💠 ساحتِ هنر، ساحتِ بلوغِ بدون دروغ
✍️دکتر ابراهیم مهرابی/گراش
🔹انسان چهار ابزار شناختی (حس، خیال، عقل و شهود) را دارد. وهم نیز از تناکُحِ حس و خیال بر میآید. خداوند این ابزارها را به عنوان آیات انفسی به انسان داده تا با کشف در عالم تکوین، فعلیت یابند. دیالوگ بین آیات انفسی و تکوینی، بهترین عبادت و زیباترین کرنشگری انسان در برابر آفریدگار و پروردگار (جمال مطلق) است.
🔹این نعمتها اگر به کار گرفته نشوند و یا به پدیدهای غیر مرتبط با خود بپردازند، مسخ و یا کمنمود میگردند. این اتفاق، نشانهی بارز ناسپاسی و کفران نعمت الهی است که نتیجهی قطعی آن، مسخ کامل یا مسخ جزیی فرد است؛ به نحوی که مرتکب، در اشکوبِ بشر بودن Homo مانده و به ساحتِ انسان Human راه نمییابد. نتیجهی ماندگاری در اشکوبِ بشریت، ۱) رشد منیّت، و ۲) اولویت یافتن فرعیات و بیبهره شدن از ساحت زیبای جمعی و قرآنی است.
🔹شخصِ مانده در سطح بشریت، دو سجیهی autonomy یعنی «آزاد بودن در…» و emancipation یعنی «آزاد بودنِ از…» را ندارد؛ بلکه چشم به دهان و پا به فرمان است!
🔹حس به کشفِ عالمِ واقع (پدیدهها و روابط بین آنها) در بستر استقراء میپردازد. مثال: تایید وجودِ موجودِ خارجی مثل کوه، ستاره، اتم، کهکشان و… تایید وجود روابط بین پدیدهها، مثل نیروی جاذبه، گریز از مرکز، هستهای قوی و…. گزارههای حسی یا صادقند و یا کاذب. ملاک صدق، مطابقت مفهوم گزاره با عین خارجی است. گزارههای صادق، میتوانند مفید و ناجی باشند.
🔹وهم به تصویرگریِ دنیای شِبه واقع میپردازد، در حالی که واقعیت ندارد. مثال: وجود موجودات ترسناک در تاریکی قبرستان، یا بیمشکل بودن دنیای غرب و…. گزارههای وهمی، صادق و ناجی نیستند. تنها فایدهی آنها این است که برای گزارههای غیر وهمی، ارزش و اعتبار ثانوی و قابل ارزیابی را تولید میکنند.
🔹خیال، قانون هارمونیکِ ذهن و فطرت را بر پدیدهها و روابط بین پدیدهها میافکند. مثال: سرایش شعرِ خیالانگیز از واژههای ساده، طراحی و شکلدهی هنری به مواد در طراحی صنعتی، نقاشی، خطاطی، تولید محتوی از طریق تَن و تُن مثل آنچه در تئاتر و سینما و… رخ میدهد، تولید موسیقی و صدای دلانگیز از چوب و سیم خشک در ادوات موسیقی قدیم و… بیشک حاصلِ هنر، دلآراترین فرآورده است. گزارههای خیالی، صادق، مفید و ناجیاند و اولین وجه امتیاز انسان از حیوان است. گوسفند، گل را علف میبیند و در نهایت آن را میخورد ولی انسان مفاهیمی چون زیبایی، هارمونی و… را در آن میبیند و لذت میبرد.
🔹عقل به کمک ابزارها در بستر قیاس، به کشف قواعد کلی عالم (حقیقیات و اعتباریات) میپردازد، مانند قواعد مبنایی منطق، کیهانشناسی، جامعهشناسی، روانشناسی و…. گزارههای عقلی، صادق، مفید، ناجی و قوامبخش حیات طیبهی انساناند.
🔹شهود بدون استفاده از ابزار به کشف قواعد عالم میپردازد. مانند کشف نمونههای حوزهی عقل اما بدون استفاده از ابزار و مقدمات، یا کشف مکنونات ذهنی مخاطب بدون شنیدن نظرات وی (نوعی ذهنخوانی). شهود، گزارهی گزارشی را نمیپذیرد و صرفا یک اتصال بیواسطهی وجودی بین فاعلِ شناسا و موضوعِ شناسایی است.
🔹ساحت حس، زنده بودن (تغذیه، تنمیه، تولید مثل) را پشتیبانی میکند. ساحت وهم، آدمی را در برزخ تردید گرفتار میکند. ساحت خیال، زندگی انسان را شیرین و دلچسب کرده، به وجهی که جهان را از زاویهی درونِ خویشِ گسترش یافته (منِ خیالیِ مُوَسّع و نه منِ فردیِ مُضَیّق) میبیند. ساحت عقل، زندگی را محکم و سامانیافته میکند و جوهر النضیدِ فردیتها و شکلدهنده جمعیت میشود. ساحت شهود، زندگی را لطیف و ظریف و متمایل به سیطرهی والهانهی وجودی بر اشخاص و اشیا میکند.
🔹آدمی که به مقام انسانی بارنیافته، به طور قطع با حوزهی خیال، عقل و شهود و فرآوردههای آنها درمیافتد. در انسان مسخشده و یا ابنالسبیلِ وجودی، آنچه بیشتر نمایان میشود، موضعگیریِ وهمی علیه فرآوردههای خیال، مثل هنر و مافوق آن است. چنین افرادی برای توجیه رفتارهای وهمی خود به ارزشهای مشکوک و تحکّمی پناه میبرند و در سایهی دگماتیسم فریبا، مشیِ اجتماعی میکنند.
🔹راه گریز از مسخشدگی و درراهماندگی این است: ۱) در نظام آموزشی به فعلیت بخشی تمام چهار ابزار فوق توجه شود. ۲) ارزشِ الف) نعمت قوه خیال و مولود آن یعنی هنر؛ ب) استحکام قوه عقل و مولودش، حکمت قوامبخش؛ ج) آرامبخشیِ قوه شهود و مولودش، عرفان التیامبخش بازخوانی و تایید شود تا ذهن و ضمیر جوینده، با دنیای جمال و کمال الهی بیشتر آشنا شود و از باتلاق تحکم و ترویج و ترجیحِ فرعیات نجات یابد. ۳) باور کنیم و آموزش دهیم که هنر، عقل و شهود، ماموریت دارند تا جهان را مهربانتر، عاقلانهتر و عادلانهتر کنند. این سه نیز در جایگاهی (زمان-مکانی) رخ خواهد داد که آزادی و آزادگی، مورد باور و اجرا باشد.
✍️دکتر ابراهیم مهرابی/گراش
🔹انسان چهار ابزار شناختی (حس، خیال، عقل و شهود) را دارد. وهم نیز از تناکُحِ حس و خیال بر میآید. خداوند این ابزارها را به عنوان آیات انفسی به انسان داده تا با کشف در عالم تکوین، فعلیت یابند. دیالوگ بین آیات انفسی و تکوینی، بهترین عبادت و زیباترین کرنشگری انسان در برابر آفریدگار و پروردگار (جمال مطلق) است.
🔹این نعمتها اگر به کار گرفته نشوند و یا به پدیدهای غیر مرتبط با خود بپردازند، مسخ و یا کمنمود میگردند. این اتفاق، نشانهی بارز ناسپاسی و کفران نعمت الهی است که نتیجهی قطعی آن، مسخ کامل یا مسخ جزیی فرد است؛ به نحوی که مرتکب، در اشکوبِ بشر بودن Homo مانده و به ساحتِ انسان Human راه نمییابد. نتیجهی ماندگاری در اشکوبِ بشریت، ۱) رشد منیّت، و ۲) اولویت یافتن فرعیات و بیبهره شدن از ساحت زیبای جمعی و قرآنی است.
🔹شخصِ مانده در سطح بشریت، دو سجیهی autonomy یعنی «آزاد بودن در…» و emancipation یعنی «آزاد بودنِ از…» را ندارد؛ بلکه چشم به دهان و پا به فرمان است!
🔹حس به کشفِ عالمِ واقع (پدیدهها و روابط بین آنها) در بستر استقراء میپردازد. مثال: تایید وجودِ موجودِ خارجی مثل کوه، ستاره، اتم، کهکشان و… تایید وجود روابط بین پدیدهها، مثل نیروی جاذبه، گریز از مرکز، هستهای قوی و…. گزارههای حسی یا صادقند و یا کاذب. ملاک صدق، مطابقت مفهوم گزاره با عین خارجی است. گزارههای صادق، میتوانند مفید و ناجی باشند.
🔹وهم به تصویرگریِ دنیای شِبه واقع میپردازد، در حالی که واقعیت ندارد. مثال: وجود موجودات ترسناک در تاریکی قبرستان، یا بیمشکل بودن دنیای غرب و…. گزارههای وهمی، صادق و ناجی نیستند. تنها فایدهی آنها این است که برای گزارههای غیر وهمی، ارزش و اعتبار ثانوی و قابل ارزیابی را تولید میکنند.
🔹خیال، قانون هارمونیکِ ذهن و فطرت را بر پدیدهها و روابط بین پدیدهها میافکند. مثال: سرایش شعرِ خیالانگیز از واژههای ساده، طراحی و شکلدهی هنری به مواد در طراحی صنعتی، نقاشی، خطاطی، تولید محتوی از طریق تَن و تُن مثل آنچه در تئاتر و سینما و… رخ میدهد، تولید موسیقی و صدای دلانگیز از چوب و سیم خشک در ادوات موسیقی قدیم و… بیشک حاصلِ هنر، دلآراترین فرآورده است. گزارههای خیالی، صادق، مفید و ناجیاند و اولین وجه امتیاز انسان از حیوان است. گوسفند، گل را علف میبیند و در نهایت آن را میخورد ولی انسان مفاهیمی چون زیبایی، هارمونی و… را در آن میبیند و لذت میبرد.
🔹عقل به کمک ابزارها در بستر قیاس، به کشف قواعد کلی عالم (حقیقیات و اعتباریات) میپردازد، مانند قواعد مبنایی منطق، کیهانشناسی، جامعهشناسی، روانشناسی و…. گزارههای عقلی، صادق، مفید، ناجی و قوامبخش حیات طیبهی انساناند.
🔹شهود بدون استفاده از ابزار به کشف قواعد عالم میپردازد. مانند کشف نمونههای حوزهی عقل اما بدون استفاده از ابزار و مقدمات، یا کشف مکنونات ذهنی مخاطب بدون شنیدن نظرات وی (نوعی ذهنخوانی). شهود، گزارهی گزارشی را نمیپذیرد و صرفا یک اتصال بیواسطهی وجودی بین فاعلِ شناسا و موضوعِ شناسایی است.
🔹ساحت حس، زنده بودن (تغذیه، تنمیه، تولید مثل) را پشتیبانی میکند. ساحت وهم، آدمی را در برزخ تردید گرفتار میکند. ساحت خیال، زندگی انسان را شیرین و دلچسب کرده، به وجهی که جهان را از زاویهی درونِ خویشِ گسترش یافته (منِ خیالیِ مُوَسّع و نه منِ فردیِ مُضَیّق) میبیند. ساحت عقل، زندگی را محکم و سامانیافته میکند و جوهر النضیدِ فردیتها و شکلدهنده جمعیت میشود. ساحت شهود، زندگی را لطیف و ظریف و متمایل به سیطرهی والهانهی وجودی بر اشخاص و اشیا میکند.
