۸۰۰ میلیون بار در ماه — این آمار آخرین گزارش Google از تعداد ورودهای با passkey هست. اگه هنوز فکر میکنی passkey یه چیز آزمایشگاهیه، وقتشه نظرت رو عوض کنی.
این passkey دقیقاً چیه؟ یه کلید رمزنگاریشدهست که روی دستگاهته. موقع ثبتنام، گوشی یا لپتاپت یه جفت کلید میسازه — یکی عمومی، یکی خصوصی. کلید خصوصی هرگز از دستگاهت خارج نمیشه و سرور فقط کلید عمومی رو نگه میداره.
نکته مهم امنیتیش اینه: passkey به یه دامنه مشخص گره خورده. یعنی اگه یه سایت تقلبی مثل paypa1.com وانمود کنه PayPal هست، passkey اصلاً کار نمیکنه — چون برای paypal.com ساخته شده، نه اون آدرس جعلی. به این میگن «مصونیت در برابر فیشینگ» و این بزرگترین برتری passkey نسبت به رمز عبور و کدهای SMS هست.
وضعیت پذیرش الان چطوره؟ شرکت Google بیشتر از ۴۰۰ میلیون حساب رو به passkey منتقل کرده. بیشتر از ۳۰۰ پلتفرم اصلی پشتیبانی میکنن از جمله Apple، Microsoft، GitHub، PayPal، WhatsApp و Shopify. شرکت Microsoft هم میگه بیشتر از ۹۹٪ از ورودهای کاربران عادیش دیگه بدون رمز عبور انجام میشه.
همگامسازی بین دستگاهها هم حل شده. سرویس Apple Keychain، passkeyها رو بین iPhone، iPad و Mac رمزنگاریشده سینک میکنه. سرویس Google Password Manager هم همین کار رو برای Android و Chrome میکنه. ابزارهایی مثل 1Password و Dashlane هم گزینههای cross-platform هستن.
یه چالش هنوز هست: اگه passkey توی Apple Keychain ذخیره باشه و بخوای روی ویندوز وارد بشی، باید یه QR code رو با گوشیت اسکن کنی و از Bluetooth برای تایید استفاده بشه. کار میکنه ولی کمی گیجکنندهست و خیلیها ترجیح میدن برگردن به رمز عبور. خبر خوب اینکه اتحادیه FIDO یه پروتکل جدید به اسم CXP رو در ۲۰۲۵ نهایی کرده که میشه passkeyها رو بین مدیریتکنندههای مختلف جابهجا کرد و دیگه گیر یه اکوسیستم نمیمونی.
اگه گوشیت رو گم کنی چی؟ passkeyهای سینکشده به بازیابی حساب ابری گره خوردن — مثل بازیابی Apple ID یا حساب Google. به همین خاطر راهاندازی روشهای بازیابی حساب همچنان مهمه.
رمز عبور هنوز نمرده — ۳۰۰ پلتفرم از میلیونها سرویس موجود یعنی هنوز راه داریم. ولی زیرساخت آمادهست، تجربه کاربری داره بهتر میشه، و سوال دیگه «آیا passkey جای رمز عبور رو میگیره؟» نیست — سوال اینه که «چقدر طول میکشه؟»
این passkey دقیقاً چیه؟ یه کلید رمزنگاریشدهست که روی دستگاهته. موقع ثبتنام، گوشی یا لپتاپت یه جفت کلید میسازه — یکی عمومی، یکی خصوصی. کلید خصوصی هرگز از دستگاهت خارج نمیشه و سرور فقط کلید عمومی رو نگه میداره.
نکته مهم امنیتیش اینه: passkey به یه دامنه مشخص گره خورده. یعنی اگه یه سایت تقلبی مثل paypa1.com وانمود کنه PayPal هست، passkey اصلاً کار نمیکنه — چون برای paypal.com ساخته شده، نه اون آدرس جعلی. به این میگن «مصونیت در برابر فیشینگ» و این بزرگترین برتری passkey نسبت به رمز عبور و کدهای SMS هست.
وضعیت پذیرش الان چطوره؟ شرکت Google بیشتر از ۴۰۰ میلیون حساب رو به passkey منتقل کرده. بیشتر از ۳۰۰ پلتفرم اصلی پشتیبانی میکنن از جمله Apple، Microsoft، GitHub، PayPal، WhatsApp و Shopify. شرکت Microsoft هم میگه بیشتر از ۹۹٪ از ورودهای کاربران عادیش دیگه بدون رمز عبور انجام میشه.
همگامسازی بین دستگاهها هم حل شده. سرویس Apple Keychain، passkeyها رو بین iPhone، iPad و Mac رمزنگاریشده سینک میکنه. سرویس Google Password Manager هم همین کار رو برای Android و Chrome میکنه. ابزارهایی مثل 1Password و Dashlane هم گزینههای cross-platform هستن.
یه چالش هنوز هست: اگه passkey توی Apple Keychain ذخیره باشه و بخوای روی ویندوز وارد بشی، باید یه QR code رو با گوشیت اسکن کنی و از Bluetooth برای تایید استفاده بشه. کار میکنه ولی کمی گیجکنندهست و خیلیها ترجیح میدن برگردن به رمز عبور. خبر خوب اینکه اتحادیه FIDO یه پروتکل جدید به اسم CXP رو در ۲۰۲۵ نهایی کرده که میشه passkeyها رو بین مدیریتکنندههای مختلف جابهجا کرد و دیگه گیر یه اکوسیستم نمیمونی.
اگه گوشیت رو گم کنی چی؟ passkeyهای سینکشده به بازیابی حساب ابری گره خوردن — مثل بازیابی Apple ID یا حساب Google. به همین خاطر راهاندازی روشهای بازیابی حساب همچنان مهمه.
رمز عبور هنوز نمرده — ۳۰۰ پلتفرم از میلیونها سرویس موجود یعنی هنوز راه داریم. ولی زیرساخت آمادهست، تجربه کاربری داره بهتر میشه، و سوال دیگه «آیا passkey جای رمز عبور رو میگیره؟» نیست — سوال اینه که «چقدر طول میکشه؟»
❤64🎃24⚡12👍8👎3💩1🍌1
یه کارخانه با ۵۰۰ سنسور روزانه ۲ ترابایت داده تولید میکنه. فرستادن همهشون به ابر؟ ماهی ۱۵۰ تا ۳۰۰ دلار فقط هزینه انتقال داده — و بعدش تازه نوبت هزینه محاسبه میرسه.
مدل «همه چیز رو بفرست به ابر» داره تموم میشه. محاسبات داره برمیگرده به دنیای فیزیکی — و دلیلش فقط هزینه نیست.
ماشینهای خودران باید تصمیم فرمان رو زیر ۲ میلیثانیه بگیرن. رفتوبرگشت یه درخواست از مونیخ به سرورهای ویرجینیا ۱۸۰ تا ۲۲۰ میلیثانیه طول میکشه — تا جواب برسه، ماشین چند متر رفته. رباتهای جراحی نیاز دارن جراح حس لمس رو زیر ۱۰ میلیثانیه دریافت کنه؛ با تأخیر ۲۰۰ میلیثانیه، جراح عملاً کور عمل میکنه. فیزیک محدودیت ایجاد میکنه، نه شبکه.
اینجاست که «محاسبات لبه» وارد میشه — یعنی پردازش داده نزدیک به جایی که تولید میشه، نه توی سرورهای هزار کیلومتر آونطرفتر.
همون کارخانه با سرور لبهای محلی، بهجای ۲ ترابایت، فقط ۵ تا ۱۵ گیگابایت داده فشردهشده میفرسته به ابر. مصرف پهنای باند ۹۰ تا ۹۵ درصد کم میشه و سرور محلی معمولاً ظرف شش ماه به صرفه میشه.
این فقط حرف نیست. سیستمهای مراقبت از بیمار در ICU بیمارستانها روی AWS Outposts محلی اجرا میشن — داده بیمار از بیمارستان بیرون نمیره. شرکت Siemens دستگاههای لبهای رو مستقیم کنار خط تولید کارخانهها نصب کرده. فروشگاههای زنجیرهای بزرگ پردازش تراکنشها رو توی لبه منطقهای اجرا میکنن — حتی وقتی ابر مرکزی قطع میشه، صندوقها کار میکنن.
بخش AI هم همین مسیر رو میره. ماژولهای NVIDIA Jetson Orin با مصرف ۱۵ وات، تا ۲۷۵ تریلیون عملیات در ثانیه انجام میدن — کافیه برای تشخیص تصویر، کنترل کیفیت، و مدلهای زبانی کوچیک، همه بهصورت آفلاین. بیمارستانی که AI روی عکسهای رادیولوژی اجرا میکنه، نمیتونه اون عکسها رو به API یه شرکت ثالث بفرسته. یه کارخانه نمیتونه پارامترهای خط تولیدش رو برای سرویس یه فروشنده بفرسته.
معماری نرمافزار داره از «ابر اول» میره به «لبه اول» — و این برای هر صنعتی که با دنیای فیزیکی سروکار داره، یه تغییر ساختاری واقعیه.
مدل «همه چیز رو بفرست به ابر» داره تموم میشه. محاسبات داره برمیگرده به دنیای فیزیکی — و دلیلش فقط هزینه نیست.
ماشینهای خودران باید تصمیم فرمان رو زیر ۲ میلیثانیه بگیرن. رفتوبرگشت یه درخواست از مونیخ به سرورهای ویرجینیا ۱۸۰ تا ۲۲۰ میلیثانیه طول میکشه — تا جواب برسه، ماشین چند متر رفته. رباتهای جراحی نیاز دارن جراح حس لمس رو زیر ۱۰ میلیثانیه دریافت کنه؛ با تأخیر ۲۰۰ میلیثانیه، جراح عملاً کور عمل میکنه. فیزیک محدودیت ایجاد میکنه، نه شبکه.
اینجاست که «محاسبات لبه» وارد میشه — یعنی پردازش داده نزدیک به جایی که تولید میشه، نه توی سرورهای هزار کیلومتر آونطرفتر.
همون کارخانه با سرور لبهای محلی، بهجای ۲ ترابایت، فقط ۵ تا ۱۵ گیگابایت داده فشردهشده میفرسته به ابر. مصرف پهنای باند ۹۰ تا ۹۵ درصد کم میشه و سرور محلی معمولاً ظرف شش ماه به صرفه میشه.
این فقط حرف نیست. سیستمهای مراقبت از بیمار در ICU بیمارستانها روی AWS Outposts محلی اجرا میشن — داده بیمار از بیمارستان بیرون نمیره. شرکت Siemens دستگاههای لبهای رو مستقیم کنار خط تولید کارخانهها نصب کرده. فروشگاههای زنجیرهای بزرگ پردازش تراکنشها رو توی لبه منطقهای اجرا میکنن — حتی وقتی ابر مرکزی قطع میشه، صندوقها کار میکنن.
بخش AI هم همین مسیر رو میره. ماژولهای NVIDIA Jetson Orin با مصرف ۱۵ وات، تا ۲۷۵ تریلیون عملیات در ثانیه انجام میدن — کافیه برای تشخیص تصویر، کنترل کیفیت، و مدلهای زبانی کوچیک، همه بهصورت آفلاین. بیمارستانی که AI روی عکسهای رادیولوژی اجرا میکنه، نمیتونه اون عکسها رو به API یه شرکت ثالث بفرسته. یه کارخانه نمیتونه پارامترهای خط تولیدش رو برای سرویس یه فروشنده بفرسته.
