توی Grok Build یه قابلیت جدید اومده به اسم /goal که ایدهاش سادهست: یه هدف میدی، بقیهاش با خودشه.
یه تسک پیچیده بهش میسپاری، خودش برنامهریزی میکنه، با چند تا ایجنت اجراش میکنه و چکش میکنه، و تا وقتی که کامل و تستشده نشه ادامه میده.
چند دور ایجنتهای مختلف روی همون هدف کار میکنن — یکی پیادهسازی میکنه، یکی تأیید میکنه، و این چرخه تا نتیجه درست در نیاد میچرخه.
برای تسکهایی که طولانیان و جزئیات زیاد دارن، این طراحی میتونه خیلی کاربردی باشه. 🤖
یه تسک پیچیده بهش میسپاری، خودش برنامهریزی میکنه، با چند تا ایجنت اجراش میکنه و چکش میکنه، و تا وقتی که کامل و تستشده نشه ادامه میده.
چند دور ایجنتهای مختلف روی همون هدف کار میکنن — یکی پیادهسازی میکنه، یکی تأیید میکنه، و این چرخه تا نتیجه درست در نیاد میچرخه.
برای تسکهایی که طولانیان و جزئیات زیاد دارن، این طراحی میتونه خیلی کاربردی باشه. 🤖
🔥9
وقتی ۳۰ دقیقه به جلسه مونده و هنوز هیچی درباره طرف مقابل نمیدونی — این Prompt دقیقاً برای همین لحظهست.
اسم شرکتکنندهها، هدف جلسه، و هر اطلاعات زمینهای که داری رو بهش میدی؛ در عوض یه سند آمادهسازی ساختاریافته میگیری که شامل briefings، talking points، و سوالهای هدفمند هست. کل سند رو میشه تو ۲ دقیقه خوند و آماده وارد جلسه شد.
برای موقعیتهایی مثل اولین جلسه با یه مشتری ناشناس، یه ۱:۱ ناخواسته با مدیر ارشد، یا یه بررسی بودجه با ریسک بالاتر از معمول.
📋 پرامپت کامل (لمس کن تا کپی بشه):
توضیحات بیشتر و مثالها توی مقاله 👇
اسم شرکتکنندهها، هدف جلسه، و هر اطلاعات زمینهای که داری رو بهش میدی؛ در عوض یه سند آمادهسازی ساختاریافته میگیری که شامل briefings، talking points، و سوالهای هدفمند هست. کل سند رو میشه تو ۲ دقیقه خوند و آماده وارد جلسه شد.
برای موقعیتهایی مثل اولین جلسه با یه مشتری ناشناس، یه ۱:۱ ناخواسته با مدیر ارشد، یا یه بررسی بودجه با ریسک بالاتر از معمول.
📋 پرامپت کامل (لمس کن تا کپی بشه):
Act as an expert executive briefing analyst who specializes in rapid meeting preparation.
I have an upcoming meeting with the following details:
- Meeting type: [ONE-ON-ONE / TEAM MEETING / CLIENT CALL / SALES CALL / PERFORMANCE REVIEW / NEGOTIATION / BOARD PRESENTATION / OTHER]
- Meeting title/purpose: [DESCRIBE THE STATED PURPOSE, E.G. "Q3 budget review" OR "first call with new enterprise prospect"]
- Attendees and their roles: [LIST NAME AND ROLE, E.G. "Sarah Chen, VP of Engineering; Marcus Lee, CTO; me (Product Manager)"]
- My relationship to the attendees: [E.G. "I manage Sarah, Marcus is my skip-level" OR "First time meeting, they are a potential client"]
- Key context I have: [PASTE ANY RELEVANT BACKGROUND — past emails, notes, LinkedIn bio, company website snippet, or prior meeting notes. If none, write "None."]
- My goal for this meeting: [WHAT DO I WANT TO ACHIEVE? E.G. "Get sign-off on the Q3 roadmap" OR "Understand their pain points and qualify them"]
- Time available to prepare: 5 minutes
Produce a structured meeting prep document with exactly these sections:
**1. 60-Second Situation Briefing**
A crisp 3-4 sentence summary of who I'm meeting, what matters to them professionally, and what the meeting is really about beyond the stated purpose. Write it as if briefing a busy executive who has zero context.
**2. My Objective (Stated vs Real)**
Two bullets: the stated objective of the meeting, and the real underlying objective — what I actually need to walk away with.
**3. What They Care About**
3-5 bullet points on what attendees are most focused on right now, based on their roles and context provided.
**4. My Three Talking Points**
The three most important points I need to make, each in one sentence. Lead with the point most likely to resonate with their priorities.
**5. Five Questions to Ask**
Five open-ended questions that reveal what I need to know and signal I've done my homework. Label each: [uncover pain] [build rapport] [qualify] [advance] etc.
**6. Likely Objections and Responses**
Two or three objections I might face, each with a one-sentence direct response.
**7. One Thing to Avoid**
One specific behavior, topic, or mistake that would derail this meeting given the context.
Constraints: Write concisely — every section must be skimmable in under 30 seconds. Do not use generic advice that could apply to any meeting; everything must be specific to the context I provided. Do not pad.
توضیحات بیشتر و مثالها توی مقاله 👇
❤2
تجربه فروش تصاویر stock رو تو دو پلتفرم Adobe Stock و Freepik مقایسه کردم — نتیجه جالبه.
Adobe Stock در تایید تصاویر خیلی سختگیره، ولی وقتی یه تصویر تاییدیه Adobe رو بگیره، دیگه کارت باهاشه و نگرانی نداری.
Freepik داستانش فرقه — حتی تصاویری که قبلاً تایید شدن هم ممکنه بعداً پاک بشن. مقدار پرداختی هم که معلومه چه فرقی با هم دارن. 👇
Adobe Stock در تایید تصاویر خیلی سختگیره، ولی وقتی یه تصویر تاییدیه Adobe رو بگیره، دیگه کارت باهاشه و نگرانی نداری.
Freepik داستانش فرقه — حتی تصاویری که قبلاً تایید شدن هم ممکنه بعداً پاک بشن. مقدار پرداختی هم که معلومه چه فرقی با هم دارن. 👇
❤2
ابزار Cowork شرکت Anthropic داره به موبایل میاد.
تا حالا برای استفاده از Cowork باید پشت کامپیوتر مینشستی، ولی به زودی میتونی مستقیم از گوشیت وظایف رو شروع کنی، هدایتشون کنی و وضعیتشون رو از هر جایی چک کنی — چه از گوشی، چه از مرورگر، چه از دسکتاپ.
یه نکته مهم هم اینه که کارها حتی بعد از بستن اپ هم در پسزمینه ادامه پیدا میکنن. دیگه نیازی نیست صفحه رو باز نگه داری.
برای اونایی که با Cowork آشنا نیستن: این ابزار agentic شرکت Anthropic هست که برای کارهای دانشمحور ساخته شده — تحقیق، نوشتن گزارش، سازماندهی فایل، بهینهسازی تقویم و اینجور کارها. حالا همین قابلیتها داره روی موبایل هم میاد. ⚡
به نظر میرسه Claude داره آروم آروم از یه چتبات ساده فاصله میگیره و بیشتر شبیه یه همکار واقعی میشه که همهجا همراهته.
تا حالا برای استفاده از Cowork باید پشت کامپیوتر مینشستی، ولی به زودی میتونی مستقیم از گوشیت وظایف رو شروع کنی، هدایتشون کنی و وضعیتشون رو از هر جایی چک کنی — چه از گوشی، چه از مرورگر، چه از دسکتاپ.
یه نکته مهم هم اینه که کارها حتی بعد از بستن اپ هم در پسزمینه ادامه پیدا میکنن. دیگه نیازی نیست صفحه رو باز نگه داری.
برای اونایی که با Cowork آشنا نیستن: این ابزار agentic شرکت Anthropic هست که برای کارهای دانشمحور ساخته شده — تحقیق، نوشتن گزارش، سازماندهی فایل، بهینهسازی تقویم و اینجور کارها. حالا همین قابلیتها داره روی موبایل هم میاد. ⚡
به نظر میرسه Claude داره آروم آروم از یه چتبات ساده فاصله میگیره و بیشتر شبیه یه همکار واقعی میشه که همهجا همراهته.
🔥9❤1
نرمافزارهای Open Source که زیرساخت اینترنت روشون بنا شده — از مرورگرها تا سرورها — اغلب توسط تیمهای خیلی کوچیکی نگهداری میشن. طبق دادههایی که OpenAI منتشر کرده، ۹۴ درصد پروژههای Open Source پرکاربرد کمتر از ۱۰ توسعهدهنده دارن که مسئول بیش از ۹۰ درصد کدشون هستن. اینا همون آدمهایی هستن که امنیت نرمافزارهای پرکاربرد روزمره عملاً بهشون گره خورده.
OpenAI یه برنامهی جدید به اسم Patch the Planet راهاندازی کرده تا این شکاف رو ببنده. ایده سادهست: مدل GPT-5.5-Cyber کدبیسهای Open Source رو با سرعتی اسکن میکنه که هیچ تیم انسانی نمیتونه بهش برسه، ولی هر یافتهای قبل از رسیدن به نگهدارندهی پروژه توسط یه مهندس امنیتی از شرکت Trail of Bits بررسی میشه. این مرحلهی بررسی انسانی عمدیه — جلوی اینو میگیره که AI یه انبوه از هشدارهای اشتباه بده و تیمهای کممنبع رو زیر آوار دفن کنه.
