🖊استیو هنکه و برآورد تورم ۱۴۷ درصدی ایران
علی دینی ترکمانی
🔸استیو هنکه، استاد اقتصاد دانشگاه بسیار معتبر جان هاپکینز، در برآوردی اعلام کرده میزان تورم سالیانه ایران در سال ۱۳۹۶ بهجای رقم اعلام شده ۹/۷ درصد، ۱۴۷ درصد است. یعنی بهطور متوسط قیمت کالاها و خدمات حدود دو و نیم برابر شده است.
🔸مبنای محاسبه وی افزایش نرخ دلار در بازار آزاد ارز است. دراینباره چند نکته وجود دارد:
اول، مرغ همسایه غاز است را باید کنار گذاشت که متأسفانه در جامعه ما بسیار رایج است. هنکه استاد دانشگاه برجسته جهانی است؛ اما در برآورد میزان تورم اشتباه فاحش میکند که تغییرات نرخ ارز را بیشازاندازه در محاسبه تورم دخالت میدهد؛
دوم، تردیدی نیست که با افزایش نرخ دلار، سطح عمومی قیمتها بیشتر میشود، اما بسته به نوع کالاها و مبنای ارزی آنها، با میزانهایی متفاوت؛ طبعاً بخشی از کالاها که با نرخ رسمی وارد میشوند، تورم کمتری دارند.
🔸علاوه بر این، شاخص تورم بر مبنای سبد حدود ۴۰۰ قلم کالایی برآورد میشود که در گروههای زیر طبقهبندی میشوند:
خوراکیها و آشامیدنیها
دخانیات
پوشاک و کفش
مسکن، آب و برق و گاز و سایر سوختها
اثاث، لوازم و خدمات مورد استفاده در خانه
بهداشت و درمان
حمل و نقل
ارتباطات
تفریح و امور فرهنگی
تحصیل
رستوران و هتل
کالاها و خدمات متفرقه
بر مبنای ترکیب متوسط هزینههای مصرفی خانوارها، سهم هر کدام از گروهها مشخص و از آن بهعنوان وزن در محاسبه شاخص تورم استفاده میشود. برای مثال، مسکن، آب و برق و گاز حدود ۳۵ درصد هزینههای خانوارها را بهطور متوسط در بر میگیرد. بنابراین، وزن آن در محاسبه شاخص تورم ۳۵ درصد است.
🔸با استفاده از این وزنها میتوان برآوردی تقریبی از تورم داشت. اگر هزینه مسکن، آب و برق و گاز دو برابر شود، از این محل، شاخص تورم ۳۵ درصد بیشتر میشود. اگر نیم برابر یعنی ۵۰ درصد افزایش یابد، شاخص ۱۷/۵ درصد از این محل بیشتر میشود. به همین صورت با داشتن درصد تغییرات قیمتهای گروههای کالایی و وزن آنها، بهصورت تقریبی میتوان برآوردی داشت. اگر قیمت همه کالاها در طول یک سال دقیقاً دو برابر شود، در این صورت میزان تورم ۱۰۰ درصد است.
🔸 میزان تورم باید بیشتر از آن چیزی باشد که بهطور رسمی اعلام میشود، ولی نه به اندازه ۱۵ برابر؛ اشتباه استیو هنکه در این است که نرخ دلار را به کل اقتصاد تعمیم میدهد و فرض را بر وجود ضریب همبستگی صد درصدی میان نرخ دلار و نرخ همه کالاها و خدمات میگذارد. این در حالی است که نرخ طلا و گوشی موبایل با ضریب همبستگی خیلی بالایی با نرخ دلار تغییر میکند و قیمت نان و مسکن با ضریب کمتری؛ اشتباه دیگر وی در این است که تفاوت نرخ دلار در ابتدا و انتهای سال را مبنای افزایش این نرخ میگیرد. درحالیکه باید تفاوت میانگین نرخ دلار در دو سال ۹۶ و ۹۵ یا دو سال ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ را مبنا بگیرد.
🔸 سه نکته پایانی:
۱. مرغ همسایه غاز نیست؛
۲. رعایت انصاف و صداقت در نقد و تحلیل وظیفه کارشناسی است؛
۳. با توجه به نبود معافیتهای تحریمی آمریکا برای خریداران نفت ایران و بنابراین کاهش شدید صادرات نفت و درآمدهای ارزی، باید به انتظار بازگشت تورم سالهای ۹۱ و ۹۲ بود.
۹ تیر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
علی دینی ترکمانی
🔸استیو هنکه، استاد اقتصاد دانشگاه بسیار معتبر جان هاپکینز، در برآوردی اعلام کرده میزان تورم سالیانه ایران در سال ۱۳۹۶ بهجای رقم اعلام شده ۹/۷ درصد، ۱۴۷ درصد است. یعنی بهطور متوسط قیمت کالاها و خدمات حدود دو و نیم برابر شده است.
🔸مبنای محاسبه وی افزایش نرخ دلار در بازار آزاد ارز است. دراینباره چند نکته وجود دارد:
اول، مرغ همسایه غاز است را باید کنار گذاشت که متأسفانه در جامعه ما بسیار رایج است. هنکه استاد دانشگاه برجسته جهانی است؛ اما در برآورد میزان تورم اشتباه فاحش میکند که تغییرات نرخ ارز را بیشازاندازه در محاسبه تورم دخالت میدهد؛
دوم، تردیدی نیست که با افزایش نرخ دلار، سطح عمومی قیمتها بیشتر میشود، اما بسته به نوع کالاها و مبنای ارزی آنها، با میزانهایی متفاوت؛ طبعاً بخشی از کالاها که با نرخ رسمی وارد میشوند، تورم کمتری دارند.
🔸علاوه بر این، شاخص تورم بر مبنای سبد حدود ۴۰۰ قلم کالایی برآورد میشود که در گروههای زیر طبقهبندی میشوند:
خوراکیها و آشامیدنیها
دخانیات
پوشاک و کفش
مسکن، آب و برق و گاز و سایر سوختها
اثاث، لوازم و خدمات مورد استفاده در خانه
بهداشت و درمان
حمل و نقل
ارتباطات
تفریح و امور فرهنگی
تحصیل
رستوران و هتل
کالاها و خدمات متفرقه
بر مبنای ترکیب متوسط هزینههای مصرفی خانوارها، سهم هر کدام از گروهها مشخص و از آن بهعنوان وزن در محاسبه شاخص تورم استفاده میشود. برای مثال، مسکن، آب و برق و گاز حدود ۳۵ درصد هزینههای خانوارها را بهطور متوسط در بر میگیرد. بنابراین، وزن آن در محاسبه شاخص تورم ۳۵ درصد است.
🔸با استفاده از این وزنها میتوان برآوردی تقریبی از تورم داشت. اگر هزینه مسکن، آب و برق و گاز دو برابر شود، از این محل، شاخص تورم ۳۵ درصد بیشتر میشود. اگر نیم برابر یعنی ۵۰ درصد افزایش یابد، شاخص ۱۷/۵ درصد از این محل بیشتر میشود. به همین صورت با داشتن درصد تغییرات قیمتهای گروههای کالایی و وزن آنها، بهصورت تقریبی میتوان برآوردی داشت. اگر قیمت همه کالاها در طول یک سال دقیقاً دو برابر شود، در این صورت میزان تورم ۱۰۰ درصد است.
🔸 میزان تورم باید بیشتر از آن چیزی باشد که بهطور رسمی اعلام میشود، ولی نه به اندازه ۱۵ برابر؛ اشتباه استیو هنکه در این است که نرخ دلار را به کل اقتصاد تعمیم میدهد و فرض را بر وجود ضریب همبستگی صد درصدی میان نرخ دلار و نرخ همه کالاها و خدمات میگذارد. این در حالی است که نرخ طلا و گوشی موبایل با ضریب همبستگی خیلی بالایی با نرخ دلار تغییر میکند و قیمت نان و مسکن با ضریب کمتری؛ اشتباه دیگر وی در این است که تفاوت نرخ دلار در ابتدا و انتهای سال را مبنای افزایش این نرخ میگیرد. درحالیکه باید تفاوت میانگین نرخ دلار در دو سال ۹۶ و ۹۵ یا دو سال ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ را مبنا بگیرد.
🔸 سه نکته پایانی:
۱. مرغ همسایه غاز نیست؛
۲. رعایت انصاف و صداقت در نقد و تحلیل وظیفه کارشناسی است؛
۳. با توجه به نبود معافیتهای تحریمی آمریکا برای خریداران نفت ایران و بنابراین کاهش شدید صادرات نفت و درآمدهای ارزی، باید به انتظار بازگشت تورم سالهای ۹۱ و ۹۲ بود.
۹ تیر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
Telegram
علی دینی ترکمانی
توسعه فراگیر و همهجانبه، بدون عملیاتی شدن رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال ممکن نمیشود. دموکراتیزه کردن سازمان تولید و نظام تصمیم سازی(توزیع قدرت اقتصادی و سیاسی) تنها راهکار تامین جامعهی متوازن، پیشرو و
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
🖊 پیامد طرح ایده متوقف شدن صادرات نفت در منطقه
علی دینی ترکمانی
🔸آقای روحانی در دیدار با ایرانیان مقیم سوئیس گفته است: "معنی ندارد نفت ایران صادر نشود و نفت منطقه صادر شود."
در اینباره، برداشتی که میتوان کرد این است که در صورت کاهش صادرات نفت و پیادهسازی احتمالی طرح نفت در برابر غذا و دارو، ایران میتواند در پی ایجاد شرایطی باشد که نفت کشورهای منطقه نیز صادر نشود. این شرایط، طبعاً از نگاه ناظران منطقه و جهان، به معنای بیثبات شدن منطقه است.
🔸اگر نقل قول رسانهها از آقای روحانی و برداشت مذکور از آن، صحت داشته باشد، آمریکا در اعمال تحریمها قاطعتر میشود. به بیانی دیگر، راه برای مذاکره احتمالی، ولو در پشت درهای بسته در کشوری خاص، بسته می شود. در عینحال، به شرکای منطقهای آمریکا، از جمله عربستان و اسرائیل این بهانه تبلیغاتی را میدهد که با استناد به تهدید ایران، خواهان فشارهای بیشتری از سوی آمریکا بشوند.
🔸تحریم، صرفنظر از انگیزهها و مقاصد سیاسی پشت سر آن، به معنای اعلان جنگ نظامی نیست. بنابراین، با منطق آن, که در وهله اول بیشتر اقتصادی به نظر میرسد، امکان ایجاد همگرایی وجود دارد. سیاستی که آمریکا در حال پیشبرد آن است. اما، تهدید به بیثبات سازی منطقه، میتواند موجب واگرایی بیشتر میان ایران و شرکای منطقهای آن از جمله روسیه بشود، چرا که پیام درگیری نظامی را در خود دارد. در عینحال، میتواند انگیزه به نیروهایی بدهد که منافعشان در وقوع جنگ، در گوشه و کنار جهان، است. نیروهای مرتبط با سرمایه تسلیحاتی در آمریکا و اروپا.
🔸اگر اقتصاد ایران چنان قوی بود که با صادر نکردن کالا یا محصولی به بازار جهانی، میتوانست شوک بزرگی به آن وارد کند، پیگیری سیاست تحریم در برابر تحریم منطقی مینمود. همانطور که افزایش تعرفه چین در برابر سیاست تعرفهای آمریکا منطقی است. اما، متأسفانه چنین امکانی برای اقتصاد ما وجود ندارد.
حتی برای نفتمان نیز جایگزین سازی میشود. عربستان به کنار، روسیه نیز برای پر کردن کاهش صادرات نفت ایران در بازار جهانی، وارد عمل میشود و با عربستان همکاری میکند تا احتمالاً در مسائل مورد مناقشه با غرب، از جمله اوکراین و جزیره کریمه، امتیازهای لازم را بگیرد.
۱۳ تیر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
علی دینی ترکمانی
🔸آقای روحانی در دیدار با ایرانیان مقیم سوئیس گفته است: "معنی ندارد نفت ایران صادر نشود و نفت منطقه صادر شود."
در اینباره، برداشتی که میتوان کرد این است که در صورت کاهش صادرات نفت و پیادهسازی احتمالی طرح نفت در برابر غذا و دارو، ایران میتواند در پی ایجاد شرایطی باشد که نفت کشورهای منطقه نیز صادر نشود. این شرایط، طبعاً از نگاه ناظران منطقه و جهان، به معنای بیثبات شدن منطقه است.
🔸اگر نقل قول رسانهها از آقای روحانی و برداشت مذکور از آن، صحت داشته باشد، آمریکا در اعمال تحریمها قاطعتر میشود. به بیانی دیگر، راه برای مذاکره احتمالی، ولو در پشت درهای بسته در کشوری خاص، بسته می شود. در عینحال، به شرکای منطقهای آمریکا، از جمله عربستان و اسرائیل این بهانه تبلیغاتی را میدهد که با استناد به تهدید ایران، خواهان فشارهای بیشتری از سوی آمریکا بشوند.
🔸تحریم، صرفنظر از انگیزهها و مقاصد سیاسی پشت سر آن، به معنای اعلان جنگ نظامی نیست. بنابراین، با منطق آن, که در وهله اول بیشتر اقتصادی به نظر میرسد، امکان ایجاد همگرایی وجود دارد. سیاستی که آمریکا در حال پیشبرد آن است. اما، تهدید به بیثبات سازی منطقه، میتواند موجب واگرایی بیشتر میان ایران و شرکای منطقهای آن از جمله روسیه بشود، چرا که پیام درگیری نظامی را در خود دارد. در عینحال، میتواند انگیزه به نیروهایی بدهد که منافعشان در وقوع جنگ، در گوشه و کنار جهان، است. نیروهای مرتبط با سرمایه تسلیحاتی در آمریکا و اروپا.
🔸اگر اقتصاد ایران چنان قوی بود که با صادر نکردن کالا یا محصولی به بازار جهانی، میتوانست شوک بزرگی به آن وارد کند، پیگیری سیاست تحریم در برابر تحریم منطقی مینمود. همانطور که افزایش تعرفه چین در برابر سیاست تعرفهای آمریکا منطقی است. اما، متأسفانه چنین امکانی برای اقتصاد ما وجود ندارد.
حتی برای نفتمان نیز جایگزین سازی میشود. عربستان به کنار، روسیه نیز برای پر کردن کاهش صادرات نفت ایران در بازار جهانی، وارد عمل میشود و با عربستان همکاری میکند تا احتمالاً در مسائل مورد مناقشه با غرب، از جمله اوکراین و جزیره کریمه، امتیازهای لازم را بگیرد.
