✔️ #نماز_جماعت_در_ ظهر_ عاشورا_به_امامت_امام_حسين_عليه السلام
اشاره
📘درکتاب تاريخ الطبرى به نقل از حُمَيد بن مسلم آمده: ياران امام حسين عليه السلام، پيوسته #كشته مى شدند و چون يكى دو تن از آنان كُشته مى شد، معلوم مى شد ؛ امّا هر چه از دشمن كشته مى شد، معلوم نمى گشت ؛ زيرا آنان، #فراوان بودند. هنگامى كه ابوثُمامه عمرو بن عبد اللّه صائدى چنين ديد، به امام حسين عليه السلام گفت: اى ابا عبد اللّه! جانم به فدايت! مى بينم كه اينان، به تو نزديك شده اند. نه. به خدا سوگند، كُشته نمى شوى تا من اگر خدا بخواهد، پيش از تو كُشته شوم! دوست دارم كه پروردگارم را در حالى ملاقات كنم كه اين نمازى را كه وقتش فرا رسيده، بخوانم.امام حسين عليه السلام، سرش را بلند كرد و سپس فرمود: «از نماز، ياد كردى. خداوند، تو را از نمازگزارانِ ذكرگو قرار دهد! آرى. اكنون، اوّلِ وقت آن است». سپس فرمود: «از آنان بخواهيد كه از ما دست بكِشند تا نماز بخوانيم». حُصَين بن تميم، به ايشان گفت: آن [ نماز ]، #پذيرفته نمى شود! حبيب بن مُظاهر به او گفت: پذيرفته نمى شود؟! پنداشته اى كه نماز، از خاندان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله قبول نمى شود و از تو اى درازگوش، پذيرفته مى شود؟!... ابو ثُمامه صاعدى، يكى از پسرعموهايش را كه در لشكر دشمن بود، كُشت. سپس، نماز ظهر را خواندند.امام حسين عليه السلام با ايشان، نماز خوف گزارد و آن گاه، بعد از ظهر، دوباره جنگيدند و جنگ، بالا گرفت.
@aleaba 🔮🏴🏴
---------------
[۱]📗الملهوف: ص ۱۶۵📕 مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي: ج ۲ ص ۱۷ وراجع: هذه 📙الموسوعة (دانشنامه امام حسین علیه سلام)ج۶ ص ۳۰۲ (الفصل الثالث: مقتل أصحابه
📚کتاب دانشنامه امام حسین علیه سلام ج۶ص۱۵۷
@aleaba 📡🏴🏴🔮
اشاره
📘درکتاب تاريخ الطبرى به نقل از حُمَيد بن مسلم آمده: ياران امام حسين عليه السلام، پيوسته #كشته مى شدند و چون يكى دو تن از آنان كُشته مى شد، معلوم مى شد ؛ امّا هر چه از دشمن كشته مى شد، معلوم نمى گشت ؛ زيرا آنان، #فراوان بودند. هنگامى كه ابوثُمامه عمرو بن عبد اللّه صائدى چنين ديد، به امام حسين عليه السلام گفت: اى ابا عبد اللّه! جانم به فدايت! مى بينم كه اينان، به تو نزديك شده اند. نه. به خدا سوگند، كُشته نمى شوى تا من اگر خدا بخواهد، پيش از تو كُشته شوم! دوست دارم كه پروردگارم را در حالى ملاقات كنم كه اين نمازى را كه وقتش فرا رسيده، بخوانم.امام حسين عليه السلام، سرش را بلند كرد و سپس فرمود: «از نماز، ياد كردى. خداوند، تو را از نمازگزارانِ ذكرگو قرار دهد! آرى. اكنون، اوّلِ وقت آن است». سپس فرمود: «از آنان بخواهيد كه از ما دست بكِشند تا نماز بخوانيم». حُصَين بن تميم، به ايشان گفت: آن [ نماز ]، #پذيرفته نمى شود! حبيب بن مُظاهر به او گفت: پذيرفته نمى شود؟! پنداشته اى كه نماز، از خاندان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله قبول نمى شود و از تو اى درازگوش، پذيرفته مى شود؟!... ابو ثُمامه صاعدى، يكى از پسرعموهايش را كه در لشكر دشمن بود، كُشت. سپس، نماز ظهر را خواندند.امام حسين عليه السلام با ايشان، نماز خوف گزارد و آن گاه، بعد از ظهر، دوباره جنگيدند و جنگ، بالا گرفت.
@aleaba 🔮🏴🏴
---------------
[۱]📗الملهوف: ص ۱۶۵📕 مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي: ج ۲ ص ۱۷ وراجع: هذه 📙الموسوعة (دانشنامه امام حسین علیه سلام)ج۶ ص ۳۰۲ (الفصل الثالث: مقتل أصحابه
📚کتاب دانشنامه امام حسین علیه سلام ج۶ص۱۵۷
@aleaba 📡🏴🏴🔮
📗درکتاب مثیرالأحزان: [ هنگام ] نماز ظهر، فرا رسيد.امام حسين عليه السلام، به زُهَير بن قَين و سعيد بن عبد اللّه حنفى فرمان داد كه با نيمى از بازماندگان، جلوى او بِايستند و پس از آن كه از #دشمن(پیروان ابوبکر و عمر) خواست كه اندكى جنگ را براى اداى نماز، متوقّف كنند، با آنان، نماز خوف گزارد. ابن حُصَين خبیث گفت: آن [ نماز ]، از تو پذيرفته نمى شود! حبيب بن مُظاهر گفت: از خاندان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و يارانشان، پذيرفته نمى شود و از تو اى #شرابخوار، پذيرفته مى شود؟! نيز گفته شده است: امام حسين عليه السلام و يارانش، نماز را با اشاره و فُرادا خواندند و زُهَير، به شدّت جنگيد تا #كشته شد.