نتایج اولیه قابل توجهه. در یه اسپرینت ۵ روزه روی ۱۹ پروژه، صدها مشکل احتمالی شناسایی شد و دهها اصلاحیه (patch) وارد کدبیسها شد. یه کشف هم بود که حتی توی صنعت امنیت تأملبرانگیزه: یه آسیبپذیری ۲۳ ساله در هستهی سیستمعامل OpenBSD پیدا شد — سیستمعاملی که توی زیرساختهای شبکهای حیاتی استفاده میشه — که از سال ۲۰۰۳ ناشناخته مونده بود. مشکلاتی هم توی V8 انجین Chrome، WebKit سافاری و Firefox پیدا شد. بیش از ۳۰ پروژهی معروف از جمله cURL، Python و Go در این برنامه شرکت کردن.
در کنار Patch the Planet، مدل GPT-5.5-Cyber هم که تا الان فقط برای متخصصان امنیتی تأییدشده در دسترس بود، به صورت کامل عرضه شد. این مدل روی معیار CyberGym امتیاز ۸۵.۶ درصد گرفته، در مقابل ۸۱.۸ درصد برای نسخهی عمومی GPT-5.5. یه برنامهی مشارکت تجاری هم معرفی شد که Cisco، CrowdStrike، IBM و چند شرکت دیگه بهش پیوستن تا قابلیتهای این مدل رو مستقیم توی ابزارهای امنیتی سازمانیشون ادغام کنن، نه از طریق رابط خود OpenAI.
OpenAI یه برنامهی جدید به اسم Patch the Planet راهاندازی کرده تا این شکاف رو ببنده. ایده سادهست: مدل GPT-5.5-Cyber کدبیسهای Open Source رو با سرعتی اسکن میکنه که هیچ تیم انسانی نمیتونه بهش برسه، ولی هر یافتهای قبل از رسیدن به نگهدارندهی پروژه توسط یه مهندس امنیتی از شرکت Trail of Bits بررسی میشه. این مرحلهی بررسی انسانی عمدیه — جلوی اینو میگیره که AI یه انبوه از هشدارهای اشتباه بده و تیمهای کممنبع رو زیر آوار دفن کنه.
نتایج اولیه قابل توجهه. در یه اسپرینت ۵ روزه روی ۱۹ پروژه، صدها مشکل احتمالی شناسایی شد و دهها اصلاحیه (patch) وارد کدبیسها شد. یه کشف هم بود که حتی توی صنعت امنیت تأملبرانگیزه: یه آسیبپذیری ۲۳ ساله در هستهی سیستمعامل OpenBSD پیدا شد — سیستمعاملی که توی زیرساختهای شبکهای حیاتی استفاده میشه — که از سال ۲۰۰۳ ناشناخته مونده بود. مشکلاتی هم توی V8 انجین Chrome، WebKit سافاری و Firefox پیدا شد. بیش از ۳۰ پروژهی معروف از جمله cURL، Python و Go در این برنامه شرکت کردن.
در کنار Patch the Planet، مدل GPT-5.5-Cyber هم که تا الان فقط برای متخصصان امنیتی تأییدشده در دسترس بود، به صورت کامل عرضه شد. این مدل روی معیار CyberGym امتیاز ۸۵.۶ درصد گرفته، در مقابل ۸۱.۸ درصد برای نسخهی عمومی GPT-5.5. یه برنامهی مشارکت تجاری هم معرفی شد که Cisco، CrowdStrike، IBM و چند شرکت دیگه بهش پیوستن تا قابلیتهای این مدل رو مستقیم توی ابزارهای امنیتی سازمانیشون ادغام کنن، نه از طریق رابط خود OpenAI.
👍3❤1
پیامرسانهای داخلی تا وقتی اینترنت قطع بود خوب کار میکردن — برگشت اینترنت حالشون رو گرفت.
دادههای خرداد نشون میده که درست بعد از اتصال نسبی اینترنت، ۲۷٪ از گروههای پیامرسانهای بومی کامل تعطیل شدن. فعالیت گروهها بهطور میانگین ۲۴٪ کم شد و در بله این عدد به ۸۱٪ رسید. حجم کل محتوا در بله، ایتا، روبیکا و سروشپلاس ۱۰.۵٪ ریخت. تعداد کانالهای فعال ۱۳٪ کاهش پیدا کرد و تولید محتواشون ۴۲٪ افت کرد — بیشترین ریزش در بله و سروشپلاس. البته ایتا و روبیکا استثنا بودن و روند افزایشی داشتن.
برای مقایسه: همون قطعی سهماهه باعث شده بود تولید محتوا در گروههای بله ۵۰۳٪ بپره، چون جای دیگهای نمونده بود. با برگشت اینترنت، آمار گروههای فعال دقیقاً برگشته به همون عدد اسفند.
از این آمارها یه چیز مشخصه: کسبوکارها کانالشون رو پاک نکردن — نگهش داشتن بهعنوان بکآپ برای قطعی بعدی. تعداد کانالهای فعال در خرداد ۲۰٪ بیشتر از اسفند شده، ولی محتوا نمیذارن.
بدون قطع اینترنت، این پیامرسانها نمیتونن کاربرهای فعال رو نگه دارن. هم آمار میگه، هم رفتار مردم. 👇
دادههای خرداد نشون میده که درست بعد از اتصال نسبی اینترنت، ۲۷٪ از گروههای پیامرسانهای بومی کامل تعطیل شدن. فعالیت گروهها بهطور میانگین ۲۴٪ کم شد و در بله این عدد به ۸۱٪ رسید. حجم کل محتوا در بله، ایتا، روبیکا و سروشپلاس ۱۰.۵٪ ریخت. تعداد کانالهای فعال ۱۳٪ کاهش پیدا کرد و تولید محتواشون ۴۲٪ افت کرد — بیشترین ریزش در بله و سروشپلاس. البته ایتا و روبیکا استثنا بودن و روند افزایشی داشتن.
برای مقایسه: همون قطعی سهماهه باعث شده بود تولید محتوا در گروههای بله ۵۰۳٪ بپره، چون جای دیگهای نمونده بود. با برگشت اینترنت، آمار گروههای فعال دقیقاً برگشته به همون عدد اسفند.
از این آمارها یه چیز مشخصه: کسبوکارها کانالشون رو پاک نکردن — نگهش داشتن بهعنوان بکآپ برای قطعی بعدی. تعداد کانالهای فعال در خرداد ۲۰٪ بیشتر از اسفند شده، ولی محتوا نمیذارن.
بدون قطع اینترنت، این پیامرسانها نمیتونن کاربرهای فعال رو نگه دارن. هم آمار میگه، هم رفتار مردم. 👇
🤣17👍3
گزارش سالانهای که اوراکل برای سال مالی ۲۰۲۶ منتشر کرد، یه جمله داره که آدم رو وادار میکنه دوباره بخونه: «استقرار فناوریهای AI در عملیاتهامون منجر به کاهش نیروی کار شده — و ممکنه بشه.»
این صادقانهترین اعترافیه که تاکنون یه شرکت بزرگ تکنولوژی در یه گزارش رسمی درباره رابطهی مستقیم AI و تعدیل نیرو کرده. چون بیشتر شرکتها وقتی نیرو کم میکنن، میگن «بازساختاردهی» یا «بهبود بهرهوری» — نه اینکه مستقیم AI رو دلیل بیارن.
عدد هم کوچیک نیست. بین مه ۲۰۲۵ و مه ۲۰۲۶، اوراکل حدود ۲۱٬۰۰۰ نفر رو از کار اخراج کرد. تعداد کارمنداش از حدود ۱۶۲٬۰۰۰ به ۱۴۱٬۰۰۰ رسید — یعنی ۱۳ درصد کل نیروی جهانیش رفت.
بیشترین ضربه رو تیم فروش و بازاریابی خورد؛ از ۳۱٬۰۰۰ به ۲۵٬۰۰۰ رسیدن — کاهش ۱۹ درصدی. این یعنی اوراکل داره روی این شرطبندی میکنه که AI میتونه جای بخش قابل توجهی از تیمهای فروش رو بگیره. واحد تحقیق و توسعه هم از ۵۰٬۰۰۰ به ۴۳٬۰۰۰ رسید — که در نگاه اول عجیبه، ولی ابزارهای AI برای نوشتن کد، تست خودکار، و مستندسازی دارن حجم نیروی انسانی مورد نیاز برای نگهداری محصولات نرمافزاری رو پایین میارن. سرویسها، زیرساخت ابری، و سختافزار هم همه کاهش داشتن. هزینهی این تعدیلها در طول سال مالی ۱.۸۴ میلیارد دلار بود.
یه چیز توی این داستان چشمگیره: اوراکل همزمان داره به شدت روی AI سرمایهگذاری میکنه، از جمله اینکه یکی از اعضای بنیانگذار پروژه Stargate هست که با OpenAI و SoftBank راهاندازی شده و داره ظرفیت دیتاسنترهاش رو با سرعت بالا گسترش میده. یعنی الگو اینه: پول بریز روی زیرساخت AI، نیروی انسانی رو کم کن.
این الگو بین شرکتهای نرمافزار سازمانی داره تکرار میشه — Salesforce، IBM، و SAP هم هر کدوم با ذکر بهرهوری AI نیرو کم کردن — ولی اوراکل نادره که رابطهی علّی رو اینقدر صریح در گزارش رسمیش آورده.
اوراکل هشدار داده که با گسترش بیشتر استقرار داخلی AI — از پشتیبانی مشتری گرفته تا توسعهی نرمافزار — این تعدیلها ادامه دارن.
این صادقانهترین اعترافیه که تاکنون یه شرکت بزرگ تکنولوژی در یه گزارش رسمی درباره رابطهی مستقیم AI و تعدیل نیرو کرده. چون بیشتر شرکتها وقتی نیرو کم میکنن، میگن «بازساختاردهی» یا «بهبود بهرهوری» — نه اینکه مستقیم AI رو دلیل بیارن.
عدد هم کوچیک نیست. بین مه ۲۰۲۵ و مه ۲۰۲۶، اوراکل حدود ۲۱٬۰۰۰ نفر رو از کار اخراج کرد. تعداد کارمنداش از حدود ۱۶۲٬۰۰۰ به ۱۴۱٬۰۰۰ رسید — یعنی ۱۳ درصد کل نیروی جهانیش رفت.