۱۳ تیر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
Telegram
علی دینی ترکمانی
توسعه فراگیر و همهجانبه، بدون عملیاتی شدن رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال ممکن نمیشود. دموکراتیزه کردن سازمان تولید و نظام تصمیم سازی(توزیع قدرت اقتصادی و سیاسی) تنها راهکار تامین جامعهی متوازن، پیشرو و
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
📢 #گفت_و_شنود_اقتصادی، نشست شماره ۱۴۵
🗓 یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷
⏰ ۶:۱۵ تا ۹ عصر
✅ دربارهی #اقتصاد_ایران
☑️ و دربارهی #سوسیال_دموکراسی
🔘 با حضور #علی__دینی_ترکمانی
✅ جریان اصلی (یا متداول) که در فضای اندیشهی اقتصادی با عنوان
Main stream
شناسایی میشود بر نقش حداقلی دولت در اقتصاد و توجه به مکانیزمهای خودتنظیمگر تأکید دارد. بر اساس دیدگاهی که اکثریت اقتصاددانان در سطح دنیا پیروی میکنند، نقش دولت به مواردی خاص و معدود با عنوان «شکست بازار» یا
Market Failure
محدود میشود. تقریباً تمام اقتصادهای پیشرفته یا رو به پیشرفت به همین مکانیسم توجه و ممارست داشته و دارند. در ایران گروهی از اندیشمندان و اقتصاددانان به این رویکرد (جریان متداول) انتقاد داشته و در تلاش برای یافتن راهی بهتر و عادلانه هستند. علی دینی ترکمانی یکی از افراد فعال و پویا در این زمینه است. علی به
«تو در تویی نهادی»
اشاره میکند و باور دارد «توسعه امری بسیار پیچیدهتر از این است که با توصیههایی همچون خصوصیسازی و آزادسازی قیمتها به نتیجه برسد»
✅ علی در مقدمهی کانالش در تلگرام نوشته: «توسعه فراگیر، بدون عملیاتی شدن رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال ممکن نمیشود. دموکراتیزه کردن سازمان تولید و نظام تصمیم سازی از طریق توزیع قدرت اقتصادی و سیاسی تنها راهکار تامین جامعه ای متعادل و باثبات است»
https://t.me/alidin_alidini
✅ کانال علی دینی ترکمانی در تلگرام👇
https://t.me/alidinee
✅ در یکصد و چهل و پنجمین نشست از سلسله دورهمیهای #گفت_و_شنود_اقتصادی با علی دینی ترکمانی دربارهی اقتصاد ایران و راهکارهایی که پیشنهاد میکند گفتگو میکنیم.
✅ مکان: تهران، تقاطع كارگر و كشاورز، نبش ضلع جنوب غربي، پلاك ٣٠٨، كتاب آمه، #کافه_ایونت
🍹جلسات #گفت_و_شنود_اقتصادی دوستانه، مشارکتی و مستقل است. بابت هزینه مکان و پذیرایی هر نفر حداقل ١٠ هزار تومان به کافه پرداخت میکنیم.
@MortezaaKazemii
۰۹۱۳۴۰۲۰۹۲۲
✔️ کانال گفت و شنود اقتصادی
✅ @EconomicTalk
✔️ کانال کافه ایونت
✅ @KafehEvent
🗓 یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷
⏰ ۶:۱۵ تا ۹ عصر
✅ دربارهی #اقتصاد_ایران
☑️ و دربارهی #سوسیال_دموکراسی
🔘 با حضور #علی__دینی_ترکمانی
✅ جریان اصلی (یا متداول) که در فضای اندیشهی اقتصادی با عنوان
Main stream
شناسایی میشود بر نقش حداقلی دولت در اقتصاد و توجه به مکانیزمهای خودتنظیمگر تأکید دارد. بر اساس دیدگاهی که اکثریت اقتصاددانان در سطح دنیا پیروی میکنند، نقش دولت به مواردی خاص و معدود با عنوان «شکست بازار» یا
Market Failure
محدود میشود. تقریباً تمام اقتصادهای پیشرفته یا رو به پیشرفت به همین مکانیسم توجه و ممارست داشته و دارند. در ایران گروهی از اندیشمندان و اقتصاددانان به این رویکرد (جریان متداول) انتقاد داشته و در تلاش برای یافتن راهی بهتر و عادلانه هستند. علی دینی ترکمانی یکی از افراد فعال و پویا در این زمینه است. علی به
«تو در تویی نهادی»
اشاره میکند و باور دارد «توسعه امری بسیار پیچیدهتر از این است که با توصیههایی همچون خصوصیسازی و آزادسازی قیمتها به نتیجه برسد»
✅ علی در مقدمهی کانالش در تلگرام نوشته: «توسعه فراگیر، بدون عملیاتی شدن رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال ممکن نمیشود. دموکراتیزه کردن سازمان تولید و نظام تصمیم سازی از طریق توزیع قدرت اقتصادی و سیاسی تنها راهکار تامین جامعه ای متعادل و باثبات است»
https://t.me/alidin_alidini
✅ کانال علی دینی ترکمانی در تلگرام👇
https://t.me/alidinee
✅ در یکصد و چهل و پنجمین نشست از سلسله دورهمیهای #گفت_و_شنود_اقتصادی با علی دینی ترکمانی دربارهی اقتصاد ایران و راهکارهایی که پیشنهاد میکند گفتگو میکنیم.
✅ مکان: تهران، تقاطع كارگر و كشاورز، نبش ضلع جنوب غربي، پلاك ٣٠٨، كتاب آمه، #کافه_ایونت
🍹جلسات #گفت_و_شنود_اقتصادی دوستانه، مشارکتی و مستقل است. بابت هزینه مکان و پذیرایی هر نفر حداقل ١٠ هزار تومان به کافه پرداخت میکنیم.
@MortezaaKazemii
۰۹۱۳۴۰۲۰۹۲۲
✔️ کانال گفت و شنود اقتصادی
✅ @EconomicTalk
✔️ کانال کافه ایونت
✅ @KafehEvent
برنامه "مناظره ( سری جدید) شبکه یک سیما: راه های حمایت از مردم در بازار مسکن"
http://www.telewebion.com/episode/1851776
https://t.me/alidinee
http://www.telewebion.com/episode/1851776
https://t.me/alidinee
🖊عربستان و گذار تدریجی از اوپک
علی دینی ترکمانی
وزیر انرژی عربستان: « وظیفه کمیته مشترک وزیران انرژی اوپک و غیر اوپک نه کنترل کردن میزان تولید هر کشوری بلکه تنظیم کل تولید نفت است. » (به نقل از خبرگزاری ایسنا)
از این سخن، چهار برداشت میتوان کرد.
🔸اول، اوپک دیگر به تنهایی تنظیم کننده بازار جهانی نفت نیست. کشورهای دیگر از جمله آمریکا و روسیه نیز بهعنوان تولیدکنندگان و بازیگران مهم، حضور دارند و باید نظر آنها را لحاظ کرد؛
🔸دوم، قدرت اقتصادی کارتل نفتی اوپک، در قیمتگذاری انحصاری معطوف به منافع تکتک اعضای آن باید تضعیف شود. آنچه اهمیت دارد تأمین انرژی مورد نیاز در سطح جهان است. یعنی هماهنگی بیشتر با اقتصادهای صنعتی تا اقتصادهای نفتی؛ به بیانی دیگر، اوپک تعهدی به سهمیهبندی تولید و صادرات میان اعضای خود ندارد. این یعنی عربستان میتواند به هر مقداری که لازم میداند تولید و صادرات داشته باشد.
🔸 سوم، جایی برای نگرانی بابت کاهش صادرات نفت ایران بر اثر تحریمها وجود ندارد؛ اعمال فشار اقتصادی با هدف سیاسی.
🔸چهارم، اما، عربستان در پی تغییر صفبندی خود نیز است. جدا شدن تدریجی از صف اقتصادهای نفتی توسعه نیافته یا تک محصولی و پیوستن به اقتصادهای صنعتی؛ عربستان اقتصاد بدون نفت را برای سال ۲۰۳۰م هدفگذاری کرده است. درآمد ارزی صنعت گردشگری زیارتی و غیر زیارتی و صنعت پیشروی پتروشیمی آن قابل توجه است. در حال شکل دادن به زیرساخت سرمایه انسانی بهعنوان مهمترین عامل بازسازی ساخت اقتصادی است. اگر این کشور دچار تلاطمهای بیثبات کنندهای بر اثر اصلاحات اجتماعی و اقتصادی و تغییرات در ساخت قدرت و منازعههای داخلی مترتب بر آن نشود، به احتمال زیاد، بهتدریج پرچم جدایی از اوپک یا سازماندهی همه تولیدکنندگان، در چارچوبی واحد، را بر خواهد افراشت. در اینصورت، وزن کشورهایی که با نظم اقتصاد جهانی ناسازگار باشند، در تصمیمسازی نفتی کمتر خواهد شد و کارتل نفتی جهانی جدیدی شکل خواهد گرفت. کارتلی با موقعیت انحصار چندجانبهای که در آن کشورهای آمریکا و روسیه و عربستان بهعنوان تولیدکنندگان اصلی نقش رهبر و سایر کشورها بهعنوان تولیدکنندگان کوچک نقش پیرو و دنبالهرو را خواهند داشت.
۲۴ تیر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
علی دینی ترکمانی
وزیر انرژی عربستان: « وظیفه کمیته مشترک وزیران انرژی اوپک و غیر اوپک نه کنترل کردن میزان تولید هر کشوری بلکه تنظیم کل تولید نفت است. » (به نقل از خبرگزاری ایسنا)
از این سخن، چهار برداشت میتوان کرد.
🔸اول، اوپک دیگر به تنهایی تنظیم کننده بازار جهانی نفت نیست. کشورهای دیگر از جمله آمریکا و روسیه نیز بهعنوان تولیدکنندگان و بازیگران مهم، حضور دارند و باید نظر آنها را لحاظ کرد؛
🔸دوم، قدرت اقتصادی کارتل نفتی اوپک، در قیمتگذاری انحصاری معطوف به منافع تکتک اعضای آن باید تضعیف شود. آنچه اهمیت دارد تأمین انرژی مورد نیاز در سطح جهان است. یعنی هماهنگی بیشتر با اقتصادهای صنعتی تا اقتصادهای نفتی؛ به بیانی دیگر، اوپک تعهدی به سهمیهبندی تولید و صادرات میان اعضای خود ندارد. این یعنی عربستان میتواند به هر مقداری که لازم میداند تولید و صادرات داشته باشد.
🔸 سوم، جایی برای نگرانی بابت کاهش صادرات نفت ایران بر اثر تحریمها وجود ندارد؛ اعمال فشار اقتصادی با هدف سیاسی.
🔸چهارم، اما، عربستان در پی تغییر صفبندی خود نیز است. جدا شدن تدریجی از صف اقتصادهای نفتی توسعه نیافته یا تک محصولی و پیوستن به اقتصادهای صنعتی؛ عربستان اقتصاد بدون نفت را برای سال ۲۰۳۰م هدفگذاری کرده است. درآمد ارزی صنعت گردشگری زیارتی و غیر زیارتی و صنعت پیشروی پتروشیمی آن قابل توجه است. در حال شکل دادن به زیرساخت سرمایه انسانی بهعنوان مهمترین عامل بازسازی ساخت اقتصادی است. اگر این کشور دچار تلاطمهای بیثبات کنندهای بر اثر اصلاحات اجتماعی و اقتصادی و تغییرات در ساخت قدرت و منازعههای داخلی مترتب بر آن نشود، به احتمال زیاد، بهتدریج پرچم جدایی از اوپک یا سازماندهی همه تولیدکنندگان، در چارچوبی واحد، را بر خواهد افراشت. در اینصورت، وزن کشورهایی که با نظم اقتصاد جهانی ناسازگار باشند، در تصمیمسازی نفتی کمتر خواهد شد و کارتل نفتی جهانی جدیدی شکل خواهد گرفت. کارتلی با موقعیت انحصار چندجانبهای که در آن کشورهای آمریکا و روسیه و عربستان بهعنوان تولیدکنندگان اصلی نقش رهبر و سایر کشورها بهعنوان تولیدکنندگان کوچک نقش پیرو و دنبالهرو را خواهند داشت.
۲۴ تیر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
Telegram
علی دینی ترکمانی
توسعه فراگیر و همهجانبه، بدون عملیاتی شدن رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال ممکن نمیشود. دموکراتیزه کردن سازمان تولید و نظام تصمیم سازی(توزیع قدرت اقتصادی و سیاسی) تنها راهکار تامین جامعهی متوازن، پیشرو و
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
🖊تغییر ریاست بانک مرکزی و آینده نرخ دلار
علی دینی ترکمانی
🔸دکتر همتی بهجای دکتر سیف بر صندلی ریاست بانک مرکزی نشست. تغییرات مدیریتی مانند تعویض بازیکنان تیمهای ورزشی در زمان خود لازم و ضروری است. اما، اگر تیمی بنیه ضعیفی داشته باشد و از منظر راهبرد و تاکتیک، درگیر ضعفهای اساسی باشد، تعویض بازیکنان، در نیل به اهداف، از جمله تغییر نتیجه بازی، کارگر نمیافتد.
🔸افزایش نقدینگی در اقتصاد ایران بیش از آنکه تحت تأثیر سیاست پولی بانک مرکزی باشد، متأثر از ساخت قدرت تو در تویی است که نقدینگی را به اجبار رشد میدهد. مادام که تو در تویی نهادی باقی است؛ گریزی از رشد نقدینگی نیست.
🔸ناتوانی در تبدیل نقدینگی تزریق شده به اقتصاد، به ظرفیتهای تولیدی مولد، مشکل ساختاری دیگری است که خود را در فرآیند انباشت سرمایه بسیار ضعیف با بهرهوری پایین تشدید کننده تورم نشان میدهد. این نیز تحت تأثیر سوء مدیریت شدید پروژههای سرمایهگذاری، فساد نهادینه شده، نبود سیاست صنعتی آیندهنگر و موازی کاریهای بیش از اندازه است.
🔸تنشها و تضادها در عرصه بینالمللی و تشدید آن در شرایط کنونی، مشکل زیربنایی دیگری است که از طریق تشدید انتظارات موجب رکورد زنیهای جدید دلار بر بستر اقتصاد بیمار و نحیف میشود. بنابراین، همچنان باید منتظر افزایش نرخ دلار بود.
🔸در این شرایط، جابهجایی مدیران ارشد چه در بانک مرکزی و چه در وزارتخانهها چاره ساز مشکلات مذکور نمیشود. ریشهها با وزن بسیار بالا در عملکردها باید اصلاح شوند؛ تا مدیران بتوانند اثرگذاری مورد نظر را داشته باشند.
۴ مرداد ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
علی دینی ترکمانی
🔸دکتر همتی بهجای دکتر سیف بر صندلی ریاست بانک مرکزی نشست. تغییرات مدیریتی مانند تعویض بازیکنان تیمهای ورزشی در زمان خود لازم و ضروری است. اما، اگر تیمی بنیه ضعیفی داشته باشد و از منظر راهبرد و تاکتیک، درگیر ضعفهای اساسی باشد، تعویض بازیکنان، در نیل به اهداف، از جمله تغییر نتیجه بازی، کارگر نمیافتد.
🔸افزایش نقدینگی در اقتصاد ایران بیش از آنکه تحت تأثیر سیاست پولی بانک مرکزی باشد، متأثر از ساخت قدرت تو در تویی است که نقدینگی را به اجبار رشد میدهد. مادام که تو در تویی نهادی باقی است؛ گریزی از رشد نقدینگی نیست.
🔸ناتوانی در تبدیل نقدینگی تزریق شده به اقتصاد، به ظرفیتهای تولیدی مولد، مشکل ساختاری دیگری است که خود را در فرآیند انباشت سرمایه بسیار ضعیف با بهرهوری پایین تشدید کننده تورم نشان میدهد. این نیز تحت تأثیر سوء مدیریت شدید پروژههای سرمایهگذاری، فساد نهادینه شده، نبود سیاست صنعتی آیندهنگر و موازی کاریهای بیش از اندازه است.
