آل عباعلیهم السلام
144 subscribers
2.79K photos
698 videos
17 files
4.68K links
Download Telegram
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

حمد و سپاس خالقى را كه بهترين و كامل ترين شرايع را براى ما قرار داد و اكمل و اشرف انبياء عظام را هادى ما نمود و اعظم و اعلم اوصياء را ولىّ و قائد ما گرداند.
بهترين تهنيت و خالص ترين تحيّت ما بر وجود مبارك خاتم الأنبياء حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بر سيّد الاوصياء اعلى حضرت علوى صلوات اللّه و سلامه عليه و ابناء طيّبين و طاهرينش كه جملگى اختران تابناك آسمان ولايت و اعلام بارزه سبل هدايت مى باشند.
و لعنت ابدى و نفرين سرمدى بر اعداء و غاصبين حقوق اين خاندان آمين يا ربّ العالمين.🏴
 @Aleaba
۷ 📝محرم
۱ - ملاقات حضرت خلیفة الله سيّد الشهداء امام حسين عليه السّلام با ابن سعد خبیث ملعون فرمانده لشگر تاسیس شده ی مکتب سقیفه توسط ابوبکر ابن ابی قحافه و عمرابن خطاب
منافق و فاجر و متخلّف

✍🏻در شب هفتم امام حسين عليه السّلام با عمر سعد ملعون ملاقات و گفتگو كردند. خولى بن يزيد اصبحى چون عداوت شديدى با امام عليه السّلام داشت ماجرا را به ابن زياد گزارش داد و آن ملعون نامه اى براى عمر سعد نوشت و او را از اين ملاقاتها بر حذر داشت و دستور #منع_آب را صادر كرد.
(قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص ۶۳. معالى السبطين: ج ۱، ص ۳۱۵)
۲ - 📝 #منع_آب از امام حسين عليه السّلام
در اين روز آب را بر اهل بيت سيّد الشّهداء عليه السّلام بستند، چه اينكه نامه ابن زياد بدين مضمون رسيد كه #نگذاريد حتّى #يك_قطره آب هم به آنها برسد. عمروبن حجاج زبيدى با چهار هزار تيرانداز مأمور منع آب فرات شدند كه به هيچ وجه آبى به خيمه گاه پسر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله برده نشود.
(الوقايع و الحوادث: ج ۲، ص ۱۵۳. فيض العلام: ص ۱۴۶)
۸ #محرم
۱ - قحط آب در خيمه هاى حسينى
در اين روز آب در خيمه هاى سيّد الشّهداء عليه السّلام ناياب شد.
(قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص ۸۱. الوقايع و الحوادث: ج ۲، ص ۱۵۴)
 [تقویم شیعه -

🤲پس اللهم العن ابوبکر و عمر و عثمان و معاویه و یزید و عایشه و پیروان مکتب کودتاگر و ظالم سقیفه
#ناله_کردن_فرشتگان به درگاه خدا در روز #شهادت حضرت خلیفة الله امام حسين سلام الله عليه و عليه سلام

۹۴۱-۸۹-✍🏼 أخبرنا المفید عن أحمد بن الولید، عن أبیه، عن الصّفّار، عن محمّد بن عبید، عن ابن أسباط، عن ابن عمیرة، عن محمّد بن حمران، قال: قال أبو عبد اللّه علیه السّلام: لمّا کان من أمر الحسین بن علیّ ما کان، ضجّت الملائکة إلی اللّه (تعالی) و قالت: یا ربّ یفعل هذا بالحسین صفیّک و ابن نبیّک؟ قال: فأقام اللّه لهم ظلّ القائم علیه السّلام و قال: بهذا أنتقم له من ظالمیه.

 ۸۵۹-📝ناله کردن ملائکه هنگام قتل(شهادت) امام حسین علیه السّلام
[۹۴۱]۸۹-📝از محمّد بن حمران روایت شده که حضرت (خليفة الله) امام جعفرصادق علیه السّلام فرمودند: آنگاه که امر امام حسین عليه سلام چنان شد که فرشتگان به درگاه خداوند والا ناله کردند و گفتند: پروردگارا با حسین برگزیدۀ تو و پسر پیامبرت چنین رفتار می‌شود؟ امام فرمودند: در این هنگام خداوند #سایۀ_قائم علیه السّلام را به آنان نشان می‌دهد و می‌فرماید: با این #مرد_انتقام او را از #ستمکارانش می‌گیرم.

 📘امالی شیخ طوسی (عربی- فارسی) - ۸۵۸-ولایت حضرت علی علیه السّلام - جلد ۲، صفحه ۷۲] 
🏴

https://telegram.me/aleaba
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ مولای متّقیان خَلیفَة الله أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ امام على وَ فاطمة الزَهراء سیّدة النساءالعالمين و الْأَئِمَّةِ المعصومين بلحَقّ عَلَیْهِمُ السَّلاَم

💥اللَّهُمَّ الْعَنْ صَنَمَيْ قُرَيْشٍ، وَ جِبْتَيْها، وطاغُوتَيْها، وَاِفْكَيْها، وَ ابْنَتَيْهِما وَ النَّعثَل وَ عَذّبهُم عَذاباً شَدیداً💥

☆مَنْ كُنْتُ مَوْلاه فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاه☆

🍂اللهُمَ عَجِّل لِولیّکَ الفَرَج 🍂
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