بیشترین ضربه رو تیم فروش و بازاریابی خورد؛ از ۳۱٬۰۰۰ به ۲۵٬۰۰۰ رسیدن — کاهش ۱۹ درصدی. این یعنی اوراکل داره روی این شرطبندی میکنه که AI میتونه جای بخش قابل توجهی از تیمهای فروش رو بگیره. واحد تحقیق و توسعه هم از ۵۰٬۰۰۰ به ۴۳٬۰۰۰ رسید — که در نگاه اول عجیبه، ولی ابزارهای AI برای نوشتن کد، تست خودکار، و مستندسازی دارن حجم نیروی انسانی مورد نیاز برای نگهداری محصولات نرمافزاری رو پایین میارن. سرویسها، زیرساخت ابری، و سختافزار هم همه کاهش داشتن. هزینهی این تعدیلها در طول سال مالی ۱.۸۴ میلیارد دلار بود.
یه چیز توی این داستان چشمگیره: اوراکل همزمان داره به شدت روی AI سرمایهگذاری میکنه، از جمله اینکه یکی از اعضای بنیانگذار پروژه Stargate هست که با OpenAI و SoftBank راهاندازی شده و داره ظرفیت دیتاسنترهاش رو با سرعت بالا گسترش میده. یعنی الگو اینه: پول بریز روی زیرساخت AI، نیروی انسانی رو کم کن.
این الگو بین شرکتهای نرمافزار سازمانی داره تکرار میشه — Salesforce، IBM، و SAP هم هر کدوم با ذکر بهرهوری AI نیرو کم کردن — ولی اوراکل نادره که رابطهی علّی رو اینقدر صریح در گزارش رسمیش آورده.
اوراکل هشدار داده که با گسترش بیشتر استقرار داخلی AI — از پشتیبانی مشتری گرفته تا توسعهی نرمافزار — این تعدیلها ادامه دارن.
❤1
وقتی از یه LLM میخوای چیزی بنویسه، یه تنظیم خیلی مهم پشتصحنه داره کار میکنه که اسمش Temperature هست.
خلاصهاش اینه که این تنظیم کنترل میکنه مدل «چقدر خلاق» باشه. عدد پایینتر یعنی جوابهای قابلپیشبینیتر، عدد بالاتر یعنی جوابهای متنوعتر و گاهی غیرمنتظره.
یه مثال ساده: از مدل میپرسی «پایتخت فرانسه کجاست؟»
اگه مقدار Temperature صفر باشه، هر بار «پاریس» میگیری — همیشه، بدون استثنا.
اگه مقدارش بالا باشه (مثلاً ۱.۵)، گاهی «پاریس»، گاهی با توضیح اضافه، گاهی یه جواب عجیب.
نکته جالبش اینجاست: مدل وقتی داره متن تولید میکنه، برای هر Token بعدی یه لیست احتمالات داره. این تنظیم اون احتمالات رو جابجا میکنه — صفر یعنی «همیشه محتملترین رو انتخاب کن»، عدد بالا یعنی «گاهی از گزینههای کماحتمالتر هم بزن».
کِی از کدوم استفاده کنی؟
مقدار پایین (حدود ۰ تا ۰.۳): برای کدنویسی، پاسخهای فکتوال، ترجمه — هرجایی که میخوای جواب دقیق و ثابت باشه.
مقدار بالا (حدود ۰.۷ تا ۱): برای نوشتن خلاقانه، طوفان ذهنی، تولید ایده — هرجایی که تنوع و تازگی مهمه.
یه اشتباه رایج: خیلیها فکر میکنن Temperature بالا مدل رو «باهوشتر» میکنه. نه — فقط «خلاقتر و کمتر قابلپیشبینی» میکنه. برای مسائل منطقی یا محاسباتی، مقدار پایین خیلی بهتره.
دفعه بعد که داری با یه API کار میکنی یا از ابزاری استفاده میکنی که این تنظیم رو داره، مقدارش رو دستی عوض کن و فرق رو ببین. 🔥
خلاصهاش اینه که این تنظیم کنترل میکنه مدل «چقدر خلاق» باشه. عدد پایینتر یعنی جوابهای قابلپیشبینیتر، عدد بالاتر یعنی جوابهای متنوعتر و گاهی غیرمنتظره.
یه مثال ساده: از مدل میپرسی «پایتخت فرانسه کجاست؟»
اگه مقدار Temperature صفر باشه، هر بار «پاریس» میگیری — همیشه، بدون استثنا.
اگه مقدارش بالا باشه (مثلاً ۱.۵)، گاهی «پاریس»، گاهی با توضیح اضافه، گاهی یه جواب عجیب.
نکته جالبش اینجاست: مدل وقتی داره متن تولید میکنه، برای هر Token بعدی یه لیست احتمالات داره. این تنظیم اون احتمالات رو جابجا میکنه — صفر یعنی «همیشه محتملترین رو انتخاب کن»، عدد بالا یعنی «گاهی از گزینههای کماحتمالتر هم بزن».
کِی از کدوم استفاده کنی؟
مقدار پایین (حدود ۰ تا ۰.۳): برای کدنویسی، پاسخهای فکتوال، ترجمه — هرجایی که میخوای جواب دقیق و ثابت باشه.
مقدار بالا (حدود ۰.۷ تا ۱): برای نوشتن خلاقانه، طوفان ذهنی، تولید ایده — هرجایی که تنوع و تازگی مهمه.
یه اشتباه رایج: خیلیها فکر میکنن Temperature بالا مدل رو «باهوشتر» میکنه. نه — فقط «خلاقتر و کمتر قابلپیشبینی» میکنه. برای مسائل منطقی یا محاسباتی، مقدار پایین خیلی بهتره.
دفعه بعد که داری با یه API کار میکنی یا از ابزاری استفاده میکنی که این تنظیم رو داره، مقدارش رو دستی عوض کن و فرق رو ببین. 🔥
❤6
یه قابلیت جدید برای تیمهایی که Slack استفاده میکنن: حالا میشه Claude رو به عنوان یه عضو تیم اضافه کرد، بهش دسترسی به کانالها و ابزارهای مورد نظر داد، تگش کرد و کارا رو سپرد بهش.
فرقش با قبل اینه که دیگه لازم نیست هر نفر جداگانه با یه چتبات حرف بزنه. یه AI مشترک توی همون محیط کاری واقعی تیم قرار میگیره که برای تیمهای مهندسی، محصول و پشتیبانی خیلی کاربردیتره.
این یه قدم بزرگه به سمت ایجنتهای AI که واقعاً توی جریان کار تیمی جا میافتن — نه یه ابزار جانبی که هرکی جداگانه باهاش کار میکنه.
فعلاً فقط برای پلنهای Team و Enterprise در دسترسه.
فرقش با قبل اینه که دیگه لازم نیست هر نفر جداگانه با یه چتبات حرف بزنه. یه AI مشترک توی همون محیط کاری واقعی تیم قرار میگیره که برای تیمهای مهندسی، محصول و پشتیبانی خیلی کاربردیتره.
این یه قدم بزرگه به سمت ایجنتهای AI که واقعاً توی جریان کار تیمی جا میافتن — نه یه ابزار جانبی که هرکی جداگانه باهاش کار میکنه.
فعلاً فقط برای پلنهای Team و Enterprise در دسترسه.
❤5
💡 پلتفرم وب تبدیل ویدیو به محتوای متنی — ترانسکریپت، زیرنویس و خلاصه فارسی
یه سرویس وب که ویدیوهای فارسی (جلسات، وبینارها، پادکستها، محتوای آموزشی) رو آپلود میکنی و در عرض چند دقیقه ترانسکریپت دقیق فارسی، زیرنویس SRT و خلاصه ساختاریافته بهت میده. مشکلی که حل میکنه: تبدیل صوت فارسی به متن هنوز در ایران یا گرونقیمته یا کیفیتش افتضاحه — ابزارهای خارجی هم فارسی رو بد میفهمن.
⚙️ چطور کار میکنه:
کاربر وارد سایت میشه (بدون نصب هیچی)، فایل ویدیو/صوتی رو آپلود میکنه یا لینک یوتیوب/آپارات میده. سیستم پشتصحنه با Whisper متنباز (نسخه Large-v3 که فارسی رو خوب میفهمه) روی یه VPS خارج از ایران ترانسکریپت میکنه، بعد یه مدل کوچیک مثل Qwen یا DeepSeek خلاصه و تیترهای فصلبندی رو تولید میکنه. خروجی: یه صفحه که میشه توش جستجو کرد + دانلود TXT و SRT. مثال واقعی: مدرس آنلاین یه وبینار ۹۰ دقیقهای داره — تا حالا ۳ ساعت وقت میذاشت دستی تایپ کنه یا به دانشجوها میگفت نت بنویسن. الان فایل رو آپلود میکنه، ۸ دقیقه صبر میکنه، ترانسکریپت کامل با خلاصه فصلبندیشده دستشه — مستقیم میذاره توی LMS یا کانال تلگرامش.
🎯 بازار هدف:
سه گروه اصلی: ۱) مدرسین و سازندگان محتوای آموزشی (یوتیوبر، معلم آنلاین، مدرس دورههای روی ویرگول/فرادرس) که محتوای متنی برای SEO و دسترسپذیری نیاز دارن. ۲) شرکتها و استارتاپها که جلسات، وبینارها و پادکستهای داخلی دارن و میخوان آرشیو متنی قابلجستجو داشته باشن. ۳) خبرنگارها و محققان که مصاحبههای صوتی/تصویری رو باید پیاده کنن. اینها حاضرن پول بدن چون الترناتیوشون اینه: ساعتها وقت بذارن یا نیروی انسانی استخدام کنن.
