یه اشتباهِ رایج که تقریباً همه توش میافتن: وقتی AI یه جوابِ اشتباه یا ناکافی میده، میمونن توی همون مکالمه و سعی میکنن درستش کنن. نتیجه؟ ده پیامِ رفتوبرگشت و در آخر یه خروجیِ نصفهنیمه.
مکالمههای AI یه نوع اینرسی دارن. هر چیزی که اوایلِ مکالمه شکل گرفته، بقیهاش رو تحتتأثیر قرار میده. AI به اون تفسیرِ اولیهاش میچسبه و حتی وقتی درستش میکنی، زیرِ پوست همون رویکردِ اول باقی میمونه.
مثال واقعی: داری با Claude روی طراحیِ یه سیستمِ ارسالِ ایمیل کار میکنی. پنج پیام بعد میفهمی AI همه چیزو برای هزار کاربر طراحی کرده، ولی تو صد هزار کاربر داری. اگه توی همون مکالمه بگی «مقیاسم بزرگتره»، AI راهحلِ قبلیشو patch میکنه — همون معماری رو بزرگتر میدوزه، به جای اینکه از صفر یه چیزِ مناسب بسازه.
راهحل: مکالمه رو ببند. یه پنجرهی جدید باز کن. این بار با اطلاعاتِ کاملتری که از رفتوبرگشتِ قبلی یاد گرفتی شروع کن:
«میخوام یه سیستمِ ارسالِ ایمیل برای صد هزار کاربر طراحی کنم. مهمترین محدودیتم اینه که [X].»
یه مکالمهی تازه با یه Prompt دقیقتر، اکثرِ مواقع بهتر از پانزده پیام توی یه threadِ کجرفته کار میکنه.
قانونِ کلی اینه: اگه تا پیامِ سوم AI داره به سمتِ اشتباه میره، بیا بیرون. چیزی که از اون مکالمه یاد گرفتی رو بردار، یه Prompt بهتر بنویس، از صفر شروع کن. ⚡
مکالمههای AI یه نوع اینرسی دارن. هر چیزی که اوایلِ مکالمه شکل گرفته، بقیهاش رو تحتتأثیر قرار میده. AI به اون تفسیرِ اولیهاش میچسبه و حتی وقتی درستش میکنی، زیرِ پوست همون رویکردِ اول باقی میمونه.
مثال واقعی: داری با Claude روی طراحیِ یه سیستمِ ارسالِ ایمیل کار میکنی. پنج پیام بعد میفهمی AI همه چیزو برای هزار کاربر طراحی کرده، ولی تو صد هزار کاربر داری. اگه توی همون مکالمه بگی «مقیاسم بزرگتره»، AI راهحلِ قبلیشو patch میکنه — همون معماری رو بزرگتر میدوزه، به جای اینکه از صفر یه چیزِ مناسب بسازه.
راهحل: مکالمه رو ببند. یه پنجرهی جدید باز کن. این بار با اطلاعاتِ کاملتری که از رفتوبرگشتِ قبلی یاد گرفتی شروع کن:
«میخوام یه سیستمِ ارسالِ ایمیل برای صد هزار کاربر طراحی کنم. مهمترین محدودیتم اینه که [X].»
یه مکالمهی تازه با یه Prompt دقیقتر، اکثرِ مواقع بهتر از پانزده پیام توی یه threadِ کجرفته کار میکنه.
قانونِ کلی اینه: اگه تا پیامِ سوم AI داره به سمتِ اشتباه میره، بیا بیرون. چیزی که از اون مکالمه یاد گرفتی رو بردار، یه Prompt بهتر بنویس، از صفر شروع کن. ⚡
👍12❤4👏2
قیمت Switch 2 از اول سپتامبر در آمریکا ۵۰ دلار گرانتر میشه — از ۴۴۹.۹۹ دلار به ۴۹۹.۹۹ دلار. کانادا هم ۵۰ دلار کانادایی اضافه میشه و اروپا ۳۰ یورو. قیمت بازیها و لوازم جانبی فعلاً تغییری نمیکنه.
دلیل این گرانی یه اتفاق عجیبه: AI داره حافظهی دنیا رو میخوره. کارخانههای تولید تراشههای حافظه (DRAM و NAND flash) ظرفیت محدودی دارن. تقاضای عظیم دیتاسنترهای AI برای همین تراشهها — برای آموزش مدلها و اجرای اونا — اونقدر بالا رفته که سهم بخش مصرفی کم شده و قیمتها رفته بالا. وقتی یه کارخونه داره تراشه میپزه، یا برای سرورهای AI میزنه یا برای کنسولها — و الان AI خیلی بیشتر میخره.
شرکت Nintendo نگفته این وضعیت موقتیه. عبارتی که به کار برده — «تغییرات بازار که در میانمدت تا بلندمدت ادامه دارن» — یعنی انتظار ندارن اوضاع زود به حالت عادی برگرده. ظرفیت کارخانههای تراشهسازی هم به این زودیها قابل گسترش نیست، یعنی این عدمتوازن میتونه تا ۲۰۲۷ هم ادامه داشته باشه.
کنسول Nintendo هم اولین قربانی این جریان نیست؛ PlayStation 5، Xbox Series X و Steam Deck OLED هم امسال به همین دلیل گرانتر شدن. چون همهی این دستگاهها از همین تراشهها استفاده میکنن، گزینهی ارزونتری هم نیست که بشه بهجاشون رفت. جالبه که صنعت بازی دهههاست عادت داشته قیمت کنسولها بعد از عرضه کمکم پایین بیاد — الان داریم برعکسشو میبینیم.
اگه خرید Switch 2 تو برنامهته، قبل از اول سپتامبر خریدنش قیمت فعلی رو قفل میکنه.
دلیل این گرانی یه اتفاق عجیبه: AI داره حافظهی دنیا رو میخوره. کارخانههای تولید تراشههای حافظه (DRAM و NAND flash) ظرفیت محدودی دارن. تقاضای عظیم دیتاسنترهای AI برای همین تراشهها — برای آموزش مدلها و اجرای اونا — اونقدر بالا رفته که سهم بخش مصرفی کم شده و قیمتها رفته بالا. وقتی یه کارخونه داره تراشه میپزه، یا برای سرورهای AI میزنه یا برای کنسولها — و الان AI خیلی بیشتر میخره.
شرکت Nintendo نگفته این وضعیت موقتیه. عبارتی که به کار برده — «تغییرات بازار که در میانمدت تا بلندمدت ادامه دارن» — یعنی انتظار ندارن اوضاع زود به حالت عادی برگرده. ظرفیت کارخانههای تراشهسازی هم به این زودیها قابل گسترش نیست، یعنی این عدمتوازن میتونه تا ۲۰۲۷ هم ادامه داشته باشه.
کنسول Nintendo هم اولین قربانی این جریان نیست؛ PlayStation 5، Xbox Series X و Steam Deck OLED هم امسال به همین دلیل گرانتر شدن. چون همهی این دستگاهها از همین تراشهها استفاده میکنن، گزینهی ارزونتری هم نیست که بشه بهجاشون رفت. جالبه که صنعت بازی دهههاست عادت داشته قیمت کنسولها بعد از عرضه کمکم پایین بیاد — الان داریم برعکسشو میبینیم.
اگه خرید Switch 2 تو برنامهته، قبل از اول سپتامبر خریدنش قیمت فعلی رو قفل میکنه.
🔧 این پست فنیه — مخصوصِ کسایی که مدل AI رو روی سرور خودشون بالا میآرن (بکاند، DevOps، MLOps). اگه جزو این دسته نیستی، فقط چند خط اولش رو بخون؛ توضیح میده پشت صحنهی سرویسهایی مثل ChatGPT چه خبره.
━━━━━━━━━━
فرض کن یه مدل زبانی رو روی سرور خودت بالا آوردی — مثلاً با vLLM — و چند نفر همزمان دارن ازش استفاده میکنن. یه Nginx یا HAProxy هم جلوش گذاشتی که ترافیک رو پخش کنه. تا اینجا همهچی عادیه.
مشکل از جایی شروع میشه که این پروکسیها فقط «تعداد درخواست» رو میشمرن. برای Nginx، یه پیام ۱۰ کلمهای با یه سند ۱۰ هزار توکنی دقیقاً یکیه: هر دو «یک درخواست» حساب میشن.
