علی دینی ترکمانی
1.25K subscribers
10 photos
7 videos
11 files
176 links
توسعه فراگیر و همه‌جانبه، بدون عملیاتی شدن رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال ممکن نمی‌شود. دموکراتیزه کردن سازمان تولید و نظام تصمیم سازی(توزیع قدرت اقتصادی و سیاسی) تنها راهکار تامین جامعه‌ی متوازن، پیشرو و
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
Download Telegram
همکاری‌های روسیه، افغانستان و عراق با آمریکا در اعمال تحریم‌ها

🖊علی دینی ترکمانی

در فروردین امسال بود که عراق واردات چند گروه کالایی از ایران را با طرح موضوع عدم رعایت کیفیت، منع کرد. در مرداد ماه نیز نخست وزیر عراق اعلام کرد که گرچه مخالف تحریم‌های آمریکاست ولی به آن پای‌بند خواهد بود.

اکنون نوبت افغانستان است که با طرح موضوع تحریم‌های آمریکا، واردات چهار گروه کالایی از جمله سیمان، فولاد، آهن‌آلات و میلگرد را منع کند.

اما داستان همکاری روسیه با آمریکا و عربستان برای رفع تأثیر منفی تحریم نفت ایران بر قیمت بازار جهانی نفت، جالب‌تر است. کشوری که از سویی در مخالفت با خروج آمریکا از برجام رجز می‌خواند و در سوی دیگر، در عمل، در میدان دادن به آمریکا برای اعمال تحریم‌ها همکاری می‌کند.

مشکل در کجاست؟ در سوی روسیه، عراق و افغانستان است که به‌رغم تفاوت‌های مختلفشان موضوع منافع ملی را خوب درک می‌کنند و در راستای تأمین آن دست به تغییر ریل سیاسی می‌زنند یا در این سوست که گمان می‌شود تنش‌ها و تضادهای کشورهای دیگر با آمریکا آن‌چنان است که آنها را در دو راهی مسیر ایران و آمریکا، به سوی ایران هدایت می‌کند؟ 

با توجه به رفتار این کشورها که با ایران رابطه نزدیکی دارند، می‌توان در چشم‌انداز، شل شدن تدریجی کشورهای اروپایی در برابر تحریم‌های آمریکا و همراهی آنها با فشار آمریکا برای به صفر رساندن صادرات نفت ایران و تبدیل آن به نفت در برابر غذا و دارو را دید. کافی است یا امتیازهای خوبی دریافت کنند یا مجازات شرکت‌ها و مؤسسات بانکی و مالی‌شان چند مورد بیشتر شود. 

با این اوصاف، برخلاف آنانی که معتقدند به دلیل خروج آمریکا از برجام، تلاطم‌های بازار ارز به وقوع پیوسته و تکمیل شده و بنابراین اعمال تحریم‌ها در آبان ماه تأثیر چندانی نخواهد داشت، من بر این باورم که رفته رفته با افزایش نااطمینانی در بخش‌های تولیدی، موج‌های جدیدی از هجوم سفته‌بازانه به دلار رخ خواهد داد و با هر موجی نرخ دلار افزایش بیشتری خواهد یافت. در این میان خروج سرمایه نیز شدت خواهد گرفت و روند افزایشی دلار را بیشتر دامن خواهد زد. 

۲۴ شهریور ۱۳۹۷

https://t.me/alidinee
🖊آینده نرخ دلار

علی دینی ترکمانی

این روزها افراد زیادی، از دور و نزدیک، از من درباره آینده نرخ دلار و اقتصاد ایران می‌پرسند. برخی با هدف سرمایه‌گذاری و انتخاب گزینه بهتر و برخی از سر نگرانی. 
آنچه می‌توان گفت چنین است:

مادام که تضاد ایران و آمریکا حل نشود، نرخ دلار رکوردهای بیشتری خواهد زد. چنانچه قبلاً هم در همین‌جا و هم در جاهای دیگر به تکرار توضیح داده‌ام، تنش‌های سیاسی موجب بکار افتادن موتور انتظارات با خروجی افزایش نرخ دلار می‌شود. 

امروز مجمع عمومی سازمان ملل هم سخنان آقای روحانی را خواهد شنید و هم سخنان دونالد ترامپ را. تلاش ایران در جهت متقاعد کردن جامعه جهانی به پای‌بندی به برجام و خروج یک سویه آمریکا از آن و اثبات  پای‌بند نبودن این کشور به قراردادها و میثاق‌های دو سویه و چند سویه منطقه‌ای و بین‌المللی است. ترامپ نیز سعی خواهد کرد که جامعه جهانی و بخصوص کشورهای امضا کننده برجام را متقاعد به عدم رعایت روح برجام از سوی ایران با استناد به برنامه موشک‌های بالستیک و حضور منطقه‌ای در سوریه و عراق کند. کمپین تبلیغاتی وزیر خارجه آمریکا (پمپو) و مشاور امنیت ملی ترامپ (بولتون) و نماینده این کشور در سازمان ملل (هیلی)، در این راستا از دیروز شروع به‌کار کرده است.

به نظر می‌رسد، مجمع عمومی و شورای امنیت سازمان ملل توانایی حل این تضاد را نداشته باشد. تضادی که با توجه به شرایط آمریکا برای گفت‌وگو، به این راحتی از طریق سازوکارهای دیگر نیز قابل رفع نیست. نه ایران حاضر به پذیرش شرایط اعلام شده آمریکاست و نه آمریکا حاضر به عقب‌نشینی و بازگشت به برجام.

به این صورت، آمریکا، تلاش خواهد کرد با استفاده از قدرت اقتصادی خود برجام را بیشتر تضعیف و با اعمال تحریم‌ها فشارهای اقتصادی را تشدید کند. خروج شرکت‌های بزرگی چون توتال، بریتیش ایرویز، ایر فرانس و  مؤسسات پولی و بانکی حامی سرمایه‌گذاری شرکت‌های بزرگ، مانند بانک دولتی 'بی. پی. آی فرانس' فرانسه، ترامپ را در پیشبرد سیاست اعمال فشار بیشتر بر ایران تشجیع خواهد کرد. بنابراین باید همچنان در انتظار افزایش نرخ دلار و سایر ارزها بود.

در این شرایط, توزیع کالاهای اساسی از طریق نظام کوپنی می‌تواند کمی نگرانی به آینده را کاهش دهد. برخی از اقتصاددانان با فهم طوطی‌وار دانش اقتصاد معتقدند بهترین سیاست تخصیص ارز با نرخی بالاتر و آزادتر به کالاهای اساسی و دارویی و پرداخت یارانه نقدی است. این سیاست در شرایط کنونی بمانند باز کردن دریچه‌های سد، بر روی سیل راه افتاده است.

۳ مهر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
نرخ دلار و روند سینوسی رو به بالای آن

🖊علی دینی ترکمانی

نوسان قیمت‌ها در بازارها، برندگان و بازندگانی دارد. کاهش شدید نرخ دلار در ساعات گذشته موجب هراس دارندگان دلار، به‌ویژه افرادی شده که اخیراً در نرخ حدود ۱۵ هزار به بالا، آن را خریده‌اند. 

روند سال‌های طولانی گذشته نشان می‌دهد که این کاهش مقطعی است. نرخ دلار به‌احتمال زیاد در هفته‌های آینده دوباره افزایش خواهد یافت. 

بازارها به‌ویژه بازار ارز به اخبار و وقایع مختلف، بسیار حساس‌اند. اخباری چون قرارداد نفتی ایران با اروپا، تأسیس سازوکار بانکی خاصی برای نقل و انتقال مالی میان ایران و اروپا و اعدام دو تن از "اخلال گران بازار ارز"، برای ایجاد یک شوک در جهت کاهش نرخ دلار کافی است. در کنار این موارد، تزریق احتمالی ارز به بازار نیز می‌تواند تأثیر شوک را قوی‌تر کند. 

در چنین شرایطی سازوکار انتظار کاهش نرخ فعال می‌شود. عده‌ای شروع به عرضه ارز می‌کنند؛ نرخ می‌شکند. تزریق ارز، کاهش نرخ را سرعت می‌دهد. در جایی این کاهش متوقف می‌شود. سرمایه‌گذاران دست به ارزیابی دوباره شرایط می‌زنند. اگر به این باور برسند که اثر اخبار مذکور بیش از آن چیزی بوده است که آنان تصور می‌کردند، سازوکار انتظارات در جهت عکس فعال می شود و در نتیجه نرخ را افزایش می‌دهد. 

اولین بار نیست که نرخ دلار می‌شکند و دوباره رشد می‌کند. روند گذشته‌ی این نرخ سینوسی رو به بالاست. بالا و پایین دارد، اما میانگینش همیشه در طول زمان رشد داشته است.


۱۱ مهر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
در فضیلت توسعه پایدار (به مناسبت روز جهانی دامپزشکی)

تقدیم به دامپزشکانی که با عشق، انرژی خود را صرف این رشته فعالیت می‌کنند.

🖊علی دینی ترکمانی

توسعه پایدار و با ثبات، به معنای توانایی در تأمین نیازهای نسل کنونی بدون آسیب وارد کردن به منابع در دست نسل‌های آینده است. عدالت بین نسلی یکی از الزامات چنین توسعه‌ای است. اینکه حق نداریم بی‌محابا دست به مصرف بزنیم و با برداشت بیش از اندازه از طبیعت در اختیارمان، آیندگان را در معرض مخاطره قرار دهیم. 

در کنار کنترل نیازها و مصرف، و متناسب کردن آن با ظرفیت سیاره زمین و طبیعت دل انگیز آن، توانایی در استفاده بهینه‌تر و کارآتر از منابع در دسترس نیز شرط مهمی است. بدون نوآوری فناورانه، میزان برداشت از منابع بسیار بیش از اندازه می‌شود و در نتیجه، تخریب طبیعت بیشتر.