معماری نرمافزار داره از «ابر اول» میره به «لبه اول» — و این برای هر صنعتی که با دنیای فیزیکی سروکار داره، یه تغییر ساختاری واقعیه.
❤58👍27💩13🍌12🥰4
سه سال پیش رباتهای انساننما فقط توی ویدیوهای تبلیغاتی بودن. الان Figure 02 داره روی خط تولید BMW کار میکنه — و این فاصله خیلی سریعتر از چیزی که همه انتظار داشتن بسته شد.
شرکت Figure AI در اوایل ۲۰۲۴ موفق شد ۶۷۵ میلیون دلار جذب سرمایه کنه — با پشتیبانی Microsoft، OpenAI، Nvidia، Intel Capital و جف بزوس. ربات Figure 02 الان توی کارخانه BMW در کارولینای جنوبی داره قطعات رو از جعبهها برمیداره و سر جاشون روی خط مونتاژ میذاره. میتونه ۲۰ کیلو حمل کنه، دستهاش ۱۶ درجه آزادی دارن — یعنی گرفتن چیزهای ظریف هم براش ممکنه. قیمت هر واحد الان حدود ۷۰ هزار دلار هست.
تسلا با Optimus رویکرد متفاوتی داره: اول توی کارخانههای خودش ازش استفاده میکنه — مرتبسازی باتری و جابجایی قطعات. نسل دومش سریعتره و دستهایی با حس لامسه داره. هدف ایلان ماسک یه میلیون ربات تا ۲۰۳۰ هست که خیلی بلندپروازانه به نظر میرسه.
یه بازیگر جالب دیگه، Neo از شرکت 1X Technologies هست — که با حمایت Amazon کار میکنه. برعکس بقیه، اینا روی کار کردن کنار انسانها تمرکز دارن، نه حداکثر قدرت. Neo داخل انبارهای لجستیکی کنار کارگرها کار میکنه، بدون نردههای ایمنی که معمولاً دور رباتهای صنعتی میکشن. این یه انتخاب طراحی عمدیه، نه محدودیت — چون باعث میشه مشتری مجبور نباشه انبارش رو از صفر بازطراحی کنه.
شرکت Agility Robotics هم با ربات Digit توی انبارها خوب عمل کرده — نرخ موفقیت بالای ۹۰ درصد روی جابجایی جعبهها. طراحی کوچیکترش با زیرساخت انبارهای موجود سازگاره. شرکت Boston Dynamics هم اتلس هیدرولیکی رو کنار گذاشته و نسخه برقیتر و سریعتری معرفی کرده، ولی استقرار تجاریش هنوز محدوده.
خلاصهش اینه: رباتهای انساننما وارد کارخانهها شدن — ولی هنوز گرون، تخصصی و محدود به کارهای ساختاریافته هستن. ورود اتفاق افتاده؛ تسخیر نه.
شرکت Figure AI در اوایل ۲۰۲۴ موفق شد ۶۷۵ میلیون دلار جذب سرمایه کنه — با پشتیبانی Microsoft، OpenAI، Nvidia، Intel Capital و جف بزوس. ربات Figure 02 الان توی کارخانه BMW در کارولینای جنوبی داره قطعات رو از جعبهها برمیداره و سر جاشون روی خط مونتاژ میذاره. میتونه ۲۰ کیلو حمل کنه، دستهاش ۱۶ درجه آزادی دارن — یعنی گرفتن چیزهای ظریف هم براش ممکنه. قیمت هر واحد الان حدود ۷۰ هزار دلار هست.
تسلا با Optimus رویکرد متفاوتی داره: اول توی کارخانههای خودش ازش استفاده میکنه — مرتبسازی باتری و جابجایی قطعات. نسل دومش سریعتره و دستهایی با حس لامسه داره. هدف ایلان ماسک یه میلیون ربات تا ۲۰۳۰ هست که خیلی بلندپروازانه به نظر میرسه.
یه بازیگر جالب دیگه، Neo از شرکت 1X Technologies هست — که با حمایت Amazon کار میکنه. برعکس بقیه، اینا روی کار کردن کنار انسانها تمرکز دارن، نه حداکثر قدرت. Neo داخل انبارهای لجستیکی کنار کارگرها کار میکنه، بدون نردههای ایمنی که معمولاً دور رباتهای صنعتی میکشن. این یه انتخاب طراحی عمدیه، نه محدودیت — چون باعث میشه مشتری مجبور نباشه انبارش رو از صفر بازطراحی کنه.
شرکت Agility Robotics هم با ربات Digit توی انبارها خوب عمل کرده — نرخ موفقیت بالای ۹۰ درصد روی جابجایی جعبهها. طراحی کوچیکترش با زیرساخت انبارهای موجود سازگاره. شرکت Boston Dynamics هم اتلس هیدرولیکی رو کنار گذاشته و نسخه برقیتر و سریعتری معرفی کرده، ولی استقرار تجاریش هنوز محدوده.
خلاصهش اینه: رباتهای انساننما وارد کارخانهها شدن — ولی هنوز گرون، تخصصی و محدود به کارهای ساختاریافته هستن. ورود اتفاق افتاده؛ تسخیر نه.
❤10💩9👍2👎1😁1💋1🤓1🎅1
۳۰۰ هزار مشاور خبره تا آخر سال — OpenAI امروز یه قدم خیلی بزرگ برداشت.
شرکت OpenAI رسماً شبکه شرکای خودش (OpenAI Partner Network) رو با بودجه ۱۵۰ میلیون دلاری راهاندازی کرد. هدف اینه که تا پایان ۲۰۲۶ حدود ۳۰۰ هزار مشاور و متخصص گواهیشده داشته باشه — که اگه محقق بشه، یکی از بزرگترین برنامههای گواهیدهی در تاریخ نرمافزارهای سازمانی خواهد بود.
این برنامه سه سطح داره: Select، Advanced و Elite. هرچی بالاتر بری، یعنی فروش بیشتر، توانایی فنی بالاتر، و تجربه واقعی در پیادهسازی. سطح Elite یه امتیاز ویژه داره به اسم «Forward Deployed Experts» — یعنی مهندسای خود OpenAI میان کنار شریک تجاری و روی پروژههای مشتری کار میکنن. این مدل نشون میده OpenAI فقط دنبال تعداد شریک نیست، کیفیت پیادهسازی هم براش مهمه.
شرکتهای Accenture، BCG، Capgemini و McKinsey — چهار تا از بزرگترین مشاورههای دنیا — از همون اول عضو شدن. این یعنی OpenAI داره با شرکتهای Fortune 500 کار میکنه؛ همونهایی که صدها میلیارد دلار قراردادهای مشاورهای دارن.
اون ۱۵۰ میلیون دلار هم صرف آموزش شرکا، کاهش هزینههای اجرایی، و صندوق توسعه بازار میشه. به زبان ساده: OpenAI داره ریسک مالی شرکتهایی رو که میخوان تخصص روی محصولاتش بسازن کم میکنه، قبل از اینکه این تخصص درآمد قابل اتکایی داشته باشه.
نکته جالب مقایسهست — مایکروسافت اکوسیستم شرکای Azure رو در حدود هشت سال ساخت، با بیش از ۴۰۰ هزار شریک. OpenAI میخواد این مسیر رو خیلی سریعتر طی کنه. رقبایی مثل Google Cloud و AWS هم برنامههای شرکای بالغ خودشون رو دارن — پس OpenAI با این سرمایه اولیه داره از روز اول جدی وارد بازی میشه.
برای مشاورای کوچیکتری که تا حالا غیررسمی با OpenAI کار میکردن، این تیربندی هم فرصته هم تهدید — میتونن رسمی بشن و مدرک بگیرن، ولی همین مدرک برای Accenture هم در دسترسه. برنده کسیه که تخصص عمیقتری در یه حوزه خاص داشته باشه.
شرکت OpenAI رسماً شبکه شرکای خودش (OpenAI Partner Network) رو با بودجه ۱۵۰ میلیون دلاری راهاندازی کرد. هدف اینه که تا پایان ۲۰۲۶ حدود ۳۰۰ هزار مشاور و متخصص گواهیشده داشته باشه — که اگه محقق بشه، یکی از بزرگترین برنامههای گواهیدهی در تاریخ نرمافزارهای سازمانی خواهد بود.
این برنامه سه سطح داره: Select، Advanced و Elite. هرچی بالاتر بری، یعنی فروش بیشتر، توانایی فنی بالاتر، و تجربه واقعی در پیادهسازی. سطح Elite یه امتیاز ویژه داره به اسم «Forward Deployed Experts» — یعنی مهندسای خود OpenAI میان کنار شریک تجاری و روی پروژههای مشتری کار میکنن. این مدل نشون میده OpenAI فقط دنبال تعداد شریک نیست، کیفیت پیادهسازی هم براش مهمه.
شرکتهای Accenture، BCG، Capgemini و McKinsey — چهار تا از بزرگترین مشاورههای دنیا — از همون اول عضو شدن. این یعنی OpenAI داره با شرکتهای Fortune 500 کار میکنه؛ همونهایی که صدها میلیارد دلار قراردادهای مشاورهای دارن.
اون ۱۵۰ میلیون دلار هم صرف آموزش شرکا، کاهش هزینههای اجرایی، و صندوق توسعه بازار میشه. به زبان ساده: OpenAI داره ریسک مالی شرکتهایی رو که میخوان تخصص روی محصولاتش بسازن کم میکنه، قبل از اینکه این تخصص درآمد قابل اتکایی داشته باشه.
نکته جالب مقایسهست — مایکروسافت اکوسیستم شرکای Azure رو در حدود هشت سال ساخت، با بیش از ۴۰۰ هزار شریک. OpenAI میخواد این مسیر رو خیلی سریعتر طی کنه. رقبایی مثل Google Cloud و AWS هم برنامههای شرکای بالغ خودشون رو دارن — پس OpenAI با این سرمایه اولیه داره از روز اول جدی وارد بازی میشه.
برای مشاورای کوچیکتری که تا حالا غیررسمی با OpenAI کار میکردن، این تیربندی هم فرصته هم تهدید — میتونن رسمی بشن و مدرک بگیرن، ولی همین مدرک برای Accenture هم در دسترسه. برنده کسیه که تخصص عمیقتری در یه حوزه خاص داشته باشه.
❤5💩4👍1
۳.۶ میلیارد دلار برای یه شرکتی که از سال ۲۰۱۱ شروع کرد — این خلاصه بزرگترین خبر هوش مصنوعی این هفته هست.
شرکت Salesforce امروز اعلام کرد که Fin رو به قیمت ۳.۶ میلیارد دلار نقدی میخره. شرکت Fin همون Intercom سابقه — که در سال ۲۰۱۱ به عنوان یه پلتفرم پیامرسانی ساده راهاندازی شد، ولی تا ۲۰۲۵ کل هویتش رو عوض کرد و به یه ایجنت AI تبدیل شد. ایجنت یعنی سیستمی که کارها رو خودکار از اول تا آخر انجام میده — نه فقط جواب میده، بلکه مشکل رو کامل حل میکنه.