📔درکتاب الإرشادآمده است که: جنگ، بالا گرفت و شديد شد و كشتگان و زخميان در ياران ابا عبد اللّه الحسين عليه السلام، فراوان شدند، تا آن كه ظهر☀️ شد وامام حسين عليه السلام با يارانش، #نماز_خوف گزارد. [۱]
---------------
[۱]📒در معالى السبطين آمده است: چون ظهر #عاشورا شد، امام عليه السلام نماز ظهر را به هر گونه اى كه بود، ادا كرد ؛ ولى نماز عصر را نتوانست. پس نمازى گزارد كه نه كسى پيش از او به جاى آورده بود و نه پس از او به جا مى آورد: #وضوى_آن_نماز، از #خون_پيشانى اش، و ركوع آن، هنگامى بود كه بر #كوهه_زين، خم شد و تير🏹 را بيرون آورد، و سجده اش، آن دَم بود كه بر زمين افتاد، ولى نتوانست پيشانى اش را بر زمين بگذارد چون #سنگ بر آن خورده بود، پس سمت راست صورتش را بر زمين نهاد، و تشهّدش نيز آن هنگام بود كه بر دو زانو نشست و تير 🏹را از گلوى خويش بيرون كشيد.✅
📒کتاب مثیرالاحزان ص۶۵
📗بحارالانوارج۴۵ص۲۲
📕کتاب دانشنامه امام حسین علیه سلام ج۶ص۱۶۱
@aleaba 🔮🏴🏴🔮
📔درکتاب الإرشادآمده است که: جنگ، بالا گرفت و شديد شد و كشتگان و زخميان در ياران ابا عبد اللّه الحسين عليه السلام، فراوان شدند، تا آن كه ظهر☀️ شد وامام حسين عليه السلام با يارانش، #نماز_خوف گزارد. [۱]
---------------
[۱]📒در معالى السبطين آمده است: چون ظهر #عاشورا شد، امام عليه السلام نماز ظهر را به هر گونه اى كه بود، ادا كرد ؛ ولى نماز عصر را نتوانست. پس نمازى گزارد كه نه كسى پيش از او به جاى آورده بود و نه پس از او به جا مى آورد: #وضوى_آن_نماز، از #خون_پيشانى اش، و ركوع آن، هنگامى بود كه بر #كوهه_زين، خم شد و تير🏹 را بيرون آورد، و سجده اش، آن دَم بود كه بر زمين افتاد، ولى نتوانست پيشانى اش را بر زمين بگذارد چون #سنگ بر آن خورده بود، پس سمت راست صورتش را بر زمين نهاد، و تشهّدش نيز آن هنگام بود كه بر دو زانو نشست و تير 🏹را از گلوى خويش بيرون كشيد.✅
📒کتاب مثیرالاحزان ص۶۵
📗بحارالانوارج۴۵ص۲۲
📕کتاب دانشنامه امام حسین علیه سلام ج۶ص۱۶۱
@aleaba 🔮🏴🏴🔮
سلام رفقای عزادار و پاک و مطهّر مذهب حقّ تشیّع و عزیزان من امیدوارم که هرگز از این احادیث که در مصیبت عظمای کربلای حسینی زینبی علیهم السلام و اصحابشان برای تان به اشتراک می گذارم خسته نشده باشید و من اگر این احادیث را کامل و دقیق برایتان مخابره نکنم اول به اهلبیت علیهم السلام بعد شماهای مهربانم و بعد به خودم خیانت کرده ام پس ما باید بدانیم که در کربلا چه گذشته است و عاملین این ماجرای قتل مادرمان صدّیقه کبری و خانواده اش علیهم سلام به دست چه کسی و واقعهءکربلا به سفارش چه کسانی بوده است پس هرکس که امکانات دارد از یک چوپان آگاه تا یک عالم مرجع بزرگ این احادیث را به مردم بازگو نکنند و واقعیّت را نگویند و دراختیار مردم نگذارند خائن هستند . چون همه کس کتاب ندارد تا دقیقا مطلّع شود پس مرا ببخشید که خیلی شماهارا اذیّت میکنم .باما در این مصیبت همراه باشید.
@aleaba 🏴
@aleaba 🏴
✔️ #سلامِ_وداع
📓درکتاب المناقب، ابن شهرآشوب آورده است که: هر كدام از ياران كه مى خواست به ميدان برود، با امام حسين عليه السلام خداحافظى مى كرد و مى گفت: #سلام بر تو، اى فرزند پيامبر خدا! امام عليه السلام هم پاسخ مى داد: «و بر #تو_سلام! و ما در پىِ تو هستيم». سپس، قرائت مى كرد: « «و برخى از آنان، پيمان خويش را به انجام رساندند [ و به شهادت رسيدند ] و برخى، چشم به راه اند» ».
📕درکتاب مقتل الحسين عليه السلام، خوارزمى: مردان نقل شده است که، يكى پس از ديگرى، نزد امام حسين عليه السلام مى آمدند و مى گفتند: سلام بر تو، اى فرزند پيامبر خدا! حسين عليه السلام هم پاسخ مى داد: «و بر تو سلام! و ما در پىِ تو هستيم» سپس، قرائت مى كرد: « «و برخى از آنان، پيمان خويش را به انجام رساندند [ و به شهادت رسيدند ] و برخى، چشم به راه اند» ». آن گاه، [ آن يار امام عليه السلام ]، حمله مى كرد تا كشته مى شد تا آن كه آخرينِ ايشان نيز كشته شد كه رضوان الهى بر آنان باد ؛ و جز اهل بيت امام حسين عليه السلام، #كسى با او نمانْد.
