یه Prompt برای اینکه قبل از هر جلسه یا ارائه مهم، قویترین استدلال علیه دیدگاه خودت رو بسازی — نه یه ایراد ضعیف که بشه راحت ردش کرد، یه استدلال کامل که واقعاً باید بهش جواب بدی.
خروجیش سه بخشه: خودِ استدلال اصلی، شواهدی که نشون میده شاید داری اشتباه میکنی، و تفکیک حقایق مستند از حدسهای معقول.
مفیده قبل از ارائه به سرمایهگذار، جلسه ارزیابی عملکرد، یا هر تصمیمی که باید ازش دفاع کنی.
📋 پرامپت کامل (لمس کن تا کپی بشه):
توضیحات بیشتر و مثالها توی مقاله 👇
خروجیش سه بخشه: خودِ استدلال اصلی، شواهدی که نشون میده شاید داری اشتباه میکنی، و تفکیک حقایق مستند از حدسهای معقول.
مفیده قبل از ارائه به سرمایهگذار، جلسه ارزیابی عملکرد، یا هر تصمیمی که باید ازش دفاع کنی.
📋 پرامپت کامل (لمس کن تا کپی بشه):
Role: You are a rigorous debate coach and research analyst whose job is to construct the strongest possible case against a position — using only legitimate evidence and sound reasoning, never a straw man.
Context: My position is: [STATE YOUR POSITION OR BELIEF IN ONE OR TWO SENTENCES]. I hold this position because [YOUR REASONING OR EVIDENCE FOR HOLDING IT]. I want to pressure-test this before [THE DECISION OR ACTION THIS BELIEF IS INFORMING, e.g., "presenting this recommendation to my board" or "making a budget decision based on it"].
Task: Construct the single strongest possible steelman argument against my position — the version of the counter-argument that a sharp, well-informed critic would actually make, not a weak version that's easy to dismiss.
Constraints:
- Do not list multiple weak counterarguments. Commit to ONE strongest opposing case and develop it fully.
- Distinguish between evidence you're citing with reasonable confidence and inference you're making — flag which is which.
- Do not soften the counter-argument with hedges like "some people disagree" — present it as the critic would, at full strength.
- Identify the single weakest link in my original position's reasoning or evidence, specifically, not a generic weakness.
- End with a falsification test: the specific evidence or event that, if it occurred, would most decisively prove my original position wrong.
Output Format:
## Steelman: The Strongest Case Against [Your Position]
### The Core Counter-Argument
[The single strongest opposing case, stated plainly]
### Supporting Evidence and Reasoning
[The evidence/logic a sharp critic would cite, with confidence level noted]
### The Weakest Link in Your Original Position
[The specific point where your reasoning or evidence is most vulnerable]
### What Would Prove You Wrong
[The specific, falsifiable evidence or event that would most decisively refute your position]
توضیحات بیشتر و مثالها توی مقاله 👇
❤20
پروژه خودروی خودران اپل شکست خورد، ولی از دلش یه تکنولوژی ارزشمند بیرون اومد.
اپل برای مدیریت دادههای عظیمی که خودروی خودران تولید میکرد، یه واحد پردازش تخصصی برای شبکههای عصبی توسعه داد — همون Neural Engine که اولین بار توی iPhone X دیدیمش. پروژه خودرو هرگز به خط تولید نرسید، ولی این فناوری موند و کمکم تبدیل شد به پایهای جدی برای سختافزار AI شرکت.
نرمافزارهای AI اپل هنوز نسبت به رقبا عقبترن، اما سختافزارش داره مسیر جداگانهای طی میکنه ⚡
اپل از نسل M6 مستقیم پریده سراغ M7 و نسخههای Pro و Max رو حذف کرده — همه چیز داره به سمت یه تراشه بزرگ هدایت میشه.
اون تراشه M7 Ultra هست، با پشتیبانی از ۱.۵ ترابایت رم، که قراره توی محصولات سروری اپل استفاده بشه. زمان عرضه هم نیمه اول ۲۰۲۷ هست.
شکستی که ازش یه سلاح سروری ساخته شد 🔥
اپل برای مدیریت دادههای عظیمی که خودروی خودران تولید میکرد، یه واحد پردازش تخصصی برای شبکههای عصبی توسعه داد — همون Neural Engine که اولین بار توی iPhone X دیدیمش. پروژه خودرو هرگز به خط تولید نرسید، ولی این فناوری موند و کمکم تبدیل شد به پایهای جدی برای سختافزار AI شرکت.
نرمافزارهای AI اپل هنوز نسبت به رقبا عقبترن، اما سختافزارش داره مسیر جداگانهای طی میکنه ⚡
اپل از نسل M6 مستقیم پریده سراغ M7 و نسخههای Pro و Max رو حذف کرده — همه چیز داره به سمت یه تراشه بزرگ هدایت میشه.
اون تراشه M7 Ultra هست، با پشتیبانی از ۱.۵ ترابایت رم، که قراره توی محصولات سروری اپل استفاده بشه. زمان عرضه هم نیمه اول ۲۰۲۷ هست.
شکستی که ازش یه سلاح سروری ساخته شد 🔥
❤12👍1
این پست برای ادمینهای سیستم و کسایی که سرور لینوکس مدیریت میکنن.
یه آسیبپذیری توی هسته لینوکس بوده که از ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۶ — ۱۵ سال — هیچکس پیداش نکرده. اسمش GhostLock هست با شناسه CVE-2026-43499، و الان کد exploit کاملش عمومی شده.
باگ از نوع use-after-free هست — یعنی یه بخش از حافظه آزاد میشه ولی کد هنوز بهش اشاره داره. این اشارهی معلق به مهاجم اجازه میده یه سری عملیات خاص اجرا کنه و کنترل جریان برنامه رو بگیره. نتیجهش اینه که یه کاربر معمولی و بدون هیچ دسترسی اولیهای میتونه root بشه — با نرخ موفقیت ۹۷ درصد.
مشکل از یه تابع به اسم remove_waiter() توی فایل kernel/locking/rtmutex.c میاد. این تابع مربوط به مدیریت اولویتبندی threadهاست و وقتی یه thread از لیست انتظار حذف میشه، به اشتباه فیلد pi_blocked_on رو روی thread غلطی پاک میکنه. همین اشتباه کوچیک از ۲۰۱۱ اونجا نشسته بوده.
تیم Nebula Security اول از طریق مسابقهی kernelCTF گوگل این باگ رو گزارش داد و جایزهی ۹۲٬۳۳۷ دلاری گرفت. الان writeup کامل به همراه کد exploit هم منتشر کردن.
یه نکتهی مهم برای محیطهای container: این exploit فقط privilege escalation نیست، container escape هم هست. یعنی از داخل یه container میشه به host دسترسی root گرفت. هر سرور multi-tenant که روی kernel پچنشده باشه در خطر جدیه، و ارائهدهندههای cloud باید این رو P0 حساب کنن.
پچ از آوریل ۲۰۲۶ توی kernel stable tree هست. توزیعهای Ubuntu، Debian، Fedora، RHEL و Alpine همه آپدیت دادن. برای چک کردن سریع: دستور uname -r نسخه kernel رو نشون میده، کافیه با آخرین نسخه پچشده توزیعت مقایسهاش کنی.
تا وقتی پچ نزدی، دسترسی کاربران local رو محدود کن و لاگهای سیستم رو برای privilege escalation غیرعادی زیر نظر بگیر.
یه آسیبپذیری توی هسته لینوکس بوده که از ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۶ — ۱۵ سال — هیچکس پیداش نکرده. اسمش GhostLock هست با شناسه CVE-2026-43499، و الان کد exploit کاملش عمومی شده.
باگ از نوع use-after-free هست — یعنی یه بخش از حافظه آزاد میشه ولی کد هنوز بهش اشاره داره. این اشارهی معلق به مهاجم اجازه میده یه سری عملیات خاص اجرا کنه و کنترل جریان برنامه رو بگیره. نتیجهش اینه که یه کاربر معمولی و بدون هیچ دسترسی اولیهای میتونه root بشه — با نرخ موفقیت ۹۷ درصد.
مشکل از یه تابع به اسم remove_waiter() توی فایل kernel/locking/rtmutex.c میاد. این تابع مربوط به مدیریت اولویتبندی threadهاست و وقتی یه thread از لیست انتظار حذف میشه، به اشتباه فیلد pi_blocked_on رو روی thread غلطی پاک میکنه. همین اشتباه کوچیک از ۲۰۱۱ اونجا نشسته بوده.
تیم Nebula Security اول از طریق مسابقهی kernelCTF گوگل این باگ رو گزارش داد و جایزهی ۹۲٬۳۳۷ دلاری گرفت. الان writeup کامل به همراه کد exploit هم منتشر کردن.
یه نکتهی مهم برای محیطهای container: این exploit فقط privilege escalation نیست، container escape هم هست. یعنی از داخل یه container میشه به host دسترسی root گرفت. هر سرور multi-tenant که روی kernel پچنشده باشه در خطر جدیه، و ارائهدهندههای cloud باید این رو P0 حساب کنن.
پچ از آوریل ۲۰۲۶ توی kernel stable tree هست. توزیعهای Ubuntu، Debian، Fedora، RHEL و Alpine همه آپدیت دادن. برای چک کردن سریع: دستور uname -r نسخه kernel رو نشون میده، کافیه با آخرین نسخه پچشده توزیعت مقایسهاش کنی.
تا وقتی پچ نزدی، دسترسی کاربران local رو محدود کن و لاگهای سیستم رو برای privilege escalation غیرعادی زیر نظر بگیر.
❤5
اگه این چند روز حس میکردی زودتر از موعد به سقف ChatGPT میخوری، یه خبر خوب هست:
لیمیت ۵ ساعته بهصورت موقت برداشته شده — برای پلنهای Plus، Business و Pro.
کنار اینا، یه سری بهینهسازی هم روی GPT 5.6 Sol داره اجرا میشه که باعث میشه به ازای همون مصرف، بیشتر بتونی ازش استفاده کنی. عدد دقیق تأثیرش هنوز مشخص نیست و بعداً اعلام میشه.