عدد کلیدی اینه: این پلتفرم ادعا میکنه ۷۶٪ از تیکتهای پشتیبانی رو بدون دخالت هیچ آدمی حل میکنه. از هر ۱۰۰ درخواست مشتری، ۷۶ تا رو AI کامل میبنده. بقیه رو با تمام اطلاعات تحویل اپراتور انسانی میده. الان بیشتر از ۳۰ هزار شرکت ازش استفاده میکنن.
نکته مهمی که این شرکت رو از بقیه جدا میکنه اینه که یه مدل AI اختصاصی ساخته به اسم Apex. یعنی صرفاً ChatGPT رو توی یه رابط کاربری نپیچوندن — این مدل مخصوص پشتیبانی مشتریه و روی دادههای همین حوزه آموزش دیده. نتیجه؟ کمتر جواب اشتباه میده. چون یه جواب غلط درباره صورتحساب میتونه برای یه شرکت یه بحران بزرگ بشه.
چرا Salesforce این قدر پول داد؟ چون داره Agentforce رو میسازه — پلتفرم ایجنتهای AI برای کسبوکارهای بزرگ. پشتیبانی مشتری حساسترین جاییه که این تکنولوژی باید درست کار کنه. با این معامله، یه محصول آماده با ۳۰ هزار مشتری سازمانی یکجا وارد اکوسیستم Salesforce میشه.
شرکت Salesforce امروز اعلام کرد که Fin رو به قیمت ۳.۶ میلیارد دلار نقدی میخره. شرکت Fin همون Intercom سابقه — که در سال ۲۰۱۱ به عنوان یه پلتفرم پیامرسانی ساده راهاندازی شد، ولی تا ۲۰۲۵ کل هویتش رو عوض کرد و به یه ایجنت AI تبدیل شد. ایجنت یعنی سیستمی که کارها رو خودکار از اول تا آخر انجام میده — نه فقط جواب میده، بلکه مشکل رو کامل حل میکنه.
عدد کلیدی اینه: این پلتفرم ادعا میکنه ۷۶٪ از تیکتهای پشتیبانی رو بدون دخالت هیچ آدمی حل میکنه. از هر ۱۰۰ درخواست مشتری، ۷۶ تا رو AI کامل میبنده. بقیه رو با تمام اطلاعات تحویل اپراتور انسانی میده. الان بیشتر از ۳۰ هزار شرکت ازش استفاده میکنن.
نکته مهمی که این شرکت رو از بقیه جدا میکنه اینه که یه مدل AI اختصاصی ساخته به اسم Apex. یعنی صرفاً ChatGPT رو توی یه رابط کاربری نپیچوندن — این مدل مخصوص پشتیبانی مشتریه و روی دادههای همین حوزه آموزش دیده. نتیجه؟ کمتر جواب اشتباه میده. چون یه جواب غلط درباره صورتحساب میتونه برای یه شرکت یه بحران بزرگ بشه.
چرا Salesforce این قدر پول داد؟ چون داره Agentforce رو میسازه — پلتفرم ایجنتهای AI برای کسبوکارهای بزرگ. پشتیبانی مشتری حساسترین جاییه که این تکنولوژی باید درست کار کنه. با این معامله، یه محصول آماده با ۳۰ هزار مشتری سازمانی یکجا وارد اکوسیستم Salesforce میشه.
👏9❤5👍3💔3🍓1
۲۲ میلیارد دلار — این قیمتیه که شرکت Fox Corporation حاضر شد برای خرید Roku بپرده. یه معامله تاریخی که میتونه چهره استریمینگ رو عوض کنه.
شرایط معامله اینه که هر سهام Roku به ارزش ۱۶۰ دلار میشه — ۹۶ دلار نقد به علاوه حدود ۰.۹۷ سهم از Fox. سهامداران فاکس بعد از ادغام حدود ۷۳ درصد شرکت جدید رو در دست دارن. بسته شدن معامله هم به نیمه اول ۲۰۲۷ موکول شده و منوط به تأیید نهادهای نظارتی هست.
حالا چرا فاکس این کار رو کرد؟
چون Roku یه شرکت محتوا نیست — یه پلتفرم توزیع هست. سیستمعامل Roku روی بیش از ۱۰۰ میلیون خانوار آمریکایی اجرا میشه و محبوبترین پلتفرم استریمینگ ایالات متحده به حساب میاد. وقتی آدمها تلویزیون رو روشن میکنن، اول صفحه Roku رو میبینن — یعنی Roku کنترل میکنه چی اول به چشم مخاطب میاد.
شرط فاکس اینه که محتوای زنده — بازیهای NFL، پلیآف MLB، Fox News و جام جهانی FIFA — نوعی تماشای اجباریِ لحظهایه: محتوایی که مردم باید سر یه ساعت خاص ببیننش، نه هر وقت که دلشون خواست. این چیزیه که استریمهای معمولی نمیتونن ارائه بدن.
یه بخش مهم دیگه: فاکس قبلاً Tubi رو خریده بود — سرویس استریم رایگان با تبلیغ که الان بیش از ۸۰ میلیون کاربر ماهانه داره. حالا Tubi مستقیم داخل پلتفرمی میشینه که صاحب سیستمعاملشه.
از نظر تبلیغاتی هم ماجرا جذابه: پلتفرم تبلیغاتی Roku یعنی OneView در سال ۲۰۲۵ حدود ۳.۶ میلیارد دلار درآمد داشت — با متصل کردن دادههای تماشا به رفتار خرید کاربران. با ترکیب این با بینندگان ورزش زنده فاکس، یه دیتاست تبلیغاتی درجه یک به وجود میاد.
پول معامله از کجا میاد؟ شرکت Fox از Morgan Stanley ۱۲ میلیارد دلار تأمین مالی پل جذب کرده، به علاوه پول نقد موجود. انتظار دارن سالانه ۴۰۰ میلیون دلار هم از ادغام صرفهجویی بشه.
یه ریسک جدی هم وجود داره: نهادهای نظارتی DOJ و FCC باید این معامله رو تأیید کنن. ترکیب شبکههای پخش فاکس، Fox News، حقوق ورزشی ملی و کنترل سیستمعامل Roku میتونه نگرانیهای انحصاری ایجاد کنه. محتملترین سناریو اینه که فاکس مجبور بشه رقبا رو هم روی Roku با شرایط برابر حمل کنه — شبیه شرایطی که در ۲۰۱۱ روی Comcast بعد از خرید NBCUniversal گذاشتن.
شرایط معامله اینه که هر سهام Roku به ارزش ۱۶۰ دلار میشه — ۹۶ دلار نقد به علاوه حدود ۰.۹۷ سهم از Fox. سهامداران فاکس بعد از ادغام حدود ۷۳ درصد شرکت جدید رو در دست دارن. بسته شدن معامله هم به نیمه اول ۲۰۲۷ موکول شده و منوط به تأیید نهادهای نظارتی هست.
حالا چرا فاکس این کار رو کرد؟
چون Roku یه شرکت محتوا نیست — یه پلتفرم توزیع هست. سیستمعامل Roku روی بیش از ۱۰۰ میلیون خانوار آمریکایی اجرا میشه و محبوبترین پلتفرم استریمینگ ایالات متحده به حساب میاد. وقتی آدمها تلویزیون رو روشن میکنن، اول صفحه Roku رو میبینن — یعنی Roku کنترل میکنه چی اول به چشم مخاطب میاد.
شرط فاکس اینه که محتوای زنده — بازیهای NFL، پلیآف MLB، Fox News و جام جهانی FIFA — نوعی تماشای اجباریِ لحظهایه: محتوایی که مردم باید سر یه ساعت خاص ببیننش، نه هر وقت که دلشون خواست. این چیزیه که استریمهای معمولی نمیتونن ارائه بدن.
یه بخش مهم دیگه: فاکس قبلاً Tubi رو خریده بود — سرویس استریم رایگان با تبلیغ که الان بیش از ۸۰ میلیون کاربر ماهانه داره. حالا Tubi مستقیم داخل پلتفرمی میشینه که صاحب سیستمعاملشه.
از نظر تبلیغاتی هم ماجرا جذابه: پلتفرم تبلیغاتی Roku یعنی OneView در سال ۲۰۲۵ حدود ۳.۶ میلیارد دلار درآمد داشت — با متصل کردن دادههای تماشا به رفتار خرید کاربران. با ترکیب این با بینندگان ورزش زنده فاکس، یه دیتاست تبلیغاتی درجه یک به وجود میاد.
پول معامله از کجا میاد؟ شرکت Fox از Morgan Stanley ۱۲ میلیارد دلار تأمین مالی پل جذب کرده، به علاوه پول نقد موجود. انتظار دارن سالانه ۴۰۰ میلیون دلار هم از ادغام صرفهجویی بشه.
یه ریسک جدی هم وجود داره: نهادهای نظارتی DOJ و FCC باید این معامله رو تأیید کنن. ترکیب شبکههای پخش فاکس، Fox News، حقوق ورزشی ملی و کنترل سیستمعامل Roku میتونه نگرانیهای انحصاری ایجاد کنه. محتملترین سناریو اینه که فاکس مجبور بشه رقبا رو هم روی Roku با شرایط برابر حمل کنه — شبیه شرایطی که در ۲۰۱۱ روی Comcast بعد از خرید NBCUniversal گذاشتن.
👍2
برنامهنویسها، این یکی مهمه
یه دهه بود که انتخاب ابزار مشاهدهپذیری (یعنی monitoring و tracing سرویسهات) عملاً یعنی قفل شدن به یه vendor خاص. میخواستی از Datadog بری؟ باید تمام سرویسهات رو از صفر ابزارگذاری میکردی. این مشکل الان حل شده.
پروژه OpenTelemetry که زیر چتر CNCF هست و سال ۲۰۲۱ به مرحله graduated رسید، حالا استاندارد بلامنازع برای distributed tracing، متریک و لاگه. از AWS، GCP و Azure گرفته تا Datadog، Honeycomb، Grafana، New Relic و Dynatrace — همه باهاش کار میکنن. یه بار ابزارگذاری کن، هر جایی که خواستی ارسال کن.
این پروژه از ادغام دو استاندارد رقیب به دنیا اومد: OpenCensus که گوگل ساخته بود و OpenTracing که زیر نظر CNCF بود. این ادغام مهمه چون پراکندگی قبلی رو تموم کرد — قبلش باید یه طرف رو انتخاب میکردی، الان فقط یه استاندارده.
معماریش دو بخش اصلی داره: SDK که داخل اپلیکیشنت میاد و کار ابزارگذاری رو انجام میده، و Collector که یه binary مستقله و بین اپهات و backendهات میشینه.
یه نکته فنی جالب: API و SDK از هم جدا هستن. کتابخونهها میتونن در برابر API ابزارگذاری بشن بدون وابستگی سخت به SDK. اگه SDK پیکربندی نشده باشه، اون callها no-op میشن — هیچ overheadی ندارن.
برای ابزارگذاری خودکار هم هر زبون گزینه داره. جاوا با یه Java agent بدون تغییر کد همه چیز رو میبینه. پایتون با یه دستور ساده فریمورکهایی مثل Django و FastAPI رو cover میکنه. Node.js هم با یه package، Express و بقیه رو hook میکنه.
