکلی که ایشان به آن اشاره کرده و مثال مطرح شده همان کژ منشی یا Moral hazard است و عامل اصلی شکست بازار اعتبار نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای در حال توسعه است.
"اگر نظام بانکداری در سود و زیان با وام گیرندگان شریک شود سنگ روی سنگ بند نمیشود. همین الان که شریک نیستند کلی مطالبات معوق داریم. شریک بودن بانکها با سپردهگذاران در سود و زیان مثل این میماند که در قوانین راهنمایی و رانندگی آورده شود که هرکس خود را به نیت خودکشی زیر ماشین انداخت رانندهای که پشت فرمان اتومبیل بود، مقصر نیست"
اقتصاد در گذر زمان:
@m_ali_mokhtari
مشکلی که ایشان به آن اشاره کرده و مثال مطرح شده همان کژ منشی یا Moral hazard است و عامل اصلی شکست بازار اعتبار نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای در حال توسعه است.
"اگر نظام بانکداری در سود و زیان با وام گیرندگان شریک شود سنگ روی سنگ بند نمیشود. همین الان که شریک نیستند کلی مطالبات معوق داریم. شریک بودن بانکها با سپردهگذاران در سود و زیان مثل این میماند که در قوانین راهنمایی و رانندگی آورده شود که هرکس خود را به نیت خودکشی زیر ماشین انداخت رانندهای که پشت فرمان اتومبیل بود، مقصر نیست"
اقتصاد در گذر زمان:
@m_ali_mokhtari
دور باطل افزایش قیمت بنزین و افزایش نرخ دلار
یکبار دیگر افزایش قیمت بنزین با سیاست دو نرخی ۱۵۰۰ تومان (سهمیه۶۰ لیتر در ماه) و ۳۰۰۰ تومان آزاد.
با این افزایش قیمت بنزین، باید در انتظار تشدید بیشتر فشارهای تورمی بود. گفتمان اصلاح قیمتها با هدف افزایش کارآیی در سویی و کنترل کسری بودجه و در تحلیل نهایی کنترل تورم در سوی دیگر، خریداری ندارد. حنایی است بدون رنگ.
اکثر مردم بنابر تجربه دریافتهاند که اثر افزایش هر از چند گاه یکبار قیمت بنزین و سایر حاملهای انرژی، در زمانها و دولتهای مختلف، کاهش سطح رفاهشان بوده است.
واقعیت امر این است که اقتصاد ایران در دور باطل افزایش قیمت انرژی و سوخت بنزین( به مثابهی قیمتی راهبر از سویی) و تشدید تورم و افزایش نرخ ارز (به مثابهی قیمت راهبری دیگر)، گرفتار شده است. با میزان تورم رسمی بیش از ۴۲ درصد اعلام شده برای مهر ۹۷ تا مهر ۹۸ و افزایش دیشب قیمت بنزین، باید در انتظار افزایش نرخ ارز و متلاطم شدن دوبارهی بازار ارز بود.
از سالها پیش گفتهایم:
۱. بدون تغییرات اساسی در ساخت قدرت و تعمیر موتور ماشین اقتصاد ایران ( فرآیند انباشت سرمایه)، بروز تورم ساختاری اجتنابناپذیر است. با تورم ساختاری، دولت ناچار از کنترل برخی قیمتها و تعدیل انها در زمانی دیگر است. نه کنترل برای همیشه امکانپذیر است و نه تعدیل راهکاری برای مواجههی با تورم ساختاری است. تعدیل، خود، به تورمِ مبتنی بر کژکارکردیهای جدی ساختاری و نهادی، دامن میزند.
۲. یکی از علل اصلی کسری بودجه، وجود مراکز قدرت متعدد و تصمیمساز وصلِ به بودجه هست. یکی از علل اصلی حیف و میل منابع بویژه در فرآیند انباشت سرمایه نیز همین امر است. هزینههای این وضع را مردم، بخصوص اقشار محروم، با تحمل شرایط بسیار سخت و دلهرهآفرین و با پرداخت مالیات تورمی باید بپردازند.
۳. نیازی به استدلال فنی نیست. مردم به تجربه دریافتهاند، تعدیل قیمتها یعنی راهی برای درآمدزایی دولت. راهی که از منظر رفع چالشهای اقتصادی، بیراههای است بهسوی گرداب و بحران بیشتر.
۴. مردم بهدرستی استدلال میکنند، ولو با زبانی غیر فنی، اگر حکم افزایش قیمت بنزین با استدلال قیمت فوب منطقه صحیح باشد، در اینصورت باید دستمزدها هم به همین صورت افزایش یابند.
علی دینی ترکمانی
۲۴ ابان ۱۳۹۸
@alidinee
یکبار دیگر افزایش قیمت بنزین با سیاست دو نرخی ۱۵۰۰ تومان (سهمیه۶۰ لیتر در ماه) و ۳۰۰۰ تومان آزاد.
با این افزایش قیمت بنزین، باید در انتظار تشدید بیشتر فشارهای تورمی بود. گفتمان اصلاح قیمتها با هدف افزایش کارآیی در سویی و کنترل کسری بودجه و در تحلیل نهایی کنترل تورم در سوی دیگر، خریداری ندارد. حنایی است بدون رنگ.
اکثر مردم بنابر تجربه دریافتهاند که اثر افزایش هر از چند گاه یکبار قیمت بنزین و سایر حاملهای انرژی، در زمانها و دولتهای مختلف، کاهش سطح رفاهشان بوده است.
واقعیت امر این است که اقتصاد ایران در دور باطل افزایش قیمت انرژی و سوخت بنزین( به مثابهی قیمتی راهبر از سویی) و تشدید تورم و افزایش نرخ ارز (به مثابهی قیمت راهبری دیگر)، گرفتار شده است. با میزان تورم رسمی بیش از ۴۲ درصد اعلام شده برای مهر ۹۷ تا مهر ۹۸ و افزایش دیشب قیمت بنزین، باید در انتظار افزایش نرخ ارز و متلاطم شدن دوبارهی بازار ارز بود.
از سالها پیش گفتهایم:
۱. بدون تغییرات اساسی در ساخت قدرت و تعمیر موتور ماشین اقتصاد ایران ( فرآیند انباشت سرمایه)، بروز تورم ساختاری اجتنابناپذیر است. با تورم ساختاری، دولت ناچار از کنترل برخی قیمتها و تعدیل انها در زمانی دیگر است. نه کنترل برای همیشه امکانپذیر است و نه تعدیل راهکاری برای مواجههی با تورم ساختاری است. تعدیل، خود، به تورمِ مبتنی بر کژکارکردیهای جدی ساختاری و نهادی، دامن میزند.
۲. یکی از علل اصلی کسری بودجه، وجود مراکز قدرت متعدد و تصمیمساز وصلِ به بودجه هست. یکی از علل اصلی حیف و میل منابع بویژه در فرآیند انباشت سرمایه نیز همین امر است. هزینههای این وضع را مردم، بخصوص اقشار محروم، با تحمل شرایط بسیار سخت و دلهرهآفرین و با پرداخت مالیات تورمی باید بپردازند.
۳. نیازی به استدلال فنی نیست. مردم به تجربه دریافتهاند، تعدیل قیمتها یعنی راهی برای درآمدزایی دولت. راهی که از منظر رفع چالشهای اقتصادی، بیراههای است بهسوی گرداب و بحران بیشتر.
۴. مردم بهدرستی استدلال میکنند، ولو با زبانی غیر فنی، اگر حکم افزایش قیمت بنزین با استدلال قیمت فوب منطقه صحیح باشد، در اینصورت باید دستمزدها هم به همین صورت افزایش یابند.