یه ریست مصرف هم در همین ساعت داره اعمال میشه. تعداد کاربران فعال هم به ۶ میلیون نفر رسیده. ⚡
لیمیت ۵ ساعته بهصورت موقت برداشته شده — برای پلنهای Plus، Business و Pro.
کنار اینا، یه سری بهینهسازی هم روی GPT 5.6 Sol داره اجرا میشه که باعث میشه به ازای همون مصرف، بیشتر بتونی ازش استفاده کنی. عدد دقیق تأثیرش هنوز مشخص نیست و بعداً اعلام میشه.
یه ریست مصرف هم در همین ساعت داره اعمال میشه. تعداد کاربران فعال هم به ۶ میلیون نفر رسیده. ⚡
❤8👍2
این مطلب بیشتر به درد برنامهنویسها و تیمهای فنی میخوره.
یه بررسی مستقل اخیراً Claude Code و OpenCode رو مقایسه کرده — نه از نظر کیفیت خروجی، بلکه از نظر اینکه هر ایجنت قبل از اینکه پرامپت تو رو بخونه، چقدر Token مصرف میکنه.
برای یه تسک پایه روی Claude Sonnet 4.5، Claude Code حدود ۳۲,۸۰۰ Token فرستاد به API — OpenCode حدود ۶,۹۰۰ توکن. ۴.۷ برابر تفاوت، قبل از اینکه یه کلمه از دستور کاربر پردازش بشه.
این overhead از سه جا میاد:
سیستم پرامپت: Claude Code با ۲۷,۳۴۴ کاراکتر (~۶,۵۰۰ توکن) در مقابل ۹,۳۲۴ کاراکتر (~۲,۰۰۰ توکن) برای OpenCode.
تعریف ابزارها: Claude Code با ۲۷ ابزار میاد که فقط schema ابزارها ~۲۴,۰۰۰ توکن میخورن. OpenCode ده ابزار داره، ~۴,۸۰۰ توکن.
بقیهاش هم scaffoldingهایی هست که Claude Code قبل از پرامپت کاربر inject میکنه — بلوکهای یادآوری، کاتالوگ ایجنتها، و context framing — که OpenCode اینا رو نداره.
تو محیط واقعی اوضاع بدتره: یه فایل دستورالعمل پروژهی ۷۲ کیلوبایتی (مثل CLAUDE.md) به هر دو ابزار ~۲۰,۰۰۰ توکن اضافه میکنه. هر MCP server که وصل کنی، بین ۴,۹۰۰ تا ۶,۹۶۷ توکن اضافهبار داره — فقط برای معرفی ابزارهاش. با پنج تا MCP server و یه فایل پروژه، قبل از نوشتن اولین کلمه، بین ۷۵,۰۰۰ تا ۸۵,۰۰۰ توکن مصرف شده — بیش از ۴۰٪ از یه context window دویستهزار توکنی.
یه تفاوت مهم دیگه هم هست: caching. OpenCode یه prefix ثابت بایتبهبایت نگه میداره، پس caching درست کار میکنه. Claude Code وسط سشن scaffolding خودش رو بازنویسی میکنه و cache رو مجبور میکنه rebuild بشه — حجم cache-write برای Claude Code بین ۵.۹ تا ۵۴ برابر OpenCode بود. نوشتن روی cache هم ارزون نیست: ۱.۲۵ برابر نرخ معمولی Input.
مشکل subagentها هم از این بدتره: یه تسک که مستقیم ۱۲۱,۰۰۰ توکن مصرف کرد، وقتی به دو subagent تقسیم شد ۵۱۳,۰۰۰ توکن خورد. هر ایجنت جدید کل overhead رو از صفر پرداخت میکنه.
برای کاهش این هزینهها: حجم CLAUDE.md رو کنترل کن، MCP serverهایی که استفاده نمیکنی رو غیرفعال کن، و fan-out به subagent رو برای تسکهایی بذار که اندازهشون واقعاً این هزینه رو توجیه میکنه.
یه بررسی مستقل اخیراً Claude Code و OpenCode رو مقایسه کرده — نه از نظر کیفیت خروجی، بلکه از نظر اینکه هر ایجنت قبل از اینکه پرامپت تو رو بخونه، چقدر Token مصرف میکنه.
برای یه تسک پایه روی Claude Sonnet 4.5، Claude Code حدود ۳۲,۸۰۰ Token فرستاد به API — OpenCode حدود ۶,۹۰۰ توکن. ۴.۷ برابر تفاوت، قبل از اینکه یه کلمه از دستور کاربر پردازش بشه.
این overhead از سه جا میاد:
سیستم پرامپت: Claude Code با ۲۷,۳۴۴ کاراکتر (~۶,۵۰۰ توکن) در مقابل ۹,۳۲۴ کاراکتر (~۲,۰۰۰ توکن) برای OpenCode.
تعریف ابزارها: Claude Code با ۲۷ ابزار میاد که فقط schema ابزارها ~۲۴,۰۰۰ توکن میخورن. OpenCode ده ابزار داره، ~۴,۸۰۰ توکن.
بقیهاش هم scaffoldingهایی هست که Claude Code قبل از پرامپت کاربر inject میکنه — بلوکهای یادآوری، کاتالوگ ایجنتها، و context framing — که OpenCode اینا رو نداره.
تو محیط واقعی اوضاع بدتره: یه فایل دستورالعمل پروژهی ۷۲ کیلوبایتی (مثل CLAUDE.md) به هر دو ابزار ~۲۰,۰۰۰ توکن اضافه میکنه. هر MCP server که وصل کنی، بین ۴,۹۰۰ تا ۶,۹۶۷ توکن اضافهبار داره — فقط برای معرفی ابزارهاش. با پنج تا MCP server و یه فایل پروژه، قبل از نوشتن اولین کلمه، بین ۷۵,۰۰۰ تا ۸۵,۰۰۰ توکن مصرف شده — بیش از ۴۰٪ از یه context window دویستهزار توکنی.
یه تفاوت مهم دیگه هم هست: caching. OpenCode یه prefix ثابت بایتبهبایت نگه میداره، پس caching درست کار میکنه. Claude Code وسط سشن scaffolding خودش رو بازنویسی میکنه و cache رو مجبور میکنه rebuild بشه — حجم cache-write برای Claude Code بین ۵.۹ تا ۵۴ برابر OpenCode بود. نوشتن روی cache هم ارزون نیست: ۱.۲۵ برابر نرخ معمولی Input.
مشکل subagentها هم از این بدتره: یه تسک که مستقیم ۱۲۱,۰۰۰ توکن مصرف کرد، وقتی به دو subagent تقسیم شد ۵۱۳,۰۰۰ توکن خورد. هر ایجنت جدید کل overhead رو از صفر پرداخت میکنه.
برای کاهش این هزینهها: حجم CLAUDE.md رو کنترل کن، MCP serverهایی که استفاده نمیکنی رو غیرفعال کن، و fan-out به subagent رو برای تسکهایی بذار که اندازهشون واقعاً این هزینه رو توجیه میکنه.
❤8
مکالمهات با AI داره خوب پیش میره، اما از یه جایی به بعد مدل انگار اول کار رو یادش رفته. دلیلش Context Window هست.
هر مدل یه «پنجرهی دید» داره — فقط اون چیزی رو که داخل این پنجرهست میبینه و پردازش میکنه. هر چیزی خارج از این پنجره برای مدل اصلاً وجود نداره. نه اینکه یادش رفته، اصلاً داخل دیدش نیست.
اندازهی این پنجره با Token سنجیده میشه. مدلهایی که پنجرهی بزرگتری دارن، متن یا مکالمهی طولانیتری رو میتونن یهجا پردازش کنن.
یه مثال: داری با Claude یه پروژهی کدنویسی میکنی. اول کار معماری کل سیستم رو توضیح دادی. بعد از ۵۰ پیام رفتوبرگشت، وقتی پنجره پر میشه، مدل دیگه اون توضیحات اولیه رو «نمیبینه». بیرونِ پنجرهست.
چند چیز مهم:
یه: این پنجره همه چیز رو میبلعه — Prompt سیستمی، تاریخچهی مکالمه، فایلهایی که آپلود کردی، و جوابهای خودِ مدل. همه از همون سهمیهی مشترک میخورن.
دو: بزرگتر همیشه بهتر نیست. پنجرهی بزرگتر یعنی هزینهی پردازش بیشتر.
سه: وقتی مکالمه طولانی شد، مهمترین اطلاعات رو خلاصه کن و دوباره بفرست — تا مطمئن بشی داخل پنجرهست.
خیلی از ابزارها مثل RAG دقیقاً به همین دلیل ساخته شدن؛ که این محدودیت رو دور بزنن. 🔥
هر مدل یه «پنجرهی دید» داره — فقط اون چیزی رو که داخل این پنجرهست میبینه و پردازش میکنه. هر چیزی خارج از این پنجره برای مدل اصلاً وجود نداره. نه اینکه یادش رفته، اصلاً داخل دیدش نیست.
اندازهی این پنجره با Token سنجیده میشه. مدلهایی که پنجرهی بزرگتری دارن، متن یا مکالمهی طولانیتری رو میتونن یهجا پردازش کنن.
یه مثال: داری با Claude یه پروژهی کدنویسی میکنی. اول کار معماری کل سیستم رو توضیح دادی. بعد از ۵۰ پیام رفتوبرگشت، وقتی پنجره پر میشه، مدل دیگه اون توضیحات اولیه رو «نمیبینه». بیرونِ پنجرهست.
چند چیز مهم:
یه: این پنجره همه چیز رو میبلعه — Prompt سیستمی، تاریخچهی مکالمه، فایلهایی که آپلود کردی، و جوابهای خودِ مدل. همه از همون سهمیهی مشترک میخورن.
دو: بزرگتر همیشه بهتر نیست. پنجرهی بزرگتر یعنی هزینهی پردازش بیشتر.