📙درکتاب البداية و النهاية به نقل از محمّد بن قيس: ياران امام حسين عليه السلام، دوتا دوتا و يكى يكى، نزدش مى آمدند و پيشِ رويش مى جنگيدند وامام حسين عليه السلام هم برايشان، دعا مى كرد و مى گفت: «خداوند، بهترين جزاى پرهيزگاران را به شما بدهد! ». آنان هم بر امام حسين عليه السلام، سلام مى دادند و مى جنگيدند تا #كشته شوند.
#کانال_آل_عباعلیهم_سلام
---------------
[۱]: #سوره_مبارکه الأحزاب: ۲۳.
[۲]:📗المناقب لابن شهرآشوب: ج ۴ ص ۱۰۰📙بحار الأنوار: ج ۴۵ ص ۱۵.
--------------- 📔کتاب دانشنامه امام حسین بن مولاعلی علیهم سلام
[۳]📘 مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي: ج ۲ ص ۲۵.
@aleaba 🔮🏴🏴🔮
📓درکتاب المناقب، ابن شهرآشوب آورده است که: هر كدام از ياران كه مى خواست به ميدان برود، با امام حسين عليه السلام خداحافظى مى كرد و مى گفت: #سلام بر تو، اى فرزند پيامبر خدا! امام عليه السلام هم پاسخ مى داد: «و بر #تو_سلام! و ما در پىِ تو هستيم». سپس، قرائت مى كرد: « «و برخى از آنان، پيمان خويش را به انجام رساندند [ و به شهادت رسيدند ] و برخى، چشم به راه اند» ».
📕درکتاب مقتل الحسين عليه السلام، خوارزمى: مردان نقل شده است که، يكى پس از ديگرى، نزد امام حسين عليه السلام مى آمدند و مى گفتند: سلام بر تو، اى فرزند پيامبر خدا! حسين عليه السلام هم پاسخ مى داد: «و بر تو سلام! و ما در پىِ تو هستيم» سپس، قرائت مى كرد: « «و برخى از آنان، پيمان خويش را به انجام رساندند [ و به شهادت رسيدند ] و برخى، چشم به راه اند» ». آن گاه، [ آن يار امام عليه السلام ]، حمله مى كرد تا كشته مى شد تا آن كه آخرينِ ايشان نيز كشته شد كه رضوان الهى بر آنان باد ؛ و جز اهل بيت امام حسين عليه السلام، #كسى با او نمانْد.
📙درکتاب البداية و النهاية به نقل از محمّد بن قيس: ياران امام حسين عليه السلام، دوتا دوتا و يكى يكى، نزدش مى آمدند و پيشِ رويش مى جنگيدند وامام حسين عليه السلام هم برايشان، دعا مى كرد و مى گفت: «خداوند، بهترين جزاى پرهيزگاران را به شما بدهد! ». آنان هم بر امام حسين عليه السلام، سلام مى دادند و مى جنگيدند تا #كشته شوند.
#کانال_آل_عباعلیهم_سلام
---------------
[۱]: #سوره_مبارکه الأحزاب: ۲۳.
[۲]:📗المناقب لابن شهرآشوب: ج ۴ ص ۱۰۰📙بحار الأنوار: ج ۴۵ ص ۱۵.
--------------- 📔کتاب دانشنامه امام حسین بن مولاعلی علیهم سلام
[۳]📘 مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي: ج ۲ ص ۲۵.
@aleaba 🔮🏴🏴🔮
۱۸۱
✔️ #شهدای_کربلا_همانند_شهيدانِ_همراه_پيامبران_عليهم السلام
✅از امام باقر عليه السلام روايت شده كه امام حسين عليه السلام هنگامى كه ياران #شهيد خود را كنار هم مى نهاد، مى فرمود: كشتگان ما، [ مانند ] كشتگان [ همراه ] پيامبران اند. اين سخن، بدين معناست كه شهداى كربلا، از فضائلى مانند فضيلت هاى كسانى كه در ركاب پيامبران الهى شهيد شده اند، برخوردارند.
💠 سَروران #شهيدان
همان سان كه امام حسين عليه السلام، «سيّد الشهدا (سَرور شهيدان) » لقب يافته است، ياران او نيز سَروران شهيدان، شمرده شده اند، چنان كه در روايتى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، كه در آن به آينده امام حسين عليه السلام و ماجراى #كربلا اشاره شده آمده است: گروهى از مسلمانان، او را يارى مى دهند. آنها در روز #قيامت، از بزرگانِ شهيدان امّتم هستند. همچنين امام زين العابدين عليه السلام مى فرمايد:اباالفضل عبّاس عليه السلام در پيشگاه خداوند تباك و تعالى، جايگاهى دارد كه همه شهيدان در روز قيامت، به آن، #حسرت مى خورند. شيخ صدوق رحمه الله نيز از ميثم تمّار نقل مى كند كه در پيشگويى اى، خطاب به زنى به نام جَبَله، گفته است: بدان كه امام حسين بن امیرالمومنین امام على عليه السلام، سَرور شهيدان در روز قيامت است و يارانش، درجه اى [ برتر ]از ديگر شهيدان دارند.
📚کتاب دانشنامه امام حسین علیه سلام ج۶ص۱۸۰
✔️ #شهدای_کربلا_همانند_شهيدانِ_همراه_پيامبران_عليهم السلام
✅از امام باقر عليه السلام روايت شده كه امام حسين عليه السلام هنگامى كه ياران #شهيد خود را كنار هم مى نهاد، مى فرمود: كشتگان ما، [ مانند ] كشتگان [ همراه ] پيامبران اند. اين سخن، بدين معناست كه شهداى كربلا، از فضائلى مانند فضيلت هاى كسانى كه در ركاب پيامبران الهى شهيد شده اند، برخوردارند.