یکی دیگر از جنبه‌های توسعه پایدار، حفظ تنوع زیستی بر روی زمین و در آب و در هواست. یعنی حفظ گونه‌های مختلف حیوانات خشکی و دریایی و هوایی. در اینجاست که علوم دامپزشکی به یکی از ابزارهای مهم توسعه پایدار تبدیل می‌شود، همان‌طور که علوم انسان پزشکی با کمک به افزایش امید به زندگی انسان چنین نقشی دارد.

دامپزشکی رشته فعالیتی است که در آن انسان با طبیعت پیوند می‌خورد. از سویی با تلاش‌های دامپزشکان، کارآیی در مصرف منابع دامی و طبیعت بیشتر می‌شود. از سوی دیگر، نگاه مسالمت‌گرانه و مهرورزانه‌تری را نسبت به حیوانات برمی‌انگیزد. نیاز حیوانات به درمان، صرف‌نظر از جنبه‌های اقتصادی موضوع، به دلیل اخلاقی بیشتر از انسان است. چرا که نه زبانی برای بازگویی دردهایشان دارند و نه چون انسان امکانی برای طبابت. 

از این منظر، تفکیک علوم انسان پزشکی از علوم دامپزشکی در ایران تعجب‌انگیز است. نه از نظر معیار کارآیی قابل فهم است و نه از نظر رویکرد طبیعت‌گرایی. از نظر کارآیی، پیوند علوم انسان پزشکی و دامپزشکی، موجب شکل‌گیری آثار مثبت خارجی میان این دو رشته فعالیت می‌شود. دستاوردهای یکی بر دیگری تأثیر مثبت می‌گذارد. علوم انسان پزشکی می‌تواند، بر مبنای یافته‌های علوم دامپزشکی به نتایج بهتری در تحقیقات خود برسد و برعکس. درعین‌حال، از آنجا که انسان و حیوان از منظر کل‌گرایانه، جزیی از کلّیت واحدی به نام طبیعت‌اند، پیوند این دو رشته فعالیت موجب درک بهتر اهمیت جایگاه طبیعت در تجربه زیست‌مان می‌شود که نتیجه نهایی آن رسیدن به آرامش بیشتر و درگیری کمتر با بیماری‌های مختلف انسانی است.

توسعه پایدار، در گروی درک صحت نگاه کل‌گرایانه به پدیده‌هاست. انسان و طبیعت دو مقوله جدا از هم نیستند. ارتباط نظام‌مند با یکدیگر دارند. انسان بدون وجود طبیعت هیچ است. در اصل، طبیعت مادر نخستین انسان است. زاینده انسان و تأمین کننده نیاز انسان است. طبیعت نیز بدون وجود انسان معنا و اهمیتی را که از زوایای مختلف دارد از دست می‌دهد. به تعبیر مولانا:
"هیچ عاشق خود نباشد وصل‌جو
که نه معشوقش بود جویای او
تشنه می‌نالد که کو آب گوار
آب هم نالد که کو آن آب‌خوار"

انسان و طبیعت همزاد هم‌ هستند. به این اعتبار، می‌توان گفت دامپزشکی و انسان پزشکی نیز همزاد هم‌اند. تخصص‌گرایی، اصل درستی است؛ اما، نباید با نگاه بسیار خشک مرزبندی شده، این در هم آمیختگی نادیده گرفته شود که آثار منفی قابل توجهی از منظر کارآیی و تخصصی دارد.

در عرصه سازمانی و مدیریتی نیز این تفکیک معنادار نیست. علوم پزشکی در حوزه وزارت بهداشت و خدمات درمانی و علوم دامپزشکی در حوزه وزارت جهاد سازندگی قرار دارند. بر این تفکیک چند نقد جدی وارد است. اول، دامپزشکی تنها با دام و طیور غذایی انسان سروکار ندارد که به آن دلیل، در حوزه وزارت جهاد سازندگی، به عنوان متولی تأمین گوشت جامعه، قرار بگیرد. حیوانات مختلف چون سگ و گربه و پرندگان از جمله موارد مورد مطالعه و درمان علوم پزشکی است که ربطی به وزارت مذکور ندارد. دوم، میان حیوانات و انسان، بیمارهای مشترک انگلی و ویروسی و غیره وجود دارد. به این دلیل، مراقبت از سلامت جامعه ایجاب می‌کند که علوم انسان پزشکی و دامپزشکی در حوزه وزارتخانه‌ای قرار بگیرند که رسالتش تأمین سلامت بهتر برای جامعه است. سوم، اصل پاسخگویی قوی‌تر ایجاب می‌کند که وزارت بهداشت و خدمات درمانی با بهره‌مندی از متخصصان علوم دامپزشکی، بر عملکرد وزارت جهاد سازندگی ‌در تولید و عرضه گوشت نظارت جدی کند. 

امید است با وصل این دو رشته فعالیت پزشکی، آثار خارجی مثبت قوی برای دو طرف ایجاد شود و در نتیجه دستاوردهای دو علوم مذکور در درمان انسان و حیوان بیشتر شود. درعین‌حال، با تجدید ساختار سازمانی دو وزارتخانه مذکور و انتقال علوم دامپزشکی به وزارتخانه بهداشت و خدمات درمانی، شرایط بهتری برای تأمین سلامت جامعه فراهم شود. 

۱۷ مهر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بررسی ریشه های اقتصادی اعتراضات مردمی از دی ماه تاکنون با علی دینی ترکمانی در قسمت هفتم برنامه اکوچت
فیلم کامل گفتگو 👇👇
https://bit.ly/2yb5oZa
#اکوچت
📡@eghtesadnegar_ir
‌‌👥 سخنرانی علی دینی ترکمانی عضو هیأت علمی موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی
"تحت عنوان انباشت ظرفیت های سازمانی و پیچیدگی اقتصادی" در همایش اقتصاد ملی و پیچیدگی اقتصادی
http://b2n.ir/33333
🌐 کانال پیچیدگی اقتصادی

@economic_complexity
🖊ترکیه و اوجالان، عربستان و خاشقچی

علی دینی ترکمانی

باور کردنی نیست، این‌گونه کمر به قتل روزنامه‌نگاری بستن. اگر حدس‌ها صحت داشته باشند، باید بر عمق جهالت و دنائت و شناعت آدمی در بخشی از جهان گریست. 

ده روز از اعلام خبر مفقود شدن جمال خاشقچی، روزنامه‌نگار منتقد عربستانی، می‌گذرد. حدس‌ها بر این است که بعد از ورود به کنسولگری عربستان در ترکیه, به‌دست نیروهای امنیتی عربستان کشته و تنش مثله و از ترکیه خارج شده است. 

دیشب مصاحبه وی با عنایت فانی در بی‌بی‌سی را نگاه کردم.. اصلاحات محمد بن سلمان را تأیید می‌کرد و درعین‌حال تک‌روی و خودکامگی وی را به نقد می‌کشید. نسبت به ایران و سیاست منطقه‌ای ایران مواضع تندی داشت که همسوی با جهت‌گیری‌های اخیر عربستان در مورد ایران است. با وجود این، طی یک عملیات جنایتکارانه سر به نیست می شود.

حدود ۱۹ سال پیش بود که عبدالله اوجالان، رهبر حزب چپ‌گرای کارگران کردستان ترکیه، در نایروبی، گرفتار تور ارتش و سازمان اطلاعات ترکیه شد و به این کشور انتقال یافت. در دولت بلنت اجویت، ابتدا، به اعدام محکوم شد. بعدا، حکم به حبس ابد تغییر یافت. 

تفاوت رفتار دولت‌های ترکیه و عربستان، تفاوت در میزان بالندگی و توسعه را نشان می‌دهد. ترکیه به‌جای کشتن اوجالان و تشدید تضادها، او را حفظ کرد تا راه گفت‌وگو میان دولت و نیروهای معترض اسلحه به‌دست کُرد را باز کند. در عربستان روزنامه‌نگار منتقد اصلاح‌طلبی، احتمالاً، به طرز شنیع و بسیار زشتی کشته می‌شود تا هم کل جهان را به اعتراض بکشاند و هم در داخل نیروهای اصلاح‌طلبی چون جمال خاشقچی را به‌سوی اسلحه هدایت کند. 

درست است که گویی خمیرمایه خاورمیانه با ژن خشونت سرشته شده و تکامل یافته است، اما بسته به نقش دولت مردان در کشورهای مختلف این منطقه از جهان، روندهای متفاوتی در حال تجربه است. 

نکته آخر اینکه توسعه در دسترسی به پیشرفته‌ترین سلاح‌ها و تجهیزات نظامی و استفاده ابزاری از گشایش‌های اجتماعی تعریف نمی‌شود. توسعه به تعبیر آمارتیا سن در کتاب "توسعه به‌مثابه آزادی"، یعنی امکان پیگیری گزینه‌های مطلوب زندگی برای آحاد افراد جامعه؛ آزادی در اندیشه و توانایی در دسترسی به زندگی آبرومند از جمله این گزینه هاست ... دولتی که دست به چنین عمل شنیعی می‌زند و نمی‌تواند نقد جدی و نه براندازانه روزنامه‌نگاری را برتابد، بیش از آنکه به مرزهای توسعه نزدیک شده باشد، در عصر بربریت به سر می‌برد. چنین جنایتی در هر کجای جهان که رخ دهد محکوم است.