سه: وقتی مکالمه طولانی شد، مهمترین اطلاعات رو خلاصه کن و دوباره بفرست — تا مطمئن بشی داخل پنجرهست.
خیلی از ابزارها مثل RAG دقیقاً به همین دلیل ساخته شدن؛ که این محدودیت رو دور بزنن. 🔥
❤4👍3
هر بار میخوای یه مفهومِ جدید یاد بگیری، یه جواب از AI میگیری و میری. یه هفته بعد همون سوال رو دوباره میپرسی — چون چیزی یاد نگرفتی، فقط جواب گرفتی.
یه روشِ بهتر هست: بخوای AI معلمِ شخصیات بشه، نه موتورِ جواب. فرقشون اینه که بهجای یه متنِ آماده، یه فرآیندِ یادگیری طراحی میکنی.
مثلاً میخوای Transformer رو یاد بگیری. بهجای «Transformer چیه؟» اینو بنویس:
«میخوام Transformer رو یاد بگیرم. اول یه توضیحِ خیلی ساده بده انگار ۱۵ سالمه. بعد مهمترین مفاهیمش رو فهرست کن. آخرش سه تا سوال ازم بپرس که بفهمی درست فهمیدم یا نه.»
همین یه تغییر کل تجربه رو عوض میکنه. 🎯
بعد از اینکه جواب دادی، یه مرحله اضافه کن:
«جوابهامو بررسی کن. اگه جایی اشتباه داشتم، فقط همون قسمت رو توضیح بده — نه همه چیز رو از اول.»
اینجوری AI دقیقاً روی جاهایی که هنوز گیر داری تمرکز میکنه، نه یه توضیحِ کلی که از صفر شروع میکنه.
یه قدمِ آخر که خیلی کارساز:
«یه مثالِ روزمره بزن که این مفهوم رو توضیح بده — از دنیای تکنولوژی نباشه.»
آنالوژیهای غیرتکنیکال معمولاً همون چیزیه که یادت میمونه. تعریفِ دقیق یادت میره، مثالِ ملموس نه. ⚡
👇 دفعهی بعد که میخوای یه چیز یاد بگیری، بهجای یه سوال، این سه مرحله رو با هم بفرست. فرق رو احساس میکنی.
یه روشِ بهتر هست: بخوای AI معلمِ شخصیات بشه، نه موتورِ جواب. فرقشون اینه که بهجای یه متنِ آماده، یه فرآیندِ یادگیری طراحی میکنی.
مثلاً میخوای Transformer رو یاد بگیری. بهجای «Transformer چیه؟» اینو بنویس:
«میخوام Transformer رو یاد بگیرم. اول یه توضیحِ خیلی ساده بده انگار ۱۵ سالمه. بعد مهمترین مفاهیمش رو فهرست کن. آخرش سه تا سوال ازم بپرس که بفهمی درست فهمیدم یا نه.»
همین یه تغییر کل تجربه رو عوض میکنه. 🎯
بعد از اینکه جواب دادی، یه مرحله اضافه کن:
«جوابهامو بررسی کن. اگه جایی اشتباه داشتم، فقط همون قسمت رو توضیح بده — نه همه چیز رو از اول.»
اینجوری AI دقیقاً روی جاهایی که هنوز گیر داری تمرکز میکنه، نه یه توضیحِ کلی که از صفر شروع میکنه.
یه قدمِ آخر که خیلی کارساز:
«یه مثالِ روزمره بزن که این مفهوم رو توضیح بده — از دنیای تکنولوژی نباشه.»
آنالوژیهای غیرتکنیکال معمولاً همون چیزیه که یادت میمونه. تعریفِ دقیق یادت میره، مثالِ ملموس نه. ⚡
👇 دفعهی بعد که میخوای یه چیز یاد بگیری، بهجای یه سوال، این سه مرحله رو با هم بفرست. فرق رو احساس میکنی.
👍7
یه Prompt برای فاکتچک کردن خروجی AI — مخصوص کسایی که مقاله، گزارش، یا محتوا با AI مینویسن.
مدل رو مجبور میکنه شش دستهی مشخص رو یکییکی بگرده: آمار، تاریخها، نقلقولها، استنادات، اسامی، و گزارههای مطلق (مثل «اولین»، «بزرگترین»، «تنها»). بهجای یه حکم کلی «به نظر درسته»، یه طبقهبندی چهارتایی میده: تأیید شده / قابل تأیید نیست / الگوی توهم / ساختگی.
یه نکتهی مهم: بدون دسترسی به وب، مدل داره حدس میزنه نه تأیید میکنه. خروجیش یه نقشهی ریسکه که بهت میگه کجا وقت بذاری، نه اینکه جای بررسی خودت رو بگیره.
📋 پرامپت کامل (لمس کن تا کپی بشه):
توضیحات بیشتر و مثالها توی مقاله 👇
مدل رو مجبور میکنه شش دستهی مشخص رو یکییکی بگرده: آمار، تاریخها، نقلقولها، استنادات، اسامی، و گزارههای مطلق (مثل «اولین»، «بزرگترین»، «تنها»). بهجای یه حکم کلی «به نظر درسته»، یه طبقهبندی چهارتایی میده: تأیید شده / قابل تأیید نیست / الگوی توهم / ساختگی.
یه نکتهی مهم: بدون دسترسی به وب، مدل داره حدس میزنه نه تأیید میکنه. خروجیش یه نقشهی ریسکه که بهت میگه کجا وقت بذاری، نه اینکه جای بررسی خودت رو بگیره.
📋 پرامپت کامل (لمس کن تا کپی بشه):
Act as a rigorous fact-checking editor reviewing AI-generated or human-written text before it goes out the door.
CONTEXT:
[PASTE THE FULL TEXT TO BE FACT-CHECKED HERE]
Domain/topic area: [E.G., FINANCE, HEALTHCARE, LEGAL, GENERAL BUSINESS, TECHNICAL DOCUMENTATION]
Where this is going: [E.G., CLIENT-FACING REPORT, PUBLISHED ARTICLE, INTERNAL MEMO, LEGAL FILING]
Acceptable risk level: [E.G., ZERO TOLERANCE FOR ERROR — LEGAL/MEDICAL, LOW TOLERANCE — CLIENT-FACING, MODERATE — INTERNAL DRAFT]
TASK:
Go through the text claim by claim and identify every statement that could be factually wrong, specifically:
1. Statistics, percentages, or numerical claims
2. Dates, timelines, or sequences of events
3. Direct quotes or attributions to specific people or organizations
4. Named sources, studies, or citations
5. Claims about a specific product, company, or technical specification
6. Absolute or superlative claims ("first," "only," "largest," "never")
For each flagged claim, assess whether it is: (a) verifiable and correct based on what you know, (b) verifiable but you cannot confirm accuracy with confidence, (c) a claim pattern strongly associated with AI hallucination (oddly specific numbers, plausible-sounding but unverifiable citations, quotes that don't sound like they'd actually be said), or (d) clearly fabricated or internally inconsistent with other parts of the text.
CONSTRAINTS:
- Do not simply say a claim "sounds plausible" — plausibility is not the same as accuracy, and hallucinated claims are specifically designed to sound plausible
- Pay special attention to specific numbers and dates that are not rounded — oddly precise figures ("73.4% of users") without an obvious source are a common hallucination signature
- If a quote is attributed to a real, identifiable person or organization, flag it as high-risk unless you have strong reason to believe it's accurate — fabricated quotes are one of the most damaging and common hallucination types
- Do not rewrite the entire text — only propose specific edits to the flagged claims
- If you cannot verify a claim with confidence, say so explicitly rather than guessing
OUTPUT FORMAT:
1. Risk Summary — one line stating how many claims were flagged and the highest-risk category found
2. Claim-by-Claim Table — each flagged claim, its risk classification (a/b/c/d from above), and a one-line explanation
3. High-Priority Fixes — the 3-5 claims that pose the most risk if wrong, with a suggested safer rewording or a note to verify against a specific source type
4. Safe-to-Publish Verdict — a direct yes/no/not-yet judgment on whether the text is ready to send, and what would need to change to get to yes
توضیحات بیشتر و مثالها توی مقاله 👇
❤12
اگه برنامهنویس هستی و از CLI ابزارهای AI استفاده میکنی، این خبر مستقیماً به دردت میخوره.
یه محقق امنیتی مستقل ترافیک شبکه Grok Build رو با proxy زیر ذرهبین گذاشت — Grok Build همون CLI کدنویسی xAI هستش، شرکت Elon Musk. نتیجهاش نگرانکننده بود:
این ابزار در پسزمینه یه git bundle کامل از کل فضای کاری توسعهدهنده رو آپلود میکنه — نه فقط فایلهایی که AI باهاشون کار کرده، بلکه تمام محتوای پروژه. این دادهها به یه bucket ذخیرهسازی ابری گوگل میرن با اسم grok-code-session-traces.
توی تست روی یه مخزن حدود ۱۲ گیگابایتی، ابزار ۵.۱۰ گیگابایت داده رو توی ۷۳ تکه آپلود کرد و همه ۸۳ درخواست با موفقیت پاسخ گرفتن. محقق نشون داد حتی یه فایلی که AI هرگز بهش دسترسی نداشت هم سالم توی این bundle بود. فایل .env شامل credentials کاربر هم بدون هیچ سانسوری آپلود شده بود.
داخل Grok Build یه گزینه هست به اسم «Improve the model» که میشه غیرفعالش کرد — ولی این فقط کنترل میکنه که آیا دادهها برای training مدل استفاده بشن. خودِ آپلود رو متوقف نمیکنه. این تفاوت مهم هیچجا توی مستندات رسمی توضیح داده نشده.
محققان امنیتی توصیه میکنن هر توسعهدهندهای که Grok Build رو داخل یه مخزن شامل credentials اجرا کرده، فوری اون credentials رو تغییر بده و فرض کنه که احتمالاً لو رفتن. شرکت xAI تا لحظه انتشار این گزارش هیچ بیانیهای منتشر نکرده.
