متن گفت و گو با روزنامه اعتماد در خرداد ۱۳۹۳، بازنشر در سایت مرکز دایره المعارف اسلامی، در باره کتاب بسیار مطرح "چرا ملت ها شکست می خورند؟ ". https://www.cgie.org.ir/fa/news/26588
دیالکتیک آزادی و عدالت در گفت و گو با روزنامه شرق در سال ۱۳۹۳ که با عنوان " عدالت به معنای توزیع کاملا برابر نیست" منتشر شد. http://www.sharghdaily.ir/News/58828/%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA
Audio
✅فایل صوتی سخنرانی دکتر علی دینی ترکمانی در نشست علمی بررسی ابعاد ناآرامی های دی ماه 96
@iran_sociology
@iran_sociology
"نابرابری، احساس حذف شدگی اجتماعی را تشدید می کند" عنوان گفت و گو با روزنامه شرق، باز نشر در سایتهای رسانه ای مختلف، در باره علل اعتراضات اجتماعی دی ماه است http://www.eghtesadonline.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%86-3/246074-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%AD%D8%B0%D9%81-%D8%B4%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF
اقتصاد آنلاین
نابرابری، احساس حذفشدگی اجتماعی را تشدید میکند
زمان زیادی از اعتراضات اخیر با محور شعارهای اقتصادی نمیگذرد؛ اعتراضاتی که ازسوی قشر کمدرآمد هرچند با جرقه گروهی خاص آغاز شد، اما بهسرعت به دامان شعارهای اقتصادی کشیده شد.
"قفل شدگی نظام مند" عنوان سخنرانی در بنیاد باران، در خرداد ۱۳۹۶، است. منتشر شده در سایت بنیاد و باز نشر در سایت های رسانه ای دیگر
http://bonyadbaran.com/news/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%82%D9%81%D9%84%E2%
http://bonyadbaran.com/news/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%82%D9%81%D9%84%E2%
مغزهای کوچک زنگ زده
تلخ ولی امید بخش
علی دینی ترکمانی
فیلم "مغزهای کوچ زنگ زده" به کارگردانی هومن سیدی و بازی خوب نوید محمد زاده، فرهاد اصلانی، نوید پورفرج و دیگران، فیلمی است تلخ ولی امید بخش. تلخی فیلم ناشی از واقع گرا یا رئال بودن آن است. واقعیت جامعهی ما تلخ است و سیاه. به تصویر کشیدن این تلخی و سیاهی اجتماعی، زمانی از حالت فیلم مستند و گزارش گونه خارج و به اثر هنری سینمایی تبدیل می شود که بر بستر آن شخصیتهای مختلفی خلق شود که در تعامل با یکدیگر حرف هایی برای گفتن داشته باشند و پیامهایی را برای مخاطب ارسال کنند. حرف ها و پیام هایی که چندان سرراست نباشند، و در قالب قصه ای رمز گرا و با کشش و جاذبه قوی و رعایت اصل تعیلق، بیننده را تا انتها با خود همراه کند. فیلم مغزهای کوچک زنگ زده این ویژگی را بخوبی دارد.
فیلم، با ذکر جمله ای در باره ی گله گوسفندان و نقش چوپان آغاز می شود. چوپان وظیفه ی نگهداری گوسفندان را برعهده دارد. جمله ای که در انتهای فیلم دوباره تکرار می شود تا رویکرد پدرسالارانه و جنسیتی رایج در جامعه، و رایج تر برای بخشی از جامعه را بیان کند. بعد گفت و گوی میان شاهین و پلیسی که به نظر می رسد به خواهر شاهین علاقه مند است و بعد پخش آهنگی و رقص گروهی نوجوان و دوست نزدیک شاهین به نام امیر. فیلم با ضرباهنگ خوبی شروع میشود و ادامه پیدا میکند و تا انتها تماشاگر را با خود همراه می کند. .