علی دینی ترکمانی
۲۴ ابان ۱۳۹۸
@alidinee
افزایش قیمت بنزین، یارانهی نقدی، رفاه اجتماعی
دیروز در واکنش به نگرانیها و اعتراضهای اجتماعی به افزایش قیمت بنزین، رئیس سازمان برنامه و بودجه، اعلام کرد که دولت ریالی از درآمد حاصله از این افزایش را هزینه نخواهد کرد و تمام آن صرف یارانه نقدی خواهد شد. یعنی، هدف دولت درآمدزایی و پوشش کسری بودجه از این محل نیست.
با این فرض که این خبر صحّت دارد، این پرسش پیش میآید که هدف دولت از اجرای این سیاست، بویژه در شرایط حاد کنونی همراه با تورم بالا چیست؟ اگر هدف، اصلاح قیمتها در جهت کاهش مصرف و کنترل قاچاق باشد، تجربهی گذشته نشان میدهد اثر چنین سیاستی چون مسکن است. کوتاه و گذرا. اگر هدف، افزایش رفاه اجتماعی باشد، تجربهی گذشته نشان میدهد که این سیاست وقتی همراه با تورم بالا بشود به ضدّ خود تبدیل میشود. اگر هدف تامین عدالت اجتماعی باشد، تجربهی گذشته نشان میدهد که ابزار چنین سیاستی افزایش قیمتها نیست. استقرار نظام مالیاتی پیشرفتهی تصاعدی در دل نظام حکمرانی قوی و کارآمدِ توانا در تامین رشد عدالتگراست.
طبق گفتهی رئیس سازمان برنامه و بودجه و سخنگوی دولت، درامد حاصله به حداقل ۱۸ میلیون خانوار معادل تقریبا ۶۰ میلیون یارانه بگیر ( با حذف حدود ۶ و نیم میلیون نفر) پرداخت خواهد شد. با چند فرض مقدماتی میتوان میزان یارانه نقدی را محاسبه کرد:
با فرض ۹۰ میلیون لیتر مصرف روزانه بنزین ( کل مصرف ۹۵ میلیون لیتر در روز است که ۵ میلیون را برای مصارف غیر اتومبیل کنار میگذاریم) و ۱۸ میلیون اتومبیل (تعداد کل اتومبیل پلاکدار ثبت شده ۲۰ میلیون و موتور سیکلت ۳ میلیون دستگاه است. با توجه به اینکه ماشینهای تجاری غیر بنزینی از جمله کامیون و اتوبوس در این آمار وجود دارد، و میزان مصرف موتور سیکلت کمتر است، فرض ۱۸ میلیون اتومبیل را در نظر میگیریم). با این فروض، متوسط مصرف روزانه هر اتومبیل ۵ لیتر و ماهیانه ۱۵۰ لیتر است.
قیمت ۶۰ لیتر سهمیه، به اندازه ۵۰۰ تومان و ۹۰ لیتر آزاد به اندازه ۲۰۰۰ تومان بیشتر شده است. حاصلضرب ۶۰ در ۵۰۰ و ۹۰ در ۲۰۰۰، درآمد ماهیانه حاصله از متوسط مصرف هر اتومبیل در قیمت جدید است که میشو ۲۱۰ هزار تومان.
(۶۰×۵۰۰)+ ۹۰×۲۰۰۰= ۲۱۰۰۰۰
حاصلضرب ۲۱۰ هزار تومان و تعداد اتومبیل، میشود درآمد حاصله در ماه. ۳ هزار و ۷۸۰ میلیارد تومان:
۲۱۰۰۰۰۰×۱۸۰۰۰۰۰۰=۳۷۸۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
با تخصیص این درامد به ۶۰ میلیون نفر ، یارانه نقدی هر فردی معادل ۶۳ هزار تومان، بیشتر میشود.
این سیاست (یارانهی تقریبا فراگیر) در گذشته، آزمون پس داده و مردم به تجربه دریافتهاند، یارانه دریافتیشان همچون تکه یخی در دستشان است که در گذر زمان با گرمای تورم، آب میشود و قدرت خریدش به شدّت افت میکند.
نکتهی نهایی. حکمرانی قوی، تعاملات سازنده با نظام اقتصاد جهانی، انباشت سرمایه با بهرهوری بالا، و نظام مالیاتی پیشرفته تصاعدی، پیششرطهای رشد عدالتگرای بدون بار تورمی است. یعنی در صورت وجود این پیششرطها، میتوان وضع رفاهی گروههای اجتماعی محروم را بهبود داد بدون آنکه گروه اجتماعی محروم با شدّت کم دچار محرومیت شدید و طبقهی متوسط نیز دچار محرومیت بشود. این پیششرطها، شکلی دیگر از مسطح شدن را فراهم میکند. یکدست شدن رو به بالا.
در غیاب چنین پیششرطهایی، دولتها ناچار از افزایش قیمتها هستند. بازی که البته، وقتی تکرار میشود و مردم معنای آن را با گوشت و پوست و استخوانشان لمس میکنند، در برابرش سکوت نمیکنند و دست به اعتراض میزنند.
علی دینی ترکمانی
۲۵ ابان ۱۳۹۸
@alidinee
دیروز در واکنش به نگرانیها و اعتراضهای اجتماعی به افزایش قیمت بنزین، رئیس سازمان برنامه و بودجه، اعلام کرد که دولت ریالی از درآمد حاصله از این افزایش را هزینه نخواهد کرد و تمام آن صرف یارانه نقدی خواهد شد. یعنی، هدف دولت درآمدزایی و پوشش کسری بودجه از این محل نیست.
با این فرض که این خبر صحّت دارد، این پرسش پیش میآید که هدف دولت از اجرای این سیاست، بویژه در شرایط حاد کنونی همراه با تورم بالا چیست؟ اگر هدف، اصلاح قیمتها در جهت کاهش مصرف و کنترل قاچاق باشد، تجربهی گذشته نشان میدهد اثر چنین سیاستی چون مسکن است. کوتاه و گذرا. اگر هدف، افزایش رفاه اجتماعی باشد، تجربهی گذشته نشان میدهد که این سیاست وقتی همراه با تورم بالا بشود به ضدّ خود تبدیل میشود. اگر هدف تامین عدالت اجتماعی باشد، تجربهی گذشته نشان میدهد که ابزار چنین سیاستی افزایش قیمتها نیست. استقرار نظام مالیاتی پیشرفتهی تصاعدی در دل نظام حکمرانی قوی و کارآمدِ توانا در تامین رشد عدالتگراست.
طبق گفتهی رئیس سازمان برنامه و بودجه و سخنگوی دولت، درامد حاصله به حداقل ۱۸ میلیون خانوار معادل تقریبا ۶۰ میلیون یارانه بگیر ( با حذف حدود ۶ و نیم میلیون نفر) پرداخت خواهد شد. با چند فرض مقدماتی میتوان میزان یارانه نقدی را محاسبه کرد:
با فرض ۹۰ میلیون لیتر مصرف روزانه بنزین ( کل مصرف ۹۵ میلیون لیتر در روز است که ۵ میلیون را برای مصارف غیر اتومبیل کنار میگذاریم) و ۱۸ میلیون اتومبیل (تعداد کل اتومبیل پلاکدار ثبت شده ۲۰ میلیون و موتور سیکلت ۳ میلیون دستگاه است. با توجه به اینکه ماشینهای تجاری غیر بنزینی از جمله کامیون و اتوبوس در این آمار وجود دارد، و میزان مصرف موتور سیکلت کمتر است، فرض ۱۸ میلیون اتومبیل را در نظر میگیریم). با این فروض، متوسط مصرف روزانه هر اتومبیل ۵ لیتر و ماهیانه ۱۵۰ لیتر است.