ولی GPU اینجوری حساب نمیکنه. چیزی که روی کارت گرافیک ته میکشه تعداد اتصال نیست، حافظهی خودِ کارته — بخشی از اون که به KV-cache اختصاص داده میشه. مدل موقع نوشتن جواب، محاسبههای مربوط به توکنهای قبلی رو اونجا نگه میداره تا مجبور نشه هر بار از اول حسابشون کنه. هرچی متن طولانیتر بشه، این بخش بیشتر پر میشه.
نتیجه اینه: یهدفعه چند درخواست سنگین با هم میرسن، KV-cache پر میشه، تأخیر میره بالا و در بدترین حالت سرور با خطای OOM میخوابه — درحالیکه پروکسیِ جلوش داره گزارش میده همهچی سبزه.
یه ابزار متنباز به اسم TokenFlow Gateway دقیقاً برای همین ساخته شده. کاری که میکنه اینه: پروکسی رو از شمردنِ درخواستها میندازه و میبردش سراغ شمردنِ توکنها.
▪️ قبل از فرستادن، وزن هر درخواست رو حساب میکنه — توکن ورودی بهعلاوهی حداکثر خروجی؛ یعنی همون حافظهای که GPU باید واقعاً کنار بذاره
▪️ بهجای round-robin، از روی آمار زندهی KV-cache تصمیم میگیره: درخواست سنگین میره سراغ آزادترین سرور، درخواستهای سبک کنار هم روی سرورهای شلوغتر جا میشن
▪️ وقتی هیچ سروری جا نداره، درخواست بهجای اینکه GPU رو بخوابونه، توی یه صف اولویتدار روی Redis منتظر میمونه
▪️ جوابهای تکراری رو کش میکنه، هم دقیق و هم معنایی — یعنی سؤال تکراری اصلاً به GPU نمیرسه
▪️ محدودیت مصرف رو بر اساس توکن در دقیقه میذاره، نه فقط تعداد درخواست؛ همون مدلی که OpenAI و Anthropic روی API عمومیشون دارن، این بار روی سختافزار خودت
چرا این مهمه؟ چون فاصلهی بین لود بالانسرِ کلاسیک و چیزی که سرویسدهیِ مدل واقعاً لازم داره، یکی از دستکمگرفتهشدهترین گلوگاههای اجرای مدلهای متنبازه. اگه همیشه برات سؤال بوده که سرویسهای بزرگ چطور این حجم ترافیک رو مدیریت میکنن، جوابش تقریباً همینه.
یه نکتهی خوب: برای امتحان کردنش اصلاً GPU لازم نداری. خودِ پروژه دو تا سرور vLLM قلابی داخلش داره، پس با یه docker compose up کل سیستم بالا میاد و میتونی رفتارش رو زیر فشار ببینی.
چند تا نکتهی صادقانه هم هست:
▪️ تازه منتشر شده و هنوز جوونه — برای production با احتیاط و تست جلو برو
▪️ به Redis و PostgreSQL نیاز داره و نسخهی سبکِ بدون اینا نداره
▪️ هر درخواست ۲ تا ۳ رفتوبرگشت اضافه به Redis میخوره؛ ناچیزه ولی صفر نیست
▪️ کش معنایی پیشفرض خاموشه و برای روشنکردنش به یه سرویس embedding جدا نیاز داری
▪️ مهمترین تنظیمش capacityTokens هست که باید با سختافزار خودت هماهنگ بشه
لایسنسش MIT هست و با TypeScript و Fastify نوشته شده.
اسم پروژه TokenFlow Gateway هست — کد و راهنمای راهاندازیش از دکمهی پایین 👇
━━━━━━━━━━
فرض کن یه مدل زبانی رو روی سرور خودت بالا آوردی — مثلاً با vLLM — و چند نفر همزمان دارن ازش استفاده میکنن. یه Nginx یا HAProxy هم جلوش گذاشتی که ترافیک رو پخش کنه. تا اینجا همهچی عادیه.
مشکل از جایی شروع میشه که این پروکسیها فقط «تعداد درخواست» رو میشمرن. برای Nginx، یه پیام ۱۰ کلمهای با یه سند ۱۰ هزار توکنی دقیقاً یکیه: هر دو «یک درخواست» حساب میشن.
ولی GPU اینجوری حساب نمیکنه. چیزی که روی کارت گرافیک ته میکشه تعداد اتصال نیست، حافظهی خودِ کارته — بخشی از اون که به KV-cache اختصاص داده میشه. مدل موقع نوشتن جواب، محاسبههای مربوط به توکنهای قبلی رو اونجا نگه میداره تا مجبور نشه هر بار از اول حسابشون کنه. هرچی متن طولانیتر بشه، این بخش بیشتر پر میشه.
نتیجه اینه: یهدفعه چند درخواست سنگین با هم میرسن، KV-cache پر میشه، تأخیر میره بالا و در بدترین حالت سرور با خطای OOM میخوابه — درحالیکه پروکسیِ جلوش داره گزارش میده همهچی سبزه.
یه ابزار متنباز به اسم TokenFlow Gateway دقیقاً برای همین ساخته شده. کاری که میکنه اینه: پروکسی رو از شمردنِ درخواستها میندازه و میبردش سراغ شمردنِ توکنها.
▪️ قبل از فرستادن، وزن هر درخواست رو حساب میکنه — توکن ورودی بهعلاوهی حداکثر خروجی؛ یعنی همون حافظهای که GPU باید واقعاً کنار بذاره
▪️ بهجای round-robin، از روی آمار زندهی KV-cache تصمیم میگیره: درخواست سنگین میره سراغ آزادترین سرور، درخواستهای سبک کنار هم روی سرورهای شلوغتر جا میشن
▪️ وقتی هیچ سروری جا نداره، درخواست بهجای اینکه GPU رو بخوابونه، توی یه صف اولویتدار روی Redis منتظر میمونه
▪️ جوابهای تکراری رو کش میکنه، هم دقیق و هم معنایی — یعنی سؤال تکراری اصلاً به GPU نمیرسه
▪️ محدودیت مصرف رو بر اساس توکن در دقیقه میذاره، نه فقط تعداد درخواست؛ همون مدلی که OpenAI و Anthropic روی API عمومیشون دارن، این بار روی سختافزار خودت
چرا این مهمه؟ چون فاصلهی بین لود بالانسرِ کلاسیک و چیزی که سرویسدهیِ مدل واقعاً لازم داره، یکی از دستکمگرفتهشدهترین گلوگاههای اجرای مدلهای متنبازه. اگه همیشه برات سؤال بوده که سرویسهای بزرگ چطور این حجم ترافیک رو مدیریت میکنن، جوابش تقریباً همینه.
یه نکتهی خوب: برای امتحان کردنش اصلاً GPU لازم نداری. خودِ پروژه دو تا سرور vLLM قلابی داخلش داره، پس با یه docker compose up کل سیستم بالا میاد و میتونی رفتارش رو زیر فشار ببینی.
چند تا نکتهی صادقانه هم هست:
▪️ تازه منتشر شده و هنوز جوونه — برای production با احتیاط و تست جلو برو
▪️ به Redis و PostgreSQL نیاز داره و نسخهی سبکِ بدون اینا نداره
▪️ هر درخواست ۲ تا ۳ رفتوبرگشت اضافه به Redis میخوره؛ ناچیزه ولی صفر نیست
▪️ کش معنایی پیشفرض خاموشه و برای روشنکردنش به یه سرویس embedding جدا نیاز داری
▪️ مهمترین تنظیمش capacityTokens هست که باید با سختافزار خودت هماهنگ بشه
لایسنسش MIT هست و با TypeScript و Fastify نوشته شده.
اسم پروژه TokenFlow Gateway هست — کد و راهنمای راهاندازیش از دکمهی پایین 👇
❤9
یه مدل جدید امروز معرفی شد که ادعا میکنه توی کدنویسی بهترین مدلِ متنبازه — ولی وزنهاش هنوز بیرون نیومده، و دلیلش شنیدنیه.
شرکت چینی Z.ai امروز از GLM-5.3 رونمایی کرد. نکتهی جالبش اینه که مدلِ پایهش هیچ فرقی با نسخهی قبلی نداره؛ تمامِ پیشرفتش از مرحلهی آموزشِ بعد از ساخت (post-training) اومده، نه از بزرگتر کردن مدل.