اتفاقات فیلم در محله ای بسیار محروم رخ می دهد با شخصیتهای فقر زده و درگیر اعتیاد و توزیع مواد مخدر. فقر به آسانی احتضار فضیلت است. فقر با زندگی نکبت بار همراه است. فقرزدگان در منجلاف اعتیاد و فساد فرو میروند و به آن نوع از زندگی خو میگیرند. زندگی نکبت بار. در چنین محیط اجتماعی، خانواده، فقر زده و درگیر اعتیاد است. کودکان نیز بیسرپرست، و اسیر باندهای توزیع مواد مخدرند. با وجود این، در همین محیط، زندگی نیز جاری است با همان وجه مشخصه های اساسی زندگی انسانی در محیطهای دیگر. همانطور که نشانه های دوستی و رفاقت، لوطی گری و جوانمردی، و عشق و دلسوزی در مناسبات اجتماعی حضور دارد نشانه های رذالت و پستی، ناجوانمردی و خیانت، و کله شقی و زورگویی از سوی جنس مذکر به جنس مونث نیز وجود دارد. آدمی به اعتبار موجود زنده بودن و خون گرم در رگهای وجودش جاری بودن، دارای احساس است. احساس حسادت، سرخوردگی، عقده داشتن، و دوست داشتن جنس مخالف؛ آدمی، به اعتبار پدر و مادر بودنش دارای غریزه دلبستگی به فرزند است ولو آنکه فرزند خطایی کرده باشد.
مغزهای کوچک زنگ زده بسیار تلخ است، چون واقعیت عریان جامعه ی ما را دست کم در برخی از مناطق حاشیه ای شهرها به تصویر میکشد. اما، امید بخش هم هست. چرا که به جای پاچیدن بذر نفرت به قربانیان اجتماعی فقر و اعتیاد، احساس دوست داشتن شاهین و امیر را بر می انگیزد که رفاقتشان و رقت قلبشان تحسین برانگیز است. همینطور موجب احساس همدلی با شهره ( خواهر شکور و شاهین و شهروز) می شود که بخاطر نالوطی بازی نامزد دوستش، بناحق متهم به رابطه با پسری میشود؛ در نتیجه بدست برادر نوجوانش (شهروز)، در برابر چشمان برادر بزرگ خانواده (شکور) - رییس باند توزیع مواد مخدر محله!!-، خفه میشود. تلخ است چون واقعیت عریان قتلهای ناموسی در جامعه ما و کشته شدن ناجوانمردانه دختران و زنان، بدست پسران و مردان خانواده را به خوبی به تصویر میکشد، ولی امید بخش هم هست چرا که با زنده ماندن تصادفی شهره و ارایه دفاعیات او نزد شاهین ( یادر دادگاه مذکر سالار)، تلنگری به وجدان جنس مذکر میزند که قبل از هر اقدامی باید سخنان دختران را شنید. تلخ است چرا که از واقعیت عریان زیر ذرهبین بودن روابط دختران با دیگران، چه در محیط اجتماعی و چه در محیط خانواده، و مجازات غیر انسانی جنس مونث، بدلیل قدرت فیزیکی ضعیفترش، بدست جنس مذکر، پرده بر میدارد، ولی امید بخش هم هست چون به وجود مردانی اشاره میکند که حتی در چنین محیطهایی حاضرند یار و همراه چنین دختران آسیب دیده ای باشند. تلخ است چون واقعیت اسارت کودکان و نوجوانان، در دستان باندهای مافیایی درگیر در توزیع مواد را به تصویر میکشد، ولی امید بخش هم هست چون امکان خروج از دایره مناسبات بازتولید کننده ی اعتیاد و بزه های اجتماعی را، بدلیل درگیر شدن در عشق، چه از نوع دل باختن به جنس مخالف و چه از نوع دل باختن به نوزاد زیبای بی سرپرستی، را بیان میکند؛ در فیلم "جهان بی عیب" با کارگردانی کلینت ایستوود نیز چنین صحنه ای وجود دارد.۳ مجرمی (با بازی کوین کاستنر) در حال فرار از دست پلیس، پسر بچه ای را می رباید و با خود همراه میکند. دیالوگ پسر بچه با او، در نهایت موجب دگردیسی احوالات روحی و فکری وی می شود.
تلخ ولی امید بخش
علی دینی ترکمانی
فیلم "مغزهای کوچ زنگ زده" به کارگردانی هومن سیدی و بازی خوب نوید محمد زاده، فرهاد اصلانی، نوید پورفرج و دیگران، فیلمی است تلخ ولی امید بخش. تلخی فیلم ناشی از واقع گرا یا رئال بودن آن است. واقعیت جامعهی ما تلخ است و سیاه. به تصویر کشیدن این تلخی و سیاهی اجتماعی، زمانی از حالت فیلم مستند و گزارش گونه خارج و به اثر هنری سینمایی تبدیل می شود که بر بستر آن شخصیتهای مختلفی خلق شود که در تعامل با یکدیگر حرف هایی برای گفتن داشته باشند و پیامهایی را برای مخاطب ارسال کنند. حرف ها و پیام هایی که چندان سرراست نباشند، و در قالب قصه ای رمز گرا و با کشش و جاذبه قوی و رعایت اصل تعیلق، بیننده را تا انتها با خود همراه کند. فیلم مغزهای کوچک زنگ زده این ویژگی را بخوبی دارد.