قیمت ۶۰ لیتر سهمیه، به اندازه ۵۰۰ تومان و ۹۰ لیتر آزاد به اندازه ۲۰۰۰ تومان بیشتر شده است. حاصلضرب ۶۰ در ۵۰۰ و ۹۰ در ۲۰۰۰، درآمد ماهیانه حاصله از متوسط مصرف هر اتومبیل در قیمت جدید است که میشو ۲۱۰ هزار تومان.
(۶۰×۵۰۰)+ ۹۰×۲۰۰۰= ۲۱۰۰۰۰
حاصلضرب ۲۱۰ هزار تومان و تعداد اتومبیل، میشود درآمد حاصله در ماه. ۳ هزار و ۷۸۰ میلیارد تومان:
۲۱۰۰۰۰۰×۱۸۰۰۰۰۰۰=۳۷۸۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
با تخصیص این درامد به ۶۰ میلیون نفر ، یارانه نقدی هر فردی معادل ۶۳ هزار تومان، بیشتر میشود.
این سیاست (یارانهی تقریبا فراگیر) در گذشته، آزمون پس داده و مردم به تجربه دریافتهاند، یارانه دریافتیشان همچون تکه یخی در دستشان است که در گذر زمان با گرمای تورم، آب میشود و قدرت خریدش به شدّت افت میکند.
نکتهی نهایی. حکمرانی قوی، تعاملات سازنده با نظام اقتصاد جهانی، انباشت سرمایه با بهرهوری بالا، و نظام مالیاتی پیشرفته تصاعدی، پیششرطهای رشد عدالتگرای بدون بار تورمی است. یعنی در صورت وجود این پیششرطها، میتوان وضع رفاهی گروههای اجتماعی محروم را بهبود داد بدون آنکه گروه اجتماعی محروم با شدّت کم دچار محرومیت شدید و طبقهی متوسط نیز دچار محرومیت بشود. این پیششرطها، شکلی دیگر از مسطح شدن را فراهم میکند. یکدست شدن رو به بالا.
در غیاب چنین پیششرطهایی، دولتها ناچار از افزایش قیمتها هستند. بازی که البته، وقتی تکرار میشود و مردم معنای آن را با گوشت و پوست و استخوانشان لمس میکنند، در برابرش سکوت نمیکنند و دست به اعتراض میزنند.
علی دینی ترکمانی
۲۵ ابان ۱۳۹۸
@alidinee
Forwarded from اتچ بات
انتشارات علم، کتاب اقتصاد ایران: رکود تورمی و سقوط ارزش پول ملی ( اقتصاد سیاسی تو در تویی نهادی و ظرفیت جذب ضعیف) را منتشر کرد.
پشت جلد کتاب به قلم مهرداد وهابی، استاد کامل (Full Professor) اقتصاد در دانشگاه پاریس ۱۳، سوربن پاریس سیته:
"اقتصاددانان مکتب مونیتاریسم (پولگرایی) و نیز پارهای از مدافعان مکاتب دیگر اقتصادی، مبنای تورم در ایران را افزایش میزان نقدینگی، چه بر اثر سیاستهای بانک مرکزی و چه بر اثر بی انضباطی مالی دولت، تلقی میکنند. اهمیت و نقطهی قوت کتاب علی دینی ترکمانی این است که چنین نگاهی را بر پایه رویکرد پستکینزی و اقتصاد سیاسی به چالش میکشد و علت اصلی تورم و رکود را در ناتوانی اقتصاد ایران در تبدیل نقدینگی به ظرفیتهای تولیدی مولد، به علت سازمان تولید و نظام حکمرانی و نهادی ضعیف، میداند. این موضوع به طور روشمند در فصول مختلف کتاب دنبال و نشان داده میشود که عوامل نهادی نظیر نهادهای موازی یا به اصطلاح ایشان "تو در تویی نهادی" موجب تضعیف "ظرفیت جذب" (توانایی اقتصاد در پیشبرد موفق فرایند انباشت سرمایه و همینطور توانایی اقتصاد در انتقال دانش علمی و فنی) شده است. ضمن این که، بیانضباطی مالی و ناتوانی در تبدیل نقدینگی به ظرفیتهای تولیدی مولّد کنترلکنندهی فشارهای تورمی محصول درونزاد و اجتنابناپذیر تو در تویی نهادی است.
در حوزه سیاست گذاری اقتصادی نیز نگارنده به طور منطقی به نقد " اجماع واشنگتنی" و سیاستهای "تعدیل ساختاری و تثبیت اقتصادی" صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی میپردازد. مطالعات تطبیقی، بالاخص مقایسهی ایران و چین و مقایسهی عملکرد تورم و نقدینگی در دورهی پیش و پس از انقلاب، به فصول مختلف این کتاب غنا میبخشد. ... مطالعهی این کتاب را به همهی کسانی توصیه میکنم که علاقهمند به فهم بهتر سازوکارهای پولی و مالی بهویژه ریشهی اصلی نهادی تورم و رکود در چهار دههی اخیر ایران هستند"
پشت جلد کتاب به قلم مهرداد وهابی، استاد کامل (Full Professor) اقتصاد در دانشگاه پاریس ۱۳، سوربن پاریس سیته:
"اقتصاددانان مکتب مونیتاریسم (پولگرایی) و نیز پارهای از مدافعان مکاتب دیگر اقتصادی، مبنای تورم در ایران را افزایش میزان نقدینگی، چه بر اثر سیاستهای بانک مرکزی و چه بر اثر بی انضباطی مالی دولت، تلقی میکنند. اهمیت و نقطهی قوت کتاب علی دینی ترکمانی این است که چنین نگاهی را بر پایه رویکرد پستکینزی و اقتصاد سیاسی به چالش میکشد و علت اصلی تورم و رکود را در ناتوانی اقتصاد ایران در تبدیل نقدینگی به ظرفیتهای تولیدی مولد، به علت سازمان تولید و نظام حکمرانی و نهادی ضعیف، میداند. این موضوع به طور روشمند در فصول مختلف کتاب دنبال و نشان داده میشود که عوامل نهادی نظیر نهادهای موازی یا به اصطلاح ایشان "تو در تویی نهادی" موجب تضعیف "ظرفیت جذب" (توانایی اقتصاد در پیشبرد موفق فرایند انباشت سرمایه و همینطور توانایی اقتصاد در انتقال دانش علمی و فنی) شده است. ضمن این که، بیانضباطی مالی و ناتوانی در تبدیل نقدینگی به ظرفیتهای تولیدی مولّد کنترلکنندهی فشارهای تورمی محصول درونزاد و اجتنابناپذیر تو در تویی نهادی است.
در حوزه سیاست گذاری اقتصادی نیز نگارنده به طور منطقی به نقد " اجماع واشنگتنی" و سیاستهای "تعدیل ساختاری و تثبیت اقتصادی" صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی میپردازد. مطالعات تطبیقی، بالاخص مقایسهی ایران و چین و مقایسهی عملکرد تورم و نقدینگی در دورهی پیش و پس از انقلاب، به فصول مختلف این کتاب غنا میبخشد. ... مطالعهی این کتاب را به همهی کسانی توصیه میکنم که علاقهمند به فهم بهتر سازوکارهای پولی و مالی بهویژه ریشهی اصلی نهادی تورم و رکود در چهار دههی اخیر ایران هستند"
Telegram
attach 📎
فقر، کولبری و احتضار فضیلت
علی دینی ترکمانی
مطلب منتشر شده در روزنامه شرق (بهمن ۱۳۹۵). بهیاد فرهاد خسروی، کولبر ۱۴ ساله، و برادرش ازاد، که بخاطر لقمه نانی خشک، در کولاک کوههای کردستان مسیر گم کردند و جان به جان آفرین سپردند.