حمد و سپاس خالقى را كه بهترين و كامل ترين شرايع را براى ما قرار داد و اكمل و اشرف انبياء عظام را هادى ما نمود و اعظم و اعلم اوصياء را ولىّ و قائد ما گرداند.
بهترين تهنيت و خالص ترين تحيّت ما بر وجود مبارك خاتم الأنبياء حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بر سيّد الاوصياء اعلى حضرت علوى صلوات اللّه و سلامه عليه و ابناء طيّبين و طاهرينش كه جملگى اختران تابناك آسمان ولايت و اعلام بارزه سبل هدايت مى باشند.
و لعنت ابدى و نفرين سرمدى بر اعداء و غاصبين حقوق اين خاندان آمين يا ربّ العالمين.🏴
 @Aleaba
🏴حضرت خليفة الله امام ناطق جعفر صادق علیه السلام فرمودند:
✍🏻كسى كه حضرت سیدالشهدا علیه السّلام را روز
#عاشوراء زيارت نمايد مانند كسى است كه حق تعالى را بالاى #عرشش زيارت كرده باشد.

📝و در روایت دیگر فرمودند: هرکس روز عاشورا در کنار قبر امام حسین بن(اميرالمؤمنين) علی علیهما السلام (به زوار)
#آب دهد، مانند کسی است که سپاه حضرت را آب داده و در کنار وی شهید شده باشد.
📗کامل الزیارات، صفحه ۱۷۴
@Aleaba 🏴
#معناى_قمر_بنى_هاشم

✍🏻حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام از همان بدو تولد، كودكى بسيار زيبا و خوش اندام بود و از جهت جمال و زيبائى از هر زيبارويى زيباتر بود، به طورى كه همه افراد وقتى در برابر چهره زيبا و دلفريبش واقع مى شدند محو تماشاى جمال زيبايش شده و لب به تحسين مى گشودند.
هيچ شخصى در عالم به زيبائى او وجود نداشت و ايشان از اين جهت نيز يگانه دوران بود، ايشان از جهت زيبائى چهره آن قدر جذّاب و دلنشين بود كه تمام زيبارويان عالم در برابرش مانند ستارگانى بودند كه گرداگرد ماه تابان قرار مى گرفتند. [۱]
ايشان در زيبايى چهره و دلربائى نشانه اى بارز از نشانه هاى زيبايى بود لذا به همين جهت ملقب به قمر بنى هاشم شد، و همان گونه كه ماه خاندان شريف و بزرگوار خويش يعنى بنى هاشم بود در دنياى اسلام نيز ماهى درخشان بود و با انتخاب راه شهادت مبانى اعتقادى و اهداف خويش را براى همه مسلمانان روشن ساخت. [۲]
يكى ديگر از مهمترين عللى كه ايشان را ملقب به اين لقب كرده اند اين است كه همان گونه كه از چهره مبارك حضرت فاطمه زهراء عليهاالسلام علاوه بر نور معنوى، نور مادى مى درخشيد [۳] از صورت مبارك حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام به غير از نور معنوى، نور مادى تلألوء داشت و مى درخشيد، در كتاب شريف انوار الزهراء عليهاالسلام در اين باره چنين آمده: حضرت صدّیقه کبری فاطمه زهراء عليهاالسلام
#درخشندگى مادى داشته به طورى كه خانه هاى مكه را #نورانى مى كرده و #درخشندگى #معنوى نيز داشته كه #هادى و راهنماى حقيقى #ديگران بود، در عين آن كه خودش هدايت شده بوده است. [۴]
📝داشتن نور مادى مسأله ايست كه مورخان سنى(مکتب ابوبکر و عمر) و شيعه در كتب خود آن را براى بعضى افراد مانند
#پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، حضرت #فاطمه زهراء عليهاالسلام، حضرت #على_اكبر عليه السلام، حضرت #قاسم_بن الحسن عليه السلام و ديگران تأييد و آورده اند.
صورت مبارك حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام نيز مانند #ماه_شب_چهارده_نور داشت و مى درخشيد، صورت مبارك ايشان در شب تاريك و ظلمانى مى درخشيد و از #نور_چهره اش هر كجا كه مى رفت بدون نياز به #چراغ، روشن مى شد. [۱]
📝هر گاه ايشان در كوچه هاى مدينه راه مى رفتند اكثر قريب به اتفاق اهالى مدينه براى ديدن ايشان مى شتافتند. [۲]
📝حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام اين #لقب را از #آباء_و_اجداد_بزرگوارش عليه السلام به ارث برده است، زيرا حضرت #عبدمناف عليه سلام را #قمر_البطحاء، [۳] و حضرت عبداللّه عليه سلام پدر گرامى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را #قمر_الحرم مى گفتند. [۴]
-----@Aleaba 🏴-----
[۱]:📒سردار كربلاء فصل اسامى قمر بنى هاشم.

[۲]📕العبّاس صفحه: ۳۱.
[۳] أَبُو هَاشِمٍ الْعَسْكَرِيُّ سَأَلْتُ صَاحِبَ الْعَسْكَرِ عليه السلام لِمَ سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءَ عليهاالسلام فَقَالَ كَانَ وَجْهُهَا يَزْهَرُ لِأَمِيرِالْمُوءْمِنِينَ عليه السلام مِنْ أَوَّلِ النَّهَارِ كَالشَّمْسِ الضَّاحِيَةِ وَ عِنْدَ الزَّوَالَ كَالْقَمَرِ الْمُنِيرِ وَ عِنْدَ غُرُوبِ الشَّمْسِ كَالْكَوْكَبِ الدُّرِّيِّ كَثِيرٍبحارالأنوار جلد: ۴۳ صفحه: ۱۶.