💠 سَروران #شهيدان
همان سان كه امام حسين عليه السلام، «سيّد الشهدا (سَرور شهيدان) » لقب يافته است، ياران او نيز سَروران شهيدان، شمرده شده اند، چنان كه در روايتى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، كه در آن به آينده امام حسين عليه السلام و ماجراى #كربلا اشاره شده آمده است: گروهى از مسلمانان، او را يارى مى دهند. آنها در روز #قيامت، از بزرگانِ شهيدان امّتم هستند. همچنين امام زين العابدين عليه السلام مى فرمايد:اباالفضل عبّاس عليه السلام در پيشگاه خداوند تباك و تعالى، جايگاهى دارد كه همه شهيدان در روز قيامت، به آن، #حسرت مى خورند. شيخ صدوق رحمه الله نيز از ميثم تمّار نقل مى كند كه در پيشگويى اى، خطاب به زنى به نام جَبَله، گفته است: بدان كه امام حسين بن امیرالمومنین امام على عليه السلام، سَرور شهيدان در روز قيامت است و يارانش، درجه اى [ برتر ]از ديگر شهيدان دارند.
📚کتاب دانشنامه امام حسین علیه سلام ج۶ص۱۸۰
#شهادت_حر_ریاحی🏴📙درکتاب الإرشاد آمده است وقتی که : جنگ، بالا گرفت و گروهى از هر دو گروه، كشته شدند و حُرّ بن يزيد، به ياران عمر بن سعد ملعون ، يورش بُرد، در حالى كه شعر عَنتَره را مى خواند: پيوسته، بر پيشانى و صورت و سينه شانمى زنم، تا جامه #خون به تن كنند. و مردى از قبيله بَلحارث، به نام يزيد بن سفيان، به سوى او بيرون آمد ؛ ولى اندكى نكشيد كه حُر، او را كُشت... و ياران امام حسين عليه السلام، با آنان به شدّت جنگيدند و سواره نظامشان كه ۳۲ تن سواركار بودند، بر هيچ سويى از سواره نظام كوفه يورش نمى بُرد، مگر آن كه آن را مى شكافت. عُروة بن قيس، فرمانده سواره نظام كوفيان، چون چنين ديد، به سوى عمر بن سعد فرستاد كه: آيا نمى بينى كه امروز، گروه من از دست اين تعداد اندك، چه مى كِشد؟ پيادگان و🏹🏹🏹 تيراندازان را به سوى آنان، گسيل دار. عمر نيز🏹 تيراندازانى را به سوى آنها فرستاد و اسب حُرّ بن يزيد را پِى كردند. حُر، از🐴 اسبش فرود آمد و چنين رَجَز خواند: اگر اسبم را پِى مى كنيد، من فرزندى آزاده امشجاع تر از شيرِ شَرزه. و با شمشيرش، آنان را مى زد تا اين كه تعدادشان، فزونى گرفت و بر او، غلبه كردند. ايّوب بن مُسَرّح و مردى ديگر از سواران لشكر كوفه، با هم، او را به #شهادت رساندند.
📘کتاب دانشنامه امام حسین علیه سلام ج۶ص۲۷۷
---------------
[۱]📗الصحاح: ج ۲ ص ۷۶۸
@aleaba 🔮🏴🏴🔮
---------------
[۲]📘 الإرشاد: ج ۲ ص ۱۰۲ ۱۰۴📒إعلام الورى: ج ۱ ص ۴۶۲ - ۴۶۳ 📓مثیرالأحزان: ص ۵۹ ۶۰ 📙الكامل في التاريخ: ج ۲ ص ۵۶۵ ۵۶۶.
#اللهم_العن_صنمی_قریش_الجبت_و_الطاغوت
📘کتاب دانشنامه امام حسین علیه سلام ج۶ص۲۷۷
---------------
[۱]📗الصحاح: ج ۲ ص ۷۶۸
@aleaba 🔮🏴🏴🔮
---------------
[۲]📘 الإرشاد: ج ۲ ص ۱۰۲ ۱۰۴📒إعلام الورى: ج ۱ ص ۴۶۲ - ۴۶۳ 📓مثیرالأحزان: ص ۵۹ ۶۰ 📙الكامل في التاريخ: ج ۲ ص ۵۶۵ ۵۶۶.
#اللهم_العن_صنمی_قریش_الجبت_و_الطاغوت
🌏مقتل حضرت علی اڪبر علیه سلام🌑دنیای پس از تو ویران باد🌑
🏴السلام_علیڪ_حضرت_علی_اکبر_علیه_سلام_ای_شبیه_ترین_مردم_به_رسول_الله صلی الله علیه واله وسلّم برقاتلینت لعنت..
@aleaba 🔮🏴🏴
۴۶۸۱. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:📗درکتاب الإرشاد: ياران امام حسين عليه السلام، يكى يكى پيش مى آمدند و مى جنگيدند و كُشته مى شدند تا آن كه #جز خانواده اش، كسى باامام حسين عليه السلام نماند. آن گاه پسرش میوه دلش حضرت على اكبر عليه السلام كه مادرش ليلا، دختر ابى مُرّة بن عُروة بن مسعود ثقفى بود، قدم به ميدان نهاد. او از زيباروى ترينِ مردمان و آن هنگام، #هجده_نوزده ساله بود.