ولی این ابزارگذاری خودکار معنی کد شما رو نمیفهمه — منطق بیزینس رو نمیبینه. برای اون باید manual span بزنی: هر جایی که ممکنه خطا بده یا latency داشته باشه رو wrap کن، attributeهایی مثل user ID یا feature flag اضافه کن، و خطاها رو صریح ثبت کن.
قلب معماری اما Collector هست. این proxy بدون وابستگی به vendor بین اپهات و backendهات میشینه و چند کار حیاتی میکنه:
ارسال همزمان به چند backend — مثلاً هم به Honeycomb و هم به Grafana Tempo — بدون هیچ تغییری تو کد اپلیکیشن.
پاکسازی اطلاعات حساس مثل ایمیل، IP و session token قبل از اینکه داده به هر vendor برسه.
مهاجرت به backend دیگه با تغییر config فایل Collector — بدون دست زدن به کد اپلیکیشن.
توی Kubernetes هم میتونی بهش به شکل sidecar یا DaemonSet اضافه کنی.
یه دهه بود که انتخاب ابزار مشاهدهپذیری (یعنی monitoring و tracing سرویسهات) عملاً یعنی قفل شدن به یه vendor خاص. میخواستی از Datadog بری؟ باید تمام سرویسهات رو از صفر ابزارگذاری میکردی. این مشکل الان حل شده.
پروژه OpenTelemetry که زیر چتر CNCF هست و سال ۲۰۲۱ به مرحله graduated رسید، حالا استاندارد بلامنازع برای distributed tracing، متریک و لاگه. از AWS، GCP و Azure گرفته تا Datadog، Honeycomb، Grafana، New Relic و Dynatrace — همه باهاش کار میکنن. یه بار ابزارگذاری کن، هر جایی که خواستی ارسال کن.
این پروژه از ادغام دو استاندارد رقیب به دنیا اومد: OpenCensus که گوگل ساخته بود و OpenTracing که زیر نظر CNCF بود. این ادغام مهمه چون پراکندگی قبلی رو تموم کرد — قبلش باید یه طرف رو انتخاب میکردی، الان فقط یه استاندارده.
معماریش دو بخش اصلی داره: SDK که داخل اپلیکیشنت میاد و کار ابزارگذاری رو انجام میده، و Collector که یه binary مستقله و بین اپهات و backendهات میشینه.
یه نکته فنی جالب: API و SDK از هم جدا هستن. کتابخونهها میتونن در برابر API ابزارگذاری بشن بدون وابستگی سخت به SDK. اگه SDK پیکربندی نشده باشه، اون callها no-op میشن — هیچ overheadی ندارن.
برای ابزارگذاری خودکار هم هر زبون گزینه داره. جاوا با یه Java agent بدون تغییر کد همه چیز رو میبینه. پایتون با یه دستور ساده فریمورکهایی مثل Django و FastAPI رو cover میکنه. Node.js هم با یه package، Express و بقیه رو hook میکنه.
ولی این ابزارگذاری خودکار معنی کد شما رو نمیفهمه — منطق بیزینس رو نمیبینه. برای اون باید manual span بزنی: هر جایی که ممکنه خطا بده یا latency داشته باشه رو wrap کن، attributeهایی مثل user ID یا feature flag اضافه کن، و خطاها رو صریح ثبت کن.
قلب معماری اما Collector هست. این proxy بدون وابستگی به vendor بین اپهات و backendهات میشینه و چند کار حیاتی میکنه:
ارسال همزمان به چند backend — مثلاً هم به Honeycomb و هم به Grafana Tempo — بدون هیچ تغییری تو کد اپلیکیشن.
پاکسازی اطلاعات حساس مثل ایمیل، IP و session token قبل از اینکه داده به هر vendor برسه.
مهاجرت به backend دیگه با تغییر config فایل Collector — بدون دست زدن به کد اپلیکیشن.
توی Kubernetes هم میتونی بهش به شکل sidecar یا DaemonSet اضافه کنی.
❤3🌚1
همه فکر میکردن آپگرید Pectra اتریوم مثل قبلیهاست — یه تغییر زیرساختی که کاربر عادی حسش نمیکنه. ولی این بار داستان فرقه.
ماه می ۲۰۲۵، شبکه اتریوم یه آپگرید مهم اجرا کرد که قلبش یه قانون جدیده به اسم EIP-7702. این قانون نحوه کار کیف پولهای اتریوم رو از اساس داره عوض میکنه.
یه چیزی باید بدونی: اتریوم دو نوع حساب داره. یکی کیف پول معمولی — که با یه کلید خصوصی کنترل میشه — و یکی قراردادهای هوشمند که خیلی قدرتمندترن. قراردادها میتونن چند کار رو یهجا انجام بدن، بذارن یه نفر دیگه کارمزد بده، یا اگه کلیدت رو گم کردی راه برگشتی داشته باشی. ولی مشکلشون اینه که باید به یه آدرس کاملاً جدید مهاجرت کنی.
این آپگرید همین مشکل رو حل کرد. الان کیف پول معمولیات میتونه موقع یه تراکنش، مثل قرارداد هوشمند عمل کنه — بدون اینکه آدرس یا کلیدت عوض بشه.
چه چیزی در عمل ممکن میشه؟
دستهبندی تراکنشها: بهجای دوتا تراکنش جدا (اول مجوز، بعد معامله)، هر دو رو یهجا انجام میدی. سریعتر، ارزونتر، و بدون ریسک نیمهکاره موندن.
پرداخت کارمزد توسط اپلیکیشن: یه پروتکل میتونه کارمزد ETH رو بهجای تو بده. یعنی کاربر تازهوارد میتونه بدون داشتن ETH، وارد دنیای DeFi یا NFT بشه — اون سردرگمی «برای خرید ETH باید ETH داشته باشم» دیگه وجود نداره.
کلیدهای موقت: برای بازیهای بلاکچینی، میشه یه کلید محدود ساخت که فقط تراکنشهای کوچیک رو بدون تأیید دستی امضا کنه.
بازیابی اجتماعی: اگه کلیدت رو گم کردی، یه گروه از آدمهای مورد اعتماد میتونن کمکت کنن — بدون نیاز به آدرس جدید. مقاله میگه برای کاربر عادی که نگران گمشدن عبارت بازیابیشه، این مهمترین تغییر عملیه.
اعداد اولیه هم جالبه: توی هفته اول، بیشتر از ۱۱٬۰۰۰ مجوز بر اساس این قانون جدید روی شبکه ثبت شد. کیف پولهای MetaMask، Coinbase Wallet و Trust Wallet هم چند هفته بعد پشتیبانی ازش رو اضافه کردن — یعنی این قابلیت به صدها میلیون کاربر میرسه. البته «پشتیبانی» تو همه کیف پولها یه معنی نداره؛ بعضیها رابط کاربری کاملی ساختن، بعضیها فقط در سطح فنی پشتیبانی میکنن.
این آپگرید در کل ۱۱ تغییر اساسی داشت. یه تغییر مهم دیگهاش اینه که سقف موجودی هر اعتبارسنج اتریوم از ۳۲ ETH به ۲٬۰۴۸ ETH رسید — یعنی کاری که قبلاً ۶۴ اعتبارسنج جداگانه انجام میدادن، الان یکی میتونه انجام بده. این بیشتر برای استخرهای بزرگ استیکینگ مهمه، نه کاربر عادی.
آپگرید بعدی Hegotá نام داره و برای نیمه دوم ۲۰۲۶ برنامهریزی شده تا این تغییرات رو عمیقتر کنه.
ماه می ۲۰۲۵، شبکه اتریوم یه آپگرید مهم اجرا کرد که قلبش یه قانون جدیده به اسم EIP-7702. این قانون نحوه کار کیف پولهای اتریوم رو از اساس داره عوض میکنه.
یه چیزی باید بدونی: اتریوم دو نوع حساب داره. یکی کیف پول معمولی — که با یه کلید خصوصی کنترل میشه — و یکی قراردادهای هوشمند که خیلی قدرتمندترن. قراردادها میتونن چند کار رو یهجا انجام بدن، بذارن یه نفر دیگه کارمزد بده، یا اگه کلیدت رو گم کردی راه برگشتی داشته باشی. ولی مشکلشون اینه که باید به یه آدرس کاملاً جدید مهاجرت کنی.
این آپگرید همین مشکل رو حل کرد. الان کیف پول معمولیات میتونه موقع یه تراکنش، مثل قرارداد هوشمند عمل کنه — بدون اینکه آدرس یا کلیدت عوض بشه.
چه چیزی در عمل ممکن میشه؟
دستهبندی تراکنشها: بهجای دوتا تراکنش جدا (اول مجوز، بعد معامله)، هر دو رو یهجا انجام میدی. سریعتر، ارزونتر، و بدون ریسک نیمهکاره موندن.
پرداخت کارمزد توسط اپلیکیشن: یه پروتکل میتونه کارمزد ETH رو بهجای تو بده. یعنی کاربر تازهوارد میتونه بدون داشتن ETH، وارد دنیای DeFi یا NFT بشه — اون سردرگمی «برای خرید ETH باید ETH داشته باشم» دیگه وجود نداره.
کلیدهای موقت: برای بازیهای بلاکچینی، میشه یه کلید محدود ساخت که فقط تراکنشهای کوچیک رو بدون تأیید دستی امضا کنه.
بازیابی اجتماعی: اگه کلیدت رو گم کردی، یه گروه از آدمهای مورد اعتماد میتونن کمکت کنن — بدون نیاز به آدرس جدید. مقاله میگه برای کاربر عادی که نگران گمشدن عبارت بازیابیشه، این مهمترین تغییر عملیه.
اعداد اولیه هم جالبه: توی هفته اول، بیشتر از ۱۱٬۰۰۰ مجوز بر اساس این قانون جدید روی شبکه ثبت شد. کیف پولهای MetaMask، Coinbase Wallet و Trust Wallet هم چند هفته بعد پشتیبانی ازش رو اضافه کردن — یعنی این قابلیت به صدها میلیون کاربر میرسه. البته «پشتیبانی» تو همه کیف پولها یه معنی نداره؛ بعضیها رابط کاربری کاملی ساختن، بعضیها فقط در سطح فنی پشتیبانی میکنن.
این آپگرید در کل ۱۱ تغییر اساسی داشت. یه تغییر مهم دیگهاش اینه که سقف موجودی هر اعتبارسنج اتریوم از ۳۲ ETH به ۲٬۰۴۸ ETH رسید — یعنی کاری که قبلاً ۶۴ اعتبارسنج جداگانه انجام میدادن، الان یکی میتونه انجام بده. این بیشتر برای استخرهای بزرگ استیکینگ مهمه، نه کاربر عادی.
آپگرید بعدی Hegotá نام داره و برای نیمه دوم ۲۰۲۶ برنامهریزی شده تا این تغییرات رو عمیقتر کنه.
👍3
میدونی چی میخوای حساب کنی، ولی VLOOKUP یا تابعهای تو در تو گیجت میکنن؟ این Prompt دقیقاً برای همینه.
بهش به زبان ساده بگو چی میخوای — فرمول دقیق Excel یا Google Sheets رو بهت میده.