یه محقق امنیتی مستقل ترافیک شبکه Grok Build رو با proxy زیر ذرهبین گذاشت — Grok Build همون CLI کدنویسی xAI هستش، شرکت Elon Musk. نتیجهاش نگرانکننده بود:
این ابزار در پسزمینه یه git bundle کامل از کل فضای کاری توسعهدهنده رو آپلود میکنه — نه فقط فایلهایی که AI باهاشون کار کرده، بلکه تمام محتوای پروژه. این دادهها به یه bucket ذخیرهسازی ابری گوگل میرن با اسم grok-code-session-traces.
توی تست روی یه مخزن حدود ۱۲ گیگابایتی، ابزار ۵.۱۰ گیگابایت داده رو توی ۷۳ تکه آپلود کرد و همه ۸۳ درخواست با موفقیت پاسخ گرفتن. محقق نشون داد حتی یه فایلی که AI هرگز بهش دسترسی نداشت هم سالم توی این bundle بود. فایل .env شامل credentials کاربر هم بدون هیچ سانسوری آپلود شده بود.
داخل Grok Build یه گزینه هست به اسم «Improve the model» که میشه غیرفعالش کرد — ولی این فقط کنترل میکنه که آیا دادهها برای training مدل استفاده بشن. خودِ آپلود رو متوقف نمیکنه. این تفاوت مهم هیچجا توی مستندات رسمی توضیح داده نشده.
محققان امنیتی توصیه میکنن هر توسعهدهندهای که Grok Build رو داخل یه مخزن شامل credentials اجرا کرده، فوری اون credentials رو تغییر بده و فرض کنه که احتمالاً لو رفتن. شرکت xAI تا لحظه انتشار این گزارش هیچ بیانیهای منتشر نکرده.
❤8🤯5
مورگان استنلی یه تز داره که شاید اول عجیب به نظر برسه: به جای اینکه روی شرکتهای ربات سرمایهگذاری کنی، بلبرینگ بخر.
دلیلش اینه که هر رباتی که حرکت میکنه، از سادهترین موتورش تا پیچیدهترینش، به بلبرینگ نیاز داره. یه ربات انساننما ۷۰ تا بلبرینگ میخواد، یه پهپاد کوچیک ۸ تا ۱۲ تا. حتی OpenAI تو لیست قطعات حیاتی رباتیک که خودش منتشر کرده، دقیقاً بلبرینگ رو اسم برده.
مورگان استنلی پیشبینی کرده بازار بلبرینگ رباتیک تا سال ۲۰۵۰ حدود ۳۰۰ برابر رشد کنه.
منطقش سادهست: مهم نیست کدوم طراحی ربات در آینده برنده بشه، همهشون مجبورن بلبرینگ بخرن. دقیقاً همون منطق بیلفروشی تو دوران طلاست — هر کی دنبال طلاست، بیل لازم داره. ⚡
دلیلش اینه که هر رباتی که حرکت میکنه، از سادهترین موتورش تا پیچیدهترینش، به بلبرینگ نیاز داره. یه ربات انساننما ۷۰ تا بلبرینگ میخواد، یه پهپاد کوچیک ۸ تا ۱۲ تا. حتی OpenAI تو لیست قطعات حیاتی رباتیک که خودش منتشر کرده، دقیقاً بلبرینگ رو اسم برده.
مورگان استنلی پیشبینی کرده بازار بلبرینگ رباتیک تا سال ۲۰۵۰ حدود ۳۰۰ برابر رشد کنه.
منطقش سادهست: مهم نیست کدوم طراحی ربات در آینده برنده بشه، همهشون مجبورن بلبرینگ بخرن. دقیقاً همون منطق بیلفروشی تو دوران طلاست — هر کی دنبال طلاست، بیل لازم داره. ⚡
🎅9🤯5❤4👍1
🚫 دامنه t.me تلگرام تعلیق شد
لینکهای t.me دیگه از مرورگر باز نمیشن — ثبتکننده دامنههای داتمی این دامنه رو به حالت تعلیق درآورده.
این تعلیق باعث شده t.me از سیستم DNS جهانی کاملاً حذف بشه. بررسی رکوردهای دامنه نشون میده که وضعیتش الان «serverHold» هست — یه اقدام تنبیهی یا پیشگیرانه در سطح رجیستری که DNS رو غیرفعال میکنه. نتیجهاش اینه که مرورگرها موقع باز کردن هر لینک تلگرامی با خطای عدم دسترسی یا پیدا نشدن آدرس مواجه میشن.
ولی اپهای موبایل و دسکتاپ تلگرام بدون هیچ مشکلی کار میکنن و لینکهای داخلی توی خودِ برنامه هم درست پردازش میشن.
لینکهای t.me دیگه از مرورگر باز نمیشن — ثبتکننده دامنههای داتمی این دامنه رو به حالت تعلیق درآورده.
این تعلیق باعث شده t.me از سیستم DNS جهانی کاملاً حذف بشه. بررسی رکوردهای دامنه نشون میده که وضعیتش الان «serverHold» هست — یه اقدام تنبیهی یا پیشگیرانه در سطح رجیستری که DNS رو غیرفعال میکنه. نتیجهاش اینه که مرورگرها موقع باز کردن هر لینک تلگرامی با خطای عدم دسترسی یا پیدا نشدن آدرس مواجه میشن.
ولی اپهای موبایل و دسکتاپ تلگرام بدون هیچ مشکلی کار میکنن و لینکهای داخلی توی خودِ برنامه هم درست پردازش میشن.
🤬32😐6❤1👎1👌1
یه Prompt برای وقتی که باید یه مستند فنی رو به زبانی تبدیل کنی که تیم فروش یا یه سرمایهگذار ازش سر دربیاره — بدون اینکه اطلاعات تخصصی قربانی بشن.
خروجیش سه بخشه: توضیح سادهشده، واژهنامهی اصطلاحات فنی، و سوالهایی که طرف مقابل احتمالاً میپرسه با جوابهای آماده. به جای اینکه وسط جلسه غافلگیر بشی، از قبل آمادهای.
برای مهندسی-به-فروش، حقوقی-به-محصول، مالی-به-همه — ساختارش یکیه، فقط بخش مخاطب هدف رو عوض کن.
📋 پرامپت کامل (لمس کن تا کپی بشه):
توضیحات بیشتر و مثالها توی مقاله 👇
خروجیش سه بخشه: توضیح سادهشده، واژهنامهی اصطلاحات فنی، و سوالهایی که طرف مقابل احتمالاً میپرسه با جوابهای آماده. به جای اینکه وسط جلسه غافلگیر بشی، از قبل آمادهای.
برای مهندسی-به-فروش، حقوقی-به-محصول، مالی-به-همه — ساختارش یکیه، فقط بخش مخاطب هدف رو عوض کن.
📋 پرامپت کامل (لمس کن تا کپی بشه):
Act as a senior technical writer who specializes in translating complex engineering and product documentation for non-technical stakeholders without losing accuracy or making misleading simplifications.
CONTEXT:
Original document: [PASTE YOUR TECHNICAL DOCUMENT OR EXCERPT HERE]
Original audience: [WHO THIS WAS WRITTEN FOR, e.g. "backend engineers" or "DevOps team"]
Target audience: [WHO NEEDS TO UNDERSTAND IT NOW, e.g. "enterprise sales team" or "non-technical executives"]
What they need to do with this information: [SPECIFIC GOAL, e.g. "explain this feature to a customer during a sales call" or "approve a budget request based on this capability"]
TASK:
Rewrite the document for the target audience above. Preserve every fact, number, and constraint from the original — you are translating the language, not the content. Where a concept genuinely requires a technical term, keep the term but add a one-line plain-English explanation next to its first use.
CONSTRAINTS:
- Do not oversimplify to the point where a follow-up question would reveal your explanation was misleading
- Keep exact numbers, version numbers, dates, and technical thresholds unchanged
- Do not use metaphors or analogies that break down under a single follow-up question — test each one mentally before using it
- Do not remove caveats, limitations, or edge cases that were in the original — restate them in plain language instead
- Target reading level: educated professional with zero domain-specific background, not a general consumer audience
OUTPUT FORMAT:
1. **Rewritten Document** — the full translated version, same structure as the original (same headers/sections)
2. **Jargon Glossary** — a table with three columns: Original Term | Plain-English Explanation | Why It Matters (one line each)
3. **Questions This Might Raise** — 3-5 follow-up questions a non-technical reader would likely ask after reading, each with a one-sentence answer, so the target audience can pre-empt them in conversation
Length target: [DESIRED LENGTH, e.g. "under 400 words" or "match original length"]
توضیحات بیشتر و مثالها توی مقاله 👇
❤9
سازمان هوانوردی فدرال (FAA) روز دوشنبه ۱۳ جولای تحقیقاتش درباره شکست بوستر استارشیپ در ۲۲ مه رو بست و به SpaceX اجازه داد پروازهای آزمایشی رو از سر بگیره. اولین پرتاب بعدی احتمالاً پنجشنبه ۱۶ جولاییه.
در ۲۲ مه، بوستر سوپر هوی موقع برگشت به سایت پرتاب از بین رفت. سازمان FAA دو دلیل احتمالیِ اصلی پیدا کرد: آسیب حرارتی به اجزای سیستم پیشرانش در حین صعود، و تنظیمات اشتباه سیستم هشدار موتورها. تحقیق خودِ SpaceX هم نشون داد که تفاوتهای کوچیک در زمانبندی روشنشدن موتورها باعث شد بوستر در لحظه جداشدن از کپسول به شکل نادرستی بچرخه — و همین باعث شد موتورها نتونن برای مانور فرود مجدداً روشن بشن.
این شرکت از اون موقع هم دنباله روشنشدن موتورها رو تغییر داده هم منطق سیستم هشدار رو اصلاح کرده. سازمان FAA این تغییرات رو بررسی کرده و بعدش مجوز پرواز صادر کرده.