[۴]📗انوار الزهراء عليهاالسلام صفحه: ۲۲.

[۱]📔العبّاس صفحه: ۸۱. بسيارى از بزرگان من جمله ابن شهرآشوب در كتاب مناقب اين مسأله را آورده و تأئيد نموده اند.
[۲]📗فرسان الهيجاء صفحه: ۱۸۹.
[۳]📒تاج العروس من جواهر القاموس جلد: ۱۲صفحه: ۵۱۵.
[۴]📔المزار صفحه: ۱۱۳.

 📗اباالفضل العباس علیه السلام - القاب حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام - جلد ۱، صفحه ۱۳۳] شيخ قاسم رجبيان

🤲پس لعنت خداوند بر ابوبکر و عمر و عثمان و لشگریانشان که خودشان در کودتای سقیفه ی بنی سائده در مدینه تاسیس کردند با دست پلید پنهان یهودیان بر علیه محمد و آل محمد صلوات الله و سلام الله علیهم
#عزاداری بر امام حسین علیه سلام #یعنی اللهم العن ابابکر و عمر و عثمان و عایشه و حفصه و معاویه و یزید و مکتب سقیفه و پیروان مکتب ابوبکر و عمر و عثمان

@Aleaba
۹ 📝محرم 🏴🕯🏴
۱ - #محاصره_خيمه‌ها_در_كربلا

حضرت خلیفة الله امام جعفر صادق عليه السّلام فرمودند: #تاسوعا روزى بود كه( خليفة الله) امام حسين عليه السّلام و #اصحابش را در #كربلا_محاصره كردند و #سپاه_خبيث_شام بر قتال آن حضرت اجتماع نمودند و #پسر_مرجانه و عمر سعد معلون(فرمانده مكتب ابوبكر و عمر) به خاطر كثرت #سپاه و لشكرى كه براى آنها جمع شده بود خوشحال شدند، و آن حضرت و اصحابش را ضعيف شمردند و يقين كردند كه ياورى از براى او نخواهد آمد و اهل عراق حضرتش را مدد نخواهند نمود.
📕كافى: ج ۴، ص ۱۴۷)
۲ -📜 آمدن امان نامه براى فرزندان امّ البنين عليه السّلام
📝در اين روز شمر ملعون خبيث براى حضرت عبّاس عليه السّلام و برادرانش امان نامه آورد.
(اعلام الورى: ج ۱، ص ۴۵۵. فيض العلام: ص ۱۴۶. 📚بحار الانوار: ج ۴۴، ص ۳۶۱) آن لعين خود را نزديك خيام با جلالت حضرت اباعبداللَّه عليه السّلام رسانيد و بانگ برآورد: «أين بنو اختنا»: «پسران خواهر ما كجايند»؟ (بخدا قسم که شمر ملعون هرگز دایی آنها نبود این هم یکی از حیله های دشمن بود در واقع با طائفه ی آنها اهل یک محل بودند)
#ولى آن بزرگواران جواب ندادند. امام حسين عليه السّلام فرمود: جواب او را بدهيد اگرچه #فاسق است.
حضرت عبّاس عليه السّلام در جواب فرمودند: چه مى گوئى؟ شمر گفت: من از جانب امير(اُبنِه ها) براى شما امان نامه آورده ام. شما خود را به خاطر (امام)حسين عليه السّلام به كشتن ندهيد.
حضرت عبّاس عليه السّلام با صداى بلند فرمود: «لعنت خدا بر تو و بر امير تو (و بر امان تو) بد. ما را امان مى دهيد در حاليكه پسر رسول خدا را امان نباشد»؟!
📗از مدينه تا مدينه: ص ۳۸۱ -۳۸۲)

۳ -✍🏻 درخواست تأخير جنگ از سوى امام حسين عليه السّلام
🏴در عصر #تاسوعا امام عليه السّلام براى به تعويق انداختن جنگ يك شب ديگر مهلت گرفتند.
(اعلام الورى: ج ۱، ص ۴۵۵. فيض العلام: ص ۱۴۶. 📚بحار الانوار: ج ۴۴، ص ۳۹۲)
📝چون عمر سعد خبیث ملعون لشكر(تاسیس شده سقیفه ابوبکر و عمر) را آماده جنگ با امام عليه السّلام نمود و معلوم شد كه قصد جنگ دارند، حضرت به برادرش عبّاس عليه السّلام فرمود تا يك شب ديگر مهلت بگيرد. آنها در ابتدا قبول نكردند، ولى بعد قبول نمودند كه شبى را صبر كنند.
(مناقب ابن شهر آشوب: ج ۴، ص ۱۰۷)

۴ -📝 آمدن لشكر تازه نفس به كربلا
در اين روز لشكر مجهزى به دستور ابن زياد(زنازاده) از كوفه وارد كربلا شد، و شمر خبیث زنازاده نامه ابن زياد خبیث را آورد.
(اعلام الورى: ج ۱، ص ۴۵۵. فيض العلام: ص ۱۴۶)

