کانال رسمی و اصلی علی اسدیان
8.84K subscribers
8.17K photos
2.73K videos
500 files
556 links
(﷽)
به کانال رسمی علی اسدیان خوش آمدید.
♡جدیدترین کارهای مارو را از این صفحه دانلود بفرمایید♡

ارتباطات با ما👇
@Aliasadian3310

☆اینستاگرام ما☆کلیک کنید👇
instagram.com/Ali_asadian_offical

☎️رزرو و هماهنگی:
09151303310
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نائب الزیاره همه عزیزان در کربلای معلی بین الحرمین.
همتون رو یاد کرد و دعــــا کردم..
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امشب بین الحرمین دعاگوی همه عزیزان بودم
دعاگویی همـــه عزیزان
سلطان قلبـــــم مــــــادر
دعاگوی همه عزیزان. بخصوص عزیزان دلی که التماس دعا گفتن..
محل خیمگاه حضرت زینب (ص)
و حضرت عباس(ع)
شب آخر کربلای معلی
بارئیس کاروان حاج محمـــد نعمتی عزیز...
مردی از جنس مردانگی
جناب آقای سنجـــری عزیز
شب آخر کربلا همتون رو یاد کردیم و دعاتون کردیم
خود را نوکر پدر و مادر بساز
خداوند تو را پادشاه این جهان می سازد...



🌻🌻
خدايا امشب مارو بيخيال ، واسه كارتن خوابا تو اين هواي سرد خدايي كن
🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲
بدترین سردرد دنیا
وقتی خوب میشه
که دستای مادرت روی
پیشونیت قرار بگیره..


🌻🌻
این جمله از گوته خیلی قشنگه:

ریشه که داشته باشی
به لبهِ‌ی پرتگاه می‌رسی
ولی سقوط نمی‌کنی.
و ریشه همون شعور، شخصیت
انسانیت و شرفِ واقعی یک انسانه و
ربطی به پول و تحصیلات نداره...
َ
  دوستی های پاک ، مدیون صداقت اند .
  صداقتی که هرگز به دروغ تبدیل
  نمی شوند.
  صداقت هایی که بوی وفاداری ،
  حقیقت ، و اعتماد می دهند ...

  🌹♥️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به تو مي انديشم  ... .   .

همه می پرسند : چیست در زمزمه مبهم آب

چیست در همهمه دلکش برگ

چیست در بازی آن ابر سپید ،
روی این آبی آرام بلند ،
که تو را می برد اینگونه به ژرفای خیال

چیست در خلوت خاموش کبوترها
چیست در کوشش بی حاصل موج
چیست در خنده جام
که تو چندین ساعت ،
مات و مبهوت به آن می نگری

نه به ابر ، نه به آب ،
نه به برگ ، نه به این آبی آرام بلند ،
نه به این خلوت خاموش کبوترها ،
نه به این آتش سوزنده که لغزید به جام ،
من به این جمله نمی اندیشم

من مناجات درختان را هنگام سحر ،
رقص عطر گل یخ را با باد ،
نفس پاک شقایق را در سینه کوه ،
صحبت چلچله ها را با صبح ،
نبض پاینده هستی را در گندم زار ،
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل ،
همه را می شنوم ،
می بینم ،
من به این جمله نمی اندیشم ،

به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی
تک و تنها به تو می اندیشم
همه وقت ، همه جا
من به هر حال که باشم ، به تو می اندیشم
تو بدان این را ، تنها تو بدان .
تو بیا ، تو بمان با من ، تنها تو بمان .

جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب
من فدای تو ، به جای همه گل ها تو بخند .
اینک این من که به پای تو در افتادم باز
ریسمانی کن از آن موی دراز ،
تو بگیر ، تو ببند .

تو بخواه ، پاسخ چلچله ها را ، تو بگو
قصه ابر هوا را تو بخوان
تو بمان با من ، تنها تو بمان

در دل ساغر هستی تو بجوش
من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست
آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش .

فريدون مشيری
مراسم امشب شهر چخماق
جشن دامادی جواد بهروزی
مراسم امشب با رفیقای باعشق