🔸تنشها و تضادها در عرصه بینالمللی و تشدید آن در شرایط کنونی، مشکل زیربنایی دیگری است که از طریق تشدید انتظارات موجب رکورد زنیهای جدید دلار بر بستر اقتصاد بیمار و نحیف میشود. بنابراین، همچنان باید منتظر افزایش نرخ دلار بود.
🔸در این شرایط، جابهجایی مدیران ارشد چه در بانک مرکزی و چه در وزارتخانهها چاره ساز مشکلات مذکور نمیشود. ریشهها با وزن بسیار بالا در عملکردها باید اصلاح شوند؛ تا مدیران بتوانند اثرگذاری مورد نظر را داشته باشند.
۴ مرداد ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
Telegram
علی دینی ترکمانی
توسعه فراگیر و همهجانبه، بدون عملیاتی شدن رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال ممکن نمیشود. دموکراتیزه کردن سازمان تولید و نظام تصمیم سازی(توزیع قدرت اقتصادی و سیاسی) تنها راهکار تامین جامعهی متوازن، پیشرو و
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
🖊شکاف تمدنی، کاهش ارزش ریال در برابر افغانی و بازگشت کارگران افغان به افغانستان
علی دینی ترکمانی
این روزها کارگران افغانستانی، تمایلی برای ماندن در ایران و کار کردن ندارند. سال گذشته در این هنگام، به ازای یک میلیون تومان، نوزده هزار افغانی گیرشان میآمد. با کاهش شدید ارزش پول ملی، اکنون، شش هزار افغانی عایدشان میشود. این میزان کمتر از درآمدی است که در افغانستان میتوانند بهدست آورند. بنابراین، انگیزه آنان برای ماندن در ایران ضعیف شده است.
بیست سال پیش ارزش یک میلیون تومان، برابر یک صد هزار افغانی بود. در طول این سالها ارزش ریال در برابر افغانی بیش از ۱۶۰۰ درصد کاهش یافته است. این یعنی شکاف تمدنی که متأسفانه در کاهش ارزش ریال در برابر افغانی به خوبی بازتاب مییابد. سخن بر سر نوسان نرخ ارز و گاهی شوک ارزی نیست. بر سر افول تمدنی اقتصاد کشور و بازتاب آن در آینه تمام نمای کاهش ارزش پول ملی در برابر همه ارزهاست.
با ادامه این وضع غم انگیز و تاسف بار، نه تنها همه افغانهایی که وابستگی خانوادگی در اینجا ندارند، تمایل به بازگشت به افغانستان خواهند داشت و بخشهای ساختمان و خدمات نظافتی را با کمبود نیروی کار خوب مواجه خواهند کرد، ممکن است بخشی از نیروی کار ایرانی نیز سودای پیدا کردن کار در افغانستان را در سر بپروراند. ...
۱۶ مرداد ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
علی دینی ترکمانی
این روزها کارگران افغانستانی، تمایلی برای ماندن در ایران و کار کردن ندارند. سال گذشته در این هنگام، به ازای یک میلیون تومان، نوزده هزار افغانی گیرشان میآمد. با کاهش شدید ارزش پول ملی، اکنون، شش هزار افغانی عایدشان میشود. این میزان کمتر از درآمدی است که در افغانستان میتوانند بهدست آورند. بنابراین، انگیزه آنان برای ماندن در ایران ضعیف شده است.
بیست سال پیش ارزش یک میلیون تومان، برابر یک صد هزار افغانی بود. در طول این سالها ارزش ریال در برابر افغانی بیش از ۱۶۰۰ درصد کاهش یافته است. این یعنی شکاف تمدنی که متأسفانه در کاهش ارزش ریال در برابر افغانی به خوبی بازتاب مییابد. سخن بر سر نوسان نرخ ارز و گاهی شوک ارزی نیست. بر سر افول تمدنی اقتصاد کشور و بازتاب آن در آینه تمام نمای کاهش ارزش پول ملی در برابر همه ارزهاست.
با ادامه این وضع غم انگیز و تاسف بار، نه تنها همه افغانهایی که وابستگی خانوادگی در اینجا ندارند، تمایل به بازگشت به افغانستان خواهند داشت و بخشهای ساختمان و خدمات نظافتی را با کمبود نیروی کار خوب مواجه خواهند کرد، ممکن است بخشی از نیروی کار ایرانی نیز سودای پیدا کردن کار در افغانستان را در سر بپروراند. ...
۱۶ مرداد ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
Telegram
علی دینی ترکمانی
توسعه فراگیر و همهجانبه، بدون عملیاتی شدن رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال ممکن نمیشود. دموکراتیزه کردن سازمان تولید و نظام تصمیم سازی(توزیع قدرت اقتصادی و سیاسی) تنها راهکار تامین جامعهی متوازن، پیشرو و
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
🖊پیش شرطهای نهادی مبارزه با فساد اقتصادی
علی دینی ترکمانی
فساد در جامعه ایران به قالب بسیار نظاممند و سازمان یافتهای در آمده است. امکان قاچاق در حجم بالا یا سرقت بانکی در ارقام حیرتانگیز سه، شش و دوازده هزار میلیارد تومان، بدون وجود شبکه قوی و سازمان یافتهای از نیروها و بازیگران مختلف امکانناپذیر است.
چنین فسادی هم موجب زوال سرمایه اجتماعی میشود و هم پیشبرد طرحها و پروژههایی که مستلزم وجود اعتماد مردم به نظام حکمرانی است را به شدت ضعیف، و در یک کلام جامعه و اقتصاد را گرفتار تلهی بیاعتمادی میکند.
در همه جوامع اشکالی از فساد وجود دارد؛ اما، در ابعاد و اعماق آن، تفاوتهای قابلتوجهی هست. فساد، در کشورهای اسکاندیناوی بسیار کم و در کشورهایی چون روسیه و ایران بسیار زیاد است.
تجربه کشورهای گروه اول نشان میدهد پیش شرطهای مهمی برای پیشگیری از افتادن جامعه و اقتصاد در تلهی فلج کننده بیاعتمادی وجود دارد: نظام قضایی و دادرسی مستقل، نظام اداری قوی و سالم، وجود نهادهای مدنی ناظر، وجود احزاب هم سنگ کنترل کننده قدرت یکدیگر، و برابری قابل قبول اقتصادی و اجتماعی.
در غیاب چنین پیش شرطهایی هدف مبارزه با فساد ره به جایی نمیبرد.
۲۲ مرداد ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
علی دینی ترکمانی
فساد در جامعه ایران به قالب بسیار نظاممند و سازمان یافتهای در آمده است. امکان قاچاق در حجم بالا یا سرقت بانکی در ارقام حیرتانگیز سه، شش و دوازده هزار میلیارد تومان، بدون وجود شبکه قوی و سازمان یافتهای از نیروها و بازیگران مختلف امکانناپذیر است.
چنین فسادی هم موجب زوال سرمایه اجتماعی میشود و هم پیشبرد طرحها و پروژههایی که مستلزم وجود اعتماد مردم به نظام حکمرانی است را به شدت ضعیف، و در یک کلام جامعه و اقتصاد را گرفتار تلهی بیاعتمادی میکند.
در همه جوامع اشکالی از فساد وجود دارد؛ اما، در ابعاد و اعماق آن، تفاوتهای قابلتوجهی هست. فساد، در کشورهای اسکاندیناوی بسیار کم و در کشورهایی چون روسیه و ایران بسیار زیاد است.
تجربه کشورهای گروه اول نشان میدهد پیش شرطهای مهمی برای پیشگیری از افتادن جامعه و اقتصاد در تلهی فلج کننده بیاعتمادی وجود دارد: نظام قضایی و دادرسی مستقل، نظام اداری قوی و سالم، وجود نهادهای مدنی ناظر، وجود احزاب هم سنگ کنترل کننده قدرت یکدیگر، و برابری قابل قبول اقتصادی و اجتماعی.
در غیاب چنین پیش شرطهایی هدف مبارزه با فساد ره به جایی نمیبرد.
۲۲ مرداد ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
Telegram
علی دینی ترکمانی
توسعه فراگیر و همهجانبه، بدون عملیاتی شدن رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال ممکن نمیشود. دموکراتیزه کردن سازمان تولید و نظام تصمیم سازی(توزیع قدرت اقتصادی و سیاسی) تنها راهکار تامین جامعهی متوازن، پیشرو و
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
🖊ابر تورم ونزوئلا و حذف پنج صفر از بولیوار
علی دینی ترکمانی
باور بعضی وقایع تاریخی که در کتب اقتصادی ذکر میشود، معمولاً سخت است. اینکه نرخ بهره یا سود بانکی میتواند بسیار پایین یا حتی صفر باشد، ولی سرمایهگذاران انگیزهای برای سرمایهگذاری نداشته باشند، یکی از این موارد است. وضعی که جان مینارد کینز آن را " دام نقدینگی" مینامید. در این وضع، تقاضا برای داشتن پول نقد بسیار زیاد میشود و سیاست پولی معطوف به کاهش نرخ بهره، با هدف تشویق سرمایهگذاری، شکست میخورد. ژاپن طی دو دهه اخیر، چند سال در این موقعیت قرار گرفت. نرخ بهره در این کشور حتی منفی شد، ولی اقتصادش برای مدتی از رکود درنیامد.
مورد دیگر، کاهش شدید ارزش پول ملی بر اثر ابر تورم است. وضعی که در آن، برای خرید چند کیلو سیبزمینی، باید گونی گونی پول تحویل داد. پول بهجای شمارش، وزن می شود و به ،مصداقی از جمله " کیلویی چند" در مئ آید. گفته می شود در جنگهای جهانی اول و دوم، تورم خیلی بالا در کشورهای درگیر در جنگ و در آلمان ۱۹۲۳ و زیمبابوه ۲۰۰۰ ابرتورمی مشابه مورد ونزوئلا وجود داشت.
اکنون، ونزوئلا پیش روی چشمان جهانیان است، با ابر تورم ۸۰ هزار درصدی بر مبنای قیمت برخی از اقلام و تغییر نرخ ارز و تورم حدود ۲۵۰۰ درصدی بر مینای شاخص قیمت خرده فروشی؛ یعنی در عرض یک دوره مالی، برخی قیمتها بهطور متوسط ۸۰۰ برابر و میانگین قیمت ها ۲۵ برابر شده است. تاریخ نیست؛ واقعیت پیش رویما است. با وجود این، هنوز پذیرشش سخت است اما هست و قاطعیت خود را در آینه افت شدید قدرت خرید مردم این کشور بازتاب می دهد.
دولت ونزوئلا، در پاسخ به این بحران اقتصادی که موج وسیعی از مهاجرت مردم این کشور، به کشورهای برزیل و کلمبیا و پرو را موجب شده است، پنج صفر از پول ملی خود، بولیوار، را حذف کرده است. اما، این اقدام قطعاً برای کنترل تورم نتیجه بخش نخواهد بود، چرا که حکم تغییر صورت مسئله را دارد و نه پاسخ مناسب به آن. حذف صفرها، خوانش قیمتها را تغییر میدهد، بدون آنکه تأثیری بر مابه ازای کالایی پول جدید بگذارد. دو میلیون و ۴۰۰ هزار بولیوار، قبلاً برابر ۴۰ سنت آمریکا بود از این پس ۲۴ بولیوار برابر ۴۰ سنت میشود. با ۲۴ بولیوار همان اندازه کالا و خدمات میتوان خرید که با ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار میشد خرید. چرا که رابطه برابری قیمت کالاها و خدمات با پول جدید، بر سر جای خود میماند و با استمرار تورم، ارزش آن کمتر میشود؛ برای مثال به ۳۰ و بعد ۴۰ بولیوار در برابر ۴۰ سنت میرسد.
شاید مقامات ونزوئلا تجربه ترکیه و حذف ۶ صفر از لیر را در ذهن داشته باشند. اما، مقایسه تطبیقی شرایط پیشین و کنونی ترکیه نشان میدهد آن چه موجب کنترل فشارهای تورمی در این کشور شد، نه اقدام مذکور، بلکه، استفاده سودمند از پتانسیلهای اقتصاد و سرمایه جهانی، از طریق نزدیکی بیشتر به اتحادیه اروپا و ناتو، بود. کاهش قابل توجه اخیر ارزش لیر جدید در برابر دلار آمریکا که به معنای افزایش متناسب قیمتها در این کشور است، نشان میدهد تورم بالای ترکیه قابل بازگشت است اگر تنشهای آن با آمریکا حل نشود. این به معنای، بیاثر بودن تغییر واحد پول ملی برای کنترل تورم است.
دولت ونزوئلا چارهای ندارد، جز تصحیح روابط و دیپلماسیاش با اقتصاد جهانی و قدرتهای بزرگ؛ در غیر این صورت، صرفنظر از نقدهای وارد بر اقتصاد جهانی و قدرتهای بزرگ، از منظر منطق قدرت مساوات گرایانه، باید انتظار فروپاشی آن را داشت.
در همه جای جهان، مردم، انتظار تأمین ثبات اقتصادی و حفظ ارزش پول ملی و ثبات قیمتها را دارند. ناتوانی دولت در برآورده کردن این انتظار، به معنای از دست رفتن مشروعیت آن و در نتیجه متزلزل شدن پایگاه اجتماعیاش است. نان مهمترین دغدغه تودههاست. ناتوانی در تأمین آن به شکلی آبرومند، یعنی همراه با تأمین شأن و کرامت آدمی، به معنای صدور مجوز برای شورش و طغیان مردم، بهویژه لایههای فرودستی است که زیر چرخدنده سنگین و خردکننده تورم و بیکاری شدید، چیزی برای از دست دادن ندارند. این قانونمندی مسلم اجتماعی است.
۲ شهریور ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
علی دینی ترکمانی
باور بعضی وقایع تاریخی که در کتب اقتصادی ذکر میشود، معمولاً سخت است. اینکه نرخ بهره یا سود بانکی میتواند بسیار پایین یا حتی صفر باشد، ولی سرمایهگذاران انگیزهای برای سرمایهگذاری نداشته باشند، یکی از این موارد است. وضعی که جان مینارد کینز آن را " دام نقدینگی" مینامید. در این وضع، تقاضا برای داشتن پول نقد بسیار زیاد میشود و سیاست پولی معطوف به کاهش نرخ بهره، با هدف تشویق سرمایهگذاری، شکست میخورد. ژاپن طی دو دهه اخیر، چند سال در این موقعیت قرار گرفت. نرخ بهره در این کشور حتی منفی شد، ولی اقتصادش برای مدتی از رکود درنیامد.
مورد دیگر، کاهش شدید ارزش پول ملی بر اثر ابر تورم است. وضعی که در آن، برای خرید چند کیلو سیبزمینی، باید گونی گونی پول تحویل داد. پول بهجای شمارش، وزن می شود و به ،مصداقی از جمله " کیلویی چند" در مئ آید. گفته می شود در جنگهای جهانی اول و دوم، تورم خیلی بالا در کشورهای درگیر در جنگ و در آلمان ۱۹۲۳ و زیمبابوه ۲۰۰۰ ابرتورمی مشابه مورد ونزوئلا وجود داشت.