مردانی میانسال و حتی ٧٠ساله, با بار سنگینی بر دوش و کمر؛ تلاشی طاقتفرسا برای تأمین لقمهنانی خشک؛ مسیرهای صعبالعبور کوههای کردستان، گرمای سوزان تابستان و سرمای یخبندان زمستان؛ گاهی از فرط خستگی، از پایدرآمدن و زیر بارسنگین، کمرخمکردن و برزمینافتادن؛ با کمک همقطاران، دوباره ایستادن و بهراهافتادن؛ در نهایت مرگ و رهایی از اینهمه رنج و محنت.
صحنههایی تراژیک؛ صحنههایی آشنا و مکرر و باورنکردنی در این اقتصاد خوابیده بر دریای نفت و گاز و سایر منابع.
کارتنخوابی و قبرخوابی، فرزند فروشی و کلیه فروشی، دستفروشی و تکدیگری، کولبری و باربری. نه در مقیاسی محدود که در مقیاسی بزرگ. اَشکال مختلف این صحنهها را در جاهای مختلف، در گوشه و کنارها و کلانشهرهای این مملکت، میتوان دید. اشکالی متفاوت با مضمون و محتوایی مشترک. وجه اشتراک، دستوپنجه نرمکردن بخش قابل توجهی از هموطنانمان با فقر و گرسنگی و تندادن به اعمالی باورنکردنی مانند بهکولکشیدن باری سنگین در سن بالا برای نجات از گرسنگی است.
تکرار این صحنهها در جاهای مختلف و در موقعیتهای متفاوت دالّ بر وجود بحران توسعه فراگیر در ایران است.
بحرانی با دو وجه مشخصه مهم: ١. ناتوانی اقتصاد ایران در استفاده از منابع تولید موجود و تبدیل آنها به ظرفیتهای تولیدی اشتغالزای همراه با دستمزد بالا ٢. ناتوانی اقتصاد ایران در توزیع عادلانه ثروت و تولیدی که بر دوش نیروی کار خلق میشود.
حق هموطنان کولبر و فرزندفروش و کارتنخواب و قبرخواب، چیزی جز دسترسی به حداقل نیازهای اساسی زندگی نیست. تأمین این حق که «حق اجتماعی» یا حق حیات آبرومندانه نامیده میشود و در اعلامیه جهانی حقوق بشر بر آن تأکید شده است، نیازمند رشد مساواتگراست.
چنین رشدی در کنار کارآمدی نظام حکمرانی و توانایی در تبدیل منابع به ظرفیتهای تولیدی کارآ، مستلزم دو راهکار اساسی توزیعی مرتبط به هم است: بازتوزیع ثروت و درآمد میان اقشار مختلف اجتماعی از طریق اصلاح نظام مالیاتی و تبدیل آن به نظام مالیاتی تصاعدی پیشرفته؛ همینطور بازتوزیع ثروت و درآمد میان مناطق محروم و مناطق مرفهتر از طریق تخصیص منابع بیشتری از بودجه به مناطق محروم.
اما میدانیم در هر دو مورد مقاومت گروههای ذینفع بهشدت مانع میشود.دانهدرشتها با لابیهای مختلف در ساخت قدرت تو در تو همچنان از پرداخت مالیات فرار میکنند. داستان نحوه تخصیص منابع میان کلانشهرها و مناطق محروم نیز واضح و روشن است. هزینههایی که شهرداری تهران هر از چند سال یکبار صرف جابهجایی موزایيکها و جدول خیابانها میکند ممکن است بیشتر از بودجه برخی از شهرهای محروم کشور باشد....
http://www.daraian.com/fa/paper/141-day/13710
۸ آبان ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
علی دینی ترکمانی
مطلب منتشر شده در روزنامه شرق (بهمن ۱۳۹۵). بهیاد فرهاد خسروی، کولبر ۱۴ ساله، و برادرش ازاد، که بخاطر لقمه نانی خشک، در کولاک کوههای کردستان مسیر گم کردند و جان به جان آفرین سپردند.
مردانی میانسال و حتی ٧٠ساله, با بار سنگینی بر دوش و کمر؛ تلاشی طاقتفرسا برای تأمین لقمهنانی خشک؛ مسیرهای صعبالعبور کوههای کردستان، گرمای سوزان تابستان و سرمای یخبندان زمستان؛ گاهی از فرط خستگی، از پایدرآمدن و زیر بارسنگین، کمرخمکردن و برزمینافتادن؛ با کمک همقطاران، دوباره ایستادن و بهراهافتادن؛ در نهایت مرگ و رهایی از اینهمه رنج و محنت.
صحنههایی تراژیک؛ صحنههایی آشنا و مکرر و باورنکردنی در این اقتصاد خوابیده بر دریای نفت و گاز و سایر منابع.
کارتنخوابی و قبرخوابی، فرزند فروشی و کلیه فروشی، دستفروشی و تکدیگری، کولبری و باربری. نه در مقیاسی محدود که در مقیاسی بزرگ. اَشکال مختلف این صحنهها را در جاهای مختلف، در گوشه و کنارها و کلانشهرهای این مملکت، میتوان دید. اشکالی متفاوت با مضمون و محتوایی مشترک. وجه اشتراک، دستوپنجه نرمکردن بخش قابل توجهی از هموطنانمان با فقر و گرسنگی و تندادن به اعمالی باورنکردنی مانند بهکولکشیدن باری سنگین در سن بالا برای نجات از گرسنگی است.
تکرار این صحنهها در جاهای مختلف و در موقعیتهای متفاوت دالّ بر وجود بحران توسعه فراگیر در ایران است.
بحرانی با دو وجه مشخصه مهم: ١. ناتوانی اقتصاد ایران در استفاده از منابع تولید موجود و تبدیل آنها به ظرفیتهای تولیدی اشتغالزای همراه با دستمزد بالا ٢. ناتوانی اقتصاد ایران در توزیع عادلانه ثروت و تولیدی که بر دوش نیروی کار خلق میشود.
حق هموطنان کولبر و فرزندفروش و کارتنخواب و قبرخواب، چیزی جز دسترسی به حداقل نیازهای اساسی زندگی نیست. تأمین این حق که «حق اجتماعی» یا حق حیات آبرومندانه نامیده میشود و در اعلامیه جهانی حقوق بشر بر آن تأکید شده است، نیازمند رشد مساواتگراست.
چنین رشدی در کنار کارآمدی نظام حکمرانی و توانایی در تبدیل منابع به ظرفیتهای تولیدی کارآ، مستلزم دو راهکار اساسی توزیعی مرتبط به هم است: بازتوزیع ثروت و درآمد میان اقشار مختلف اجتماعی از طریق اصلاح نظام مالیاتی و تبدیل آن به نظام مالیاتی تصاعدی پیشرفته؛ همینطور بازتوزیع ثروت و درآمد میان مناطق محروم و مناطق مرفهتر از طریق تخصیص منابع بیشتری از بودجه به مناطق محروم.