خروجی ۵ بخشه: فرمول آماده، توضیح هر تابع به زبان ساده، فرضیاتی که گرفته، نقاط خطر (مثل سلول خالی یا عدد متنی)، و یه گزینه سادهتر اگه وجود داشته باشه.
برای تحلیلگران، مدیران عملیات و پروژه، و تیمهای مالی که با صفحهگسترده کار میکنن ولی فرمولنویسِ حرفهای نیستن بیشترین کاربرد رو داره.
با Claude Sonnet 4.6، GPT-4o و Gemini 2.5 Pro کار میکنه.
📋 پرامپت کامل (لمس کن تا کپی بشه):
توضیحات بیشتر و مثالها توی مقاله 👇
بهش به زبان ساده بگو چی میخوای — فرمول دقیق Excel یا Google Sheets رو بهت میده.
خروجی ۵ بخشه: فرمول آماده، توضیح هر تابع به زبان ساده، فرضیاتی که گرفته، نقاط خطر (مثل سلول خالی یا عدد متنی)، و یه گزینه سادهتر اگه وجود داشته باشه.
برای تحلیلگران، مدیران عملیات و پروژه، و تیمهای مالی که با صفحهگسترده کار میکنن ولی فرمولنویسِ حرفهای نیستن بیشترین کاربرد رو داره.
با Claude Sonnet 4.6، GPT-4o و Gemini 2.5 Pro کار میکنه.
📋 پرامپت کامل (لمس کن تا کپی بشه):
Act as a senior spreadsheet consultant with 15 years of experience in Excel and Google Sheets, who specializes in translating business requirements into formulas that non-technical users can understand and maintain.
I need to build a formula for the following task:
[DESCRIBE YOUR CALCULATION IN PLAIN ENGLISH — e.g., "I want to find the total sales for each region, but only count sales where the status is 'Closed Won' and the deal size is above $10,000"]
My spreadsheet has these columns:
[LIST YOUR COLUMN NAMES AND WHAT THEY CONTAIN — e.g., "Column A: Sales Rep Name, Column B: Region, Column C: Deal Status, Column D: Deal Size, Column E: Close Date"]
I am using: [Excel / Google Sheets]
INSTRUCTIONS:
1. Write the exact formula I should enter
2. Break down every function and argument in plain English — explain what each piece does and why
3. List any assumptions you made about my data
4. Flag common mistakes or edge cases (empty cells, wrong data types, case sensitivity)
5. Provide an alternative approach if a simpler formula exists
6. If Google Sheets and Excel syntax differ for this formula, show both versions
Output format:
FORMULA: [the exact formula to copy and paste]
HOW IT WORKS: [step-by-step explanation of each function]
ASSUMPTIONS: [what I assumed about your data]
WATCH OUT FOR: [common errors and edge cases]
SIMPLER ALTERNATIVE (if available): [a less complex approach if one exists]
توضیحات بیشتر و مثالها توی مقاله 👇
همه فکر میکردن x86 شکستناپذیره — اپل نشون داد که نیست.
وقتی اپل در نوامبر ۲۰۲۰ از اینتل جدا شد و چیپ M1 رو معرفی کرد، یه ادعای مشخص داشت: یه چیپ Arm با معماری حافظه یکپارچه میتونه تقریباً همه کارها رو بهتر از x86 انجام بده، با مصرف برق خیلی کمتر. این ادعا درست از آب درومد.
MacBook Air با M1 — بدون فن، بدون حرارت زیاد، ۹۹۹ دلار — توی اکثر کارهای روزمره از لپتاپهای اینتلی سبقت میگرفت. حتی نرمافزارهای x86 از طریق Rosetta 2 (ابزار ترجمهای که اپل ساخته) روی M1 گاهی سریعتر از نسخه اصلیشون روی اینتل اجرا میشدن.
تا M4 Pro در نوامبر ۲۰۲۴، اوضاع خیلی پیشرفتهتر شده بود: پهنای باند حافظه ۲۷۳ گیگابایت بر ثانیه، عمر باتری بیش از ۲۰ ساعت روی MacBook Pro، و عملکرد خلاقانهای که از خیلی GPU های مجزا جلو میزنه.
اینا رقبا رو مجبور کرد تکون بخورن.
کوالکام با Snapdragon X Elite اومد — چیپی با ۱۲ هسته سفارشی روی فرآیند ۴ نانومتری TSMC و ۴۵ TOPS قدرت AI (بیشتر از M4 اپل). لپتاپهایی مثل Surface Pro 11 با شروع قیمت ۱,۲۹۹ دلار توی تستهای CPU چند هستهای با MacBook Pro M3 کشتی میگیرن.
ولی مشکل اصلی سازگاری نرمافزاریه. ابزار ترجمه مایکروسافت برای اپهای x86 بهتر شده، ولی مجازیسازی و بعضی ابزارهای حرفهای هنوز مشکل دارن. مجموعه کامل Adobe Creative Cloud تازه اواخر ۲۰۲۵ به Arm64 رسید — یه سال بعد از نسخه macOS.
اینتل هم با Lunar Lake (Core Ultra 200V) در سپتامبر ۲۰۲۴ جواب داد. این بار مستقیم از فلسفه اپل الگو گرفت: حافظه رو مستقیم روی تراشه مجتمع کرد، فرآیند ۳ نانومتری TSMC رو بهکار گرفت، و نتیجه ۱۰ تا ۱۴ ساعت عمر باتری واقعیه — چیزی که تا چند سال پیش برای x86 غیرقابل تصور بود. ولی این پیشرفت فقط توی لپتاپهای نازک و سبکه و به بقیه خط محصولات اینتل نرسیده.
نه کوالکام و نه اینتل هنوز به Apple Silicon در ترکیب بهرهوری انرژی و عمق اکوسیستم نرمافزاری نرسیدن — ولی این نزدیکترین رقابتی هست که تا حالا دیدیم.
وقتی اپل در نوامبر ۲۰۲۰ از اینتل جدا شد و چیپ M1 رو معرفی کرد، یه ادعای مشخص داشت: یه چیپ Arm با معماری حافظه یکپارچه میتونه تقریباً همه کارها رو بهتر از x86 انجام بده، با مصرف برق خیلی کمتر. این ادعا درست از آب درومد.
MacBook Air با M1 — بدون فن، بدون حرارت زیاد، ۹۹۹ دلار — توی اکثر کارهای روزمره از لپتاپهای اینتلی سبقت میگرفت. حتی نرمافزارهای x86 از طریق Rosetta 2 (ابزار ترجمهای که اپل ساخته) روی M1 گاهی سریعتر از نسخه اصلیشون روی اینتل اجرا میشدن.
تا M4 Pro در نوامبر ۲۰۲۴، اوضاع خیلی پیشرفتهتر شده بود: پهنای باند حافظه ۲۷۳ گیگابایت بر ثانیه، عمر باتری بیش از ۲۰ ساعت روی MacBook Pro، و عملکرد خلاقانهای که از خیلی GPU های مجزا جلو میزنه.
اینا رقبا رو مجبور کرد تکون بخورن.
کوالکام با Snapdragon X Elite اومد — چیپی با ۱۲ هسته سفارشی روی فرآیند ۴ نانومتری TSMC و ۴۵ TOPS قدرت AI (بیشتر از M4 اپل). لپتاپهایی مثل Surface Pro 11 با شروع قیمت ۱,۲۹۹ دلار توی تستهای CPU چند هستهای با MacBook Pro M3 کشتی میگیرن.
ولی مشکل اصلی سازگاری نرمافزاریه. ابزار ترجمه مایکروسافت برای اپهای x86 بهتر شده، ولی مجازیسازی و بعضی ابزارهای حرفهای هنوز مشکل دارن. مجموعه کامل Adobe Creative Cloud تازه اواخر ۲۰۲۵ به Arm64 رسید — یه سال بعد از نسخه macOS.
اینتل هم با Lunar Lake (Core Ultra 200V) در سپتامبر ۲۰۲۴ جواب داد. این بار مستقیم از فلسفه اپل الگو گرفت: حافظه رو مستقیم روی تراشه مجتمع کرد، فرآیند ۳ نانومتری TSMC رو بهکار گرفت، و نتیجه ۱۰ تا ۱۴ ساعت عمر باتری واقعیه — چیزی که تا چند سال پیش برای x86 غیرقابل تصور بود. ولی این پیشرفت فقط توی لپتاپهای نازک و سبکه و به بقیه خط محصولات اینتل نرسیده.
نه کوالکام و نه اینتل هنوز به Apple Silicon در ترکیب بهرهوری انرژی و عمق اکوسیستم نرمافزاری نرسیدن — ولی این نزدیکترین رقابتی هست که تا حالا دیدیم.
❤4👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۴۰۱ میلیون دلار درآمد، دو نفر کارمند، یه اتاق خواب. این جمله رو دوباره بخون.
متیو گالاگر ۴۱ ساله با ۲۰ هزار دلار پسانداز شخصی، سپتامبر ۲۰۲۴ یه استارتاپ پزشکی آنلاین به اسم Medvi راه انداخت. تنها همکارش برادرش بود. در اولین سال، ۴۰۱ میلیون دلار درآمد ثبت کرد با سود خالص ۶۵ میلیون دلار. نیویورک تایمز آوریل ۲۰۲۶ اسناد مالیش رو بررسی کرد و همه چیز رو تأیید کرد.
راز این رشد دیوانهوار؟ هوش مصنوعی. 🤖
برای کد و وبسایت از ChatGPT، Claude و Grok استفاده کرد. تبلیغات ویدیویی رو با Midjourney و Runway ساخت. تماسهای صوتی با مشتریان رو هم با سیستم ElevenLabs اتوماتیک کرد. خلاصهش اینه که یه نفر با ابزارهای AI کل زیرساخت یه شرکت چندصدنفره رو به تنهایی پیادهسازی کرد.
متیو گالاگر ۴۱ ساله با ۲۰ هزار دلار پسانداز شخصی، سپتامبر ۲۰۲۴ یه استارتاپ پزشکی آنلاین به اسم Medvi راه انداخت. تنها همکارش برادرش بود. در اولین سال، ۴۰۱ میلیون دلار درآمد ثبت کرد با سود خالص ۶۵ میلیون دلار. نیویورک تایمز آوریل ۲۰۲۶ اسناد مالیش رو بررسی کرد و همه چیز رو تأیید کرد.
راز این رشد دیوانهوار؟ هوش مصنوعی. 🤖
برای کد و وبسایت از ChatGPT، Claude و Grok استفاده کرد. تبلیغات ویدیویی رو با Midjourney و Runway ساخت. تماسهای صوتی با مشتریان رو هم با سیستم ElevenLabs اتوماتیک کرد. خلاصهش اینه که یه نفر با ابزارهای AI کل زیرساخت یه شرکت چندصدنفره رو به تنهایی پیادهسازی کرد.
🔥14
اما این داستان یه نیمه تاریک هم داره که توی پستهای وایرال معمولاً بهش اشاره نمیشه. ⚡
شرکت Medvi داروهای کاهش وزن GLP-1 مثل اوزمپیک میفروخت. سازمان FDA فوریه ۲۰۲۶ نامه هشدار رسمی بهشون داد. تبلیغاتشون پر بود از پروفایل پزشکان جعلی که با AI ساخته شده بودن، عکسهای قبل و بعد دیپفیک، و ادعاهایی که پشتوانه نداشتن. الانم شرکت با شکایتهای حقوقی گروهی سنگینی در کالیفرنیا روبهرو هست.