اکنون، ونزوئلا پیش روی چشمان جهانیان است، با ابر تورم ۸۰ هزار درصدی بر مبنای قیمت برخی از اقلام و تغییر نرخ ارز و تورم حدود ۲۵۰۰ درصدی بر مینای شاخص قیمت خرده فروشی؛ یعنی در عرض یک دوره مالی، برخی قیمتها بهطور متوسط ۸۰۰ برابر و میانگین قیمت ها ۲۵ برابر شده است. تاریخ نیست؛ واقعیت پیش رویما است. با وجود این، هنوز پذیرشش سخت است اما هست و قاطعیت خود را در آینه افت شدید قدرت خرید مردم این کشور بازتاب می دهد.
دولت ونزوئلا، در پاسخ به این بحران اقتصادی که موج وسیعی از مهاجرت مردم این کشور، به کشورهای برزیل و کلمبیا و پرو را موجب شده است، پنج صفر از پول ملی خود، بولیوار، را حذف کرده است. اما، این اقدام قطعاً برای کنترل تورم نتیجه بخش نخواهد بود، چرا که حکم تغییر صورت مسئله را دارد و نه پاسخ مناسب به آن. حذف صفرها، خوانش قیمتها را تغییر میدهد، بدون آنکه تأثیری بر مابه ازای کالایی پول جدید بگذارد. دو میلیون و ۴۰۰ هزار بولیوار، قبلاً برابر ۴۰ سنت آمریکا بود از این پس ۲۴ بولیوار برابر ۴۰ سنت میشود. با ۲۴ بولیوار همان اندازه کالا و خدمات میتوان خرید که با ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار میشد خرید. چرا که رابطه برابری قیمت کالاها و خدمات با پول جدید، بر سر جای خود میماند و با استمرار تورم، ارزش آن کمتر میشود؛ برای مثال به ۳۰ و بعد ۴۰ بولیوار در برابر ۴۰ سنت میرسد.
شاید مقامات ونزوئلا تجربه ترکیه و حذف ۶ صفر از لیر را در ذهن داشته باشند. اما، مقایسه تطبیقی شرایط پیشین و کنونی ترکیه نشان میدهد آن چه موجب کنترل فشارهای تورمی در این کشور شد، نه اقدام مذکور، بلکه، استفاده سودمند از پتانسیلهای اقتصاد و سرمایه جهانی، از طریق نزدیکی بیشتر به اتحادیه اروپا و ناتو، بود. کاهش قابل توجه اخیر ارزش لیر جدید در برابر دلار آمریکا که به معنای افزایش متناسب قیمتها در این کشور است، نشان میدهد تورم بالای ترکیه قابل بازگشت است اگر تنشهای آن با آمریکا حل نشود. این به معنای، بیاثر بودن تغییر واحد پول ملی برای کنترل تورم است.
دولت ونزوئلا چارهای ندارد، جز تصحیح روابط و دیپلماسیاش با اقتصاد جهانی و قدرتهای بزرگ؛ در غیر این صورت، صرفنظر از نقدهای وارد بر اقتصاد جهانی و قدرتهای بزرگ، از منظر منطق قدرت مساوات گرایانه، باید انتظار فروپاشی آن را داشت.
در همه جای جهان، مردم، انتظار تأمین ثبات اقتصادی و حفظ ارزش پول ملی و ثبات قیمتها را دارند. ناتوانی دولت در برآورده کردن این انتظار، به معنای از دست رفتن مشروعیت آن و در نتیجه متزلزل شدن پایگاه اجتماعیاش است. نان مهمترین دغدغه تودههاست. ناتوانی در تأمین آن به شکلی آبرومند، یعنی همراه با تأمین شأن و کرامت آدمی، به معنای صدور مجوز برای شورش و طغیان مردم، بهویژه لایههای فرودستی است که زیر چرخدنده سنگین و خردکننده تورم و بیکاری شدید، چیزی برای از دست دادن ندارند. این قانونمندی مسلم اجتماعی است.
۲ شهریور ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
Telegram
علی دینی ترکمانی
توسعه فراگیر و همهجانبه، بدون عملیاتی شدن رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال ممکن نمیشود. دموکراتیزه کردن سازمان تولید و نظام تصمیم سازی(توزیع قدرت اقتصادی و سیاسی) تنها راهکار تامین جامعهی متوازن، پیشرو و
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
🖊طالقانی و الهیات رهاییبخش او
علی دینی ترکمانی
فردا نوزده شهریور سالروز درگذشت آیتالله طالقانی است. مردی که نوع نگاه و رفتارش مصداقی از الهیات رهاییبخش بود.
مارکس گفته بود "دین افیون تودههاست" و البته افزوده بود" و آه ستمدیدگان". از نظر وی، دین یکی از منابع تغذیه فکری مردم و تزریق آگاهی کاذب است. آگاهی که هر چه باورپذیرتر باشد، پذیرش شرایط جاری را سهلتر میکند. شرایط جاری مطلوب صاحبان قدرت در نظام طبقاتی را.
در دهههای ۱۹۵۰ به بعد، در آمریکای لاتین کشیشهایی ظاهر شدند که از جنبشهای اجتماعی مساواتگرا در کشورهایی چون آرژانتین، بولیوی، کوبا و برزیل حمایت کردند و جنبشی به نام "الهیات رهاییبخش" را بنیان نهادند. الهیات و باور دینی که نه در خدمت صاحبان قدرت و اشاعه تسلیم و انفعال، که در جهت پیشبرد جنبش اجتماعی عدالتگرایانه است. به این اعتبار، و به دنبال این تجربه، سخن معروف مارکس مورد نقد قرار گرفت.
طالقانی یکی از موحدان، در پوشش روحانی، بود که مرز خود و دیگران را نه بر مبنای اعتقاد به خدا و ایمان دینی، بلکه بر مبنای پذیرش یا عدم پذیرش مناسبات تولید استثمارگرایانه تعیین میکرد. ازاینرو، وقتی اوایل انقلاب، هیئتی از کوبا به ایران آمدند و با او دیدار کردند و تفسیر و برداشتش از دین اسلام را شنیدند گفتند: اگر اسلام چنین است ما هم مسلمانیم.
از نظر طالقانی اسلام یعنی برابری و آزادی توأمان با هم. دیدگاه او یادآور رویکرد اقتصاددان برجسته و پرآوازه کنونی جهان یعنی آمارتیا سن نویسنده کتب "توسعه به مثابه آزادی"، "اندیشه عدالت"، "فقر و قحطی"، "اخلاق و اقتصاد" و "عقلانیت و آزادی" است. از نظر سن، آزادی در معنای نئولیبرالی آن تنها آزادی صاحبان ثروت و قدرت است. آزادی زمانی میتواند به معنای واقعی شامل حال آحاد افراد جامعه بشود که همه توانایی دسترسی به اهداف مطلوب زندگیشان را داشته باشند که لازمه آن وجود عدالت اجتماعی و توزیع مناسب ثروت در جامعه است.
طالقانی بدون آنکه با افرادی مانند سن آشنا باشد، به دلیل رویکرد مساواتگرایانه عاری از تعصبات دینی و مذهبی، به چنین برداشتهای رسیده و آن را به زبان خودش پردازش کرده بود.
یادش گرامی باد
۱۸ شهریور ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
علی دینی ترکمانی
فردا نوزده شهریور سالروز درگذشت آیتالله طالقانی است. مردی که نوع نگاه و رفتارش مصداقی از الهیات رهاییبخش بود.
مارکس گفته بود "دین افیون تودههاست" و البته افزوده بود" و آه ستمدیدگان". از نظر وی، دین یکی از منابع تغذیه فکری مردم و تزریق آگاهی کاذب است. آگاهی که هر چه باورپذیرتر باشد، پذیرش شرایط جاری را سهلتر میکند. شرایط جاری مطلوب صاحبان قدرت در نظام طبقاتی را.
در دهههای ۱۹۵۰ به بعد، در آمریکای لاتین کشیشهایی ظاهر شدند که از جنبشهای اجتماعی مساواتگرا در کشورهایی چون آرژانتین، بولیوی، کوبا و برزیل حمایت کردند و جنبشی به نام "الهیات رهاییبخش" را بنیان نهادند. الهیات و باور دینی که نه در خدمت صاحبان قدرت و اشاعه تسلیم و انفعال، که در جهت پیشبرد جنبش اجتماعی عدالتگرایانه است. به این اعتبار، و به دنبال این تجربه، سخن معروف مارکس مورد نقد قرار گرفت.
طالقانی یکی از موحدان، در پوشش روحانی، بود که مرز خود و دیگران را نه بر مبنای اعتقاد به خدا و ایمان دینی، بلکه بر مبنای پذیرش یا عدم پذیرش مناسبات تولید استثمارگرایانه تعیین میکرد. ازاینرو، وقتی اوایل انقلاب، هیئتی از کوبا به ایران آمدند و با او دیدار کردند و تفسیر و برداشتش از دین اسلام را شنیدند گفتند: اگر اسلام چنین است ما هم مسلمانیم.
از نظر طالقانی اسلام یعنی برابری و آزادی توأمان با هم. دیدگاه او یادآور رویکرد اقتصاددان برجسته و پرآوازه کنونی جهان یعنی آمارتیا سن نویسنده کتب "توسعه به مثابه آزادی"، "اندیشه عدالت"، "فقر و قحطی"، "اخلاق و اقتصاد" و "عقلانیت و آزادی" است. از نظر سن، آزادی در معنای نئولیبرالی آن تنها آزادی صاحبان ثروت و قدرت است. آزادی زمانی میتواند به معنای واقعی شامل حال آحاد افراد جامعه بشود که همه توانایی دسترسی به اهداف مطلوب زندگیشان را داشته باشند که لازمه آن وجود عدالت اجتماعی و توزیع مناسب ثروت در جامعه است.
طالقانی بدون آنکه با افرادی مانند سن آشنا باشد، به دلیل رویکرد مساواتگرایانه عاری از تعصبات دینی و مذهبی، به چنین برداشتهای رسیده و آن را به زبان خودش پردازش کرده بود.
یادش گرامی باد
۱۸ شهریور ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
Telegram
علی دینی ترکمانی
توسعه فراگیر و همهجانبه، بدون عملیاتی شدن رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال ممکن نمیشود. دموکراتیزه کردن سازمان تولید و نظام تصمیم سازی(توزیع قدرت اقتصادی و سیاسی) تنها راهکار تامین جامعهی متوازن، پیشرو و
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
همکاریهای روسیه، افغانستان و عراق با آمریکا در اعمال تحریمها
🖊علی دینی ترکمانی
در فروردین امسال بود که عراق واردات چند گروه کالایی از ایران را با طرح موضوع عدم رعایت کیفیت، منع کرد. در مرداد ماه نیز نخست وزیر عراق اعلام کرد که گرچه مخالف تحریمهای آمریکاست ولی به آن پایبند خواهد بود.
اکنون نوبت افغانستان است که با طرح موضوع تحریمهای آمریکا، واردات چهار گروه کالایی از جمله سیمان، فولاد، آهنآلات و میلگرد را منع کند.
اما داستان همکاری روسیه با آمریکا و عربستان برای رفع تأثیر منفی تحریم نفت ایران بر قیمت بازار جهانی نفت، جالبتر است. کشوری که از سویی در مخالفت با خروج آمریکا از برجام رجز میخواند و در سوی دیگر، در عمل، در میدان دادن به آمریکا برای اعمال تحریمها همکاری میکند.
مشکل در کجاست؟ در سوی روسیه، عراق و افغانستان است که بهرغم تفاوتهای مختلفشان موضوع منافع ملی را خوب درک میکنند و در راستای تأمین آن دست به تغییر ریل سیاسی میزنند یا در این سوست که گمان میشود تنشها و تضادهای کشورهای دیگر با آمریکا آنچنان است که آنها را در دو راهی مسیر ایران و آمریکا، به سوی ایران هدایت میکند؟
با توجه به رفتار این کشورها که با ایران رابطه نزدیکی دارند، میتوان در چشمانداز، شل شدن تدریجی کشورهای اروپایی در برابر تحریمهای آمریکا و همراهی آنها با فشار آمریکا برای به صفر رساندن صادرات نفت ایران و تبدیل آن به نفت در برابر غذا و دارو را دید. کافی است یا امتیازهای خوبی دریافت کنند یا مجازات شرکتها و مؤسسات بانکی و مالیشان چند مورد بیشتر شود.
با این اوصاف، برخلاف آنانی که معتقدند به دلیل خروج آمریکا از برجام، تلاطمهای بازار ارز به وقوع پیوسته و تکمیل شده و بنابراین اعمال تحریمها در آبان ماه تأثیر چندانی نخواهد داشت، من بر این باورم که رفته رفته با افزایش نااطمینانی در بخشهای تولیدی، موجهای جدیدی از هجوم سفتهبازانه به دلار رخ خواهد داد و با هر موجی نرخ دلار افزایش بیشتری خواهد یافت. در این میان خروج سرمایه نیز شدت خواهد گرفت و روند افزایشی دلار را بیشتر دامن خواهد زد.
۲۴ شهریور ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
🖊علی دینی ترکمانی
در فروردین امسال بود که عراق واردات چند گروه کالایی از ایران را با طرح موضوع عدم رعایت کیفیت، منع کرد. در مرداد ماه نیز نخست وزیر عراق اعلام کرد که گرچه مخالف تحریمهای آمریکاست ولی به آن پایبند خواهد بود.
اکنون نوبت افغانستان است که با طرح موضوع تحریمهای آمریکا، واردات چهار گروه کالایی از جمله سیمان، فولاد، آهنآلات و میلگرد را منع کند.
اما داستان همکاری روسیه با آمریکا و عربستان برای رفع تأثیر منفی تحریم نفت ایران بر قیمت بازار جهانی نفت، جالبتر است. کشوری که از سویی در مخالفت با خروج آمریکا از برجام رجز میخواند و در سوی دیگر، در عمل، در میدان دادن به آمریکا برای اعمال تحریمها همکاری میکند.
مشکل در کجاست؟ در سوی روسیه، عراق و افغانستان است که بهرغم تفاوتهای مختلفشان موضوع منافع ملی را خوب درک میکنند و در راستای تأمین آن دست به تغییر ریل سیاسی میزنند یا در این سوست که گمان میشود تنشها و تضادهای کشورهای دیگر با آمریکا آنچنان است که آنها را در دو راهی مسیر ایران و آمریکا، به سوی ایران هدایت میکند؟
با توجه به رفتار این کشورها که با ایران رابطه نزدیکی دارند، میتوان در چشمانداز، شل شدن تدریجی کشورهای اروپایی در برابر تحریمهای آمریکا و همراهی آنها با فشار آمریکا برای به صفر رساندن صادرات نفت ایران و تبدیل آن به نفت در برابر غذا و دارو را دید. کافی است یا امتیازهای خوبی دریافت کنند یا مجازات شرکتها و مؤسسات بانکی و مالیشان چند مورد بیشتر شود.
با این اوصاف، برخلاف آنانی که معتقدند به دلیل خروج آمریکا از برجام، تلاطمهای بازار ارز به وقوع پیوسته و تکمیل شده و بنابراین اعمال تحریمها در آبان ماه تأثیر چندانی نخواهد داشت، من بر این باورم که رفته رفته با افزایش نااطمینانی در بخشهای تولیدی، موجهای جدیدی از هجوم سفتهبازانه به دلار رخ خواهد داد و با هر موجی نرخ دلار افزایش بیشتری خواهد یافت. در این میان خروج سرمایه نیز شدت خواهد گرفت و روند افزایشی دلار را بیشتر دامن خواهد زد.