فیلم، با ذکر جمله ای در باره ی گله گوسفندان و نقش چوپان آغاز می شود. چوپان وظیفه ی نگهداری گوسفندان را برعهده دارد. جمله ای که در انتهای فیلم دوباره تکرار می شود تا رویکرد پدرسالارانه و جنسیتی رایج در جامعه، و رایج تر برای بخشی از جامعه را بیان کند. بعد گفت و گوی میان شاهین و پلیسی که به نظر می رسد به خواهر شاهین علاقه مند است و بعد پخش آهنگی و رقص گروهی نوجوان و دوست نزدیک شاهین به نام امیر. فیلم با ضرباهنگ خوبی شروع میشود و ادامه پیدا میکند و تا انتها تماشاگر را با خود همراه می کند. .
اتفاقات فیلم در محله ای بسیار محروم رخ می دهد با شخصیتهای فقر زده و درگیر اعتیاد و توزیع مواد مخدر. فقر به آسانی احتضار فضیلت است. فقر با زندگی نکبت بار همراه است. فقرزدگان در منجلاف اعتیاد و فساد فرو میروند و به آن نوع از زندگی خو میگیرند. زندگی نکبت بار. در چنین محیط اجتماعی، خانواده، فقر زده و درگیر اعتیاد است. کودکان نیز بیسرپرست، و اسیر باندهای توزیع مواد مخدرند. با وجود این، در همین محیط، زندگی نیز جاری است با همان وجه مشخصه های اساسی زندگی انسانی در محیطهای دیگر. همانطور که نشانه های دوستی و رفاقت، لوطی گری و جوانمردی، و عشق و دلسوزی در مناسبات اجتماعی حضور دارد نشانه های رذالت و پستی، ناجوانمردی و خیانت، و کله شقی و زورگویی از سوی جنس مذکر به جنس مونث نیز وجود دارد. آدمی به اعتبار موجود زنده بودن و خون گرم در رگهای وجودش جاری بودن، دارای احساس است. احساس حسادت، سرخوردگی، عقده داشتن، و دوست داشتن جنس مخالف؛ آدمی، به اعتبار پدر و مادر بودنش دارای غریزه دلبستگی به فرزند است ولو آنکه فرزند خطایی کرده باشد.
مغزهای کوچک زنگ زده بسیار تلخ است، چون واقعیت عریان جامعه ی ما را دست کم در برخی از مناطق حاشیه ای شهرها به تصویر میکشد. اما، امید بخش هم هست. چرا که به جای پاچیدن بذر نفرت به قربانیان اجتماعی فقر و اعتیاد، احساس دوست داشتن شاهین و امیر را بر می انگیزد که رفاقتشان و رقت قلبشان تحسین برانگیز است. همینطور موجب احساس همدلی با شهره ( خواهر شکور و شاهین و شهروز) می شود که بخاطر نالوطی بازی نامزد دوستش، بناحق متهم به رابطه با پسری میشود؛ در نتیجه بدست برادر نوجوانش (شهروز)، در برابر چشمان برادر بزرگ خانواده (شکور) - رییس باند توزیع مواد مخدر محله!!-، خفه میشود. تلخ است چون واقعیت عریان قتلهای ناموسی در جامعه ما و کشته شدن ناجوانمردانه دختران و زنان، بدست پسران و مردان خانواده را به خوبی به تصویر میکشد، ولی امید بخش هم هست چرا که با زنده ماندن تصادفی شهره و ارایه دفاعیات او نزد شاهین ( یادر دادگاه مذکر سالار)، تلنگری به وجدان جنس مذکر میزند که قبل از هر اقدامی باید سخنان دختران را شنید. تلخ است چرا که از واقعیت عریان زیر ذرهبین بودن روابط دختران با دیگران، چه در محیط اجتماعی و چه در محیط خانواده، و مجازات غیر انسانی جنس مونث، بدلیل قدرت فیزیکی ضعیفترش، بدست جنس مذکر، پرده بر میدارد، ولی امید بخش هم هست چون به وجود مردانی اشاره میکند که حتی در چنین محیطهایی حاضرند یار و همراه چنین دختران آسیب دیده ای باشند. تلخ است چون واقعیت اسارت کودکان و نوجوانان، در دستان باندهای مافیایی درگیر در توزیع مواد را به تصویر میکشد، ولی امید بخش هم هست چون امکان خروج از دایره مناسبات بازتولید کننده ی اعتیاد و بزه های اجتماعی را، بدلیل درگیر شدن در عشق، چه از نوع دل باختن به جنس مخالف و چه از نوع دل باختن به نوزاد زیبای بی سرپرستی، را بیان میکند؛ در فیلم "جهان بی عیب" با کارگردانی کلینت ایستوود نیز چنین صحنه ای وجود دارد.۳ مجرمی (با بازی کوین کاستنر) در حال فرار از دست پلیس، پسر بچه ای را می رباید و با خود همراه میکند. دیالوگ پسر بچه با او، در نهایت موجب دگردیسی احوالات روحی و فکری وی می شود.