۲۳ مهر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
🖊والدین فقیر دیروز، کودکان محروم از تحصیل امروز
(روزنامه دنیای اقتصاد، ۲۳ ادیبهشت ۱۳۹۱)

علی دینی ترکمانی

«در شهر بی‌خیابان می‌بالند/در شبکه‌ مورگی پس‌کوچه و بُن‌بست/آغشته‌ دود ِ کوره و قاچاق و زردزخم/ قاب ِ رنگین در جیب و تیرکمان در دست/ بچه‌های اعماق/ بچه‌های اعماق/ باتلاق تقدیر ِ بی‌ترحم در پیش و/ دشنام پدران خسته در پُشت/ نفرین ِ مادران ِ بی‌حوصله در گوش و/ هیچ از امید و فردا در مشت/ بچه‌های اعماق/ بچه‌های اعماق/ بر جنگل ِ بی‌بهار می‌شکفند/ بر درختان ِ بی‌ریشه میوه می‌آرند/ بچه‌های اعماق/ بچه‌های اعماق/ با حنجره‌ خونین می‌خوانند و از پا درآمدنا/ درفشی بلند به کف دارند/ کاوه‌های اعماق/ کاوه‌های اعماق" (احمد شاملو)

اول) زیباتر از شاملو نمی‌توان سیمای دختران و پسران خردسال و نوجوان، نان‌‌آوران خسته و کوفته‌ای را به تصویر کشید که از صبح تا پاسی از شب در خیابان‌ها و چهارراه‌ها به جای بازی‌‌ها و شادی‌های کودکانه، به جای درس و مشق و رویاپردازی برای آینده شغلی، به جای سر بر بالشی نرم گذاشتن و خواب‌های شیرین هفت پادشاه و پری دریایی را دیدن، به جای پارک رفتن و تاب و سرسره‌بازی کردن، باید طعم تلخ زندگی پر مشقت را بسیار زود تجربه کنند و به عصای دست پدران و مادرانشان در تامین لقمه نانی خشک تبدیل شوند. بنابراین، در این یادداشت کوتاه بهتر است به جای ارائه تصویری از این موضوع، به این پرسش بپردازیم که مشکل در کجاست که چنین وضعیتی برای کودکان کار و خیابان و کودکان محروم از تحصیل، دو پدیده تا حد زیادی مرتبط پیش می‌آید.

دوم) آمار جدیدی درباره کودکان محروم از تحصیل وجود ندارد. طبق گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس (بررسی وضعیت پوشش تحصیلی و ریشه‌کن کردن بی‌سوادی در کشور، آذر ۱۳۹۰)، «در سرشماری سال ۱۳۸۵، کل جمعیت کودکان و نوجوانان بین ۶ تا ۱۸ سال ۱۶ میلیون و ۲۷۰ هزار نفر و کل جمعیت دانش‌آموزان این دامنه سنی ۱۳ میلیون و ۸۰ هزار نفر است. بنابراین، حدود سه میلیون و ۲۰۰ هزار کودک و نوجوان بین ۶ تا ۱۸ سال، حدود ۲۰ درصد از کل جمعیت این گروه سنی، محروم از تحصیل هستند. همین‌طور، براساس نتایج این سرشماری، جمعیت کل کودکان محروم از تحصیل بین ۶ تا ۱۳ سال، معادل یک میلیون و ۱۰۰ هزار نفر است. این آمار بدون لحاظ کردن کودکان بدون شناسنامه است» [۱].

احتمالا، آمار فوق، طی سال‌های بعد افزایش نیز یافته است. حتی اگر فرض را بر ثبات همین ارقام بگذاریم رقم ۲۰ درصد، بسیار بالا است آن هم برای جامعه و اقتصادی که هم طبق قانون اساسی و هم طبق ماده ۴ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان، ممانعت والدین یا هر فرد دیگر از تحصیل کودکان و نوجوانان جرم محسوب می‌شود [۲].

سوم) تردیدی نیست که هیچ پدر و مادری مایل به محروم کردن فرزند خود از تحصیل نیست. اما، وقتی آدمی گرفتار چرخه شوم فقر و مسکنت شود، راه دیگری پیش رویش باقی نمی‌ماند. اگر آن روی سکه فقر، احتضار ایمان و فضیلت و تن‌فروشی و فرزند فروشی باشد، ممانعت از تحصیل فرزند و استفاده از نیروی کار آن جهت تامین حداقل معیشت زندگی چندان تعجب آور نیست.

فقر موجب محرومیت از تحصیل می‌شود و محرومیت از تحصیل موجب تشدید فقر و مسکنت می‌شود. به این صورت، سیکل معیوب شکل می‌گیرد و فقر و محرومیت از تحصیل در طول زمان باز تولید می‌شود. پدران و مادران امروز، کودکان کار و خیابان دیروزند؛ و کودکان کار و خیابان امروز، پدران و مادران فردا خواهند بود. تردیدی نیست وارد شدن در این سیکل و امرار معاش از این طریق در ابتدا سهل و آسان نیست. اما، وقتی افراد درگیر آن شوند، تبدیل به عادت می‌شود و استمرار پیدا می‌کند.

چهارم) به چنین موضوع دردناکی از دو زاویه می‌توان نگریست: اول، از زاویه اندیشمندانی چون برنارد ماندویل (۱۶۷۰-۱۷۳۰) در کتاب «افسانه زنبوران عسل.» از این منظر، جامعه انسانی همچون کندوی زنبور عسل است که در آن تقسیم کاری وجود دارد. برخی کارگر، برخی نگهبان، برخی فرمانده و یکی هم ملکه است. این تقسیم کار شاید چندان اخلاقی نباشد و موجب شکل گیری رذایلی نیز بشود، اما برای دسترسی به شهد و شیرینی عسل و رشد و پیشرفت اقتصادی، گریزی از وجود افراد مختلف در لباس‌های گوناگون نیست. بر اساس این دیدگاه، هرگونه دستکاری در جامعه انسانی با انگیزه عدالت‌گرایانه، نه تنها اثر مثبتی بر عملکرد اقتصادی ندارد، بلکه موجب از دست رفتن شهد و شیرینی به دست آمده می‌شود.

به اعتبار چنین دیدگاهی، چنین وضعیت‌هایی را باید به عنوان پدیده‌هایی طبیعی در نظر گرفت و با آن کنار آمد. وضع طبیعی در عین حال دال بر ویژگی روانشناختی چنین افراد و خانواده‌هایی نیز هست مبنی بر اینکه تنبل هستند و با بهره‌وری پایین. بنابراین، اگر در این باره مشکلی هم وجود داشته باشد، مربوط به خود چنین افرادی است. آنها از درون باید خود را متحول کنند. کاری از دیگران بر نمی‌آید؛ بنابراین هر گونه اقدامی هم که صورت بگیرد ره به جایی
🖊والدین فقیر دیروز، کودکان محروم از تحصیل امروز (قسمت دوم)

نمی‌برد. در چارچوب همین تفکرات است که در قرن نوزدهم به هنگام تصویب قانونی در حمایت از فقرا، بسیاری بر علیه آن موضع گرفتند و آن را دخالت در وضع طبیعی جامعه قلمداد کردند. این تفکر بعدها توسط اندیشمندانی چون ‌هایک تحت عنوان «سراب عدالت اجتماعی» نظریه‌پردازی شد.

نگاه دوم، متعلق به اندیشمندانی چون جان راولز است که البته پیشینه آن به ژان ژاک روسو، استوارت میل و کارل مارکس باز می‌گردد. از این زاویه، فقر و مسکنت پدیده‌ای طبیعی نیست بلکه اجتماعی و تاریخی است که در صورت تامین شرایط نهادی مناسب می‌توان آن را تا حد زیادی کاهش داد و حداقلی از امکانات را برای همگان فراهم نمود. از نظر راولز، «همان‌گونه که حقیقت معیار نظام‌های فکری است، عدالت نیز فضیلت نظام اجتماعی است.» یعنی، نظام اجتماعی بدون حداقلی از عدالت و برابری در دستیابی به امکانات زندگی، نظامی عاری از فضیلت است. از همین‌رو است که دیدگاه‌های برابری‌گرایانه با قرائت‌های مختلف از این منظر مطرح شده است. از بازتوزیع درآمدی از ثروتمندان به فقرای راولز و روسو و میل گرفته تا قرائت رادیکال‌تر مارکس.

پنجم) تجربه تاریخی برخی از جوامع با الگوهای اقتصادی مختلف نشان می‌دهد که فقر و محرومیت از تحصیل، پدیده‌ای اجتماعی و تاریخی است و نه طبیعی؛ پدیده‌ای است مرتبط با محیط اجتماعی محیط بر افراد تا ویژگی‌های روانشناختی خود آنان. اگر هم این ویژگی‌ها تاثیری داشته باشد، معلول عوامل نوع اول (پدیده‌های اجتماعی و اقتصادی و تاریخی) هستند. بنابراین، در صورت تامین محیطی مناسب می‌توان امیدوار به تغییر شخصیت درونی فقرا و بینوایان در گذر زمان بود.

کوبا صرف نظر از نظام تک‌حزبی غیر‌قابل قبول آن، یکی از مصادیق چنین جامعه‌ای است. در این کشور، نه تنها بی‌سوادی طی چند سال ریشه‌کن شد، بلکه هم‌اکنون این کشور کوچک، صادر‌کننده خدمات پزشکی به کشورهای آمریکای جنوبی و همین‌طور آفریقایی است. در ورزش‌هایی مانند والیبال، مشت‌زنی، ژیمناستیک و کشتی نیز یکی از مدعیان اصلی جهانی به حساب می‌آید.