🔹آدمی که به مقام انسانی بارنیافته، به طور قطع با حوزهی خیال، عقل و شهود و فرآوردههای آنها درمیافتد. در انسان مسخشده و یا ابنالسبیلِ وجودی، آنچه بیشتر نمایان میشود، موضعگیریِ وهمی علیه فرآوردههای خیال، مثل هنر و مافوق آن است. چنین افرادی برای توجیه رفتارهای وهمی خود به ارزشهای مشکوک و تحکّمی پناه میبرند و در سایهی دگماتیسم فریبا، مشیِ اجتماعی میکنند.
🔹راه گریز از مسخشدگی و درراهماندگی این است: ۱) در نظام آموزشی به فعلیت بخشی تمام چهار ابزار فوق توجه شود. ۲) ارزشِ الف) نعمت قوه خیال و مولود آن یعنی هنر؛ ب) استحکام قوه عقل و مولودش، حکمت قوامبخش؛ ج) آرامبخشیِ قوه شهود و مولودش، عرفان التیامبخش بازخوانی و تایید شود تا ذهن و ضمیر جوینده، با دنیای جمال و کمال الهی بیشتر آشنا شود و از باتلاق تحکم و ترویج و ترجیحِ فرعیات نجات یابد. ۳) باور کنیم و آموزش دهیم که هنر، عقل و شهود، ماموریت دارند تا جهان را مهربانتر، عاقلانهتر و عادلانهتر کنند. این سه نیز در جایگاهی (زمان-مکانی) رخ خواهد داد که آزادی و آزادگی، مورد باور و اجرا باشد.
🔸نکته: کسی که روحش با هنر آشنایی و انسِ واقعی (نه ادعایی) ندارد، از روح انسانی کمبهره بوده و در خاکدانِ ناسوت به گل مینشیند و لذا به خاطر ناهمآوایی با زیبایی و اهل هنر، قابل مواخذه نیست؛ بلکه فقط قابل ترحم است!
🔹ملالانگیز خواهد بود اگر مدیرانی در ساحت حس و وهم گرفتار آمده باشند و در این انجماد، تصمیم بگیرند با قوهی قهریه، قطار هنر را با رقص تار مویی، به نیت دفاع از فروع، متوقف کنند؛ غافل از اینکه یک تدبیر سوئی، مشمئزکنندهتر و مانعی مهلکتر برای ظهور و بروز هنر و به تبع آن یک زیستِ مهرآئین و حتی کنشهای دینی میباشد!
🔹بیشک، عیارسنجی هنر و جَلَوات آن جز در ترازوی عقلِ کمالبخش و دیانتِ جمالبخش میسّر نیست. چگونه میتوان باور کرد که گزمه و واعظ و…، بر فهمِ هنرِ تَرافَرازَنده (بالندهی متعالی) فایق و نایل آیند و شان هنر را پاس بدارند؟! باریابی به ساحت هنر جز با بلوغِ ذهنی و سِعِهی وجودی ممکن نیست.
*کوزهی خُشکَش، تراود هیچ آب؟!*
*بیهنر، همچون حبابست و سراب*
(از سرودههای حقیر)
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/FFQI63W5kKqC11ZCXjRhc1
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
▫️بله: https://ble.ir/aftablarestan1
🔹ملالانگیز خواهد بود اگر مدیرانی در ساحت حس و وهم گرفتار آمده باشند و در این انجماد، تصمیم بگیرند با قوهی قهریه، قطار هنر را با رقص تار مویی، به نیت دفاع از فروع، متوقف کنند؛ غافل از اینکه یک تدبیر سوئی، مشمئزکنندهتر و مانعی مهلکتر برای ظهور و بروز هنر و به تبع آن یک زیستِ مهرآئین و حتی کنشهای دینی میباشد!
🔹بیشک، عیارسنجی هنر و جَلَوات آن جز در ترازوی عقلِ کمالبخش و دیانتِ جمالبخش میسّر نیست. چگونه میتوان باور کرد که گزمه و واعظ و…، بر فهمِ هنرِ تَرافَرازَنده (بالندهی متعالی) فایق و نایل آیند و شان هنر را پاس بدارند؟! باریابی به ساحت هنر جز با بلوغِ ذهنی و سِعِهی وجودی ممکن نیست.
*کوزهی خُشکَش، تراود هیچ آب؟!*
*بیهنر، همچون حبابست و سراب*
(از سرودههای حقیر)
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/FFQI63W5kKqC11ZCXjRhc1
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
▫️بله: https://ble.ir/aftablarestan1
📸🏓 گزارش تصویری/ مسابقات کشوری تنیس رویمیز دخترانِ نونهال در لارستان
🔹مسابقات کشوری تنیسروی میز دختران نونهال روزهای ۱۷ و ۱۸ اسفند به میزبانی لارستان برگزار شد.
🔹محسن قربان رئیس هیئت تنیسروی میز در گفتوگو با خبرنگار میلاد لارستان با بیان اینکه برای نخستینبار مسابقات کشوری تنیسروی میز به میزبانی لارستان برگزار شد، اظهار داشت: این میزبانی با نگاه مثبت رییس فدراسیون تنیس روی میز جمهوری اسلامی ایران پس از مشاهده امکانات و ظرفیتهای موجود در لارستان رقم خورده است.
🔹وی با اشاره به اینکه مسابقات تنیس روی میز نونهالان کشور به مدت ۲ روز در روزهای ۱۷ و ۱۸ اسفند ماه برگزار شد، افزود: این رقابتها در سالن تازه تأسیس آکادمی بینالمللی تنیسروی میز شهر لار برگزار شد.
🔹رییس هیأت تنیسروی میز لارستان با اذعان به اینکه در این مسابقات ۵۰ ورزشکار از ۳۲ استان کشور شرکت داشتند، اضافه کرد: در این بازیها ۶ تنیسباز لاری حضور داشتند.
🔹وی از میزبانی لارستان در سال آینده در بازیهای نوجوانان و جوانان کشور خبر داد و یادآور شد: در سال ۱۴۰۲ اردوی تیم ملی جوانان در لارستان برگزار خواهد شد.
🔹گفتنی است در پایان مسابقات تنیس روی میز نونهالان کشور در لارستان، مهرسا رضایینور از همدان قهرمان شد، النا ناظری از کرمانشاه به مقام نائب قهرمانی رسید و سوگند نوروزی از فارس و لیانا سلطانی آذربایجان شرقی بهطور مشترک دست یافتند.
🔹آکادمی بینالمللی تنیسروی میز لارستان طی روزهای اخیر و با حضور رییس فدراسیون تنیس روی میز ایران در زمینی به مساحت ۱۷۰۰ متر مربع با زیربنای ۱۳۰۰ متر مربع که با اعتباری بالغ بر ۵۰ میلیارد ریال بهصورت مشارکتی دولت و خیرین احداث شده است، به بهرهبرداری رسید.
📸 تعدادی از عکسهای «ریحانه دوستکامی» از مسابقات را لینک زیر ببینید:
https://www.instagram.com/p/CpsCXeEKTph/?igshid=YmMyMTA2M2Y=
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/FFQI63W5kKqC11ZCXjRhc1
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
▫️بله: https://ble.ir/aftablarestan1
🔹مسابقات کشوری تنیسروی میز دختران نونهال روزهای ۱۷ و ۱۸ اسفند به میزبانی لارستان برگزار شد.
🔹محسن قربان رئیس هیئت تنیسروی میز در گفتوگو با خبرنگار میلاد لارستان با بیان اینکه برای نخستینبار مسابقات کشوری تنیسروی میز به میزبانی لارستان برگزار شد، اظهار داشت: این میزبانی با نگاه مثبت رییس فدراسیون تنیس روی میز جمهوری اسلامی ایران پس از مشاهده امکانات و ظرفیتهای موجود در لارستان رقم خورده است.
🔹وی با اشاره به اینکه مسابقات تنیس روی میز نونهالان کشور به مدت ۲ روز در روزهای ۱۷ و ۱۸ اسفند ماه برگزار شد، افزود: این رقابتها در سالن تازه تأسیس آکادمی بینالمللی تنیسروی میز شهر لار برگزار شد.
🔹رییس هیأت تنیسروی میز لارستان با اذعان به اینکه در این مسابقات ۵۰ ورزشکار از ۳۲ استان کشور شرکت داشتند، اضافه کرد: در این بازیها ۶ تنیسباز لاری حضور داشتند.
🔹وی از میزبانی لارستان در سال آینده در بازیهای نوجوانان و جوانان کشور خبر داد و یادآور شد: در سال ۱۴۰۲ اردوی تیم ملی جوانان در لارستان برگزار خواهد شد.
🔹گفتنی است در پایان مسابقات تنیس روی میز نونهالان کشور در لارستان، مهرسا رضایینور از همدان قهرمان شد، النا ناظری از کرمانشاه به مقام نائب قهرمانی رسید و سوگند نوروزی از فارس و لیانا سلطانی آذربایجان شرقی بهطور مشترک دست یافتند.
🔹آکادمی بینالمللی تنیسروی میز لارستان طی روزهای اخیر و با حضور رییس فدراسیون تنیس روی میز ایران در زمینی به مساحت ۱۷۰۰ متر مربع با زیربنای ۱۳۰۰ متر مربع که با اعتباری بالغ بر ۵۰ میلیارد ریال بهصورت مشارکتی دولت و خیرین احداث شده است، به بهرهبرداری رسید.
📸 تعدادی از عکسهای «ریحانه دوستکامی» از مسابقات را لینک زیر ببینید:
https://www.instagram.com/p/CpsCXeEKTph/?igshid=YmMyMTA2M2Y=
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/FFQI63W5kKqC11ZCXjRhc1
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
▫️بله: https://ble.ir/aftablarestan1
💠 مرگ مضحک
🎭به بهانهی اجرای نمایش "مرگ در میزند" در جشنواره نیمهتمامِ کَل گراش
✍️علیرضا رحیمینژاد
🔸روزنامهنگار ادبی
🔹مرگ امر محتومیست که روزی یقهی تمامی آدمیان را میگیرد و هیچ راه گریزی از آن نیست. مواجهه شدن با مرگ همیشه برای ما هولناک بوده است و هرگاه که کتابی یا نوشتهای با مضمون مرگ میخوانیم تنمان به لرزه میافتد و گویی خوف به سرعت در تمام رَگ و پی ما رسوخ میکند. پل موران کتابی دارد به نام "هنر مردن" که سخنرانیهای اوست در سال ۱۹۳۲ در بابِ مکتب رمانتیسم که بیش از هر مکتب ادبی دیگری به موضوع مرگ یا سپردن خود به مرگ پرداخته است، موران در این کتاب از علاقهی انسانها به مرگ سخنی نمیآورد چرا که طبیعیست هیچ انسانی مرگ را خوش ندارد، اما موضوع جالبی که نویسنده در این رساله مطرح میکند چگونگی مواجهه انسانها با مرگ است. موران معتقد است انسانها در عهد باستان سهلتر و با آغوشی بازتر مرگ را به عنوان سرنوشتی محتوم میپذیرفتند اما انسان مدرن از پذیرش چنین امر قاطعی سر باز میزند و گویی خوش ندارد هیچگاه رو در روی مرگ بایستد و خیره در چشمانش بنگرد.
🔹وودی آلن در نمایشنامهی "مرگ در میزند" آمده است به گونهای دیگر به قضیه مرگ پرداخته و آن را دستمایهای قرار داده است تا به چهرهی مرگ که در دیدگان همه تاریک و دهشتناک است رنگ بپاشد و با عینک طنز به آن بنگرد. از همان آغاز نمایش که که فرشتهی مرگ از بالای دیوار وارد خانهی نات آکرمن میشود طنز ماجرا شروع میشود، مرگی که حتی قادر نیست به راحتی وارد خانهای شود چگونه میتواند روحی را قبضه کند؟ آکرمن در مواجهه اولش با مرگ جا میخورد و برایش قابل پذیرش نیست که خود را تسلیم مرگ کند و آن را انکار میکند، مانند انسان مدرنی که موران در کتابش به آن اشاره میکند. آکرمن و فرشتهی مرگ وارد دیالوگ جذابی میشوند که مخاطب چنان مسحورش میشود که ناگهان فراموش میکند شخصیت اصلی نمایش در حال گفتگو با مرگ است، نه یک آدم معمولی. به زعم من از جذابترین بخش نمایش میتوان به آن قسمت اشاره کرد که آکرمن و مرگ مینشینند به بازی ورق و قبلش مرگ چنان ادعا کرده است که در این بازی کسی حریفش نیست که ما واقعا حس میکنیم بازنده این بازی کسی نیست جز آکرمن اما در ادامه میبینیم به چه راحتی مرگ شکست میخورد و گویی تمام وجناتش خُرد میشود، فرشتهی مرگ که آمده بود جان طرف مقابلش را بگیرد حتی در بازی ساده میبازد و در نهایت هنگام خروج از خانه مرگ از پلهها سقوط میکند.
🔹وودی آلن با پرداختی زیبا و دقیق چنان هیبت مرگ را در چشم مخاطب تنزل میدهد و چنان این امر خوفناک را به سُخره میگیرد که بعد از دیدن نمایش با خود میگوییم نکند واقعا مرگ همین قدر ذلیل و ناچیز باشد؟ پس مرگی که قادر نیست در بازی ورق ببرد و حتی نمیتواند درست از چند پله پایین برود دیگر چه ترسی دارد؟
و این از قدرت ادبیات است که میتواند موضوعاتی چنین جدی را به سُخره بگیرد و آن را از معنای واقعیاش تهی کند.
🔸اجرای دوستانم در چهارمین جشنواره نمایش کَل گراش که از روی نمایشنامهی "مرگ در میزند" وودی آلن اقتباس شده بود بهانهای شد تا کمی دربارهاش قلم بزنم، این اجرا به کارگردانی دوستِ خوبم مهران امیدی و با بازی خودش و آرمان کامیاب بر روی صحنه رفت.
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/FFQI63W5kKqC11ZCXjRhc1
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
▫️بله: https://ble.ir/aftablarestan1
🎭به بهانهی اجرای نمایش "مرگ در میزند" در جشنواره نیمهتمامِ کَل گراش
✍️علیرضا رحیمینژاد
🔸روزنامهنگار ادبی
🔹مرگ امر محتومیست که روزی یقهی تمامی آدمیان را میگیرد و هیچ راه گریزی از آن نیست. مواجهه شدن با مرگ همیشه برای ما هولناک بوده است و هرگاه که کتابی یا نوشتهای با مضمون مرگ میخوانیم تنمان به لرزه میافتد و گویی خوف به سرعت در تمام رَگ و پی ما رسوخ میکند. پل موران کتابی دارد به نام "هنر مردن" که سخنرانیهای اوست در سال ۱۹۳۲ در بابِ مکتب رمانتیسم که بیش از هر مکتب ادبی دیگری به موضوع مرگ یا سپردن خود به مرگ پرداخته است، موران در این کتاب از علاقهی انسانها به مرگ سخنی نمیآورد چرا که طبیعیست هیچ انسانی مرگ را خوش ندارد، اما موضوع جالبی که نویسنده در این رساله مطرح میکند چگونگی مواجهه انسانها با مرگ است. موران معتقد است انسانها در عهد باستان سهلتر و با آغوشی بازتر مرگ را به عنوان سرنوشتی محتوم میپذیرفتند اما انسان مدرن از پذیرش چنین امر قاطعی سر باز میزند و گویی خوش ندارد هیچگاه رو در روی مرگ بایستد و خیره در چشمانش بنگرد.
🔹وودی آلن در نمایشنامهی "مرگ در میزند" آمده است به گونهای دیگر به قضیه مرگ پرداخته و آن را دستمایهای قرار داده است تا به چهرهی مرگ که در دیدگان همه تاریک و دهشتناک است رنگ بپاشد و با عینک طنز به آن بنگرد. از همان آغاز نمایش که که فرشتهی مرگ از بالای دیوار وارد خانهی نات آکرمن میشود طنز ماجرا شروع میشود، مرگی که حتی قادر نیست به راحتی وارد خانهای شود چگونه میتواند روحی را قبضه کند؟ آکرمن در مواجهه اولش با مرگ جا میخورد و برایش قابل پذیرش نیست که خود را تسلیم مرگ کند و آن را انکار میکند، مانند انسان مدرنی که موران در کتابش به آن اشاره میکند. آکرمن و فرشتهی مرگ وارد دیالوگ جذابی میشوند که مخاطب چنان مسحورش میشود که ناگهان فراموش میکند شخصیت اصلی نمایش در حال گفتگو با مرگ است، نه یک آدم معمولی. به زعم من از جذابترین بخش نمایش میتوان به آن قسمت اشاره کرد که آکرمن و مرگ مینشینند به بازی ورق و قبلش مرگ چنان ادعا کرده است که در این بازی کسی حریفش نیست که ما واقعا حس میکنیم بازنده این بازی کسی نیست جز آکرمن اما در ادامه میبینیم به چه راحتی مرگ شکست میخورد و گویی تمام وجناتش خُرد میشود، فرشتهی مرگ که آمده بود جان طرف مقابلش را بگیرد حتی در بازی ساده میبازد و در نهایت هنگام خروج از خانه مرگ از پلهها سقوط میکند.
🔹وودی آلن با پرداختی زیبا و دقیق چنان هیبت مرگ را در چشم مخاطب تنزل میدهد و چنان این امر خوفناک را به سُخره میگیرد که بعد از دیدن نمایش با خود میگوییم نکند واقعا مرگ همین قدر ذلیل و ناچیز باشد؟ پس مرگی که قادر نیست در بازی ورق ببرد و حتی نمیتواند درست از چند پله پایین برود دیگر چه ترسی دارد؟
و این از قدرت ادبیات است که میتواند موضوعاتی چنین جدی را به سُخره بگیرد و آن را از معنای واقعیاش تهی کند.
🔸اجرای دوستانم در چهارمین جشنواره نمایش کَل گراش که از روی نمایشنامهی "مرگ در میزند" وودی آلن اقتباس شده بود بهانهای شد تا کمی دربارهاش قلم بزنم، این اجرا به کارگردانی دوستِ خوبم مهران امیدی و با بازی خودش و آرمان کامیاب بر روی صحنه رفت.
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/FFQI63W5kKqC11ZCXjRhc1
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
▫️بله: https://ble.ir/aftablarestan1
🗣️رئیس علوم پزشکی لارستان در گفتوگو با آفتاب لارستان (بخش اول):
📢💡 خودم را لایق عنوان «جوان انقلابی» نمیدانم/ تغییر دولت در پذیرش مسئولیت من بیاثر نبود/ اجازه مصادره شدن خودم و مجموعه را به هیچکس نمیدهم
💠به گزارش آفتاب لارستان، «محسن سلمانپور» رئیس دانشکده علوم پزشکی لارستان در گفتوگوی اختصاصی با این رسانه ضمن معرفی خود، به سوالات مطرح شده در مورد نحوه انتخابش به عنوان رئیس دانشکده علوم پزشکی لارستان، از دست دادن حامیان سابق، ارتباط با گروههای سیاسی شهر و برداشتش از کلیدواژه «جوان انقلابی» نیز پاسخ داد که در ادامه میخوانید:
🔸 *مختصری از خودتان بفرمایید (سن، تحصیلات، دانشگاه، مدرسه و...)*
🔹متولد شهریور ۶۵ در بیمارستان امام سجاد لارستان هستم[باخنده]، از محله "قلاتخانی" شهر جدید لار و مسجد امام علی (ع) (معروف به مسجد مسی) هستم، دبستان را در مدرسه آزادگان و راهنمایی و دبیرستان را هم در مدرسه سمپاد (تیزهوشان)گذراندم، از کلاس دوم دبیرستان به پیشنهاد پدرم که دوست داشت پزشکی بخوانم برای مدرسه شهید نصیری آزمون دادم که در این آزمون رتبه اول را کسب کردم و به این صورت کلاس سوم دبیرستان و پیشدانشگاهی را در مدرسه شهید نصیری گذراندم، چون آن زمان مدارسِ سمپادِ لار رشته تجربی نداشت.
به دلیل علاقهای که به ریاضی و فیزیک داشتم، درصدهای بالای کنکور من هم مربوط به این درسها بود، سال ۸۳ برای رشته داروسازی در دانشگاه جندی شاپور اهواز قبول شدم، بعد از گذراندن دروس علوم پایه به شیراز آمدم و از سال ۸۵ تا ۹۰ دوره دکترای داروسازی عمومی را گذراندم، در سال ۹۰ کنکور تخصصی داروسازی دادم که در همان سال داروسازی صنعتی شیراز را انتخاب کردم و در سال ۹۶ هم فارغالتحصیل شدم، سال ۹۷ برای سربازی به تهران رفتم، اما به دلیل اینکه همسر و فرزندانم در شیراز بودند، به شیراز برگشتم، در کل، ششماه به دلیل داشتن دو فرزند و ششماه هم به خاطر بسیج فعال بودن کسر سربازی داشتم.
بعد از سربازی، در قالب تعهدات خدمت برای تدریس و پژوهش وارد دانشگاه علوم پزشکی شیراز، دانشکده داروسازی و مرکز تحقیقات نانوفناوری در دارورسانی شدم؛ ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰، علیرغم تمام مخالفتهایی که از طرف خانواده شد، تصمیم گرفتم از سیستم دانشگاه و دولت منفک شوم.
در سال ۹۶، درخواست هیئت علمی آموزشی مستقیما در دانشگاه علوم پزشکی شیراز ثبت شد، اما به دلیل بحث مهاجرت من به خارج از کشور و سربازی، برنامه رفتن از ایران را داشتم.
۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ به تهران رفتم و فعالیت شرکتی را که قبلا در حوزه فناوری هایتِک داروسازی ثبت کرده بودم را با شتابدهنده هُنام (زیرمجموعه دکتر رسول دیناروند، از چهرههای ماندگار داروسازی ایران) شروع کردیم، به یک محصول بسیار خوب هم رسیدیم و قرارداد این کار را بستیم.
در مردادماه ۱۴۰۰ برای تصدی ریاست دانشکده علوم پزشکی لارستان به من پیشنهاد شد، البته قبل از آن، در زمان ریاست دکتر کریمی در دانشکده علوم پزشکی لارستان هم از طرف دانشگاه علوم پزشکی شیراز برای تصدی این سِمَت در لار به من پیشنهاد شده بود، در زمان ریاست دکتر رضایی هم از طرف چند ارگان در لار با من تماس گرفتند که میخواهیم تو را مطرح و حمایت کنیم که من جواب دادم برنامهای برای برگشتن به لار ندارم.
در آبان یا اوایل آذرماه ۱۴۰۰ موافقت نهایی خودم را اعلام کردم، گفتم که برای رفتن به لار مشکلی ندارم، این موضوع تمام شد و دیگر خبری نشد تا اینکه یک ماه و نیم بعد در شب ۱۳ رجب، زمانی که از سر کار برمیگشتم، واتساپم را باز کردم، نزدیک به ۷۳۸ پیام به صورت یک دفعهای آمد، همین طور متعجب ماندم، از قبل خبر نداشتم، به دکتر حسینی رئیس دانشگاه علوم پزشکی شیراز زنگ زدم و به من گفت فردا به لار برو، به دلیل اینکه دکتر رضایی در لار حضور نداشت، دو روز به دانشکده نرفتم و صبر کردم که دکتر رضایی هم بیاید تا باهم به دانشکده برویم، من و بهزاد (دکتر رضایی) رفیق و همخوابگاهی بودیم، دکتر رضایی خیلی خوب و اداری وارد شد و من و پرسنل را به هم معرفی کرد، من در این موضوع، یک جابهجاییِ مدیریتِ ایدهآل دیدم.
🔸 *همانطور که اشاره کردید چند بار بحث حضور شما در لار مطرح شد، هر بار امتناع میکردید به غیر از بار آخر، دلیل امتناع قبلی و دلیل پذیرش این بار آخر چه بود؟*
🔹امتناع قبلی به دلیل برنامه زندگیام بود، بعد از اینکه به سربازی رفتم، برنامه من کمی به هم خورد، برنامهای برای لار نداشتم و هیچوقت لار در محاسباتم نبود.
از مرداد تا آذرماه ۱۴۰۰ من تردید زیادی داشتم که این پیشنهاد را بپذیرم یا خیر، افراد زیادی برای پذیرش این مسئولیت به من زنگ میزدند، آقای (اسماعیل) محبیپور به من گفت شما برو، من صددرصد از تو حمایت میکنم و تا آخر با تو هستم، قبلا که با دکتر ایمانیه صحبت کرده بودم ایشان به من گفت اگر تکگزینه هستی قبول کن.
📢💡 خودم را لایق عنوان «جوان انقلابی» نمیدانم/ تغییر دولت در پذیرش مسئولیت من بیاثر نبود/ اجازه مصادره شدن خودم و مجموعه را به هیچکس نمیدهم
💠به گزارش آفتاب لارستان، «محسن سلمانپور» رئیس دانشکده علوم پزشکی لارستان در گفتوگوی اختصاصی با این رسانه ضمن معرفی خود، به سوالات مطرح شده در مورد نحوه انتخابش به عنوان رئیس دانشکده علوم پزشکی لارستان، از دست دادن حامیان سابق، ارتباط با گروههای سیاسی شهر و برداشتش از کلیدواژه «جوان انقلابی» نیز پاسخ داد که در ادامه میخوانید:
🔸 *مختصری از خودتان بفرمایید (سن، تحصیلات، دانشگاه، مدرسه و...)*
🔹متولد شهریور ۶۵ در بیمارستان امام سجاد لارستان هستم[باخنده]، از محله "قلاتخانی" شهر جدید لار و مسجد امام علی (ع) (معروف به مسجد مسی) هستم، دبستان را در مدرسه آزادگان و راهنمایی و دبیرستان را هم در مدرسه سمپاد (تیزهوشان)گذراندم، از کلاس دوم دبیرستان به پیشنهاد پدرم که دوست داشت پزشکی بخوانم برای مدرسه شهید نصیری آزمون دادم که در این آزمون رتبه اول را کسب کردم و به این صورت کلاس سوم دبیرستان و پیشدانشگاهی را در مدرسه شهید نصیری گذراندم، چون آن زمان مدارسِ سمپادِ لار رشته تجربی نداشت.
به دلیل علاقهای که به ریاضی و فیزیک داشتم، درصدهای بالای کنکور من هم مربوط به این درسها بود، سال ۸۳ برای رشته داروسازی در دانشگاه جندی شاپور اهواز قبول شدم، بعد از گذراندن دروس علوم پایه به شیراز آمدم و از سال ۸۵ تا ۹۰ دوره دکترای داروسازی عمومی را گذراندم، در سال ۹۰ کنکور تخصصی داروسازی دادم که در همان سال داروسازی صنعتی شیراز را انتخاب کردم و در سال ۹۶ هم فارغالتحصیل شدم، سال ۹۷ برای سربازی به تهران رفتم، اما به دلیل اینکه همسر و فرزندانم در شیراز بودند، به شیراز برگشتم، در کل، ششماه به دلیل داشتن دو فرزند و ششماه هم به خاطر بسیج فعال بودن کسر سربازی داشتم.
بعد از سربازی، در قالب تعهدات خدمت برای تدریس و پژوهش وارد دانشگاه علوم پزشکی شیراز، دانشکده داروسازی و مرکز تحقیقات نانوفناوری در دارورسانی شدم؛ ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰، علیرغم تمام مخالفتهایی که از طرف خانواده شد، تصمیم گرفتم از سیستم دانشگاه و دولت منفک شوم.
در سال ۹۶، درخواست هیئت علمی آموزشی مستقیما در دانشگاه علوم پزشکی شیراز ثبت شد، اما به دلیل بحث مهاجرت من به خارج از کشور و سربازی، برنامه رفتن از ایران را داشتم.
۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ به تهران رفتم و فعالیت شرکتی را که قبلا در حوزه فناوری هایتِک داروسازی ثبت کرده بودم را با شتابدهنده هُنام (زیرمجموعه دکتر رسول دیناروند، از چهرههای ماندگار داروسازی ایران) شروع کردیم، به یک محصول بسیار خوب هم رسیدیم و قرارداد این کار را بستیم.
در مردادماه ۱۴۰۰ برای تصدی ریاست دانشکده علوم پزشکی لارستان به من پیشنهاد شد، البته قبل از آن، در زمان ریاست دکتر کریمی در دانشکده علوم پزشکی لارستان هم از طرف دانشگاه علوم پزشکی شیراز برای تصدی این سِمَت در لار به من پیشنهاد شده بود، در زمان ریاست دکتر رضایی هم از طرف چند ارگان در لار با من تماس گرفتند که میخواهیم تو را مطرح و حمایت کنیم که من جواب دادم برنامهای برای برگشتن به لار ندارم.
در آبان یا اوایل آذرماه ۱۴۰۰ موافقت نهایی خودم را اعلام کردم، گفتم که برای رفتن به لار مشکلی ندارم، این موضوع تمام شد و دیگر خبری نشد تا اینکه یک ماه و نیم بعد در شب ۱۳ رجب، زمانی که از سر کار برمیگشتم، واتساپم را باز کردم، نزدیک به ۷۳۸ پیام به صورت یک دفعهای آمد، همین طور متعجب ماندم، از قبل خبر نداشتم، به دکتر حسینی رئیس دانشگاه علوم پزشکی شیراز زنگ زدم و به من گفت فردا به لار برو، به دلیل اینکه دکتر رضایی در لار حضور نداشت، دو روز به دانشکده نرفتم و صبر کردم که دکتر رضایی هم بیاید تا باهم به دانشکده برویم، من و بهزاد (دکتر رضایی) رفیق و همخوابگاهی بودیم، دکتر رضایی خیلی خوب و اداری وارد شد و من و پرسنل را به هم معرفی کرد، من در این موضوع، یک جابهجاییِ مدیریتِ ایدهآل دیدم.
🔸 *همانطور که اشاره کردید چند بار بحث حضور شما در لار مطرح شد، هر بار امتناع میکردید به غیر از بار آخر، دلیل امتناع قبلی و دلیل پذیرش این بار آخر چه بود؟*
🔹امتناع قبلی به دلیل برنامه زندگیام بود، بعد از اینکه به سربازی رفتم، برنامه من کمی به هم خورد، برنامهای برای لار نداشتم و هیچوقت لار در محاسباتم نبود.
از مرداد تا آذرماه ۱۴۰۰ من تردید زیادی داشتم که این پیشنهاد را بپذیرم یا خیر، افراد زیادی برای پذیرش این مسئولیت به من زنگ میزدند، آقای (اسماعیل) محبیپور به من گفت شما برو، من صددرصد از تو حمایت میکنم و تا آخر با تو هستم، قبلا که با دکتر ایمانیه صحبت کرده بودم ایشان به من گفت اگر تکگزینه هستی قبول کن.
تا آن زمان فکر میکردم تکگزینهام، اما بعدا فهمیدم که مولتی (چند) گزینه هستم. بر سر قضیه فرمانداریها و انتخاب نیروی بومی یکبار با من صحبت شد که اینبار حتما میخواهیم مدیر بومی انتخاب کنیم، بنابراین گزینههای غیربومی عملا حذف شدند، علاوه بر این، بحثهای ایدئولوژیک هم مطرح بود، به عبارت دیگر تغییر دولت در پذیرش مسئولیت بیاثر نبود، شاید ایدئولوژی حاکم بر این دولت یکی از موارد مهم در تصمیمگیری بود.
در نهایت، مجمع خیرین نامهای به صورت محرمانه به دکتر ایمانیه (استاندار فارس) نوشت، دکتر ایمانیه روی آن نامه پاراف زده بود، من به واسطه یکی از دوستانم آن پاراف را دیدم، دکتر ایمانیه گفت با توجه به مطالبهای که مجمع خیرین دارد که گزینه اول «رامین اقتداری»، گزینه دوم «محسن سلمانپور» و گزینه سوم «محمدصادق اشکوه» است تو باید بروی و اینگونه شد که من به لار آمدم.
🔸 *انتخاب شما چقدر سیاسی است؟ خروجی گعدههای سیاسی شهرستان که نبودید، درست است؟*
🔹خیر، انکار نمیکنم که تماس داشتم، من هیچ آشنایی نداشتم و از انتخاب آقای نظری به عنوان مشاور اجراییام هم مشخص بود که من چندان آشنایی در لار ندارم.
🔸 *حامیان شما هنوز از شما پشتیبانی میکنند یا پشتتان را خالی کردند؟*
🔹معادلات عوض شد، نمیخواهم بگویم که در این زمینه مسئلهای بوده است، اما من به شناخت بیشتری از مجموع گروههایِ متعددِ تاثیرگذار در شهر رسیدم.
🔸 *آن حمایتی که ابتدا داشتید را هنوز دارید یا کمتر شده است؟*
🔹از گروهی که خودش را مدعی میکرد نه.
🔸 *یعنی یک سری ریزشها و رویشها داشتید؟*
🔹دقیقا، یکی از دوستان جملهای را بیان کرد که شاید طنز بود، اما پشت آن خیلی حرف بود و آن حرف این بود که «سلمانپور الآن نمیداند در بغل چه کسی باید برود»، در صورتی که سلمانپور میدانست در بغل چه کسانی باید برود.
از کلمهای که به شدت متنفرم، «مصادره» است، هیچوقت اجازه مصادره شدن خودم و مجموعه را به هیچکس نمیدهم و هیچکس را هم مصادره خودم نمیکنم؛ من با کلمه مصادره خیلی مشکل دارم، چون مصادره یعنی تو را رنگ میکنند و دیگر نمیتوانی از رنگ بیرون بیایی، همیشه برای اینکه مصادره نشوم سیاستهای متنوعی را داشتم و هزینههای زیادی دادم.
🔸 *کلیدواژهای به اسم «جوان انقلابی» داریم، شما خودتان را واجد این عبارت میدانید؟*
🔹خیر
🔸 *تعریف شما از جوان انقلابی چیست؟ چون عده زیادی تبلیغ کردهاند که دلیل حضور شما این است که ما به یک جوان انقلابی اعتماد کردهایم؟*
🔹انقلابی اگر به آن معیارهایی که رهبری میگویند و مصداق آن را امثال حاج قاسم سلیمانی میدانند، اصلا، اما به واسطه اینکه این دولت را به صورت کلامی دولت انقلابی مطرح کردهاند و ما هم از کسانی هستیم که با این دولت میانه بهتری داریم این موضوع را بیان کردهاند، اما انقلابی به معنای تام کلمه را قبول ندارم، چون اصلا لیاقت آن را ندارم.
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/FFQI63W5kKqC11ZCXjRhc1
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
▫️بله: https://ble.ir/aftablarestan1
در نهایت، مجمع خیرین نامهای به صورت محرمانه به دکتر ایمانیه (استاندار فارس) نوشت، دکتر ایمانیه روی آن نامه پاراف زده بود، من به واسطه یکی از دوستانم آن پاراف را دیدم، دکتر ایمانیه گفت با توجه به مطالبهای که مجمع خیرین دارد که گزینه اول «رامین اقتداری»، گزینه دوم «محسن سلمانپور» و گزینه سوم «محمدصادق اشکوه» است تو باید بروی و اینگونه شد که من به لار آمدم.
🔸 *انتخاب شما چقدر سیاسی است؟ خروجی گعدههای سیاسی شهرستان که نبودید، درست است؟*
🔹خیر، انکار نمیکنم که تماس داشتم، من هیچ آشنایی نداشتم و از انتخاب آقای نظری به عنوان مشاور اجراییام هم مشخص بود که من چندان آشنایی در لار ندارم.
🔸 *حامیان شما هنوز از شما پشتیبانی میکنند یا پشتتان را خالی کردند؟*
🔹معادلات عوض شد، نمیخواهم بگویم که در این زمینه مسئلهای بوده است، اما من به شناخت بیشتری از مجموع گروههایِ متعددِ تاثیرگذار در شهر رسیدم.
🔸 *آن حمایتی که ابتدا داشتید را هنوز دارید یا کمتر شده است؟*
🔹از گروهی که خودش را مدعی میکرد نه.
🔸 *یعنی یک سری ریزشها و رویشها داشتید؟*
🔹دقیقا، یکی از دوستان جملهای را بیان کرد که شاید طنز بود، اما پشت آن خیلی حرف بود و آن حرف این بود که «سلمانپور الآن نمیداند در بغل چه کسی باید برود»، در صورتی که سلمانپور میدانست در بغل چه کسانی باید برود.
از کلمهای که به شدت متنفرم، «مصادره» است، هیچوقت اجازه مصادره شدن خودم و مجموعه را به هیچکس نمیدهم و هیچکس را هم مصادره خودم نمیکنم؛ من با کلمه مصادره خیلی مشکل دارم، چون مصادره یعنی تو را رنگ میکنند و دیگر نمیتوانی از رنگ بیرون بیایی، همیشه برای اینکه مصادره نشوم سیاستهای متنوعی را داشتم و هزینههای زیادی دادم.
🔸 *کلیدواژهای به اسم «جوان انقلابی» داریم، شما خودتان را واجد این عبارت میدانید؟*
🔹خیر
🔸 *تعریف شما از جوان انقلابی چیست؟ چون عده زیادی تبلیغ کردهاند که دلیل حضور شما این است که ما به یک جوان انقلابی اعتماد کردهایم؟*
🔹انقلابی اگر به آن معیارهایی که رهبری میگویند و مصداق آن را امثال حاج قاسم سلیمانی میدانند، اصلا، اما به واسطه اینکه این دولت را به صورت کلامی دولت انقلابی مطرح کردهاند و ما هم از کسانی هستیم که با این دولت میانه بهتری داریم این موضوع را بیان کردهاند، اما انقلابی به معنای تام کلمه را قبول ندارم، چون اصلا لیاقت آن را ندارم.
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/FFQI63W5kKqC11ZCXjRhc1
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
▫️بله: https://ble.ir/aftablarestan1
🔸در نشست مدیران فرهنگی لارستان تاکید شد
📢🍬 جشنوارهی امسالِ «حلوا مسقطی لاری» هم مفرح است هم آموزشی
🔹نشست هماهنگی دومین جشنواره «حلوامسقطی لاری و گردشگری خوراک لارستان» باحضور متولیان جشنواره و مدیران نهادهای مرتبط در فرمانداری ویژه لارستان برگزار شد.
🔹در این نشست که با مدیریت «احسان طاهری» معاون برنامهریزی فرمانداری ویژه لارستان برگزار شد حاضران بر ضرورت اجرای اینقبیل رویدادها برای توسعه گردشگری لارستان و برندسازی خوراکیها ازجمله حلوا مسقطی لاری تاکید کردند.
🔹این جشنواره که قرار است نوروز امسال در شهر لار برگزار شود با همکاری فدراسیون گردشگری خوراکِ وزارت میراث فرهنگی و بهصورت «ملی» برگزار خواهد شد.
🔹«محسن زارع» معاون فرهنگی شهردار لار در این نشست ضمن بیان مشخصات و اقدامات اولین جشنواره که در سال ۱۳۹۷ برگزار شد درمورد دومین جشنواره گفت: درجشنواره امسال بنا به اهمیت موضوع و همکاری با مدیران کشوری و استانی از پسوند «ملی» برای جشنواره استفاده خواهیم کرد و هرچند با استانداردهای یک رویداد ملی فاصله داشته باشیم اما همین عنوان میتواند برای دورههای آتی یک افق بلند ترسیم کند تا بتوانیم قابلیتهای گردشگری لارستان را درسطح کشوری تبیین و معرفی کنیم.
🔹گفتنیاست در برنامه امسالِ جشنواره درکنار نمایشگاه و غرفههای حلواپزی و خوراکهای بومی لارستان، ویژهبرنامه شاد و مفرح عیدانه و چند نشست تخصصی و آموزشی در موضوع توسعه گردشگری خوراک لارستان و برندسازی حلوامسقطی لاری برگزار خواهد شد.
🔹 در این نشست همچنین مدیران ادارات میراث فرهنگی، صمت، فرهنگ و ارشاد اسلامی، برج علم و فناوری، فنیوحرفهای، مدیر مهمانسرای جهانگردی، رئیس اتاق اصناف، رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر و دبیر علمی جشنواره نکاتی را برای برگزاری بهتر جشنواره ملی حلوامسقطی لاری و گردشگری خوراک لارستان مطرح کردند.
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/FFQI63W5kKqC11ZCXjRhc1
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
▫️بله: https://ble.ir/aftablarestan1
📢🍬 جشنوارهی امسالِ «حلوا مسقطی لاری» هم مفرح است هم آموزشی
🔹نشست هماهنگی دومین جشنواره «حلوامسقطی لاری و گردشگری خوراک لارستان» باحضور متولیان جشنواره و مدیران نهادهای مرتبط در فرمانداری ویژه لارستان برگزار شد.
🔹در این نشست که با مدیریت «احسان طاهری» معاون برنامهریزی فرمانداری ویژه لارستان برگزار شد حاضران بر ضرورت اجرای اینقبیل رویدادها برای توسعه گردشگری لارستان و برندسازی خوراکیها ازجمله حلوا مسقطی لاری تاکید کردند.
🔹این جشنواره که قرار است نوروز امسال در شهر لار برگزار شود با همکاری فدراسیون گردشگری خوراکِ وزارت میراث فرهنگی و بهصورت «ملی» برگزار خواهد شد.
🔹«محسن زارع» معاون فرهنگی شهردار لار در این نشست ضمن بیان مشخصات و اقدامات اولین جشنواره که در سال ۱۳۹۷ برگزار شد درمورد دومین جشنواره گفت: درجشنواره امسال بنا به اهمیت موضوع و همکاری با مدیران کشوری و استانی از پسوند «ملی» برای جشنواره استفاده خواهیم کرد و هرچند با استانداردهای یک رویداد ملی فاصله داشته باشیم اما همین عنوان میتواند برای دورههای آتی یک افق بلند ترسیم کند تا بتوانیم قابلیتهای گردشگری لارستان را درسطح کشوری تبیین و معرفی کنیم.
🔹گفتنیاست در برنامه امسالِ جشنواره درکنار نمایشگاه و غرفههای حلواپزی و خوراکهای بومی لارستان، ویژهبرنامه شاد و مفرح عیدانه و چند نشست تخصصی و آموزشی در موضوع توسعه گردشگری خوراک لارستان و برندسازی حلوامسقطی لاری برگزار خواهد شد.
🔹 در این نشست همچنین مدیران ادارات میراث فرهنگی، صمت، فرهنگ و ارشاد اسلامی، برج علم و فناوری، فنیوحرفهای، مدیر مهمانسرای جهانگردی، رئیس اتاق اصناف، رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر و دبیر علمی جشنواره نکاتی را برای برگزاری بهتر جشنواره ملی حلوامسقطی لاری و گردشگری خوراک لارستان مطرح کردند.
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/FFQI63W5kKqC11ZCXjRhc1
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
▫️بله: https://ble.ir/aftablarestan1
🗣️یک پژوهشگر تاریخ و زبان در گفتوگو با آفتاب لارستان:
📢💡 با پژوهش بر سنگهای قبر به ادراکی رسیدم که در هیچ کتاب تاریخی نبود/قدیمیترین لوحی که در لارستان پیدا شده متعلق به سال ۷۳۰ قمری است/ سنگِ قبرهایِ لارستان به زبان عربی بودند/ الواحِ هر سده مختصات خاص خود را دارند
💠به گزارش آفتاب لارستان، چندی پیش نمایشگاهی در شهر خور با عنوان موزه سنگهای قدیمی برگزار شد که با استقبال مردم و فعالان فرهنگی و تاریخی از شهرهای مختلف مواجه شد. برای آشنایی بیشتر با این موزه و دلایل برگزاری چنین برنامهای به سراغ "نوید بازیار" پژوهشگر تاریخ و زبان منطقه رفتهایم؛ وی در گفتوگوی اختصاصی با آفتاب لارستان به نحوه جمعآوری سنگ قبرهای یافتشده در لار و خور، تاریخچه آنها و برنامههای آینده خود برای سر و سامان دادن به الواح و سنگ قبرهای قدیمی پرداخته که در ادامه میخوانید:
🔸 *مختصری در مورد خودتان بفرمایید که از کی و چرا به مطالعه و جمعآوری سنگهای قبر در منطقه علاقهمند شدید؟*
🔹تا چند بدین هستی غارت برده؟/
میباید زیست بیحس و افسرده/
خجلت کش تهمت ظهوریم عبث/
چون ناخن و مو، نه زنده و نه مرده/ بیدل دهلوی
نوید بازیار، متولد شهر خور هستم. اشتیاق من به ریشهشناسی و ریختشناسی واژگان، در سال آخر دانشگاه شکل گرفت و همین باعث شد که کلمات و تعابیر زبان مادریم را با دقت بشنوم و آن را بر اساس زبانشناسیِ تحلیلی بررسی کنم. در باب آشناییام با الواح صندوقی باید بگویم سالها بود که آنها را در قبرستانها میدیدم تا این که به درخواست "مهندس شهرام صالحی" شروع به قرائت و ترجمه آنها کردم.
🔸 *دریافت کلی شما از این بررسیها چیست؟*
🔹با پژوهش بر روی الواح، به ادراکی رسیدم که در هیچ کتاب تاریخی نبود. برای من هر لوح، کتابی از سنگ بود که فقط یک برگ داشت.
🔸 *قدیمیترین و متفاوتترین سنگهای قبر کدام بودند؟*
🔹قدیمیترین لوحی که تاکنون در لار رؤیت و قرائت کردهام، متعلق به سال ۷۳۰ قمری است که متعلق به یک شهید بود و در خور، قدیمیترین لوح، متعلق به ۶۰۹ سال پیش است.
متفاوتترین لوحی که در لار دیدهام، لوحی بود فاقد تاریخ که سه کنگره تیز داشت و مزین به واژه الله بود و در خور، لوحی یافتم چهار کَپهای که مانند برگ بود.
🔸 *متون روی سنگهای قبر در منطقه تا مدتها به زبان عربی بوده، قبل و بعد سنت عربینویسی مربوط به چه تاریخیست؟*
🔹گستره الواحی که من در لارستان دیدهام، از قرن هفتم تاکنون را شامل میشود و تا قرن دوازدهم، تمام سنگهایی که خواندهام، به زبان عربی بودهاند. زبان فارسی به مرور از قرن سیزدهم، در لوحنگاری این منطقه به کار گرفته میشود.
گفتنی است الواحِ هر سده، مختصات خاص خود را دارند.
🔸 *تاکنون چه تعداد سنگ قبر جمعآوری کردهاید و برآورد شما از سنگهای باقیمانده چقدر است؟*
🔹تا امروز، بیش از یازده هزار گور را بررسی و الواح آنها را خواندهام. الواح زیادی در گوشه و کنار به عنوان آجر، بلوک، پله طویله، راهبند، پل و... استفاده شدهاند و میشوند.
تعدادی از آنها را شخصا با همراهی "آقای عبدالنبی رضوانیان" از درون نخالههای رودخانه محله کوریچان جدا کردیم که بعدا به همراه "آقای صمد کامجو" به باغ نشاط منتقل کردیم.
امیدوارم بتوانیم با همت فرهنگدوستان، موزه سنگ باغ را به سرانجام برسانیم.
🔸 *در نمایشگاه حمام خور چه تعداد سنگ قبر عرضه کردید و مواجهه شهروندان با آنها چطور بود؟*
🔹۳۲ لوح را قرائت و ارائه کردم که مورد استقبال خوبی به ویژه در نوبت تمدیدشده قرار گرفت. فرهنگدوستانی از شهرستان اوز نیز با همراهی "آقای بازرگانی" و "خانم برازنده" از نمایشگاهمان بازدید کردند.
تعدادی از علاقهمندان از لار هم به دیدن نمایشگاه آمدند و میتوان گفت استقبال همشهریان این بار بیشتر بود.
🔸 *ظاهرا موزهای از سنگهای قدیمی در باغ نشاط هم به همت شما ایجاد شده، در این باره توضیح میدهید؟*
🔹چند سال قبل، "دکتر رحیمینژاد"، "آقای صمد کامجو"، "خانم منیره جهانبین" و... تعدادی الواح صندوقی را به باغ نشاط لار منتقل کردند. یک نوبت هم آقای کامجو تعدادی لوح تخت را به باغ نشاط برد.
در سومین نوبت هم من به همراه آقای کامجو حدود ۵۰ لوح صندوقی که به عنوان پل، آببند و آجر استفاده میشد، گردآوری و به باغ نشاط منتقل کردیم.
🔸 *برنامه آتی شما برای حفاظت از سنگهای موجود و گسترش تحقیقات در این مورد چیست؟*
🔹تصمیم گرفتهام الواحی که شکسته و تخریب شدهاند را جمعآوری و خوانش کنم، تا این برگهای خاموش، از این بیشتر آسیب نبینند و نابود نشوند.
📢💡 با پژوهش بر سنگهای قبر به ادراکی رسیدم که در هیچ کتاب تاریخی نبود/قدیمیترین لوحی که در لارستان پیدا شده متعلق به سال ۷۳۰ قمری است/ سنگِ قبرهایِ لارستان به زبان عربی بودند/ الواحِ هر سده مختصات خاص خود را دارند
💠به گزارش آفتاب لارستان، چندی پیش نمایشگاهی در شهر خور با عنوان موزه سنگهای قدیمی برگزار شد که با استقبال مردم و فعالان فرهنگی و تاریخی از شهرهای مختلف مواجه شد. برای آشنایی بیشتر با این موزه و دلایل برگزاری چنین برنامهای به سراغ "نوید بازیار" پژوهشگر تاریخ و زبان منطقه رفتهایم؛ وی در گفتوگوی اختصاصی با آفتاب لارستان به نحوه جمعآوری سنگ قبرهای یافتشده در لار و خور، تاریخچه آنها و برنامههای آینده خود برای سر و سامان دادن به الواح و سنگ قبرهای قدیمی پرداخته که در ادامه میخوانید:
🔸 *مختصری در مورد خودتان بفرمایید که از کی و چرا به مطالعه و جمعآوری سنگهای قبر در منطقه علاقهمند شدید؟*
🔹تا چند بدین هستی غارت برده؟/
میباید زیست بیحس و افسرده/
خجلت کش تهمت ظهوریم عبث/
چون ناخن و مو، نه زنده و نه مرده/ بیدل دهلوی
نوید بازیار، متولد شهر خور هستم. اشتیاق من به ریشهشناسی و ریختشناسی واژگان، در سال آخر دانشگاه شکل گرفت و همین باعث شد که کلمات و تعابیر زبان مادریم را با دقت بشنوم و آن را بر اساس زبانشناسیِ تحلیلی بررسی کنم. در باب آشناییام با الواح صندوقی باید بگویم سالها بود که آنها را در قبرستانها میدیدم تا این که به درخواست "مهندس شهرام صالحی" شروع به قرائت و ترجمه آنها کردم.
🔸 *دریافت کلی شما از این بررسیها چیست؟*
🔹با پژوهش بر روی الواح، به ادراکی رسیدم که در هیچ کتاب تاریخی نبود. برای من هر لوح، کتابی از سنگ بود که فقط یک برگ داشت.
🔸 *قدیمیترین و متفاوتترین سنگهای قبر کدام بودند؟*
🔹قدیمیترین لوحی که تاکنون در لار رؤیت و قرائت کردهام، متعلق به سال ۷۳۰ قمری است که متعلق به یک شهید بود و در خور، قدیمیترین لوح، متعلق به ۶۰۹ سال پیش است.
متفاوتترین لوحی که در لار دیدهام، لوحی بود فاقد تاریخ که سه کنگره تیز داشت و مزین به واژه الله بود و در خور، لوحی یافتم چهار کَپهای که مانند برگ بود.
🔸 *متون روی سنگهای قبر در منطقه تا مدتها به زبان عربی بوده، قبل و بعد سنت عربینویسی مربوط به چه تاریخیست؟*
🔹گستره الواحی که من در لارستان دیدهام، از قرن هفتم تاکنون را شامل میشود و تا قرن دوازدهم، تمام سنگهایی که خواندهام، به زبان عربی بودهاند. زبان فارسی به مرور از قرن سیزدهم، در لوحنگاری این منطقه به کار گرفته میشود.
گفتنی است الواحِ هر سده، مختصات خاص خود را دارند.
🔸 *تاکنون چه تعداد سنگ قبر جمعآوری کردهاید و برآورد شما از سنگهای باقیمانده چقدر است؟*
🔹تا امروز، بیش از یازده هزار گور را بررسی و الواح آنها را خواندهام. الواح زیادی در گوشه و کنار به عنوان آجر، بلوک، پله طویله، راهبند، پل و... استفاده شدهاند و میشوند.
تعدادی از آنها را شخصا با همراهی "آقای عبدالنبی رضوانیان" از درون نخالههای رودخانه محله کوریچان جدا کردیم که بعدا به همراه "آقای صمد کامجو" به باغ نشاط منتقل کردیم.
امیدوارم بتوانیم با همت فرهنگدوستان، موزه سنگ باغ را به سرانجام برسانیم.
🔸 *در نمایشگاه حمام خور چه تعداد سنگ قبر عرضه کردید و مواجهه شهروندان با آنها چطور بود؟*
🔹۳۲ لوح را قرائت و ارائه کردم که مورد استقبال خوبی به ویژه در نوبت تمدیدشده قرار گرفت. فرهنگدوستانی از شهرستان اوز نیز با همراهی "آقای بازرگانی" و "خانم برازنده" از نمایشگاهمان بازدید کردند.
تعدادی از علاقهمندان از لار هم به دیدن نمایشگاه آمدند و میتوان گفت استقبال همشهریان این بار بیشتر بود.
🔸 *ظاهرا موزهای از سنگهای قدیمی در باغ نشاط هم به همت شما ایجاد شده، در این باره توضیح میدهید؟*
🔹چند سال قبل، "دکتر رحیمینژاد"، "آقای صمد کامجو"، "خانم منیره جهانبین" و... تعدادی الواح صندوقی را به باغ نشاط لار منتقل کردند. یک نوبت هم آقای کامجو تعدادی لوح تخت را به باغ نشاط برد.
در سومین نوبت هم من به همراه آقای کامجو حدود ۵۰ لوح صندوقی که به عنوان پل، آببند و آجر استفاده میشد، گردآوری و به باغ نشاط منتقل کردیم.
🔸 *برنامه آتی شما برای حفاظت از سنگهای موجود و گسترش تحقیقات در این مورد چیست؟*
🔹تصمیم گرفتهام الواحی که شکسته و تخریب شدهاند را جمعآوری و خوانش کنم، تا این برگهای خاموش، از این بیشتر آسیب نبینند و نابود نشوند.
جا دارد در اینجا از دوستان ارجمندم "آقای حاج فیصل محمدینژاد" نیکاندیش گرامی، "آقای حاج غلامحسین صالحی" عضو شورای شهر خور و فعال فرهنگی و ورزشی، "آقای حاج ماشالله خشنود" نیکاندیش عزیز، "آقای مهندس شهرام صالحی" رئیس کمیته دانشپژوهان و "آقای مهندس یونس قانع" رئیس شورای شهر که در این مسیر با من بودند، صمیمانه قدردانی و سپاسگزاری کنم.
از دوست عزیزم "دکتر رحیمینژاد" استاد دانشگاه فرهنگیان شیراز نیز قدردانی میکنم که همیشه از دانششان بهرهمند بودهام.
خوشبختانه شهروندان خور در کنار تاسیس مدارس، مساجد، استادیوم، آموزشکده فنی و... اینک از فعالیت میراث مغتنم فرهنگی نیز حمایت میکنند. امیدوارم که خداوند به این مردم بیش از پیش توفیق دهد تا برای آبادانی شهرشان همت کنند.
در پایان، از "آقای منشی" مدیرمسئول آفتاب لارستان و ژورنالیست متعهد نیز به دلیل اینکه این فرصت را در اختیار من قرار داد سپاسگزاری میکنم.
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/FFQI63W5kKqC11ZCXjRhc1
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
▫️بله: https://ble.ir/aftablarestan1
از دوست عزیزم "دکتر رحیمینژاد" استاد دانشگاه فرهنگیان شیراز نیز قدردانی میکنم که همیشه از دانششان بهرهمند بودهام.
خوشبختانه شهروندان خور در کنار تاسیس مدارس، مساجد، استادیوم، آموزشکده فنی و... اینک از فعالیت میراث مغتنم فرهنگی نیز حمایت میکنند. امیدوارم که خداوند به این مردم بیش از پیش توفیق دهد تا برای آبادانی شهرشان همت کنند.
در پایان، از "آقای منشی" مدیرمسئول آفتاب لارستان و ژورنالیست متعهد نیز به دلیل اینکه این فرصت را در اختیار من قرار داد سپاسگزاری میکنم.
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/FFQI63W5kKqC11ZCXjRhc1
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
▫️بله: https://ble.ir/aftablarestan1
🗣️رئیس علوم پزشکی لارستان در گفتوگو با آفتاب لارستان (بخش دوم):
📢💡 اگر در فاصله ۱۵ کیلومتری، دو دانشکده وجود نداشت اینجا قطب جنوب کشور میشد/ پذیرفتن مسئولیت در این زمان اصلا عاقلانه نیست/ برای تربیت مدیر بومی هزینه زیادی دادم/ دکتر رئوفی یکی از پتانسیلهای لار است/ افرادی بودند که نمیخواستند خانمدکتر کشتکاران باشد/ وقتی کد پردیس اعلام شد توقع داشتم شهر «قدقامت» شود!
💠به گزارش آفتاب لارستان، «محسن سلمانپور» رئیس دانشکده علوم پزشکی لارستان در بخش دوم گفتوگوی اختصاصی خود با این رسانه به موج استعفاها در این مجموعه، اقدامات و دستاوردهای شاخص، وضعیت علوم پزشکی لارستان و چالشهای پیش روی این مجموعه پرداخته است که در ادامه میخوانید:
🔸 *در مورد وضعیت و قابلیتهای مجموعه علوم پزشکی لارستان توضیح دهید؟*
🔹مجموعه علوم پزشکی لارستان چهار شهرستان، چهار بیمارستان، بیش از ۱۵۰ مرکز جامع سلامت، خانه بهداشت، ۲۶ پایگاه اورژانس و... زیر پوشش دارد.
این مجموعه با قابلیتهایی که دارد، در کنار مواردی که به آن عارض شده است به جرات میتوانم بگویم که از برخی از دانشگاههای مراکز استانها و نقاط دیگر کشور نیز بسیار بالاتر است، اینجا خیلی پتانسیل دارد.
اگر در فاصله ۱۵ کیلومتری، دو دانشکده وجود نداشت مطمئن باشید اینجا قطب جنوب کشور میشد؛ لار از بندرعباس هم پیشروتر بود و میبینیم که الآن بندرعباس به تیپ دو رسید و ما کماکان دانشکده هستیم که حتی بعضا جزو تیپبندی سه هم محسوب نمیشود.
🔸 *اگر الآن یک بار دیگر به شبی برگردید که تصمیم گرفتید به لار بیایید چه تصمیمی خواهید گرفت؟*
🔹اگر شخص خودم را در نظر بگیرم قبول نمیکردم، اما وقتی پای صحبت مردم مینشینم و فضای نوستالژیک گذشته را به یاد میآورم به خودم میگویم تو باید باشی.
پذیرفتن مسئولیت در این زمان اصلا عاقلانه نیست، اما اگر بخواهید عاشقانه به آن نگاه کنید باید بپذیرید.
🔸 *مجموعه علوم پزشکی لارستان را چگونه تحویل گرفتید و الآن به کجا رساندهاید؟*
🔹مدیران سابق خیلی زحمت کشیدند آن هم در دوران کرونا، آنها جهاد کردند؛ اگر لارستان در سال ۱۴۰۱ در جشنواره شهید رجایی رتبه گرفت، در واقع در سال ۱۴۰۰ رتبه گرفت و من تحویلگیرنده آن بودم، جشنواره رازی اگر در حوزه تحقیقات رشد کرد در سال ۱۴۰۰ بود، نه ۱۴۰۱ و من تحویلگیرندهاش بودم.
مدیریت کردن در دوران کرونا علاوه بر اینکه دل شیر میخواست، در لحظه تصمیماتِ آنی گرفتنِ خاصی هم میخواست که الآن کمتر با آن مواجهیم.
اما یک عیب وجود داشت و آن هم مربوط به تفکر حاکم بر لار بود؛ عیب اول این بود که رشد کاریکاتوری داشتیم، رشد متوازن نداشتیم. خیلیها میگویند که سلمانپور مدیر بهداشتی است تا درمانی و به حوزه درمان کمتر رسیدگی میکند، اما باید گفت که بحث درمان به اندازه کافی رشد داشت، اما حوزه بهداشت پایین بود، سعی کردیم بهداشت را بالا بیاوریم، از آن طرف تحقیقاتمان خوب ولی آموزش پایین بود.
دومین عیب که چالش بسیار بزرگی است عدم اهتمام به کادرسازی و تربیت نیروهای بومی بوده است، به من انگ این را میزنند که چرا میگویی بومی، در حالی که برای این کار چند دلیل دارم: فلسفه حضور هر آموزش عالی و سازمانی در یک منطقه، در وهله اول، رشد آن منطقه است. در رده مدیران پایه و کارشناسی، عمدتا مجموعه لارستان میچرخاند، اما از درون آن مدیر بیرون نیامده بود. لار خلا تربیت مدیر داشت، من برای تربیت مدیر هزینه زیادی دادم.
دکتر رضایی در زمان خود گُل کاشت، دکتر کریمی خوب عمل کرد، دکتر رئوفی تفکرات زیرساختی داشت و یکی از پتانسیلهای این شهر است و در دو سه ماه اخیر نیز چندین جلسه با ایشان در منزلشان داشتهام.
🔸 *زمانی که مسئولیت را پذیرفتید، تعدادی از مدیران استعفا کردند، میتوانید دلیل این استعفاها را توضیح دهید؟ عدهای دلیل این استعفاها را به جنابعالی منتسب میکردند؟*
🔹اولین استعفا مربوط به دکتر خدادادی (رئیس سابق بیمارستان لار) بود، دکتر خدادادی انسان بسیار خوبی است، سه بار به اینجا آمد، از وی خواستم که بماند، گفت دوست دارم که بمانم ولی بلایی که سر من آمد اجازه بیشتر ماندن در مدیریت را به من نمیدهد.
در مورد استعفای دکتر والیپور (معاون سابق درمان) زمزمههایی بود و من در برنامهام بود که دکتر والیپور را جابهجا کنم؛ یک برنامه هم داشتم و آن هم این بود که به دکتر سید وحید حسینی (رئیس دانشگاه علوم پزشکی شیراز) گفتم که من تا شش ماه اول ریاستم دست به ترکیب دانشکده نمیزنم.
در استعفای خانمدکتر کشتکاران (معاون سابق آموزشی، تحقیقات و فرهنگی دانشجویی) قضیه عجیبی اتفاق افتاد، من به واسطه ارتباطم با دکتر ایمانیه، خانواده و خاندان دکتر کشتکاران را میشناختم، کسانی بودند که نمیخواستند خانم دکتر کشتکاران باشد، بعد از آن استعفا، هزینه نگهداشتن ایشان برای من بسیار زیاد شد، یعنی حتی
📢💡 اگر در فاصله ۱۵ کیلومتری، دو دانشکده وجود نداشت اینجا قطب جنوب کشور میشد/ پذیرفتن مسئولیت در این زمان اصلا عاقلانه نیست/ برای تربیت مدیر بومی هزینه زیادی دادم/ دکتر رئوفی یکی از پتانسیلهای لار است/ افرادی بودند که نمیخواستند خانمدکتر کشتکاران باشد/ وقتی کد پردیس اعلام شد توقع داشتم شهر «قدقامت» شود!
💠به گزارش آفتاب لارستان، «محسن سلمانپور» رئیس دانشکده علوم پزشکی لارستان در بخش دوم گفتوگوی اختصاصی خود با این رسانه به موج استعفاها در این مجموعه، اقدامات و دستاوردهای شاخص، وضعیت علوم پزشکی لارستان و چالشهای پیش روی این مجموعه پرداخته است که در ادامه میخوانید:
🔸 *در مورد وضعیت و قابلیتهای مجموعه علوم پزشکی لارستان توضیح دهید؟*
🔹مجموعه علوم پزشکی لارستان چهار شهرستان، چهار بیمارستان، بیش از ۱۵۰ مرکز جامع سلامت، خانه بهداشت، ۲۶ پایگاه اورژانس و... زیر پوشش دارد.
این مجموعه با قابلیتهایی که دارد، در کنار مواردی که به آن عارض شده است به جرات میتوانم بگویم که از برخی از دانشگاههای مراکز استانها و نقاط دیگر کشور نیز بسیار بالاتر است، اینجا خیلی پتانسیل دارد.
اگر در فاصله ۱۵ کیلومتری، دو دانشکده وجود نداشت مطمئن باشید اینجا قطب جنوب کشور میشد؛ لار از بندرعباس هم پیشروتر بود و میبینیم که الآن بندرعباس به تیپ دو رسید و ما کماکان دانشکده هستیم که حتی بعضا جزو تیپبندی سه هم محسوب نمیشود.
🔸 *اگر الآن یک بار دیگر به شبی برگردید که تصمیم گرفتید به لار بیایید چه تصمیمی خواهید گرفت؟*
🔹اگر شخص خودم را در نظر بگیرم قبول نمیکردم، اما وقتی پای صحبت مردم مینشینم و فضای نوستالژیک گذشته را به یاد میآورم به خودم میگویم تو باید باشی.
پذیرفتن مسئولیت در این زمان اصلا عاقلانه نیست، اما اگر بخواهید عاشقانه به آن نگاه کنید باید بپذیرید.
🔸 *مجموعه علوم پزشکی لارستان را چگونه تحویل گرفتید و الآن به کجا رساندهاید؟*
🔹مدیران سابق خیلی زحمت کشیدند آن هم در دوران کرونا، آنها جهاد کردند؛ اگر لارستان در سال ۱۴۰۱ در جشنواره شهید رجایی رتبه گرفت، در واقع در سال ۱۴۰۰ رتبه گرفت و من تحویلگیرنده آن بودم، جشنواره رازی اگر در حوزه تحقیقات رشد کرد در سال ۱۴۰۰ بود، نه ۱۴۰۱ و من تحویلگیرندهاش بودم.
مدیریت کردن در دوران کرونا علاوه بر اینکه دل شیر میخواست، در لحظه تصمیماتِ آنی گرفتنِ خاصی هم میخواست که الآن کمتر با آن مواجهیم.
اما یک عیب وجود داشت و آن هم مربوط به تفکر حاکم بر لار بود؛ عیب اول این بود که رشد کاریکاتوری داشتیم، رشد متوازن نداشتیم. خیلیها میگویند که سلمانپور مدیر بهداشتی است تا درمانی و به حوزه درمان کمتر رسیدگی میکند، اما باید گفت که بحث درمان به اندازه کافی رشد داشت، اما حوزه بهداشت پایین بود، سعی کردیم بهداشت را بالا بیاوریم، از آن طرف تحقیقاتمان خوب ولی آموزش پایین بود.
دومین عیب که چالش بسیار بزرگی است عدم اهتمام به کادرسازی و تربیت نیروهای بومی بوده است، به من انگ این را میزنند که چرا میگویی بومی، در حالی که برای این کار چند دلیل دارم: فلسفه حضور هر آموزش عالی و سازمانی در یک منطقه، در وهله اول، رشد آن منطقه است. در رده مدیران پایه و کارشناسی، عمدتا مجموعه لارستان میچرخاند، اما از درون آن مدیر بیرون نیامده بود. لار خلا تربیت مدیر داشت، من برای تربیت مدیر هزینه زیادی دادم.
دکتر رضایی در زمان خود گُل کاشت، دکتر کریمی خوب عمل کرد، دکتر رئوفی تفکرات زیرساختی داشت و یکی از پتانسیلهای این شهر است و در دو سه ماه اخیر نیز چندین جلسه با ایشان در منزلشان داشتهام.
🔸 *زمانی که مسئولیت را پذیرفتید، تعدادی از مدیران استعفا کردند، میتوانید دلیل این استعفاها را توضیح دهید؟ عدهای دلیل این استعفاها را به جنابعالی منتسب میکردند؟*
🔹اولین استعفا مربوط به دکتر خدادادی (رئیس سابق بیمارستان لار) بود، دکتر خدادادی انسان بسیار خوبی است، سه بار به اینجا آمد، از وی خواستم که بماند، گفت دوست دارم که بمانم ولی بلایی که سر من آمد اجازه بیشتر ماندن در مدیریت را به من نمیدهد.
در مورد استعفای دکتر والیپور (معاون سابق درمان) زمزمههایی بود و من در برنامهام بود که دکتر والیپور را جابهجا کنم؛ یک برنامه هم داشتم و آن هم این بود که به دکتر سید وحید حسینی (رئیس دانشگاه علوم پزشکی شیراز) گفتم که من تا شش ماه اول ریاستم دست به ترکیب دانشکده نمیزنم.
در استعفای خانمدکتر کشتکاران (معاون سابق آموزشی، تحقیقات و فرهنگی دانشجویی) قضیه عجیبی اتفاق افتاد، من به واسطه ارتباطم با دکتر ایمانیه، خانواده و خاندان دکتر کشتکاران را میشناختم، کسانی بودند که نمیخواستند خانم دکتر کشتکاران باشد، بعد از آن استعفا، هزینه نگهداشتن ایشان برای من بسیار زیاد شد، یعنی حتی
از نگهداشتن دکتر اقتداری برای من بیشتر شد، موضوع به جایی رسید که اگر دکتر کشتکاران را نگه میداشتم عملا چیزی نمیماند. با افراد بسیار زیادی برای جایگزینی خانمدکتر کشتکاران صحبت کردم که در نهایت خانم عبدالهی انتخاب شد.
دکتر ایمانیه بعد از این ماجرا به من زنگ زد و گفت چه کار کردی، گفتم ایشان استعفا نوشتند، گفت واقعا استعفا نوشت؟، گفت اگر توانستی سعی کن ایشان را برگردانی، گفتم چشم، اما واقعا دیگر نمیشد. من معمولا تصمیمی که با مشورت و فکر بگیرم سخت از آن برمیگردم، چون اگر حرف مدیر دو تا شد آسیب آن بسیار بیشتر است.
🔸 *سبک مدیریت و دیدگاه جنابعالی باعث میشد که عده زیادی آن را برنتابند و تحمل نکنند و این موضوع باعث نارضایتی و موج استعفانویسی شد، این را چقدر تایید میکنید؟*
🔹اصلا؛ آقای دکتر خدادادی و خانم دکتر (ملاحت) غفوری به دلیل بحث بازرسیهایی که برایشان پیش آمد استعفا دادند، در استعفای آقای دکتر والیپور تفاوت در دیدگاه مدیریتی مطرح بود، خانم دکتر کشتکاران بر این اتفاق عارض شد و این را میدانم که حداقل تا شش ماه قصد و برنامهای برای تغییر ایشان نداشتم.
🔸 *پروژهها و اقدامات شاخص شما در این مدت چه بوده است؟*
🔹سعی کردم حوزه بهداشت را تقویت کنم، برای همین فکر میکنم خبرهای بهداشتی برجستهتر شد، چون بهداشت خط اول است. توجه به حوزه بهداشت برای ما مهم بود و هست چون بهداشت بعدا سرریز درمان و بیمارستان را کم میکند.
پیگیری اخذ کد پردیس از ابتدا دغدغه من بود، در هر صورت اتفاق بسیار خوبی افتاد و کد پردیس گرفته شد.
اتوبوسآمبولانسی که به دست آوردیم نعمت است، همچنین کسب مجوز رشته پزشکی نیز یکی از این اقدامات بزرگ بود.
🔸 *چالشهای فعلی شما به عنوان رئیس مجموعه علوم پزشکی لارستان چیست؟*
🔹یکی از مشکلاتی که در اینجا وجود دارد عدم قرار دادنِ مشورتهایِ تخصصیِ بهداشت و درمان در تصمیمگیریهای کلان منطقه است.
وقتی میخواهند برای حوزه بهداشت و درمان تصمیم بگیرند ما طرف مشورت تخصصی آن قرار نمیگیریم.
توقع داشتم وقتی کد پردیس اعلام میشود شهر قد قامت شود، زمانی که رشته پزشکی یا اتوبوسآمبولانس میآید شهر برای مجموعه کف بزند و آماده هر نوع فداکاری باشد، اما اینجور نبود و من اشتباه محاسباتی کردم، رسانه ما در دوئل رسانهای کم آورد.
فکر میکنم که یکی از بهترین افرادی که میتواند در مورد کد پردیس بدون هیچ جناحبندی خاصی اظهارنظر کند دکتر اقتداری است که میتواند بگوید این کار از کی شروع شد، چند امضا و چه امضاهایی گرفته شد و...
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/FFQI63W5kKqC11ZCXjRhc1
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
▫️بله: https://ble.ir/aftablarestan1
دکتر ایمانیه بعد از این ماجرا به من زنگ زد و گفت چه کار کردی، گفتم ایشان استعفا نوشتند، گفت واقعا استعفا نوشت؟، گفت اگر توانستی سعی کن ایشان را برگردانی، گفتم چشم، اما واقعا دیگر نمیشد. من معمولا تصمیمی که با مشورت و فکر بگیرم سخت از آن برمیگردم، چون اگر حرف مدیر دو تا شد آسیب آن بسیار بیشتر است.
🔸 *سبک مدیریت و دیدگاه جنابعالی باعث میشد که عده زیادی آن را برنتابند و تحمل نکنند و این موضوع باعث نارضایتی و موج استعفانویسی شد، این را چقدر تایید میکنید؟*
🔹اصلا؛ آقای دکتر خدادادی و خانم دکتر (ملاحت) غفوری به دلیل بحث بازرسیهایی که برایشان پیش آمد استعفا دادند، در استعفای آقای دکتر والیپور تفاوت در دیدگاه مدیریتی مطرح بود، خانم دکتر کشتکاران بر این اتفاق عارض شد و این را میدانم که حداقل تا شش ماه قصد و برنامهای برای تغییر ایشان نداشتم.
🔸 *پروژهها و اقدامات شاخص شما در این مدت چه بوده است؟*
🔹سعی کردم حوزه بهداشت را تقویت کنم، برای همین فکر میکنم خبرهای بهداشتی برجستهتر شد، چون بهداشت خط اول است. توجه به حوزه بهداشت برای ما مهم بود و هست چون بهداشت بعدا سرریز درمان و بیمارستان را کم میکند.
پیگیری اخذ کد پردیس از ابتدا دغدغه من بود، در هر صورت اتفاق بسیار خوبی افتاد و کد پردیس گرفته شد.
اتوبوسآمبولانسی که به دست آوردیم نعمت است، همچنین کسب مجوز رشته پزشکی نیز یکی از این اقدامات بزرگ بود.
🔸 *چالشهای فعلی شما به عنوان رئیس مجموعه علوم پزشکی لارستان چیست؟*
🔹یکی از مشکلاتی که در اینجا وجود دارد عدم قرار دادنِ مشورتهایِ تخصصیِ بهداشت و درمان در تصمیمگیریهای کلان منطقه است.
وقتی میخواهند برای حوزه بهداشت و درمان تصمیم بگیرند ما طرف مشورت تخصصی آن قرار نمیگیریم.
توقع داشتم وقتی کد پردیس اعلام میشود شهر قد قامت شود، زمانی که رشته پزشکی یا اتوبوسآمبولانس میآید شهر برای مجموعه کف بزند و آماده هر نوع فداکاری باشد، اما اینجور نبود و من اشتباه محاسباتی کردم، رسانه ما در دوئل رسانهای کم آورد.
فکر میکنم که یکی از بهترین افرادی که میتواند در مورد کد پردیس بدون هیچ جناحبندی خاصی اظهارنظر کند دکتر اقتداری است که میتواند بگوید این کار از کی شروع شد، چند امضا و چه امضاهایی گرفته شد و...
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/FFQI63W5kKqC11ZCXjRhc1
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
▫️بله: https://ble.ir/aftablarestan1
📸🎙️ گزارش تصویری/ سومین نشست «حسینزاده» با خبرنگارانِ پنج شهرستان
🔹شب گذشته سومین نشست خبری نماینده مجلس در دانشکده علوم پزشکی گراش برگزار شد.
🔹گفتنی است علیرغم وعده روزهای نخست نمایندگی «حسینزاده» که نشستهای خبری را در مناطق مختلف حوزه انتخابیه برگزار خواهد کرد، غیر از نشست اول در جویم، دو نشست دیگر را در گراش برگزار کرده است.
🔹از وعدههای دیگر وی اینکه این نشستها را هر شش ماه یکبار برگزار خواهد کرد که عملا به سالی یکبار تبدیل شده است.
🔹از نکات قابل توجه این نشست اعلام آمادگی حسینزاده برای ورود به انتخابات بعدی مجلس و طی شدن مراحل ارتقای بیرم به شهرستان در استانداری فارس بود که هردو در پاسخ به پرسشهای خبرنگار آفتاب لارستان مطرح شد.
📸گزارش کامل نشست خبری نماینده لارستان، خنج، گراش، اوز و جویم را بهزودی در همین کانال بخوانید اما تعدادی از عکسهای این نشست را با دوربین «ریحانه دوستکامی» از لینک زیر ببینید:
https://www.instagram.com/p/Cp65zkdK-dO/?igshid=YmMyMTA2M2Y=
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/FFQI63W5kKqC11ZCXjRhc1
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
▫️بله: https://ble.ir/aftablarestan1
🔹شب گذشته سومین نشست خبری نماینده مجلس در دانشکده علوم پزشکی گراش برگزار شد.
🔹گفتنی است علیرغم وعده روزهای نخست نمایندگی «حسینزاده» که نشستهای خبری را در مناطق مختلف حوزه انتخابیه برگزار خواهد کرد، غیر از نشست اول در جویم، دو نشست دیگر را در گراش برگزار کرده است.
🔹از وعدههای دیگر وی اینکه این نشستها را هر شش ماه یکبار برگزار خواهد کرد که عملا به سالی یکبار تبدیل شده است.
🔹از نکات قابل توجه این نشست اعلام آمادگی حسینزاده برای ورود به انتخابات بعدی مجلس و طی شدن مراحل ارتقای بیرم به شهرستان در استانداری فارس بود که هردو در پاسخ به پرسشهای خبرنگار آفتاب لارستان مطرح شد.
📸گزارش کامل نشست خبری نماینده لارستان، خنج، گراش، اوز و جویم را بهزودی در همین کانال بخوانید اما تعدادی از عکسهای این نشست را با دوربین «ریحانه دوستکامی» از لینک زیر ببینید:
https://www.instagram.com/p/Cp65zkdK-dO/?igshid=YmMyMTA2M2Y=
☀️آفتاب لارستان
▫️واتساپ: https://chat.whatsapp.com/FFQI63W5kKqC11ZCXjRhc1
▫️اینستاگرام: instagram.com/aftablarestan
▫️تلگرام: http://t.me/aftablarestan
▫️ایتا: http://eitaa.com/aftablarestan1
▫️بله: https://ble.ir/aftablarestan1