معجزه مادر
بشنوید
💠 معجزه مادر
✅ فوق العاده زیبا و تاثیرگذار
تقدیم همه ی کسانی عاشق مادراشون هستن❤️🌹
🔵حتما بشنوید، عالیه
@alerasool
✅ فوق العاده زیبا و تاثیرگذار
تقدیم همه ی کسانی عاشق مادراشون هستن❤️🌹
🔵حتما بشنوید، عالیه
@alerasool
این موفقیت رابه برادر ارجمندمان حاج احسان کرمی وخانواده ایشان تبریک عرض میکنیم وبه این مردبزرگ که درکنار پیشرفت وتعالی خود،به همشهریان خویش نیزتوجه داردافتخارمیکنیم.
#ننه_ورت_نناله
@alerasool
#ننه_ورت_نناله
@alerasool
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حاج احسان کرمی علاوه بر ساخت حسینیه، تصمیم برساخت آب بندخاکی کهنوش و...در طول 4سال اخیر بیش از 300 میلیون بلاعوض و 500 میلیون قرض الحسنه برای گره گشایی از همشهریان خویش اختصاص داده است.
موفقیتها درسايه مهربانی، برادری وحمایت خانواده وعزیزان رقم میخورد. ...
حاج احسان کرمی درکناربرادران دلسوز وسختکوش خود ساسان وهاشم کرمی. .....
#احسان_کرمی
#حسینیه_آل_رسول_(ص)
#واقف_حسینیه
@alerasool
حاج احسان کرمی درکناربرادران دلسوز وسختکوش خود ساسان وهاشم کرمی. .....
#احسان_کرمی
#حسینیه_آل_رسول_(ص)
#واقف_حسینیه
@alerasool
« ۲۲ اسفند روز بزرگداشت شهدا »
در لبخندشان چیزی هست، شبیه گریه و در گریه شان چیزی هست، شبیه خنده. سلامشان عطر وداع دارد و وداعشان بوی سلام.
پرواز را می شود در بالهای شکسته شان دید. زندگی را می شود در پیکر به غرق به خونشان تماشا کرد.
حکایت شهود عارفانه شان را باید از سید شهیدان اهل قلم شنید:
زندگی زیباست، اما شهادت از آن زیباتر است؛ سلامت تن زیباست، اما پرندهی عشق، تن را قفسی میبیند که در باغ نهاده باشند.
و مگر نه آنکه گردنها را باریک آفریدهاند، تا درمقتل کربلای عشق، آسانتر بریده شوند.
و مگر نه آنکه از پسر آدم، عهدی ازلی ستاندهاند که حسین را از سر خویش، بیشتر دوست داشته باشد.
و مگر نه آنکه خانه تن، راه فرسودگی میپیماید تا خانه روح، آباد شود.
و مگر این عاشق بیقرار را بر این سفینه سرگردان آسمانی، که کرهی زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریدهاند؟
و مگر از درون این خاک، اگر نردبانی به آسمان نباشد، جز کرمهایی فربه و تنپرور برمیآید؟
ای شهید، ای آنکه بر کرانهی ازلی و ابدی وجود بر نشستهای، دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز، از این منجلاب بیرون کش.
ما سینه زدیم بی صدا باریدند
از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند
ما مدعیانِ صفِ اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند
@alerasool
در لبخندشان چیزی هست، شبیه گریه و در گریه شان چیزی هست، شبیه خنده. سلامشان عطر وداع دارد و وداعشان بوی سلام.
پرواز را می شود در بالهای شکسته شان دید. زندگی را می شود در پیکر به غرق به خونشان تماشا کرد.
حکایت شهود عارفانه شان را باید از سید شهیدان اهل قلم شنید:
زندگی زیباست، اما شهادت از آن زیباتر است؛ سلامت تن زیباست، اما پرندهی عشق، تن را قفسی میبیند که در باغ نهاده باشند.
و مگر نه آنکه گردنها را باریک آفریدهاند، تا درمقتل کربلای عشق، آسانتر بریده شوند.
و مگر نه آنکه از پسر آدم، عهدی ازلی ستاندهاند که حسین را از سر خویش، بیشتر دوست داشته باشد.
و مگر نه آنکه خانه تن، راه فرسودگی میپیماید تا خانه روح، آباد شود.
و مگر این عاشق بیقرار را بر این سفینه سرگردان آسمانی، که کرهی زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریدهاند؟
و مگر از درون این خاک، اگر نردبانی به آسمان نباشد، جز کرمهایی فربه و تنپرور برمیآید؟
ای شهید، ای آنکه بر کرانهی ازلی و ابدی وجود بر نشستهای، دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز، از این منجلاب بیرون کش.