✅ نقاط قوت:
• Whisper روی فارسی واقعاً خوب کار میکنه — بهتر از اکثر ابزارهای ایرانی رقیب
• قالب وب یعنی هیچ نصبی لازم نیست و روی موبایل هم کار میکنه
• هیچ وابستگی به API پولی خارجی نداره — Whisper و مدل خلاصهساز کاملاً self-hosted
• فایلهای ویدیویی حجم بالا دارن — کاربر طبیعتاً ترجیح میده از سرویس بخره تا محاسبهی خودش
⚠️ نقاط ضعف و چالشها:
• پردازش ویدیوهای بلند (بالای ۳۰ دقیقه) به GPU نیاز داره — VPS ارزون کافی نیست و هزینه infrastructure بالاست
• Whisper روی لهجههای خاص (ترکی، کردی، لری) یا صدای چند نفر همزمان ضعیف میشه
• رقبای احتمالی مثل سرویسهای ترانسکریپشن دستی که ارزونتر کار میکنن
💰 درآمدزایی:
مدل کردیت (Prepaid): کاربر کردیت میخره، هر دقیقه صوت مثلاً ۵۰۰ تا ۸۰۰ تومان. یه وبینار ۶۰ دقیقهای میشه ۳۰ تا ۴۸ هزار تومان — قیمتی که در مقابل ارزش وقت توجیهپذیره. پلن سازمانی هم برای شرکتهایی که ماهانه بیش از ۱۰ ساعت پردازش دارن: اشتراک ماهانه ۵ تا ۱۰ میلیون تومان. پرداخت از طریق ZarinPal ریالی. برای مشتریان خارج از ایران یا شرکتهایی که فاکتور ارزی میخوان: USDT روی کیف پول.
🚀 از کجا شروع کنیم:
۱) یه VPS با GPU اجاره کن — Hetzner یه A100 اجاره میده، یا از RunPod/Vast.ai برای شروع استفاده کن که ساعتی حساب میکنن و هزینه اولیه صفره. Whisper Large-v3 رو روش نصب کن و با یه فایل تست کن کیفیت فارسیش رو ببین. ۲) یه لندینگ ساده با فرم آپلود بساز (PHP یا FastAPI کافیه)، یه صف پردازش (Redis Queue) وصل کن، و ZarinPal رو integrate کن. بدون هیچ برنامهنویسی پیچیدهای این MVP در یه هفته آمادهست. ۳) ۲۰ مدرس آنلاین که میشناسی رو پیدا کن، بهشون یه ماه رایگان بده، ببین کجاها خروجی ضعیفه — قبل از هر تبلیغی این feedback loop رو کامل کن.
🏗 زیرساخت: Whisper Large-v3 + مدل کوچیک متنباز (Qwen/DeepSeek) روی VPS خارجی با GPU (Hetzner/RunPod)، سرور وب روی ArvanCloud یا VPS ارزان، ZarinPal برای پرداخت ریالی — هیچ API پولی خارجی لازم نیست.
📍 واقعیت بازار ایران: بله، در تهران امروز کار میکنه — اما GPU VPS ماهانه ۱۵۰ تا ۳۰۰ دلار هزینه داره که باید از همون ابتدا با درآمد ریالی یا تتر پوشش بدی؛ این سرویس بدون حداقل ۵۰ تا ۱۰۰ کاربر فعال ماهانه سربهسر نمیشه.
🧭 بزرگترین ریسک: بزرگترین ریسک هزینهی ثابت زیرساخت GPU قبل از رسیدن به کاربر کافیه — اگه از همون روز اول پول GPU بدی و درآمد نداشته باشی، چند ماه دووم نمیاری. راهحل: از RunPod/Vast.ai با مدل Pay-per-use شروع کن تا زمانی که جریان درآمدی ثابت بشه، بعد به VPS اختصاصی برو.
یه سرویس وب که ویدیوهای فارسی (جلسات، وبینارها، پادکستها، محتوای آموزشی) رو آپلود میکنی و در عرض چند دقیقه ترانسکریپت دقیق فارسی، زیرنویس SRT و خلاصه ساختاریافته بهت میده. مشکلی که حل میکنه: تبدیل صوت فارسی به متن هنوز در ایران یا گرونقیمته یا کیفیتش افتضاحه — ابزارهای خارجی هم فارسی رو بد میفهمن.
⚙️ چطور کار میکنه:
کاربر وارد سایت میشه (بدون نصب هیچی)، فایل ویدیو/صوتی رو آپلود میکنه یا لینک یوتیوب/آپارات میده. سیستم پشتصحنه با Whisper متنباز (نسخه Large-v3 که فارسی رو خوب میفهمه) روی یه VPS خارج از ایران ترانسکریپت میکنه، بعد یه مدل کوچیک مثل Qwen یا DeepSeek خلاصه و تیترهای فصلبندی رو تولید میکنه. خروجی: یه صفحه که میشه توش جستجو کرد + دانلود TXT و SRT. مثال واقعی: مدرس آنلاین یه وبینار ۹۰ دقیقهای داره — تا حالا ۳ ساعت وقت میذاشت دستی تایپ کنه یا به دانشجوها میگفت نت بنویسن. الان فایل رو آپلود میکنه، ۸ دقیقه صبر میکنه، ترانسکریپت کامل با خلاصه فصلبندیشده دستشه — مستقیم میذاره توی LMS یا کانال تلگرامش.
🎯 بازار هدف:
سه گروه اصلی: ۱) مدرسین و سازندگان محتوای آموزشی (یوتیوبر، معلم آنلاین، مدرس دورههای روی ویرگول/فرادرس) که محتوای متنی برای SEO و دسترسپذیری نیاز دارن. ۲) شرکتها و استارتاپها که جلسات، وبینارها و پادکستهای داخلی دارن و میخوان آرشیو متنی قابلجستجو داشته باشن. ۳) خبرنگارها و محققان که مصاحبههای صوتی/تصویری رو باید پیاده کنن. اینها حاضرن پول بدن چون الترناتیوشون اینه: ساعتها وقت بذارن یا نیروی انسانی استخدام کنن.
✅ نقاط قوت:
• Whisper روی فارسی واقعاً خوب کار میکنه — بهتر از اکثر ابزارهای ایرانی رقیب
• قالب وب یعنی هیچ نصبی لازم نیست و روی موبایل هم کار میکنه
• هیچ وابستگی به API پولی خارجی نداره — Whisper و مدل خلاصهساز کاملاً self-hosted
• فایلهای ویدیویی حجم بالا دارن — کاربر طبیعتاً ترجیح میده از سرویس بخره تا محاسبهی خودش
⚠️ نقاط ضعف و چالشها:
• پردازش ویدیوهای بلند (بالای ۳۰ دقیقه) به GPU نیاز داره — VPS ارزون کافی نیست و هزینه infrastructure بالاست
• Whisper روی لهجههای خاص (ترکی، کردی، لری) یا صدای چند نفر همزمان ضعیف میشه
• رقبای احتمالی مثل سرویسهای ترانسکریپشن دستی که ارزونتر کار میکنن
💰 درآمدزایی:
مدل کردیت (Prepaid): کاربر کردیت میخره، هر دقیقه صوت مثلاً ۵۰۰ تا ۸۰۰ تومان. یه وبینار ۶۰ دقیقهای میشه ۳۰ تا ۴۸ هزار تومان — قیمتی که در مقابل ارزش وقت توجیهپذیره. پلن سازمانی هم برای شرکتهایی که ماهانه بیش از ۱۰ ساعت پردازش دارن: اشتراک ماهانه ۵ تا ۱۰ میلیون تومان. پرداخت از طریق ZarinPal ریالی. برای مشتریان خارج از ایران یا شرکتهایی که فاکتور ارزی میخوان: USDT روی کیف پول.
🚀 از کجا شروع کنیم:
۱) یه VPS با GPU اجاره کن — Hetzner یه A100 اجاره میده، یا از RunPod/Vast.ai برای شروع استفاده کن که ساعتی حساب میکنن و هزینه اولیه صفره. Whisper Large-v3 رو روش نصب کن و با یه فایل تست کن کیفیت فارسیش رو ببین. ۲) یه لندینگ ساده با فرم آپلود بساز (PHP یا FastAPI کافیه)، یه صف پردازش (Redis Queue) وصل کن، و ZarinPal رو integrate کن. بدون هیچ برنامهنویسی پیچیدهای این MVP در یه هفته آمادهست. ۳) ۲۰ مدرس آنلاین که میشناسی رو پیدا کن، بهشون یه ماه رایگان بده، ببین کجاها خروجی ضعیفه — قبل از هر تبلیغی این feedback loop رو کامل کن.
🏗 زیرساخت: Whisper Large-v3 + مدل کوچیک متنباز (Qwen/DeepSeek) روی VPS خارجی با GPU (Hetzner/RunPod)، سرور وب روی ArvanCloud یا VPS ارزان، ZarinPal برای پرداخت ریالی — هیچ API پولی خارجی لازم نیست.
📍 واقعیت بازار ایران: بله، در تهران امروز کار میکنه — اما GPU VPS ماهانه ۱۵۰ تا ۳۰۰ دلار هزینه داره که باید از همون ابتدا با درآمد ریالی یا تتر پوشش بدی؛ این سرویس بدون حداقل ۵۰ تا ۱۰۰ کاربر فعال ماهانه سربهسر نمیشه.
🧭 بزرگترین ریسک: بزرگترین ریسک هزینهی ثابت زیرساخت GPU قبل از رسیدن به کاربر کافیه — اگه از همون روز اول پول GPU بدی و درآمد نداشته باشی، چند ماه دووم نمیاری. راهحل: از RunPod/Vast.ai با مدل Pay-per-use شروع کن تا زمانی که جریان درآمدی ثابت بشه، بعد به VPS اختصاصی برو.
❤2
مخصوص برنامهنویسهاست این یکی.