بعد از مدت ها، دیشب (17 بهمن 96)، در سینما فرهنگ تهران، به تماشای فیلمی نشستم که ذهنم هنوز با سکانسهای مختلف آن درگیر است. بازی خوب بازیگران، بویژه بازیگران نوظهوری چون نوید پورفرج که پیشتر نیز در برخی از سریال ها و فیلم ها نقش هایی کوتاه برعهده داشته، و بازیگران آماتور ساکن خانهی سالمندان یا مراکز نگهداری کودکان و نوجوانان قابل تحسین است؛ بازی خوب آنان در کنار بازیگران مطرحی چون نوید محمد زاده و فرهاد اصلانی فوق العاده است. بازی نوید محمد زاده درخشان است. نوع بازی و دیالوگش در این فیلم به نوعی یاد آور بهروز وثوقی در فیلم قیصر است همانطور که در جاهایی بازی نوید پورفرج شبیه بازی مهدی فخیم زاده در فیلم نمکی است. فرهاد اصلانی نقش رییس باند مافیایی را بازی می کند که همه وجودش خباثت نیست. مهربانیهایی هم دارد. در نقشش خوش درخشیده است؛ نقشی که یادآور کلام شاملوست آنجا که پارادوکسیکال میگوید: "سلاخی می گریست/ به قناری کوچکی/ دلباخته بود".
یکی از نکات قابل توجه فیلم، پیوند شروع آن به انتهای آن است، با روایت جمله ای که نگاه پدرسالارانه در جامعه را بازتاب میدهد. اینبار، در حالی که راوی به رابطه ی میان چوپان و گوسفندان می پردازد، دوربین چهرهی برادر کوچک شاهین، شهروز، را به قاب تصویر میکشد که تازه از زندان رها شده و با چهره ای خشن و گرگ سان، رویای نشستن بر جای برادر بزرگ (شکور) را در سر میپروراند؛ برادر بزرگ، اتهام قتل خواهر نمرده را به جان پذیرفته و در زندان است؛ احتمالا محکوم به مجازات اعدام؛ مگر آنکه زنده بودن شهره را، شاهین به گوش او برساند که در تعلیق باقی میماند.
نکته پایانی و محتوایی. به قول فروید عقده های سرکوفتهی دوران کودکی منشا دردها و رنج های ما در دوران بزرگسالیست. عقدهی از دست دادن والدین همیشه همراه با ماست حتی اگر در زمانه دیگری بدست افرادی دیگر بزرگ بشویم. همان دوران کوتاهی که یکی از والدین و بعد هر دو از دست می روند، برای وارد شدن آسیب روحی و زخم برداشتن جان آدمی کافیست. رها شدن چنین کودکانی در جامعه، به کل جامعه آسیب میز ند. دود درگیر شدن آنان در اموری که حکم عقده گشایی برایشان دارد، به چشم همه می رود. بنابراین، از این منظر ابزاری و کارکردی، نمی توان با نگاه فردگرایانه و این باور که هر کسی مسوول عواقب خود است، جامعه را به حال خود رها کرد. چه از منظر ابزاری و کارکردی و چه از منظر ذاتی انسانی، وظیفهی همگان است که از چنین افرادی حمایت کنند تا با چشیدن طعم شیرین عشق، رویای "پدر خوانده" بودن را در سر نپرورانند. به بیانی اساسی تر و ریشه ای تر، خلق جامعه ی انسانی عاری از تلخی و گزندگی جاری در فیلم مغزهای کوچک زنگ زده، مستلزم بازتوزیع اساسی ثروت و امکانات زندگی در جامعه است. بدون چنین بازتوزیعی، باید در انتظار بازتولید شکورها در قالب شهروزها و نسل های بعدی بود.
لطفا با ما در کانال "توسعه یعنی آزادی و رهایی" همراه شوید.