عددهایی که خودشون منتشر کردن:
▪️ توی Terminal-Bench نمرهش از ۴.۶ رسیده به ۲۸.۳
▪️ توی DeepSWE از ۴۶.۲ به ۶۶.۹
▪️ توی بنچمارک داخلیِ خودشون ۳۱.۴٪ گرفته، در برابر ۲۹.۵٪ برای Claude Opus 4.8 — اونم با کمتر از نصفِ توکن (حدود ۵۰ هزار در برابر ۱۲۰ هزار). یعنی نتیجهی بهتر با هزینهی کمتر
ولی چند تا نکته که بهتره بدونی:
▪️ این عددها مالِ خودِ شرکته و هنوز هیچ آزمایشگاه مستقلی تأییدشون نکرده
▪️ توی همون بنچمارک، Claude Fable 5 با حداکثر توان ۳۹.۵٪ گرفته — پس GLM-5.3 بهترینِ مطلق نیست، بهترین بینِ متنبازهاست
▪️ وزنهای مدل هنوز منتشر نشده. Z.ai میگه حدود دو هفتهی دیگه، بعد از ارزیابی امنیتی، آزادشون میکنه
و دلیلِ همون تأخیر جالبه: توانایی مدل توی پیدا کردنِ حفرههای امنیتی سریعتر از چیزی که انتظار داشتن رشد کرده. خودِ شرکت میگه از نسخهی قبلی تا حالا، مدل ۲٬۴۳۶ آسیبپذیری توی ۲۶۹ پروژهی متنباز پیدا کرده که ۱٬۰۹۷ تاش بحرانی یا پرخطر بوده.
یه تغییر مهم هم برای برنامهنویسها داره: روی API دیگه نمیشه حالت thinking رو خاموش کرد — یعنی اگه اپلیکیشنت با این حالت خاموش کار میکرد، باید بازنگریش کنی.
شرکت چینی Z.ai امروز از GLM-5.3 رونمایی کرد. نکتهی جالبش اینه که مدلِ پایهش هیچ فرقی با نسخهی قبلی نداره؛ تمامِ پیشرفتش از مرحلهی آموزشِ بعد از ساخت (post-training) اومده، نه از بزرگتر کردن مدل.
عددهایی که خودشون منتشر کردن:
▪️ توی Terminal-Bench نمرهش از ۴.۶ رسیده به ۲۸.۳
▪️ توی DeepSWE از ۴۶.۲ به ۶۶.۹
▪️ توی بنچمارک داخلیِ خودشون ۳۱.۴٪ گرفته، در برابر ۲۹.۵٪ برای Claude Opus 4.8 — اونم با کمتر از نصفِ توکن (حدود ۵۰ هزار در برابر ۱۲۰ هزار). یعنی نتیجهی بهتر با هزینهی کمتر
ولی چند تا نکته که بهتره بدونی:
▪️ این عددها مالِ خودِ شرکته و هنوز هیچ آزمایشگاه مستقلی تأییدشون نکرده
▪️ توی همون بنچمارک، Claude Fable 5 با حداکثر توان ۳۹.۵٪ گرفته — پس GLM-5.3 بهترینِ مطلق نیست، بهترین بینِ متنبازهاست
▪️ وزنهای مدل هنوز منتشر نشده. Z.ai میگه حدود دو هفتهی دیگه، بعد از ارزیابی امنیتی، آزادشون میکنه
و دلیلِ همون تأخیر جالبه: توانایی مدل توی پیدا کردنِ حفرههای امنیتی سریعتر از چیزی که انتظار داشتن رشد کرده. خودِ شرکت میگه از نسخهی قبلی تا حالا، مدل ۲٬۴۳۶ آسیبپذیری توی ۲۶۹ پروژهی متنباز پیدا کرده که ۱٬۰۹۷ تاش بحرانی یا پرخطر بوده.
یه تغییر مهم هم برای برنامهنویسها داره: روی API دیگه نمیشه حالت thinking رو خاموش کرد — یعنی اگه اپلیکیشنت با این حالت خاموش کار میکرد، باید بازنگریش کنی.
❤6🔥2
حالا دیگه لازم نیست بین تبهای مرورگر جابجا بشی. ChatGPT یه قابلیت جدید اضافه کرده که باهاش میتونی فایلهای Google Docs، Google Sheets، و Google Slides رو مستقیم داخل خود ChatGPT باز کنی و کنارشون کار کنی.
یعنی همزمان که داری با AI صحبت میکنی، سندت هم جلوی چشمته — بدون اینکه نیاز باشه تب عوض کنی یا بری Google Drive.
این قابلیت داره برای کاربران Plus، Pro، Business و Enterprise منتشر میشه — هم در ChatGPT هم در ChatGPT Work. فعلاً فقط نسخه وب داره این امکان رو و حسابهای رایگان شامل نمیشن.
یعنی همزمان که داری با AI صحبت میکنی، سندت هم جلوی چشمته — بدون اینکه نیاز باشه تب عوض کنی یا بری Google Drive.
این قابلیت داره برای کاربران Plus، Pro، Business و Enterprise منتشر میشه — هم در ChatGPT هم در ChatGPT Work. فعلاً فقط نسخه وب داره این امکان رو و حسابهای رایگان شامل نمیشن.
👍7🆒1
گوگل تو آپدیت جدید Gemini یه گزینه اضافه کرده به اسم Media watermark — که اگه خاموشش کنی، اون نشان درخشش و واترمارک که گوشه پایین سمت راست تصاویر و ویدیوهایی که باهاش ساخته میشن قرار میگرفتن، حذف میشن.
یعنی دیگه هیچ نشونه ظاهریای روی محتوا نمیمونه که بگه این با AI ساخته شده.
ولی یه چیز مهم: حذف این علامتهای ظاهری به معنای پاک شدن کل ردپا نیست. اطلاعات نامرئی استاندارد و شناسههای مخصوص هنوز تو پسزمینه فایلها باقی میمونن، و ابزارهای تشخیص AI همچنان میتونن بفهمن که این محتوا با Gemini تولید شده.
یعنی دیگه هیچ نشونه ظاهریای روی محتوا نمیمونه که بگه این با AI ساخته شده.
ولی یه چیز مهم: حذف این علامتهای ظاهری به معنای پاک شدن کل ردپا نیست. اطلاعات نامرئی استاندارد و شناسههای مخصوص هنوز تو پسزمینه فایلها باقی میمونن، و ابزارهای تشخیص AI همچنان میتونن بفهمن که این محتوا با Gemini تولید شده.
🤣30❤8👍5
وقتی Few-shot استفاده میکنی، معمولاً چند نمونهی «خوب» میدی و میگی شبیهشون بساز. این روش کار میکنه — ولی یه چیزِ مهم کم داره: مدل نمیدونه از چی باید دور بمونه.
نتیجه؟ خروجیهایی که از نظرِ سبک به نمونههات شبیهن، ولی همون خطاهای کلیشهای رو دارن.
راهحل اینه که یه نمونهی «بد» هم بذاری — و دقیقاً بگی چرا بده. اسمش Contrastive Few-shot هست.
مثالِ واقعی: میخوای AI برات عنوانِ cold email بنویسه که گیرنده وادار بشه بازش کنه.
پرامپتِ معمولی:
«برام ۵ عنوانِ جذاب برای cold email بنویس.»
با Contrastive Few-shot 👇
──────────────────
بد (کلیشهست، همه میفرستن، سریع دیلیت میشه):
«یه پیشنهادِ همکاریِ جذاب برای شما»
خوب (مستقیم، خاص، بدون اغراق):
«دیدم روی X کار میکنی — یه ایده دارم»
حالا ۵ تا عنوان مثلِ نمونهی خوب بنویس.
──────────────────
این تکنیک به یه دلیلِ ساده جواب میده: مدل از contrast یاد میگیره، نه فقط تقلید. وقتی میدونه دقیقاً چه ویژگیای «بد» محسوب میشه، خروجیش محدودتر و دقیقتره ⚡
میتونی ازش برای هر چیزی استفاده کنی: تیترِ محتوا، کامنتِ کد، پیامِ رزومه، توضیحِ محصول. هر جایی که «کیفیت» مبهمه، یه مثالِ بدِ مشخص بهتر از ده تا توضیح عمل میکنه.