جالب توجه اینکه، یکی دیگر از الگوهای موفق به ویژه در تامین مسکن برای آحاد افراد جامعه، شیلی در دوران زمامداری پینوشه است. منظور از ذکر این مصادیق تنها و تنها برای نشان دادن باطل بودن برداشت طبیعی از پدیده فقر و محرومیت است. اگر چنین کشورهایی با امکانات محدود، توانایی مبارزه با فقر و بی‌سوادی را داشته‌اند چرا نباید کشورهای دیگر از جمله ما با امکانات به مراتب بیشتر چنین توانایی

را نداشته باشیم؟

ششم) نمی‌دانم سازمان‌های غیر‌دولتی تا چه حد می‌توانند در این زمینه اثرگذار باشند، اما تردیدی نیست که حضورشان بی‌تاثیر نیست. برخلاف برخی دیدگاه‌های رادیکال که چنین سازمان‌هایی را مصداق «آب در‌هاون کوبیدن» می‌پندارد، من بر این باورم که آنها می‌توانند با کمک‌های مردمی، نقش موثری در بهبود وضعیت آموزش کودکان کار و خیابان و خانواده‌های آنان داشته باشند؛ هرچند اصلاحات اساسی در نظام اقتصادی و تامین اجتماعی و حمایتی شرط بسیار مهمی برای برخورد ریشه‌ای با این موضوع است. در هر حال، در تجربه زلزله بم، برخی از این سازمان‌های غیردولتی، ولو در مورد درصد کوچکی از آسیب‌دیدگان، حقیقتا کاری کردند۲ کارستان. کودکان یتیم را زیر پوشش گرفتند و از آنان انسان‌های سالم و قوی ساختند و تحویل جامعه دادند.

26 مهر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee






    
🖊نرخ رشد اقتصادی منفی و سال‌های از دست رفته

علی دینی ترکمانی

با توجه به تاثیر خروج آمریکا از برجام بر کاهش صادرات نفت، قابل پیش‌بینی بود که میزان رشد اقتصادی امسال، به‌رغم افزایش قیمت جهانی نفت، منفی شود. صندوق بین‌المللی پول اخیراً اعلام کرد رشد اقتصادی برابر ۱.۶ درصد منفی می‌شود. احتمال اینکه در سال آینده به ۴ تا ۶ درصد منفی برسد زیاد است. دلیل این امر دو چیز است؛ اول، در صورت حل نشدن تنش‌ها، درآمد ارزی نفتی کاهش بیشتری خواهد یافت و ارزش افزوده بخش نفت بیشتر کاهش خواهد یافت. دوم، رکود بر اثر شکل‌گیری بازی دومینویی یا ضریب فزاینده، تشدید و با سرایت از بخش نفت به بخش‌های دیگر عمق بیشتری خواهد یافت. 

به این صورت اقتصاد تقریباً به موقعیت سال‌های ۹۱ و ۹۲ باز خواهد گشت. دو سال پیاپی با نرخ رشد منفی همراه با میزان تورم بالای ۳۵ درصدی طبق آمار رسمی. این یعنی، پنبه شدن تمامی تلاش‌های دولت برای تک‌رقمی کردن تورم و خروج اقتصاد از رکود. 

با این حساب، سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸ را باید سال‌های از دست رفته در نظر گرفت. سال‌هایی که میانگین میزان رشد اقتصادی سالیانه (با احتساب رشد منفی سال های ۹۱ ، ۹۲ ، ۹۴ ، ۹۷ و ۹۸ ) و رشد مثبت سایر سال‌ها، در حدود ۱ درصد می‌شود. ۷ درصد کمتر از آن چیزی که در سند بالادستی چشم‌انداز ۲۰ ساله هدف‌گذاری شده است. ۳ تا ۴ درصد کمتر از آن چیزی که طبق روند سال‌های پیش از تحریم انتظار می‌رود. این عملکرد خیلی ضعیف اقتصادی، از سویی به معنای تشدید بحران فراگیر توسعه و تعمیق شکست نظام‌مند اقصادی در ایران است و از سوی دیگر به معنای عقب‌ماندگی تاریخی بیشتر با اقتصادهایی است که چهار نعل به پیش می‌تازند. 

اقتصاد ایران یک بار با تجاوز عراق درگیر جنگ و استمرار آن به مدت ۸ سال شد. میزان رشد اقتصادی  طی ۱۰ سال ۵۸ تا ۶۸ بین ۱.۳ تا ۱.۶  درصد منفی شد. این بار نیز درگیر شرایط شبه جنگی شده است. تقریباً دو دهه شرایط جنگی و شبه جنگی، برای عقب‌ماندگی اقتصادی، نه تنها از ترکیه که از اقتصادی چون عربستان نیز کفایت می‌کند. تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه ترکیه، در حال حاضر، دو برابر ایران است. تولید ناخالص ملی عربستان حدود ۸۰۰ میلیارد دلار و ایران حدود ۵۰۰ میلیارد دلار است. یعنی بیش از یک و نیم برابر. جمعیت عربستان حدود ۳۰ میلیون و ایران حدود ۸۲ میلیون نفر است. بنابراین درآمد سرانه عربستان بیش از ۲۵ هزار دلار و ایران ۶ هزار دلار است.

استمرار این روند به معنای از دست رفتن موقعیت ژئوپلیتیک ایران در آینده است. شکل‌گیری و تکمیل پروژه‌هایی چون مناطق آزاد دوبی، هاب هوایی امارات، هاب ورزشی قطر و منطقه آزاد گوادر پاکستان و پروژه‌های انتقال نفت و گاز از آذربایجان و ترکمنستان به اروپا، هند و چین و نظایر این موارد، به معنای چشم‌انداز حاشیه‌ای شدن اقتصاد ایران و تشدید بحران فراگیر توسعه است.

۲۸ مهر ۱۳۹۸
https://t.me/alidinee
🖊عمان، شناسایی اسرائیل، و پیشبرد یارگیری‌های منطقه‌ای بر علیه ایران


علی دینی ترکمانی

پنج‌شنبه گذشته (۴ آبان)، نخست وزیر اسرائیل، با حضور در مسقط پایتخت عمان، به دیدار سلطان قابوس رفت. سلطان قابوس، پس از این دیدار اعلام کرد "زمان آن فرا رسیده است با اسرائیل به‌عنوان یک دولت در منطقه برخورد شود". پیش از این، عربستان وجود مناسبات پنهانی با اسرائیل را تأیید کرده و با اعلان آن، راه را برای برقراری مناسبات آشکار فراهم کرده بود. به نظر می‌رسد، عمان هموار کننده راهیست که عربستان سنگ‌پی آن را گذاشته است. شاید عربستان نقش عملیاتی و پیشران این پروژه را بر عهده‌ی عمان گذاشته باشد تا با چالش‌های کم‌تری در داخل مواجه شود. 

از سوی دیگر، چندی پیش آمریکا، از شکل‌گیری کنفدراسیونی متشکل از اردن و فلسطین خبر داد. محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، در ۱۲ شهریور سال جاری، تشکیل چنین کنفدراسیونی را مشروط بر حضور اسرائیل کرد و از آن استقبال نمود. از نظر عباس، کنفدراسیون بدون حضور قدرت اقتصادی و تکنولوژیک اسرائیل بی‌معناست. 

این رخدادها، پیام مهمی از منظر یارگیری‌های منطقه‌ای دارد. عمان که به‌عنوان دوست نزدیک ایران و میانجی تنش‌های میان ایران و آمریکا معروف است، اینک، در اقدامی غیرمترقبه، در پی شکستن قبح برقراری روابط دیپلماتیک کشورهای عرب زبان منطقه با اسرائیل، و به نوعی بسیج کشورهای منطقه برای شناسایی رسمی این کشور است.

عربستان سعودی که در پی قتل فجیع جمال خاشقچی و رسوایی عالم‌گیر آن، به نظر می‌رسید ممکن است فتیله منازعه با ایران را دست‌کم کمی پایین بکشد و نرمش نشان دهد، در چند روز اخیر، دست به دو اقدام تهاجمی زده است. از سویی، دوباره ادعای مالکیت امارات بر جزایر ایرانی خلیج همیشه فارس را تکرار، و از سوی دیگر با ادعای مبارزه با طالبان، سپاه را تحریم کرده است. به این صورت، هیزم تنور تنش‌ها را چنان بیشتر کرده است که به این زودی بعید است شعله‌های آن رو به سردی و خاموشی برود.

در عین حال، بعید است این وقایع، خارج از چارچوبی باشد که آمریکا آن را مدیریت و هدایت می‌کند. کوتاه آمدن این کشور در برابر قتل جمال خاشقچی، دالّ بر این است که دو چیز برای آمریکا و دولت ترامپ مهم‌تر است. اول، منافع اقتصادی و قراردادهای تسلیحاتی؛ دوم، تقویت یارگیری‌های منطقه‌ای بر علیه ایران. 
به این صورت، آشکارسازی روابط کشورهای عرب زبان منطقه با اسراییل و برقراری روابط دیپلوماتیک با آن به نظر می‌رسد سرعت بیشتری پیدا خواهد کرد.

در این میان، هشدار روسیه و چین مبنی بر ضرورت پیوستن ایران به اف‌ای‌تی‌اف (FATF) را نیز باید در نظر گرفت. بر مبنای این هشدار، عدم پیوستن کامل ایران به این کنوانسیون، به معنای ایجاد فاصله میان ایران از سویی، و چین و روسیه از سوی دیگر است. فاصله‌ای که با همراهی روسیه، با عربستان و آمریکا، در جهت پر کردن کاهش صادرات نفت ایران، از پیش شروع شده است.
زد و بندهای روسیه و ترکیه در مورد سوریه نیز رخداد دیگری است که بر روند تحولات در منطقه تأثیر مهمی دارد.

مجموع این رخدادها، دالّ بر خطیر بودن شرایط اقتصادی در هفته‌ها و ماه‌های پیش روست. شرایط خطیری که به احتمال زیاد، تلاطم در بازارها را دوباره در پی خواهد داشت. 