او به دشمن، حمله بُرد و #چنين_خواند:
من على، پسر حسين بن على ام به خانه خدا سوگند، كه ما به پيامبر صلى الله عليه و آله، نزديك تريم. و به خدا سوگند، كه پسر بى نَسَب (ابن زياد) نمى تواند بر ما حكم براند. با شمشير 🗡🗡مى زنم و از پدرم، حمايت مى كنم ؛ #شمشير زدنِ جوان هاشمىِ قُرَشى.
او اين كار را بارها به انجام رساند و كوفيان، از كُشتن او #پروا مى كردند كه مُرّة بن مُنقِذ عبدى، او را ديد و گفت: گناهان عرب بر دوش من باشد، اگر بر من بگذرد و چنين كند و من، پدرش را به عزايش ننشانم! حضرت على اكبر عليه السلام، مانند بار اوّل، بر #دشمن حمله بُرد كه مُرّة بن مُنقِذ، راه را بر او گرفت و نيزه اى به او زد و بر زمينش انداخت. سپاهيان، گِردش را گرفتند و او را با شمشيرهايشان، #تكّه_تكّه كردند. 🏴🏴🏴🏴🏴
🏴امام حسين عليه السلام به بالاى سر او آمد و ايستاد و فرمود: «خداوند، بكُشد كسانى را كه تو را كُشتند، #اى_پسر_عزيزم! چه گستاخ بودند در برابر [ خداى ] رحمان و بر هتك حرمت پيامبرخداصلی الله علیه واله وسلم! ».
سپس 💧اشك از چشمانش روان شد و فرمود: «دنياى پس از تو، ويران باد! ».
🌑حضت زينب عليهاالسلام خواهرامام حسين عليه السلام، به شتاب، بيرون دويد و ندا داد: اى برادرم و فرزند برادرم! آن گاه، آمد تا خود را بر روى [پيكر] حضرت على اكبر عليه السلام انداخت. امام حسين عليه السلام، سر او را گرفت و [ او را بلند كرد و ] به خيمه اش باز گردانْد و به جوانان [ خاندان ]خود، فرمان داد و فرمود: «برادرتان را ببريد! ». آنان، او را بُردند و در خيمه اى گذاشتند كه جلوى آن، مى جنگيدند..
ص: ۱۸
۴۶۸۴📘 المناقب للخوارزمي عن أبي ليلى: 📕الملهوف:
---------------
[۳]:📙تاريخ الطبري: ج ۵ ص ۴۴۶📒 الكامل في التاريخ: ج ۲ ص ۵۶۹ نحوه 📓تاريخ دمشق: ج ۶۹ ص ۱۶۹📗والمنتظم: ج ۵ ص ۳۴۰.
📓کتاب دانشنامه امام حسین علیه سلام ج۷ص۱۵
🏴السلام_علیڪ_حضرت_علی_اکبر_علیه_سلام_ای_شبیه_ترین_مردم_به_رسول_الله صلی الله علیه واله وسلّم برقاتلینت لعنت..
@aleaba 🔮🏴🏴
۴۶۸۱. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:📗درکتاب الإرشاد: ياران امام حسين عليه السلام، يكى يكى پيش مى آمدند و مى جنگيدند و كُشته مى شدند تا آن كه #جز خانواده اش، كسى باامام حسين عليه السلام نماند. آن گاه پسرش میوه دلش حضرت على اكبر عليه السلام كه مادرش ليلا، دختر ابى مُرّة بن عُروة بن مسعود ثقفى بود، قدم به ميدان نهاد. او از زيباروى ترينِ مردمان و آن هنگام، #هجده_نوزده ساله بود.
او به دشمن، حمله بُرد و #چنين_خواند:
من على، پسر حسين بن على ام به خانه خدا سوگند، كه ما به پيامبر صلى الله عليه و آله، نزديك تريم. و به خدا سوگند، كه پسر بى نَسَب (ابن زياد) نمى تواند بر ما حكم براند. با شمشير 🗡🗡مى زنم و از پدرم، حمايت مى كنم ؛ #شمشير زدنِ جوان هاشمىِ قُرَشى.
او اين كار را بارها به انجام رساند و كوفيان، از كُشتن او #پروا مى كردند كه مُرّة بن مُنقِذ عبدى، او را ديد و گفت: گناهان عرب بر دوش من باشد، اگر بر من بگذرد و چنين كند و من، پدرش را به عزايش ننشانم! حضرت على اكبر عليه السلام، مانند بار اوّل، بر #دشمن حمله بُرد كه مُرّة بن مُنقِذ، راه را بر او گرفت و نيزه اى به او زد و بر زمينش انداخت. سپاهيان، گِردش را گرفتند و او را با شمشيرهايشان، #تكّه_تكّه كردند. 🏴🏴🏴🏴🏴
🏴امام حسين عليه السلام به بالاى سر او آمد و ايستاد و فرمود: «خداوند، بكُشد كسانى را كه تو را كُشتند، #اى_پسر_عزيزم! چه گستاخ بودند در برابر [ خداى ] رحمان و بر هتك حرمت پيامبرخداصلی الله علیه واله وسلم! ».
سپس 💧اشك از چشمانش روان شد و فرمود: «دنياى پس از تو، ويران باد! ».
🌑حضت زينب عليهاالسلام خواهرامام حسين عليه السلام، به شتاب، بيرون دويد و ندا داد: اى برادرم و فرزند برادرم! آن گاه، آمد تا خود را بر روى [پيكر] حضرت على اكبر عليه السلام انداخت. امام حسين عليه السلام، سر او را گرفت و [ او را بلند كرد و ] به خيمه اش باز گردانْد و به جوانان [ خاندان ]خود، فرمان داد و فرمود: «برادرتان را ببريد! ». آنان، او را بُردند و در خيمه اى گذاشتند كه جلوى آن، مى جنگيدند..