ما سینه زدیم بی صدا باریدند
از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند
ما مدعیانِ صفِ اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند
@alerasool
قابل توجه همشهریان عزیزی که تابحال اقدام به تعویض کارت ملی نکرده اند☝️☝️
امکان تعویض کارت ملی درحسینیه
@alerasool
امکان تعویض کارت ملی درحسینیه
@alerasool
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 قاری ایرانی هزاران بنگلادشی را از خود بیخود کرد
🍃 گوشههایی از تلاوت زیبای سیدجواد حسینی قاری مشهدی در بنگلادش و تشویقهای متفاوت و جالب حضار
ازدست ندهید
@alerasool
🍃 گوشههایی از تلاوت زیبای سیدجواد حسینی قاری مشهدی در بنگلادش و تشویقهای متفاوت و جالب حضار
ازدست ندهید
@alerasool
چندروزپیش ازچابهار عازم تهران بودم. بدلیل طولانی بودن پرواز، دقایقی را ازصندلی بلندشدم که درراهرو قدم بزنم که یکمرتبه خانمی
پا به سن گذاشته صدازد: حاج آقا شما تلویزیون برنامه دارید?
من که منتظربودم نقدی یا نکته ای داشته باشند گفتم: بله بعضی وقتها. ..
ازقضا پدر و برخی از دوستان هم همراهم بودند.بالحنی بسیار طلبکارانه وخیلی رسا برای جلب توجه اطرافیان به من فرمودند که :حاج آقامیشه اینقدر حرف نزنید? !!! مردم خسته شده اند از حرفهای بی عمل شماها. ...
باتعجب تمام سکوت کردم وفقط یک کلمه گفتم:چشم حاج خانم حتما. .....
هنگام پیاده شدن از هواپیما جوانی جلوآمدو اوهم باصدای بلند بنده راخطاب کرد:حاج آقا قراراین بود? انقلاب برای این بود? !!! سلامش کردم وگفتم عزیزم مگه چی شده که اینقدرعصبانی هستید?
بااشاره ،بنز تشریفات فرودگاه و دوسه تامحافظ رانشان داد که برای استقبال ازآقای الویری عضوشورای شهرتهران آمده بودند. من هم جاخوردم
و خودم روبه ایشان رسوندم. ...حالا نوبت من بود. ..باصدای رسا فریادزدم آقای الویری شمامگه چه کاره ایدکه باید اينهمه تشریفات داشته باشید? چراکاری میکنید که مردم به انقلاب بدبین بشوند و....
منتظربودم جوابی به اعتراض من بدن که یکمرتبه دیدم همون خانمی که در هواپیما به من معترض بود که چرااینقدر حرف میزنید ??!پشت سر جناب الویری ظاهرشد وخیلی شیک وبااستقبال محافظین، صندلی عقب بنز تشریفات نشست. ... مونده بودم چی بگم? !! کاش مادرشهیدی به من اعتراض کرده بود ویا کسی که طلبی از مملکت ونظام داشت... امااين طایفه که تاتونستند خوردند وهميشه هم طلبکاربودند. ...
سعیدکرمی 19 اسفند 96
پ.ن1:کی قراره بساط این تشریفات بیخودبرچیده بشه? امثال آقای الویری چه جایگاه خطیری دارند وچه خطری تهدیدشون میکنه که اينهمه بودجه باید صرف محافظ وتشریفاتشون بشه? ?!!!
پ.ن2: الویری شهردار تهران در سال ۱۳۸۰ بود که عدم موفقیت وی برای رسیدگی به پروژه برج “لعل” واقع در خیابان میرداماد سر و صدای زیادی به پا کرد.
مرتضی الویری به همراه فائزه هاشمی، حسین مرعشی (سخنگو)، محمد عطریانفر، جهانبخش خانجانی و هدایت آقایی از چهرههای شاخص حزب کارگزار سازندگی بودند که در جریان فتنه دستگیر شدند. الویری در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ نماینده مهدی کروبی و به عنوان رئیس کمیته صیانت از آرا انتخاب شد.
پا به سن گذاشته صدازد: حاج آقا شما تلویزیون برنامه دارید?
من که منتظربودم نقدی یا نکته ای داشته باشند گفتم: بله بعضی وقتها. ..
ازقضا پدر و برخی از دوستان هم همراهم بودند.بالحنی بسیار طلبکارانه وخیلی رسا برای جلب توجه اطرافیان به من فرمودند که :حاج آقامیشه اینقدر حرف نزنید? !!! مردم خسته شده اند از حرفهای بی عمل شماها. ...
باتعجب تمام سکوت کردم وفقط یک کلمه گفتم:چشم حاج خانم حتما. .....