وقتی یه API جدید رو یکپارچه میکنی، مشکل از اول کار کردنش نیست — مشکل اینه که بعداً میفهمی یه error code مهم رو handle نکردی، signature وبهوک رو چک نکردی، یا یه timeout داری که نمیدونی payment پردازش شده یا نه.
این پرامپت قبل از نوشتن هر کدی، یه spec کامل یکپارچهسازی میسازه. خروجیش شش بخش داره: تنظیمات احراز هویت، ترتیب دقیق فراخوانیها، مدیریت خطا به ازای هر error code، محدودیت نرخ، تأیید امضای webhook، و یه checklist پیش از راهاندازی با ۵ edge caseای که بیشترین شانس رو دارن مشکلساز بشن.
برای APIهای رایج مثل Stripe، Twilio، Slack و GitHub خروجی خیلی دقیق و API-specific میشه. برای APIهای کمشناختهتر، کافیه یه توضیح از مکانیزم احراز هویت و چند endpoint کلیدی بدی تا مدل بقیه رو از روی context تکمیل کنه.
📋 پرامپت کامل (لمس کن تا کپی بشه):
توضیحات بیشتر و مثالها توی مقاله 👇
وقتی یه API جدید رو یکپارچه میکنی، مشکل از اول کار کردنش نیست — مشکل اینه که بعداً میفهمی یه error code مهم رو handle نکردی، signature وبهوک رو چک نکردی، یا یه timeout داری که نمیدونی payment پردازش شده یا نه.
این پرامپت قبل از نوشتن هر کدی، یه spec کامل یکپارچهسازی میسازه. خروجیش شش بخش داره: تنظیمات احراز هویت، ترتیب دقیق فراخوانیها، مدیریت خطا به ازای هر error code، محدودیت نرخ، تأیید امضای webhook، و یه checklist پیش از راهاندازی با ۵ edge caseای که بیشترین شانس رو دارن مشکلساز بشن.
برای APIهای رایج مثل Stripe، Twilio، Slack و GitHub خروجی خیلی دقیق و API-specific میشه. برای APIهای کمشناختهتر، کافیه یه توضیح از مکانیزم احراز هویت و چند endpoint کلیدی بدی تا مدل بقیه رو از روی context تکمیل کنه.
📋 پرامپت کامل (لمس کن تا کپی بشه):
Act as a senior software engineer with extensive experience integrating third-party APIs into production systems. You specialize in identifying edge cases, failure modes, and the "gotchas" that developers only discover after a painful production incident.
API to integrate: [API NAME, e.g., Stripe Payments, Twilio SMS, Salesforce, SendGrid]
My application: [DESCRIBE YOUR APP IN 1-2 SENTENCES]
What I need to do: [DESCRIBE THE SPECIFIC FUNCTIONALITY, e.g., "Process one-time payments and store customer payment methods for recurring billing"]
Tech stack: [LANGUAGE/FRAMEWORK, e.g., Node.js + Express, Python + Django, Go + Gin]
Known constraints: [ANY KNOWN LIMITS, e.g., "We are on the free tier", "Must be GDPR compliant", or "none"]
Generate a complete API integration spec with the following sections:
1. AUTHENTICATION SETUP
- How authentication works for this API (API keys, OAuth 2.0, JWT, mTLS, etc.)
- Where and how to store credentials securely in [TECH STACK]
- Token refresh logic if required, including expiry handling
2. CORE IMPLEMENTATION PLAN
- The exact sequence of API calls needed to fulfill [WHAT I NEED TO DO]
- Required vs. optional parameters for each call
- The shape of the request payload and what a successful response looks like
- Any stateful dependencies between calls (e.g., must create customer before charging)
3. ERROR HANDLING MAP
- The most common error codes this API returns and their root causes
- Which errors are safe to retry vs. which are fatal and require user action
- Recommended retry strategy: backoff timing, max attempts, jitter
- How to surface errors to the user vs. handle silently
4. RATE LIMITS & QUOTAS
- Request limits per second, minute, and day
- How to detect when you are approaching limits (headers, error codes)
- Recommended approach for high-volume usage (queuing, batching, caching)
5. WEBHOOKS & ASYNC EVENTS (if applicable)
- What events this API delivers via webhook and their payload structure
- How to verify webhook signatures to prevent spoofing
- Idempotency: how to handle duplicate webhook deliveries safely
6. PRE-LAUNCH TESTING CHECKLIST
- How to test this integration in sandbox or test mode without real data
- The 5 most critical edge cases to validate before going to production
- What metrics to monitor after launch (latency p95, error rate, success rate)
Constraints:
- Be specific to [API NAME]. Use real endpoint names, real error codes, and real response field names where known.
- Explicitly flag anything that commonly trips up developers integrating this API for the first time.
- If there are known quirks, undocumented behaviors, or common pitfalls with this API, mention them explicitly.
توضیحات بیشتر و مثالها توی مقاله 👇
❤2
ببین، یه جمله کوچیک هست که میتونه جوابهای AI رو کاملاً متفاوت کنه.
اسمِ این تکنیک Chain-of-Thought هست — یعنی به مدل میگی قبل از جواب دادن، مرحلهبهمرحله فکر کنه.
مشکل اینه که وقتی یه سوال پیچیده میپرسی، مدل مستقیم میپره سراغ جواب. این خیلی وقتها باعث اشتباه میشه — مخصوصاً تو محاسبات، منطق، یا تصمیمگیریهای چند مرحلهای.
راهحل سادهست. یه جمله به اول یا آخرِ Prompt اضافه کن:
«قبل از جواب، فکرت رو مرحلهبهمرحله بنویس.»
همین.
مثال ملموس:
بدون تکنیک:
«اگه سه تا محصول دارم و هر هفته ۲۰٪ فروش یکیشون کم بشه، چند هفته طول میکشه که موجودیم نصف بشه؟»
مدل یه عدد میده — شاید درست، شاید نه. نمیدونی چطور رسید.
با Chain-of-Thought:
«فکرت رو مرحلهبهمرحله بنویس. اگه سه تا محصول دارم و هر هفته ۲۰٪ فروش یکیشون کم بشه، چند هفته طول میکشه که موجودیم نصف بشه؟»
اینجا مدل اول فرضیاتش رو مینویسه، بعد محاسبه میکنه، بعد جواب میده. هم احتمال خطا کمتره، هم میتونی ببینی کجا اشتباه کرده.
نکته جالبش اینجاست: روی سوالهای ساده تاثیر زیادی نداره، ولی هرچی کار پیچیدهتر باشه، فرقش بیشتره. ⚡
یه جایی که حتماً ازش استفاده کن: وقتی میخوای بین دو گزینه تصمیم بگیری، یه ایده رو بررسی کنی، یا یه متن رو آنالیز کنی. بهش بگو اول جوانب رو بشمره، بعد نتیجه بگیره.
امتحانش کن — فرق رو میبینی. 🔥
اسمِ این تکنیک Chain-of-Thought هست — یعنی به مدل میگی قبل از جواب دادن، مرحلهبهمرحله فکر کنه.
مشکل اینه که وقتی یه سوال پیچیده میپرسی، مدل مستقیم میپره سراغ جواب. این خیلی وقتها باعث اشتباه میشه — مخصوصاً تو محاسبات، منطق، یا تصمیمگیریهای چند مرحلهای.
راهحل سادهست. یه جمله به اول یا آخرِ Prompt اضافه کن:
«قبل از جواب، فکرت رو مرحلهبهمرحله بنویس.»
همین.
مثال ملموس:
بدون تکنیک:
«اگه سه تا محصول دارم و هر هفته ۲۰٪ فروش یکیشون کم بشه، چند هفته طول میکشه که موجودیم نصف بشه؟»
مدل یه عدد میده — شاید درست، شاید نه. نمیدونی چطور رسید.
با Chain-of-Thought:
«فکرت رو مرحلهبهمرحله بنویس. اگه سه تا محصول دارم و هر هفته ۲۰٪ فروش یکیشون کم بشه، چند هفته طول میکشه که موجودیم نصف بشه؟»
اینجا مدل اول فرضیاتش رو مینویسه، بعد محاسبه میکنه، بعد جواب میده. هم احتمال خطا کمتره، هم میتونی ببینی کجا اشتباه کرده.
نکته جالبش اینجاست: روی سوالهای ساده تاثیر زیادی نداره، ولی هرچی کار پیچیدهتر باشه، فرقش بیشتره. ⚡
یه جایی که حتماً ازش استفاده کن: وقتی میخوای بین دو گزینه تصمیم بگیری، یه ایده رو بررسی کنی، یا یه متن رو آنالیز کنی. بهش بگو اول جوانب رو بشمره، بعد نتیجه بگیره.
امتحانش کن — فرق رو میبینی. 🔥
👍5🤣3❤1
شرکت LastPass — اپِ مدیریت رمزعبور که خیلیها ازش استفاده میکنن — روز ۲۳ ژوئن اعلام کرد که اطلاعات بخشی از کاربراش دزدیده شده. سیستمهای خودِ LastPass هیچوقت هک نشد؛ حمله از یه ابزار جانبی شروع شد.
مهاجما که خودشون رو «Icarus» مینامن، از طریق یه حساب کاربری قدیمی و فراموششده وارد سیستمهای یه شرکت به اسم Klue شدن — یه پلتفرم SaaS که LastPass ازش برای کارهای بازاریابی استفاده میکرد. وقتی داخل شدن، به یه گنج رسیدن: Token های OAuth.
این Tokenها یه نوع کلید دیجیتالین که به یه سرویس اجازه میدن به سرویس دیگهای دسترسی داشته باشه — بدون نیاز به پسورد. خودِ Klue از طریق همین Tokenها به ابزارهایی مثل Salesforce مشتریاش وصل بود. مهاجما این Tokenها رو برداشتن و ازشون برای ورود به چند شرکت همزمان استفاده کردن — از جمله LastPass، HackerOne، Recorded Future و چند تای دیگه. یه حمله، چند تا قربانی.