نتیجه؟ خروجیهایی که از نظرِ سبک به نمونههات شبیهن، ولی همون خطاهای کلیشهای رو دارن.
راهحل اینه که یه نمونهی «بد» هم بذاری — و دقیقاً بگی چرا بده. اسمش Contrastive Few-shot هست.
مثالِ واقعی: میخوای AI برات عنوانِ cold email بنویسه که گیرنده وادار بشه بازش کنه.
پرامپتِ معمولی:
«برام ۵ عنوانِ جذاب برای cold email بنویس.»
با Contrastive Few-shot 👇
──────────────────
بد (کلیشهست، همه میفرستن، سریع دیلیت میشه):
«یه پیشنهادِ همکاریِ جذاب برای شما»
خوب (مستقیم، خاص، بدون اغراق):
«دیدم روی X کار میکنی — یه ایده دارم»
حالا ۵ تا عنوان مثلِ نمونهی خوب بنویس.
──────────────────
این تکنیک به یه دلیلِ ساده جواب میده: مدل از contrast یاد میگیره، نه فقط تقلید. وقتی میدونه دقیقاً چه ویژگیای «بد» محسوب میشه، خروجیش محدودتر و دقیقتره ⚡
میتونی ازش برای هر چیزی استفاده کنی: تیترِ محتوا، کامنتِ کد، پیامِ رزومه، توضیحِ محصول. هر جایی که «کیفیت» مبهمه، یه مثالِ بدِ مشخص بهتر از ده تا توضیح عمل میکنه.
❤7👏1
این هفته چند تا خبر جالب از دنیای AI رسید:
🔸 شرکت OpenAI از این ماه تبلیغ میذاره توی ChatGPT برای کاربرای اروپایی — روی پلنهای Free و Go. پلنهای Plus، Pro، Enterprise و Education بدون تبلیغ میمونن.
🔸 مدلهای AI شرکت Alibaba از مرز ۳ میلیارد دانلود رد شدن. سری Qwen از Meta و Google جلو زده. چینیها تو حوزه open-weight جدی دارن بازار رو میگیرن.
🔸 شرکت OpenAI حالت Ultrafast رو برای مدل GPT-5.6 Sol باز کرد. روی سختافزار Cerebras اجرا میشه و حدود ۷۵۰ Token در ثانیه خروجی میده — تا ۱۴ برابر سریعتر از حالت استاندارد. یه قرارداد چندساله هم برای حدود ۷۵۰ مگاوات ظرفیت inference تا ۲۰۲۸ بسته شده.
🔸 شرکت DeepSeek مدل V4-Pro رو عمومی کرد، ولی قیمت API رو بالا برد. از ۱۶ آگوست قیمت peak و off-peak جدا میشه؛ off-peak نصفِ peak هست. برای V4-Pro تو حالت peak، هر میلیون Token خروجی حدود ۳.۹۶ دلار — قبلاً خیلی ارزونتر بود.
🔸 شرکت SpaceX خرید Cursor رو رسمی کرد، حدود ۶۰ میلیارد دلار. این ابزار coding معروف حالا زیر نظر SpaceXAI هست. تیم Cursor میگه به بزرگترین ناوگان GPU دنیا دسترسی دارن تا مدل ارزونتر و قویتر بسازن. ⚡
🔸 شرکت OpenAI از این ماه تبلیغ میذاره توی ChatGPT برای کاربرای اروپایی — روی پلنهای Free و Go. پلنهای Plus، Pro، Enterprise و Education بدون تبلیغ میمونن.
🔸 مدلهای AI شرکت Alibaba از مرز ۳ میلیارد دانلود رد شدن. سری Qwen از Meta و Google جلو زده. چینیها تو حوزه open-weight جدی دارن بازار رو میگیرن.
🔸 شرکت OpenAI حالت Ultrafast رو برای مدل GPT-5.6 Sol باز کرد. روی سختافزار Cerebras اجرا میشه و حدود ۷۵۰ Token در ثانیه خروجی میده — تا ۱۴ برابر سریعتر از حالت استاندارد. یه قرارداد چندساله هم برای حدود ۷۵۰ مگاوات ظرفیت inference تا ۲۰۲۸ بسته شده.
🔸 شرکت DeepSeek مدل V4-Pro رو عمومی کرد، ولی قیمت API رو بالا برد. از ۱۶ آگوست قیمت peak و off-peak جدا میشه؛ off-peak نصفِ peak هست. برای V4-Pro تو حالت peak، هر میلیون Token خروجی حدود ۳.۹۶ دلار — قبلاً خیلی ارزونتر بود.
🔸 شرکت SpaceX خرید Cursor رو رسمی کرد، حدود ۶۰ میلیارد دلار. این ابزار coding معروف حالا زیر نظر SpaceXAI هست. تیم Cursor میگه به بزرگترین ناوگان GPU دنیا دسترسی دارن تا مدل ارزونتر و قویتر بسازن. ⚡
❤13
ابزار Marketing Studio توی سرویس Pollo AI اومد.
با این قابلیت جدید، از یک محصول میتونی دهها تصویر متنوع بسازی — با صحنهها، نورپردازیها، سبکها و مفهومهای مختلف. ⚡
با این قابلیت جدید، از یک محصول میتونی دهها تصویر متنوع بسازی — با صحنهها، نورپردازیها، سبکها و مفهومهای مختلف. ⚡
❤2
فرض کن ۵۰۰۰ تیکت پشتیبانی داری و میخوای بدونی مردم بیشتر از چی ناراضیان. اگه بخوای یک به یک بخونیشون، هفتهها طول میکشه. اگه بریزیشون توی ChatGPT، نه Context داره نه حافظه. ولی با Embedding میتونی این کار رو در چند دقیقه بکنی — بدون اینکه حتی یه بار به LLM وصل بشی.
به زبونِ ساده، Embedding یه تبدیله: هر جمله یا متن رو میگیره و تبدیل به یه بردار عددی میکنه. این بردار «معنا» رو کُدگذاری میکنه. جملههایی که مفهوم نزدیکی دارن، بردارهای عددیِ نزدیکی هم دارن.
نکتهای که خیلیها نمیدونن اینه: «لغو اشتراک میخوام» و «چطور پلنمو ببندم» هیچ کلمه مشترکی ندارن، ولی بردار Embeddingشون تقریباً یکیه. این یعنی مدل «مفهوم» رو میفهمه، نه فقط کلمات رو.
برمیگردیم به ۵۰۰۰ تیکت. کاری که میکنی:
اول همه رو embed میکنی (مثلاً با text-embedding-3-small). بعد با k-means یا DBSCAN دستهبندیشون میکنی. نتیجه: ۱۵ تا ۲۰ دستهی معناییِ واضح که نشون میده کجای محصولت مشکل داره.
نه hallucination چون LLM توش نیست. نه هزینهی سنگین چون مدلهای Embedding ارزونان. فقط ریاضیاتِ فضای برداری.
همین رویکرد رو میشه برای پیداکردنِ تیکتهای تکراری، طبقهبندیِ خودکار محتوا، یا سرچِ معنایی روی پایگاه دادههای بزرگ هم استفاده کرد. در واقع، RAG فقط یه اپلیکیشنِ Embedding هست، نه تنها اپلیکیشنش. 🔥
به زبونِ ساده، Embedding یه تبدیله: هر جمله یا متن رو میگیره و تبدیل به یه بردار عددی میکنه. این بردار «معنا» رو کُدگذاری میکنه. جملههایی که مفهوم نزدیکی دارن، بردارهای عددیِ نزدیکی هم دارن.
نکتهای که خیلیها نمیدونن اینه: «لغو اشتراک میخوام» و «چطور پلنمو ببندم» هیچ کلمه مشترکی ندارن، ولی بردار Embeddingشون تقریباً یکیه. این یعنی مدل «مفهوم» رو میفهمه، نه فقط کلمات رو.
برمیگردیم به ۵۰۰۰ تیکت. کاری که میکنی:
اول همه رو embed میکنی (مثلاً با text-embedding-3-small). بعد با k-means یا DBSCAN دستهبندیشون میکنی. نتیجه: ۱۵ تا ۲۰ دستهی معناییِ واضح که نشون میده کجای محصولت مشکل داره.