۲۴ شهریور ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
Telegram
علی دینی ترکمانی
توسعه فراگیر و همهجانبه، بدون عملیاتی شدن رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال ممکن نمیشود. دموکراتیزه کردن سازمان تولید و نظام تصمیم سازی(توزیع قدرت اقتصادی و سیاسی) تنها راهکار تامین جامعهی متوازن، پیشرو و
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
🖊آینده نرخ دلار
علی دینی ترکمانی
این روزها افراد زیادی، از دور و نزدیک، از من درباره آینده نرخ دلار و اقتصاد ایران میپرسند. برخی با هدف سرمایهگذاری و انتخاب گزینه بهتر و برخی از سر نگرانی.
آنچه میتوان گفت چنین است:
مادام که تضاد ایران و آمریکا حل نشود، نرخ دلار رکوردهای بیشتری خواهد زد. چنانچه قبلاً هم در همینجا و هم در جاهای دیگر به تکرار توضیح دادهام، تنشهای سیاسی موجب بکار افتادن موتور انتظارات با خروجی افزایش نرخ دلار میشود.
امروز مجمع عمومی سازمان ملل هم سخنان آقای روحانی را خواهد شنید و هم سخنان دونالد ترامپ را. تلاش ایران در جهت متقاعد کردن جامعه جهانی به پایبندی به برجام و خروج یک سویه آمریکا از آن و اثبات پایبند نبودن این کشور به قراردادها و میثاقهای دو سویه و چند سویه منطقهای و بینالمللی است. ترامپ نیز سعی خواهد کرد که جامعه جهانی و بخصوص کشورهای امضا کننده برجام را متقاعد به عدم رعایت روح برجام از سوی ایران با استناد به برنامه موشکهای بالستیک و حضور منطقهای در سوریه و عراق کند. کمپین تبلیغاتی وزیر خارجه آمریکا (پمپو) و مشاور امنیت ملی ترامپ (بولتون) و نماینده این کشور در سازمان ملل (هیلی)، در این راستا از دیروز شروع بهکار کرده است.
به نظر میرسد، مجمع عمومی و شورای امنیت سازمان ملل توانایی حل این تضاد را نداشته باشد. تضادی که با توجه به شرایط آمریکا برای گفتوگو، به این راحتی از طریق سازوکارهای دیگر نیز قابل رفع نیست. نه ایران حاضر به پذیرش شرایط اعلام شده آمریکاست و نه آمریکا حاضر به عقبنشینی و بازگشت به برجام.
به این صورت، آمریکا، تلاش خواهد کرد با استفاده از قدرت اقتصادی خود برجام را بیشتر تضعیف و با اعمال تحریمها فشارهای اقتصادی را تشدید کند. خروج شرکتهای بزرگی چون توتال، بریتیش ایرویز، ایر فرانس و مؤسسات پولی و بانکی حامی سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ، مانند بانک دولتی 'بی. پی. آی فرانس' فرانسه، ترامپ را در پیشبرد سیاست اعمال فشار بیشتر بر ایران تشجیع خواهد کرد. بنابراین باید همچنان در انتظار افزایش نرخ دلار و سایر ارزها بود.
در این شرایط, توزیع کالاهای اساسی از طریق نظام کوپنی میتواند کمی نگرانی به آینده را کاهش دهد. برخی از اقتصاددانان با فهم طوطیوار دانش اقتصاد معتقدند بهترین سیاست تخصیص ارز با نرخی بالاتر و آزادتر به کالاهای اساسی و دارویی و پرداخت یارانه نقدی است. این سیاست در شرایط کنونی بمانند باز کردن دریچههای سد، بر روی سیل راه افتاده است.
۳ مهر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
علی دینی ترکمانی
این روزها افراد زیادی، از دور و نزدیک، از من درباره آینده نرخ دلار و اقتصاد ایران میپرسند. برخی با هدف سرمایهگذاری و انتخاب گزینه بهتر و برخی از سر نگرانی.
آنچه میتوان گفت چنین است:
مادام که تضاد ایران و آمریکا حل نشود، نرخ دلار رکوردهای بیشتری خواهد زد. چنانچه قبلاً هم در همینجا و هم در جاهای دیگر به تکرار توضیح دادهام، تنشهای سیاسی موجب بکار افتادن موتور انتظارات با خروجی افزایش نرخ دلار میشود.
امروز مجمع عمومی سازمان ملل هم سخنان آقای روحانی را خواهد شنید و هم سخنان دونالد ترامپ را. تلاش ایران در جهت متقاعد کردن جامعه جهانی به پایبندی به برجام و خروج یک سویه آمریکا از آن و اثبات پایبند نبودن این کشور به قراردادها و میثاقهای دو سویه و چند سویه منطقهای و بینالمللی است. ترامپ نیز سعی خواهد کرد که جامعه جهانی و بخصوص کشورهای امضا کننده برجام را متقاعد به عدم رعایت روح برجام از سوی ایران با استناد به برنامه موشکهای بالستیک و حضور منطقهای در سوریه و عراق کند. کمپین تبلیغاتی وزیر خارجه آمریکا (پمپو) و مشاور امنیت ملی ترامپ (بولتون) و نماینده این کشور در سازمان ملل (هیلی)، در این راستا از دیروز شروع بهکار کرده است.
به نظر میرسد، مجمع عمومی و شورای امنیت سازمان ملل توانایی حل این تضاد را نداشته باشد. تضادی که با توجه به شرایط آمریکا برای گفتوگو، به این راحتی از طریق سازوکارهای دیگر نیز قابل رفع نیست. نه ایران حاضر به پذیرش شرایط اعلام شده آمریکاست و نه آمریکا حاضر به عقبنشینی و بازگشت به برجام.
به این صورت، آمریکا، تلاش خواهد کرد با استفاده از قدرت اقتصادی خود برجام را بیشتر تضعیف و با اعمال تحریمها فشارهای اقتصادی را تشدید کند. خروج شرکتهای بزرگی چون توتال، بریتیش ایرویز، ایر فرانس و مؤسسات پولی و بانکی حامی سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ، مانند بانک دولتی 'بی. پی. آی فرانس' فرانسه، ترامپ را در پیشبرد سیاست اعمال فشار بیشتر بر ایران تشجیع خواهد کرد. بنابراین باید همچنان در انتظار افزایش نرخ دلار و سایر ارزها بود.
در این شرایط, توزیع کالاهای اساسی از طریق نظام کوپنی میتواند کمی نگرانی به آینده را کاهش دهد. برخی از اقتصاددانان با فهم طوطیوار دانش اقتصاد معتقدند بهترین سیاست تخصیص ارز با نرخی بالاتر و آزادتر به کالاهای اساسی و دارویی و پرداخت یارانه نقدی است. این سیاست در شرایط کنونی بمانند باز کردن دریچههای سد، بر روی سیل راه افتاده است.
۳ مهر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
Telegram
علی دینی ترکمانی
توسعه فراگیر و همهجانبه، بدون عملیاتی شدن رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال ممکن نمیشود. دموکراتیزه کردن سازمان تولید و نظام تصمیم سازی(توزیع قدرت اقتصادی و سیاسی) تنها راهکار تامین جامعهی متوازن، پیشرو و
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
نرخ دلار و روند سینوسی رو به بالای آن
🖊علی دینی ترکمانی
نوسان قیمتها در بازارها، برندگان و بازندگانی دارد. کاهش شدید نرخ دلار در ساعات گذشته موجب هراس دارندگان دلار، بهویژه افرادی شده که اخیراً در نرخ حدود ۱۵ هزار به بالا، آن را خریدهاند.
روند سالهای طولانی گذشته نشان میدهد که این کاهش مقطعی است. نرخ دلار بهاحتمال زیاد در هفتههای آینده دوباره افزایش خواهد یافت.
بازارها بهویژه بازار ارز به اخبار و وقایع مختلف، بسیار حساساند. اخباری چون قرارداد نفتی ایران با اروپا، تأسیس سازوکار بانکی خاصی برای نقل و انتقال مالی میان ایران و اروپا و اعدام دو تن از "اخلال گران بازار ارز"، برای ایجاد یک شوک در جهت کاهش نرخ دلار کافی است. در کنار این موارد، تزریق احتمالی ارز به بازار نیز میتواند تأثیر شوک را قویتر کند.
در چنین شرایطی سازوکار انتظار کاهش نرخ فعال میشود. عدهای شروع به عرضه ارز میکنند؛ نرخ میشکند. تزریق ارز، کاهش نرخ را سرعت میدهد. در جایی این کاهش متوقف میشود. سرمایهگذاران دست به ارزیابی دوباره شرایط میزنند. اگر به این باور برسند که اثر اخبار مذکور بیش از آن چیزی بوده است که آنان تصور میکردند، سازوکار انتظارات در جهت عکس فعال می شود و در نتیجه نرخ را افزایش میدهد.
اولین بار نیست که نرخ دلار میشکند و دوباره رشد میکند. روند گذشتهی این نرخ سینوسی رو به بالاست. بالا و پایین دارد، اما میانگینش همیشه در طول زمان رشد داشته است.
۱۱ مهر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
🖊علی دینی ترکمانی
نوسان قیمتها در بازارها، برندگان و بازندگانی دارد. کاهش شدید نرخ دلار در ساعات گذشته موجب هراس دارندگان دلار، بهویژه افرادی شده که اخیراً در نرخ حدود ۱۵ هزار به بالا، آن را خریدهاند.
روند سالهای طولانی گذشته نشان میدهد که این کاهش مقطعی است. نرخ دلار بهاحتمال زیاد در هفتههای آینده دوباره افزایش خواهد یافت.
بازارها بهویژه بازار ارز به اخبار و وقایع مختلف، بسیار حساساند. اخباری چون قرارداد نفتی ایران با اروپا، تأسیس سازوکار بانکی خاصی برای نقل و انتقال مالی میان ایران و اروپا و اعدام دو تن از "اخلال گران بازار ارز"، برای ایجاد یک شوک در جهت کاهش نرخ دلار کافی است. در کنار این موارد، تزریق احتمالی ارز به بازار نیز میتواند تأثیر شوک را قویتر کند.
در چنین شرایطی سازوکار انتظار کاهش نرخ فعال میشود. عدهای شروع به عرضه ارز میکنند؛ نرخ میشکند. تزریق ارز، کاهش نرخ را سرعت میدهد. در جایی این کاهش متوقف میشود. سرمایهگذاران دست به ارزیابی دوباره شرایط میزنند. اگر به این باور برسند که اثر اخبار مذکور بیش از آن چیزی بوده است که آنان تصور میکردند، سازوکار انتظارات در جهت عکس فعال می شود و در نتیجه نرخ را افزایش میدهد.
اولین بار نیست که نرخ دلار میشکند و دوباره رشد میکند. روند گذشتهی این نرخ سینوسی رو به بالاست. بالا و پایین دارد، اما میانگینش همیشه در طول زمان رشد داشته است.
۱۱ مهر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
Telegram
علی دینی ترکمانی
توسعه فراگیر و همهجانبه، بدون عملیاتی شدن رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال ممکن نمیشود. دموکراتیزه کردن سازمان تولید و نظام تصمیم سازی(توزیع قدرت اقتصادی و سیاسی) تنها راهکار تامین جامعهی متوازن، پیشرو و
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
در فضیلت توسعه پایدار (به مناسبت روز جهانی دامپزشکی)
تقدیم به دامپزشکانی که با عشق، انرژی خود را صرف این رشته فعالیت میکنند.
🖊علی دینی ترکمانی
توسعه پایدار و با ثبات، به معنای توانایی در تأمین نیازهای نسل کنونی بدون آسیب وارد کردن به منابع در دست نسلهای آینده است. عدالت بین نسلی یکی از الزامات چنین توسعهای است. اینکه حق نداریم بیمحابا دست به مصرف بزنیم و با برداشت بیش از اندازه از طبیعت در اختیارمان، آیندگان را در معرض مخاطره قرار دهیم.
در کنار کنترل نیازها و مصرف، و متناسب کردن آن با ظرفیت سیاره زمین و طبیعت دل انگیز آن، توانایی در استفاده بهینهتر و کارآتر از منابع در دسترس نیز شرط مهمی است. بدون نوآوری فناورانه، میزان برداشت از منابع بسیار بیش از اندازه میشود و در نتیجه، تخریب طبیعت بیشتر.
یکی دیگر از جنبههای توسعه پایدار، حفظ تنوع زیستی بر روی زمین و در آب و در هواست. یعنی حفظ گونههای مختلف حیوانات خشکی و دریایی و هوایی. در اینجاست که علوم دامپزشکی به یکی از ابزارهای مهم توسعه پایدار تبدیل میشود، همانطور که علوم انسان پزشکی با کمک به افزایش امید به زندگی انسان چنین نقشی دارد.
دامپزشکی رشته فعالیتی است که در آن انسان با طبیعت پیوند میخورد. از سویی با تلاشهای دامپزشکان، کارآیی در مصرف منابع دامی و طبیعت بیشتر میشود. از سوی دیگر، نگاه مسالمتگرانه و مهرورزانهتری را نسبت به حیوانات برمیانگیزد. نیاز حیوانات به درمان، صرفنظر از جنبههای اقتصادی موضوع، به دلیل اخلاقی بیشتر از انسان است. چرا که نه زبانی برای بازگویی دردهایشان دارند و نه چون انسان امکانی برای طبابت.
از این منظر، تفکیک علوم انسان پزشکی از علوم دامپزشکی در ایران تعجبانگیز است. نه از نظر معیار کارآیی قابل فهم است و نه از نظر رویکرد طبیعتگرایی. از نظر کارآیی، پیوند علوم انسان پزشکی و دامپزشکی، موجب شکلگیری آثار مثبت خارجی میان این دو رشته فعالیت میشود. دستاوردهای یکی بر دیگری تأثیر مثبت میگذارد. علوم انسان پزشکی میتواند، بر مبنای یافتههای علوم دامپزشکی به نتایج بهتری در تحقیقات خود برسد و برعکس. درعینحال، از آنجا که انسان و حیوان از منظر کلگرایانه، جزیی از کلّیت واحدی به نام طبیعتاند، پیوند این دو رشته فعالیت موجب درک بهتر اهمیت جایگاه طبیعت در تجربه زیستمان میشود که نتیجه نهایی آن رسیدن به آرامش بیشتر و درگیری کمتر با بیماریهای مختلف انسانی است.
توسعه پایدار، در گروی درک صحت نگاه کلگرایانه به پدیدههاست. انسان و طبیعت دو مقوله جدا از هم نیستند. ارتباط نظاممند با یکدیگر دارند. انسان بدون وجود طبیعت هیچ است. در اصل، طبیعت مادر نخستین انسان است. زاینده انسان و تأمین کننده نیاز انسان است. طبیعت نیز بدون وجود انسان معنا و اهمیتی را که از زوایای مختلف دارد از دست میدهد. به تعبیر مولانا:
"هیچ عاشق خود نباشد وصلجو
که نه معشوقش بود جویای او
تشنه مینالد که کو آب گوار
آب هم نالد که کو آن آبخوار"
انسان و طبیعت همزاد هم هستند. به این اعتبار، میتوان گفت دامپزشکی و انسان پزشکی نیز همزاد هماند. تخصصگرایی، اصل درستی است؛ اما، نباید با نگاه بسیار خشک مرزبندی شده، این در هم آمیختگی نادیده گرفته شود که آثار منفی قابل توجهی از منظر کارآیی و تخصصی دارد.