اما میدانیم در هر دو مورد مقاومت گروههای ذینفع بهشدت مانع میشود.دانهدرشتها با لابیهای مختلف در ساخت قدرت تو در تو همچنان از پرداخت مالیات فرار میکنند. داستان نحوه تخصیص منابع میان کلانشهرها و مناطق محروم نیز واضح و روشن است. هزینههایی که شهرداری تهران هر از چند سال یکبار صرف جابهجایی موزایيکها و جدول خیابانها میکند ممکن است بیشتر از بودجه برخی از شهرهای محروم کشور باشد....
http://www.daraian.com/fa/paper/141-day/13710
۸ آبان ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
Forwarded from Sociology of peace
2_5192969714061542463.ogg
3.6 MB
📜 خشونت سیاسی، توسعه و صلح
📢 علی دینی ترکمانی
🗓 ۲ دی ۱۳۹۸
⏰ ساعت ۱۷ الی ۱۹
🏠 سالن کنفرانس انجمن جامعه شناسی ایران
🔴 گروه علمی _ تخصصی صلح انجمن جامعه شناسی ایران
🆔 @sociologyofpeace
📢 علی دینی ترکمانی
🗓 ۲ دی ۱۳۹۸
⏰ ساعت ۱۷ الی ۱۹
🏠 سالن کنفرانس انجمن جامعه شناسی ایران
🔴 گروه علمی _ تخصصی صلح انجمن جامعه شناسی ایران
🆔 @sociologyofpeace
۵ آذر ۹۷ در نشستی در بارهی تاثیر تحریمها بر وضع اقتصادی و اجتماعی ایران (انجمن جامعهشناسی، دانشگا تهران)چند نکته را به اجمال ذکر کرده بودم از جمله اینکه
۱. تحریمهای ۸۹ به این سو با تحریمهای اول انقلاب تا ۸۹ تفاوت ماهوی دارد. بنابراین، با استناد به ان تحریمها، این گزاره که ما همیشه تحریم بودهایم و در برابر ان ایستادهایم، نادرست است
۲. تحریمها موجب منفی شدن رشد اقتصادی در سالهای ۹۱ و ۹۲ و صفر در ۹۳ و منفی در ۹۷ و احتمالا ۹۸ شده است. به این اعتبار، در مجموع میانگین رشد اقتصادی دههی ۹۰ صفر یا منفی میشود. دههی ۶۰ نیزکه منفی بود. دو دههی از دست رفته از چهار دهه.
۳. این یعنی انباشت بحرانهای بیکاری و تورم، فقر و حاشیهنشینی، نابرابری بین گروههای اجتماعی و بین مناطق مختلف کشور، تخریب محیط زیست و ...
۴. ادامهی این روند خطرناک است
در مطلب اقتصاد ایران به کجا میرود؟ (مجله ایران فردا، فروردین ۹۸) دکر کرده بودم:
"
از نظر ساخت اجتماعی، انتظار می رود که طبقهی متوسط کوچکتر و لایههای پایینی آن به زیر خط فقر بیافتند و شدت فقر لایههای محروم بیشتر بشود. شرایط تورمی اگر برای گروه ها و اقشار اجتماعی فاقد دارایی یا فاقد داراییهای قابل توجه، اثر منفی داشته باشد، برای صاحبان سرمایه، اثر مثبت دارد. بنابراین، انتظار میرود که توزیع درآمد نابرابرتر بشود. این یعنی، حرکت جامعه به سمت پولاریزه (دو قطبی) شدن و در نتیجه احتمال تکرار وقایعی چون دی ۱۳۹۶"
گزارش نشست مذکور در لینک زیر هست
http://www.isa.org.ir/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7/626-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87%E2%80%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B5%D9%84%D8%AD/4017-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86
۱. تحریمهای ۸۹ به این سو با تحریمهای اول انقلاب تا ۸۹ تفاوت ماهوی دارد. بنابراین، با استناد به ان تحریمها، این گزاره که ما همیشه تحریم بودهایم و در برابر ان ایستادهایم، نادرست است
۲. تحریمها موجب منفی شدن رشد اقتصادی در سالهای ۹۱ و ۹۲ و صفر در ۹۳ و منفی در ۹۷ و احتمالا ۹۸ شده است. به این اعتبار، در مجموع میانگین رشد اقتصادی دههی ۹۰ صفر یا منفی میشود. دههی ۶۰ نیزکه منفی بود. دو دههی از دست رفته از چهار دهه.
۳. این یعنی انباشت بحرانهای بیکاری و تورم، فقر و حاشیهنشینی، نابرابری بین گروههای اجتماعی و بین مناطق مختلف کشور، تخریب محیط زیست و ...
۴. ادامهی این روند خطرناک است
در مطلب اقتصاد ایران به کجا میرود؟ (مجله ایران فردا، فروردین ۹۸) دکر کرده بودم:
"
از نظر ساخت اجتماعی، انتظار می رود که طبقهی متوسط کوچکتر و لایههای پایینی آن به زیر خط فقر بیافتند و شدت فقر لایههای محروم بیشتر بشود. شرایط تورمی اگر برای گروه ها و اقشار اجتماعی فاقد دارایی یا فاقد داراییهای قابل توجه، اثر منفی داشته باشد، برای صاحبان سرمایه، اثر مثبت دارد. بنابراین، انتظار میرود که توزیع درآمد نابرابرتر بشود. این یعنی، حرکت جامعه به سمت پولاریزه (دو قطبی) شدن و در نتیجه احتمال تکرار وقایعی چون دی ۱۳۹۶"
گزارش نشست مذکور در لینک زیر هست
http://www.isa.org.ir/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7/626-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87%E2%80%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B5%D9%84%D8%AD/4017-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86
www.isa.org.ir
انجمن جامعه شناسی ایران - نشست کنکاش جامعه شناسی آثار تحریم در ایران
"بیانیه علمی آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران" و عذر بدتر از گناه آن
در این بیانیه با استناد به حوادث مشابه سالهای گذشتهی کشورهای دیگر، در مورد شلیک موشک به هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ خط هوایی اوکراین و جان به جان آفرین سپردن ۱۷۶ سرنشین آن، اعلام شده است که حتی "خطای انسانی نیز در کار نبوده است و آمریکای جنایتکار با عملیات سایبری، هواپیما را به شکل موشک کروز جلوه داده و این موجب فریب پدافند هوایی و اقدام طبیعی اپراتور و بروز حادثه شده است".
گیریم این سخن راست است. سه پرسش اصلی این است که:
۱. چرا در موقعیت جنگی، پروازها، لغو نشد تا امکان تحقق عملیات جنگی سایبری آمریکا در این باره صفر شود؟ مگر مساله تصمیمگیری در مورد صدور دستور لغو پروازها نیز شامل اقدامات سایبری فضایی میشود؟
۲. چرا بعد از وقوع حادثه، حقیقت ماجرا با مردم در میان گذاشته نشد تا غرور اجتماعی جریحهدار نشود؟ مگر عدم خبررسانی صحیح نیز ناشی از اقدامات سایبری فضایی آمریکاست؟
۳. اگر به گفتهی این بیانیه، آمریکا بهدلیل برخورداری از فناوری دست اول، توانایی چنین اقداماتی در مورد فناوریهای بومیسازی شدهی کشورهای دیگر را دارد، در اینصورت چگونه میتوان با آن جنگید؟ در صورت جنگ، آیا با عملیات فریب سایبری از این دست، تخریبهای "خودی" بسیار بیشتر از تخریبهای مستقیم "دشمن" نمیشود؟
علی دینیترکمانی
۲۴ دی ۱۳۹۸
در این بیانیه با استناد به حوادث مشابه سالهای گذشتهی کشورهای دیگر، در مورد شلیک موشک به هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ خط هوایی اوکراین و جان به جان آفرین سپردن ۱۷۶ سرنشین آن، اعلام شده است که حتی "خطای انسانی نیز در کار نبوده است و آمریکای جنایتکار با عملیات سایبری، هواپیما را به شکل موشک کروز جلوه داده و این موجب فریب پدافند هوایی و اقدام طبیعی اپراتور و بروز حادثه شده است".