نه hallucination چون LLM توش نیست. نه هزینهی سنگین چون مدلهای Embedding ارزونان. فقط ریاضیاتِ فضای برداری.
همین رویکرد رو میشه برای پیداکردنِ تیکتهای تکراری، طبقهبندیِ خودکار محتوا، یا سرچِ معنایی روی پایگاه دادههای بزرگ هم استفاده کرد. در واقع، RAG فقط یه اپلیکیشنِ Embedding هست، نه تنها اپلیکیشنش. 🔥
❤18👍4🥴1
اگه با Codex کار میکنی و همیشه نگران تموم شدن context هستی، یه راه ساده وجود داره — پنجرهی context رو تا ۱,۰۰۰,۰۰۰ Token ببری بالا. فقط به یه مدل که اینو ساپورت کنه نیاز داری، مثل GPT-5.6 Sol که پنجرهی مستند ۱,۰۵۰,۰۰۰ توکنی داره.
کافیه فایل ~/.codex/config.toml رو باز کنی و این سه خط رو بالای فایل، قبل از هر [section] اضافه یا ویرایش کنی:
model = "gpt-5.6-sol"
model_context_window = 1000000
model_auto_compact_token_limit = 900000
اولی مدل رو انتخاب میکنه. دومی به Codex میگه بودجهی context رو روی یک میلیون Token تنظیم کنه. سومی هم میگه از ۹۰۰,۰۰۰ Token به بعد فشردهسازی تاریخچه رو شروع کنه تا یه فضایی برای ادامه باقی بمونه.
بعد از ذخیره کردن، Codex رو ریستارت کن و یه session جدید شروع کن.
اگه فقط میخوای یه بار امتحان کنی بدون تغییر دائمی، از این دستور CLI استفاده کن:
codex -m gpt-5.6-sol \
-c model_context_window=1000000 \
-c model_auto_compact_token_limit=900000
البته اینو بدون که تیم Codex مقدار default رو با دقت تنظیم کرده — این گزینه بیشتر برای کساییه که واقعاً به context بلند نیاز دارن.
کافیه فایل ~/.codex/config.toml رو باز کنی و این سه خط رو بالای فایل، قبل از هر [section] اضافه یا ویرایش کنی:
model = "gpt-5.6-sol"
model_context_window = 1000000
model_auto_compact_token_limit = 900000
اولی مدل رو انتخاب میکنه. دومی به Codex میگه بودجهی context رو روی یک میلیون Token تنظیم کنه. سومی هم میگه از ۹۰۰,۰۰۰ Token به بعد فشردهسازی تاریخچه رو شروع کنه تا یه فضایی برای ادامه باقی بمونه.
بعد از ذخیره کردن، Codex رو ریستارت کن و یه session جدید شروع کن.
اگه فقط میخوای یه بار امتحان کنی بدون تغییر دائمی، از این دستور CLI استفاده کن:
codex -m gpt-5.6-sol \
-c model_context_window=1000000 \
-c model_auto_compact_token_limit=900000
البته اینو بدون که تیم Codex مقدار default رو با دقت تنظیم کرده — این گزینه بیشتر برای کساییه که واقعاً به context بلند نیاز دارن.
🤣46❤4
سرعت حرکت «Prima1» از شرکت Xynova بهقدریه که چشم انسان دیگه نمیتونه دنبالش کنه.
این دست رباتیک توی پکن رونمایی شد و تاندونها رو کامل کنار گذاشته — بهجاشون از درایو مستقیم استفاده میکنه. همین تغییر بود که سرعتش رو اینقدر بالا برد.
۲۲ درجه آزادی داره با حسگرهای لمسی پیشرفته، و میشه باهاش کنترل نیرو رو در حد میلیمتر تنظیم کرد. برای تولیدات صنعتی این یه استاندارد جدیده.
شرکت Xynova حالا هر سه نسل تکنولوژی دست رباتیک رو پوشش میده — تاندونی، هیبریدی، و درایو مستقیم. انحصار مهندسی دستهای چابک صنعتی عملاً دست اینه. 🤖
این دست رباتیک توی پکن رونمایی شد و تاندونها رو کامل کنار گذاشته — بهجاشون از درایو مستقیم استفاده میکنه. همین تغییر بود که سرعتش رو اینقدر بالا برد.
۲۲ درجه آزادی داره با حسگرهای لمسی پیشرفته، و میشه باهاش کنترل نیرو رو در حد میلیمتر تنظیم کرد. برای تولیدات صنعتی این یه استاندارد جدیده.
شرکت Xynova حالا هر سه نسل تکنولوژی دست رباتیک رو پوشش میده — تاندونی، هیبریدی، و درایو مستقیم. انحصار مهندسی دستهای چابک صنعتی عملاً دست اینه. 🤖
❤1
شرکت Serve Robotics که رباتهای تحویل پیادهرویی داره، یه معامله جدید با Grubhub امضا کرد.
با این معامله، Grubhub به عنوان چهارمین پلتفرم بزرگ تحویل غذا وارد شبکه رباتهای این شرکت میشه — کنار DoorDash و Uber Eats. رباتها در شیکاگو، لسآنجلس، و الکساندریای ویرجینیا شروع به کار میکنن. شیکاگو با بیشتر از ۱۰۰ رستوران، لسآنجلس با نزدیک به ۲۰۰ رستوران وارد میشن.
همزمان، Serve وارد دو شهر جدید هم شده: واشینگتن دیسی و سنخوزه — هر دو از طریق DoorDash. این دو شهر حدود ۸ میلیون نفر بیشتر رو به محدوده پوشش اضافه میکنن، و مجموع شهرهای فعال میشه: لسآنجلس، شیکاگو، آتلانتا، دالاس، میامی، و این دو تازهوارد.
یه تغییر دیگه هم توی مدل گسترش شرکت داره شکل میگیره. قراره اولین «میکرو دپو» در میامی راهاندازی بشه — یه مرکز کوچیک برای شارژ و نگهداری رباتها که جای تاسیسات بزرگ رو میگیره و میشه سریعتر توی محلههای پرتقاضا نصبش کرد.
کنار همه اینا، Serve چند چیز دیگه هم معرفی کرد: ابزاری به اسم Beacon که رستورانها رو بدون پیچیدگی فنی به شبکه رباتها وصل میکنه؛ یه فرمت تبلیغاتی تعاملی به اسم Characters که روی خود رباتها اجرا میشه (اولین شخصیتش «Chomp» هست که با همکاری Grubhub ساخته شده)؛ و نسل جدید ربات بیمارستانی Moxi 2.0 که زیرمجموعهشون Diligent Robotics داره در بیمارستانهای آمریکا راهاندازیش میکنه.
اما اون چیزی که از همه اینا مهمتره، اضافه شدن یه منبع تقاضای جدیده — نه فقط شهرهای بیشتر. وقتی چهار پلتفرم سفارش بهت میدن، رباتهایی که الان داری رو میشه بیشتر استفاده کرد بدون اینکه به ازای هر بازار جدید، ربات اضافه لازم باشه — و این همون چیزیه که Serve میگه میخواد روش تمرکز کنه.
با این معامله، Grubhub به عنوان چهارمین پلتفرم بزرگ تحویل غذا وارد شبکه رباتهای این شرکت میشه — کنار DoorDash و Uber Eats. رباتها در شیکاگو، لسآنجلس، و الکساندریای ویرجینیا شروع به کار میکنن. شیکاگو با بیشتر از ۱۰۰ رستوران، لسآنجلس با نزدیک به ۲۰۰ رستوران وارد میشن.
همزمان، Serve وارد دو شهر جدید هم شده: واشینگتن دیسی و سنخوزه — هر دو از طریق DoorDash. این دو شهر حدود ۸ میلیون نفر بیشتر رو به محدوده پوشش اضافه میکنن، و مجموع شهرهای فعال میشه: لسآنجلس، شیکاگو، آتلانتا، دالاس، میامی، و این دو تازهوارد.
یه تغییر دیگه هم توی مدل گسترش شرکت داره شکل میگیره. قراره اولین «میکرو دپو» در میامی راهاندازی بشه — یه مرکز کوچیک برای شارژ و نگهداری رباتها که جای تاسیسات بزرگ رو میگیره و میشه سریعتر توی محلههای پرتقاضا نصبش کرد.