ص: ۱۸
۴۶۸۴📘 المناقب للخوارزمي عن أبي ليلى: 📕الملهوف:
---------------
[۳]:📙تاريخ الطبري: ج ۵ ص ۴۴۶📒 الكامل في التاريخ: ج ۲ ص ۵۶۹ نحوه 📓تاريخ دمشق: ج ۶۹ ص ۱۶۹📗والمنتظم: ج ۵ ص ۳۴۰.
📓کتاب دانشنامه امام حسین علیه سلام ج۷ص۱۵
🌑 #مقتل_حضرت_علی_اڪبرعلیه_سلام
۴۶۸۱.📗در کتاب مقاتل الطالبيّين آقا رسول الله صلی الله علیه واله:
مدائنى مى گويد: عبّاس بن محمّد بن رَزين، از على بن طلحه و ابومِخنَف، از عبد الرحمان بن يزيد بن جابر، از حُمَيد بن مسلم ؛ و نيز عمر بن سعد بصرى، از ابو مِخَنف، از زُهَير بن عبد اللّه خَثعَمى ؛ و همچنين، احمد بن سعيد، از يحيى بن حسن علوى، از بَكْر بن عبد الوهّاب، از اسماعيل بن ابى ادريس، از پدرش، از امام صادق عليه السلام، از پدرش امام باقر عليه السلام، برايم نقل كرده اند كه مجموع هر سه نقل، اين است: نخستين كُشته خاندان حضرت ابو طالب در كنارامام حسين عليهم السلام، فرزندش حضرت على اكبرعلیه سلام بود. او بر دشمن، #هجوم مى بُرد و مى گفت:
من على، پسر حسين بن امیرالمومنین على حیدرم به خانه 🕋خدا سوگند كه ما به پيامبر صلى الله عليه و آله، نزديك تريم، از اين شَبَث [ بن رِبْعى ] و از شمرِ پَست. شما را [ آن قدر ] با 🗡شمشير مى زنم، تا اين كه [ شمشيرم ] در هم پيچيده شود ؛ شمشير زدنِ جوانى هاشمى و عَلَوىو امروز، پيوسته، از پدرم حمايت مى كنم. به خدا سوگند كه پسر بى نَسَب (ابن زيادابن مرجانه)، نمى تواند بر ما حكم برانَد.
او اين كار را بارها انجام داد. مُرّة بن مُنقِذ عبدى به او نگريست و گفت: #گناهان عرب بر دوش من باشد، اگر او مانند آنچه مى بينم، انجام دهد و بر من بگذرد و من، مادرش را به #عزايش ننشانم!
حضرت على اكبر عليه السلام كه به دشمن، #هجوم مى بُرد و مانند قبلْ رَجَز مى خواند، بر مُرّه گذشت. مُرّه، نيزه اى به او زد و او را بر زمين انداخت. سپاهيان نيز او را در ميان گرفتند و با ⚔🗡🗡شمشيرهايشان، تكّه تكّه اش كردند.
📙ابو مِخنَف، از سليمان بن ابى راشد، از حُمَيد بن مسلم نقل مى كند كه گفت: در روز #عاشورا، به گوش خود شنيدم كه امام حسين عليه السلام فرمود: «خداوند، #بكُشد👇👇
۴۶۸۱.📗در کتاب مقاتل الطالبيّين آقا رسول الله صلی الله علیه واله:
مدائنى مى گويد: عبّاس بن محمّد بن رَزين، از على بن طلحه و ابومِخنَف، از عبد الرحمان بن يزيد بن جابر، از حُمَيد بن مسلم ؛ و نيز عمر بن سعد بصرى، از ابو مِخَنف، از زُهَير بن عبد اللّه خَثعَمى ؛ و همچنين، احمد بن سعيد، از يحيى بن حسن علوى، از بَكْر بن عبد الوهّاب، از اسماعيل بن ابى ادريس، از پدرش، از امام صادق عليه السلام، از پدرش امام باقر عليه السلام، برايم نقل كرده اند كه مجموع هر سه نقل، اين است: نخستين كُشته خاندان حضرت ابو طالب در كنارامام حسين عليهم السلام، فرزندش حضرت على اكبرعلیه سلام بود. او بر دشمن، #هجوم مى بُرد و مى گفت:
من على، پسر حسين بن امیرالمومنین على حیدرم به خانه 🕋خدا سوگند كه ما به پيامبر صلى الله عليه و آله، نزديك تريم، از اين شَبَث [ بن رِبْعى ] و از شمرِ پَست. شما را [ آن قدر ] با 🗡شمشير مى زنم، تا اين كه [ شمشيرم ] در هم پيچيده شود ؛ شمشير زدنِ جوانى هاشمى و عَلَوىو امروز، پيوسته، از پدرم حمايت مى كنم. به خدا سوگند كه پسر بى نَسَب (ابن زيادابن مرجانه)، نمى تواند بر ما حكم برانَد.
او اين كار را بارها انجام داد. مُرّة بن مُنقِذ عبدى به او نگريست و گفت: #گناهان عرب بر دوش من باشد، اگر او مانند آنچه مى بينم، انجام دهد و بر من بگذرد و من، مادرش را به #عزايش ننشانم!
حضرت على اكبر عليه السلام كه به دشمن، #هجوم مى بُرد و مانند قبلْ رَجَز مى خواند، بر مُرّه گذشت. مُرّه، نيزه اى به او زد و او را بر زمين انداخت. سپاهيان نيز او را در ميان گرفتند و با ⚔🗡🗡شمشيرهايشان، تكّه تكّه اش كردند.