در عرصه سازمانی و مدیریتی نیز این تفکیک معنادار نیست. علوم پزشکی در حوزه وزارت بهداشت و خدمات درمانی و علوم دامپزشکی در حوزه وزارت جهاد سازندگی قرار دارند. بر این تفکیک چند نقد جدی وارد است. اول، دامپزشکی تنها با دام و طیور غذایی انسان سروکار ندارد که به آن دلیل، در حوزه وزارت جهاد سازندگی، به عنوان متولی تأمین گوشت جامعه، قرار بگیرد. حیوانات مختلف چون سگ و گربه و پرندگان از جمله موارد مورد مطالعه و درمان علوم پزشکی است که ربطی به وزارت مذکور ندارد. دوم، میان حیوانات و انسان، بیمارهای مشترک انگلی و ویروسی و غیره وجود دارد. به این دلیل، مراقبت از سلامت جامعه ایجاب میکند که علوم انسان پزشکی و دامپزشکی در حوزه وزارتخانهای قرار بگیرند که رسالتش تأمین سلامت بهتر برای جامعه است. سوم، اصل پاسخگویی قویتر ایجاب میکند که وزارت بهداشت و خدمات درمانی با بهرهمندی از متخصصان علوم دامپزشکی، بر عملکرد وزارت جهاد سازندگی در تولید و عرضه گوشت نظارت جدی کند.
امید است با وصل این دو رشته فعالیت پزشکی، آثار خارجی مثبت قوی برای دو طرف ایجاد شود و در نتیجه دستاوردهای دو علوم مذکور در درمان انسان و حیوان بیشتر شود. درعینحال، با تجدید ساختار سازمانی دو وزارتخانه مذکور و انتقال علوم دامپزشکی به وزارتخانه بهداشت و خدمات درمانی، شرایط بهتری برای تأمین سلامت جامعه فراهم شود.
۱۷ مهر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
تقدیم به دامپزشکانی که با عشق، انرژی خود را صرف این رشته فعالیت میکنند.
🖊علی دینی ترکمانی
توسعه پایدار و با ثبات، به معنای توانایی در تأمین نیازهای نسل کنونی بدون آسیب وارد کردن به منابع در دست نسلهای آینده است. عدالت بین نسلی یکی از الزامات چنین توسعهای است. اینکه حق نداریم بیمحابا دست به مصرف بزنیم و با برداشت بیش از اندازه از طبیعت در اختیارمان، آیندگان را در معرض مخاطره قرار دهیم.
در کنار کنترل نیازها و مصرف، و متناسب کردن آن با ظرفیت سیاره زمین و طبیعت دل انگیز آن، توانایی در استفاده بهینهتر و کارآتر از منابع در دسترس نیز شرط مهمی است. بدون نوآوری فناورانه، میزان برداشت از منابع بسیار بیش از اندازه میشود و در نتیجه، تخریب طبیعت بیشتر.
یکی دیگر از جنبههای توسعه پایدار، حفظ تنوع زیستی بر روی زمین و در آب و در هواست. یعنی حفظ گونههای مختلف حیوانات خشکی و دریایی و هوایی. در اینجاست که علوم دامپزشکی به یکی از ابزارهای مهم توسعه پایدار تبدیل میشود، همانطور که علوم انسان پزشکی با کمک به افزایش امید به زندگی انسان چنین نقشی دارد.
دامپزشکی رشته فعالیتی است که در آن انسان با طبیعت پیوند میخورد. از سویی با تلاشهای دامپزشکان، کارآیی در مصرف منابع دامی و طبیعت بیشتر میشود. از سوی دیگر، نگاه مسالمتگرانه و مهرورزانهتری را نسبت به حیوانات برمیانگیزد. نیاز حیوانات به درمان، صرفنظر از جنبههای اقتصادی موضوع، به دلیل اخلاقی بیشتر از انسان است. چرا که نه زبانی برای بازگویی دردهایشان دارند و نه چون انسان امکانی برای طبابت.
از این منظر، تفکیک علوم انسان پزشکی از علوم دامپزشکی در ایران تعجبانگیز است. نه از نظر معیار کارآیی قابل فهم است و نه از نظر رویکرد طبیعتگرایی. از نظر کارآیی، پیوند علوم انسان پزشکی و دامپزشکی، موجب شکلگیری آثار مثبت خارجی میان این دو رشته فعالیت میشود. دستاوردهای یکی بر دیگری تأثیر مثبت میگذارد. علوم انسان پزشکی میتواند، بر مبنای یافتههای علوم دامپزشکی به نتایج بهتری در تحقیقات خود برسد و برعکس. درعینحال، از آنجا که انسان و حیوان از منظر کلگرایانه، جزیی از کلّیت واحدی به نام طبیعتاند، پیوند این دو رشته فعالیت موجب درک بهتر اهمیت جایگاه طبیعت در تجربه زیستمان میشود که نتیجه نهایی آن رسیدن به آرامش بیشتر و درگیری کمتر با بیماریهای مختلف انسانی است.
توسعه پایدار، در گروی درک صحت نگاه کلگرایانه به پدیدههاست. انسان و طبیعت دو مقوله جدا از هم نیستند. ارتباط نظاممند با یکدیگر دارند. انسان بدون وجود طبیعت هیچ است. در اصل، طبیعت مادر نخستین انسان است. زاینده انسان و تأمین کننده نیاز انسان است. طبیعت نیز بدون وجود انسان معنا و اهمیتی را که از زوایای مختلف دارد از دست میدهد. به تعبیر مولانا:
"هیچ عاشق خود نباشد وصلجو
که نه معشوقش بود جویای او
تشنه مینالد که کو آب گوار
آب هم نالد که کو آن آبخوار"
انسان و طبیعت همزاد هم هستند. به این اعتبار، میتوان گفت دامپزشکی و انسان پزشکی نیز همزاد هماند. تخصصگرایی، اصل درستی است؛ اما، نباید با نگاه بسیار خشک مرزبندی شده، این در هم آمیختگی نادیده گرفته شود که آثار منفی قابل توجهی از منظر کارآیی و تخصصی دارد.
در عرصه سازمانی و مدیریتی نیز این تفکیک معنادار نیست. علوم پزشکی در حوزه وزارت بهداشت و خدمات درمانی و علوم دامپزشکی در حوزه وزارت جهاد سازندگی قرار دارند. بر این تفکیک چند نقد جدی وارد است. اول، دامپزشکی تنها با دام و طیور غذایی انسان سروکار ندارد که به آن دلیل، در حوزه وزارت جهاد سازندگی، به عنوان متولی تأمین گوشت جامعه، قرار بگیرد. حیوانات مختلف چون سگ و گربه و پرندگان از جمله موارد مورد مطالعه و درمان علوم پزشکی است که ربطی به وزارت مذکور ندارد. دوم، میان حیوانات و انسان، بیمارهای مشترک انگلی و ویروسی و غیره وجود دارد. به این دلیل، مراقبت از سلامت جامعه ایجاب میکند که علوم انسان پزشکی و دامپزشکی در حوزه وزارتخانهای قرار بگیرند که رسالتش تأمین سلامت بهتر برای جامعه است. سوم، اصل پاسخگویی قویتر ایجاب میکند که وزارت بهداشت و خدمات درمانی با بهرهمندی از متخصصان علوم دامپزشکی، بر عملکرد وزارت جهاد سازندگی در تولید و عرضه گوشت نظارت جدی کند.
امید است با وصل این دو رشته فعالیت پزشکی، آثار خارجی مثبت قوی برای دو طرف ایجاد شود و در نتیجه دستاوردهای دو علوم مذکور در درمان انسان و حیوان بیشتر شود. درعینحال، با تجدید ساختار سازمانی دو وزارتخانه مذکور و انتقال علوم دامپزشکی به وزارتخانه بهداشت و خدمات درمانی، شرایط بهتری برای تأمین سلامت جامعه فراهم شود.
۱۷ مهر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
Telegram
علی دینی ترکمانی
توسعه فراگیر و همهجانبه، بدون عملیاتی شدن رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال ممکن نمیشود. دموکراتیزه کردن سازمان تولید و نظام تصمیم سازی(توزیع قدرت اقتصادی و سیاسی) تنها راهکار تامین جامعهی متوازن، پیشرو و
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
Forwarded from اقتصاد نگار | Eghtesad Negar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بررسی ریشه های اقتصادی اعتراضات مردمی از دی ماه تاکنون با علی دینی ترکمانی در قسمت هفتم برنامه اکوچت
فیلم کامل گفتگو 👇👇
https://bit.ly/2yb5oZa
#اکوچت
📡@eghtesadnegar_ir
فیلم کامل گفتگو 👇👇
https://bit.ly/2yb5oZa
#اکوچت
📡@eghtesadnegar_ir
👥 سخنرانی علی دینی ترکمانی عضو هیأت علمی موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی
"تحت عنوان انباشت ظرفیت های سازمانی و پیچیدگی اقتصادی" در همایش اقتصاد ملی و پیچیدگی اقتصادی
http://b2n.ir/33333
🌐 کانال پیچیدگی اقتصادی
@economic_complexity
"تحت عنوان انباشت ظرفیت های سازمانی و پیچیدگی اقتصادی" در همایش اقتصاد ملی و پیچیدگی اقتصادی
http://b2n.ir/33333
🌐 کانال پیچیدگی اقتصادی
@economic_complexity
🖊ترکیه و اوجالان، عربستان و خاشقچی
علی دینی ترکمانی
باور کردنی نیست، اینگونه کمر به قتل روزنامهنگاری بستن. اگر حدسها صحت داشته باشند، باید بر عمق جهالت و دنائت و شناعت آدمی در بخشی از جهان گریست.
ده روز از اعلام خبر مفقود شدن جمال خاشقچی، روزنامهنگار منتقد عربستانی، میگذرد. حدسها بر این است که بعد از ورود به کنسولگری عربستان در ترکیه, بهدست نیروهای امنیتی عربستان کشته و تنش مثله و از ترکیه خارج شده است.
دیشب مصاحبه وی با عنایت فانی در بیبیسی را نگاه کردم.. اصلاحات محمد بن سلمان را تأیید میکرد و درعینحال تکروی و خودکامگی وی را به نقد میکشید. نسبت به ایران و سیاست منطقهای ایران مواضع تندی داشت که همسوی با جهتگیریهای اخیر عربستان در مورد ایران است. با وجود این، طی یک عملیات جنایتکارانه سر به نیست می شود.
حدود ۱۹ سال پیش بود که عبدالله اوجالان، رهبر حزب چپگرای کارگران کردستان ترکیه، در نایروبی، گرفتار تور ارتش و سازمان اطلاعات ترکیه شد و به این کشور انتقال یافت. در دولت بلنت اجویت، ابتدا، به اعدام محکوم شد. بعدا، حکم به حبس ابد تغییر یافت.
تفاوت رفتار دولتهای ترکیه و عربستان، تفاوت در میزان بالندگی و توسعه را نشان میدهد. ترکیه بهجای کشتن اوجالان و تشدید تضادها، او را حفظ کرد تا راه گفتوگو میان دولت و نیروهای معترض اسلحه بهدست کُرد را باز کند. در عربستان روزنامهنگار منتقد اصلاحطلبی، احتمالاً، به طرز شنیع و بسیار زشتی کشته میشود تا هم کل جهان را به اعتراض بکشاند و هم در داخل نیروهای اصلاحطلبی چون جمال خاشقچی را بهسوی اسلحه هدایت کند.
درست است که گویی خمیرمایه خاورمیانه با ژن خشونت سرشته شده و تکامل یافته است، اما بسته به نقش دولت مردان در کشورهای مختلف این منطقه از جهان، روندهای متفاوتی در حال تجربه است.
نکته آخر اینکه توسعه در دسترسی به پیشرفتهترین سلاحها و تجهیزات نظامی و استفاده ابزاری از گشایشهای اجتماعی تعریف نمیشود. توسعه به تعبیر آمارتیا سن در کتاب "توسعه بهمثابه آزادی"، یعنی امکان پیگیری گزینههای مطلوب زندگی برای آحاد افراد جامعه؛ آزادی در اندیشه و توانایی در دسترسی به زندگی آبرومند از جمله این گزینه هاست ... دولتی که دست به چنین عمل شنیعی میزند و نمیتواند نقد جدی و نه براندازانه روزنامهنگاری را برتابد، بیش از آنکه به مرزهای توسعه نزدیک شده باشد، در عصر بربریت به سر میبرد. چنین جنایتی در هر کجای جهان که رخ دهد محکوم است.
۲۳ مهر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
علی دینی ترکمانی
باور کردنی نیست، اینگونه کمر به قتل روزنامهنگاری بستن. اگر حدسها صحت داشته باشند، باید بر عمق جهالت و دنائت و شناعت آدمی در بخشی از جهان گریست.
ده روز از اعلام خبر مفقود شدن جمال خاشقچی، روزنامهنگار منتقد عربستانی، میگذرد. حدسها بر این است که بعد از ورود به کنسولگری عربستان در ترکیه, بهدست نیروهای امنیتی عربستان کشته و تنش مثله و از ترکیه خارج شده است.
دیشب مصاحبه وی با عنایت فانی در بیبیسی را نگاه کردم.. اصلاحات محمد بن سلمان را تأیید میکرد و درعینحال تکروی و خودکامگی وی را به نقد میکشید. نسبت به ایران و سیاست منطقهای ایران مواضع تندی داشت که همسوی با جهتگیریهای اخیر عربستان در مورد ایران است. با وجود این، طی یک عملیات جنایتکارانه سر به نیست می شود.
حدود ۱۹ سال پیش بود که عبدالله اوجالان، رهبر حزب چپگرای کارگران کردستان ترکیه، در نایروبی، گرفتار تور ارتش و سازمان اطلاعات ترکیه شد و به این کشور انتقال یافت. در دولت بلنت اجویت، ابتدا، به اعدام محکوم شد. بعدا، حکم به حبس ابد تغییر یافت.
تفاوت رفتار دولتهای ترکیه و عربستان، تفاوت در میزان بالندگی و توسعه را نشان میدهد. ترکیه بهجای کشتن اوجالان و تشدید تضادها، او را حفظ کرد تا راه گفتوگو میان دولت و نیروهای معترض اسلحه بهدست کُرد را باز کند. در عربستان روزنامهنگار منتقد اصلاحطلبی، احتمالاً، به طرز شنیع و بسیار زشتی کشته میشود تا هم کل جهان را به اعتراض بکشاند و هم در داخل نیروهای اصلاحطلبی چون جمال خاشقچی را بهسوی اسلحه هدایت کند.
درست است که گویی خمیرمایه خاورمیانه با ژن خشونت سرشته شده و تکامل یافته است، اما بسته به نقش دولت مردان در کشورهای مختلف این منطقه از جهان، روندهای متفاوتی در حال تجربه است.