کنار همه اینا، Serve چند چیز دیگه هم معرفی کرد: ابزاری به اسم Beacon که رستورانها رو بدون پیچیدگی فنی به شبکه رباتها وصل میکنه؛ یه فرمت تبلیغاتی تعاملی به اسم Characters که روی خود رباتها اجرا میشه (اولین شخصیتش «Chomp» هست که با همکاری Grubhub ساخته شده)؛ و نسل جدید ربات بیمارستانی Moxi 2.0 که زیرمجموعهشون Diligent Robotics داره در بیمارستانهای آمریکا راهاندازیش میکنه.
اما اون چیزی که از همه اینا مهمتره، اضافه شدن یه منبع تقاضای جدیده — نه فقط شهرهای بیشتر. وقتی چهار پلتفرم سفارش بهت میدن، رباتهایی که الان داری رو میشه بیشتر استفاده کرد بدون اینکه به ازای هر بازار جدید، ربات اضافه لازم باشه — و این همون چیزیه که Serve میگه میخواد روش تمرکز کنه.
❤5
اگه دیروز با GitHub کار میکردی و حس میکردی همه چیز به هم ریخته، اشتباه نمیکردی — یه قطعی بزرگ بود که بیش از هفت ساعت طول کشید. این مطلب مخصوص برنامهنویسهاست.
ماجرا ساعت ۱۳:۴۰ UTC شروع شد، اول به نظر یه مشکل عملکردی معمولی میرسید. ولی تو کمتر از بیست دقیقه، سرویس بعد از سرویس افتاد: API در ۱۳:۴۱، Actions در ۱۳:۴۲، Webhooks در ۱۳:۴۴، Issues در ۱۳:۴۶، و Pull Requests تا ۱۳:۵۸. یعنی تقریباً همه چیزی که توی کار روزانه بهش نیاز داری.
نرخ خطا روی صفحات وب و ترافیک API به حدود ۲۰ درصد رسید، ولی روی دانلود مخازن و فایلهای raw به حدود ۵۰ درصد. اینا همون درخواستهایی هستن که اسکریپتهای نصب، ساخت Docker image، و pipeline های CI/CD ازشون استفاده میکنن — یعنی خیلی از سیستمهای خودکار هم تو این بازه خراب یا ناقص کار میکردن، بدون اینکه کسی متوجه بشه.
ساعت ۱۴:۲۴ احراز هویت هم درگیر شد: SAML، OIDC، SCIM، و Team Sync. سازمانهایی که از single sign-on استفاده میکنن، جدا از مشکلات مخازن، با خطای ورود هم روبهرو شدن. هفت دقیقه بعد، GitHub Copilot هم با افت کیفیت سرویس روبهرو شد.
جالب اینکه Git operations — یعنی خودِ دستورات clone، push، و pull — اول تحت تأثیر نبودن. ولی از حدود ساعت ۱۷:۳۰ اونا هم افت کردن و حدود یه ساعت بعد بهتر شدن.
بعضی سرویسها تا ۱۶:۵۹ بهبود پیدا کردن، ولی مشکلات ادامه داشت — API دوباره ساعت ۱۸:۴۸ افت کرد، و تا ۲۰:۴۵ هنوز خطاهای پراکندهای تو احراز هویت Copilot گزارش میشد. دلیل اصلی این قطعی هنوز اعلام نشده.
ماجرا ساعت ۱۳:۴۰ UTC شروع شد، اول به نظر یه مشکل عملکردی معمولی میرسید. ولی تو کمتر از بیست دقیقه، سرویس بعد از سرویس افتاد: API در ۱۳:۴۱، Actions در ۱۳:۴۲، Webhooks در ۱۳:۴۴، Issues در ۱۳:۴۶، و Pull Requests تا ۱۳:۵۸. یعنی تقریباً همه چیزی که توی کار روزانه بهش نیاز داری.
نرخ خطا روی صفحات وب و ترافیک API به حدود ۲۰ درصد رسید، ولی روی دانلود مخازن و فایلهای raw به حدود ۵۰ درصد. اینا همون درخواستهایی هستن که اسکریپتهای نصب، ساخت Docker image، و pipeline های CI/CD ازشون استفاده میکنن — یعنی خیلی از سیستمهای خودکار هم تو این بازه خراب یا ناقص کار میکردن، بدون اینکه کسی متوجه بشه.
ساعت ۱۴:۲۴ احراز هویت هم درگیر شد: SAML، OIDC، SCIM، و Team Sync. سازمانهایی که از single sign-on استفاده میکنن، جدا از مشکلات مخازن، با خطای ورود هم روبهرو شدن. هفت دقیقه بعد، GitHub Copilot هم با افت کیفیت سرویس روبهرو شد.
جالب اینکه Git operations — یعنی خودِ دستورات clone، push، و pull — اول تحت تأثیر نبودن. ولی از حدود ساعت ۱۷:۳۰ اونا هم افت کردن و حدود یه ساعت بعد بهتر شدن.
بعضی سرویسها تا ۱۶:۵۹ بهبود پیدا کردن، ولی مشکلات ادامه داشت — API دوباره ساعت ۱۸:۴۸ افت کرد، و تا ۲۰:۴۵ هنوز خطاهای پراکندهای تو احراز هویت Copilot گزارش میشد. دلیل اصلی این قطعی هنوز اعلام نشده.
👍8❤1
شرکت Cursor پلتفرم هاستینگ کدشون رو با اسم Origin لانچ کرد — یه سرویس جدید برای نگهداری و مدیریت ریپوهای کد.
میگن Origin سریعه، استفاده ازش سادهست، و ادغام عمیقی با محیط Cursor داره. برای شروع هم میشه ریپوهای موجودتو مستقیم از GitHub sync کرد و وارد سرویس شد.
میگن Origin سریعه، استفاده ازش سادهست، و ادغام عمیقی با محیط Cursor داره. برای شروع هم میشه ریپوهای موجودتو مستقیم از GitHub sync کرد و وارد سرویس شد.
❤6
تو آپدیت جدید macOS Tahoe یه چیز جالب لو رفت: اولین ویدیو از AirPods دوربیندار اپل.
این محصول با نام رمز B790 شناخته میشه و احتمالاً سپتامبر، کنار خانواده iPhone ۱۸ معرفی میشه.
دوربینی که روی این AirPods تعبیه شده، اطلاعات محیط رو به قابلیت هوش دیداری اپل منتقل میکنه. یعنی میتونی با کمک Siri عنوان یه کتاب رو اسکن کنی و درباره محیط اطرافت سوال بپرسی.
این محصول با نام رمز B790 شناخته میشه و احتمالاً سپتامبر، کنار خانواده iPhone ۱۸ معرفی میشه.
دوربینی که روی این AirPods تعبیه شده، اطلاعات محیط رو به قابلیت هوش دیداری اپل منتقل میکنه. یعنی میتونی با کمک Siri عنوان یه کتاب رو اسکن کنی و درباره محیط اطرافت سوال بپرسی.
👍7❤1
Claude Code حالا روی موبایل و وب برای همه پلنهای پولی در دسترسه. ⚡
تقریباً میشه بخش زیادی از تسکهای روزانه رو مستقیم از گوشی هم مدیریت کرد.
تقریباً میشه بخش زیادی از تسکهای روزانه رو مستقیم از گوشی هم مدیریت کرد.
🔥5❤1
اگه GitLab رو روی سرور خودت نصب داری، این رو جدی بگیر.
یه آسیبپذیری بحرانی با شناسه CVE-2026-19478 کشف شده که هر کسی — حتی بدون داشتن اکانت — میتونه از راه دور پروژههای عمومی GitLab رو حذف یا ویرایش کنه. نه پسورد لازمه، نه تعامل با یه کاربر دیگه، نه هیچ پیشنیازی. امتیاز CVSS این باگ ۹.۴ هست که در ردهی بحرانی قرار میگیره.
مشکل توی لایهای از API هست که درخواستهای GraphQL رو پردازش میکنه — میشه یه دستورالعملِ ساختگی توی GraphQL طراحی کرد که وقتی سرور پردازشش میکنه، کد مخرب با سطح دسترسی کافی اجرا میشه و دادههای پروژه رو نابود میکنه.