۶ آبان ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
فقر، کولبری و احتضار فضیلت

علی دینی ترکمانی

مطلب منتشر شده در روزنامه شرق (بهمن ۱۳۹۵). به‌یاد کولبرانی که اخیرا در درگیری‌ها، جان به جان ‌آفرین سپرده‌اند


مردانی میان‌سال و حتی ٧٠ساله, با بار سنگینی بر دوش و کمر؛ تلاشی طاقت‌فرسا برای تأمین لقمه‌نانی خشک؛ مسیرهای صعب‌العبور کوه‌های کردستان، گرمای سوزان تابستان و سرمای یخبندان زمستان؛ گاهی از فرط خستگی، از پای‌درآمدن و زیر بارسنگین، کمرخم‌کردن و بر‌زمین‌افتادن؛ با کمک هم‌قطاران، دوباره ایستادن و به‌راه‌افتادن؛ در نهایت مرگ و رهایی از این‌همه رنج و محنت. 
صحنه‌هایی تراژیک؛ صحنه‌هایی آشنا و مکرر و باورنکردنی در این اقتصاد خوابیده بر دریای نفت و گاز و سایر منابع.
کارتن‌خوابی و قبرخوابی، فرزند فروشی و کلیه فروشی، دست‌فروشی و تکدی‌گری، کولبری و باربری. نه در مقیاسی محدود که در مقیاسی بزرگ. اَشکال مختلف این صحنه‌ها را در جاهای مختلف، در گوشه و کنارها و کلان‌شهرهای این مملکت، می‌توان دید. اشکالی متفاوت با مضمون و محتوایی مشترک. وجه اشتراک، دست‌وپنجه نرم‌کردن بخش قابل توجهی از هم‌وطنان‌مان با فقر و گرسنگی و تن‌دادن به اعمالی باورنکردنی مانند به‌کول‌کشیدن باری سنگین در سن بالا برای نجات از گرسنگی است.  

تکرار این صحنه‌ها در جاهای مختلف و در موقعیت‌های متفاوت دالّ بر وجود بحران توسعه فراگیر در ایران است.
بحرانی با دو وجه مشخصه مهم: ١. ناتوانی اقتصاد ایران در استفاده از منابع تولید موجود و تبدیل آن‌ها به ظرفیت‌های تولیدی اشتغال‌زای همراه با دستمزد بالا ٢. ناتوانی اقتصاد ایران در توزیع عادلانه ثروت و تولیدی که بر دوش نیروی کار خلق می‌شود.

حق هم‌وطنان کولبر و فرزندفروش و کارتن‌خواب و قبرخواب، چیزی جز دسترسی به حداقل نیازهای اساسی زندگی نیست. تأمین این حق که «حق اجتماعی» یا حق حیات آبرومندانه نامیده می‌شود و در اعلامیه جهانی حقوق ‌بشر بر آن تأکید شده است، نیازمند رشد مساوات‌گراست.

چنین رشدی در کنار کارآمدی نظام حکمرانی و توانایی در تبدیل منابع به ظرفیت‌های تولیدی کارآ، مستلزم دو راه‌کار اساسی توزیعی مرتبط به هم است: بازتوزیع ثروت و درآمد میان اقشار مختلف اجتماعی از طریق اصلاح نظام مالیاتی و تبدیل آن به نظام مالیاتی تصاعدی پیشرفته؛ همین‌طور بازتوزیع ثروت و درآمد میان مناطق محروم و مناطق مرفه‌تر از طریق تخصیص منابع بیشتری از بودجه به مناطق محروم.

اما می‌دانیم در هر دو مورد مقاومت گروه‌های ذی‌نفع به‌شدت مانع می‌شود.دانه‌درشت‌ها با لابی‌های مختلف در ساخت قدرت تو در تو هم‌چنان از پرداخت مالیات فرار می‌کنند. داستان نحوه تخصیص منابع میان کلان‌شهرها و مناطق محروم نیز واضح و روشن است. هزینه‌هایی که شهرداری تهران هر از چند سال یک‌بار صرف جابه‌جایی موزایيک‌ها و جدول خیابان‌ها می‌کند ممکن است بیش‌تر از بودجه برخی از شهرهای محروم کشور باشد....

http://www.daraian.com/fa/paper/141-day/13710

۸ آبان ۱۳۹۷

https://t.me/alidinee
🖊تاثیر همراهی تلویحی اروپا با بازگشت تحریم‌‌های آمریکا بر چشم‌انداز اقتصادی

علی دینی ترکمانی

تا دقایقی دیگر، آمریکا، تحریم‌هایی که در سال ۱۳۹۰ اعمال کرد و در سال ۱۳۹۴ با توافق هسته‌ای( برجام) برداشت، را دوباره اعمال می‌کند؛ این کشور، روز جمعه اعلام کرد که ۷۰۰ شخصیت حقیقی و حقوقی درگیر در انتقالات مالی را در لیست تحریم‌ها می‌گذارد که در مقایسه با سال ۱۳۹۰، ۲۰۰ مورد بیش‌تر است؛ به سوئیفت نیز هشدار داده است در صورت عدم تحریم این موارد، آن را نیز تحریم خواهد کرد. در مورد صادرات نفت، فعلا به ۸ کشور اجازه داده از ایران نفت وارد کنند و به تدریج آن را به صفر برسانند.

اروپا، بعد از خروج آمریکا از برجام در خرداد ماه، اعلام کرد کرد در برابر این رفتار آمریکا، می‌ایستد چون نقض یک‌جانبه توافق برجام، برخلاف رویه میثاق‌های بین‌المللی است. این اعلام موضع اروپا، امیدی ایجاد ‌کرد که تحریم‌ها برخلاف سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۴، چندان اثرگذار نخواهد بود.

در این راستا، اروپا، در برابر خروج امریکا از برجام، می‌توانست دو اقدام انجام دهد.
اول، می‌توانست با پرداخت یارانه به شرکت‌های با مبدأ اروپایی، آن‌ها را به ماندن در ایران تشویق کند. یارانه‌ای دست‌کم معادل منافع از دست رفته در بازار آمریکا و مجازات نقض تحریم. طبیعی است با توجه به هزینه‌های سنگین چنین اقدامی، اروپا، ماندن یا نماندن شرکت‌ها در بازار ایران را به تصمیم شخصی‌شان تقلیل داده است.

دوم، می‌توانست دست به تأسیس سازوکار انتقال مالی وعده داده شده بزند تا از فردا، به جای سوئیفت، کار نقل و انتقال مالی مرتبط با ایران را انجام دهد و مفری برای ۷۰۰ شخصیت حقیقی و حقوقی اعلام شده آمریکا باشد.

امّا، اروپا، تاکنون، اقدام خاصی برای کم‌رنگ کردن تاثیر بازگشت تحریم‌ها انجام نداده است. این کوتاهی را شاید بتوان به همراهی اروپا با آمریکا در جهت اعمال فشار بیش‌تر تعبیر کرد. آنچه این حدس را تقویت می‌کند، دستگیری چند ایرانی، به اتهام فعالیت تروریستی در کشورهای فرانسه، بلژیک، آلمان و اخیراً دانمارک، و متهم کردن ایران به درگیری در این برنامه، است.
این‌که اروپا به‌جای پایین کشیدن فتیله، موضوع را در سطح اتحادیه اروپا امنیتی اعلام، و روغن آن را داغ‌تر می‌کند تا شعله‌ورتر شود، دالّ بر این است که در زمین آمریکا، به‌صورت زیرکانه و خزنده، بازی می‌کند. از این رو، به نظر می‌رسد که در آینده، آبی بدست اروپا گرم نخواهد شد.

در صورت صحّت این نگاه تحلیلی، بازگشت تحریم‌ها می‌تواند تاثیر عمیق‌تری نسبت به گذشته بر اقتصاد بگذارد. دلیل اصلی این حدس، افزایش بیش‌تر نااطمینانی به آینده است. ‌ هم اثر تحریم‌های اوّل، در پس ذهن افکار عمومی و کارگزاران اقتصادی هست و هم چشم‌انداز رسیدن به برجامی دیگر، با توجه به شرط و شروط اعلام شده آمریکا، چندان روشن نیست. بنابراین، میزان نااطمینانی به آینده، بیش.تر از گذشته می‌شود.

پیامدهای این وضع، حرکت بخشی از نقدینگی جاری در بازارها به سوی بازارهای ارز و طلا، و تشدید خروج سرمایه و تقاضا برای ارز خواهد بود.
طبق گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، خروج سرمایه در سال ۱۳۹۶ معادل ۱۸ میلیارد دلار و در ۴ ماهه اول سال جاری نیز به همین میزان بوده است. برای کل سال ۹۷، دست کم رقم ۳۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود.

سیاست‌های جذب سرمایه کشورهایی چون ترکیه و گرجستان، خروج سرمایه را تشدید می‌کند. ترکیه، اخیرا اعلام کرد به ازای ۲۵۰ هزار دلار خرید مسکن یا ۵۰۰ هزار دلار سپرده بانکی، مجوز اقامت در این کشور را ارایه می‌کند.

مجموع این شرایط، چشم‌اندازی نامناسب‌تر از چشم‌انداز اقتصادی در سال ۱۳۹۰، پیش‌رو می‌گذارد.

۱۳ آبان ۱۳۹۷

https://t.me/alidinee
🖊تفاوت کیفی تحریم‌ها و شرایط اقتصادی و اجتماعی

بر دولت‌مردان حرجی نیست که در شرایط کنونی، از عدم تغییر شرایط، بر حسب تحریم‌ها، سخن بگویند. وظیفه آنان آرامش دادن به جامعه تا جای ممکن است. اما، بر کارشناسانی چون مهمانان دیشب برنامه‌های ۶۰ دقیقه و به عبارت دیگر‌ بی.بی.سی، نقد جدی وارد است وقتی می‌گویند " چهل سال است که در تحریم هستیم. اتّفاق خاصی با بازگشت تحریم‌ها رخ نداده است".