داستان Medvi یه چیز رو اثبات میکنه: AI واقعاً میتونه به یک یا دو نفر قدرت یه شرکت چندصدنفره رو بده. این بخشش معجزهآسا و کاملاً واقعیه. اما میانبر زدنهای غیرقانونی و فریب مخاطب در حوزه سلامت، خیلی زود بیزینس رو در معرض فروپاشی قرار میده. 🔥
فرصت وجود داره. اما قوانین بازی رو هم باید بلد باشی.
━━━━━━━━━━━━━━━
✍️ حرف دل، از تجربه:
من خودم چند تا پروژه توی حوزههای مختلف راه انداختم، ولی پروژهای که واقعاً از صفر تا صد با هوش مصنوعی اداره بشه کم دیدم. برای همین یه نکتهای رو که توی این داستانهای وایرال معمولاً گم میشه، رک میگم:
چیزی که این بیزینسها رو سرپا نگه میداره خودِ AI نیست، مارکتینگه. هوش مصنوعی دقیقاً همون کاری رو میکنه که بهش میسپاری — اگه پشتش یه نقشهراه فروش و بازاریابی درست نباشه، محصولت هر چقدرم با AI ساخته شده باشه، آخرش زمین میخوره.
همین Medvi رو ببین: اوایل کار بیشتر از ۹۰ درصد کل هزینههاشون رفت توی مارکتینگ تا دیده بشن. الانم که بزرگ شدن، انگار بخش اصلی درآمدشون داره خرج تبلیغات میشه. یعنی مارکتینگ از اول تا الان، هم گرونترین و هم مهمترین بخش بازی بوده.
جمعبندی؟ اگه میخوای با AI یه کسبوکار بسازی، قبل از هر چیز برای فروش و دیدهشدنش برنامه داشته باش. بدون اون، بهترین محصول هم توی سکوت میمیره.
شرکت Medvi داروهای کاهش وزن GLP-1 مثل اوزمپیک میفروخت. سازمان FDA فوریه ۲۰۲۶ نامه هشدار رسمی بهشون داد. تبلیغاتشون پر بود از پروفایل پزشکان جعلی که با AI ساخته شده بودن، عکسهای قبل و بعد دیپفیک، و ادعاهایی که پشتوانه نداشتن. الانم شرکت با شکایتهای حقوقی گروهی سنگینی در کالیفرنیا روبهرو هست.
داستان Medvi یه چیز رو اثبات میکنه: AI واقعاً میتونه به یک یا دو نفر قدرت یه شرکت چندصدنفره رو بده. این بخشش معجزهآسا و کاملاً واقعیه. اما میانبر زدنهای غیرقانونی و فریب مخاطب در حوزه سلامت، خیلی زود بیزینس رو در معرض فروپاشی قرار میده. 🔥
فرصت وجود داره. اما قوانین بازی رو هم باید بلد باشی.
━━━━━━━━━━━━━━━
✍️ حرف دل، از تجربه:
من خودم چند تا پروژه توی حوزههای مختلف راه انداختم، ولی پروژهای که واقعاً از صفر تا صد با هوش مصنوعی اداره بشه کم دیدم. برای همین یه نکتهای رو که توی این داستانهای وایرال معمولاً گم میشه، رک میگم:
چیزی که این بیزینسها رو سرپا نگه میداره خودِ AI نیست، مارکتینگه. هوش مصنوعی دقیقاً همون کاری رو میکنه که بهش میسپاری — اگه پشتش یه نقشهراه فروش و بازاریابی درست نباشه، محصولت هر چقدرم با AI ساخته شده باشه، آخرش زمین میخوره.
همین Medvi رو ببین: اوایل کار بیشتر از ۹۰ درصد کل هزینههاشون رفت توی مارکتینگ تا دیده بشن. الانم که بزرگ شدن، انگار بخش اصلی درآمدشون داره خرج تبلیغات میشه. یعنی مارکتینگ از اول تا الان، هم گرونترین و هم مهمترین بخش بازی بوده.
جمعبندی؟ اگه میخوای با AI یه کسبوکار بسازی، قبل از هر چیز برای فروش و دیدهشدنش برنامه داشته باش. بدون اون، بهترین محصول هم توی سکوت میمیره.
❤5👌5👍1
۱۳ ساعت، ۸۷ بار تکرار — این یه روز معمولی کدنویسی با Claude هست 😅
یه برنامهنویس چرخه کارش با Claude (Opus 4.8) رو اینجوری توصیف کرده:
— ۵ دقیقه: تسک رو توضیح میدی
— ۱۰ دقیقه: Claude کد مینویسه
— تو میپرسی: «چرا این همه کد لازمه؟»
— جواب Claude: «حق با توئه! بیش از حد پیچیدهاش کردم!»
— این چرخه رو ۸۷ بار تکرار کن
نتیجه؟ ۱۳ ساعت از روزت رفته.
طنزآمیزه، ولی بهشدت واقعی
یه برنامهنویس چرخه کارش با Claude (Opus 4.8) رو اینجوری توصیف کرده:
— ۵ دقیقه: تسک رو توضیح میدی
— ۱۰ دقیقه: Claude کد مینویسه
— تو میپرسی: «چرا این همه کد لازمه؟»
— جواب Claude: «حق با توئه! بیش از حد پیچیدهاش کردم!»
— این چرخه رو ۸۷ بار تکرار کن
نتیجه؟ ۱۳ ساعت از روزت رفته.
طنزآمیزه، ولی بهشدت واقعی
🤣8👍1
یه لینک ساده توی ایمیل یا Teams، و تمام ایمیلهات، رمزهای ذخیرهشده، و فایلهای SharePoint — همه بیسروصدا دزدیده میشن. این حملهای که محققان امنیتی Varonis پیداش کردن و اسمشو گذاشتن «SearchLeak».
ماجرا اینه که اینا یه زنجیره از سه آسیبپذیری در Microsoft 365 Copilot کشف کردن — همون ابزار AI که توی محیطهای سازمانی ایمیل و فایلها رو جستجو میکنه. این سه ضعف رو کنار هم بذاری، یه حمله میشه که با یه کلیک کار میکنه.
مرحله اول: مهاجم یه لینک برات میفرسته — توی ایمیل فیشینگ، پیام Slack، یا Teams. اون لینک یه query طراحیشده داره که به Copilot «دستور» میده ایمیلهاتو بگرده و اطلاعات حساس رو پیدا کنه. این همون «prompt injection» هست — یعنی مهاجم بهجای یه کاربر واقعی، داره به AI دستور میده.
مرحله دوم: یه ضعف در نحوه رندر کردن HTML توسط Copilot باعث میشه قبل از اینکه فیلتر امنیتی بتونه محتوا رو پاک کنه، یه درخواست به سرور مهاجم پرواز کنه — با اطلاعات دزدیدهشده توی آدرس همون درخواست.
مرحله سوم: سیستم امنیتی Copilot معمولاً اجازه نمیده اطلاعات به سرورهای ناشناس برن. اما محققان پیداش کردن که میشه این اطلاعات رو از طریق سرویس «جستجو با تصویر» Bing هدایت کرد — چون Bing یه سرویس مورد اعتماد مایکروسافت هست و این فیلتر رو رد میکنه. دادههای دزدیدهشده از زیرساخت خود مایکروسافت رد شده میرن.
نکته ترسناکش اینه که قربانی هیچی نمیبینه — نه ریدایرکت، نه خطا، نه چیز مشکوکی. فقط یه نتیجه عادی Copilot نشون میده، در حالی که ایمیلها، کدهای یهبارمصرف، و فایلهاش رفتن.
مایکروسافت این آسیبپذیری رو «بحرانی» رتبهبندی کرده (CVE-2026-42824) و اوایل ژوئن ۲۰۲۶ پَچش کرده. Varonis هم ۱۵ ژوئن جزئیاتشو عمومی کرد. تا الان هیچ سوءاستفاده فعالی گزارش نشده.
ماجرا اینه که اینا یه زنجیره از سه آسیبپذیری در Microsoft 365 Copilot کشف کردن — همون ابزار AI که توی محیطهای سازمانی ایمیل و فایلها رو جستجو میکنه. این سه ضعف رو کنار هم بذاری، یه حمله میشه که با یه کلیک کار میکنه.
مرحله اول: مهاجم یه لینک برات میفرسته — توی ایمیل فیشینگ، پیام Slack، یا Teams. اون لینک یه query طراحیشده داره که به Copilot «دستور» میده ایمیلهاتو بگرده و اطلاعات حساس رو پیدا کنه. این همون «prompt injection» هست — یعنی مهاجم بهجای یه کاربر واقعی، داره به AI دستور میده.
مرحله دوم: یه ضعف در نحوه رندر کردن HTML توسط Copilot باعث میشه قبل از اینکه فیلتر امنیتی بتونه محتوا رو پاک کنه، یه درخواست به سرور مهاجم پرواز کنه — با اطلاعات دزدیدهشده توی آدرس همون درخواست.
مرحله سوم: سیستم امنیتی Copilot معمولاً اجازه نمیده اطلاعات به سرورهای ناشناس برن. اما محققان پیداش کردن که میشه این اطلاعات رو از طریق سرویس «جستجو با تصویر» Bing هدایت کرد — چون Bing یه سرویس مورد اعتماد مایکروسافت هست و این فیلتر رو رد میکنه. دادههای دزدیدهشده از زیرساخت خود مایکروسافت رد شده میرن.
نکته ترسناکش اینه که قربانی هیچی نمیبینه — نه ریدایرکت، نه خطا، نه چیز مشکوکی. فقط یه نتیجه عادی Copilot نشون میده، در حالی که ایمیلها، کدهای یهبارمصرف، و فایلهاش رفتن.
مایکروسافت این آسیبپذیری رو «بحرانی» رتبهبندی کرده (CVE-2026-42824) و اوایل ژوئن ۲۰۲۶ پَچش کرده. Varonis هم ۱۵ ژوئن جزئیاتشو عمومی کرد. تا الان هیچ سوءاستفاده فعالی گزارش نشده.
👍2
دو تا از بزرگترین گروههای باجافزاری دنیا در ۲۰۲۴ با هم نابود شدن — ولی تهدید نهتنها کوچیک نشد، بلکه بدتر پخش شد.
فوریه ۲۰۲۴، یه عملیات پلیسی بزرگ به اسم Cronos با همکاری ۱۰ کشور و به رهبری FBI آمریکا و NCA انگلیس گروه LockBit رو زمین زد. ۳۴ سرور توقیف شد، ۱۴ هزار اکانت مخفی بسته شد، ۲۰۰ کیف پول رمزارز فریز شد و بیشتر از ۱۰۰۰ کلید رمزگشایی به دست اومد. سرکرده گروه با نام مستعار «LockBitSupp» شناسایی و ۱۰ میلیون دلار جایزه برای اطلاعات بهش گذاشته شد.