همزمان یه باگ دومی هم پچ شد: CVE-2026-19650 با امتیاز ۷.۱ — یه ضعف CSRF توی بخش multiplex query از GraphQL که اجرای mutation از طریق درخواست GET رو ممکن میکنه، ولی نیاز به تعامل کاربر داره و خطرش به مراتب کمتره.
نسخههای آسیبپذیر: از ۱۸.۲ تا ۱۸.۱۱.۱۰، از ۱۹.۰ تا ۱۹.۰.۷، از ۱۹.۱ تا ۱۹.۱.۵، و از ۱۹.۲ تا ۱۹.۲.۳.
بسته به شاخهای که روشی، باید بری روی ۱۸.۱۱.۱۱، ۱۹.۰.۸، ۱۹.۱.۶، یا ۱۹.۲.۴. پچ از ۱۷ اوت ۲۰۲۶ آمادهست.
سرویسهای GitLab.com و GitLab Dedicated قبلاً پچ شدن و مشکلی ندارن — فقط ادمینهای نصبهای self-managed باید عمل کنن.
یه چیزی که توی این ماجرا نگرانکنندهست: این سومین آسیبپذیری بحرانی در لایه GraphQL پلتفرم GitLab در سال ۲۰۲۶ هست. این الگو نشون میده که این بخش از API هنوز داره مرتب مشکل نشون میده. فعلاً هیچ exploit عمومی تأییدشدهای وجود نداره و GitLab قراره جزئیات فنی کامل رو در نوامبر ۲۰۲۶ منتشر کنه — ولی تا اون موقع منتظر موندن گزینه خوبی نیست.
یه آسیبپذیری بحرانی با شناسه CVE-2026-19478 کشف شده که هر کسی — حتی بدون داشتن اکانت — میتونه از راه دور پروژههای عمومی GitLab رو حذف یا ویرایش کنه. نه پسورد لازمه، نه تعامل با یه کاربر دیگه، نه هیچ پیشنیازی. امتیاز CVSS این باگ ۹.۴ هست که در ردهی بحرانی قرار میگیره.
مشکل توی لایهای از API هست که درخواستهای GraphQL رو پردازش میکنه — میشه یه دستورالعملِ ساختگی توی GraphQL طراحی کرد که وقتی سرور پردازشش میکنه، کد مخرب با سطح دسترسی کافی اجرا میشه و دادههای پروژه رو نابود میکنه.
همزمان یه باگ دومی هم پچ شد: CVE-2026-19650 با امتیاز ۷.۱ — یه ضعف CSRF توی بخش multiplex query از GraphQL که اجرای mutation از طریق درخواست GET رو ممکن میکنه، ولی نیاز به تعامل کاربر داره و خطرش به مراتب کمتره.
نسخههای آسیبپذیر: از ۱۸.۲ تا ۱۸.۱۱.۱۰، از ۱۹.۰ تا ۱۹.۰.۷، از ۱۹.۱ تا ۱۹.۱.۵، و از ۱۹.۲ تا ۱۹.۲.۳.
بسته به شاخهای که روشی، باید بری روی ۱۸.۱۱.۱۱، ۱۹.۰.۸، ۱۹.۱.۶، یا ۱۹.۲.۴. پچ از ۱۷ اوت ۲۰۲۶ آمادهست.
سرویسهای GitLab.com و GitLab Dedicated قبلاً پچ شدن و مشکلی ندارن — فقط ادمینهای نصبهای self-managed باید عمل کنن.
یه چیزی که توی این ماجرا نگرانکنندهست: این سومین آسیبپذیری بحرانی در لایه GraphQL پلتفرم GitLab در سال ۲۰۲۶ هست. این الگو نشون میده که این بخش از API هنوز داره مرتب مشکل نشون میده. فعلاً هیچ exploit عمومی تأییدشدهای وجود نداره و GitLab قراره جزئیات فنی کامل رو در نوامبر ۲۰۲۶ منتشر کنه — ولی تا اون موقع منتظر موندن گزینه خوبی نیست.
❤4❤🔥1
درآمد سالانه Anthropic تا پایان جولای از مرز ۶۵ میلیارد دلار گذشته — در حالی که پایان سال گذشته همین عدد ۹ میلیارد دلار بود. تقریباً هفت برابر رشد در هفت ماه. سرمایه سازمانی داره با سرعت به سمت مدلهای Claude میره.
🔸 شرکت Nvidia طبق پرونده رسمی SEC اعلام کرده تا ۱۰۵ میلیارد دلار از تعهد اجاره مرکز داده OpenAI در اوهایو رو تضمین میکنه و ۱.۵ میلیارد دلار هم روی SB Energy سرمایهگذاری میکنه. این معامله ۸ گیگاوات ظرفیت برای OpenAI باز میکنه و ۸۰۰ مگاوات اولش قراره ۲۰۲۸ راهاندازی بشه.
🔸 بر اساس گزارش 404 Media، آمازون کتابهای کمیاب میخره، عطفشون رو میبره و صفحهها رو برای دیتای آموزش مدل اسکن میکنه. یه ردیاب توی یکی از کتابها گذاشته بودن که سر از انبار VGT3 در لاسوگاس درآورد. آمازون گفته کتابها رو از راههای معمول تجاری میخره تا محصولاتش رو بهتر کنه.
🔸 استارتاپ Relay که ۲۰۲۱ با آرزوی Zapier بعدی شدن راه افتاده بود، داره تعطیل میشه. بنیانگذارش Jacob Bank با بخشی از گروه به تیم Chrome گوگل میپیونده. کاربران رایگان از ۱۵ آگوست دسترسیشون قطع شده و مشتریهای پولی تا ۱۴ سپتامبر فرصت دارن.
🔸 شرکت Nvidia طبق پرونده رسمی SEC اعلام کرده تا ۱۰۵ میلیارد دلار از تعهد اجاره مرکز داده OpenAI در اوهایو رو تضمین میکنه و ۱.۵ میلیارد دلار هم روی SB Energy سرمایهگذاری میکنه. این معامله ۸ گیگاوات ظرفیت برای OpenAI باز میکنه و ۸۰۰ مگاوات اولش قراره ۲۰۲۸ راهاندازی بشه.
🔸 بر اساس گزارش 404 Media، آمازون کتابهای کمیاب میخره، عطفشون رو میبره و صفحهها رو برای دیتای آموزش مدل اسکن میکنه. یه ردیاب توی یکی از کتابها گذاشته بودن که سر از انبار VGT3 در لاسوگاس درآورد. آمازون گفته کتابها رو از راههای معمول تجاری میخره تا محصولاتش رو بهتر کنه.
🔸 استارتاپ Relay که ۲۰۲۱ با آرزوی Zapier بعدی شدن راه افتاده بود، داره تعطیل میشه. بنیانگذارش Jacob Bank با بخشی از گروه به تیم Chrome گوگل میپیونده. کاربران رایگان از ۱۵ آگوست دسترسیشون قطع شده و مشتریهای پولی تا ۱۴ سپتامبر فرصت دارن.
❤11
یه آسیبپذیری بحرانی تو ویندوز داره فعالانه مورد حمله قرار میگیره — و سازمانهای دولتی آمریکا فقط سه روز فرصت دارن وصلهاش رو نصب کنن.
آسیبپذیری CVE-2026-33824 توی یه بخش از ویندوز به اسم IKE پیدا شده؛ همون بخشی که وقتی VPN وصل میکنی پشتصحنه مذاکره میکنه. مشکل از نوع double-free هست — یه باگ در مدیریت حافظه که به مهاجم اجازه میده کد دلخواه اجرا کنه. خطرناکترین بخشش اینه که هیچ پسورد یا دسترسی خاصی لازم نیست؛ فقط کافیه پکتهای خاصی رو به پورتهای UDP 500 یا 4500 بفرسته تا کنترل سیستم رو بگیره.
تمام نسخههای فعلی ویندوز ۱۰، ۱۱، و Windows Server آسیبپذیرن — یعنی عملاً هر سیستمی که IKE بهش دسترسی اینترنتی داره هدف بالقوهست.