پرواز پنجشنبه از چند نظر متفاوته. اولین پرواز استارشیپ بعد از IPO شرکت در ۱۲ جون ۲۰۲۶ هست — یعنی اولین پرتابی که SpaceX بهعنوان یه شرکت بورسیِ عمومی انجام میده. علاوه بر این، اولین باریه که این راکت ماهوارههای واقعی Starlink نسل سوم حمل میکنه، نه وزنههای شبیهساز که توی پروازهای قبلی ازشون استفاده میشد.
استارشیپ تا الان ۱۲ بار پرواز کرده و نقش کلیدی داره در گسترش Starlink، برنامه فرود ماه ناسا (Artemis)، و برنامههای SpaceX برای مریخ. این پرتاب اولین باریه که استارشیپ بار واقعی حمل میکنه — و اگه موفق باشه، قدمی ملموس به سمت تبدیلشدن از یه وسیله آزمایشی به یه سیستم پرتاب عملیاتیه.
در ۲۲ مه، بوستر سوپر هوی موقع برگشت به سایت پرتاب از بین رفت. سازمان FAA دو دلیل احتمالیِ اصلی پیدا کرد: آسیب حرارتی به اجزای سیستم پیشرانش در حین صعود، و تنظیمات اشتباه سیستم هشدار موتورها. تحقیق خودِ SpaceX هم نشون داد که تفاوتهای کوچیک در زمانبندی روشنشدن موتورها باعث شد بوستر در لحظه جداشدن از کپسول به شکل نادرستی بچرخه — و همین باعث شد موتورها نتونن برای مانور فرود مجدداً روشن بشن.
این شرکت از اون موقع هم دنباله روشنشدن موتورها رو تغییر داده هم منطق سیستم هشدار رو اصلاح کرده. سازمان FAA این تغییرات رو بررسی کرده و بعدش مجوز پرواز صادر کرده.
پرواز پنجشنبه از چند نظر متفاوته. اولین پرواز استارشیپ بعد از IPO شرکت در ۱۲ جون ۲۰۲۶ هست — یعنی اولین پرتابی که SpaceX بهعنوان یه شرکت بورسیِ عمومی انجام میده. علاوه بر این، اولین باریه که این راکت ماهوارههای واقعی Starlink نسل سوم حمل میکنه، نه وزنههای شبیهساز که توی پروازهای قبلی ازشون استفاده میشد.
استارشیپ تا الان ۱۲ بار پرواز کرده و نقش کلیدی داره در گسترش Starlink، برنامه فرود ماه ناسا (Artemis)، و برنامههای SpaceX برای مریخ. این پرتاب اولین باریه که استارشیپ بار واقعی حمل میکنه — و اگه موفق باشه، قدمی ملموس به سمت تبدیلشدن از یه وسیله آزمایشی به یه سیستم پرتاب عملیاتیه.
❤11
📊 تریدرها، وقتِ ارتقاست — اینبار بدونِ هزینهی دلاری.
چرا ماهی ۶۹ دلار بابتِ TradingView پرمیوم بدی — با دردسرِ پرداخت با ویزا/مسترکارت و ریسکِ بلاکشدنِ اکانت — وقتی میتونی همون تجربه رو اینجا داشته باشی؟
🔷 AIA Trader — پلتفرمِ حرفهایِ تحلیل، ساختهشده برای تریدرهای فارسیزبان. ۹۰٪ امکاناتِ اکانتِ پرمیوم، بدونِ اون هزینهی سنگین.
✅ بیش از ۲۰۰ اندیکاتور — ۱۰۶ اندیکاتورِ پایهی TradingView + ۱۰۰ اندیکاتورِ اختصاصی و پیشرفته (SMC/ICT، اوردربلاک، نقدینگی، و سیستمهای مبتنی بر AI و یادگیری ماشین)
✅ توسعه بهدرخواستِ شما — هر هفته اندیکاتوری که بیشترین رأی رو بیاره، رایگان اضافه میشه
✅ آلرتِ هوشمند و همیشگی — چندشرطی، بدونِ انقضا، مستقیم به Telegram، ایمیل یا webhook
✅ مولتیچارت — تا ۴ چارت همزمان (۲×۲)، هر کدوم با تایمفریم و نمادِ دلخواه
✅ Bar Replay — بازپخشِ کندلها برای بکتست و تمرینِ دقیقِ استراتژی
بدونِ محدودیتهای اعصابخردکنِ نسخهی رایگان، بدونِ دردسرِ پرداختِ ارزی.
🌐 همین حالا رایگان امتحانش کن: chart.aiatrader.com
چرا ماهی ۶۹ دلار بابتِ TradingView پرمیوم بدی — با دردسرِ پرداخت با ویزا/مسترکارت و ریسکِ بلاکشدنِ اکانت — وقتی میتونی همون تجربه رو اینجا داشته باشی؟
🔷 AIA Trader — پلتفرمِ حرفهایِ تحلیل، ساختهشده برای تریدرهای فارسیزبان. ۹۰٪ امکاناتِ اکانتِ پرمیوم، بدونِ اون هزینهی سنگین.
✅ بیش از ۲۰۰ اندیکاتور — ۱۰۶ اندیکاتورِ پایهی TradingView + ۱۰۰ اندیکاتورِ اختصاصی و پیشرفته (SMC/ICT، اوردربلاک، نقدینگی، و سیستمهای مبتنی بر AI و یادگیری ماشین)
✅ توسعه بهدرخواستِ شما — هر هفته اندیکاتوری که بیشترین رأی رو بیاره، رایگان اضافه میشه
✅ آلرتِ هوشمند و همیشگی — چندشرطی، بدونِ انقضا، مستقیم به Telegram، ایمیل یا webhook
✅ مولتیچارت — تا ۴ چارت همزمان (۲×۲)، هر کدوم با تایمفریم و نمادِ دلخواه
✅ Bar Replay — بازپخشِ کندلها برای بکتست و تمرینِ دقیقِ استراتژی
بدونِ محدودیتهای اعصابخردکنِ نسخهی رایگان، بدونِ دردسرِ پرداختِ ارزی.
🌐 همین حالا رایگان امتحانش کن: chart.aiatrader.com
❤12🔥3
برای برنامهنویسها:
این Prompt بهجای تستهایی که فقط مسیر معمولی رو تایید میکنن، کد رو از چهار زاویه بررسی میکنه: مسیر عادی، حالتهای مرزی (صفر، null، ماکزیمم)، سناریوهای خطا، و ملاحظات یکپارچگی.
برای هر تست یه خط توضیح مینویسه که شش ماه دیگه هم بدونی این تست چی رو محافظت میکنه. آخرش هم یه لیست صادقانه از ابهاماتی که نتونسته حل کنه میاره — تا بهجای یه تست غلط با اطمینان کاذب، یه سوال مشخص بهت بده.
برای pytest، Jest، JUnit و هر فریمورک دیگهای کار میکنه.
📋 پرامپت کامل (لمس کن تا کپی بشه):
توضیحات بیشتر و مثالها توی مقاله 👇
این Prompt بهجای تستهایی که فقط مسیر معمولی رو تایید میکنن، کد رو از چهار زاویه بررسی میکنه: مسیر عادی، حالتهای مرزی (صفر، null، ماکزیمم)، سناریوهای خطا، و ملاحظات یکپارچگی.
برای هر تست یه خط توضیح مینویسه که شش ماه دیگه هم بدونی این تست چی رو محافظت میکنه. آخرش هم یه لیست صادقانه از ابهاماتی که نتونسته حل کنه میاره — تا بهجای یه تست غلط با اطمینان کاذب، یه سوال مشخص بهت بده.
برای pytest، Jest، JUnit و هر فریمورک دیگهای کار میکنه.
📋 پرامپت کامل (لمس کن تا کپی بشه):
Act as a senior QA engineer and test architect with deep experience in [LANGUAGE/FRAMEWORK, e.g. "Python with pytest" or "TypeScript with Jest"].
CONTEXT:
Function or feature to test: [PASTE YOUR FUNCTION, CLASS, OR FEATURE DESCRIPTION HERE]
What it's supposed to do: [ONE-SENTENCE DESCRIPTION OF THE INTENDED BEHAVIOR]
Inputs it receives: [LIST THE PARAMETERS/INPUTS AND THEIR EXPECTED TYPES OR RANGES]
Known constraints or business rules: [ANY VALIDATION RULES, RATE LIMITS, OR EDGE CONDITIONS YOU ALREADY KNOW ABOUT]
TASK:
Generate a comprehensive test suite for this function/feature. Cover four distinct categories of tests:
1. Happy path — normal, expected inputs that should succeed
2. Edge cases — boundary values, empty inputs, maximum/minimum values, unusual-but-valid inputs
3. Error scenarios — invalid inputs, malformed data, and how the function should fail (specific exception types, error codes, or return values)
4. Integration considerations — if this function interacts with external systems (database, API, file system), list what should be mocked and why
CONSTRAINTS:
- Use the testing framework and idioms specified in the context — do not default to a generic framework
- Every test must have a descriptive name that states what it verifies, not just "test1", "test2"
- For each test, include a one-line comment explaining WHY that case matters, not just what it checks
- Do not generate redundant tests that check the same logical branch twice under different names
- Flag any case where you're uncertain about the correct expected behavior rather than guessing silently — mark it with a `# VERIFY:` comment
OUTPUT FORMAT:
1. **Test Suite** — complete, runnable test code in the specified framework
2. **Coverage Summary** — a short table listing each test, its category (happy path/edge/error/integration), and what specific risk it catches
3. **Gaps I Couldn't Cover** — a list of scenarios that need clarification from the developer before a test can be written (ambiguous requirements, undocumented behavior, etc.)
توضیحات بیشتر و مثالها توی مقاله 👇
❤15
استارتاپ چینی StepFun یه گوشی معرفی کرد که بهش میگن «تلفن ایجنتی» — اسمش StepX Neo هست و روی یه سیستمعامل اختصاصی AI به اسم Step AOS کار میکنه.