📙ابو مِخنَف، از سليمان بن ابى راشد، از حُمَيد بن مسلم نقل مى كند كه گفت: در روز #عاشورا، به گوش خود شنيدم كه امام حسين عليه السلام فرمود: «خداوند، #بكُشد👇👇
🏴كسانى كه تو را كُشتند، #اى_پسرم! چه قدر در برابر خدا و بر #هتك حرمت پيامبرخدا صلى الله عليه و آله، گستاخ بودند! ».
سپس فرمود: «دنيا، پس از تو، #ويران باد! ».
حُمَيد گفت: و گويى به زنى مى نگرم كه مانند🌄 خورشيدِ هنگام طلوع، به شتاب، بيرون دويد و #فرياد مى كشيد: اى محبوب من، اى زاده برادرم!
در باره اش پرس و جو كردم. گفتند: اين، #زينب، دختر مولاعلى بن ابى طالب علیه سلام است.
سپس، آمد تا خود را بر روى [پيكر] على اكبر عليه السلام انداخت.امام حسين عليه السلام نيز به سوى او آمد و دستش را گرفت [ و بلند كرد ]و به سوى خيمه بُرد. آن گاه، به سوى فرزندش باز گشت و جوانان [ خاندانش ] به سويش آمدند. امام حسين عليه السلام به آنها فرمود: «برادرتان را ببريد! ».
آنان نيز او را از آن جا بردند و جلوى خيمه اش، بر زمين نهادند.
✍احمد بن سعيد، از يحيى بن حسن علوى، از چندين نفر، از محمّد بن عُمَير، از احمد بن عبد الرحمان بصرى، از عبد الرحمان بن مهدى، از حَمّاد بن سَلَمه، از سعيد بن ثابت، نقل كرده است كه گفت: چون حضرت على اكبر عليه السلام به سوى دشمن، بيرون آمد، امام حسين كه درودها و سلام خدا بر او باد، #چشمانش را بر زمين دوخت و گريست. سپس گفت: «خدايا! تو بر اينها گواه باش كه #جوانى به سوى آنان رفت كه #شبيه_ترينِ مردم به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بود».✅
حضرت على اكبر عليه السلام، به سوى آنان، حمله مى برد و سپس، به نزد پدرش باز مى گشت و مى گفت: پدر! #تشنه ام.
امام حسين عليه السلام به او فرمود: «شكيبايى كن اى #محبوب من كه به 🌃شب نرسيده، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از #جام_خويش، تو را #سيراب مى گردانَد».
او پى در پى، حمله مى كرد تا آن كه 🏹تيرى به او اصابت كرد و بر گلويش نشست و آن را دريد. در خون خود، دست و پا مى زد كه ندا داد: اى پدر! درود بر تو! اين، جدّم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است كه به #تو_سلام مى رسانَد و مى فرمايد: «به سوى ما بشتاب! ».
آن گاه، صيحه اى كشيد و جان داد شهید شد ..
---------------
[۱]📗 (الصحاح: ج ۲ ص ۷۶۲ ).
@aleaba 🔮🏴🏴🔮
---------------
[۲]:📘 مقاتل الطالبيّين: ص ۱۱۵؛ بحار الأنوار: ج ۴۵ ص ۴۵📙مروج الذهب: ج ۳ ص ۷۱ 📕سير أعلام النبلاء: ج ۳ ص ۳۰۲.
📗کتاب دانشنامه امام حسین علیه سلام ج۷ص۲۱
@aleaba 🔮🏴🏴🔮
سپس فرمود: «دنيا، پس از تو، #ويران باد! ».
حُمَيد گفت: و گويى به زنى مى نگرم كه مانند🌄 خورشيدِ هنگام طلوع، به شتاب، بيرون دويد و #فرياد مى كشيد: اى محبوب من، اى زاده برادرم!
در باره اش پرس و جو كردم. گفتند: اين، #زينب، دختر مولاعلى بن ابى طالب علیه سلام است.
سپس، آمد تا خود را بر روى [پيكر] على اكبر عليه السلام انداخت.امام حسين عليه السلام نيز به سوى او آمد و دستش را گرفت [ و بلند كرد ]و به سوى خيمه بُرد. آن گاه، به سوى فرزندش باز گشت و جوانان [ خاندانش ] به سويش آمدند. امام حسين عليه السلام به آنها فرمود: «برادرتان را ببريد! ».
آنان نيز او را از آن جا بردند و جلوى خيمه اش، بر زمين نهادند.
✍احمد بن سعيد، از يحيى بن حسن علوى، از چندين نفر، از محمّد بن عُمَير، از احمد بن عبد الرحمان بصرى، از عبد الرحمان بن مهدى، از حَمّاد بن سَلَمه، از سعيد بن ثابت، نقل كرده است كه گفت: چون حضرت على اكبر عليه السلام به سوى دشمن، بيرون آمد، امام حسين كه درودها و سلام خدا بر او باد، #چشمانش را بر زمين دوخت و گريست. سپس گفت: «خدايا! تو بر اينها گواه باش كه #جوانى به سوى آنان رفت كه #شبيه_ترينِ مردم به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بود».✅
حضرت على اكبر عليه السلام، به سوى آنان، حمله مى برد و سپس، به نزد پدرش باز مى گشت و مى گفت: پدر! #تشنه ام.
امام حسين عليه السلام به او فرمود: «شكيبايى كن اى #محبوب من كه به 🌃شب نرسيده، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از #جام_خويش، تو را #سيراب مى گردانَد».