گیریم این سخن راست است. سه پرسش اصلی این است که:
۱. چرا در موقعیت جنگی، پروازها، لغو نشد تا امکان تحقق عملیات جنگی سایبری آمریکا در این باره صفر شود؟ مگر مساله تصمیمگیری در مورد صدور دستور لغو پروازها نیز شامل اقدامات سایبری فضایی میشود؟
۲. چرا بعد از وقوع حادثه، حقیقت ماجرا با مردم در میان گذاشته نشد تا غرور اجتماعی جریحهدار نشود؟ مگر عدم خبررسانی صحیح نیز ناشی از اقدامات سایبری فضایی آمریکاست؟
۳. اگر به گفتهی این بیانیه، آمریکا بهدلیل برخورداری از فناوری دست اول، توانایی چنین اقداماتی در مورد فناوریهای بومیسازی شدهی کشورهای دیگر را دارد، در اینصورت چگونه میتوان با آن جنگید؟ در صورت جنگ، آیا با عملیات فریب سایبری از این دست، تخریبهای "خودی" بسیار بیشتر از تخریبهای مستقیم "دشمن" نمیشود؟
علی دینیترکمانی
۲۴ دی ۱۳۹۸
Forwarded from مدرسه اقتصاد نهادگرا
🔖اقتصاد یعنی علم اجتماعی رهاییبخش
👈 علی دینی ترکمانی
واقعيت اقتصادی و اجتماعی پيچيدهتر از آن است که بهراحتی در قالب باريک بينانه رويکرد اقتصاد نئوکلاسيک قرار بگيرد. ما برای درک بهتر اين واقعيت، نياز به رويکردهای ديگر داريم. اين رويکردها در تعامل با يکديگر و در برخورد انتقادی و نه حذفی با هم، ميتوانند به شکلگيری دانش بينالاذهانی سودمند منتهي شوند که به فهم واقعيت کمک بهتری میکند.
(مقالهی ارایه شده در "چهارمین همایش اموزش و پژوهش علم اقتصاد در ایران"، دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی)
ادامه مطلب در ⬇️ ⬇️ ⬇️
http://isiew.ir/?p=4446
با مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه شوید:
https://telegram.me/isiew
👈 علی دینی ترکمانی
واقعيت اقتصادی و اجتماعی پيچيدهتر از آن است که بهراحتی در قالب باريک بينانه رويکرد اقتصاد نئوکلاسيک قرار بگيرد. ما برای درک بهتر اين واقعيت، نياز به رويکردهای ديگر داريم. اين رويکردها در تعامل با يکديگر و در برخورد انتقادی و نه حذفی با هم، ميتوانند به شکلگيری دانش بينالاذهانی سودمند منتهي شوند که به فهم واقعيت کمک بهتری میکند.
(مقالهی ارایه شده در "چهارمین همایش اموزش و پژوهش علم اقتصاد در ایران"، دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی)
ادامه مطلب در ⬇️ ⬇️ ⬇️
http://isiew.ir/?p=4446
با مدرسه اقتصاد نهادگرا همراه شوید:
https://telegram.me/isiew
Forwarded from Abbas Ghaemmaghami
1.MP3
75.5 MB
Forwarded from اتچ بات
ساختار چیست؟ اصلاح ساختار کدام است؟
قسمتی از متن مکتوب میزگرد برگزار شده در مجله ایران فردا شماره ۵۶ ( قسمت اول)
سعید مدنی، علیرضا بهشتی، علی دینی ترکمانی
اتفاقات دی 96 و آبان امسال نشان داد بحرانهای جدی وجود دارد. ناتوانی ساختار قدرت در تامین معیشت، یک بحران است. بحران فقر و حاشیه نشینی و بیکاری و تورم. در عرصهی اجتماعی- فرهنگی، بحران جدی وجود دارد که ناشی از تفاوت در رویکردهای ساختار قدرت و گروه های اجتماعی دگراندیش است. بحران ناتوانی در پاسخگویی به مطالبات مدنی. بحران زیست محیطی، و ناتوانی در کنترل آن، بسیار جدی است. فساد نظاممند هم تبدیل به بحرانی جدی شده که مرتبط با افت شدید سرمایه اجتماعی است و از درون مثل موریانهای در حال متزلزل کردن نظم اجتماعی است. ارزشها جای خود را به ضد ارزشها داده است. الان برای سالم و منزه زیستن، باید دلیل آورد. اگر کسی شارلاتان و اهل زد و بند باشد و یک شبه ره صد ساله برود آدم زرنگی محسوب میشود و مورد تشویق قرار میگیرد. این را مقایسه کنید با آرمانهای اوایل انقلاب.
با توجه به آنچه در مورد جمهوری آذربایجان اشاره شد، اجازه میخوام که با رجوع به بحث نورث، نکتهای را عرض کنم. نظمهای سیاسی، یا بسته هستند یا باز. آمریکا و هند و کشورهای اسکاندیناوی و انگلستان دارای نظم باز سیاسی هستند. به رغم اینکه ساختهای حقوقی و قوانین اساسیشان متفاوت است. ساختار قدرت در همهی این کشورها شکل کلاسیک مونتسکویی را دارد. همگی، دارای سه قوه مجریه و قضاییه و مقننه هستند. در نوع نظام جمهوری و پادشاهی، با هم تفاوت دارند. ولی از نظر اجزای سه گانهی ساخت قدرت یا مثلث نظام تصمیم سازی، تفاوتی ندارند. همین ساختار، معمولاً در کشورهای با نظم های سیاسی بسته نیز وجود دارد. مانند جمهوری آذربایجان که رییس جمهور آن دارای قدرت غیر پاسخگوست. یا در ایران پیش از انقلاب که شاه دارای چنین قدرتی بود. مثالهای دیگر، پادشاهی عربستان یا ریاست جمهوری چین هستند. اینها مصادیقی از نظم بسته هستند.
نظم بسته اگر دارای سازگاری درونی باشد، میتواند دست کم از نظر اقتصادی، تا حدی خوب کار کند مانند چین یا حتی عربستان. اما، اگر به دلیلی چون آنچه من "تو در تویی نهادی" نامیدهام، اجزای نظام تصمیم سازی بیش از اندازه باشد و به همین دلیل، سازگاری درونی لازم را نداشته باشد، نمیتواند از نظر اقتصادی و اجتماعی، عملکرد قابل قبولی ارایه کند. یعنی، صرف نظر از مسالهی آزادی که دغدغهی اقتصاددانی چون آمارتیا سن است، نمیتواند، حداقلی از کارایی و اثربخشی را از منظر نظام اداری و تصمیم سازی، در جهت حل مشکلات اقتصادی داشته باشد. در عین حال، همین امر، موجب سختتر شدن گذار به نظم سیاسی کارآمدتر و بازتر میشود.
تغییرات در ساخت قدرت، وقتی زیرساخت حقوقی آن از نوع مونتسکویی باشد، ولو در عمل از نوع بستهی آن، بسیار آسان تر از زمانی میشود که این زیرساخت مشکل دارد. شاه برای وفاداری به قانون اساسی مشروطه، لازم نبود ساختار نهادی که شکل گرفته بود را تغییر دهد. فقط باید اراده میکرد و به آن قانون اساسی وفادار میماند. در این صورت، بدون تغییر نظام نهادی، نظم بسته به نظم باز تبدیل میشد. الان به دلیل زیرساخت حقوقی همراه با تو در تو نهادی و یا آنچه دولت دوگانه یا دولت سایه نامیده میشود، نهادهایی در عرض هم و به صورت موازی و تو در تو شکل گرفته که امر گذار را سختتر میکند.
متن کامل
قسمتی از متن مکتوب میزگرد برگزار شده در مجله ایران فردا شماره ۵۶ ( قسمت اول)
سعید مدنی، علیرضا بهشتی، علی دینی ترکمانی
اتفاقات دی 96 و آبان امسال نشان داد بحرانهای جدی وجود دارد. ناتوانی ساختار قدرت در تامین معیشت، یک بحران است. بحران فقر و حاشیه نشینی و بیکاری و تورم. در عرصهی اجتماعی- فرهنگی، بحران جدی وجود دارد که ناشی از تفاوت در رویکردهای ساختار قدرت و گروه های اجتماعی دگراندیش است. بحران ناتوانی در پاسخگویی به مطالبات مدنی. بحران زیست محیطی، و ناتوانی در کنترل آن، بسیار جدی است. فساد نظاممند هم تبدیل به بحرانی جدی شده که مرتبط با افت شدید سرمایه اجتماعی است و از درون مثل موریانهای در حال متزلزل کردن نظم اجتماعی است. ارزشها جای خود را به ضد ارزشها داده است. الان برای سالم و منزه زیستن، باید دلیل آورد. اگر کسی شارلاتان و اهل زد و بند باشد و یک شبه ره صد ساله برود آدم زرنگی محسوب میشود و مورد تشویق قرار میگیرد. این را مقایسه کنید با آرمانهای اوایل انقلاب.