از انجا که این باور در سطح نظام تحلیلی و کارشناسی ایدئولوژیک درونی،
تقریبآ رایج و جاری است، دو توضیح لازم است:

۱. تحریم‌های سال‌های ۵۸ تا ۸۹ شامل بلوکه کردن بخشی از دارایی‌های ایران و عدم فروش مستقیم قطعات جنگنده‌های ساخت آمریکا از جمله اف ۵ و همین‌طور قطعات هواپیماهای مسافری ساخت آمریکا و خود هواپیما بود. باوجود این، در این سال‌ها، ایران می‌توانست این قطعات را از اروپا تهیه کند.

خرید نفت ایران در مقیاس فراگیر هیچ‌گاه تحریم نشد. حتی در زمان جنگ، اگر امکان تولید و صادرات وجود داشت، منعی در برابر ان نبود. همین‌طور شبکه بانکی تحریم نشد و در این مقیاس شخصیت‌های حقیقی و حقوقی در لیست تحریم قرار نگرفتند.

آستانه‌ی تحمل مردم، به‌‌دلیل آرمان‌گرایی ناشی از فضای انقلاب و بسیج اجتماعی جنگی، بالا بود.
شرایط اقتصادی این‌چنین ناامیدکننده نبود. در زمان جنگ، به رغم افت وضع رفاهی، شرایط تحمل می‌شد و بعد از جنگ به امید نیل به شرایط رفاهی بالا، خوش‌بینی نسبی به آینده وجود داشت. افزایش ظرفیت تولید و صادرات نفتی و دسترسی به درآمدهای ارزی نفتی طی دو دهه ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰، و رشد سرمایه‌گذاری و مصرف، شرایط نسبتآ با ثباتی، به رغم شکل‌گیری تدریجی طبقه‌ی نوکیسه نوین، خلق کرد.

آثار انفجار جمعیت در دهه ۶۰ ، هنوز در بازار کار بازتاب پیدا نکرده بود. بحران ساختاری بیکاری، به ویژه در بخش فارغ التحصیلان دانشگاهی، در این ابعاد نبود.

کژکارکردی‌های اقتصادی و اجتماعی چون نابرابری و فساد و حاشیه نشینی هنوز این‌چنین نمایان نشده بود.

بحران زیست محیطی چه برحسب کم‌آبی و خشک شدن زاینده‌رود و هیرمند و دریاچه ارومیه و غیره و چه برحسب طوفان شن و ریزگرد در خوزستان، در این ابعاد نبود.

۲. از سال ۱۳۹۰، تحریم‌ها در ابعاد وسیع، با هدف از کار انداختن قلب تپنده اقتصاد کشور، یعنی بخش نفت، و قطع ارتباطات بانکی و مالی و حمل و نقلی و غیره طراحی و اعمال شده است. برجام، فرصتی برای رهایی از پیامدهای بسیار منفی آن ایجاد کرد. پیامدهای منفی که چون شبحی ترسناک دوباره با بازگشت تحریم‌ها، بالای سر اقتصاد در پرواز است.

شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور، به‌دلیل کارکرد اثر پروانه‌ای و انباشتی، در موقعیت شکننده‌تری قرار دارد. اثر پروانه‌ای می‌گوید عطسه‌ای در این سوی جهان می‌تواند موجب بروز طوفانی در ان سوی جهان بشود. عطسه در ابتدا موجب جابه‌جایی هوا در مقیاسی کوچک می‌شود. پیوستگی و استمرار و انباشت جابه‌جایی هوا در مسیر طولانی می‌تواند سر از طوفان در بیاورد.

برحسب شاخص‌هایی چون بیکاری ۲۷ درصدی جوانان، و بیکاری ۲۵ درصدی سرپرستان خانواده‌ها، ناتوانی شبکه بانکی در تامین نقدینگی مورد نیاز بنگاه‌ها و همین‌طور ناتوانی در تامین اعتبار پروژه‌ها به‌دلیل حجم بالای مطالبات معوقه، فساد فراگیر و شدید، تخریب زیست محیط، افزایش سهم هزینه‌های مصرفی از کل بودجه به مرز ۱۰۰ درصد و ته کشیدن بودجه عمرانی، و فقر و حاشیه نشینی رو به افزایش، می‌توان از بحران فراگیر توسعه سخن گفت. بحرانی که ان سوی سکه‌اش شکست نظام‌مند است.

در این شرایط بازگشت تحریم‌ها دارای اثار کیفی متفاوتی نسبت به سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۹ است. با تمثیلی این تفاوت روشن‌تر می‌شود. کاهش ۳۰ کیلو برای فردی که ۱۰۰ کیلو وزن دارد، تاثیر جدی بر سلامت او نمی‌گذارد. اما، همین میزان کاهش برای کسی که ۷۰ کیلو وزن دارد، یعنی به خطر افتادن جدی سلامت او.

حتی اگر، فرض نادرست ابعاد یکسان تحریم‌های فعلی و گذشته را بپذیریم، تاثیرش به لحاظ کیفی متفاوت است چرا که اقتصاد به‌دلیل کارکرد اثر پروانه‌ای و انباشته شدن مشکلات و اعتراضات، آسیب پذیرتر از گذشته شده است.
اما، واقعیت این است که هم ابعاد تحریم‌ها فراگیرتر و هدفمندتر از گذشته است و هم توانایی اقتصاد و اجتماع برای تاب‌آوری، ضعیف‌تر از قبل است.

به این اعتبار، یا باید با تغییر رویه‌ها به سراغ رفع تحریم‌ها رفت یا باید به انتظار آینده‌ی سخت‌تری نشست.

علی دینی ترکمانی
۱۵ آبان ۱۳۹۷

https://t.me/alidinee
🖊پیامد خطاها در محاسبات استراتژیک

تنظیم نوع عمل خود بر مبنای پیش‌بینی رفتار رقبا و دشمنان و دوستان، پایه و اساس "نظریه بازی‌" است. مثال معروفش دستگیری دو نفر مرتبط به هم، به اتهام جرمی واحد است. جداگانه بازجویی می‌شوند. اگر هر دو انکار کنند، حداقل مجازات برای هر دو، اگر یکی اعتراف و دیگری انکار کند، حدکثر مجازات برای فرد منکر و حداقل مجازات برای دومی، اگر هر دو اعتراف کنند مجازاتی بیش‌تر از گزینه اول، برای‌شان صادر خواهد شد. پیش‌بینی رفتار دیگری، تعیین‌کننده رفتار خود و میزان مجازات است.

یکی از امیدها، از نظر برخی، برای رفع تحریم‌های اخیر آمریکا و بازگشت به برجام، ‌برنده شدن کاندید حزب دموکرات در انتخابات دو سال آینده آمریکاست. این امید موجب شکل‌گیری رفتاری با انعطاف کم در برخورد با شرایط نوین می‌شود.

اگر چنین اتّفاقی در آینده رخ ندهد و ترامپ دوباره انتخاب شود، در این‌صورت امید شکل‌گرفته، نقش بر آب می‌شود و فرصتی برای بازنگری در سیاست‌ها باقی نخواهد بود.
اگر در چارچوب گزینه مطلوب‌تر، کاندید دموکرات‌ها برنده شود. در این‌صورت دو سناریو پیش‌رو خواهد بود: اوّل، ناتوانی این حزب در بازگرداندن برجام بخصوص بخاطر لابی اسرائیل؛ دوم، توانایی این حزب در پیش‌برد این پروژه، البتّه نه در زمانی کوتاه. در زمانی بلند که ممکن است ماه‌ها طول بکشد، همان‌طور که با روی کار امدن دولت ترامپ، خروج از برجام دو سال طول کشید.

بنابراین، اگر امید مذکور، وزن مهمی در ارزیابی از تحولات آینده مربوط به رفع تحریم‌ها داشته باشد، درگیر خطای در محاسبات استراتژیک است. چون حتی در بهترین حالت (انتخاب کاندید دموکرات‌ها و تلاش برای بازگرداندن برجام)، حداقل چهارسال باید به انتظار نشست که ممکن است اقتصاد و اجتماع توان تحمل چنین زمانی را نداشته باشد.

اقتصاد ایران، یک‌بار در زمان جنگ آسیب جدی دید. طی سال‌های بعد، در پرتو درآمدهای ارزی نفتی، امکانی فراهم شد تا کمر اقتصاد، کمی راست شود. با درگیر شدن دوباره در شرایط جنگی یا شبه جنگی بلندمدت، کمر راست کردن، سخت‌تر از گذشته خواهد بود.

چه در عرصه اقتصاد و چه در عرصه سیاست، وقوع خطای جزیی در محاسبات استراتژیک، پیش می‌آید. برای مثال، در بازار انحصار چند جانبه، تصمیمات هر بنگاهی تحت تأثیر تصمیمات بنگاه‌های دیگر هم هست. معمولا هر بنگاهی از خود می‌پرسد اگر آن‌ها دست به این نوآوری بزنند، من چه باید بکنم تا بازار را از دست ندهم؟ شرط لازم اتخاذ سیاست درست، پیش‌بینی درست یا کم و بیش درست رفتار رقباست. احتمال وقوع درصدی خطا در این پیش‌بینی برای همه وجود دارد که موجب قرار نگرفتن بازار در تعادل می‌شود. این درصد کم، تأثیری قابل توجه بر جابه‌جایی در جایگاه‌ها، حداقل در کوتاه‌مدت، ندارد. امّا، اگر میزان خطا در حد بالایی باشد، پیامدش باختن قافیه‌ به رقبایی است که خطای کم‌تری دارند؛به‌همین صورت، اگر خطایی کوچک پشت سر هم تکرار شود پیامدش مشابه است.