او پى در پى، حمله مى كرد تا آن كه 🏹تيرى به او اصابت كرد و بر گلويش نشست و آن را دريد. در خون خود، دست و پا مى زد كه ندا داد: اى پدر! درود بر تو! اين، جدّم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است كه به #تو_سلام مى رسانَد و مى فرمايد: «به سوى ما بشتاب! ».
آن گاه، صيحه اى كشيد و جان داد شهید شد ..
---------------
[۱]📗 (الصحاح: ج ۲ ص ۷۶۲ ).
@aleaba 🔮🏴🏴🔮
---------------
[۲]:📘 مقاتل الطالبيّين: ص ۱۱۵؛ بحار الأنوار: ج ۴۵ ص ۴۵📙مروج الذهب: ج ۳ ص ۷۱ 📕سير أعلام النبلاء: ج ۳ ص ۳۰۲.
📗کتاب دانشنامه امام حسین علیه سلام ج۷ص۲۱
@aleaba 🔮🏴🏴🔮
🌑 #آیا_مدافعی_هست_که_از_حرم_پیامبرخداصلی_الله_علیه_آله_وسلم
دفاع کند؟ آیا یکتاپرستی هست؟
۴۶۷۴.📕تاريخ دمشق عن أنس بن مالك: 📗الملهوف: هنگامى كه امام حسين عليه السلام، شهادت جوانان و محبوبانش را ديد، تصميم گرفت كه خود به ميدان برود و ندا داد: «آيا مدافعى هست كه از حرم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، دفاع كند؟ آيا يكتاپرستى هست كه در باره ما از خدا بترسد؟ آيا دادرسى هست كه به خاطر خدا، به داد ما برسد؟ آيا يارى دهنده اى هست كه به خاطر خدا، ما را يارى دهد؟ ».
پس صداى زنان، به ناله برخاست. امام عليه السلام، به جلوى درِ خيمه آمد و به حضرت امّ مصائب زينب کبری عليهاالسلام فرمود: « #كودك خُردسالم را به من بده تا با او، #خداحافظى كنم».
او را گرفت و مى خواست او را ببوسد كه حَرمَلة بن كاهِل، تيرى به سوى او انداخت كه در #گلويش نشست و او را #ذبح كرد.
امام حسین عليه السلام به زينب عليهاالسلام فرمود: «او را بگير! ». سپس، كف دستانش را زير خون [ گلوى او ]گرفت تا پُر شدند. خون را به سوى آسمان پاشيد و فرمود: «آنچه بر من وارد مى شود، برايم آسان است ؛ چون بر خدا پوشيده نيست و در پيش ديد اوست».
امام باقر عليه السلام [ در باره آن خون ] فرموده است: «از آن خون، يك #قطره هم به زمين، باز نگشت»..
@aleaba 🔮🏴🏴🔮
---------------
[۱]📙الملهوف: ص ۱۶۸📔بحار الأنوار: ج ۴۵ ص ۴۶.
---------------
[۳]: . مثير الأحزان: ص ۷۰.
---------------
[۲]📗الإرشاد: ج ۲ ص ۱۰۸📔إعلام الورى: ج ۱ ص ۴۶۶📘 روضة الواعظين: ص ۲۰۸📒 الكامل في التاريخ: ج ۲ ص ۵۷۰
دفاع کند؟ آیا یکتاپرستی هست؟
۴۶۷۴.📕تاريخ دمشق عن أنس بن مالك: 📗الملهوف: هنگامى كه امام حسين عليه السلام، شهادت جوانان و محبوبانش را ديد، تصميم گرفت كه خود به ميدان برود و ندا داد: «آيا مدافعى هست كه از حرم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، دفاع كند؟ آيا يكتاپرستى هست كه در باره ما از خدا بترسد؟ آيا دادرسى هست كه به خاطر خدا، به داد ما برسد؟ آيا يارى دهنده اى هست كه به خاطر خدا، ما را يارى دهد؟ ».
پس صداى زنان، به ناله برخاست. امام عليه السلام، به جلوى درِ خيمه آمد و به حضرت امّ مصائب زينب کبری عليهاالسلام فرمود: « #كودك خُردسالم را به من بده تا با او، #خداحافظى كنم».
او را گرفت و مى خواست او را ببوسد كه حَرمَلة بن كاهِل، تيرى به سوى او انداخت كه در #گلويش نشست و او را #ذبح كرد.
امام حسین عليه السلام به زينب عليهاالسلام فرمود: «او را بگير! ». سپس، كف دستانش را زير خون [ گلوى او ]گرفت تا پُر شدند. خون را به سوى آسمان پاشيد و فرمود: «آنچه بر من وارد مى شود، برايم آسان است ؛ چون بر خدا پوشيده نيست و در پيش ديد اوست».
امام باقر عليه السلام [ در باره آن خون ] فرموده است: «از آن خون، يك #قطره هم به زمين، باز نگشت»..
@aleaba 🔮🏴🏴🔮
---------------
[۱]📙الملهوف: ص ۱۶۸📔بحار الأنوار: ج ۴۵ ص ۴۶.
---------------
[۳]: . مثير الأحزان: ص ۷۰.
---------------
[۲]📗الإرشاد: ج ۲ ص ۱۰۸📔إعلام الورى: ج ۱ ص ۴۶۶📘 روضة الواعظين: ص ۲۰۸📒 الكامل في التاريخ: ج ۲ ص ۵۷۰
سلام عزیزانم من اگرهمه مقاتل شهدای کربلا را میاوردم شاید دو هفته طول می کشید و حدود #هزار پیام میشد اما ناچارم که از مقتل حضرت اباالفضل العبّاس علیه سلام شروع کنم