همون هفتهها، گروه BlackCat یه حمله بزرگتر زد. سیستمهای Change Healthcare هک شد — یه شرکت که سالی ۱۵ میلیارد تراکنش پزشکی رو پردازش میکنه و به اطلاعات یک سوم بیمارهای آمریکایی دسترسی داره. شرکت مادرش، UnitedHealth Group، ۲۲ میلیون دلار باج به صورت بیتکوین پرداخت کرد.
نکته جالبش اینجاست: پول کامل به جیب BlackCat رفت و با وابستگانش (affiliate — کسایی که حمله رو انجام میدن) تقسیم نشد. وابستهای که حمله رو زده بود علنی اعلام کرد کلاهبرداری شده، و گفت ۴ ترابایت داده دزدیدهشده هنوز نزد BlackCat نگه داشته شده. بعدش BlackCat یه صفحه جعلی «توقیف توسط پلیس» روی سایتش گذاشت که محققان امنیتی فوری تقلبیش رو اثبات کردن — و گروه فرار کرد.
خسارت برای UnitedHealth سنگین بود. فقط در سهماهه اول ۲۰۲۴ بیش از ۸۷۰ میلیون دلار ضرر دادن. اطلاعات حدود ۱۹۰ میلیون آمریکایی در این حمله به خطر افتاد — بیش از نصف جمعیت کل آمریکا.
این خلاء رو یه گروه تازه به اسم RansomHub پر کرد. دقیقاً همون فوریه لانچ شد و وابستگان سوخته رو با یه مدل جذاب جذب کرد: فقط ۱۰٪ کمیسیون، در مقابل ۲۰ تا ۳۰٪ رقبا. فقط در ۲۰۲۴ ادعا کرد ۵۳۱ قربانی گرفته و شد فعالترین گروه باجافزاری اون سال.
اما اون هم دوام نیاورد. آخر مارس ۲۰۲۵ سایتش خاموش شد و عملیاتش کاملاً متوقف شد.
این چرخه نشون میده که ضربههای پلیسی مشکل رو حل نمیکنن، فقط شکلش رو عوض میکنن. تعداد گروههای باجافزاری از ۷۹ گروه در آوریل ۲۰۲۳ به ۹۶ گروه در آوریل ۲۰۲۵ رسیده. تهدید پخشتر، ناپایدارتر و ردیابیناپذیرتر شده.
فوریه ۲۰۲۴، یه عملیات پلیسی بزرگ به اسم Cronos با همکاری ۱۰ کشور و به رهبری FBI آمریکا و NCA انگلیس گروه LockBit رو زمین زد. ۳۴ سرور توقیف شد، ۱۴ هزار اکانت مخفی بسته شد، ۲۰۰ کیف پول رمزارز فریز شد و بیشتر از ۱۰۰۰ کلید رمزگشایی به دست اومد. سرکرده گروه با نام مستعار «LockBitSupp» شناسایی و ۱۰ میلیون دلار جایزه برای اطلاعات بهش گذاشته شد.
همون هفتهها، گروه BlackCat یه حمله بزرگتر زد. سیستمهای Change Healthcare هک شد — یه شرکت که سالی ۱۵ میلیارد تراکنش پزشکی رو پردازش میکنه و به اطلاعات یک سوم بیمارهای آمریکایی دسترسی داره. شرکت مادرش، UnitedHealth Group، ۲۲ میلیون دلار باج به صورت بیتکوین پرداخت کرد.
نکته جالبش اینجاست: پول کامل به جیب BlackCat رفت و با وابستگانش (affiliate — کسایی که حمله رو انجام میدن) تقسیم نشد. وابستهای که حمله رو زده بود علنی اعلام کرد کلاهبرداری شده، و گفت ۴ ترابایت داده دزدیدهشده هنوز نزد BlackCat نگه داشته شده. بعدش BlackCat یه صفحه جعلی «توقیف توسط پلیس» روی سایتش گذاشت که محققان امنیتی فوری تقلبیش رو اثبات کردن — و گروه فرار کرد.
خسارت برای UnitedHealth سنگین بود. فقط در سهماهه اول ۲۰۲۴ بیش از ۸۷۰ میلیون دلار ضرر دادن. اطلاعات حدود ۱۹۰ میلیون آمریکایی در این حمله به خطر افتاد — بیش از نصف جمعیت کل آمریکا.
این خلاء رو یه گروه تازه به اسم RansomHub پر کرد. دقیقاً همون فوریه لانچ شد و وابستگان سوخته رو با یه مدل جذاب جذب کرد: فقط ۱۰٪ کمیسیون، در مقابل ۲۰ تا ۳۰٪ رقبا. فقط در ۲۰۲۴ ادعا کرد ۵۳۱ قربانی گرفته و شد فعالترین گروه باجافزاری اون سال.
اما اون هم دوام نیاورد. آخر مارس ۲۰۲۵ سایتش خاموش شد و عملیاتش کاملاً متوقف شد.
این چرخه نشون میده که ضربههای پلیسی مشکل رو حل نمیکنن، فقط شکلش رو عوض میکنن. تعداد گروههای باجافزاری از ۷۹ گروه در آوریل ۲۰۲۳ به ۹۶ گروه در آوریل ۲۰۲۵ رسیده. تهدید پخشتر، ناپایدارتر و ردیابیناپذیرتر شده.
❤5👍1
شرکت Apple داره AirPodهایی میسازه که میبینن.
این دستگاهها با اسم رمز B798 شناخته میشن و عرضهشون به اواخر ۲۰۲۷ موکول شده. قرار هست اولین پوشیدنی هوشمند Apple باشن که از پایه با محوریت AI طراحی شدن.
دوربینهای کوچیک توی ساقههای AirPod که برای عکس یا ویدیو استفاده نمیشن — نقش حسگر دید کامپیوتری (Computer Vision) رو دارن و دادههای بصری رو لحظهبهلحظه به Siri میفرستن تا بفهمه داری چی میبینی.
مثلاً میتونی با اشاره سر به مواد آشپزخانهات از Siri بپرسی «با اینا چی میشه پخت؟» یا بدون اینکه iPhone رو دربیاری، یادآوری متنی بگیری، اشیاء رو تشخیص بده یا مسیریابی هوشمندتری داشته باشی.
تعویق از ۲۰۲۶ به ۲۰۲۷ هم طبق گزارش مارک گورمن از Bloomberg، به خاطر چالشهای نرمافزاری AI شرکت Apple و نیاز به مدلهای بینایی قابل اعتمادتره.
برای حریم خصوصی هم Apple داره بررسی میکنه که چراغ نشانگر بذاره تا افراد اطراف بدونن دادههای بصری داره به ابر ارسال میشه.
این پروژه بخشی از استراتژی بزرگتر Apple برای هوش بصریه — یه قدم قبل از اینکه عینکهای هوشمند آیندهشون بیان.
این دستگاهها با اسم رمز B798 شناخته میشن و عرضهشون به اواخر ۲۰۲۷ موکول شده. قرار هست اولین پوشیدنی هوشمند Apple باشن که از پایه با محوریت AI طراحی شدن.
دوربینهای کوچیک توی ساقههای AirPod که برای عکس یا ویدیو استفاده نمیشن — نقش حسگر دید کامپیوتری (Computer Vision) رو دارن و دادههای بصری رو لحظهبهلحظه به Siri میفرستن تا بفهمه داری چی میبینی.
مثلاً میتونی با اشاره سر به مواد آشپزخانهات از Siri بپرسی «با اینا چی میشه پخت؟» یا بدون اینکه iPhone رو دربیاری، یادآوری متنی بگیری، اشیاء رو تشخیص بده یا مسیریابی هوشمندتری داشته باشی.
تعویق از ۲۰۲۶ به ۲۰۲۷ هم طبق گزارش مارک گورمن از Bloomberg، به خاطر چالشهای نرمافزاری AI شرکت Apple و نیاز به مدلهای بینایی قابل اعتمادتره.
برای حریم خصوصی هم Apple داره بررسی میکنه که چراغ نشانگر بذاره تا افراد اطراف بدونن دادههای بصری داره به ابر ارسال میشه.
این پروژه بخشی از استراتژی بزرگتر Apple برای هوش بصریه — یه قدم قبل از اینکه عینکهای هوشمند آیندهشون بیان.
❤5🤯3
۲۰ سال بود که باتریهای آند سیلیکونی فقط رویای آزمایشگاهها بودن. حالا اولین خودروهای برقی با این تکنولوژی دارن وارد بازار میشن.
ماجرا اینه که توی باتریهای معمولی، آند (قطب منفی) از گرافیت ساخته شده. سیلیکون میتونه ۱۰ برابر بیشتر یون لیتیوم ذخیره کنه — یعنی برد خیلی بیشتر. ولی مشکل اینجاست که وقتی شارژ میکنی، سیلیکون تا ۳۰۰٪ متورم میشه و بعد جمع میشه. این چرخه باعث میشه ترک بخوره و ظرفیت باتری سریع افت کنه.
سه شرکت تونستن این مشکل رو حل کنن:
شرکت Sila Nanotechnologies ذرات نانو سیلیکون رو داخل پوشش کربنی میذاره تا فضا برای انبساط داشته باشه. این فناوری الان توی مدلهای EQG و EQS SUV سال ۲۰۲۵ شرکت Mercedes-Benz هست — برد از ۷۰۰ به ۸۰۰ کیلومتر رسیده.
شرکت Panasonic داره سیلیکون رو با گرافیت ترکیب میکنه برای سلولهای 4680 تسلا. نسخه سیلیکونی احتمالاً ۲۰۲۶-۲۰۲۷ به تولید انبوه میرسه.
شرکت Amprius از نانوسیمهای سیلیکونی استفاده میکنه که به جای اینکه ترک بخورن، خم میشن. بالاترین چگالی انرژی رو داره ولی گرونتره — فعلاً بیشتر در هوافضا و دفاع بهکار میره.
عددها چی میگن؟ یه خودرو با برد ۶۴۰ کیلومتر، با سیلیکون معتدل بردش حدود ۶۹۰-۷۴۰ میشه و با سیلیکون بیشتر تا ۷۷۰-۹۰۰ کیلومتر. یا میشه همون برد رو با باتری سبکتر و ارزونتر داشت که برای قیمت ماشین مهمتره.
یه مزیت دیگه هم هست: شارژ سریعتر. سیلیکون یون لیتیوم رو تندتر جذب میکنه، یعنی شارژ ۱۰-۱۵ دقیقهای حتی در هوای سردتر ممکن میشه.
شرکت CATL هم با برنامه Freevoy روی این کار میکنه. با اون حجم تولیدشون — تامینکننده Tesla، BMW، Volkswagen و چند برند بزرگ دیگه — وقتی محصولشون بیاد، سریع مقیاس میگیره.
ماجرا اینه که توی باتریهای معمولی، آند (قطب منفی) از گرافیت ساخته شده. سیلیکون میتونه ۱۰ برابر بیشتر یون لیتیوم ذخیره کنه — یعنی برد خیلی بیشتر. ولی مشکل اینجاست که وقتی شارژ میکنی، سیلیکون تا ۳۰۰٪ متورم میشه و بعد جمع میشه. این چرخه باعث میشه ترک بخوره و ظرفیت باتری سریع افت کنه.