در عرصه سیاست نیز چنین است. برای مثال، وقتی ترکیه در سال ۲۰۱۵، جت جنگنده روسیه را سرنگون کرد، دچار خطای در محاسبات استراتژیک شد. دولت‌مردان این کشور، واکنش شدید روسیه و پوتین را احتمالاً نمی‌دیدند. واکنشی که در نهایت موجب عذرخواهی رسمی ترکیه و بعدا همراهی این کشور با روسیه در امور منطقه شد. هزینه این خطا در همین حد بود. اگر ترکیه بار دیگر جنگده‌ای را سرنگون کند، با این حساب و کتاب که در نهایت تنش با یک عذرخواهی رسمی و دادن چند امتیاز حل می‌شود، به احتمال زیاد با واکنش تمام عیار نطامی هوایی روسیه مواجه می‌شود. اگر در سال ۲۰۱۵، به جای یک جنگنده، هم‌ز‌مان چند جنگنده را سرنگون می‌کرد، احتمالاً با همین واکنش روسیه مواجه می‌شد. یعنی یک خطای بزرگتر، یا تکرار یک خطای کوچک‌تر، می‌تواند هزینه‌های جدی در پی داشته باشد.

در نمونه اخیرتر، عربستان با قتل فجیع جمال خاشقچی، دچار خطای در محاسبات استراتژیک شد. هزینه این خطا، رسوایی عالم‌گیر و به هم خوردن نسبی برنامه داووس عربی این کشور بود. اگر چنین اتّفاقی دوباره رخ دهد، مشروعیت سیستم، در سطح جهانی و ملی چنان تضعیف می‌شود که اعمال حاکمیت آن را با چالش جدی مواجه می‌کند.
قدیمی‌تر از این، می‌توان به اشتباه محرز صدام حسین در حمله به کویت و اشغال آن اشاره کرد که برخلاف پیش‌بینی صدام، با واکنش شدید نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا مواجه شد که فرجامش سقوط حکومت صدام و فروپاشی عراق بود.

امّا، چگونه می‌توان چنین خطایی را حداقل کرد؟ رجوع به طیفی از کارشناسان و تحلیل‌گران با دیدگاه‌های مختلف، در چارچوب رویکردهای آینده‌پژوهی، از جمله طوفان مغزی، راه‌کار اساسی است. یعنی در پرتو مشارکت اجتماعی حداکثری، و امکان دادن به بروز خردورزی جمعی و عمومی، امکان حداقل‌سازی خطای در محاسبات استراتژیک وجود دارد.

علی دینی ترکمانی

۱۸ آبان ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee

🔶 انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران برگزار می‌کند:

ایران و آمریکا
🔹بررسی روابط ایران و آمریکا
🔹تحریم و تبعات اجتماعی

با حضور:
علی دینی‌ترکمانی
(اقتصاددان)

احمد زیدآبادی
(تحلیل‌گر روابط بین‌الملل)

🕠 زمان: یک‌شنبه، ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۰
📍 مکان: دفتر مرکزی انجمن اسلامی

@anjomaneslami_org
🖊نظر وزیر خارجه درباره علّت ردّ اف.ای.تی.اف تاییدی بر تو در تویی نهادی است

دیروز آقای ظریف اعلام کرد: "منافع گروه‌هایی که در پول‌شویی ذی‌‌نفع‌اند و هزاران میلیارد تومان پول را جابه‌جا می‌کنند و منابع مالی‌شان بیش‌تر از بودجه وزارت امور خارجه است، اجازه نمی‌دهد که اف.ای.تی.اف تصویب شود".
سخن ظریف، دالّ‌ بر شکاف جدی در نطام تصمیم‌سازی است. دولتی که می‌خواهد به کنوانسیون مبارزه با تامین مالی تروریسم بپیوندد و دولتی که چنین تمایلی ندارد و به دلیل اقتصادی و سیاسی توانایی ایستادگی در برابر آن را دارد.

این وضع، مصداقی از "تو در تویی نهادی" است که من برای توصیف و تبیین علّت اساسی بحران فراگیر توسعه ایران مطرح کرده‌ام.
دولت در دولت و دستگاه در دستگاه بودن، با نهادهای موازی و متعدد تصمیم‌سازی را، در همه جا، می‌توان دید. در بخش صنعت که تعدادی از بنگاه‌ها تحت نظارت وزارت صنعت، معدن و تجارت و تعدادی دیگر تحت نظارت بنیاد مستضعفان هستند؛ در بازار پول که تعدادی از بانک‌ها تحت نظارت بانک مرکزی و تعدادی دیگر فارغ از نظارت بانک مرکزی هستند؛ در بودجه، درامدهایی که تحت پوشش سازمان امور مالیاتی و وزارت اقتصاد هست و مواردی که معاف از مالیا‌ت‌اند؛ همراه با مصادیقی دیگر در حوزه‌های غیر اقتصادی. از جمله سیاست خارجی که وزارت خارجه دنبال می‌کند و سیاستی که دغدغه نهادهای دیگر است و ...

تو در تویی نهادی چند پیامد مهم دارد: موازی‌کاری‌های بیش از اندازه و اتلاف شدید منابع، دور زدن قوانین، و درگیر شدن شدید در فساد مالی. علاوه بر این‌ها، تو در تویی نهادی اجازه نمی‌دهد که حداقلی از هماهنگی سیاستی در سطح نظام تصمیم‌سازی بروز کند. در نتیجه، با افزایش میزان ناهماهنگی یا تشدید "شکست در هماهنگی سیاستی"، امکان اجرای برنامه، در عمل، منتفی می‌شود. می‌دانیم برنامه، طبق تعریف به معنای تلاش هماهنگ اجزای سیستم در جهت نیل به اهدافی واحد است. در وضع تو در تویی نهادی، اجزا با یکدیگر چنان ناسازگار می‌شوند که برنامه را در عمل نقش بر آب می‌‌کنند. دلیل اساسی شکاف بیش از اندازه میان اهداف برنامه‌ها و آنچه تاکنون رخ داده است، مرتبط با همین مساله است.

شیخ اجل سعدی شیرازی رحمت‌الله علیه حدود هشت قرن پیش فرمود:
"ده درویش در گلیمی بخسبند
و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند"

این اولین اصل سازمان و مدیریت یا حکمرانی را در هر سطحی از نظام مدیریتی و حکمرانی، بیان ‌می‌کند. دینامیسم درونی موقعیت مبتنی بر تو در تویی نهادی، ایجاد ناسازگاری بیش‌از‌اندازه میان اجزای سیستم و بروز شکست در هماهنگ‌سازی سیاستی در ابعاد بالاست. مادام که این تو در تویی باقی باشد، گریزی از پیامدهای آن نیست.

علی دینی ترکمانی

۲۲ آبان ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
🖊در دفاع از حقوق صنفی معلمان و کارگران

"اگر دستمزد دريافتي نيمي از جامعه‌ی كار كشور را كه كارگران هستند با دستمزد چند درصد بالايي نظام اداري و همين‌طور حرفه‌هاي درآمدزايي چون جامعه پزشكي و صاحبان سرمایه تجاری و مستغلاتی مقايسه كنيم، مي‌بينيم فاصله‌ها نجومي است. اين در حالي است كه چرخ توليد كشور را همين كارگران به حركت در مي‌آورند. مسئوليتي كه بر دوش اين افراد است، نه از نظر كيفيت تخصصي، بلكه از نظر جايگاه كاري كه انجام مي‌دهند، در چرخه توليد كم اهميت نيست، اما دريافتي‌شان هيچ نسبتي با چنين اهميتي ندارد.

اگر كارگران معدن‌كار بر سر كار نروند، اگر نظافتچي‌هاي بيمارستان‌ها بر سر كار نروند، اگر معلمان و دبيران به مدارس نروند، اگر راننده‌هاي تاكسي دست از مسافركشي بردارند، چرخ توليد كالا و خدمت از كار مي‌افتد. پس اين اقشار حكم چرخ پنجم و زاپاس ماشين را ندارند. برعكس، يكي از چهار چرخ اصلي آن و به بیانی دقیق‌تر موتور پیش‌ران ان هستند. با وجود اين، سهم‌شان در ثروت و درآمدی که نقش مهمی در خلق آن دارند، بسيار پايين است.

چرا چنين است؟ علتش اين است كه اين افراد در ساخت قدرت توانمند نيستند؛ تشكل لازم را ندارند. بنابراين، در حالي كه نظام اداري به هنگام تعيين دستمزد مديران و پاداش‌هاي آنان، مي‌تواند با دستي باز عمل كند، چنين اقدامي براي جامعه كارگري بسيار دشوار است. در حالی که قشر پزشکان می‌تواند دست به چانه‌زنی بزند، برای پرستاران و معلمان چنین امکانی فراهم نیست.

با چه ساز‌و‌كاري مي‌توان اين شكاف بيش از اندازه درآمدي را اصلاح كرد؟ اول بايد نوع نگاه را اصلاح كرد. بايد پذيرفت نه مسئوليت مديران و برخی دیگران آن‌چنان زياد است كه مستحق دريافت چنين درآمدهايي باشند و نه مسئوليت ديگران چنان كم است كه شايسته دريافت دستمزدهايي در سطح تامین زندگی آبرومند نباشند. بايد دست به نقد گفتمان اقتصادي زد كه باور نادرست نابرابری‌گرای هر که بهره‌وریش بیش‌تر درآمدش بیش‌تر را طي سال‌هاي گذشته دامن زده است. دوم اينكه، همراه با گفتمان‌سازي نوين مساوات گرايانه، بايد در عمل دست به تاسيس و تقویت نهادهايي زد كه كاركردشان دفاع و صيانت از جامعه است؛ كاركردشان تامين حداقلي از برابري قابل قبول است. اتحاديه‌ها و سنديكا‌هاي كارگري در اين زمره‌اند. رسانه‌هاي مستقل افشا‌كننده در اين زمره‌اند. تشکل‌های صنفی معلمان و پرستاران همین‌طور. بايد با استفاده از اهرم فشار نیروی اجتماعی مساوات‌گرایانه، دولت و ساخت قدرت را به این سو هدایت کرد. یعنی، باید نظریه و عمل اجتماعی، در هم آمیخته شود تا گامی به سوی جامعه انسانی‌ و توسعه انسانی برداشته شود." . در نهایت اینکه، باید با رفع مشکل اساسی تو در تویی نهادی، امکان انباشت اجتماعی‌گرایانه با بهره‌وری بالا را فراهم کرد. به بیانی دیگر، باید با چنین تلاشی، شرایط برای تبدیل بسیار بهتر منابع تولید به ثروت اجتماعی قابل مقایسه با اقتصادهای دیگر، و توزیع مناسب آن، فراهم شود. رشد مساوات‌گرا.