نکته آخر اینکه توسعه در دسترسی به پیشرفتهترین سلاحها و تجهیزات نظامی و استفاده ابزاری از گشایشهای اجتماعی تعریف نمیشود. توسعه به تعبیر آمارتیا سن در کتاب "توسعه بهمثابه آزادی"، یعنی امکان پیگیری گزینههای مطلوب زندگی برای آحاد افراد جامعه؛ آزادی در اندیشه و توانایی در دسترسی به زندگی آبرومند از جمله این گزینه هاست ... دولتی که دست به چنین عمل شنیعی میزند و نمیتواند نقد جدی و نه براندازانه روزنامهنگاری را برتابد، بیش از آنکه به مرزهای توسعه نزدیک شده باشد، در عصر بربریت به سر میبرد. چنین جنایتی در هر کجای جهان که رخ دهد محکوم است.
۲۳ مهر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
Telegram
علی دینی ترکمانی
توسعه فراگیر و همهجانبه، بدون عملیاتی شدن رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال ممکن نمیشود. دموکراتیزه کردن سازمان تولید و نظام تصمیم سازی(توزیع قدرت اقتصادی و سیاسی) تنها راهکار تامین جامعهی متوازن، پیشرو و
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
🖊والدین فقیر دیروز، کودکان محروم از تحصیل امروز
(روزنامه دنیای اقتصاد، ۲۳ ادیبهشت ۱۳۹۱)
علی دینی ترکمانی
«در شهر بیخیابان میبالند/در شبکه مورگی پسکوچه و بُنبست/آغشته دود ِ کوره و قاچاق و زردزخم/ قاب ِ رنگین در جیب و تیرکمان در دست/ بچههای اعماق/ بچههای اعماق/ باتلاق تقدیر ِ بیترحم در پیش و/ دشنام پدران خسته در پُشت/ نفرین ِ مادران ِ بیحوصله در گوش و/ هیچ از امید و فردا در مشت/ بچههای اعماق/ بچههای اعماق/ بر جنگل ِ بیبهار میشکفند/ بر درختان ِ بیریشه میوه میآرند/ بچههای اعماق/ بچههای اعماق/ با حنجره خونین میخوانند و از پا درآمدنا/ درفشی بلند به کف دارند/ کاوههای اعماق/ کاوههای اعماق" (احمد شاملو)
اول) زیباتر از شاملو نمیتوان سیمای دختران و پسران خردسال و نوجوان، نانآوران خسته و کوفتهای را به تصویر کشید که از صبح تا پاسی از شب در خیابانها و چهارراهها به جای بازیها و شادیهای کودکانه، به جای درس و مشق و رویاپردازی برای آینده شغلی، به جای سر بر بالشی نرم گذاشتن و خوابهای شیرین هفت پادشاه و پری دریایی را دیدن، به جای پارک رفتن و تاب و سرسرهبازی کردن، باید طعم تلخ زندگی پر مشقت را بسیار زود تجربه کنند و به عصای دست پدران و مادرانشان در تامین لقمه نانی خشک تبدیل شوند. بنابراین، در این یادداشت کوتاه بهتر است به جای ارائه تصویری از این موضوع، به این پرسش بپردازیم که مشکل در کجاست که چنین وضعیتی برای کودکان کار و خیابان و کودکان محروم از تحصیل، دو پدیده تا حد زیادی مرتبط پیش میآید.
دوم) آمار جدیدی درباره کودکان محروم از تحصیل وجود ندارد. طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس (بررسی وضعیت پوشش تحصیلی و ریشهکن کردن بیسوادی در کشور، آذر ۱۳۹۰)، «در سرشماری سال ۱۳۸۵، کل جمعیت کودکان و نوجوانان بین ۶ تا ۱۸ سال ۱۶ میلیون و ۲۷۰ هزار نفر و کل جمعیت دانشآموزان این دامنه سنی ۱۳ میلیون و ۸۰ هزار نفر است. بنابراین، حدود سه میلیون و ۲۰۰ هزار کودک و نوجوان بین ۶ تا ۱۸ سال، حدود ۲۰ درصد از کل جمعیت این گروه سنی، محروم از تحصیل هستند. همینطور، براساس نتایج این سرشماری، جمعیت کل کودکان محروم از تحصیل بین ۶ تا ۱۳ سال، معادل یک میلیون و ۱۰۰ هزار نفر است. این آمار بدون لحاظ کردن کودکان بدون شناسنامه است» [۱].
احتمالا، آمار فوق، طی سالهای بعد افزایش نیز یافته است. حتی اگر فرض را بر ثبات همین ارقام بگذاریم رقم ۲۰ درصد، بسیار بالا است آن هم برای جامعه و اقتصادی که هم طبق قانون اساسی و هم طبق ماده ۴ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان، ممانعت والدین یا هر فرد دیگر از تحصیل کودکان و نوجوانان جرم محسوب میشود [۲].
سوم) تردیدی نیست که هیچ پدر و مادری مایل به محروم کردن فرزند خود از تحصیل نیست. اما، وقتی آدمی گرفتار چرخه شوم فقر و مسکنت شود، راه دیگری پیش رویش باقی نمیماند. اگر آن روی سکه فقر، احتضار ایمان و فضیلت و تنفروشی و فرزند فروشی باشد، ممانعت از تحصیل فرزند و استفاده از نیروی کار آن جهت تامین حداقل معیشت زندگی چندان تعجب آور نیست.
فقر موجب محرومیت از تحصیل میشود و محرومیت از تحصیل موجب تشدید فقر و مسکنت میشود. به این صورت، سیکل معیوب شکل میگیرد و فقر و محرومیت از تحصیل در طول زمان باز تولید میشود. پدران و مادران امروز، کودکان کار و خیابان دیروزند؛ و کودکان کار و خیابان امروز، پدران و مادران فردا خواهند بود. تردیدی نیست وارد شدن در این سیکل و امرار معاش از این طریق در ابتدا سهل و آسان نیست. اما، وقتی افراد درگیر آن شوند، تبدیل به عادت میشود و استمرار پیدا میکند.
چهارم) به چنین موضوع دردناکی از دو زاویه میتوان نگریست: اول، از زاویه اندیشمندانی چون برنارد ماندویل (۱۶۷۰-۱۷۳۰) در کتاب «افسانه زنبوران عسل.» از این منظر، جامعه انسانی همچون کندوی زنبور عسل است که در آن تقسیم کاری وجود دارد. برخی کارگر، برخی نگهبان، برخی فرمانده و یکی هم ملکه است. این تقسیم کار شاید چندان اخلاقی نباشد و موجب شکل گیری رذایلی نیز بشود، اما برای دسترسی به شهد و شیرینی عسل و رشد و پیشرفت اقتصادی، گریزی از وجود افراد مختلف در لباسهای گوناگون نیست. بر اساس این دیدگاه، هرگونه دستکاری در جامعه انسانی با انگیزه عدالتگرایانه، نه تنها اثر مثبتی بر عملکرد اقتصادی ندارد، بلکه موجب از دست رفتن شهد و شیرینی به دست آمده میشود.
به اعتبار چنین دیدگاهی، چنین وضعیتهایی را باید به عنوان پدیدههایی طبیعی در نظر گرفت و با آن کنار آمد. وضع طبیعی در عین حال دال بر ویژگی روانشناختی چنین افراد و خانوادههایی نیز هست مبنی بر اینکه تنبل هستند و با بهرهوری پایین. بنابراین، اگر در این باره مشکلی هم وجود داشته باشد، مربوط به خود چنین افرادی است. آنها از درون باید خود را متحول کنند. کاری از دیگران بر نمیآید؛ بنابراین هر گونه اقدامی هم که صورت بگیرد ره به جایی
(روزنامه دنیای اقتصاد، ۲۳ ادیبهشت ۱۳۹۱)
علی دینی ترکمانی
«در شهر بیخیابان میبالند/در شبکه مورگی پسکوچه و بُنبست/آغشته دود ِ کوره و قاچاق و زردزخم/ قاب ِ رنگین در جیب و تیرکمان در دست/ بچههای اعماق/ بچههای اعماق/ باتلاق تقدیر ِ بیترحم در پیش و/ دشنام پدران خسته در پُشت/ نفرین ِ مادران ِ بیحوصله در گوش و/ هیچ از امید و فردا در مشت/ بچههای اعماق/ بچههای اعماق/ بر جنگل ِ بیبهار میشکفند/ بر درختان ِ بیریشه میوه میآرند/ بچههای اعماق/ بچههای اعماق/ با حنجره خونین میخوانند و از پا درآمدنا/ درفشی بلند به کف دارند/ کاوههای اعماق/ کاوههای اعماق" (احمد شاملو)
اول) زیباتر از شاملو نمیتوان سیمای دختران و پسران خردسال و نوجوان، نانآوران خسته و کوفتهای را به تصویر کشید که از صبح تا پاسی از شب در خیابانها و چهارراهها به جای بازیها و شادیهای کودکانه، به جای درس و مشق و رویاپردازی برای آینده شغلی، به جای سر بر بالشی نرم گذاشتن و خوابهای شیرین هفت پادشاه و پری دریایی را دیدن، به جای پارک رفتن و تاب و سرسرهبازی کردن، باید طعم تلخ زندگی پر مشقت را بسیار زود تجربه کنند و به عصای دست پدران و مادرانشان در تامین لقمه نانی خشک تبدیل شوند. بنابراین، در این یادداشت کوتاه بهتر است به جای ارائه تصویری از این موضوع، به این پرسش بپردازیم که مشکل در کجاست که چنین وضعیتی برای کودکان کار و خیابان و کودکان محروم از تحصیل، دو پدیده تا حد زیادی مرتبط پیش میآید.
دوم) آمار جدیدی درباره کودکان محروم از تحصیل وجود ندارد. طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس (بررسی وضعیت پوشش تحصیلی و ریشهکن کردن بیسوادی در کشور، آذر ۱۳۹۰)، «در سرشماری سال ۱۳۸۵، کل جمعیت کودکان و نوجوانان بین ۶ تا ۱۸ سال ۱۶ میلیون و ۲۷۰ هزار نفر و کل جمعیت دانشآموزان این دامنه سنی ۱۳ میلیون و ۸۰ هزار نفر است. بنابراین، حدود سه میلیون و ۲۰۰ هزار کودک و نوجوان بین ۶ تا ۱۸ سال، حدود ۲۰ درصد از کل جمعیت این گروه سنی، محروم از تحصیل هستند. همینطور، براساس نتایج این سرشماری، جمعیت کل کودکان محروم از تحصیل بین ۶ تا ۱۳ سال، معادل یک میلیون و ۱۰۰ هزار نفر است. این آمار بدون لحاظ کردن کودکان بدون شناسنامه است» [۱].
احتمالا، آمار فوق، طی سالهای بعد افزایش نیز یافته است. حتی اگر فرض را بر ثبات همین ارقام بگذاریم رقم ۲۰ درصد، بسیار بالا است آن هم برای جامعه و اقتصادی که هم طبق قانون اساسی و هم طبق ماده ۴ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان، ممانعت والدین یا هر فرد دیگر از تحصیل کودکان و نوجوانان جرم محسوب میشود [۲].
سوم) تردیدی نیست که هیچ پدر و مادری مایل به محروم کردن فرزند خود از تحصیل نیست. اما، وقتی آدمی گرفتار چرخه شوم فقر و مسکنت شود، راه دیگری پیش رویش باقی نمیماند. اگر آن روی سکه فقر، احتضار ایمان و فضیلت و تنفروشی و فرزند فروشی باشد، ممانعت از تحصیل فرزند و استفاده از نیروی کار آن جهت تامین حداقل معیشت زندگی چندان تعجب آور نیست.
فقر موجب محرومیت از تحصیل میشود و محرومیت از تحصیل موجب تشدید فقر و مسکنت میشود. به این صورت، سیکل معیوب شکل میگیرد و فقر و محرومیت از تحصیل در طول زمان باز تولید میشود. پدران و مادران امروز، کودکان کار و خیابان دیروزند؛ و کودکان کار و خیابان امروز، پدران و مادران فردا خواهند بود. تردیدی نیست وارد شدن در این سیکل و امرار معاش از این طریق در ابتدا سهل و آسان نیست. اما، وقتی افراد درگیر آن شوند، تبدیل به عادت میشود و استمرار پیدا میکند.
چهارم) به چنین موضوع دردناکی از دو زاویه میتوان نگریست: اول، از زاویه اندیشمندانی چون برنارد ماندویل (۱۶۷۰-۱۷۳۰) در کتاب «افسانه زنبوران عسل.» از این منظر، جامعه انسانی همچون کندوی زنبور عسل است که در آن تقسیم کاری وجود دارد. برخی کارگر، برخی نگهبان، برخی فرمانده و یکی هم ملکه است. این تقسیم کار شاید چندان اخلاقی نباشد و موجب شکل گیری رذایلی نیز بشود، اما برای دسترسی به شهد و شیرینی عسل و رشد و پیشرفت اقتصادی، گریزی از وجود افراد مختلف در لباسهای گوناگون نیست. بر اساس این دیدگاه، هرگونه دستکاری در جامعه انسانی با انگیزه عدالتگرایانه، نه تنها اثر مثبتی بر عملکرد اقتصادی ندارد، بلکه موجب از دست رفتن شهد و شیرینی به دست آمده میشود.
به اعتبار چنین دیدگاهی، چنین وضعیتهایی را باید به عنوان پدیدههایی طبیعی در نظر گرفت و با آن کنار آمد. وضع طبیعی در عین حال دال بر ویژگی روانشناختی چنین افراد و خانوادههایی نیز هست مبنی بر اینکه تنبل هستند و با بهرهوری پایین. بنابراین، اگر در این باره مشکلی هم وجود داشته باشد، مربوط به خود چنین افرادی است. آنها از درون باید خود را متحول کنند. کاری از دیگران بر نمیآید؛ بنابراین هر گونه اقدامی هم که صورت بگیرد ره به جایی
🖊والدین فقیر دیروز، کودکان محروم از تحصیل امروز (قسمت دوم)
نمیبرد. در چارچوب همین تفکرات است که در قرن نوزدهم به هنگام تصویب قانونی در حمایت از فقرا، بسیاری بر علیه آن موضع گرفتند و آن را دخالت در وضع طبیعی جامعه قلمداد کردند. این تفکر بعدها توسط اندیشمندانی چون هایک تحت عنوان «سراب عدالت اجتماعی» نظریهپردازی شد.
نگاه دوم، متعلق به اندیشمندانی چون جان راولز است که البته پیشینه آن به ژان ژاک روسو، استوارت میل و کارل مارکس باز میگردد. از این زاویه، فقر و مسکنت پدیدهای طبیعی نیست بلکه اجتماعی و تاریخی است که در صورت تامین شرایط نهادی مناسب میتوان آن را تا حد زیادی کاهش داد و حداقلی از امکانات را برای همگان فراهم نمود. از نظر راولز، «همانگونه که حقیقت معیار نظامهای فکری است، عدالت نیز فضیلت نظام اجتماعی است.» یعنی، نظام اجتماعی بدون حداقلی از عدالت و برابری در دستیابی به امکانات زندگی، نظامی عاری از فضیلت است. از همینرو است که دیدگاههای برابریگرایانه با قرائتهای مختلف از این منظر مطرح شده است. از بازتوزیع درآمدی از ثروتمندان به فقرای راولز و روسو و میل گرفته تا قرائت رادیکالتر مارکس.