۵ - 📝خطابه خلیفة الله امام حسين عليه السّلام براى اصحابش
در عصر اين روز امام حسين عليه السّلام در جمع ياران خطبه اى قرائت فرمودند، و اصحاب اعلام وفادارى نمودند.
📔مناقب ابن شهر آشوب: ج ۴، ص ۱۰۷)
 [تقویم شیعه -
#شهادت_قمر_بنى_هاشم عليه السلام
وقتى همه اصحاب و ياران امام حسين عليه السلام به شهادت رسيدند، حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام صداى العطش اطفال را شنيد عرض كرد: الهى و سيدى! اريد أن اعتد بعدتى و املأ لهؤلاء الاطفال قربة من الماء.
يعنى: خداى من و سيدم! مى خواهم از قدرتم استفاده نمايم و مشك آبى براى كودكان ببرم، [۱] و در حالى كه محزون و گريان بود، علم را برداشته و خدمت برادرش امام حسين عليه السلام مشرف شد و عرض كرد: يا أخى هل من رخصة؟
يعنى: اى برادرم! آيا اجازه جنگ به من مى دهيد؟
فبكى الحسين بكاء شديدا حتى بل ازياقه.
يعنى: حضرت سيدالشهداء عليه السلام با شنيدن اين سخن گريه زيادى نمودند، به طورى كه از اشك چشمهايشان لباس شان خيس شد و فرمودند: يا اخى انت صاحب لوائى، و اذا مضيت تفرق عسكرى.
يعنى: اى برادرم! تو پرچمدار من هستى، هر گاه بروى و كشته گردى، سپاهم پراكنده و از هم پاشيده خواهد شد.
حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام عرض كرد: فداك روح أخيك يا سيدى لقد ضاق صدرى من حياة الدنيا و اريد اخذ الثار من هؤلاء المنافقين.
يعنى: اى سيدم! جان برادرت به قربانت، سينه‌ام به تنگ آمده، از زندگانى دنيا سيرم، مى خواهم انتقام خون اصحاب و ياران مان را از اين منافقان بگيرم.
امام حسين عليه السلام به ايشان فرمودند: نزد خانواده و اهل و عيالت برو و با آنها آخرين
وداع را انجام بده، وداعى كه در آن بازگشت نيست، بعد برو و براى اين كودكان تشنه مقدارى آب بياور.
حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام به خيمه خود آمد، همسر و دو نفر از فرزندانش در آن خيمه بودند، آنها را به خدا سپرد، و با آنها وداع كرد، آنها كه سخت تشنه بودند، از ايشان آب طلب كرده و عرض كردند: تشنگى شديدى بر ما چيره شده است.
حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام به آنها فرمود: اندكى صبر كنيد تا بروم براى شما آب بياورم، ناگهان صداى امام حسين عليه السلام را شنيد، با شتاب اهل و عيالش را ترك كرد و به نزد آن حضرت شتافت. [۱]
ادامه
حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام به طرف شريعه رفت، در حالى كه اين گونه رجز مى خواند:
اقسمت باللَّه الاعز الاعظم****و بالحجور صادقا و زمزم
و ذو الحطيم و الفنا المحرم ***ليخضبن اليوم جسمى بدمى
أمام ذى الفضل و ذى التكرم ***ذاك حسين ذوالفخار الاقدم. [۲]
يعنى: قسم به خداوندى كه عزيزترين و عظيم ترين است، قسم به حجور صداقت مكه و زمزم.
قسم به صاحب حطيم، قسم به فنا محرم كعبه؛ امروز تنم با خون خضاب مى شود.
پيشاپيش كسى كه صاحب فضيلت و كرامت است و آن فرد، حسين عليه السلام صاحب افتخارات و مقدّم بر همه است.
وقتى حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام با لشكر عمر بن سعد روبرو گرديد، خطاب
به آنها فرمود: يا قوم! أنتم كفرة أم مسلمون؟ هل يجوز فى مذهبكم و دينكم أن تمنعوا الحسين و عياله شرب الماء و الكلاب و الخنازير يشربون منه و الحسين عليه السلام مع أطفاله و أهل بيته يموتون من العطش أ ما تذكرون عطش القيامة.
يعنى: اى مردم! شما كافريد يا مسلمان؟ آيا در مذهب و دين شما جايز است كه حسين و عيالش را از آشاميدن آب منع نماييد، در حالى كه سگ و خوك از آن مى آشامند؟ و حسين و اهل بيت و كودكانش از تشنگى جان مى دهند، آيا تشنگى روز قيامت را به ياد نمى آوريد؟
ايشان با صداى بلند فرمود: اى عمر بن سعد! اين حسين، فرزند دختر رسول خداست كه اصحاب و اهل بيت او را كشتيد و اكنون خانواده و كودكان او تشنه هستند، پس قدرى آب به آنان بنوشانيد كه دل هايشان از سوز عطش آتش گرفته است و اين در حالى است كه امام حسين عليه السلام مى فرمايد: مرا رها كنيد به سرزمين روم يا هند بروم و عراق و حجاز را براى شما واگذارم.
سخنان حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام آن چنان در لشكر عمر بن سعد اثر گذاشت كه برخى از آنان به گريه افتادند.
ناگاه شمر بن ذى الجوشن با حالت تمسخر فرياد زد: اى پسر ابوتراب [۱] اگر همه سطح زمين را آب فرا گرفته باشد و اختيارش به دست ما باشد، قطره اى از آن را به شما نمى دهيم تا آن كه در بيعت يزيد در آييد و به فرمان او گردن نهيد. [
۲]
----------
ادامه 👇
حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام نزد امام حسين عليه السلام بازگشت و ماجرا را بازگو