از LastPass چی دزدیدن؟ اسم، شماره تلفن، ایمیل، آدرس و محتوای تیکتهای پشتیبانی مشتریا. اون آخری نگرانکنندهست، چون تیکتهای پشتیبانی ممکنه جزئیاتی داشته باشه که به درد فیشینگ بخوره — مثلاً کسی زنگ بزنه، ادعا کنه از LastPass هست و اطلاعاتِ خاص حسابتو بدونه.
گروه Icarus از نوعِ باجگیرای دیجیتالیه که بهجای رمزنگاری سیستمها، داده میدزده و تهدید میکنه که اگه پول نگیره، منتشرش میکنه. الان هم تهدید کردن که اطلاعات LastPass رو پابلیک میکنن.
خبرِ خوب اینه که خزانهی رمزعبورها دستنخورده موندن — پسوردهای ذخیرهشدهات امن هستن. ولی اگه کاربر LastPass هستی، مراقب ایمیلها یا تماسهایی باش که ادعا میکنن از این شرکت هستن و master password ازت میخوان؛ شرکت LastPass هیچوقت از این طریق این کارو نمیکنه.
مهاجما که خودشون رو «Icarus» مینامن، از طریق یه حساب کاربری قدیمی و فراموششده وارد سیستمهای یه شرکت به اسم Klue شدن — یه پلتفرم SaaS که LastPass ازش برای کارهای بازاریابی استفاده میکرد. وقتی داخل شدن، به یه گنج رسیدن: Token های OAuth.
این Tokenها یه نوع کلید دیجیتالین که به یه سرویس اجازه میدن به سرویس دیگهای دسترسی داشته باشه — بدون نیاز به پسورد. خودِ Klue از طریق همین Tokenها به ابزارهایی مثل Salesforce مشتریاش وصل بود. مهاجما این Tokenها رو برداشتن و ازشون برای ورود به چند شرکت همزمان استفاده کردن — از جمله LastPass، HackerOne، Recorded Future و چند تای دیگه. یه حمله، چند تا قربانی.
از LastPass چی دزدیدن؟ اسم، شماره تلفن، ایمیل، آدرس و محتوای تیکتهای پشتیبانی مشتریا. اون آخری نگرانکنندهست، چون تیکتهای پشتیبانی ممکنه جزئیاتی داشته باشه که به درد فیشینگ بخوره — مثلاً کسی زنگ بزنه، ادعا کنه از LastPass هست و اطلاعاتِ خاص حسابتو بدونه.
گروه Icarus از نوعِ باجگیرای دیجیتالیه که بهجای رمزنگاری سیستمها، داده میدزده و تهدید میکنه که اگه پول نگیره، منتشرش میکنه. الان هم تهدید کردن که اطلاعات LastPass رو پابلیک میکنن.
خبرِ خوب اینه که خزانهی رمزعبورها دستنخورده موندن — پسوردهای ذخیرهشدهات امن هستن. ولی اگه کاربر LastPass هستی، مراقب ایمیلها یا تماسهایی باش که ادعا میکنن از این شرکت هستن و master password ازت میخوان؛ شرکت LastPass هیچوقت از این طریق این کارو نمیکنه.
❤1
فیگما در Config 2026 (که ۲۴ ژوئن برگزار شد) سه قابلیت اعلام کرد که با هم کل گردش کار طراحی-توسعه رو زیر و رو میکنن.
مهمترینشون Code Layers هست — کدی که مستقیماً روی بوم طراحیِ فیگما اجرا میشه. میتونی هر لایهی طراحی رو با یه کلیک تبدیل به یه لایهی کد React کنی، ریپوهای کد رو وارد بوم کنی و فلوهای واقعی production رو ازشون استخراج کنی، و بدون خروج از فیگما npm package اجرا کنی — از کتابخونههای انیمیشن گرفته تا فریمورکهای سهبعدی. دستیار AI هم میتونه همینجا کد بسازه یا ویرایش کنه، و خروجی مستقیماً داخل Figma Sites دیپلوی میشه.
دیلان فیلد، مدیرعامل فیگما، گفته هدف اینه که کد رو مثل هر مادهی دیگهای توی طراحی در نظر بگیریم. عملاً یعنی اون مرحلهی handoff — که طراح spec صادر میکنه و برنامهنویس از اول کد میزنه — دیگه اجباری نیست و هر دو میتونن روی همون فایل با هم کار کنن.
قابلیت دوم یه سازندهی افزونه با زبان طبیعی هست. توضیح میدی چه کاری میخوای، دستیار AI افزونه رو میسازه — بدون نوشتن JavaScript و بدون نیاز به تنظیم محیط توسعه. دستیار حالا به ابزارهای خارجی مثل Notion، Slack، GitHub، Atlassian، Granola و Excel هم وصل میشه و مکالماتش پیشفرض برای تیم قابل دیدنه. این قابلیت الان برای همه فعاله؛ دسترسی به FigJam و Slides هنوز در مرحلهی waitlist هست.
سومی Figma Motion هست — سیستم انیمیشن بومیِ فیگما با timeline و keyframe. قبلاً انیمیشن یعنی رفتن به After Effects یا Rive؛ حالا برای اکثر کارها این مرحله حذف شده. خروجی Dev Mode شامل CSS، JSON، React، MP4، WebM، SVG متحرک و GIF میشه.
از نظر زمانبندی: قابلیت Figma Motion همین الان برای همه در دسترسه، ولی قابلیت Code Layers الان در waitlist هست و از جولای ۲۰۲۶ شروع به rollout میکنه. قیمتگذاری هم تغییری نکرده.
مهمترینشون Code Layers هست — کدی که مستقیماً روی بوم طراحیِ فیگما اجرا میشه. میتونی هر لایهی طراحی رو با یه کلیک تبدیل به یه لایهی کد React کنی، ریپوهای کد رو وارد بوم کنی و فلوهای واقعی production رو ازشون استخراج کنی، و بدون خروج از فیگما npm package اجرا کنی — از کتابخونههای انیمیشن گرفته تا فریمورکهای سهبعدی. دستیار AI هم میتونه همینجا کد بسازه یا ویرایش کنه، و خروجی مستقیماً داخل Figma Sites دیپلوی میشه.
دیلان فیلد، مدیرعامل فیگما، گفته هدف اینه که کد رو مثل هر مادهی دیگهای توی طراحی در نظر بگیریم. عملاً یعنی اون مرحلهی handoff — که طراح spec صادر میکنه و برنامهنویس از اول کد میزنه — دیگه اجباری نیست و هر دو میتونن روی همون فایل با هم کار کنن.
قابلیت دوم یه سازندهی افزونه با زبان طبیعی هست. توضیح میدی چه کاری میخوای، دستیار AI افزونه رو میسازه — بدون نوشتن JavaScript و بدون نیاز به تنظیم محیط توسعه. دستیار حالا به ابزارهای خارجی مثل Notion، Slack، GitHub، Atlassian، Granola و Excel هم وصل میشه و مکالماتش پیشفرض برای تیم قابل دیدنه. این قابلیت الان برای همه فعاله؛ دسترسی به FigJam و Slides هنوز در مرحلهی waitlist هست.
سومی Figma Motion هست — سیستم انیمیشن بومیِ فیگما با timeline و keyframe. قبلاً انیمیشن یعنی رفتن به After Effects یا Rive؛ حالا برای اکثر کارها این مرحله حذف شده. خروجی Dev Mode شامل CSS، JSON، React، MP4، WebM، SVG متحرک و GIF میشه.
از نظر زمانبندی: قابلیت Figma Motion همین الان برای همه در دسترسه، ولی قابلیت Code Layers الان در waitlist هست و از جولای ۲۰۲۶ شروع به rollout میکنه. قیمتگذاری هم تغییری نکرده.
❤2
شرکت Anthropic ادعا کرده که اپراتورهای وابسته به Alibaba — سازنده مدل Qwen — بین آوریل تا ژوئن ۲۰۲۶، با حدود ۲۵ هزار اکانت جعلی، در مجموع حدود ۲۸.۸ میلیون بار از Claude کوئری گرفتن. این ادعا رو Bloomberg گزارش داده.
هدف این بوده که خروجیهای Claude رو جمع کنن — با تمرکز روی قابلیتهایی مثل مهندسی نرمافزار و استدلال ایجنتی — و ازشون برای آموزش مدل Qwen استفاده بشه.
بهش میگن "adversarial distillation": به جای اینکه از صفر یه مدل قوی بسازی، خروجیهای مدلهای پیشرفته رقیب رو برداشت میکنی و باهاشون مدل خودت رو با هزینهای خیلی کمتر تقویت میکنی. طبق ادعای Anthropic، این بخشی از یه الگوی گستردهتره که توش آزمایشگاههای چینی به این روش از مدلهای آمریکایی بهره میبرن. 🤖
هدف این بوده که خروجیهای Claude رو جمع کنن — با تمرکز روی قابلیتهایی مثل مهندسی نرمافزار و استدلال ایجنتی — و ازشون برای آموزش مدل Qwen استفاده بشه.
بهش میگن "adversarial distillation": به جای اینکه از صفر یه مدل قوی بسازی، خروجیهای مدلهای پیشرفته رقیب رو برداشت میکنی و باهاشون مدل خودت رو با هزینهای خیلی کمتر تقویت میکنی. طبق ادعای Anthropic، این بخشی از یه الگوی گستردهتره که توش آزمایشگاههای چینی به این روش از مدلهای آمریکایی بهره میبرن. 🤖
❤4
یه اشتباه رایجه که وقتی از AI چیزی میخوایم مرتکبش میشیم: فقط «چی» رو میگیم، «چطور» رو نه.
مثلاً میگیم «این ایمیل رو حرفهایتر کن» — و AI یه چیزی میده که شاید اصلاً به درد پروژهمون نخوره. نه ساختارش معلومه، نه میدونه برای کی مینویسیم، نه میدونه چقدر طولانی باشه.
