اغما؛
دختر اول خانواده بودن اینجوریه که صرف نظر از سنت بدون هیچ وظیفه ای حواست به همه ی اعضای خانواده هس ؛ با اخمشون عصبی میشی با ناراحتیشون میمیری و با خندشون از ته دل میخندی
سیمرغ بدترین حال هم میرسه به دیدن ناراحتی آدمایی که دوستشون داری ولی نمیتونی براشون کاری انجام بدی.
میدونین چیزی که بیشتر از همه آدمو اذیت میکنه تو این زندگی چیه؟
اینه که بیشتر از نود درصد مشکلات زندگی یه آدم مقصرش یه آدم دیگس یا شایدم آدمای دیگه، یه آدمی که زندگی هزاران نفر یا شایدم میلیونها و یا شایدم کل آدمای جهانو نابود میکنه اونم سر یه عقده یه کینه یه تنفر یه لذت یا شایدم یه علاقه...
این خیلی وحشتناکه که فقط یه آدم یا یه عده اینقدر توانایی دارن که میتونن حداقل باعث درگیری فکری یا شاید گریه میلیون ها نفر بشن ولی اون میلیون ها نفر حتی نمیتونن فکر خودشونو آروم کنن یا غمشونو درمان:)
اینه که بیشتر از نود درصد مشکلات زندگی یه آدم مقصرش یه آدم دیگس یا شایدم آدمای دیگه، یه آدمی که زندگی هزاران نفر یا شایدم میلیونها و یا شایدم کل آدمای جهانو نابود میکنه اونم سر یه عقده یه کینه یه تنفر یه لذت یا شایدم یه علاقه...
این خیلی وحشتناکه که فقط یه آدم یا یه عده اینقدر توانایی دارن که میتونن حداقل باعث درگیری فکری یا شاید گریه میلیون ها نفر بشن ولی اون میلیون ها نفر حتی نمیتونن فکر خودشونو آروم کنن یا غمشونو درمان:)
Forwarded from نجواهایِ شبانه (ᵀᵃʳᵃ)
دلار هروز داره گرون تر میشه و ما هنوز داریم آرزوهامون رو یکییکی خط میزنیم؛ نه چون دیگه نمیخوایمشون، چون دیگه از پسِ قیمتشون برنمیایم.
نسل ما قرار بود زندگی کنه، نه اینکه هر روز حساب کنه کدوم آرزو رو باید قربانیِ کدوم گرونی کنه.
ما موندیم و یه لیست بلندبالا از «کاش»هایی که هیچوقت تیک نخوردن.
حیف ما بود… حیف این همه جوونی، این همه رویا، این همه آدمی که فقط یه زندگی معمولی میخواستن.
نسل ما قرار بود زندگی کنه، نه اینکه هر روز حساب کنه کدوم آرزو رو باید قربانیِ کدوم گرونی کنه.
ما موندیم و یه لیست بلندبالا از «کاش»هایی که هیچوقت تیک نخوردن.
حیف ما بود… حیف این همه جوونی، این همه رویا، این همه آدمی که فقط یه زندگی معمولی میخواستن.
چرا این انتظار تمومی نداره؟
انتظار برای خوب شدن اوضاع
انتظار برای حال خوب
انتظار برای اینکه فقط یه بار بشه همونی که میخوایم...
انتظار برای خوب شدن اوضاع
انتظار برای حال خوب
انتظار برای اینکه فقط یه بار بشه همونی که میخوایم...
Forwarded from تیکه کتاب
سعی کردم به خودم هشدار دهم. سعی کردم
به یاد بیاورم که امید بیرحمترین احساس دنیاست. میتواند روح انسان را متلاشی کند. ولی الان نمیخواستم به اینها فکر کنم. امید را میخواستم. میخواستم به آن بچسبم و اجازه دهم برای مدتی احساس سبکی به من دست دهد.
جنگل - هارلن کوبن
به یاد بیاورم که امید بیرحمترین احساس دنیاست. میتواند روح انسان را متلاشی کند. ولی الان نمیخواستم به اینها فکر کنم. امید را میخواستم. میخواستم به آن بچسبم و اجازه دهم برای مدتی احساس سبکی به من دست دهد.
جنگل - هارلن کوبن
کاش یکی بهم میگفت حق دارم ناراحت باشم یا نه،ناراحت بودنم حق طبیعیمه یا نه،گریه کردنم منطقیه یا نه...