فرق اصلیش با گوشیهای معمولی اینه که یه ایجنت AI پشت صحنه همه چیز رو هماهنگ میکنه، نه خودِ تو. معماریش Hybrid هست — ترکیبی از پردازش روی دستگاه و ابر — که باعث میشه حافظهاش با تأخیر ۱۵ میلیثانیه بازیابی بشه. عملاً یعنی تفکر آنی.
مثلاً هماهنگی بین Alipay و Meituan — بهجای اینکه خودت بین اپها جابجا بشی، AI همه چیز رو پشت صحنه ردیف میکنه.
یه سناریوی واقعیتر: بهجای اینکه وارد اپ تاکسی بشی، مقصد بزنی، ماشین بگیری، بعد بری تو اپ بانک پرداخت کنی — فقط بگی «برسونم فرودگاه، از حساب جاری پرداخت کن». گوشی خودش همه مراحل رو بدون اینکه انگشتت به اپی بخوره انجام میده.
ایدهی اصلی اینه که رابط کاربری از «کلیک کردن» به «خواستن» تغییر کنه. گوشی از حالت ابزار خارج میشه و تبدیل میشه به یه منشی شخصی که خودش عملیات رو اجرا میکنه — نه فقط جواب سوال بده. 🤖
فرق اصلیش با گوشیهای معمولی اینه که یه ایجنت AI پشت صحنه همه چیز رو هماهنگ میکنه، نه خودِ تو. معماریش Hybrid هست — ترکیبی از پردازش روی دستگاه و ابر — که باعث میشه حافظهاش با تأخیر ۱۵ میلیثانیه بازیابی بشه. عملاً یعنی تفکر آنی.
مثلاً هماهنگی بین Alipay و Meituan — بهجای اینکه خودت بین اپها جابجا بشی، AI همه چیز رو پشت صحنه ردیف میکنه.
یه سناریوی واقعیتر: بهجای اینکه وارد اپ تاکسی بشی، مقصد بزنی، ماشین بگیری، بعد بری تو اپ بانک پرداخت کنی — فقط بگی «برسونم فرودگاه، از حساب جاری پرداخت کن». گوشی خودش همه مراحل رو بدون اینکه انگشتت به اپی بخوره انجام میده.
ایدهی اصلی اینه که رابط کاربری از «کلیک کردن» به «خواستن» تغییر کنه. گوشی از حالت ابزار خارج میشه و تبدیل میشه به یه منشی شخصی که خودش عملیات رو اجرا میکنه — نه فقط جواب سوال بده. 🤖
🔥31👎7❤6
دیمیس هاسابیس، بنیانگذار DeepMind و یکی از چهرههای اصلی پشت Gemini، یه پیشنهاد جدی رو عمومی کرده: جهان به یه نهاد نظارتی بینالمللی برای AI نیاز داره — و رهبریش هم باید دست آمریکا باشه.
ایدهش اینه که این سازمان، شبیه FINRA (نهاد نظارت بر صنعت مالی)، قبل از اینکه هر مدل قدرتمند AI عرضه بشه، باید اون رو با کمک متخصصان مستقل و جامعه Open Source ارزیابی کنه. اگه تأیید نشد، اجازه انتشار نداره. یعنی «تأیید پیشازانتشار» به جای «انتشار بدون فیلتر».
هاسابیس معتقده الان که داریم به AGI نزدیک میشیم، مدلهای Frontier بدون نظارت میتونن ریسکهای جدی به بار بیارن — از تهدیدهای بیولوژیک گرفته تا بیثباتی اقتصادی. هدف اینه که «شتاب بیرویه» شرکتهای تکنولوژی یه جایی ترمز داشته باشه.
رهبری آمریکا از نظرش یعنی «استاندارد ایالات متحده» جایگزین «هرجومرج محلی» هر کشور بشه.
این حرفها از کسی میاد که ماههاست پشت درهای بسته با مقامات دولت ترامپ و مسئولان اروپایی در حال رایزنیه — و گفته میخواد این نهاد قبل از پایان همین سال راه بیفته. 🤖
ایدهش اینه که این سازمان، شبیه FINRA (نهاد نظارت بر صنعت مالی)، قبل از اینکه هر مدل قدرتمند AI عرضه بشه، باید اون رو با کمک متخصصان مستقل و جامعه Open Source ارزیابی کنه. اگه تأیید نشد، اجازه انتشار نداره. یعنی «تأیید پیشازانتشار» به جای «انتشار بدون فیلتر».
هاسابیس معتقده الان که داریم به AGI نزدیک میشیم، مدلهای Frontier بدون نظارت میتونن ریسکهای جدی به بار بیارن — از تهدیدهای بیولوژیک گرفته تا بیثباتی اقتصادی. هدف اینه که «شتاب بیرویه» شرکتهای تکنولوژی یه جایی ترمز داشته باشه.
رهبری آمریکا از نظرش یعنی «استاندارد ایالات متحده» جایگزین «هرجومرج محلی» هر کشور بشه.
این حرفها از کسی میاد که ماههاست پشت درهای بسته با مقامات دولت ترامپ و مسئولان اروپایی در حال رایزنیه — و گفته میخواد این نهاد قبل از پایان همین سال راه بیفته. 🤖
👎12❤10👍10🔥1😐1
💡 CallQA — سیستم هوشمند کنترل کیفیت مکالماتِ مرکز تماس
یه سرویس وب که ضبطهای تماسِ مراکز پشتیبانی و فروش رو بهطور خودکار رونویسی و بر اساسِ معیارهای تعریفشدهی هر شرکت نمرهگذاری میکنه. الان QA مدیران مجبورن دستی به تماسها گوش بدن — این سرویس اون کار رو با پوشش ۱۰۰٪ و ۱۰ برابر سریعتر انجام میده. درد واقعی، دادهی آماده، بودجهی سازمانی.
⚙️ چطور کار میکنه:
مثالِ واقعی: یه شرکتِ بیمه ۴۰ نمایندهی فروش دارن که روزانه ۳۰۰ تماس میگیرن. مدیر QA باید کیفیتِ مکالمات رو بررسی کنه ولی فیزیکاً نمیتونه بیشتر از ۱۵-۲۰ تا رو در روز گوش بده — یعنی ۹۵٪ تماسها اصلاً بررسی نمیشن. با CallQA: (۱) شرکت فایلهای MP3 رو آپلود میکنه یا از طریق API به سیستمِ ضبطشون وصل میشه؛ (۲) Whisper که روی ArvanCloud اجرا میشه کل مکالمه رو به متنِ فارسی تبدیل میکنه؛ (۳) مدیر یهبار چکلیستِ کیفیتی تعریف میکنه: 'سلام و معرفی درست داشت؟'، 'پیشنهادِ بیمهنامه رو شفاف توضیح داد؟'، 'لحن محترمانه بود؟'، 'در پایان پیگیری رو تأیید کرد؟'؛ (۴) DeepSeek برای هر تماس یه گزارشِ نمرهدار تولید میکنه با نقلِ مستقیم از متن ('در دقیقهی ۳:۲۰ گفت: ...')؛ (۵) داشبوردِ ماهانه بهترین و ضعیفترین اپراتورها رو رنک میکنه، الگوهای مشترک مشکلات رو نشون میده، و تماسهای نمونهی عالی رو برای آموزش علامتگذاری میکنه. مدیر صبحها بهجای ۴ ساعت گوش دادن، ۲۰ دقیقه گزارش میخونه.
🎯 بازار هدف:
مراکز تماسِ شرکتهای ایرانی با بیشتر از ۱۵ نماینده: بانکها و موسسات مالی (بانک مرکزی ضبطِ اجباری تماس رو اجرایی کرده — داده هست ولی تحلیل نیست)، شرکتهای بیمه، فروشگاههای آنلاین با تیمِ پشتیبانی، شرکتهای مخابراتی، کلینیکها و مراکز درمانی خصوصی. مشتریِ اولِ ایدهآل: شرکتِ بیمه یا بانکِ خصوصیِ متوسط با ۳۰ تا ۱۵۰ نماینده — اینها بودجه دارن، ضبطِ تماس دارن، درد واقعی دارن، و complianceشون اجباریه.
✅ نقاط قوت:
• ROI فوری و محاسبهپذیر — اگه یه مدیر QA ماهی ۱۵ میلیون حقوق بگیره و ۵۰٪ وقتش صرفِ گوش دادن به تماس بشه، سرویس با قیمتِ ۵-۶ میلیون کاملاً توجیه داره
• کاملاً بدونِ API خارجی — Whisper و DeepSeek/Qwen روی ArvanCloud اجرا میشن، هیچ دادهای ایران رو ترک نمیکنه؛ این برای بانکها مزیتِ فروشِ جدیایه
• دادهی آماده پیشِ مشتری هست — شرکتها ضبطِ تماس دارن ولی هیچ ابزاری برای تحلیلش ندارن؛ تو ابزار میفروشی نه داده
• B2B با قراردادِ ماهانه — چرخهی فروش طولانیتره ولی churn پایینه، درآمد پایداره، و یه قرارداد ۵ میلیونی ارزشِ ۱۰۰ مشتری ۵۰ هزارتومانی رو داره
⚠️ نقاط ضعف و چالشها:
• چرخهی فروش به سازمانهای بزرگ ۳ تا ۶ ماه طول میکشه — اگه شبکهی ارتباطی در صنعتِ بانک/بیمه نداری، درِ ورودی سخته
• لهجه و گویشهای مختلف فارسی (ترکی، کردی، اصفهانی، شیرازی) دقتِ Whisper رو پایین میآره — باید با مشتری صادقانه محدودیت رو بگی و روی تماسهای فارسیِ معیار شروع کنی
• نگرانیِ امنیتِ داده در بانکها — بعضی تیمهای IT سرسختن؛ باید گزینهی on-premise روی سرورِ خودشون رو هم ارائه بدی که هزینهی پیادهسازی رو بالا میبره
💰 درآمدزایی:
قیمتگذاری بر اساسِ حجمِ دقایق تحلیلشده: هر دقیقهی تماس ۱۵۰۰ تومان. شرکتِ ۴۰ نماینده با ۳۰۰ تماسِ روزانهی ۴ دقیقهای = ۱۲۰۰ دقیقه/روز = ۳۶,۰۰۰ دقیقه/ماه = ۵۴ میلیون تومان/ماه. پلنِ سازمانیِ ثابت (کمتر از تعرفهی per-minute): ۳۵ تا ۴۵ میلیون ماهانه با SLA. پرداخت با حوالهی بینبانکی یا ZarinPal. با ۳ مشتری متوسط = ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان درآمدِ ماهانهی قابلِ پیشبینی.