سه شرکت تونستن این مشکل رو حل کنن:
شرکت Sila Nanotechnologies ذرات نانو سیلیکون رو داخل پوشش کربنی میذاره تا فضا برای انبساط داشته باشه. این فناوری الان توی مدلهای EQG و EQS SUV سال ۲۰۲۵ شرکت Mercedes-Benz هست — برد از ۷۰۰ به ۸۰۰ کیلومتر رسیده.
شرکت Panasonic داره سیلیکون رو با گرافیت ترکیب میکنه برای سلولهای 4680 تسلا. نسخه سیلیکونی احتمالاً ۲۰۲۶-۲۰۲۷ به تولید انبوه میرسه.
شرکت Amprius از نانوسیمهای سیلیکونی استفاده میکنه که به جای اینکه ترک بخورن، خم میشن. بالاترین چگالی انرژی رو داره ولی گرونتره — فعلاً بیشتر در هوافضا و دفاع بهکار میره.
عددها چی میگن؟ یه خودرو با برد ۶۴۰ کیلومتر، با سیلیکون معتدل بردش حدود ۶۹۰-۷۴۰ میشه و با سیلیکون بیشتر تا ۷۷۰-۹۰۰ کیلومتر. یا میشه همون برد رو با باتری سبکتر و ارزونتر داشت که برای قیمت ماشین مهمتره.
یه مزیت دیگه هم هست: شارژ سریعتر. سیلیکون یون لیتیوم رو تندتر جذب میکنه، یعنی شارژ ۱۰-۱۵ دقیقهای حتی در هوای سردتر ممکن میشه.
شرکت CATL هم با برنامه Freevoy روی این کار میکنه. با اون حجم تولیدشون — تامینکننده Tesla، BMW، Volkswagen و چند برند بزرگ دیگه — وقتی محصولشون بیاد، سریع مقیاس میگیره.
👍2
۷۲ درصد رشد مصرف داده در دو سال — این آماری هست که مدیرعامل همراه اول توی مجمع عمومی سال ۱۴۰۴ اعلام کرد.
حجم مصرف دادهشون از ۷۳۶۴ پتابایت در سال ۱۴۰۲ به ۱۲ هزار و ۶۹۶ پتابایت رسیده. در کنارش، کاربران 5G به ۴.۴۴ میلیون نفر رسیدن، بیشتر از ۵۸ میلیون نفر از اینترنت همراهشون استفاده میکنن و فقط توی یه سال گذشته، ۷.۵ میلیون کاربر جدید بهشون اضافه شده.
در کل همراه اول الان ۷۵.۹ میلیون مشترک فعال داره و بیش از ۱۰۵ میلیون سیمکارت واگذار کرده. با ۵۴.۳ درصد سهم بازار مشترکان فعال و بیشتر از ۶۰ درصد سهم درآمدی، هنوز بزرگترین بازیگر بازار مخابرات موبایل ایران هست.
حجم مصرف دادهشون از ۷۳۶۴ پتابایت در سال ۱۴۰۲ به ۱۲ هزار و ۶۹۶ پتابایت رسیده. در کنارش، کاربران 5G به ۴.۴۴ میلیون نفر رسیدن، بیشتر از ۵۸ میلیون نفر از اینترنت همراهشون استفاده میکنن و فقط توی یه سال گذشته، ۷.۵ میلیون کاربر جدید بهشون اضافه شده.
در کل همراه اول الان ۷۵.۹ میلیون مشترک فعال داره و بیش از ۱۰۵ میلیون سیمکارت واگذار کرده. با ۵۴.۳ درصد سهم بازار مشترکان فعال و بیشتر از ۶۰ درصد سهم درآمدی، هنوز بزرگترین بازیگر بازار مخابرات موبایل ایران هست.
🖕5
همه فکر میکردن لینوکس دسکتاپ همیشه «یه سال دیگه آماده میشه» — ۲۰۲۶ ثابت کرد اشتباه میکردن.
چند تا تغییر بزرگ با هم جور شدن و تجربه روزانه لینوکس رو کاملاً عوض کردن.
اول از همه Wayland. این سیستم جدید نمایش که از ۲۰۰۸ داشت توسعه پیدا میکرد (جایگزین X11 قدیمی که از ۱۹۸۴ بود)، الان پیشفرض تمام توزیعهای اصلیه — Fedora 40 به بالا، Ubuntu 24.04 به بالا، Arch با GNOME یا KDE، و خیلیهای دیگه. مشکل آخر هم NVIDIA بود؛ درایور ۵۵۵ش در اواسط ۲۰۲۴ پشتیبانی واقعی از Wayland رو با explicit sync اضافه کرد — مکانیزمی که از لرزش صفحه و تأخیر ورودی جلوگیری میکنه.
در سمت رابط کاربری، GNOME 48 در مارس ۲۰۲۶ منتشر شد — سیستم نوتیفیکیشن از نو ساخته شد، ویرایشگر متن جدید جایگزین gedit قدیمی شد، و روی ماشینهای ۴ گیگابایت RAM راحتتر اجرا میشه. همچنین KDE Plasma 6 کامل به Qt 6 رفت و Wayland رو پیشفرض کرد.
درباره NVIDIA هم تغییر مهمی اتفاق افتاده — از مه ۲۰۲۲ کرنل ماژولهاشو Open Source کرد، و تا اواسط ۲۰۲۵ اینا به پیشفرض پیشنهادی برای کارتهای نسل Turing یعنی RTX 2000 به بالا تبدیل شدن. این یعنی نصب لینوکس روی سیستمهای NVIDIA جدیدتر خیلی روانتره.
برای گیمرها هم خبر خوبه. سیستم Proton که توسط Valve برای Steam Deck ساخته شده، الان بیشتر از ۷۰٪ کاتالوگ Steam رو روی لینوکس اجرا میکنه. هر دو سیستم Easy Anti-Cheat و BattlEye رسماً از لینوکس پشتیبانی میکنن. روی GPUهای AMD نسل RDNA 3، لینوکس در بنچمارکهای مصنوعی اغلب از ویندوز بهتره و در بازیها باهاش برابری میکنه. فاصله NVIDIA هم با ویندوز برای اکثر بازیها زیر ۱۰٪ رسیده.
سختافزار هم بهتر شده — شرکت Framework Laptop پشتیبانی رسمی از لینوکس داره و سری ThinkPad و ThinkBook لنوو تأییدیه لینوکس دارن.
در کنار همه اینا، هنوز چند محدودیت جدی هست: Adobe Creative Cloud بومی نیست، iMessage و FaceTime غایبن، و Microsoft Office نیتیو در دسترس نیست.
چند تا تغییر بزرگ با هم جور شدن و تجربه روزانه لینوکس رو کاملاً عوض کردن.
اول از همه Wayland. این سیستم جدید نمایش که از ۲۰۰۸ داشت توسعه پیدا میکرد (جایگزین X11 قدیمی که از ۱۹۸۴ بود)، الان پیشفرض تمام توزیعهای اصلیه — Fedora 40 به بالا، Ubuntu 24.04 به بالا، Arch با GNOME یا KDE، و خیلیهای دیگه. مشکل آخر هم NVIDIA بود؛ درایور ۵۵۵ش در اواسط ۲۰۲۴ پشتیبانی واقعی از Wayland رو با explicit sync اضافه کرد — مکانیزمی که از لرزش صفحه و تأخیر ورودی جلوگیری میکنه.
در سمت رابط کاربری، GNOME 48 در مارس ۲۰۲۶ منتشر شد — سیستم نوتیفیکیشن از نو ساخته شد، ویرایشگر متن جدید جایگزین gedit قدیمی شد، و روی ماشینهای ۴ گیگابایت RAM راحتتر اجرا میشه. همچنین KDE Plasma 6 کامل به Qt 6 رفت و Wayland رو پیشفرض کرد.
درباره NVIDIA هم تغییر مهمی اتفاق افتاده — از مه ۲۰۲۲ کرنل ماژولهاشو Open Source کرد، و تا اواسط ۲۰۲۵ اینا به پیشفرض پیشنهادی برای کارتهای نسل Turing یعنی RTX 2000 به بالا تبدیل شدن. این یعنی نصب لینوکس روی سیستمهای NVIDIA جدیدتر خیلی روانتره.
برای گیمرها هم خبر خوبه. سیستم Proton که توسط Valve برای Steam Deck ساخته شده، الان بیشتر از ۷۰٪ کاتالوگ Steam رو روی لینوکس اجرا میکنه. هر دو سیستم Easy Anti-Cheat و BattlEye رسماً از لینوکس پشتیبانی میکنن. روی GPUهای AMD نسل RDNA 3، لینوکس در بنچمارکهای مصنوعی اغلب از ویندوز بهتره و در بازیها باهاش برابری میکنه. فاصله NVIDIA هم با ویندوز برای اکثر بازیها زیر ۱۰٪ رسیده.
سختافزار هم بهتر شده — شرکت Framework Laptop پشتیبانی رسمی از لینوکس داره و سری ThinkPad و ThinkBook لنوو تأییدیه لینوکس دارن.
در کنار همه اینا، هنوز چند محدودیت جدی هست: Adobe Creative Cloud بومی نیست، iMessage و FaceTime غایبن، و Microsoft Office نیتیو در دسترس نیست.
👍2
یه چیزی رو تصور کن: ویدیو ادیت کردن توی Premiere Pro، بدون اینکه یه بار هم موس رو لمس کنی — فقط با صدات.
این دقیقاً چیزیه که GPT-Realtime 2 داره نشون میده. یه نفر چند هفته باهاش کار کرده و نتیجه واقعاً جالبه.
این مدل میتونه کامل دسکتاپ رو با دستور صوتی کنترل کنه. از باز کردن اپها و جستجو توی وب گرفته تا ادیت حرفهای ویدیو. راهاندازیش هم فقط چند تا Prompt میخواد — بدون کدنویسی.
توی تستهایی که انجام شده، وصل شدن به اپهای دیگه از طریق MCP هم کار میکنه (مثلاً Obsidian)، و کنترل Premiere Pro از طریق accessibility tree ممکنه.
یه نکته صادقانه هم هست: بخشی از محتوا به محدودیتهای واقعی این سیستم اختصاص داره — پس این یه نمایش تبلیغاتی صرف نیست.
شاید آینده سیستمعاملها واقعاً صوتی باشه. 🎙️
این دقیقاً چیزیه که GPT-Realtime 2 داره نشون میده. یه نفر چند هفته باهاش کار کرده و نتیجه واقعاً جالبه.
این مدل میتونه کامل دسکتاپ رو با دستور صوتی کنترل کنه. از باز کردن اپها و جستجو توی وب گرفته تا ادیت حرفهای ویدیو. راهاندازیش هم فقط چند تا Prompt میخواد — بدون کدنویسی.
توی تستهایی که انجام شده، وصل شدن به اپهای دیگه از طریق MCP هم کار میکنه (مثلاً Obsidian)، و کنترل Premiere Pro از طریق accessibility tree ممکنه.
یه نکته صادقانه هم هست: بخشی از محتوا به محدودیتهای واقعی این سیستم اختصاص داره — پس این یه نمایش تبلیغاتی صرف نیست.
شاید آینده سیستمعاملها واقعاً صوتی باشه. 🎙️
👍2