با توجه به آنچه در مورد جمهوری آذربایجان اشاره شد، اجازه میخوام که با رجوع به بحث نورث، نکتهای را عرض کنم. نظمهای سیاسی، یا بسته هستند یا باز. آمریکا و هند و کشورهای اسکاندیناوی و انگلستان دارای نظم باز سیاسی هستند. به رغم اینکه ساختهای حقوقی و قوانین اساسیشان متفاوت است. ساختار قدرت در همهی این کشورها شکل کلاسیک مونتسکویی را دارد. همگی، دارای سه قوه مجریه و قضاییه و مقننه هستند. در نوع نظام جمهوری و پادشاهی، با هم تفاوت دارند. ولی از نظر اجزای سه گانهی ساخت قدرت یا مثلث نظام تصمیم سازی، تفاوتی ندارند. همین ساختار، معمولاً در کشورهای با نظم های سیاسی بسته نیز وجود دارد. مانند جمهوری آذربایجان که رییس جمهور آن دارای قدرت غیر پاسخگوست. یا در ایران پیش از انقلاب که شاه دارای چنین قدرتی بود. مثالهای دیگر، پادشاهی عربستان یا ریاست جمهوری چین هستند. اینها مصادیقی از نظم بسته هستند.
نظم بسته اگر دارای سازگاری درونی باشد، میتواند دست کم از نظر اقتصادی، تا حدی خوب کار کند مانند چین یا حتی عربستان. اما، اگر به دلیلی چون آنچه من "تو در تویی نهادی" نامیدهام، اجزای نظام تصمیم سازی بیش از اندازه باشد و به همین دلیل، سازگاری درونی لازم را نداشته باشد، نمیتواند از نظر اقتصادی و اجتماعی، عملکرد قابل قبولی ارایه کند. یعنی، صرف نظر از مسالهی آزادی که دغدغهی اقتصاددانی چون آمارتیا سن است، نمیتواند، حداقلی از کارایی و اثربخشی را از منظر نظام اداری و تصمیم سازی، در جهت حل مشکلات اقتصادی داشته باشد. در عین حال، همین امر، موجب سختتر شدن گذار به نظم سیاسی کارآمدتر و بازتر میشود.
تغییرات در ساخت قدرت، وقتی زیرساخت حقوقی آن از نوع مونتسکویی باشد، ولو در عمل از نوع بستهی آن، بسیار آسان تر از زمانی میشود که این زیرساخت مشکل دارد. شاه برای وفاداری به قانون اساسی مشروطه، لازم نبود ساختار نهادی که شکل گرفته بود را تغییر دهد. فقط باید اراده میکرد و به آن قانون اساسی وفادار میماند. در این صورت، بدون تغییر نظام نهادی، نظم بسته به نظم باز تبدیل میشد. الان به دلیل زیرساخت حقوقی همراه با تو در تو نهادی و یا آنچه دولت دوگانه یا دولت سایه نامیده میشود، نهادهایی در عرض هم و به صورت موازی و تو در تو شکل گرفته که امر گذار را سختتر میکند.
متن کامل
Telegram
attach 📎
Forwarded from Sociology of peace
171209_015.MP3
125.3 MB
📜 نشست هم اندیشی بررسی انتقادی گفتمان های قانونی و هنجاری ناظر بر کولبری و مرزنشینی
🔴 پرسش و پاسخ
📢 حسن امیدوار ( مدیر نشست )
📢 علی دینی ترکمانی
📢 احمد بخارایی
📢 سیروان محمودی
📢 فهیمه حسین زاده
📢 حسن موسوی
📢 حمید حشمدار
🗓 ۳۰ بهمن ۱۳۹۸
⏰ ساعت ۱۵ الی ۱۹:۳۰
🏠 سالن کنفرانس انجمن جامعه شناسی ایران
🔴 گروه علمی _ تخصصی صلح انجمن جامعه شناسی ایران
🆔 @sociologyofpeace
🔴 پرسش و پاسخ
📢 حسن امیدوار ( مدیر نشست )
📢 علی دینی ترکمانی
📢 احمد بخارایی
📢 سیروان محمودی
📢 فهیمه حسین زاده
📢 حسن موسوی
📢 حمید حشمدار
🗓 ۳۰ بهمن ۱۳۹۸
⏰ ساعت ۱۵ الی ۱۹:۳۰
🏠 سالن کنفرانس انجمن جامعه شناسی ایران
🔴 گروه علمی _ تخصصی صلح انجمن جامعه شناسی ایران
🆔 @sociologyofpeace
ضرورت تعطیلی چندین روزه مدارس و دانشگاهها و نظام اداری
تعطیلی چند روزه نظام اداری و نظام آموزشی، ممکن است از منظر سیاست گذاران هزینه داشته باشد. اما، با استدلالی ساده میتوان نشان داد که هزینههای چنین اقدامی میتواند بسیار کمتر از عدم اجرای آن باشد:
۱. کرونا ویروسی مسری و تهاجمی است. بنابراین، با ضریب فزایندهی بالایی از فردی به افراد دیگر منتقل میشود،
۲. با توجه به میزان خطر آن، به ویژه برای افراد آسیب پذیر و درگیر در بیماریهای قلبی، دیابتی، با ایمنی ضعیف، ریوی و نظایر آن و همین طور افراد مسن، دارای نرخ مرگ و میر بالایی است،
۳. این نرخ در جامعه ما که متاسفانه از نظر زیرساختها و استانداردهای پزشکی و مدیریتی، در مقایسه با چین، بسیار ضعیف است، میتواند خیلی بیشتر باشد،
۴. در چنین شرایطی، تنها راه مطمئن اولیه برای مقابله با آن، پیشگیری از اشاعه ان، از طریق کاهش تعاملات اجتماعی و به بیانی دیگر نوعی قرنطینه همگانی در منازل برای چند روزی، دست کم تا شنبه بعد یا حتی آخر هفته بعد است،
۵. عقل سلیم بر چنین امری حکم میدهد. به گمانم اگر این پیشنهاد به رای عمومی گذاشته شود که چند روزی در این موقعیت خاص، نظام اداری و آموزشی تعطیل و بعداً از محل تعطیلات نوروزی یا سایر تعطیلات جبران شود، به احتمال زیاد، با درصد بالا، رای میآورد،
۶. باید شناخت واقع بینانهای از امکانات و توانمندیهای مدیریتی و سازمانی داشت. این امکانات و توانمندیها بسیار ضعیف است. عدم توجه به آن میتواند موجب بروز فاجعهای دیگر بشود.