آژانس امنیت سایبری آمریکا (CISA) این آسیبپذیری رو در ۱۸ اوت به فهرست رسمی آسیبپذیریهای بهرهبرداریشده اضافه کرد و به سازمانهای فدرال گفته تا ۲۱ اوت وصله بزنن. محققان Palo Alto Networks هم تأیید کردن که یه گروه چینیزبان داره بهصورت هدفمند — نه با اسکن اتوماتیک — به VPN endpointها حمله میکنه. جالبه که مایکروسافت تا اون موقع advisory خودش رو آپدیت نکرده بود.
توصیهی عملی ادمینها اینه: اگه از VPN مبتنی بر IKE استفاده میکنی، وصلهی مایکروسافت رو فوری نصب کن. اگه اصلاً از IKE استفاده نمیکنی، پورتهای UDP 500 و 4500 رو کامل ببند. اگه هم IKE لازمه، فایروال رو طوری تنظیم کن که فقط آدرسهای IP معتمد بتونن ترافیک بفرستن.
این خبر بخشی از یه Patch Tuesday پرازدحام آگوست ۲۰۲۶ هست که توش مایکروسافت حدود ۴۰۰ آسیبپذیری رو یهجا وصله زد — از جمله چند تا zero-day دیگه که همین هفته فاش شدن.
آسیبپذیری CVE-2026-33824 توی یه بخش از ویندوز به اسم IKE پیدا شده؛ همون بخشی که وقتی VPN وصل میکنی پشتصحنه مذاکره میکنه. مشکل از نوع double-free هست — یه باگ در مدیریت حافظه که به مهاجم اجازه میده کد دلخواه اجرا کنه. خطرناکترین بخشش اینه که هیچ پسورد یا دسترسی خاصی لازم نیست؛ فقط کافیه پکتهای خاصی رو به پورتهای UDP 500 یا 4500 بفرسته تا کنترل سیستم رو بگیره.
تمام نسخههای فعلی ویندوز ۱۰، ۱۱، و Windows Server آسیبپذیرن — یعنی عملاً هر سیستمی که IKE بهش دسترسی اینترنتی داره هدف بالقوهست.
آژانس امنیت سایبری آمریکا (CISA) این آسیبپذیری رو در ۱۸ اوت به فهرست رسمی آسیبپذیریهای بهرهبرداریشده اضافه کرد و به سازمانهای فدرال گفته تا ۲۱ اوت وصله بزنن. محققان Palo Alto Networks هم تأیید کردن که یه گروه چینیزبان داره بهصورت هدفمند — نه با اسکن اتوماتیک — به VPN endpointها حمله میکنه. جالبه که مایکروسافت تا اون موقع advisory خودش رو آپدیت نکرده بود.
توصیهی عملی ادمینها اینه: اگه از VPN مبتنی بر IKE استفاده میکنی، وصلهی مایکروسافت رو فوری نصب کن. اگه اصلاً از IKE استفاده نمیکنی، پورتهای UDP 500 و 4500 رو کامل ببند. اگه هم IKE لازمه، فایروال رو طوری تنظیم کن که فقط آدرسهای IP معتمد بتونن ترافیک بفرستن.
این خبر بخشی از یه Patch Tuesday پرازدحام آگوست ۲۰۲۶ هست که توش مایکروسافت حدود ۴۰۰ آسیبپذیری رو یهجا وصله زد — از جمله چند تا zero-day دیگه که همین هفته فاش شدن.
🤣10😱9✍1❤1
رئیس امنیت سایبری T-Mobile یه روز با سه تا از همکاراش راهی یه مرکز داده در Bellevue واشنگتن شد. نه برای نصب نرمافزار، نه برای ریست کردن سیستم. رفتن به یه مرکز داده که یه کابل رو با قیچی ببرن.
این اتفاق سال ۲۰۲۴ افتاد، وقتی T-Mobile فهمید هکرهای دولتی چین یه جای پا تو شبکهشون پیدا کردن. گروه معروف به Salt Typhoon — با پشتیبانی دولت چین — یه کمپین جاسوسی گسترده راه انداخته بود و سراغ زیرساخت مخابراتی آمریکا رفته بود. AT&T، Verizon، Viasat، Charter و Windstream هم قربانی همین کمپین بودن. هدفشون دسترسی به سوابق تماسها و ارتباطات مقامهای دولتی و چهرههای سیاسی آمریکا بود.
تیم امنیتی T-Mobile ماهها روی فعالیتهای غیرعادی شبکه تحقیق کرد تا بالاخره سیستم آلوده رو پیدا کرد. اون سیستم به یه روتر متعلق به یه شرکت مخابراتی دیگه وصل بود. جف سایمون، رئیس امنیت T-Mobile، و سه تا از همکاراش به جای اینکه فقط از راه دور ماجرا رو مدیریت کنن — با پچ کردن، تغییر رمزها یا جداسازی شبکه — رفتن به اون مرکز داده و کابل رو فیزیکی بریدن. این روش هیچ ابهامی باقی نمیذاشت.
این تصمیم یه درس مهم از کل ماجرای Salt Typhoon رو نشون میده. هکرهایی که با پشتیبانی دولت کار میکنن، میتونن مدتهای طولانی داخل زیرساخت مخابراتی بمونن و از مسیرهایی استفاده کنن که ظاهراً کاملاً معمولی به نظر میرسن. تو این شرایط راهحلهای نرمافزاری ریسک دارن — اگه یه جای پا از قلم بیفته، کافیه. یه کابل بریدهشده اون احتمال رو کلاً از بین میبره.
نتیجهاش هم روشن بود: T-Mobile نفوذ رو زودتر شناسایی و مهار کرد، قبل از اینکه دادههای گستردهای فاش بشه، در حالی که AT&T، Verizon و بقیه با نقضهای وسیعتر و فرایندهای طولانیتر مواجه شدن. مقامهای آمریکایی Salt Typhoon رو یکی از بزرگترین نقضهای امنیتی تاریخ مخابرات این کشور توصیف کردن — صدها سازمان درگیر، و هدف هم اطلاعات حساس مقامهای ارشد دولتی.
این اتفاق سال ۲۰۲۴ افتاد، وقتی T-Mobile فهمید هکرهای دولتی چین یه جای پا تو شبکهشون پیدا کردن. گروه معروف به Salt Typhoon — با پشتیبانی دولت چین — یه کمپین جاسوسی گسترده راه انداخته بود و سراغ زیرساخت مخابراتی آمریکا رفته بود. AT&T، Verizon، Viasat، Charter و Windstream هم قربانی همین کمپین بودن. هدفشون دسترسی به سوابق تماسها و ارتباطات مقامهای دولتی و چهرههای سیاسی آمریکا بود.
تیم امنیتی T-Mobile ماهها روی فعالیتهای غیرعادی شبکه تحقیق کرد تا بالاخره سیستم آلوده رو پیدا کرد. اون سیستم به یه روتر متعلق به یه شرکت مخابراتی دیگه وصل بود. جف سایمون، رئیس امنیت T-Mobile، و سه تا از همکاراش به جای اینکه فقط از راه دور ماجرا رو مدیریت کنن — با پچ کردن، تغییر رمزها یا جداسازی شبکه — رفتن به اون مرکز داده و کابل رو فیزیکی بریدن. این روش هیچ ابهامی باقی نمیذاشت.
این تصمیم یه درس مهم از کل ماجرای Salt Typhoon رو نشون میده. هکرهایی که با پشتیبانی دولت کار میکنن، میتونن مدتهای طولانی داخل زیرساخت مخابراتی بمونن و از مسیرهایی استفاده کنن که ظاهراً کاملاً معمولی به نظر میرسن. تو این شرایط راهحلهای نرمافزاری ریسک دارن — اگه یه جای پا از قلم بیفته، کافیه. یه کابل بریدهشده اون احتمال رو کلاً از بین میبره.
نتیجهاش هم روشن بود: T-Mobile نفوذ رو زودتر شناسایی و مهار کرد، قبل از اینکه دادههای گستردهای فاش بشه، در حالی که AT&T، Verizon و بقیه با نقضهای وسیعتر و فرایندهای طولانیتر مواجه شدن. مقامهای آمریکایی Salt Typhoon رو یکی از بزرگترین نقضهای امنیتی تاریخ مخابرات این کشور توصیف کردن — صدها سازمان درگیر، و هدف هم اطلاعات حساس مقامهای ارشد دولتی.
❤7✍1👍1💋1