افراكتاب
263 subscribers
5.08K photos
67 videos
2 files
32 links
افراكتاب دريچه‌اى براى آگاهى
تهران، خيابان وليعصر، روبروى پارك ملت، نبش انصارى، برج ملت
تمام روزهاى سال، حتى روزهاى تعطيل
تلفن ۲۲۰۱۵۷۵۷-۲۲۰۱۷۶۵۰
Www.Afrabook.com
Facebook.com/afrabook
Instagram:afra_ketab
@fsangari ادمین
Download Telegram
.
جورج هربرت مید، فیلسوف و جامعه‌شناس برجسته‌ی مکتب شیکاگو به فلسفه زمان خویش و وجهه‌ای متمایز از «اکنون‌گرایی» بنیادین می‌بخشد، و ماهیت این فلسفه را با آگاهی از مخاطره‌آمیز و متناهی بودن وجود ما در می‌آمیزد. او با تایید اینکه «اکنون» تنها زمان واقعی است که تجربه‌ها در آن اتفاق می‌افتند، و تنها «جایگاه واقعیت» محسوب می‌شود، قاطعانه مفهوم «اکنون» را به مفهوم «تجربه» گره می‌زند. و دست آخر این‌که از دیدگاه وی، ارزش تحقیق تاریخی در این است که ابزاری برای کشف مجدد اکنون به‌شمار می‌رود.

#فلسفه_اکنون
#جورج_هربرت_مید
#حسن_خیاطی
#نشر_بان
#فلسفه #واقع‌گرایی #تاریخ_گرایی #افراکتاب_فلسفه
@afrabook
.
برای بهبودی، ضروری است که تمام قدرت‌مان را به‌کار بگیریم و منفی بیندیشیم. تعادل چه‌چیزی به هم خورده است؟ چه‌چیزی را نادیده گرفته‌ام؟ بدن من به چه چیزی نه می‌گوید؟ بدون این سؤالات استرس‌هایی که باعث بی‌تعادلی بدن می‌شوند، پنهان می‌مانند. «مثبت‌اندیشی» مبتنی بر این باور ناخودآگاه است که ما آن‌قدرها قوی نیستیم که بتوانیم از پس واقعیت برآییم. اگر به این ترس اجازه دهیم که بر ما تسلط پیدا کند، آن‌گاه همان دلهره‌ی دوران کودکی را در خود ایجاد کرده‌ایم. و این دلهره حالتی از استرس است، چه آگاهانه باشد چه نه.

#وقتی_بدن_نه_می_گوید
#بهای_استرس_پنهان
#گبور_مته
#فهیمه_بختیاری
#نشر_میلکان
#کتاب #استرس #روانشناسی #روان_شناسی #تروما #خودشناسی #افراکتاب_خودشناسی #افراکتاب_روانشناسی
@afrabook
1
انگار از راه رفتن خسته شده بودی آسوده خیال بر چمنزار تابستانی نشستی و بی‌آنکه چیزی بگویی به آسمان خیره شدی یک جفت پرنده‌ی کوچک، پروازی سریع را به نمایش می‌گذاشتند و کنار هم در آسمان می‌چرخیدند و با صدای زیر اما آرامشان غوغا به پا می‌کردند نشسته بودیم بی آنکه کلامی به لب بیاوریم، گرگ و میش آبی‌رنگ هر دویمان را احاطه کرده بودند نشستن کنار تو حس عجیبی را به من القا می‌کرد؛ انگار هزاران نخ نامرنی تو و قلب مرا به هم گره می‌زدند حرکت لحظه‌ای پلک‌هایت، حتی کوچک‌ترین تکان لبانت قلبم را می‌لرزاند در آن زمان نه من نامی داشتم و نه تو عصر تابستان هفده و شانزده سالگی‌مان بود، افکار رنگارنگ روی چمن‌های کنار رودخانه همین بود و بس. کم‌کم ستاره‌ها بالای ما بنا کردند به چشمک زدن؛ اما حتی آنها هم نامی نداشتند. کنار هم روی سر چمن‌های کنار رودخانه‌ی دنیایی بی‌نام نشستیم تو سر حرف را باز کردی: شهر با دیوارهای بلند محصور شده.
یافتن کلمات از اعماق سکوت؛ مثل کسی که تنها با بدنی برهنه در اعماق دریا فرومی رود و مروارید جمع می‌کند.

