بین اصحاب گفت و گو بود
که در میانشان چه کسی برتر است!
یکی گفت: تا علیﷺ هست
کسی جایگاه قیاس با او را ندارد.
پرسیدند: چرا؟!
گفت: یک شب دیدم که علیﷺ
از خانه خارج شد،
به سمت نخلستان رفت.
دیدم که به عبادت مشغول شد
مثل کسی که گناه تمام عالم
به گردن اوست!
ضجه میزد و از خدا عذر خواهی میکرد،
و مثل مارگزیده به خودش میپیچید.
ناگهان بدنش به لرزه افتاد
و بعد مثل تکهای چوب، بی حرکت شد!
گمان کردم که علیﷺ مُرد.
به سوی خانه اش میدویدم
و با خود میخواندم:
انا لله و انا الیه راجعون
نزد فاطمه زهرا سلاماللهعلیها رسیدم،
و به ایشان تسلیت گفتم!
حضرت صدیقه فرمود:
مگر علی را در چه حالی دیده ای؟!
گفتم: علیﷺ در نخلستان بود
ضجه میزد که ناگهان تکانی خورد
و از دنیا رفت.
حضرت فرمود:
کمی آب به صورت علیﷺ بزنید،
او اولین بارش نیست،
از خشیت الهی بیهوش شده است...
| الامالی، شیخصدوق،ص۷۸_۷۹
که در میانشان چه کسی برتر است!
یکی گفت: تا علیﷺ هست
کسی جایگاه قیاس با او را ندارد.
پرسیدند: چرا؟!
گفت: یک شب دیدم که علیﷺ
از خانه خارج شد،
به سمت نخلستان رفت.
دیدم که به عبادت مشغول شد
مثل کسی که گناه تمام عالم
به گردن اوست!
ضجه میزد و از خدا عذر خواهی میکرد،
و مثل مارگزیده به خودش میپیچید.
ناگهان بدنش به لرزه افتاد
و بعد مثل تکهای چوب، بی حرکت شد!
گمان کردم که علیﷺ مُرد.
به سوی خانه اش میدویدم
و با خود میخواندم:
انا لله و انا الیه راجعون
نزد فاطمه زهرا سلاماللهعلیها رسیدم،
و به ایشان تسلیت گفتم!
حضرت صدیقه فرمود:
مگر علی را در چه حالی دیده ای؟!
گفتم: علیﷺ در نخلستان بود
ضجه میزد که ناگهان تکانی خورد
و از دنیا رفت.
حضرت فرمود:
کمی آب به صورت علیﷺ بزنید،
او اولین بارش نیست،
از خشیت الهی بیهوش شده است...
| الامالی، شیخصدوق،ص۷۸_۷۹
2❤3
❤1
خوارج در نماز جماعت
به علیعلیهالسلام اقتدا نمیکردند،
چون او را کافر می دانستند.
به مسجد میآمدند اما با علیعلیهالسلام
نماز نمیخواندند و گاهی او را می آزردند.
روزی امیرالمومنین به نماز ایستاده بود
مردم نیز به او اقتدا کردهبودند.
یکی از خوارج به نام ابن الكواء
فرياد زد و آیه ای را به عنوان
کنایه به علیعلیهالسلام، بلند خواند:
[ لَقَد أُوحِيَ إِلَيكَ وَ إِلَى الَّذِينَ
مِن قَبلِكَ لَئِن أَشرَكتَ لَيَحبَطَنَّ عملك
وَ لَتَكونَنَّ مِنَ الخَاسِرِين]
این آیه خطاب به پیامبر است:
به تو و همچنین پیغمبران قبل از تو
وحی شد که اگر مشرک شوی
اعمالت از بین میرود
و از زیانکاران خواهی بود.
ابن الكواء با خواندن این آیه
خواست به علیﷺ کنایه بزند که
سوابق تو را در اسلام را میدانیم
• اول مسلمان هستی،
• پیغمبر تو را به برادری انتخاب کرد
• در لیلة المبیت فداکاری درخشانی کردی
• در بستر به جای پیغمبر خوابیدی
• خودت را طعمه شمشیرها قرار دادی
• خدمات تو به اسلام قابل انکار نیست
اما خدا به پیغمبرش هم گفته که
اگر مشرک بشوی اعمالت به هدر میرود
و چون تو اکنون کافر شدی
اعمال گذشته را به هدر دادی.
به علیعلیهالسلام اقتدا نمیکردند،
چون او را کافر می دانستند.
به مسجد میآمدند اما با علیعلیهالسلام
نماز نمیخواندند و گاهی او را می آزردند.
روزی امیرالمومنین به نماز ایستاده بود
مردم نیز به او اقتدا کردهبودند.