نمود، در اين بين كه صداى العطش كودكان را شنيد، فرياد اطفال، غيرت و محبت ايشان را تحريك كرد، به طرف صداى كودكان رفتند، صداى العطش كودكان از خيمه اى كه مخصوص مشك هاى آب بود مى آمد، حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام داخل آن خيمه شد، ناگهان صحنه اى مشاهده كرد كه بسيار ناراحت و محزون شدند، ايشان وقتى وارد آن خيمه شدند ديدند اطفال مشك هاى خالى را برداشته و به شكم هاى خود مى گذارند تا شايد در اثر رطوبت آن مشك‌ها از عطش آنها كاسته شود.
آن حضرت با محبت خاصى به آنها فرمود: اى نور چشمانم صبر كنيد اكنون مى روم و براى شما آب مى آورم، بر اسب نشستند، نيزه برگرفتند و مشكى به دوش كشيده و مجددا به سوى شريعه فرات رفتند. [۱]
در هنگام وداع با امام حسين عليه السلام به آسمان نگاه فرموده و عرض كرد: خدايا! مى خواهم به وعده‌ام در مورد آب رسانى وفا كنم، و اين مشك را براى كودكان تشنه كام، پر از آب نمايم، سپس پيشانى امام حسين عليه السلام را بوسيد، و به سوى فرات حركت كرد. [۲]
حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام در حالى كه مشك آب به دوش داشت، يكى يكى تك سواران را بر خاك مذلت مى نشاند و رجز مى خواند:
الموت تحت ضباب السيف مكرمة ***ان كان من بعده اسكان جنات
لا تأسفن على الدنيا و لذتها ***فعند جدى تغفر كل زلات
يعنى: مرگ در پرتو شمشير، مايه بزرگوارى و عظمت است، هرگاه پس از آن موجب سكونت در بهشت گردد، براى دنيا و لذت هاى آن هرگز غصه و افسوس
مخور، و بدان كه تنها در پيشگاه جد من، همه لغزش‌ها آمرزيده خواهد شد.
ايشان در حالى كه به قلب دشمن حمله مى كرد و آنها را يكى پس از ديگرى به خاك مذلت مى انداخت مى خواند:
اقاتل القوم بقلب مهند***اذبّ عن سبط النبى احمد
اضربكم بالصارم المهند ***حتى تحيدوا عن قتال سيدى
انى انا العبّاس ذو التودّد ***نجل على المرتضى المؤيد؛ [۱]
يعنى: از حريم سبط پيامبر اسلام حضرت احمد صلى الله عليه وآله حمايت مى كنم، و با شمشير استوار و برّان، شما را سركوب مى نمايم، تا شما را از جنگ با آقا و سرورم امام حسين عليه السلام دور سازم، من عبّاس علاقمند به حسين و اهل بيتش هستم، فرزند على عليه السلام كه ستوده و مورد تأييد خداوند بود، مى باشم.
دشمنان شش مرتبه به او حمله كردند، تا نگذارند خود را به آب برساند، ولى هر بار در اثر ضربات سنگين حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام شكست مى خوردند و پراكنده مى شدند، بالأخره ايشان خود را به شريعه فرات رساند و مقدارى آب به كف دست گرفت، اما فورا به ياد تشنگى امام حسين عليه السلام و خاندان ايشان افتاد.
فذكر عطش الحسين و اهل بيته، فرمى الماء.
يعنى: عطش امام حسين و اهل بيتش به ياد آورد و آب را از دستانش ريخت و فرمود: و اللَّه لا اشرب و أخى الحسين عليه السلام و عياله و أطفاله عطاشى لا كان ذلك ابدا.
يعنى: به خدا سوگند! آب نمى آشامم در حالى كه برادرم امام حسين عليه السلام و عيال و اطفالش تشنه هستند، هرگز چنين چيزى نخواهد بود. [۲] (اما صحیح ان است که حضرت عباس یادش نرفته بود که امام تشنه است بلکه مواسات کرد و خودش را تذکر داد که امام حسین آب گیرش نمی آید پس تو هم نخور)
مشك را پر از آب كرد و بر شانه راستش نهاد، و به سوى خيمه‌ها حركت نمود، [۱] در هنگام رفتن به سوى خيمه‌ها با صداى بلند رجز مى خواند:
يا نفس من بعد الحسين هونى ***من بعده لا كنت أن تكونى
هذا الحسين شارب المنون ***و تشربين بارد المعين
هيهات ما هذا فعال دينى***و لا فعال صادق اليقين؛ [۲]
يعنى: اى نفس! بعد از حسين خوار باشى و نمى خواهم كه بعد از حسين زنده بمانى، اين حسين است كه دارد شربت مرگ مى نوشد، آيا تو مى خواهى آب سرد و گوارا بنوشى؟
سوگند به خدا اين كار، شيوه و مرام دين من نخواهد بود و كارى بر اساس صداقت و يقين نيست.
حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام از شريعه فرات بيرون آمد در حالى كه تمام همتش در رساندن آب به خيمه گاه امام حسين عليه السلام بود، [۳] او در آن لحظه هاى خون و شمشير با رجزهايى كوبنده، مى خواست دشمن را از خواب غفلت بيدار كند، لذا مى خواند:
لا ارهب الموت اذ الموت رقا ***حتى اوارى فى المصاليت لقا
نفسى لنفس المصطفى الطهر وقا ***انى انا العبّاس أغدو بالسقا
و لا اخاف الشر يوم الملتقى
يعنى: من از مرگ در آن هنگام كه فرياد برآورد، باك و هراسى ندارم، تا آن كه پيكر من در ميان دلاور مردان به خاك افتد.
جان من نگهبان و فداى جان پاك پيامبر مصطفى صلى الله عليه وآله است، منم عبّاس كه با مشك براى سيراب كردن تشنگان مى آيم، و از مرگ در درگيرى با دشمن نمى ترسم.