علی دینیترکمانی
@alidinee
تعطیلی چند روزه نظام اداری و نظام آموزشی، ممکن است از منظر سیاست گذاران هزینه داشته باشد. اما، با استدلالی ساده میتوان نشان داد که هزینههای چنین اقدامی میتواند بسیار کمتر از عدم اجرای آن باشد:
۱. کرونا ویروسی مسری و تهاجمی است. بنابراین، با ضریب فزایندهی بالایی از فردی به افراد دیگر منتقل میشود،
۲. با توجه به میزان خطر آن، به ویژه برای افراد آسیب پذیر و درگیر در بیماریهای قلبی، دیابتی، با ایمنی ضعیف، ریوی و نظایر آن و همین طور افراد مسن، دارای نرخ مرگ و میر بالایی است،
۳. این نرخ در جامعه ما که متاسفانه از نظر زیرساختها و استانداردهای پزشکی و مدیریتی، در مقایسه با چین، بسیار ضعیف است، میتواند خیلی بیشتر باشد،
۴. در چنین شرایطی، تنها راه مطمئن اولیه برای مقابله با آن، پیشگیری از اشاعه ان، از طریق کاهش تعاملات اجتماعی و به بیانی دیگر نوعی قرنطینه همگانی در منازل برای چند روزی، دست کم تا شنبه بعد یا حتی آخر هفته بعد است،
۵. عقل سلیم بر چنین امری حکم میدهد. به گمانم اگر این پیشنهاد به رای عمومی گذاشته شود که چند روزی در این موقعیت خاص، نظام اداری و آموزشی تعطیل و بعداً از محل تعطیلات نوروزی یا سایر تعطیلات جبران شود، به احتمال زیاد، با درصد بالا، رای میآورد،
۶. باید شناخت واقع بینانهای از امکانات و توانمندیهای مدیریتی و سازمانی داشت. این امکانات و توانمندیها بسیار ضعیف است. عدم توجه به آن میتواند موجب بروز فاجعهای دیگر بشود.
علی دینیترکمانی
@alidinee
کرونا، پزشکی مدرن و طب سنتی
چندی پیش بود که کتاب مرجع پزشکی، به نام طب هریسون، توسط فردی که خود را بنیانگذار طب اسلامی میداند، به آتش کشیده شد. این عمل به همراه سلام و صلوات اطرافیان، یعنی فریاد شادی و پیروزی، برای ذبح یکی از عصارههای والای تمدنی جامعهی انسانی، واقعا بهتآور بود. چنانچه میدانیم، این آیینِ از خلوت به جلوت درآمدهی آتشسوزان آگاهی، واکنشهای مختلفی، از سوی جامعهی پزشکی گرفته تا دیگران، داشت.
ظاهرا، زمان یا به تعبیر حافظ محک تجربه، بهترین یا سختترین پاسخ را در آستین دارد. طبق اخبار اعلام شده، میزان مرگ و میر در میان مبتلایان شناسایی شدهی کرونا در ایران، ۲۱ درصد است که بیش از چهار برابر چین است. همین امر، موجب ترس و نگرانی جدی مردم از اشاعهی این ویروس خطرناک و افزایش سریع مرگ و میر شده است.
پزشکان، دستور العملهای لازم، برای پیشگیری را صادر کردهاند و در عین حال، چه در چین و چه در ایران و کشورهای دیگر، در تلاش برای نجات جان مبتلایان به این ویروس هستند.
در چنین موقعیتهایی، برای معتقدان، ارتباط با ذکر میتواند آرامشبخش باشد. اما قدر مسلم اینکه چنین افرادی نیز چارهای ندارند جز رعایت دستورالعملها و رجوع به بیمارستانها، در صورت بروز علایم کرونا.
طبی که در چین سوزنی نامیده میشود و در ایران سنتی یا اسلامی، ممکن است در جاهایی بر اثر دانش ناشی از تجربه، دستاوردهایی داشته باشد. درمانهای با گیاهان دارویی یا درمان شکستگیها توسط شکستهبندان از جملهی این موارد است که اصطلاحا دانش بومی نامیده میشود.
این دانش، البته، باید محترم شمرده شود چرا که در مواردی نقش ناجی را بازی میکند. اما، اغراق در مورد ظرفیتهای آن و اشاعهی این باور که چنین طبی میتواند جایگزین طب مدرن بشود، نه فقط ناشی از توهم برخی از کارگزاران آن است بلکه بازتابدهندهی نقش بخشهایی از نظام حکمرانی در حمایت از آن، به مثابهی گفتمانی ایدئولوژیک نیز است. گفتمانی که لخت و عریان، میزان خشم خود نسبت به یکی از دستاوردهای مهم تمدن بشری، یعنی طبابت را نشان میدهد.
گویی، ویروس کرونا آمده است تا محک تجربهای را در میان بگذارد و مرز میان آگاهی و نآآگاهی، بلند نظری و تنگ نظری، مدارا و خشونت، سنتگرایی تجددستیز و سنتگرایی تجددگرا، و ترقیخواهی و واپسگرایی را آشکار کند.
"خوش بود گر محک تجربه آید بکار
تا سیهروی شود هر که در او غش باشد"
علی دینی ترکمانی
۴ اسفند ۱۳۹۸
@alidinee
چندی پیش بود که کتاب مرجع پزشکی، به نام طب هریسون، توسط فردی که خود را بنیانگذار طب اسلامی میداند، به آتش کشیده شد. این عمل به همراه سلام و صلوات اطرافیان، یعنی فریاد شادی و پیروزی، برای ذبح یکی از عصارههای والای تمدنی جامعهی انسانی، واقعا بهتآور بود. چنانچه میدانیم، این آیینِ از خلوت به جلوت درآمدهی آتشسوزان آگاهی، واکنشهای مختلفی، از سوی جامعهی پزشکی گرفته تا دیگران، داشت.
ظاهرا، زمان یا به تعبیر حافظ محک تجربه، بهترین یا سختترین پاسخ را در آستین دارد. طبق اخبار اعلام شده، میزان مرگ و میر در میان مبتلایان شناسایی شدهی کرونا در ایران، ۲۱ درصد است که بیش از چهار برابر چین است. همین امر، موجب ترس و نگرانی جدی مردم از اشاعهی این ویروس خطرناک و افزایش سریع مرگ و میر شده است.
پزشکان، دستور العملهای لازم، برای پیشگیری را صادر کردهاند و در عین حال، چه در چین و چه در ایران و کشورهای دیگر، در تلاش برای نجات جان مبتلایان به این ویروس هستند.
در چنین موقعیتهایی، برای معتقدان، ارتباط با ذکر میتواند آرامشبخش باشد. اما قدر مسلم اینکه چنین افرادی نیز چارهای ندارند جز رعایت دستورالعملها و رجوع به بیمارستانها، در صورت بروز علایم کرونا.
طبی که در چین سوزنی نامیده میشود و در ایران سنتی یا اسلامی، ممکن است در جاهایی بر اثر دانش ناشی از تجربه، دستاوردهایی داشته باشد. درمانهای با گیاهان دارویی یا درمان شکستگیها توسط شکستهبندان از جملهی این موارد است که اصطلاحا دانش بومی نامیده میشود.
این دانش، البته، باید محترم شمرده شود چرا که در مواردی نقش ناجی را بازی میکند. اما، اغراق در مورد ظرفیتهای آن و اشاعهی این باور که چنین طبی میتواند جایگزین طب مدرن بشود، نه فقط ناشی از توهم برخی از کارگزاران آن است بلکه بازتابدهندهی نقش بخشهایی از نظام حکمرانی در حمایت از آن، به مثابهی گفتمانی ایدئولوژیک نیز است. گفتمانی که لخت و عریان، میزان خشم خود نسبت به یکی از دستاوردهای مهم تمدن بشری، یعنی طبابت را نشان میدهد.
گویی، ویروس کرونا آمده است تا محک تجربهای را در میان بگذارد و مرز میان آگاهی و نآآگاهی، بلند نظری و تنگ نظری، مدارا و خشونت، سنتگرایی تجددستیز و سنتگرایی تجددگرا، و ترقیخواهی و واپسگرایی را آشکار کند.
"خوش بود گر محک تجربه آید بکار
تا سیهروی شود هر که در او غش باشد"
علی دینی ترکمانی
۴ اسفند ۱۳۹۸
@alidinee