🚀 از کجا شروع کنیم:
قدم اول: بدونِ داشبورد شروع کن — Whisper رو روی یه VPS ۸GB RAM نصب کن، یه اسکریپتِ Python ساده بنویس که MP3 بگیره و گزارشِ متنی + نمره تولید کنه، بدِش به یه مدیر QA آشنا و بگو ۵۰ تماسِ اخیرشون رو رایگان تحلیل میکنی. قدم دوم: اگه گفت 'این دقیقاً همون چیزیه که میخواستم' — داشبوردِ وب ساده روی ArvanCloud بده بالا با آپلودِ فایل، نمایشِ گزارش، و تعریفِ چکلیست؛ همین نسخه رو بهش بفروش. قدم سوم: اون اولین مشتری رو به case study تبدیل کن و با ارجاع به اون وارد مذاکره با دو شرکتِ بعدی بشو.
🏗 زیرساخت: Whisper (STT متنباز) + DeepSeek-V3 یا Qwen3 روی ArvanCloud GPU؛ سرورِ اپلیکیشن روی ArvanCloud؛ پرداختِ ریالی با ZarinPal یا حوالهی مستقیم؛ صفرِ وابستگی به API خارجی
📍 واقعیت بازار ایران: کاملاً بدونِ VPN کار میکنه؛ داده از ایران خارج نمیشه؛ تنها ریسکِ فنی هزینهی GPU روی ArvanCloud برای infere
یه سرویس وب که ضبطهای تماسِ مراکز پشتیبانی و فروش رو بهطور خودکار رونویسی و بر اساسِ معیارهای تعریفشدهی هر شرکت نمرهگذاری میکنه. الان QA مدیران مجبورن دستی به تماسها گوش بدن — این سرویس اون کار رو با پوشش ۱۰۰٪ و ۱۰ برابر سریعتر انجام میده. درد واقعی، دادهی آماده، بودجهی سازمانی.
⚙️ چطور کار میکنه:
مثالِ واقعی: یه شرکتِ بیمه ۴۰ نمایندهی فروش دارن که روزانه ۳۰۰ تماس میگیرن. مدیر QA باید کیفیتِ مکالمات رو بررسی کنه ولی فیزیکاً نمیتونه بیشتر از ۱۵-۲۰ تا رو در روز گوش بده — یعنی ۹۵٪ تماسها اصلاً بررسی نمیشن. با CallQA: (۱) شرکت فایلهای MP3 رو آپلود میکنه یا از طریق API به سیستمِ ضبطشون وصل میشه؛ (۲) Whisper که روی ArvanCloud اجرا میشه کل مکالمه رو به متنِ فارسی تبدیل میکنه؛ (۳) مدیر یهبار چکلیستِ کیفیتی تعریف میکنه: 'سلام و معرفی درست داشت؟'، 'پیشنهادِ بیمهنامه رو شفاف توضیح داد؟'، 'لحن محترمانه بود؟'، 'در پایان پیگیری رو تأیید کرد؟'؛ (۴) DeepSeek برای هر تماس یه گزارشِ نمرهدار تولید میکنه با نقلِ مستقیم از متن ('در دقیقهی ۳:۲۰ گفت: ...')؛ (۵) داشبوردِ ماهانه بهترین و ضعیفترین اپراتورها رو رنک میکنه، الگوهای مشترک مشکلات رو نشون میده، و تماسهای نمونهی عالی رو برای آموزش علامتگذاری میکنه. مدیر صبحها بهجای ۴ ساعت گوش دادن، ۲۰ دقیقه گزارش میخونه.
🎯 بازار هدف:
مراکز تماسِ شرکتهای ایرانی با بیشتر از ۱۵ نماینده: بانکها و موسسات مالی (بانک مرکزی ضبطِ اجباری تماس رو اجرایی کرده — داده هست ولی تحلیل نیست)، شرکتهای بیمه، فروشگاههای آنلاین با تیمِ پشتیبانی، شرکتهای مخابراتی، کلینیکها و مراکز درمانی خصوصی. مشتریِ اولِ ایدهآل: شرکتِ بیمه یا بانکِ خصوصیِ متوسط با ۳۰ تا ۱۵۰ نماینده — اینها بودجه دارن، ضبطِ تماس دارن، درد واقعی دارن، و complianceشون اجباریه.
✅ نقاط قوت:
• ROI فوری و محاسبهپذیر — اگه یه مدیر QA ماهی ۱۵ میلیون حقوق بگیره و ۵۰٪ وقتش صرفِ گوش دادن به تماس بشه، سرویس با قیمتِ ۵-۶ میلیون کاملاً توجیه داره
• کاملاً بدونِ API خارجی — Whisper و DeepSeek/Qwen روی ArvanCloud اجرا میشن، هیچ دادهای ایران رو ترک نمیکنه؛ این برای بانکها مزیتِ فروشِ جدیایه
• دادهی آماده پیشِ مشتری هست — شرکتها ضبطِ تماس دارن ولی هیچ ابزاری برای تحلیلش ندارن؛ تو ابزار میفروشی نه داده
• B2B با قراردادِ ماهانه — چرخهی فروش طولانیتره ولی churn پایینه، درآمد پایداره، و یه قرارداد ۵ میلیونی ارزشِ ۱۰۰ مشتری ۵۰ هزارتومانی رو داره
⚠️ نقاط ضعف و چالشها:
• چرخهی فروش به سازمانهای بزرگ ۳ تا ۶ ماه طول میکشه — اگه شبکهی ارتباطی در صنعتِ بانک/بیمه نداری، درِ ورودی سخته
• لهجه و گویشهای مختلف فارسی (ترکی، کردی، اصفهانی، شیرازی) دقتِ Whisper رو پایین میآره — باید با مشتری صادقانه محدودیت رو بگی و روی تماسهای فارسیِ معیار شروع کنی
• نگرانیِ امنیتِ داده در بانکها — بعضی تیمهای IT سرسختن؛ باید گزینهی on-premise روی سرورِ خودشون رو هم ارائه بدی که هزینهی پیادهسازی رو بالا میبره
💰 درآمدزایی:
قیمتگذاری بر اساسِ حجمِ دقایق تحلیلشده: هر دقیقهی تماس ۱۵۰۰ تومان. شرکتِ ۴۰ نماینده با ۳۰۰ تماسِ روزانهی ۴ دقیقهای = ۱۲۰۰ دقیقه/روز = ۳۶,۰۰۰ دقیقه/ماه = ۵۴ میلیون تومان/ماه. پلنِ سازمانیِ ثابت (کمتر از تعرفهی per-minute): ۳۵ تا ۴۵ میلیون ماهانه با SLA. پرداخت با حوالهی بینبانکی یا ZarinPal. با ۳ مشتری متوسط = ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان درآمدِ ماهانهی قابلِ پیشبینی.
🚀 از کجا شروع کنیم:
قدم اول: بدونِ داشبورد شروع کن — Whisper رو روی یه VPS ۸GB RAM نصب کن، یه اسکریپتِ Python ساده بنویس که MP3 بگیره و گزارشِ متنی + نمره تولید کنه، بدِش به یه مدیر QA آشنا و بگو ۵۰ تماسِ اخیرشون رو رایگان تحلیل میکنی. قدم دوم: اگه گفت 'این دقیقاً همون چیزیه که میخواستم' — داشبوردِ وب ساده روی ArvanCloud بده بالا با آپلودِ فایل، نمایشِ گزارش، و تعریفِ چکلیست؛ همین نسخه رو بهش بفروش. قدم سوم: اون اولین مشتری رو به case study تبدیل کن و با ارجاع به اون وارد مذاکره با دو شرکتِ بعدی بشو.
🏗 زیرساخت: Whisper (STT متنباز) + DeepSeek-V3 یا Qwen3 روی ArvanCloud GPU؛ سرورِ اپلیکیشن روی ArvanCloud؛ پرداختِ ریالی با ZarinPal یا حوالهی مستقیم؛ صفرِ وابستگی به API خارجی
📍 واقعیت بازار ایران: کاملاً بدونِ VPN کار میکنه؛ داده از ایران خارج نمیشه؛ تنها ریسکِ فنی هزینهی GPU روی ArvanCloud برای infere
🍌8❤1
این Prompt رزومهات رو میذاره کنار یه آگهی استخدام خاص و دقیقاً میگه چه کلمات کلیدی، مهارتها، یا نحوهی بیان کم داری — همون چیزایی که ATS یا استخدامکننده تو اسکن ۲۰ ثانیهای میبینه.
بعدش ضعیفترین بولتپوینتهات رو با فرمول XYZ بازنویسی میکنه: نتیجهی ملموس، روش اندازهگیری، کاری که انجام دادی تا بهش برسی — و هر بار نسخهی قبل و بعد رو کنار هم نشون میده.
عمداً طراحی شده که عدد یا تجربهی جعلی نسازه، فقط تجربهی واقعیات رو بهتر بیان کنه. برای مثالهای کامل و توضیح ساختار، مقاله رو باز کن.
📋 پرامپت کامل (لمس کن تا کپی بشه):
توضیحات بیشتر و مثالها توی مقاله 👇
بعدش ضعیفترین بولتپوینتهات رو با فرمول XYZ بازنویسی میکنه: نتیجهی ملموس، روش اندازهگیری، کاری که انجام دادی تا بهش برسی — و هر بار نسخهی قبل و بعد رو کنار هم نشون میده.