ادامه 👇
📝زيد بن ورقاء ملعون بر سر راه حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام كمين كرد و با كمك حكيم بن طفيل ملعون با ضربه اى دست راست ايشان را از بدن مطهّرشان جدا كردند، حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام شمشيرشان را به دست چپ گرفتند و مجددا به جمعيت بسيار زياد دشمن حمله كرده و چنين مى فرمودند:
و اللَّه ان قطعتم يمينى ***انى احامى ابدا عن دينى
و عن امام صادق اليقين ***نجل النبى الطاهر الامين؛ [۱]
يعنى: سوگند به خدا اگر دست راستم را قطع نموديد، باز به جنگ خود ادامه مى دهم و تا آخرين نفس از دينم دفاع مى كنم، و نيز از امامى كه به صداقت و راستى اش يقين دارم، و نوه پيامبر پاك و امين است يارى مى نمايم.
آن حضرت به جنگيدن با دست چپ ادامه دادند، و با همان يك دست عده زيادى از لشكر دشمن را زخمى و پنجاه نفر از آنها را به خاك هلاكت انداختند، [۲] ايشان حتى وقتى يك دست شان قطع شده بود، با وجود درد و نداشتن يك دست در بدن بسيار شجاعانه مى جنگيدند و لشكر دشمن را يك به يك به خاك مذلّت انداخته و حمله كنندگان را سركوب مى كردند.
لشكر عمر سعد وقتى اين منظره را ديدند مطمئن شدند حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام مشك آب را به خيمه‌ها خواهد رساند.
هنگامى كه عمر سعد اين منظره را ديد فرياد كشيد: ويلكم ارشقو القربه بالنبل
فواللَّه ان شرب الحسين الماء افناكم عن آخركم اما هو الفارس بن الفارس و البطل المداعس قتال العرب ببدر و حنين فحملوا عليه حمله منكره حتى قتل منهم مائه و ثمانين فارسا.
يعنى: واى بر شما! با تير بر مشك بزنيد، به خدا قسم اگر اين گونه شود و حسين آب بنوشد يك نفرتان جان سالم به در نخواهد برد، او تك سوارى است كه پدرش يكّه تاز و قهرمان پرتاب نيزه و كشنده اعراب كافر در جنگ هاى بدر و حنين بود، با فرياد ابن سعد، گروه چهار هزار نفرى كه از شريعه نگهبانى مى كردند، آن حضرت را محاصره كرده و به طور دست جمعى به ايشان حمله ور شدند، حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام بر آنها چنان حمله اى كرد كه كسى توان مقابله با وى را نداشت و صد و هشتاد نفر از نيروهاى سواره دشمن را به خاك مذلت انداخت. [۱]
حكيم بن طفيل كه در پشت نخله خرما كمين كرده بود، شمشيرش را بر دست چپ آن حضرت فرود آورد و دست چپ آن حضرت نيز قطع گرديد، حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام فوراً مشك را به دندان گرفت و پرچم را به سينه اش چسبانيد و با بازوان قطع شده، آن را نگه داشت، در حالى كه چنين رجز مى خواند:
📝: اى نفس! از كافران نترس، تو را به رحمت خداى جبار همراه پيامبر، سرور برگزيده خدا و ائمه اطهار و بزرگان مژده باد، دشمنان از روى ظلم و طغيان، دست چپم را نيز قطع كردند، پروردگارا! آنان را وارد آتش سوزان دوزخ كن.
وقتى هر دو دست آن حضرت از بدن مطهرشان جدا گشت، لشكريان عمر سعد ديگر مطمئن شدند كه از ناحيه ايشان در امان هستند، چون ديگر دستى در بدن نداشت، لذا به صورت دست جمعى بر آن حضرت حمله ور شده و مثل باران، تير بر بدن آن حضرت پرتاب مى كردند، حتى چشمان آن حضرت را هدف تيرهاى خود قرار دادند. [۱]
پس از آن كه دست هاى حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام قطع شد، ايشان مشك را با دندان هايشان گرفته و همچنان ركاب مى زدند، تا هر طور هست مشك آب را به خيمه‌ها برسانند، ناگاه تيرى به مشك اصابت كرده و آب آن ريخت، و تير ديگرى بر سينه ايشان خورد، در اين هنگام ظالمى عمود آهنين بر فرق مباركشان زد و آن حضرت از پشت اسب بر زمين افتاده و خطاب به امام حسين عليه السلام عرض كردند: عليك منى السلام يا ابا عبداللَّه، ادركنى و بالأخره در اثر همين ضربت، آن حضرت به شهادت رسيدند. [۲]