یکی از خوارج به نام ابن الكواء
فرياد زد و آیه ای را به عنوان
کنایه به علیعلیهالسلام، بلند خواند:
[ لَقَد أُوحِيَ إِلَيكَ وَ إِلَى الَّذِينَ
مِن قَبلِكَ لَئِن أَشرَكتَ لَيَحبَطَنَّ عملك
وَ لَتَكونَنَّ مِنَ الخَاسِرِين]
این آیه خطاب به پیامبر است:
به تو و همچنین پیغمبران قبل از تو
وحی شد که اگر مشرک شوی
اعمالت از بین میرود
و از زیانکاران خواهی بود.
ابن الكواء با خواندن این آیه
خواست به علیﷺ کنایه بزند که
سوابق تو را در اسلام را میدانیم
• اول مسلمان هستی،
• پیغمبر تو را به برادری انتخاب کرد
• در لیلة المبیت فداکاری درخشانی کردی
• در بستر به جای پیغمبر خوابیدی
• خودت را طعمه شمشیرها قرار دادی
• خدمات تو به اسلام قابل انکار نیست
اما خدا به پیغمبرش هم گفته که
اگر مشرک بشوی اعمالت به هدر میرود
و چون تو اکنون کافر شدی
اعمال گذشته را به هدر دادی.
❤4
اما امیرالمومنین در مقابل او
چه واکنشی نشان داد؟!
تا صدای قرآن را شنید
وسط نماز سکوت کرد،
تا آیه به آخر برسد!
تمام که شد حضرت نماز را ادامه داد.
دوباره ابن کواء، آیه را خواند.
حضرت باز هم سکوت کرد؛
چون دستور قرآن است:
[ اِذا قُری القرآن فَاستمعوا لَه و اَنصتوا ]
: وقتی قرآن خوانده میشود
گوش فرا دهید و سکوت کنید.
برای بار چندم آیه را خواند
تا نماز را بر هم بزند.
و بعد حضرت امیر این آیه را خواند:
[فَاصبِرإِنَّ وَعدَ اللهِ حَقٌّ
وَ لَا يَستَخِفَنَّكَ الَّذِينَ لا يوقِنُونَ]
صبر كن،
وعده خدا حق است و فرا خواهد رسید.
این مردم بیایمان و یقین،
تو را تکان ندهند و سبکبارت نکنند.
_ دیگر اعتنا نکرد و به نماز خود ادامه داد.
| جاذبه و دافعه علیﷺ،ص۱۲۵
چه واکنشی نشان داد؟!
تا صدای قرآن را شنید
وسط نماز سکوت کرد،
تا آیه به آخر برسد!
تمام که شد حضرت نماز را ادامه داد.
دوباره ابن کواء، آیه را خواند.
حضرت باز هم سکوت کرد؛
چون دستور قرآن است:
[ اِذا قُری القرآن فَاستمعوا لَه و اَنصتوا ]
: وقتی قرآن خوانده میشود
گوش فرا دهید و سکوت کنید.
برای بار چندم آیه را خواند
تا نماز را بر هم بزند.
و بعد حضرت امیر این آیه را خواند:
[فَاصبِرإِنَّ وَعدَ اللهِ حَقٌّ
وَ لَا يَستَخِفَنَّكَ الَّذِينَ لا يوقِنُونَ]
صبر كن،
وعده خدا حق است و فرا خواهد رسید.
این مردم بیایمان و یقین،
تو را تکان ندهند و سبکبارت نکنند.
_ دیگر اعتنا نکرد و به نماز خود ادامه داد.
| جاذبه و دافعه علیﷺ،ص۱۲۵
1❤14
این زندگی نیست؛
صورتمان را با سیلی، در غیابت
سرخ نگهداشتهایم...
#اللهمعجللولیکالفرج
@alaviaat | یابنالحسن
صورتمان را با سیلی، در غیابت
سرخ نگهداشتهایم...
#اللهمعجللولیکالفرج
@alaviaat | یابنالحسن
❤15💔2
روزی عایشه
در حضور حضرت زهرا سلاماللهعلیها،
از مادرش حضرت خدیجه سلاماللهعلیها
بدگویی کرد.
حضرت صدیقه گریست،
ونزد پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله رفت.
رسول خدا پرسید:
چرا گریه میکنی؟!
حضرت زهرا ماجرا را بازگوکرد.
رسول الله فرمود:
رهایش کن؛
که رَحِم مادر تو، ظرف امام پرور است...
[وفاتحضرتامالمومنینسلاماللهعلیها]
@alaviaat | مناقبابنآشوب،ج۳،ص۳۳۵
در حضور حضرت زهرا سلاماللهعلیها،
از مادرش حضرت خدیجه سلاماللهعلیها
بدگویی کرد.
حضرت صدیقه گریست،
ونزد پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله رفت.
رسول خدا پرسید:
چرا گریه میکنی؟!
حضرت زهرا ماجرا را بازگوکرد.
رسول الله فرمود:
رهایش کن؛
که رَحِم مادر تو، ظرف امام پرور است...
[وفاتحضرتامالمومنینسلاماللهعلیها]
@alaviaat | مناقبابنآشوب،ج۳،ص۳۳۵
❤33💔1