عمداً طراحی شده که عدد یا تجربهی جعلی نسازه، فقط تجربهی واقعیات رو بهتر بیان کنه. برای مثالهای کامل و توضیح ساختار، مقاله رو باز کن.
📋 پرامپت کامل (لمس کن تا کپی بشه):
ROLE
Act as a senior technical recruiter and resume strategist who has reviewed thousands of resumes against job descriptions for hiring decisions, with deep familiarity with how applicant tracking systems (ATS) parse and rank resumes.
CONTEXT
- My current resume (full text, including all bullet points): [PASTE YOUR FULL RESUME TEXT]
- The job description I'm applying to: [PASTE THE FULL JOB POSTING TEXT]
- My target role or title if it differs from what's on my resume: [E.G. "Currently a Marketing Coordinator, applying for Senior Marketing Manager"]
- Years of experience I actually have in the areas this job emphasizes, even if not reflected on my resume yet: [E.G. "3 years leading cross-functional projects, but my resume doesn't call this out explicitly"]
TASK
Compare my resume against the job description and produce:
1. A gap analysis: specific skills, tools, keywords, or qualifications the job description emphasizes that are missing or under-represented on my resume
2. A keyword match assessment: which important terms from the job description appear on my resume versus which do not, since ATS systems often rank on this directly
3. Rewritten versions of my 3 weakest or most generic bullet points, restructured using the XYZ formula ("Accomplished [X] as measured by [Y], by doing [Z]") to better reflect the job's priorities
4. A prioritized action list: what to fix first if I only have 30 minutes before submitting my application, versus what to fix if I have a full evening
CONSTRAINTS
- Do not fabricate experience, metrics, or qualifications I do not have — only rephrase and better surface experience I actually describe in the context I provide
- If a gap is genuinely unfillable (I lack the qualification entirely), say so honestly rather than suggesting a misleading rewrite
- Keep rewritten bullets concise — one to two lines each, not paragraphs
- Flag if my resume's overall structure (not just word choice) is working against me, e.g., burying relevant experience under an unrelated older role
OUTPUT FORMAT
Structure the response in four labeled sections: "Gap Analysis," "Keyword Match Assessment" (as a two-column comparison: present vs. missing), "Rewritten Bullet Points" (original followed by rewrite, for each of the 3), and "Priority Action List" (split into "If you have 30 minutes" and "If you have a full evening").
توضیحات بیشتر و مثالها توی مقاله 👇
❤9
میرا موراتی — که میگن اگه سم آلتمن پدرِ OpenAI باشه، اون مادرشه — حالا با استارتاپ خودش Thinking Machines Lab اولین مدل عمومیش رو معرفی کرده: Inkling.
مدل یه سیستم Mixture-of-Experts با ۹۷۵ میلیارد پارامتر هست که بهصورت Open-weight عرضه شده. یعنی برخلاف GPT-5، ساختارش باز هست و سازمانها میتونن از طریق پلتفرم Tinker، مدل رو با دانش تخصصی خودشون سفارشی کنن. روی ۴۵ تریلیون Token چندرسانهای هم آموزش دیده.
ادعاش اینه که با یهسوم Tokenهای رقبا، عملکرد مشابهی در کدنویسی داره. یه ویژگی هم که ازش حرف میزنن اینه که به جای حدس زدن، صادقانه «عدم قطعیت» خودش رو اعلام میکنه — چیزی که اکثر مدلها ازش طفره میرن.
شرکت قبول داره که Inkling «قویترین مدل موجود» نیست، ولی هدفش یه «شالوده منعطف» برای سازمانهاییه که میخوان مالکِ یه ابزار تخصصی باشن، نه کاربرِ یه ابزار عمومی.
این رویکرد مستقیماً به هشدار ساتیا نادلا جواب میده که گفته بود با مدلهای بسته، شرکتها دو بار هزینه میکنن: یه بار بابت اشتراک، یه بار با واگذاری دانش تجاریشون به این مدلهای متمرکز.
شرکت ادعا میکنه در ۹ ماه مسیری رفته که رقبایش ۵ سال طول کشیده — ببینیم بازار این ادعا رو چقدر جدی میگیره. 🤖
مدل یه سیستم Mixture-of-Experts با ۹۷۵ میلیارد پارامتر هست که بهصورت Open-weight عرضه شده. یعنی برخلاف GPT-5، ساختارش باز هست و سازمانها میتونن از طریق پلتفرم Tinker، مدل رو با دانش تخصصی خودشون سفارشی کنن. روی ۴۵ تریلیون Token چندرسانهای هم آموزش دیده.
ادعاش اینه که با یهسوم Tokenهای رقبا، عملکرد مشابهی در کدنویسی داره. یه ویژگی هم که ازش حرف میزنن اینه که به جای حدس زدن، صادقانه «عدم قطعیت» خودش رو اعلام میکنه — چیزی که اکثر مدلها ازش طفره میرن.
شرکت قبول داره که Inkling «قویترین مدل موجود» نیست، ولی هدفش یه «شالوده منعطف» برای سازمانهاییه که میخوان مالکِ یه ابزار تخصصی باشن، نه کاربرِ یه ابزار عمومی.
این رویکرد مستقیماً به هشدار ساتیا نادلا جواب میده که گفته بود با مدلهای بسته، شرکتها دو بار هزینه میکنن: یه بار بابت اشتراک، یه بار با واگذاری دانش تجاریشون به این مدلهای متمرکز.
شرکت ادعا میکنه در ۹ ماه مسیری رفته که رقبایش ۵ سال طول کشیده — ببینیم بازار این ادعا رو چقدر جدی میگیره. 🤖
❤8👍3
عینک Ray-Ban متا توی سال ۲۰۲۵ بیشتر از ۷ میلیون دستگاه فروخته — یعنی ۷۶.۱ درصد از کل بازار عینکهای هوشمند دست متاست. فروشش نسبت به سال قبل بیشتر از سه برابر شده.
عینک نسل دوم (Gen 2) از سپتامبر ۲۰۲۵ با قیمت ۳۷۹ دلار در دسترسه. مهمترین چیز اینه که شبیه یه عینک آفتابی معمولیه — ظاهرش Ray-Ban کلاسیکه. فقط یه دوربین داره، تماس هندزفری، دستیار صوتی AI، و باتری دو برابر نسل اول با قابلیت ضبط ویدیوی ۳K. هیچ چیزی جلوی دیدت نمیاد.
همین تصمیم مهمترین چیزه. ده سال پیش Google Glass شکست خورد چون از آدمها میخواست یه چیز کاملاً جدید بپوشن. متا اومد یه عینک که مردم اصلاً میخریدن رو یه کم باهوشتر کرد — بدون اینکه ظاهرش رو خراب کنه یا توضیح لازم داشته باشه.
گوگل هنوز وارد بازار نشده. محصولش رو با همکاری Samsung در Google I/O 2026 نشون داد — با طراحی Warby Parker و Gentle Monster. دو نسخه داره: یه نسخه صوتی که پاییز ۲۰۲۶ میاد (رقیب مستقیم Ray-Ban)، و یه نسخه با نمایشگر داخل لنز که ترجمه زنده، مسیریابی، و اعلانها رو مستقیماً توی دیدت نشون میده.
اینا دو شرطبندیِ کاملاً متفاوتن روی یه سوال: عینک هوشمند یعنی چی؟ متا گفت آدمها میخوان AI رو بشنون، نه ببینن. گوگل داره میگه وقتی تکنولوژی لنز به حد کافی برسه، آدمها اطلاعات رو جلوی چشمشون میخوان — همون شرطبندیِ Google Glass، فقط با Gemini و یه دهه پیشرفت در فناوری نمایشگرهای لنزی.
بازار نیمی از جواب رو داده — عینک صوتی بدون صفحه ثابت کرده که تقاضا وجود داره. بخش دیگه رو باید گوگل توی پاییز ۲۰۲۶ ثابت کنه.
عینک نسل دوم (Gen 2) از سپتامبر ۲۰۲۵ با قیمت ۳۷۹ دلار در دسترسه. مهمترین چیز اینه که شبیه یه عینک آفتابی معمولیه — ظاهرش Ray-Ban کلاسیکه. فقط یه دوربین داره، تماس هندزفری، دستیار صوتی AI، و باتری دو برابر نسل اول با قابلیت ضبط ویدیوی ۳K. هیچ چیزی جلوی دیدت نمیاد.
همین تصمیم مهمترین چیزه. ده سال پیش Google Glass شکست خورد چون از آدمها میخواست یه چیز کاملاً جدید بپوشن. متا اومد یه عینک که مردم اصلاً میخریدن رو یه کم باهوشتر کرد — بدون اینکه ظاهرش رو خراب کنه یا توضیح لازم داشته باشه.
گوگل هنوز وارد بازار نشده. محصولش رو با همکاری Samsung در Google I/O 2026 نشون داد — با طراحی Warby Parker و Gentle Monster. دو نسخه داره: یه نسخه صوتی که پاییز ۲۰۲۶ میاد (رقیب مستقیم Ray-Ban)، و یه نسخه با نمایشگر داخل لنز که ترجمه زنده، مسیریابی، و اعلانها رو مستقیماً توی دیدت نشون میده.
اینا دو شرطبندیِ کاملاً متفاوتن روی یه سوال: عینک هوشمند یعنی چی؟ متا گفت آدمها میخوان AI رو بشنون، نه ببینن. گوگل داره میگه وقتی تکنولوژی لنز به حد کافی برسه، آدمها اطلاعات رو جلوی چشمشون میخوان — همون شرطبندیِ Google Glass، فقط با Gemini و یه دهه پیشرفت در فناوری نمایشگرهای لنزی.
بازار نیمی از جواب رو داده — عینک صوتی بدون صفحه ثابت کرده که تقاضا وجود داره. بخش دیگه رو باید گوگل توی پاییز ۲۰۲۶ ثابت کنه.
❤6