یکی از نکات قابل توجه فیلم، پیوند شروع آن به انتهای آن است، با روایت جمله ای که نگاه پدرسالارانه در جامعه را بازتاب میدهد. اینبار، در حالی که راوی به رابطه ی میان چوپان و گوسفندان می پردازد، دوربین چهرهی برادر کوچک شاهین، شهروز، را به قاب تصویر میکشد که تازه از زندان رها شده و با چهره ای خشن و گرگ سان، رویای نشستن بر جای برادر بزرگ (شکور) را در سر میپروراند؛ برادر بزرگ، اتهام قتل خواهر نمرده را به جان پذیرفته و در زندان است؛ احتمالا محکوم به مجازات اعدام؛ مگر آنکه زنده بودن شهره را، شاهین به گوش او برساند که در تعلیق باقی میماند.
نکته پایانی و محتوایی. به قول فروید عقده های سرکوفتهی دوران کودکی منشا دردها و رنج های ما در دوران بزرگسالیست. عقدهی از دست دادن والدین همیشه همراه با ماست حتی اگر در زمانه دیگری بدست افرادی دیگر بزرگ بشویم. همان دوران کوتاهی که یکی از والدین و بعد هر دو از دست می روند، برای وارد شدن آسیب روحی و زخم برداشتن جان آدمی کافیست. رها شدن چنین کودکانی در جامعه، به کل جامعه آسیب میز ند. دود درگیر شدن آنان در اموری که حکم عقده گشایی برایشان دارد، به چشم همه می رود. بنابراین، از این منظر ابزاری و کارکردی، نمی توان با نگاه فردگرایانه و این باور که هر کسی مسوول عواقب خود است، جامعه را به حال خود رها کرد. چه از منظر ابزاری و کارکردی و چه از منظر ذاتی انسانی، وظیفهی همگان است که از چنین افرادی حمایت کنند تا با چشیدن طعم شیرین عشق، رویای "پدر خوانده" بودن را در سر نپرورانند. به بیانی اساسی تر و ریشه ای تر، خلق جامعه ی انسانی عاری از تلخی و گزندگی جاری در فیلم مغزهای کوچک زنگ زده، مستلزم بازتوزیع اساسی ثروت و امکانات زندگی در جامعه است. بدون چنین بازتوزیعی، باید در انتظار بازتولید شکورها در قالب شهروزها و نسل های بعدی بود.
لطفا با ما در کانال "توسعه یعنی آزادی و رهایی" همراه شوید.
آنچه در فایل پیوست زیر ميخوانيد متن مكتوب سخنراني ايراد شده بنده در تاريخ 9 بهمن 1393 در "موسسه دين و اقتصاد" است. در اين سخنراني، با نقد فرضيههاي تكعليتي ساخت اقتصاد رانتي نفتي محمد علی کاتوزیان و ساخت اجتماعي مبتني بر فرهنگ ايلياتي و قبيلهاي تحلیلگرانی چون علی رضاقلی و محمود سریعالقلم که معتقدند رانت نفت یا فرهنگ جامعه عامل اصلي وقوع چرخه دولت خودكامه، شكاف دولت – ملت و انقلاب است، رويكرد چند عليتي موسوم به "عليت انباشتي" را برای تبیین صحیحتر ریشههای انقلاب ارایه میکنم؛ رویکردی كه در آن با پرهیز از تقلیلگرایی اقتصادی و فرهنگی، هم به ساخت اقتصادي و فرهنگي جامعه توجه میشود، هم نقش شخصيت در تاريخ مورد لحاظ قرار میگیرد و هم به نقش عوامل خارجي مانند كودتاي 28 مرداد اهمیتی داده میشود. این نکته نیز شایان ذکر است که در کنار تلاش برای ارایه تبینی از ریشههای انقلاب اسلامی، یکی از اهداف این سخنرانی درسگیری از گذشته برای مواجهه بهتر با آینده است.
لطفا با ما در کانال " توسعه یعنی آزادی و رهایی" همراه شوید.
لطفا با ما در کانال " توسعه یعنی آزادی و رهایی" همراه شوید.
Forwarded from سخنرانیها
🔊فایل صوتی
#نشست #نقد و بررسی #کتاب « #وضعیت_توسعه #انسانی در #ایران »
با حضور
#محمد_امین_قانعیراد
سعید مدنی
#حسین_راغفر
علی دینی ترکمانی
علیاصغر محمدخانی
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
#نشست #نقد و بررسی #کتاب « #وضعیت_توسعه #انسانی در #ایران »
با حضور
#محمد_امین_قانعیراد
سعید مدنی
#حسین_راغفر
علی دینی ترکمانی
علیاصغر محمدخانی
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
Telegram