علی دینی ترکمانی
۲۴ آبان ۱۳۹۷

قسمتی از گفت و ‌ با روزنامه آرمان (تیر ۱۳۹۵) در باره حقوق بالای مدیران که در سایت دارایان باز نشر شده است. برای مطالعه این مصاحبه ر.ک به: (http://www.daraian.com/fa/paper/141-day/12049)

https://t.me/alidinee
🖊نه به اعدام، آری به بازتوزیع بدون تبعیض ثروت صاحبان سرمایه

سرانجام سلطان!! بازار طلا به نام‌ ناآشنای، وحید مظلومین، به‌همراه محمد‌اسماعیل قاسمی، به جرم اختلال در بازارهای طلا و ارز و برهم زدن نظم اقتصادی، روز چهارشنبه ۲۳ آبان، اعدام شدند.

اعدام، ممکن است، در کوتاه‌مدت، راه‌کار مناسبی برای کنترل تلاطم‌های بازارها، از طریق ایجاد رعب و ترس در میان کارگزاران فعال باشد؛ ولی در بلندمدت اثرگذار نیست. ممکن است حتی به ضدّ خود نیز بیانجامد. چرا که، با توجه به پیامدهای بین‌المللی آن قابل استمرار نیست. حکم تیغِ دو دم را دارد که به اِزای اعمال رعب و ترس در کوتاه‌مدت، موجب افزایش فشارهای نهادهای بین‌المللی، با عنوان نقض حقوق بشر، در بلندمدت می‌شود. در نتیجه، در چشم‌انداز، رسیدن به تفاهم و رفع تنش‌ها در عرصه ی سیاست خارجی را به محاق می‌برد و از این طریق انتظارات تورمی را دامن می‌زند. ضمن اینکه، در ورای این نگاه ابزاری کارکردی، از منظر رویکرد ذاتی انسانی، اگر چنین افرادی جرم تعریف‌شده‌ای را مرتکب نشده باشند ، نمی‌توان با مجازات کیفری آنان همدل بود.

بی‌تردید بخشی از موج ایجاد‌شده در بازارها، ناشی از سرمایه‌های کلان مقیاس متمرکز در دستان عده‌ای خاص است (رابطه میان تورم و توزیع نقدینگی بر حسب افراد و گروه‌های اجتماعی). چنین افرادی، توانایی کنترل بازار، رهبری آن و جهت دادن به آن، با هدف حداکثرسازی سود خود را دارند. در این نیز تردیدی نیست که موج افکنی در این بازارها خود تا حد زیادی تحت تاثیر شرایط سیاسی نیز هست. همین‌طور می‌توانیم نبود شرایط مناسب برای جذب نقدینگی در رشته‌فعالیت‌های مولّد را اضافه کنیم (رابطه تورم و توزیع نقدینگی بر حسب رشته‌فعالیت‌ها).
بر بستر چنین شرایط ساختاری است که صاحبان سرمایه‌های بزرگ مقیاس، امکان نقش‌‌آفرینی بیش‌تر در جهت رکورد زنی‌های جدید‌تر نرخ ارز و طلا را پیدا می‌کنند.

به این اعتبار، به جای اعدام، دو راه‌کار مرتبط به هم پیش‌روست: تغییر سیاست خارجی و متناسب با آن تغییر سیاست داخلی با هدف اولیه کنترل انتظارات تورمی و با هدف ثانویه زمینه‌سازی برای جذب نقدینگی در رشته فعالیت‌های مولّد و جذب سرمایه خارجی. دوم، باز توزیع اساسی و فراگیر ثروت و تمرکززدایی از آن. منظورم از فراگیر، طراحی نظام مالیاتی پیشرفته تصاعدی بر ثروت، و اعمال آن بدون هیچ‌گونه تبعیضی در میان شخصیت‌های حقیقی و حقوقی است.

این دو راه‌کار، از دو زاویه، مرتبط به هم هستند: یک، بدون اوّلی، ‌رفتن سراغ دومی موجب فرار سرمایه می‌شود و فشار بیش‌تری بر بازار ارز و از اینجا بر بازار طلا وارد می‌شود. دو، هر دو مورد متاثّر از عامل مهمی به نام کیفیت نظام حکمرانی هستند. یعنی، در صورت وجود این پیش‌شرط، دو راه‌کار مذکور برآورده و نیاز به اعدام برای کنترل نظام اقتصادی و اجتماعی منتفی می‌شود.

عدالت قانونی و قضایی، عزم جدی برای اجرای نظام مالیاتی پیشرفته‌ی تصاعدی بر ثروت، و شفافیت، از جمله ویژگی‌های نطام حکمرانی با کیفیت مناسب است که خود تحت تاثیر عوامل زیرین‌تر و بنیادی‌تر زیر است:
نبود تو در تویی نهادی، دموکراتیزه شدن سازمان تولید از طریق حضور جدی نهادهای مساوات‌گرا در نطام تصمیم‌سازی و در نهایت نظام حزبی مدرن.

بدون دریافت ریشه‌ها، اقدامات کوتاه‌مدت و آنی، به ضدّ خود می‌انجامد.

علی دینی ترکمانی
۲۵ آبان ۱۳۹۷

https://t.me/alidinee
چالش‌ها و چشم‌اندازهای 7 دهه برنامه‌ریزی توسعه در ایران

دوشنبه 28 آبان‌ماه، ساعت 18:00- 13:30
دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران، سالن شریعتی
🖊فوکویاما و بازگشت به مارکس تعدیل شده

فرانسیس فوکویاما، نظریه‌پردازی است که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، شهره‌ی آفاق شد. ابتدا مقاله‌ی " پایان تاریخ و آخرین انسان" را نوشت. بعد، در سال ۱۹۹۲، آن را به کتابی با همین عنوان تبدیل کرد. استدلال وی در این مقاله و کتاب این بود که تجربه‌ی فروپاشی بلوک شرق دالّ بر حقانیت رویکرد لیبرال دموکراسی است؛ تجربه بلندمدت زیست جامعه انسانی در چارچوب لگوهای مختلف سازماندهی اجتماعی، و مقایسه تطبیقی این تجربه‌ها، دالّ بر این است که این الگو در تامین سه نیاز اساسی انسان موفق‌تر عمل کرده است: نیاز به آزادی؛ نیاز به رفاه؛ و نیاز به مورد احترام قرار گرفتن یا ارج‌شناسی.

روش او در این‌باره، دیالکتیک هگلی است. یعنی این مبارزه‌ی بندگان در برابر خدایگان، با هدف نیل به این نیازها، است که تحولات تاریخی معطوف به فراگیر شدن چنین الگویی را دامن زده و آن را در مسیر تکامل نهایی، پیش برده است.

حالا، بعد از گذشت بیش از ربع قرن از سیطره‌ی تفکر نئولیبرالی، وی، در پاسخ به پرسش خبرنگار مجله نیواستیت‌من (
"نظرت درباره بازگشت چپ سوسیالیستی در آمریکا و انگلیس چیست؟") می‌گوید: ⁣بستگی دارد منظورت از سوسیالیسم چه باشد؟ اگر منظور [اجتماعی‌شدن] مالکیت ابزار تولید باشد، فکر نمی‌کنم سوسیالیسم موفق باشد. ...اما اگر منظورت برنامه‌های بازتوزیعی است که تلاش می‌کنند عدم تعادل وسیع میان درآمدها و ثروت‌ها را جبران کنند، بله! فکر می‌کنم نه تنها می‌توانند [به سیاست] برگردند بلکه باید هم برگردند. ...⁣این دوره طولانی که با ریگان و تاچر شروع شد و طی آن مجموعه‌ای از ایده‌ها درباره مزایای بازار بدون قاعده‌مند [بدون دولت] اجرا شد، از جهات گوناگون آثار مخربی داشته است....به نظر می‌رسد در این موقعیت حرف‌های مارکس درست از آب درآمده".

این را می‌توان همراهی وی با توماس پیکیتی دانست که در کتاب پر‌آوازه "سرمایه در قرن بیست و یکم"، به‌طور مستدل، نشان می‌دهد توزیع ثروت و درآمد در ربع قرن اخیر بدتر شده است و این وضع، موجودیت دموکراسی متعارف در اروپا و آمریکا را تهدید می‌کند.

واقعیت این است: در جایی که الیگارشی مالی سیطره داشته باشد، سخن گفتن از آزادی و صندوق رای بی‌معناست. مارکس، در این نظر که آزادی بدون دسترسی همه افراد جامعه به حداقل‌های زندگی، آزادی صاحبان سرمایه و ابزار تولید است، برحق بود و در تئوریزه کردن دیکتاتوری پرولتاریا نه. نظام تک حزبی چه با هدف هژمونی طبقه کارگر باشد و چه با هدف سیطره طبقه فرادست جامعه، سر از دیکتاتوری مخرّب در می‌آورد. تنها راه ساماندهی مطلوب جامعه انسانی، برقراری الگوی مبتنی بر رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال است. الگویی مبتنی بر نظام پارلمانی که در آن اقشار فرودست، با سازماندهی خود، توانایی دسترسی به اهداف سه‌گانه فوکویاما و کم‌رنگ کردن مرز‌بندی طبقاتی را پیدا می‌کنند.

علی دینی ترکمانی

۲۹ آبان ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee