Forwarded from AghayedNet
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✔️بزنگاههای نسخهشناسی
🔻تحلیل فهرستِ یک مجموعهخطی در کتابخانه دانشگاه تهران با عنوان «امالی و دروس شیخ احمد احسائی»
یکی از اصول فهرستنگاری تسلط بر موضوع و محتوای نسخه خطی است. اگر فهرستنویس فاقد این شرط باشد آنگونه که باید و شاید، نسخه معرفی نمیگردد. اما همین شرط و اصل، خود چند مرحله است.
مرحله نخستِ تسلط بر موضوع و محتوا، آشنایی به زبان مجموعه خطی است. مرحله بعد آشنایی با علمی است که در آن مجموعه بحث شده است. مرحله بعد آشنایی با اصطلاحات و دقایق و نِکاتی است که مؤلف یا کاتب، در نسخه خطی استفاده کرده است. این دقایق و نکات اعم از مباحث لغوی و اصطلاحی و حتی تاریخ قمری و شمسی و ... است.
این نکته در معرفی مواریث مکتبی پررنگتر میشود؛ چراکه مستلزم آشنایی نسخهشناس با اثرها و شخصیتها و ریزموضوعات مطرح در آن مکتب فکری است.
برای نمونه به فهرستنویسیِ نسخهای خطی در کتابخانه دانشگاه تهران اشاره میکنیم.
فهرستنویس در صفحه نخست این نسخه نوشته است:
«نسخه نفیس و گنجینه جواهر معانی دروس شیخ احمد احسائی که در مواضیع مختلفه و علوم متنوعه مخصوصاً در علم اکسیر و کیمیا افادات گرانبهائی فرموده و یکی از شاگردان فاضل و خوشقریحهاش آن بیانات را درس به درس و روز به روز نوشته... .»
همین مضمون در مجلد ١١ از فهرست کتابخانه دانشگاه تهران، در صفحه ٢٣٩١ چنین آمده است:
«درسهای شیخ احمد احسایی است به عربی جز یکی که به فارسی است و بندها با بسمله آغاز میشود و برخی عنوان فصل هم دارد.»
شخص متتبع، در بادیِ نظر، با دیدن این معرفی اجمالی به شگفت آمده و مشتاق میشود؛ چراکه اگر اینگونه باشد بهواقع گنجینهای نفیس و نسخهای فرید است. میدانیم عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلیاللهمقامه در کربلاء معلی دروسی داشتهاند و متأسفانه جز بعضی تقریرات مختصر متنی از آن در دست نیست. این معرفی، نوید یافتن گمشدهای است.
اما وقتی نسخه را تورق میکنیم، مییابیم این معرفی ناصحیح است و خطا؛ چراکه در نوشتن این معرفینامه، مرحله آخرِ تسلط بر موضوع و محتوا رعایت نشده است.
مدرّسِ این دروس بهطور مکرر از کلمه «مشایخنا» استفاده کرده است و این اصطلاح در شیخیه، بر عالمان ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی و مرحوم حاج محمدکریم کرمانی و بعد از ایشان به مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامهم اطلاق میشود. این تعبیر اصطلاحی مکتبی است. شیخ مرحوم اعلی الله مقامه در این سیاق، این تعبیر را بهکار نبردهاند.
قرینه دیگر موضوع این دروس است. دروسی که از مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه که گزارش شده، دروسی است در شرح احادیث و روایات اهلالبیت علیهمالسلام و به مباحث علم فلسفی (کیمیا و اکسیر) بهطور گسترده نپرداختند و تدریسی گزارش نشده است.
قرینه دیگر سالهایی است که در صفحات مختلف این مجموعه خطی نگاشته شده. این سالها (١٢٩٣ و ١٢٩۴ق و...) بعد از رحلت شیخ مرحوم است و امکان ندارد محرّر، در مَدرس شیخ اعلی الله مقامه بوده باشد.
با تورق بیشتر مییابیم این مجموعه ٣۶٠ صفحهای صرفاً دروس نیست؛ بلکه جُنگی است مشتمل بر درسهایی و خاطراتی و رؤیاهایی و اشعار. و کاتب و مؤلف، شخصی است از اتجاه شیخیه کرمان و اصولاً، هم مطالب و هم کتابت، به سالها بعد از رحلت مرحوم شیخ احمد احسائی مربوط است.
آنچه اشاره شد، نمونهای باشد برای لزوم توجه فهرستنگارِ نسخه خطی به اصطلاحات و دقتهایی که در مکاتب مختلفِ فکری وجود دارد. مرحلهای از دقت که شاید در افراد محدودی از نسخهشناسان دیده شود؛ آنانی که آکُفت و رنج تعمق در لایههای پنهان نسخ خطی را چشیده و ژرفاندیشانه قلم میزنند.
@AghayedNet
🔻تحلیل فهرستِ یک مجموعهخطی در کتابخانه دانشگاه تهران با عنوان «امالی و دروس شیخ احمد احسائی»
یکی از اصول فهرستنگاری تسلط بر موضوع و محتوای نسخه خطی است. اگر فهرستنویس فاقد این شرط باشد آنگونه که باید و شاید، نسخه معرفی نمیگردد. اما همین شرط و اصل، خود چند مرحله است.
مرحله نخستِ تسلط بر موضوع و محتوا، آشنایی به زبان مجموعه خطی است. مرحله بعد آشنایی با علمی است که در آن مجموعه بحث شده است. مرحله بعد آشنایی با اصطلاحات و دقایق و نِکاتی است که مؤلف یا کاتب، در نسخه خطی استفاده کرده است. این دقایق و نکات اعم از مباحث لغوی و اصطلاحی و حتی تاریخ قمری و شمسی و ... است.
این نکته در معرفی مواریث مکتبی پررنگتر میشود؛ چراکه مستلزم آشنایی نسخهشناس با اثرها و شخصیتها و ریزموضوعات مطرح در آن مکتب فکری است.
برای نمونه به فهرستنویسیِ نسخهای خطی در کتابخانه دانشگاه تهران اشاره میکنیم.
فهرستنویس در صفحه نخست این نسخه نوشته است:
«نسخه نفیس و گنجینه جواهر معانی دروس شیخ احمد احسائی که در مواضیع مختلفه و علوم متنوعه مخصوصاً در علم اکسیر و کیمیا افادات گرانبهائی فرموده و یکی از شاگردان فاضل و خوشقریحهاش آن بیانات را درس به درس و روز به روز نوشته... .»
همین مضمون در مجلد ١١ از فهرست کتابخانه دانشگاه تهران، در صفحه ٢٣٩١ چنین آمده است:
«درسهای شیخ احمد احسایی است به عربی جز یکی که به فارسی است و بندها با بسمله آغاز میشود و برخی عنوان فصل هم دارد.»
شخص متتبع، در بادیِ نظر، با دیدن این معرفی اجمالی به شگفت آمده و مشتاق میشود؛ چراکه اگر اینگونه باشد بهواقع گنجینهای نفیس و نسخهای فرید است. میدانیم عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلیاللهمقامه در کربلاء معلی دروسی داشتهاند و متأسفانه جز بعضی تقریرات مختصر متنی از آن در دست نیست. این معرفی، نوید یافتن گمشدهای است.
اما وقتی نسخه را تورق میکنیم، مییابیم این معرفی ناصحیح است و خطا؛ چراکه در نوشتن این معرفینامه، مرحله آخرِ تسلط بر موضوع و محتوا رعایت نشده است.
مدرّسِ این دروس بهطور مکرر از کلمه «مشایخنا» استفاده کرده است و این اصطلاح در شیخیه، بر عالمان ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی و مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی و مرحوم حاج محمدکریم کرمانی و بعد از ایشان به مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامهم اطلاق میشود. این تعبیر اصطلاحی مکتبی است. شیخ مرحوم اعلی الله مقامه در این سیاق، این تعبیر را بهکار نبردهاند.
قرینه دیگر موضوع این دروس است. دروسی که از مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه که گزارش شده، دروسی است در شرح احادیث و روایات اهلالبیت علیهمالسلام و به مباحث علم فلسفی (کیمیا و اکسیر) بهطور گسترده نپرداختند و تدریسی گزارش نشده است.
قرینه دیگر سالهایی است که در صفحات مختلف این مجموعه خطی نگاشته شده. این سالها (١٢٩٣ و ١٢٩۴ق و...) بعد از رحلت شیخ مرحوم است و امکان ندارد محرّر، در مَدرس شیخ اعلی الله مقامه بوده باشد.
با تورق بیشتر مییابیم این مجموعه ٣۶٠ صفحهای صرفاً دروس نیست؛ بلکه جُنگی است مشتمل بر درسهایی و خاطراتی و رؤیاهایی و اشعار. و کاتب و مؤلف، شخصی است از اتجاه شیخیه کرمان و اصولاً، هم مطالب و هم کتابت، به سالها بعد از رحلت مرحوم شیخ احمد احسائی مربوط است.
آنچه اشاره شد، نمونهای باشد برای لزوم توجه فهرستنگارِ نسخه خطی به اصطلاحات و دقتهایی که در مکاتب مختلفِ فکری وجود دارد. مرحلهای از دقت که شاید در افراد محدودی از نسخهشناسان دیده شود؛ آنانی که آکُفت و رنج تعمق در لایههای پنهان نسخ خطی را چشیده و ژرفاندیشانه قلم میزنند.
@AghayedNet
Forwarded from انتشارات علمیه
#یادداشت
▪️دو نسخۀ نویافته از مجالس موعظۀ ماه محرم سال ۱۳۰۱ ق، اثری از میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
📝 سید محمدناصر طباطبائی
بنابر آنچه در فرستۀ تصحیح یک اشتباه گذشت، دانستیم که ویژگیهای نسخۀ ۱۷۹۰ کتابخانۀ امام امیرالمؤمنین با رسالۀ حکمت شهادت همخوانی ندارد. حال دو پرسش مهم فراروی ماست: چیستی نام کتاب و کیستی مؤلف آن. برای پاسخ به این سؤالات، قرائن اندکی وجود داشت. نسخۀ کتاب را در اختیار نداشتیم و تنها آگاهیمان از محتویات نسخه آغاز و تاریخ کتابت آن بود، البته این احتمال نیز دورازذهن نمینمود که موضوع کتاب با شهادت امام حسین، علیهالسلام، مرتبط باشد.
ماهها گذشت و کاوشهایمان بینتیجه ماند. روزی دوست و همکار محققم، آقای محمد انصاری، تماس گرفت؛ لحنش نوید کشف تازهای را میداد، به نظرش میآمد که این کتاب را در خلال مطالعات اخیرش دیده باشد. میگفت: محمدباقر شریف طباطبائی، عالم شیخیمسلک عهد قاجار، عین همین عبارات را در مجالس موعظۀ ماه محرم سال ۱۳۰۱ ق آوردهاست. آقای انصاری نسخۀ خطی این کتاب را ندیده بود، اما نشانهها همگی با خصوصیات آن کاملاً تطبیق داشت.
جستجوهایمان ادامه یافت تا آنکه اطلاعات جدید و سامانۀ جستجوی کتابشناسی کتابخانۀ ملی به کمکمان آمد و نسخهای از رسالۀ طباطبائی دستیابمان شد. این رساله در ضمن مجموعهای از آثار شریف طباطبائی با شمارﮤ دستیابی ۱۳۶۱۶ در کتابخانۀ ملی ایران قرار دارد. نسخۀ حاضر در فنخا فهرست نشدهاست و به نظر میرسد که ازجمله مجموعههای تازهفهرستشدﮤ کتابخانه باشد. ظاهراً نایابی نسخ مجموعه فهرستنگار را به دشواری انداخته و اشتباهاً این اثر را با أسرارالشهادﮤ شریف طباطبائی یکی دانستهاست.[۱]
در آغاز رسالۀ مجالس موعظۀ ماه محرم سال ۱۳۰۱ ق میخوانیم:
چنانکه پیداست، رسالههای حکمت شهادت و مجالس موعظه از دو جهت یه یکدیگر شباهت دارند: نام مؤلفان آنها محمدباقر است و هر دو کتاب به موضوع شهادت امام حسین، علیهالسلام، میپردازند، ازاینرو دلیل خطای فهرستنگار نسخۀ ۱۷۹۰ را باید در یکسانی موضوع و نام مؤلفان این دو اثر دانست.
مهمتر اما آنکه بنابر این بررسیها، دو نسخهٔ نویافته از مجالس موعظۀ ماه محرم سال ۱۳۰۱ ق، از آثار کمیاب میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، در کتابخانههای عمومی شناسایی میشود:
۱. نسخۀ ۱۷۹۰ کتابخانۀ امام امیرالمؤمنین نجف که اشتباهاً به علامه مجلسی نسبت داده شدهاست.
۲. رسالۀ نهم نسخۀ ۱۳۶۱۶ کتابخانۀ ملی ایران که بهاشتباه با أسرارالشهادﮤ شریف طباطبائی یکی دانسته شدهاست.
پینوشتها:
۱. برای دسترسی به تصاویر این مجموعه و اطلاعات فهرستنگاری آن، به این پیوند بروید: https://opac.nlai.ir/opac-prod/search/briefListSearch.do?command=FULL_VIEW&id=815380&pageStatus=1&sortKeyValue1=sortkey_title&sortKeyValue2=sortkey_author
۲. رک: مجموعه (کتابخانهٔ ملی: ۱۳۶۱۶): برگ ۸۷ پشت.
🆔 @Elmiyepub
برای دیدن تصاویر، به پیوند زیر بروید.
▪️دو نسخۀ نویافته از مجالس موعظۀ ماه محرم سال ۱۳۰۱ ق، اثری از میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
📝 سید محمدناصر طباطبائی
بنابر آنچه در فرستۀ تصحیح یک اشتباه گذشت، دانستیم که ویژگیهای نسخۀ ۱۷۹۰ کتابخانۀ امام امیرالمؤمنین با رسالۀ حکمت شهادت همخوانی ندارد. حال دو پرسش مهم فراروی ماست: چیستی نام کتاب و کیستی مؤلف آن. برای پاسخ به این سؤالات، قرائن اندکی وجود داشت. نسخۀ کتاب را در اختیار نداشتیم و تنها آگاهیمان از محتویات نسخه آغاز و تاریخ کتابت آن بود، البته این احتمال نیز دورازذهن نمینمود که موضوع کتاب با شهادت امام حسین، علیهالسلام، مرتبط باشد.
ماهها گذشت و کاوشهایمان بینتیجه ماند. روزی دوست و همکار محققم، آقای محمد انصاری، تماس گرفت؛ لحنش نوید کشف تازهای را میداد، به نظرش میآمد که این کتاب را در خلال مطالعات اخیرش دیده باشد. میگفت: محمدباقر شریف طباطبائی، عالم شیخیمسلک عهد قاجار، عین همین عبارات را در مجالس موعظۀ ماه محرم سال ۱۳۰۱ ق آوردهاست. آقای انصاری نسخۀ خطی این کتاب را ندیده بود، اما نشانهها همگی با خصوصیات آن کاملاً تطبیق داشت.
جستجوهایمان ادامه یافت تا آنکه اطلاعات جدید و سامانۀ جستجوی کتابشناسی کتابخانۀ ملی به کمکمان آمد و نسخهای از رسالۀ طباطبائی دستیابمان شد. این رساله در ضمن مجموعهای از آثار شریف طباطبائی با شمارﮤ دستیابی ۱۳۶۱۶ در کتابخانۀ ملی ایران قرار دارد. نسخۀ حاضر در فنخا فهرست نشدهاست و به نظر میرسد که ازجمله مجموعههای تازهفهرستشدﮤ کتابخانه باشد. ظاهراً نایابی نسخ مجموعه فهرستنگار را به دشواری انداخته و اشتباهاً این اثر را با أسرارالشهادﮤ شریف طباطبائی یکی دانستهاست.[۱]
در آغاز رسالۀ مجالس موعظۀ ماه محرم سال ۱۳۰۱ ق میخوانیم:
«الحمد لله الذي أجل رزیتنا وأعظم مصیبتنا بمصیبة سبط الرسول [...] و بعد اینها کلماتی است در اسرار شهادت سید مظلومان و سرور شهیدان، مولانا الغریب، جناب أبیعبدالله الحسین، روحی و أرواح العالمین لموالیه الفدا و صلوات الله و سلامه علیه، که در سنۀ هزار و سیصد و یک هجری سرکار ملاذالأنام ملجأ أهل الاسلام، باقر علوم آل محمد، صلواتاللهعلیهم، آقای حاج میرزا محمدباقر، روحیفداه، در دولتسرای خود در دهۀ اول محرم همین سنه روضهخوانی میفرمودند و خود ایشان بنای ذکر مصیبت و بیان اسرار شهادت سید مظلومان، سلاماللهعلیه، گذارده بودند و این روسیاه با عدم قابلیت در پای منبر بهقدر مقدور در ضبط آنها کوشیده که هدیهای باشد برای دوستان و موالیان سرور مظلومان.»[۲]
چنانکه پیداست، رسالههای حکمت شهادت و مجالس موعظه از دو جهت یه یکدیگر شباهت دارند: نام مؤلفان آنها محمدباقر است و هر دو کتاب به موضوع شهادت امام حسین، علیهالسلام، میپردازند، ازاینرو دلیل خطای فهرستنگار نسخۀ ۱۷۹۰ را باید در یکسانی موضوع و نام مؤلفان این دو اثر دانست.
مهمتر اما آنکه بنابر این بررسیها، دو نسخهٔ نویافته از مجالس موعظۀ ماه محرم سال ۱۳۰۱ ق، از آثار کمیاب میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، در کتابخانههای عمومی شناسایی میشود:
۱. نسخۀ ۱۷۹۰ کتابخانۀ امام امیرالمؤمنین نجف که اشتباهاً به علامه مجلسی نسبت داده شدهاست.
۲. رسالۀ نهم نسخۀ ۱۳۶۱۶ کتابخانۀ ملی ایران که بهاشتباه با أسرارالشهادﮤ شریف طباطبائی یکی دانسته شدهاست.
پینوشتها:
۱. برای دسترسی به تصاویر این مجموعه و اطلاعات فهرستنگاری آن، به این پیوند بروید: https://opac.nlai.ir/opac-prod/search/briefListSearch.do?command=FULL_VIEW&id=815380&pageStatus=1&sortKeyValue1=sortkey_title&sortKeyValue2=sortkey_author
۲. رک: مجموعه (کتابخانهٔ ملی: ۱۳۶۱۶): برگ ۸۷ پشت.
🆔 @Elmiyepub
برای دیدن تصاویر، به پیوند زیر بروید.
Telegraph
دو نسخۀ نویافته از مجالس موعظۀ ماه محرم سال ۱۳۰۱ ق، اثری از میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
بنابر آنچه در فرستۀ تصحیح یک اشتباه گذشت، دانستیم که ویژگیهای نسخۀ ۱۷۹۰ کتابخانۀ امام امیرالمؤمنین با رسالۀ حکمت شهادت همخوانی ندارد. حال دو پرسش مهم فراروی ماست: چیستی نام کتاب و کیستی مؤلف آن. برای پاسخ به این سؤالات، قرائن اندکی وجود داشت. نسخۀ کتاب را…
🔺کتاب تازهمنتشرشده
وصایا العلماء لأولادهم
مشتمل بر وصیتنامه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
(تصویر بعضی صفحات بهپیوست است.)
@AghayedNet
وصایا العلماء لأولادهم
مشتمل بر وصیتنامه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
(تصویر بعضی صفحات بهپیوست است.)
@AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده
تراجم العلماء بأقلامهم
مشتمل بر زندگینامهٔ خودنگاشت (اتوبیوگرافی) عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه (در صفحه ۴۵۰ از جلد اول) و ملا محمدتقی هروی اصفهانی (در صفحه ۵۷۱ از همان جلد).
@AghayedNet
تراجم العلماء بأقلامهم
مشتمل بر زندگینامهٔ خودنگاشت (اتوبیوگرافی) عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه (در صفحه ۴۵۰ از جلد اول) و ملا محمدتقی هروی اصفهانی (در صفحه ۵۷۱ از همان جلد).
@AghayedNet
🔺...حالا این همه طول و تفصیل که در اینکه مردم مدنیالطبعند عرض کردم توی ارشاد هم نوشتهام مردم مدنیالطبعند کسی نمیفهمد.
معلوم است ارشاد را هم باید درس بدهند.
🔸دروس عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه، سال ۱۲۸۶ق
@AghayedNet
معلوم است ارشاد را هم باید درس بدهند.
🔸دروس عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه، سال ۱۲۸۶ق
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
کتیبۀ یا ام الحسن و الحسین
(وسط، از بالا به پایین:🔻)
هُوَ الْفاطِرُ
یا فاطِرُ بِحَقِّ فاطِمَةَ، اِشْفِ صَدْرَ الْحُسَیْنِ بِظُهورِ الْحُجَّةِ
ولیّة الله الکبریٰ/ریحانة رسول الله
یا فاطِمَةُ الزَّهْراءُ یا بِنْتَ رَسولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِمَا السَّلامُ، اَحْسَنَ اللهُ لَکِ الْعَزاءَ فی مُصیبَةِ وَلَدِکِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ اَبی عَبْدِ اللهِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ
الصّدیقة الکبریٰ/امّ الائمّة النّقباء النّجباء/الشّهیدة/المکسورة ضلعًا
شفیعة یوم الجزاء/المهضومة/المظلومة/المضطهدة/الانسیّة الحوراء/البتول العذراء
اِنَّ بَعْضَ الْاَخْیارِ رَأیٰ فِی الْمَنامِ فاطِمَةَ الزَّهْراءَ عَلَیْهَا السَّلامُ
مَعَ لُمَّةٍ مِنَ النِّساءِ وَ هُنَّ یَنُحْنَ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ عَلَیْهِ السَّلامُ
بِبَیْتٍ مِنَ الشِّعْرِ وَ هُوَ هٰکَذا:
واحُسَیْناهْ ذَبیحًا مِنْ قَفا/واحُسَیْناهْ غَسیلًا بِالدِّماءِ
[ترجمه: یکی از نیکان حضرت فاطمه زهراء علیهاالسلام را در خواب دید
که با گروهی از زنان جمعاند و همه بر امام حسین علیهالسلام نوحهسرایی میکنند
و این بیت شعر را میخوانند:
وای بر حسین که سر مبارکش از پشت بریده شد!/ وای بر حسین که با خونِ بدن غسل داده شد!]
پیکرت صدپاره بی غسل و کفن/درمیان لجّۀ خون غوطهزن
سر جدا برروی نیزه از بدن/تن جدا از سر گرفتار بلا
ای حسین، ای کشتۀ راهِ خدا/ای حسین، ای تشنۀ دشتِ بلا
المخفیة قبرًا
(راست، از بالا به پایین:🔻)
قالَ اللهُ تَعالیٰ:
وَ وَصَّیْنَا الْاِنْسانَ بِوالِدَیْهِ اِحْسانًا حَمَلَتْهُ اُمُّهُ کُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ کُرْهًا
وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثونَ شَهْرًا حَتّیٰ اِذا بَلَغَ اَشُدَّهُ وَ بَلَغَ اَرْبَعینَ سَنَةً... (احقاف: 15)
عَنْ اَبی عَبْدِ اللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ قالَ: لَمّا حَمَلَتْ فاطِمَةُ عَلَیْهَا السَّلامُ بِالْحُسَیْنِ جاءَ جَبْرَئیلُ اِلیٰ رَسُولِ اللهِ
صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهٖ فَقالَ: اِنَّ فاطِمَةَ تَلِدُ غُلامًا تَقْتُلُهُ اُمَّتُکَ مِنْ بَعْدِکَ. فَلَمّا حَمَلَتْ
فاطِمَةُ بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ کَرِهَتْ حَمْلَهُ وَ حینَ وَضَعَتْهُ کَرِهَتْ وَضْعَهُ...
[ترجمه: امام صادق علیهالسلام فرمود: هنگامی که حضرت فاطمه علیهاالسلام به امام حسین آبستن شد، جبرئیل نزد رسولخدا صلی الله علیه و آله
آمد و گفت: فاطمه پسری میآورد که امتت پساز تو او را میکشند. پس چون
حضرت فاطمه به حسین علیهالسلام باردار شد ناراحت بود و هنگام زایمان هم خوشحال نبود.]
عَنْ اَبی عَبْدِ اللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ:
اِذا کانَ یَوْمُ القِیامَةِ جَمَعَ اللهُ الْاَوَّلینَ وَ الْآخِرینَ فی صَعیدٍ واحِدٍ
فَیُنادی مُنادٍ غُضُّوا اَبْصارَکُمْ وَ نَکِّسوا رُؤوسَکُمْ حَتّیٰ تَجوزَ فاطِمَةُ
بِنْتُ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ الصِّراطَ... ثُمَّ تَنْزِلُ عَنْ نَجیبِها فَتَأْخُذُ
قَمیصَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلیٍّ عَلَیْهِمَا السَّلامُ بِیَدِها مُضَمَّخًا بِدَمِهٖ وَ تَقُولُ:
یا رَبِّ هٰذا قَمیصُ وَلَدی وَ قَدْ عَلِمْتَ ما صُنِعَ بِهٖ. فَیَأْتیهَا النِّداءُ
مِنْ قِبَلِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ: یا فاطِمَةُ لَکِ عِنْدیَ الرِّضا. فَتَقولُ:
یا رَبِّ انْتَصِرْ لی مِنْ قاتِلِهٖ...
[ترجمه: امام صادق علیهالسلام فرمود:
چون روز قیامت شود، خداوند اولین و آخرین را در یک سرزمین گرد آورَد.
پس ندادهندهای صدا زند: چشمانتان را فروبندید و سرهای خود را به زیر اندازید تا فاطمه
دخت محمد صلی الله علیه و آله از صراط عبور کند... سپس [حضرت زهراء] از مرکبش فرود آید و
پیراهن خونآلود حسین بن علی علیهما السلام را به دست گیرد و گوید:
ای پروردگار من، این پیراهن فرزند من است و تو میدانی که با او چهها شد!
پس ازجانب خداوند عزوجل ندا آید: ای فاطمه، من خرسندی تو را خواهانم. عرض میکند:
پروردگارا، برای من از قاتلش انتقام بگیر.]
@AghayedNet
(وسط، از بالا به پایین:🔻)
هُوَ الْفاطِرُ
یا فاطِرُ بِحَقِّ فاطِمَةَ، اِشْفِ صَدْرَ الْحُسَیْنِ بِظُهورِ الْحُجَّةِ
ولیّة الله الکبریٰ/ریحانة رسول الله
یا فاطِمَةُ الزَّهْراءُ یا بِنْتَ رَسولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِمَا السَّلامُ، اَحْسَنَ اللهُ لَکِ الْعَزاءَ فی مُصیبَةِ وَلَدِکِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ اَبی عَبْدِ اللهِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ
الصّدیقة الکبریٰ/امّ الائمّة النّقباء النّجباء/الشّهیدة/المکسورة ضلعًا
شفیعة یوم الجزاء/المهضومة/المظلومة/المضطهدة/الانسیّة الحوراء/البتول العذراء
اِنَّ بَعْضَ الْاَخْیارِ رَأیٰ فِی الْمَنامِ فاطِمَةَ الزَّهْراءَ عَلَیْهَا السَّلامُ
مَعَ لُمَّةٍ مِنَ النِّساءِ وَ هُنَّ یَنُحْنَ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ عَلَیْهِ السَّلامُ
بِبَیْتٍ مِنَ الشِّعْرِ وَ هُوَ هٰکَذا:
واحُسَیْناهْ ذَبیحًا مِنْ قَفا/واحُسَیْناهْ غَسیلًا بِالدِّماءِ
[ترجمه: یکی از نیکان حضرت فاطمه زهراء علیهاالسلام را در خواب دید
که با گروهی از زنان جمعاند و همه بر امام حسین علیهالسلام نوحهسرایی میکنند
و این بیت شعر را میخوانند:
وای بر حسین که سر مبارکش از پشت بریده شد!/ وای بر حسین که با خونِ بدن غسل داده شد!]
پیکرت صدپاره بی غسل و کفن/درمیان لجّۀ خون غوطهزن
سر جدا برروی نیزه از بدن/تن جدا از سر گرفتار بلا
ای حسین، ای کشتۀ راهِ خدا/ای حسین، ای تشنۀ دشتِ بلا
المخفیة قبرًا
(راست، از بالا به پایین:🔻)
قالَ اللهُ تَعالیٰ:
وَ وَصَّیْنَا الْاِنْسانَ بِوالِدَیْهِ اِحْسانًا حَمَلَتْهُ اُمُّهُ کُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ کُرْهًا
وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثونَ شَهْرًا حَتّیٰ اِذا بَلَغَ اَشُدَّهُ وَ بَلَغَ اَرْبَعینَ سَنَةً... (احقاف: 15)
عَنْ اَبی عَبْدِ اللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ قالَ: لَمّا حَمَلَتْ فاطِمَةُ عَلَیْهَا السَّلامُ بِالْحُسَیْنِ جاءَ جَبْرَئیلُ اِلیٰ رَسُولِ اللهِ
صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهٖ فَقالَ: اِنَّ فاطِمَةَ تَلِدُ غُلامًا تَقْتُلُهُ اُمَّتُکَ مِنْ بَعْدِکَ. فَلَمّا حَمَلَتْ
فاطِمَةُ بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ کَرِهَتْ حَمْلَهُ وَ حینَ وَضَعَتْهُ کَرِهَتْ وَضْعَهُ...
[ترجمه: امام صادق علیهالسلام فرمود: هنگامی که حضرت فاطمه علیهاالسلام به امام حسین آبستن شد، جبرئیل نزد رسولخدا صلی الله علیه و آله
آمد و گفت: فاطمه پسری میآورد که امتت پساز تو او را میکشند. پس چون
حضرت فاطمه به حسین علیهالسلام باردار شد ناراحت بود و هنگام زایمان هم خوشحال نبود.]
عَنْ اَبی عَبْدِ اللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ:
اِذا کانَ یَوْمُ القِیامَةِ جَمَعَ اللهُ الْاَوَّلینَ وَ الْآخِرینَ فی صَعیدٍ واحِدٍ
فَیُنادی مُنادٍ غُضُّوا اَبْصارَکُمْ وَ نَکِّسوا رُؤوسَکُمْ حَتّیٰ تَجوزَ فاطِمَةُ
بِنْتُ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ الصِّراطَ... ثُمَّ تَنْزِلُ عَنْ نَجیبِها فَتَأْخُذُ
قَمیصَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلیٍّ عَلَیْهِمَا السَّلامُ بِیَدِها مُضَمَّخًا بِدَمِهٖ وَ تَقُولُ:
یا رَبِّ هٰذا قَمیصُ وَلَدی وَ قَدْ عَلِمْتَ ما صُنِعَ بِهٖ. فَیَأْتیهَا النِّداءُ
مِنْ قِبَلِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ: یا فاطِمَةُ لَکِ عِنْدیَ الرِّضا. فَتَقولُ:
یا رَبِّ انْتَصِرْ لی مِنْ قاتِلِهٖ...
[ترجمه: امام صادق علیهالسلام فرمود:
چون روز قیامت شود، خداوند اولین و آخرین را در یک سرزمین گرد آورَد.
پس ندادهندهای صدا زند: چشمانتان را فروبندید و سرهای خود را به زیر اندازید تا فاطمه
دخت محمد صلی الله علیه و آله از صراط عبور کند... سپس [حضرت زهراء] از مرکبش فرود آید و
پیراهن خونآلود حسین بن علی علیهما السلام را به دست گیرد و گوید:
ای پروردگار من، این پیراهن فرزند من است و تو میدانی که با او چهها شد!
پس ازجانب خداوند عزوجل ندا آید: ای فاطمه، من خرسندی تو را خواهانم. عرض میکند:
پروردگارا، برای من از قاتلش انتقام بگیر.]
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
(چپ، از بالا به پایین:🔻)
قالَ رَسولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهٖ:
اِذا کانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ جاءَتْ فاطِمَةُ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْها... فَیُقالُ لَهَا ادْخُلِی الْجَنَّةَ. فَتَقُولُ:
لا اَدْخُلُ حَتّیٰ اَعْلَمَ ما صُنِعَ بِوَلَدی مِنْ بَعْدی. فَیُقالُ لَهَا انْظُری فی قَلْبِ الْقِیامَةِ.
فَتَنْظُرُ اِلَی الْحُسَیْنِ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْهِ قائِمًا وَ لَیْسَ عَلَیْهِ رَأْسٌ. فَتَصْرُخُ صَرْخَةً وَ اَصْرُخُ
لِصُراخِها وَ تَصْرُخُ الْمَلائِکَةُ لِصُراخِنا فَیَغْضِبُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَنا عِنْدَ ذٰلِکَ...
[ترجمه: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
چون روز قیامت شود، فاطمه صلوات الله علیها میآید... به او گفته میشود: وارد بهشت شو. پس میگوید:
وارد نمیشوم تا بدانم پساز من با فرزندم چه کردند. پس خطاب میشود که به وسط [صحرای] قیامت نگاه کن.
پس حسین را میبیند که بیسر ایستاده است. پس فاطمه فریاد بلندی میزند و من هم از شیون او فریاد میزنم
و فرشتگان نیز بهواسطۀ فریاد ما به شیون میآیند. پس در این هنگام خدای عزوجل بهخاطر ما خشمناک میگردد...]
أَ فاطِمُ لَوْ خِلْتِ الْحُسَیْنَ مُجَدَّلًا/وَ قَدْ ماتَ عَطْشانًا بِشَطِّ فُراتٍ
اِذًا لَلَطَمْتِ الْخَدَّ فاطِمُ عِنْدَهُ/وَ اَجْرَیْتِ دَمْعَ الْعَیْنِ فِی الْوَجَناتِ
[ترجمۀ بخشیاز قصیدۀ دعبل خُزاعی رحمهالله که آن را در پیشگاه حضرت رضا علیهالسلام خواند:
ای فاطمه، اگر حسین را میدیدی که بر زمین کربلا افتاده و تشنهلب درکنار شط فرات جان داده،
آنگاه ای فاطمه هرآینه نزد او بر روی خود میزدی و اشک چشم را بر رخسار روان میگردانیدی.]
عَنْ اَبی عَبْدِ اللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ:
اِنَّ فاطِمَةَ عَلَیْهَا السَّلامُ اِذا نَظَرَتْ اِلَیْهِمْ (زائِرِی الْحُسَیْنِ) وَ مَعَها اَلْفُ نَبیٍّ وَ اَلْفُ
صِدّیقٍ وَ اَلْفُ شَهیدٍ وَ مِنَ الْکَرُوبِیّینَ اَلْفُ اَلْفٍ یُسْعِدُونَها
عَلَی الْبُکاءِ وَ اِنَّها لَتَشْهَقُ شَهْقَةً فَلا یَبْقیٰ فِی السَّماواتِ مَلَکٌ اِلّا بَکیٰ
رَحْمَةً لِصَوْتِها وَ ما تَسْکُنُ حَتّیٰ یَأْتِیَهَا النَّبیُّ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهٖ
فَیَقولُ: یا بُنَیَّةُ قَدْ اَبْکَیْتِ اَهْلَ السَّماواتِ وَ شَغَلْتِهِمْ عَنِ التَّقْدیسِ
وَ التَّسْبیحِ فَکُفّٖی حَتّیٰ یُقَدِّسوا فَاِنَّ اللهَ بالِغُ اَمْرِهٖ. وَ اِنَّها
لَتَنْظُرُ اِلیٰ مَنْ حَضَرَ مِنْکُمْ فَتَسْأَلُ اللهَ لَهُمْ مِنْ کُلِّ خَیْرٍ...
[ترجمه: امام صادق علیهالسلام فرمود:
هرگاه فاطمه علیهاالسلام به زائران امام حسین نظر نماید؛ در حالی كه همراهِ فاطمه هزار پیغمبر و هزار
صدّیق و هزار شهید و هزارهزار از كروبیان هستند که آن حضرت را بر گریستن یاری میكنند
و آن حضرت چنان فریادی میزند كه هیچ فرشتهای در آسمانها نمیماند مگر آنكه
بهخاطر صدای او، ازسرِ دلسوزی، به گریه میافتد. آن حضرت آرام نمیگیرد تا اینكه پیامبر صلی اللّٰه علیه و آله نزد او بیاید
و بفرماید: دخترم، آسمانیان را به گریه انداختی و آنان را از تقدیس و تسبیح خداوند بازداشتی.
بس كن تا به تقدیس خود بپردازند؛ چراکه خداوند کارش را بهانجام میرساند.
سپس حضرت صادق علیهالسلام فرمود: آن بانو به كسانی از شما که به زیارت سیدالشهداء حاضر شوند نظر میفرماید و از خداوند برایشان هر خوبی و خیری را درخواست میکند...]
اسماعیلی قوچانی ۱۳۷۷/۲/۶
@AghayedNet
قالَ رَسولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهٖ:
اِذا کانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ جاءَتْ فاطِمَةُ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْها... فَیُقالُ لَهَا ادْخُلِی الْجَنَّةَ. فَتَقُولُ:
لا اَدْخُلُ حَتّیٰ اَعْلَمَ ما صُنِعَ بِوَلَدی مِنْ بَعْدی. فَیُقالُ لَهَا انْظُری فی قَلْبِ الْقِیامَةِ.
فَتَنْظُرُ اِلَی الْحُسَیْنِ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْهِ قائِمًا وَ لَیْسَ عَلَیْهِ رَأْسٌ. فَتَصْرُخُ صَرْخَةً وَ اَصْرُخُ
لِصُراخِها وَ تَصْرُخُ الْمَلائِکَةُ لِصُراخِنا فَیَغْضِبُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَنا عِنْدَ ذٰلِکَ...
[ترجمه: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
چون روز قیامت شود، فاطمه صلوات الله علیها میآید... به او گفته میشود: وارد بهشت شو. پس میگوید:
وارد نمیشوم تا بدانم پساز من با فرزندم چه کردند. پس خطاب میشود که به وسط [صحرای] قیامت نگاه کن.
پس حسین را میبیند که بیسر ایستاده است. پس فاطمه فریاد بلندی میزند و من هم از شیون او فریاد میزنم
و فرشتگان نیز بهواسطۀ فریاد ما به شیون میآیند. پس در این هنگام خدای عزوجل بهخاطر ما خشمناک میگردد...]
أَ فاطِمُ لَوْ خِلْتِ الْحُسَیْنَ مُجَدَّلًا/وَ قَدْ ماتَ عَطْشانًا بِشَطِّ فُراتٍ
اِذًا لَلَطَمْتِ الْخَدَّ فاطِمُ عِنْدَهُ/وَ اَجْرَیْتِ دَمْعَ الْعَیْنِ فِی الْوَجَناتِ
[ترجمۀ بخشیاز قصیدۀ دعبل خُزاعی رحمهالله که آن را در پیشگاه حضرت رضا علیهالسلام خواند:
ای فاطمه، اگر حسین را میدیدی که بر زمین کربلا افتاده و تشنهلب درکنار شط فرات جان داده،
آنگاه ای فاطمه هرآینه نزد او بر روی خود میزدی و اشک چشم را بر رخسار روان میگردانیدی.]
عَنْ اَبی عَبْدِ اللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ:
اِنَّ فاطِمَةَ عَلَیْهَا السَّلامُ اِذا نَظَرَتْ اِلَیْهِمْ (زائِرِی الْحُسَیْنِ) وَ مَعَها اَلْفُ نَبیٍّ وَ اَلْفُ
صِدّیقٍ وَ اَلْفُ شَهیدٍ وَ مِنَ الْکَرُوبِیّینَ اَلْفُ اَلْفٍ یُسْعِدُونَها
عَلَی الْبُکاءِ وَ اِنَّها لَتَشْهَقُ شَهْقَةً فَلا یَبْقیٰ فِی السَّماواتِ مَلَکٌ اِلّا بَکیٰ
رَحْمَةً لِصَوْتِها وَ ما تَسْکُنُ حَتّیٰ یَأْتِیَهَا النَّبیُّ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهٖ
فَیَقولُ: یا بُنَیَّةُ قَدْ اَبْکَیْتِ اَهْلَ السَّماواتِ وَ شَغَلْتِهِمْ عَنِ التَّقْدیسِ
وَ التَّسْبیحِ فَکُفّٖی حَتّیٰ یُقَدِّسوا فَاِنَّ اللهَ بالِغُ اَمْرِهٖ. وَ اِنَّها
لَتَنْظُرُ اِلیٰ مَنْ حَضَرَ مِنْکُمْ فَتَسْأَلُ اللهَ لَهُمْ مِنْ کُلِّ خَیْرٍ...
[ترجمه: امام صادق علیهالسلام فرمود:
هرگاه فاطمه علیهاالسلام به زائران امام حسین نظر نماید؛ در حالی كه همراهِ فاطمه هزار پیغمبر و هزار
صدّیق و هزار شهید و هزارهزار از كروبیان هستند که آن حضرت را بر گریستن یاری میكنند
و آن حضرت چنان فریادی میزند كه هیچ فرشتهای در آسمانها نمیماند مگر آنكه
بهخاطر صدای او، ازسرِ دلسوزی، به گریه میافتد. آن حضرت آرام نمیگیرد تا اینكه پیامبر صلی اللّٰه علیه و آله نزد او بیاید
و بفرماید: دخترم، آسمانیان را به گریه انداختی و آنان را از تقدیس و تسبیح خداوند بازداشتی.
بس كن تا به تقدیس خود بپردازند؛ چراکه خداوند کارش را بهانجام میرساند.
سپس حضرت صادق علیهالسلام فرمود: آن بانو به كسانی از شما که به زیارت سیدالشهداء حاضر شوند نظر میفرماید و از خداوند برایشان هر خوبی و خیری را درخواست میکند...]
اسماعیلی قوچانی ۱۳۷۷/۲/۶
@AghayedNet