📝حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام در آخرين لحظه هاى زندگى خويش پس اصابت تير بر مشك و سينه مباركشان، حضرت سيدالشهداء عليه السلام را به يارى طلبيدند و امام حسين عليه السلام را برادر خطاب كرده و عرض كردند: يا اخا ادرك اخاك. [۳]
يعنى: اى برادر، برادرت را درياب.
----------
[۳]: منتهى الامال جلد: ۱ صفحه: ۵۸۵
 [اباالفضل العباس علیه السلام - شهادت قمر بنى هاشم عليه السلام - جلد ۱، صفحه ۳۸۰] 
[۱]: سفينة البحار جلد: ۵ صفحه: ۳۲۱
[۲]: تذكرة الشهداء صفحه ۲۴۹ و ۲۶۵ الى ۲۶۸
[۱]: بحارالانوار جلد: ۴۵ صفحه: ۳۹
[۲]: بحارالانوار جلد: ۴۵ صفحه: ۴۰
[۱]: مقتل الحسين عليه السلام ابومخنف صفحه: ۲۶۹
[۲]: معالى السبطين جلد: ۱ صفحه: ۴۴۷ و مناقب آل ابى طالب جلد: ۴ صفحه: ۱۱۷
 [اباالفضل العباس علیه السلام - شهادت قمر بنى هاشم عليه السلام - جلد ۱، صفحه ۳۷۸] 
ادامه 👇
آخرين ديدار حضرت سيدالشهداء با حضرت اباالفضل العبّاس عليهما السلام