راهحل سادهست: همراه درخواستت، فرمتِ دقیقِ خروجی رو هم توضیح بده.
مثال ملموس — ایمیل حرفهای:
بدون فرمت:
«این ایمیل رو حرفهایتر کن»
با فرمت:
«این ایمیل رو ویرایش کن. لحنش رسمی اما صمیمی باشه. ساختار: یه خطِ موضوع جذاب، سه پاراگراف کوتاه (مقدمه، بدنه، درخواست)، یه جملهی پایانی با یه درخواستِ مشخص از مخاطب»
با دومی، چیزی میگیری که مستقیماً میشه ارسالش کرد.
چند فرمتِ پرکاربرد که میشه توی Prompt آورد:
وقتی میخوای مقایسه کنی:
«خروجی رو توی یه جدول سهستونه بنویس: ویژگی، مزیت، معایب»
وقتی میخوای یاد بگیری:
«هر مرحله رو جداگانه توضیح بده، با یه مثال کوچیک برای هر کدوم»
وقتی میخوای سریع اسکن کنی:
«فقط bullet point، حداکثر ۵ تا، هر کدوم زیر ۱۵ کلمه»
برای دیباگ کد هم همینه. به جای «این کد مشکل داره»، بگو:
«این کد رو بررسی کن. جوابت باید شامل اینا باشه: ۱) مشکل کجاست، ۲) چرا اتفاق افتاده، ۳) کدِ اصلاحشده»
نکته جالبش اینجاست که این روش هیچ دانشِ فنیای نمیخواد. فقط قبل از فرستادنِ Prompt، ده ثانیه فکر کن: «میخوام جوابم چه شکلی باشه؟» — همونو بنویس.
وقتی فرمت میدی، AI از یه ابزارِ کلیگو تبدیل میشه به یه همکارِ مشخص. ⚡
مثلاً میگیم «این ایمیل رو حرفهایتر کن» — و AI یه چیزی میده که شاید اصلاً به درد پروژهمون نخوره. نه ساختارش معلومه، نه میدونه برای کی مینویسیم، نه میدونه چقدر طولانی باشه.
راهحل سادهست: همراه درخواستت، فرمتِ دقیقِ خروجی رو هم توضیح بده.
مثال ملموس — ایمیل حرفهای:
بدون فرمت:
«این ایمیل رو حرفهایتر کن»
با فرمت:
«این ایمیل رو ویرایش کن. لحنش رسمی اما صمیمی باشه. ساختار: یه خطِ موضوع جذاب، سه پاراگراف کوتاه (مقدمه، بدنه، درخواست)، یه جملهی پایانی با یه درخواستِ مشخص از مخاطب»
با دومی، چیزی میگیری که مستقیماً میشه ارسالش کرد.
چند فرمتِ پرکاربرد که میشه توی Prompt آورد:
وقتی میخوای مقایسه کنی:
«خروجی رو توی یه جدول سهستونه بنویس: ویژگی، مزیت، معایب»
وقتی میخوای یاد بگیری:
«هر مرحله رو جداگانه توضیح بده، با یه مثال کوچیک برای هر کدوم»
وقتی میخوای سریع اسکن کنی:
«فقط bullet point، حداکثر ۵ تا، هر کدوم زیر ۱۵ کلمه»
برای دیباگ کد هم همینه. به جای «این کد مشکل داره»، بگو:
«این کد رو بررسی کن. جوابت باید شامل اینا باشه: ۱) مشکل کجاست، ۲) چرا اتفاق افتاده، ۳) کدِ اصلاحشده»
نکته جالبش اینجاست که این روش هیچ دانشِ فنیای نمیخواد. فقط قبل از فرستادنِ Prompt، ده ثانیه فکر کن: «میخوام جوابم چه شکلی باشه؟» — همونو بنویس.
وقتی فرمت میدی، AI از یه ابزارِ کلیگو تبدیل میشه به یه همکارِ مشخص. ⚡
❤6
♨️ فیگما یه آپدیت بزرگ داد و این بار جدیتر از همیشهست.
توی کنفرانس سالانهاش چند قابلیت معرفی کرد که فاصله بین طراح و توسعهدهنده رو خیلی کمتر میکنه.
اول اینکه حالا میشه کد رو مستقیم به بوم فیگما اضافه کرد. یعنی تیمها میتونن کدِ منبع برنامههاشون رو کپی کنن و بخشهای مختلف نرمافزار رو به شکل لایههای طراحی ببینن. آزمایش ایدههای جدید اینجوری خیلی راحتتر میشه.
دومین چیز جالب اینه که AI جدید فیگما انیمیشن میسازه — فقط با یه توضیح متنی ساده. قبلاً طراحا مجبور بودن انیمیشنها رو توی نرمافزار جداگانه بسازن و بعد تبدیلشون کنن به فرمتی که فیگما بفهمه. حالا این کار کلاً حذف شده و پشتیبانی از انیمیشن و ترنزیشنهای سهبعدی مستقیم توی خودِ پلتفرم انجام میشه.
کارهای تکراری و خستهکننده هم به AI سپرده میشن تا طراح وقتش رو برای ایدههای خلاقانه بذاره.
توی کنفرانس سالانهاش چند قابلیت معرفی کرد که فاصله بین طراح و توسعهدهنده رو خیلی کمتر میکنه.
اول اینکه حالا میشه کد رو مستقیم به بوم فیگما اضافه کرد. یعنی تیمها میتونن کدِ منبع برنامههاشون رو کپی کنن و بخشهای مختلف نرمافزار رو به شکل لایههای طراحی ببینن. آزمایش ایدههای جدید اینجوری خیلی راحتتر میشه.
دومین چیز جالب اینه که AI جدید فیگما انیمیشن میسازه — فقط با یه توضیح متنی ساده. قبلاً طراحا مجبور بودن انیمیشنها رو توی نرمافزار جداگانه بسازن و بعد تبدیلشون کنن به فرمتی که فیگما بفهمه. حالا این کار کلاً حذف شده و پشتیبانی از انیمیشن و ترنزیشنهای سهبعدی مستقیم توی خودِ پلتفرم انجام میشه.
کارهای تکراری و خستهکننده هم به AI سپرده میشن تا طراح وقتش رو برای ایدههای خلاقانه بذاره.
❤1
وقتی چند تا منبع پژوهشی داری، معمولاً آدم آخرین چیزی که خونده رو تو ذهنش نگه میداره — این Prompt این مشکل رو حل میکنه.
خروجیش ۵ بخشه: نقاط توافق منابع، اختلافها با تفکیک نوعشون (اختلاف دادهای، روشی، یا تعریفی)، نکتهی منحصربهفرد هر منبع، سوالهای بیجواب، و یه پاراگراف جمعبندی آماده برای استفاده مستقیم.
بهترین حالتش اینه که ۳ تا ۸ منبع باشه و چکیدهی واقعی بهش بدی، نه فقط عنوان. روی Claude Sonnet 4.6، GPT-5 و Gemini 3.5 Flash تست شده — برای متنهای طولانیتر Claude و GPT-5 بهترن، برای چکیدههای کوتاه Gemini 3.5 Flash کافیه.
📋 پرامپت کامل (لمس کن تا کپی بشه):
توضیحات بیشتر و مثالها توی مقاله 👇
خروجیش ۵ بخشه: نقاط توافق منابع، اختلافها با تفکیک نوعشون (اختلاف دادهای، روشی، یا تعریفی)، نکتهی منحصربهفرد هر منبع، سوالهای بیجواب، و یه پاراگراف جمعبندی آماده برای استفاده مستقیم.
بهترین حالتش اینه که ۳ تا ۸ منبع باشه و چکیدهی واقعی بهش بدی، نه فقط عنوان. روی Claude Sonnet 4.6، GPT-5 و Gemini 3.5 Flash تست شده — برای متنهای طولانیتر Claude و GPT-5 بهترن، برای چکیدههای کوتاه Gemini 3.5 Flash کافیه.
📋 پرامپت کامل (لمس کن تا کپی بشه):
Act as a systematic research analyst with expertise in synthesizing academic and professional literature.
You will analyze the source summaries or abstracts I provide and produce a structured synthesis identifying: where sources converge, where they conflict, what each uniquely contributes, and what important questions remain unanswered.
I am researching: [YOUR RESEARCH TOPIC OR QUESTION]
Here are the source summaries to synthesize:
SOURCE 1 — [TITLE / AUTHOR / DATE]:
[PASTE SUMMARY OR ABSTRACT HERE]
SOURCE 2 — [TITLE / AUTHOR / DATE]:
[PASTE SUMMARY OR ABSTRACT HERE]
SOURCE 3 — [TITLE / AUTHOR / DATE]:
[PASTE SUMMARY OR ABSTRACT HERE]
[Add more sources as needed — 3 to 8 sources works best]
Constraints:
- Work only from what I have provided. Do not introduce outside knowledge.
- Flag when two sources use the same term differently — definitional conflicts matter.
- Be specific: when noting agreement or disagreement, cite which sources and what exact claims.
- Do not summarize each source individually — I have already read them. Synthesize across them.
- If a source is too brief or vague to contribute meaningfully, say so rather than padding.
- Distinguish empirical conflicts (different findings) from methodological conflicts (different measurement approaches) from definitional conflicts (different meaning of terms).
Produce your synthesis in this exact format:
## Points of Strong Agreement
[Claims supported by 3+ sources, with source citations in parentheses]
## Productive Tensions
[Where sources meaningfully disagree — note whether the conflict is empirical, methodological, or definitional, and why it matters]
## Unique Contributions
[One bullet per source: what this source adds that the others do not cover]
## Unanswered Questions
[Important questions the sources collectively leave open: gaps, unstudied populations, unexplored mechanisms, missing timeframes]
## Synthesis Statement
[One dense paragraph integrating the above into a coherent research-landscape assessment — suitable for quoting in your own writing]
توضیحات بیشتر و مثالها توی مقاله 👇
❤3👍1
شرکت OpenAI روز چهارشنبه از اولین تراشهی سفارشیاش رونمایی کرد: یه تراشهی استنتاج به اسم Jalapeño که با همکاری Broadcom طراحی شده.