پنجم) تجربه تاریخی برخی از جوامع با الگوهای اقتصادی مختلف نشان میدهد که فقر و محرومیت از تحصیل، پدیدهای اجتماعی و تاریخی است و نه طبیعی؛ پدیدهای است مرتبط با محیط اجتماعی محیط بر افراد تا ویژگیهای روانشناختی خود آنان. اگر هم این ویژگیها تاثیری داشته باشد، معلول عوامل نوع اول (پدیدههای اجتماعی و اقتصادی و تاریخی) هستند. بنابراین، در صورت تامین محیطی مناسب میتوان امیدوار به تغییر شخصیت درونی فقرا و بینوایان در گذر زمان بود.
کوبا صرف نظر از نظام تکحزبی غیرقابل قبول آن، یکی از مصادیق چنین جامعهای است. در این کشور، نه تنها بیسوادی طی چند سال ریشهکن شد، بلکه هماکنون این کشور کوچک، صادرکننده خدمات پزشکی به کشورهای آمریکای جنوبی و همینطور آفریقایی است. در ورزشهایی مانند والیبال، مشتزنی، ژیمناستیک و کشتی نیز یکی از مدعیان اصلی جهانی به حساب میآید.
جالب توجه اینکه، یکی دیگر از الگوهای موفق به ویژه در تامین مسکن برای آحاد افراد جامعه، شیلی در دوران زمامداری پینوشه است. منظور از ذکر این مصادیق تنها و تنها برای نشان دادن باطل بودن برداشت طبیعی از پدیده فقر و محرومیت است. اگر چنین کشورهایی با امکانات محدود، توانایی مبارزه با فقر و بیسوادی را داشتهاند چرا نباید کشورهای دیگر از جمله ما با امکانات به مراتب بیشتر چنین توانایی
را نداشته باشیم؟
ششم) نمیدانم سازمانهای غیردولتی تا چه حد میتوانند در این زمینه اثرگذار باشند، اما تردیدی نیست که حضورشان بیتاثیر نیست. برخلاف برخی دیدگاههای رادیکال که چنین سازمانهایی را مصداق «آب درهاون کوبیدن» میپندارد، من بر این باورم که آنها میتوانند با کمکهای مردمی، نقش موثری در بهبود وضعیت آموزش کودکان کار و خیابان و خانوادههای آنان داشته باشند؛ هرچند اصلاحات اساسی در نظام اقتصادی و تامین اجتماعی و حمایتی شرط بسیار مهمی برای برخورد ریشهای با این موضوع است. در هر حال، در تجربه زلزله بم، برخی از این سازمانهای غیردولتی، ولو در مورد درصد کوچکی از آسیبدیدگان، حقیقتا کاری کردند۲ کارستان. کودکان یتیم را زیر پوشش گرفتند و از آنان انسانهای سالم و قوی ساختند و تحویل جامعه دادند.
26 مهر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
نمیبرد. در چارچوب همین تفکرات است که در قرن نوزدهم به هنگام تصویب قانونی در حمایت از فقرا، بسیاری بر علیه آن موضع گرفتند و آن را دخالت در وضع طبیعی جامعه قلمداد کردند. این تفکر بعدها توسط اندیشمندانی چون هایک تحت عنوان «سراب عدالت اجتماعی» نظریهپردازی شد.
نگاه دوم، متعلق به اندیشمندانی چون جان راولز است که البته پیشینه آن به ژان ژاک روسو، استوارت میل و کارل مارکس باز میگردد. از این زاویه، فقر و مسکنت پدیدهای طبیعی نیست بلکه اجتماعی و تاریخی است که در صورت تامین شرایط نهادی مناسب میتوان آن را تا حد زیادی کاهش داد و حداقلی از امکانات را برای همگان فراهم نمود. از نظر راولز، «همانگونه که حقیقت معیار نظامهای فکری است، عدالت نیز فضیلت نظام اجتماعی است.» یعنی، نظام اجتماعی بدون حداقلی از عدالت و برابری در دستیابی به امکانات زندگی، نظامی عاری از فضیلت است. از همینرو است که دیدگاههای برابریگرایانه با قرائتهای مختلف از این منظر مطرح شده است. از بازتوزیع درآمدی از ثروتمندان به فقرای راولز و روسو و میل گرفته تا قرائت رادیکالتر مارکس.
پنجم) تجربه تاریخی برخی از جوامع با الگوهای اقتصادی مختلف نشان میدهد که فقر و محرومیت از تحصیل، پدیدهای اجتماعی و تاریخی است و نه طبیعی؛ پدیدهای است مرتبط با محیط اجتماعی محیط بر افراد تا ویژگیهای روانشناختی خود آنان. اگر هم این ویژگیها تاثیری داشته باشد، معلول عوامل نوع اول (پدیدههای اجتماعی و اقتصادی و تاریخی) هستند. بنابراین، در صورت تامین محیطی مناسب میتوان امیدوار به تغییر شخصیت درونی فقرا و بینوایان در گذر زمان بود.
کوبا صرف نظر از نظام تکحزبی غیرقابل قبول آن، یکی از مصادیق چنین جامعهای است. در این کشور، نه تنها بیسوادی طی چند سال ریشهکن شد، بلکه هماکنون این کشور کوچک، صادرکننده خدمات پزشکی به کشورهای آمریکای جنوبی و همینطور آفریقایی است. در ورزشهایی مانند والیبال، مشتزنی، ژیمناستیک و کشتی نیز یکی از مدعیان اصلی جهانی به حساب میآید.
جالب توجه اینکه، یکی دیگر از الگوهای موفق به ویژه در تامین مسکن برای آحاد افراد جامعه، شیلی در دوران زمامداری پینوشه است. منظور از ذکر این مصادیق تنها و تنها برای نشان دادن باطل بودن برداشت طبیعی از پدیده فقر و محرومیت است. اگر چنین کشورهایی با امکانات محدود، توانایی مبارزه با فقر و بیسوادی را داشتهاند چرا نباید کشورهای دیگر از جمله ما با امکانات به مراتب بیشتر چنین توانایی
را نداشته باشیم؟
ششم) نمیدانم سازمانهای غیردولتی تا چه حد میتوانند در این زمینه اثرگذار باشند، اما تردیدی نیست که حضورشان بیتاثیر نیست. برخلاف برخی دیدگاههای رادیکال که چنین سازمانهایی را مصداق «آب درهاون کوبیدن» میپندارد، من بر این باورم که آنها میتوانند با کمکهای مردمی، نقش موثری در بهبود وضعیت آموزش کودکان کار و خیابان و خانوادههای آنان داشته باشند؛ هرچند اصلاحات اساسی در نظام اقتصادی و تامین اجتماعی و حمایتی شرط بسیار مهمی برای برخورد ریشهای با این موضوع است. در هر حال، در تجربه زلزله بم، برخی از این سازمانهای غیردولتی، ولو در مورد درصد کوچکی از آسیبدیدگان، حقیقتا کاری کردند۲ کارستان. کودکان یتیم را زیر پوشش گرفتند و از آنان انسانهای سالم و قوی ساختند و تحویل جامعه دادند.
26 مهر ۱۳۹۷
https://t.me/alidinee
Telegram
علی دینی ترکمانی
توسعه فراگیر و همهجانبه، بدون عملیاتی شدن رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال ممکن نمیشود. دموکراتیزه کردن سازمان تولید و نظام تصمیم سازی(توزیع قدرت اقتصادی و سیاسی) تنها راهکار تامین جامعهی متوازن، پیشرو و
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
🖊نرخ رشد اقتصادی منفی و سالهای از دست رفته
علی دینی ترکمانی
با توجه به تاثیر خروج آمریکا از برجام بر کاهش صادرات نفت، قابل پیشبینی بود که میزان رشد اقتصادی امسال، بهرغم افزایش قیمت جهانی نفت، منفی شود. صندوق بینالمللی پول اخیراً اعلام کرد رشد اقتصادی برابر ۱.۶ درصد منفی میشود. احتمال اینکه در سال آینده به ۴ تا ۶ درصد منفی برسد زیاد است. دلیل این امر دو چیز است؛ اول، در صورت حل نشدن تنشها، درآمد ارزی نفتی کاهش بیشتری خواهد یافت و ارزش افزوده بخش نفت بیشتر کاهش خواهد یافت. دوم، رکود بر اثر شکلگیری بازی دومینویی یا ضریب فزاینده، تشدید و با سرایت از بخش نفت به بخشهای دیگر عمق بیشتری خواهد یافت.
به این صورت اقتصاد تقریباً به موقعیت سالهای ۹۱ و ۹۲ باز خواهد گشت. دو سال پیاپی با نرخ رشد منفی همراه با میزان تورم بالای ۳۵ درصدی طبق آمار رسمی. این یعنی، پنبه شدن تمامی تلاشهای دولت برای تکرقمی کردن تورم و خروج اقتصاد از رکود.
با این حساب، سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸ را باید سالهای از دست رفته در نظر گرفت. سالهایی که میانگین میزان رشد اقتصادی سالیانه (با احتساب رشد منفی سال های ۹۱ ، ۹۲ ، ۹۴ ، ۹۷ و ۹۸ ) و رشد مثبت سایر سالها، در حدود ۱ درصد میشود. ۷ درصد کمتر از آن چیزی که در سند بالادستی چشمانداز ۲۰ ساله هدفگذاری شده است. ۳ تا ۴ درصد کمتر از آن چیزی که طبق روند سالهای پیش از تحریم انتظار میرود. این عملکرد خیلی ضعیف اقتصادی، از سویی به معنای تشدید بحران فراگیر توسعه و تعمیق شکست نظاممند اقصادی در ایران است و از سوی دیگر به معنای عقبماندگی تاریخی بیشتر با اقتصادهایی است که چهار نعل به پیش میتازند.
اقتصاد ایران یک بار با تجاوز عراق درگیر جنگ و استمرار آن به مدت ۸ سال شد. میزان رشد اقتصادی طی ۱۰ سال ۵۸ تا ۶۸ بین ۱.۳ تا ۱.۶ درصد منفی شد. این بار نیز درگیر شرایط شبه جنگی شده است. تقریباً دو دهه شرایط جنگی و شبه جنگی، برای عقبماندگی اقتصادی، نه تنها از ترکیه که از اقتصادی چون عربستان نیز کفایت میکند. تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه ترکیه، در حال حاضر، دو برابر ایران است. تولید ناخالص ملی عربستان حدود ۸۰۰ میلیارد دلار و ایران حدود ۵۰۰ میلیارد دلار است. یعنی بیش از یک و نیم برابر. جمعیت عربستان حدود ۳۰ میلیون و ایران حدود ۸۲ میلیون نفر است. بنابراین درآمد سرانه عربستان بیش از ۲۵ هزار دلار و ایران ۶ هزار دلار است.
استمرار این روند به معنای از دست رفتن موقعیت ژئوپلیتیک ایران در آینده است. شکلگیری و تکمیل پروژههایی چون مناطق آزاد دوبی، هاب هوایی امارات، هاب ورزشی قطر و منطقه آزاد گوادر پاکستان و پروژههای انتقال نفت و گاز از آذربایجان و ترکمنستان به اروپا، هند و چین و نظایر این موارد، به معنای چشمانداز حاشیهای شدن اقتصاد ایران و تشدید بحران فراگیر توسعه است.
۲۸ مهر ۱۳۹۸
https://t.me/alidinee
علی دینی ترکمانی
با توجه به تاثیر خروج آمریکا از برجام بر کاهش صادرات نفت، قابل پیشبینی بود که میزان رشد اقتصادی امسال، بهرغم افزایش قیمت جهانی نفت، منفی شود. صندوق بینالمللی پول اخیراً اعلام کرد رشد اقتصادی برابر ۱.۶ درصد منفی میشود. احتمال اینکه در سال آینده به ۴ تا ۶ درصد منفی برسد زیاد است. دلیل این امر دو چیز است؛ اول، در صورت حل نشدن تنشها، درآمد ارزی نفتی کاهش بیشتری خواهد یافت و ارزش افزوده بخش نفت بیشتر کاهش خواهد یافت. دوم، رکود بر اثر شکلگیری بازی دومینویی یا ضریب فزاینده، تشدید و با سرایت از بخش نفت به بخشهای دیگر عمق بیشتری خواهد یافت.
به این صورت اقتصاد تقریباً به موقعیت سالهای ۹۱ و ۹۲ باز خواهد گشت. دو سال پیاپی با نرخ رشد منفی همراه با میزان تورم بالای ۳۵ درصدی طبق آمار رسمی. این یعنی، پنبه شدن تمامی تلاشهای دولت برای تکرقمی کردن تورم و خروج اقتصاد از رکود.
با این حساب، سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸ را باید سالهای از دست رفته در نظر گرفت. سالهایی که میانگین میزان رشد اقتصادی سالیانه (با احتساب رشد منفی سال های ۹۱ ، ۹۲ ، ۹۴ ، ۹۷ و ۹۸ ) و رشد مثبت سایر سالها، در حدود ۱ درصد میشود. ۷ درصد کمتر از آن چیزی که در سند بالادستی چشمانداز ۲۰ ساله هدفگذاری شده است. ۳ تا ۴ درصد کمتر از آن چیزی که طبق روند سالهای پیش از تحریم انتظار میرود. این عملکرد خیلی ضعیف اقتصادی، از سویی به معنای تشدید بحران فراگیر توسعه و تعمیق شکست نظاممند اقصادی در ایران است و از سوی دیگر به معنای عقبماندگی تاریخی بیشتر با اقتصادهایی است که چهار نعل به پیش میتازند.
اقتصاد ایران یک بار با تجاوز عراق درگیر جنگ و استمرار آن به مدت ۸ سال شد. میزان رشد اقتصادی طی ۱۰ سال ۵۸ تا ۶۸ بین ۱.۳ تا ۱.۶ درصد منفی شد. این بار نیز درگیر شرایط شبه جنگی شده است. تقریباً دو دهه شرایط جنگی و شبه جنگی، برای عقبماندگی اقتصادی، نه تنها از ترکیه که از اقتصادی چون عربستان نیز کفایت میکند. تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه ترکیه، در حال حاضر، دو برابر ایران است. تولید ناخالص ملی عربستان حدود ۸۰۰ میلیارد دلار و ایران حدود ۵۰۰ میلیارد دلار است. یعنی بیش از یک و نیم برابر. جمعیت عربستان حدود ۳۰ میلیون و ایران حدود ۸۲ میلیون نفر است. بنابراین درآمد سرانه عربستان بیش از ۲۵ هزار دلار و ایران ۶ هزار دلار است.
استمرار این روند به معنای از دست رفتن موقعیت ژئوپلیتیک ایران در آینده است. شکلگیری و تکمیل پروژههایی چون مناطق آزاد دوبی، هاب هوایی امارات، هاب ورزشی قطر و منطقه آزاد گوادر پاکستان و پروژههای انتقال نفت و گاز از آذربایجان و ترکمنستان به اروپا، هند و چین و نظایر این موارد، به معنای چشمانداز حاشیهای شدن اقتصاد ایران و تشدید بحران فراگیر توسعه است.
۲۸ مهر ۱۳۹۸
https://t.me/alidinee
Telegram
علی دینی ترکمانی
توسعه فراگیر و همهجانبه، بدون عملیاتی شدن رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال ممکن نمیشود. دموکراتیزه کردن سازمان تولید و نظام تصمیم سازی(توزیع قدرت اقتصادی و سیاسی) تنها راهکار تامین جامعهی متوازن، پیشرو و
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی
باثبات است.
https://t.me/alidin_alidni پل ارتباطی