🏴وقتى امام حسين عليه السلام صداى جانسوز برادرش حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام را شنيد، خيلى سريع به سوى نهر علقمه شتافته و به سوى ايشان حركت كردند، و زمانى كه در كنار شريعه بدن شان را يافتند بسيار گريسته و با گريه و ناله و ناراحتى فرمودند:
تعديتم يا شر قوم ببغيكم ***و خالفتم دين النبى محمد
أ ما كان خير الرسل اوصاكم بنا ***أ ما نحن من نجل النبى المسدد
أ ما كانت الزهراء امى دونكم ***أ ما كان من خير البرية احمد
لعنتم و اخزيتم بما قد جنيتم ***فسوف تلاقوا حر نار توقد؛ [۱]
يعنى: اى زشت ترين انسان ها، شما با طغيان خود، از حريم حق تجاوز كرديد، و با دين پيامبر خدا محمد صلى الله عليه وآله مخالفت نموديد، آيا پيامبرى كه برترين رسولان خدا است در مورد احترام به ما به شما سفارش نكرد؟ آيا ما از نسل پيامبر استوار خدا صلى الله عليه وآله نيستيم؟
آيا حضرت فاطمه زهراء عليها السلام مادر من نيست؟ آيا محمد صلى الله عليه وآله برترين انسان‌ها نمى باشد؟
شما با جناياتى كه مرتكب شديد، مورد لعنت گشتيد و كارتان به رسوايى كشيده شد، و به زودى در آتش سوزان و برافروخته دوزخ، عذاب خواهيد شد.
و به لشكر دشمن حمله كرد، آنها مى گريختند، امام حسين عليه السلام به آنها مى فرمود: الى اين تفرون، و قد قتلتم اخى و كسرتم ظهرى.
يعنى: به كجا فرار مى كنيد، شما كه برادرم را كشتيد، و كمرم را شكستيد؟
امام حسين عليه السلام در اين حمله، هشتصد نفر از دشمنان را كشت و به خاك مذلّت انداخت و دائم فرياد مى زد: اى برادرم كجايى؟ و به دنبال پيكر مطهر حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام مى گشت.
ناگهان ذوالجناح ايستاد و قدم از قدم برنداشت، امام حسين عليه السلام به زمين نگاه كردند، دست هاى بريده برادر را ديدند، پياده شدند و دست هاى بريده را به صورت شان كشيده و بوسيدند و گريه كرده و فرمودند: اى داد كه برادرم كشته شد.
سپس امام حسين عليه السلام به راه خود ادامه داد، بعد از مدتى مجدداً ذوالجناح توقف كرد، آن حضرت به زمين نگاه نمود، مشك پاره برادر را ديد، آه جانكاهى بركشيد و گريه كرد و مجددا به راه خود ادامه داد، تا كنار فرات آمد، ناگاه نگاهش به پيكر پاره پاره برادرش حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام افتاد، بى اختيار ناله جانسوزى از دل بركشيد، آن گاه به بالين برادر نشست و سر برادر را به سينه اش چسبانيد، و به قدرى بلند بلند گريه كرد كه حتى دشمنان قصى القلب از گريه ايشان به گريه افتادند.
در آن هنگام كه حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام لحظات آخر عمرش را مى پيمود، امام حسين عليه السلام روى خاك زمين نشستند، و سر به خون آغشته برادرش را بر دامن گرفته و با محبت خاصّى خون از چشم هاى ايشان پاك كردند، در اين هنگام حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام گريه كردند، امام حسين عليه السلام فرمودند: ما يبكيك يا اباالفضل.
يعنى: اى اباالفضل علت گريه ات چيست؟
حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام عرض كرد: اى برادرم، واى نور چشمانم، چگونه گريه نكنم كه الآن شخصى همچون شما به بالينم آمده و سرم را از خاك برداشته، ولى ساعتى بعد چه كسى سر تو را از روى خاك بلند مى كند؟
امام حسين عليه السلام گريه كرده و فرمودند: برادرم! آيا وصيتى دارى؟
حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام عرض كرد: لا تحملنى الى الخيام ما دمت حيا، لانى استحيى من سكينة، و قد وعدتها بالماء و لم آتها به.
يعنى: مرا تا زنده‌ام به سوى خيمه مبر، من از سكينه عليها السلام شرم دارم، زيرا به او وعده آب داده بودم، و نتوانستم آب را به او برسانم. [۱]
امام حسين عليه السلام همچنان در بالين حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام نشسته بود، ناگاه حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام آه بلند و جانسوزى كشيد، و روح مطهر و پاكش به سوى بهشت پرواز كرد، امام حسين عليه السلام با صداى بلند شيون و ناله كرده و فرمودند: وا اخاه! وا عباساه! ؛
يعنى: اى واى برادرم! اى واى عباسم. [۲]
آن گاه خطاب به حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام فرمودند: جزاك اللَّه خيرا يا اخى، لقد جاهدت فى اللَّه حق جهاده.
يعنى: اى برادر! خداوند پاداش نيك به تو دهد، كه به راستى در راه خدا جهاد كامل نمودى. [۳]
همچنين فرمودند: جزيت عن أخيك خيرا، فلقد نصرته حيا و ميتا. [۴]
يعنى: از اين كه برادرات را هم در حالى كه زنده بودى و هم در حالى كه از دنيا رفتى يارى كردى، خدا جزاى خير به تو دهد.
بعد با بغض گلو و اشك چشم با گريه و ناله خطاب به ايشان فرمودند:
اليوم نامت أعين بك لم تنم ***و تسهدت اخرى فعز منامها؛ [۱]
يعنى: اى برادر وفادارم، چشم هايى كه ديشب از بيم تو به خواب نمى رفتند امشب راحت به خواب مى روند و چشم هايى كه به اتكاى وجود تو راحت مى خوابيدند امشب مضطرب و بى خواب خواهند شد.
وقتى حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام به شهادت رسيدند،👇
امام حسین السلام بر بالين شان بسيار گريستند، آثار خميدگى و شكست در ايشان هويدا شد و فرمودند: الآن انكسر ظهرى و قلت حيلتى و شمت بى عدوى. [۲]
يعنى: اكنون كمرم شكست و بيچاره شدم و الآن دشمن مرا شماتت كرده و سرزنش مى كند.
حضرت سيدالشهداء عليه السلام تنها در يك جا اظهار شكستگى كرد و آن جائى بود كه كنار بدن حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام آمد و فرمود: الان انكسر ظهرى و از اين جمله هم منظور اين نيست كه من ديگر نمى توانم كارى بكنم بلكه مى خواهند ارزش و مقام حضرت اباالفضل العبّاس عليه السلام را بالا ببرند، وگرنه امام حسين عليه السلام قلب عالم امكان است و همان جا اگر اراده مى كردند همه مردم روى زمين نابود مى شدند. [۳]
@Aleaba 🏴🏴
[۱]: الدمعة الساكبة جلد: ۴ صفحه: ۳۲۲
[۱]: معالى السبطين جلد: ۱ صفحه: ۴۴۹
[۲]: معالى السبطين جلد: ۱ صفحه: ۴۵۰
[۳]: تذكرة الشهداء صفحه: ۲۷۰
[۴]: خصائص العباسيه صفحه: ۳۲۹ الى ۳۳۰
[۱]: منتخب التواريخ صفحه: ۳۳۵ و نفس المهموم صفحه: ۳۴۵
[۲]: العبّاس صفحه: ۱۶۳
[۳]: انوار صاحب الزمان صفحه: ۱۲۷
 [اباالفضل العباس علیه السلام - آخرين ديدار حضرت سيدالشهداء با حضرت اباالفضل العبّاس عليهما السلام - جلد ۱، صفحه ۳۸۱] شیخ رجب قاسمی
Nabodam Nadidam
Mohammad Jannami | موزیکدل
🏴زبان حال حضرت امّ البنین با آقا اباالفضل عباس علیهماالسلام در مدینه منوره پس از واقعه ی #عاشوراء
🎙 نوحه خوان محمد جنّامی


نبودم و ندیدم که محشر به پا شد
@Aleaba
حضرت زینب علیهاسلام را بردن اسارت
به آل پیامبر خیلی شد جسارت
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

حمد و سپاس خالقى را كه بهترين و كامل ترين شرايع را براى ما قرار داد و اكمل و اشرف انبياء عظام را هادى ما نمود و اعظم و اعلم اوصياء را ولىّ و قائد ما گرداند.
بهترين تهنيت و خالص ترين تحيّت ما بر وجود مبارك خاتم الأنبياء حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بر سيّد الاوصياء اعلى حضرت علوى صلوات اللّه و سلامه عليه و ابناء طيّبين و طاهرينش كه جملگى اختران تابناك آسمان ولايت و اعلام بارزه سبل هدايت مى باشند.
و لعنت ابدى و نفرين سرمدى بر اعداء و غاصبين حقوق اين خاندان آمين يا ربّ العالمين.🏴
 @Aleaba