استنتاج (inference) یعنی وقتی از ChatGPT سوال میپرسی، مدلِ از پیش آموزشدیده داره اجرا میشه و جوابت رو میده. آموزشِ مدل یه فرایند گسستهست که برای هر ورژن جدید انجام میشه، ولی استنتاج یه جریان پیوستهست که مستقیم با رشد تعداد کاربرا بزرگتر میشه. ChatGPT الان ماهانه بیش از یه میلیارد کاربر فعال داره، یعنی این جریان واقعاً عظیمه.
این شرکت تا الان تقریباً کاملاً به GPU های Nvidia وابسته بوده. GPU های Nvidia برای آموزش مدلها عالیان، ولی وقتی فقط برای استنتاج ازشون استفاده میکنی، سربار زیادی از نظر مصرف انرژی و هزینه دارن. یه تراشهی اختصاصی که فقط برای استنتاج طراحی شده میتونه این سربارها رو حذف کنه.
نتایج اولیه نشون میده Jalapeño نسبت عملکرد به مصرف انرژی بهتری نسبت به گزینههای موجود داره، مخصوصاً برای اجرای مدلهای کدنویسی در زمان واقعی. هیچ آمار دقیقی از آزمایشها منتشر نشده، ولی مصرف انرژی الان مهمترین گلوگاه دیتاسنترهای AI هست — تراشهای که با همون برق خروجی بیشتری بده، هم هزینه رو کاهش میده هم ظرفیت رو بالا میبره.
شرکت Broadcom شریک این پروژهست و تجربهی ساخت تراشههای اختصاصی برای غولهای تکنولوژی رو داره، از جمله تراشههای TPU که Google از سال ۲۰۱۶ ازشون استفاده میکنه. طراحی سیلیکون با Broadcom بوده و مشخصاتِ فنی و نوعِ بارِ کاری رو خود OpenAI داده تا تراشه دقیقاً برای نیازهای این شرکت بهینه بشه.
شرکتهای بزرگی مثل Google، Amazon، و Meta همه تراشههای اختصاصی AI دارن. ولی Jalapeño اولین تراشهایه که اسم OpenAI روشه، و نشون میده این شرکت داره از یه خریدارِ سختافزار به یه طراحِ سختافزار تبدیل میشه.
فعلاً تراشه در مرحلهی آزمایشه و هیچ تاریخی برای تولید انبوه اعلام نشده.
استنتاج (inference) یعنی وقتی از ChatGPT سوال میپرسی، مدلِ از پیش آموزشدیده داره اجرا میشه و جوابت رو میده. آموزشِ مدل یه فرایند گسستهست که برای هر ورژن جدید انجام میشه، ولی استنتاج یه جریان پیوستهست که مستقیم با رشد تعداد کاربرا بزرگتر میشه. ChatGPT الان ماهانه بیش از یه میلیارد کاربر فعال داره، یعنی این جریان واقعاً عظیمه.
این شرکت تا الان تقریباً کاملاً به GPU های Nvidia وابسته بوده. GPU های Nvidia برای آموزش مدلها عالیان، ولی وقتی فقط برای استنتاج ازشون استفاده میکنی، سربار زیادی از نظر مصرف انرژی و هزینه دارن. یه تراشهی اختصاصی که فقط برای استنتاج طراحی شده میتونه این سربارها رو حذف کنه.
نتایج اولیه نشون میده Jalapeño نسبت عملکرد به مصرف انرژی بهتری نسبت به گزینههای موجود داره، مخصوصاً برای اجرای مدلهای کدنویسی در زمان واقعی. هیچ آمار دقیقی از آزمایشها منتشر نشده، ولی مصرف انرژی الان مهمترین گلوگاه دیتاسنترهای AI هست — تراشهای که با همون برق خروجی بیشتری بده، هم هزینه رو کاهش میده هم ظرفیت رو بالا میبره.
شرکت Broadcom شریک این پروژهست و تجربهی ساخت تراشههای اختصاصی برای غولهای تکنولوژی رو داره، از جمله تراشههای TPU که Google از سال ۲۰۱۶ ازشون استفاده میکنه. طراحی سیلیکون با Broadcom بوده و مشخصاتِ فنی و نوعِ بارِ کاری رو خود OpenAI داده تا تراشه دقیقاً برای نیازهای این شرکت بهینه بشه.
شرکتهای بزرگی مثل Google، Amazon، و Meta همه تراشههای اختصاصی AI دارن. ولی Jalapeño اولین تراشهایه که اسم OpenAI روشه، و نشون میده این شرکت داره از یه خریدارِ سختافزار به یه طراحِ سختافزار تبدیل میشه.
فعلاً تراشه در مرحلهی آزمایشه و هیچ تاریخی برای تولید انبوه اعلام نشده.
❤3
AI کلمهها رو مثل ما نمیخونه. اونا رو به اعداد تبدیل میکنه. این سادهترین توضیحِ Embedding هست.
هر کلمه یا جملهای که بهش میدی، تبدیل میشه به یه لیست از اعداد — یه نقطه توی یه فضای چندهزاربُعدی. کلماتی که معنای نزدیکی دارن، توی این فضا هم به هم نزدیکترن.
مثلاً «گربه» و «پیشی» توی این فضا کنارِ همن. «تهران» و «ایران» هم همینطور. ولی «گربه» و «موشک» از هم دورن.
این یعنی مدل معنا میفهمه، نه فقط کلمه رو میبینه.
حالا میفهمی RAG چطور کار میکنه؟ وقتی ازش میپرسی «بهترین رستوران تهران کجاست؟»، سوالِ تو رو به Embedding تبدیل میکنه و دنبالِ نزدیکترین معنا توی پایگاه دانشش میگرده — نه کلمه به کلمه.
توی اون پایگاه شاید نوشته باشه «بهترین جا برای غذا خوردن». هیچ کلمهای مشترک با سوالِ تو نیست، ولی مدل میفهمه همون چیزیه که دنبالشی.
یه مثالِ کلاسیک هم هست که خوبه بدونی: «پادشاه» منهای «مرد» بهعلاوهی «زن» توی این فضای عددی میشه «ملکه». مدل یه جور ریاضیِ معنایی یاد گرفته.
دفعهی بعد که AI جوابِ دقیقی داد، بدون که یه لیست از اعداد پشتِ پرده داشت کار میکرد. 🔥
هر کلمه یا جملهای که بهش میدی، تبدیل میشه به یه لیست از اعداد — یه نقطه توی یه فضای چندهزاربُعدی. کلماتی که معنای نزدیکی دارن، توی این فضا هم به هم نزدیکترن.
مثلاً «گربه» و «پیشی» توی این فضا کنارِ همن. «تهران» و «ایران» هم همینطور. ولی «گربه» و «موشک» از هم دورن.
این یعنی مدل معنا میفهمه، نه فقط کلمه رو میبینه.
حالا میفهمی RAG چطور کار میکنه؟ وقتی ازش میپرسی «بهترین رستوران تهران کجاست؟»، سوالِ تو رو به Embedding تبدیل میکنه و دنبالِ نزدیکترین معنا توی پایگاه دانشش میگرده — نه کلمه به کلمه.
توی اون پایگاه شاید نوشته باشه «بهترین جا برای غذا خوردن». هیچ کلمهای مشترک با سوالِ تو نیست، ولی مدل میفهمه همون چیزیه که دنبالشی.
یه مثالِ کلاسیک هم هست که خوبه بدونی: «پادشاه» منهای «مرد» بهعلاوهی «زن» توی این فضای عددی میشه «ملکه». مدل یه جور ریاضیِ معنایی یاد گرفته.
دفعهی بعد که AI جوابِ دقیقی داد، بدون که یه لیست از اعداد پشتِ پرده داشت کار میکرد. 🔥
👏12👍1
گوگل یه ابزار جدید برای یادگیری عمیقتر توی اپ Gemini راه انداخته — اسمش نوتبوکهای مطالعه (Study Notebooks) هست.
ایدهاش اینه که یه فضای تعاملی بسازه که کنجکاویات رو به درک واقعی تبدیل کنه. دانشجویی که داره شیمی آلی میخونه یا داره برای آزمونهای استاندارد آماده میشه، میتونه ازش استفاده کنه.
امکاناتش:
- با NotebookLM سینک میشه
- میتونی منابع درسیات رو آپلود کنی
- چتهای قبلیات ذخیره میمونن
- فلشکارت میسازه و اینفوگرافیک میده
- بر اساس عملکردت توی کوییز، یادگیری رو شخصیسازی میکنه
کاملاً رایگانه و توی همه زبونهایی که Gemini ازشون پشتیبانی میکنه در دسترسه. فعلاً فقط نسخه وبی داره، نسخه موبایل بعداً میاد.
ایدهاش اینه که یه فضای تعاملی بسازه که کنجکاویات رو به درک واقعی تبدیل کنه. دانشجویی که داره شیمی آلی میخونه یا داره برای آزمونهای استاندارد آماده میشه، میتونه ازش استفاده کنه.
امکاناتش:
- با NotebookLM سینک میشه
- میتونی منابع درسیات رو آپلود کنی
- چتهای قبلیات ذخیره میمونن
- فلشکارت میسازه و اینفوگرافیک میده
- بر اساس عملکردت توی کوییز، یادگیری رو شخصیسازی میکنه
کاملاً رایگانه و توی همه زبونهایی که Gemini ازشون پشتیبانی میکنه در دسترسه. فعلاً فقط نسخه وبی داره، نسخه موبایل بعداً میاد.
❤6