هنگام پیاده شدن از هواپیما جوانی جلوآمدو اوهم باصدای بلند بنده راخطاب کرد:حاج آقا قراراین بود? انقلاب برای این بود? !!! سلامش کردم وگفتم عزیزم مگه چی شده که اینقدرعصبانی هستید?
بااشاره ،بنز تشریفات فرودگاه و دوسه تامحافظ رانشان داد که برای استقبال ازآقای الویری عضوشورای شهرتهران آمده بودند. من هم جاخوردم
و خودم روبه ایشان رسوندم. ...حالا نوبت من بود. ..باصدای رسا فریادزدم آقای الویری شمامگه چه کاره ایدکه باید اينهمه تشریفات داشته باشید? چراکاری میکنید که مردم به انقلاب بدبین بشوند و....
منتظربودم جوابی به اعتراض من بدن که یکمرتبه دیدم همون خانمی که در هواپیما به من معترض بود که چرااینقدر حرف میزنید ??!پشت سر جناب الویری ظاهرشد وخیلی شیک وبااستقبال محافظین، صندلی عقب بنز تشریفات نشست. ... مونده بودم چی بگم? !! کاش مادرشهیدی به من اعتراض کرده بود ویا کسی که طلبی از مملکت ونظام داشت... امااين طایفه که تاتونستند خوردند وهميشه هم طلبکاربودند. ...
سعیدکرمی 19 اسفند 96
پ.ن1:کی قراره بساط این تشریفات بیخودبرچیده بشه? امثال آقای الویری چه جایگاه خطیری دارند وچه خطری تهدیدشون میکنه که اينهمه بودجه باید صرف محافظ وتشریفاتشون بشه? ?!!!
پ.ن2: الویری شهردار تهران در سال ۱۳۸۰ بود که عدم موفقیت وی برای رسیدگی به پروژه برج “لعل” واقع در خیابان میرداماد سر و صدای زیادی به پا کرد.
مرتضی الویری به همراه فائزه هاشمی، حسین مرعشی (سخنگو)، محمد عطریانفر، جهانبخش خانجانی و هدایت آقایی از چهرههای شاخص حزب کارگزار سازندگی بودند که در جریان فتنه دستگیر شدند. الویری در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ نماینده مهدی کروبی و به عنوان رئیس کمیته صیانت از آرا انتخاب شد.
Forwarded from حسینیه آل رسول(ص) کهنوشیهای همدان
🌟شستشوئى کن و آنگه به خرابات خرام
◀️ شروع ماه رجب، ماه نماز ، پله اول سه گانه عرفا و روز اول سال عبادی بندگان مبارک باد
@alerasool
◀️ شروع ماه رجب، ماه نماز ، پله اول سه گانه عرفا و روز اول سال عبادی بندگان مبارک باد
@alerasool
أین الرجبیّون …
نزدیک است، که باران بگیرد…!!!
صدای قدمهایش را میشنوی؟؟؟
آسمان،، ابرهای مغفرت خداوند را آرام آرام ،، به سوی زمین،، سوق می دهد….
و این یعنی… رجب نزدیک شده است….
و دوباره خداوند است که ، مثل همیشه،، سر قرارمان ،، حاضر می شود…
همان قرار همیشگی…
من العفو می گویم… و او اجابت می کند…..
الهى ؛؛؛
یاریم کن… تا العفو های من،، ازحقیقت جانم ، برآیند !!!
یاریم کن… تا العفو های من،، با خضوع بندگی همراه باشند !!!
یاریم کن… تا هنگام العفو گفتن هایم،، “راست بگویم”….
یاریم کن… این بار راست بگویم
این الرجبیون.... فردا دوشنبه ۲۸ اسفند اول ماه رجب المرجب است. التماس دعا
@alerasool
نزدیک است، که باران بگیرد…!!!
صدای قدمهایش را میشنوی؟؟؟
آسمان،، ابرهای مغفرت خداوند را آرام آرام ،، به سوی زمین،، سوق می دهد….
و این یعنی… رجب نزدیک شده است….
و دوباره خداوند است که ، مثل همیشه،، سر قرارمان ،، حاضر می شود…
همان قرار همیشگی…
من العفو می گویم… و او اجابت می کند…..
الهى ؛؛؛
یاریم کن… تا العفو های من،، ازحقیقت جانم ، برآیند !!!
یاریم کن… تا العفو های من،، با خضوع بندگی همراه باشند !!!
یاریم کن… تا هنگام العفو گفتن هایم،، “راست بگویم”….
یاریم کن… این بار راست بگویم
این الرجبیون.... فردا دوشنبه ۲۸ اسفند اول ماه رجب المرجب است. التماس دعا
@alerasool