#شهر_و_دیوارهای_نامطمئنش
#هاروکی_موراکامی
#امیر_دیانتی
#نیماژ
#افراکتاب_داستان_ژاپنی
@afrabook
دوستان گرامی اولین جلسه‌ی ما دوم آذر برگزار می‌شود.🌻🌱🌷
نور ز خورشید جوی، بو که برآید

برای یلدای بهتر
بیستم تا سی‌ام آذرماه
فروش کتاب به نفع
تهیه‌ی دارو برای بیماران نیازمند
سیستان و بلوچستان
@afrabook
3
تماما مدرن‌ها
همراه با آقای اصغر نوری
جمعه ۲۳ آذر ماه
ساعت ۵ عصر
👍31
#خیلی_کوتاه_کمی_ادبی

با #آرش_نورآقایی

در آخرین روز پاییز
۳۰ آذرماه
ساعت ۱۵
@afrabook
1👍1
بلقیس سلیمانی در نوولای نشان‌کرده، با روایت قصه‌ی زنی چشم انتظار به مسئله‌ی آدم‌هایی پرداخته که به طریقی کسی را در جنگ از دست داده‌اند. اینها نه فقط یک شخص بلکه هسته‌ی اصلی معنای یک زندگی و گاهی انگیزه‌ی ادامه دادن حیات را گم می‌کنند. جنگ گاهی بهانه‌ای است برای منحرف کردن توجه به سمتی دیگر. نشان‌کرده قصه‌ی هولناک سالها بی‌خبری و رنج زنی است که آن قدر به رنجش خو کرده که گاه رها شدن از اسارت این و هم و التیام این روان زخم برایش بی معنا می‌شود. خود و هم و رنج منبع لذت اوست و درمانش. دیگر خواسته‌ای در کار نیست، نه حتی بازگشت معشوق گم‌گشته و نه حتی وصال.

#نشان_کرده
#بلقیس_سلیمانی
#چشمه
#هزار_داستان
#ادبیات_فارسی #داستان_فارسی #افراکتاب_ادبیات_فارسی #افراکتاب_داستان_فارسی
@afrabook
.
من معتقدم که تأسیس یک حزب جدید خطا بوده است. ولی تا جایی که به شخص من مربوط می شود تا زمانی که این رژیم ادامه دارد، همچنان عضو جبهه‌ی میهنی خواهم بود. بارها همه را به اتحاد دعوت کرده‌ام و باز هم می‌کنم. ولی چندان امیدوار نیستم که دعو تم پذیرفته شود با این حال در نهضت مقاومت باقی می‌مانم و کاری به مجادلات بین شاخه‌های حزب ندارم جز یک دشمن نمی‌شناسم که همانا رژیم دیکتاتوری است و جز یک هدف ندارم و آن سرنگون کردن این رژیم است. آماده‌ام که برای رسیدن به این هدف با هر که باشد و بدون توجه به مشرب سیاسی‌اش همکاری کنم.
پس از سقوط دیکتاتوری آینده‌ی من به چند عامل وابسته است. میل دارم که خود را کاملاً وقف فعالیت هنری یعنی موسیقی کنم و تا زمانی که مثل حالا راه دیگری نداشته باشم به عملیات سیاسی فعال دست نخواهم زد...

#یادداشت‌های_روزانه_مقاومت
#میکیس_تئودوراکیس
#سروش_حبیبی
#ماهی
#خاطرات #زندانیان_سیاسی #سرگذشتنامه #یونان #سیاست_و_حکومت
#یونان #شاعر_یونانی #آهنگساز #زوربای_یونانی
@afrabook
.
تو همه‌ی چیزهایی رو که درباره‌شون صحبت کردیم، همه‌ی چیزهایی رو که کشف کردیم، همه‌ی موفقیت‌هامون، همه‌ی احساس‌های فقدانی که داشتیم و همه‌ی ناامیدی‌هامون رو به خاطر خواهی آورد.....
و می‌فهمی که وقتی همه چیز داره از هم می‌پاشه و تو احساس می‌کنی راهت رو گم کردی، فقط با داشتن کمی ایمان، قوی موندن و ادامه دادن به جست‌وجو می‌تونی دوباره راهت رو پیدا کنی.

#به_دنبال_ماه
#جیمز_نوربری
#پریسا_موسوی
#میلکان
#راه_و_رسم_زندگی #فلسفه_زندگی #پاندای_بزرگ_و_اژدهای_كوچك #سفر_پاندای_بزرگ_و_اژدهای_کوچک #گربه‌ای_که_ذن_یاد_می‌داد
#افراکتاب_فلسفه_زندگی
@afrabook
.
پساحقیقت صرفاً دروغ نیست. وقتی کسی به شما دروغ می‌گوید. می‌داند که کار بدی می‌کند و دانسته فریبتان می‌دهد. ولی برای آنکه حرف‌هایش را باور کنید، به شما احترام می‌گذارد. ولی در پسا حقیقت، شخص دروغ می‌گوید، بی‌آنکه مسئولیت دروغ‌گویی‌اش را بپذیرد، زیرا برایش مهم نیست حرف‌هایش را باور کنید یا نکنید، آن‌قدر قدرتمند است که با دروغ‌هایش بر واقعیت سلطه می‌یابد، همچون سیاست‌مداری که از دروغگویی خجالت نمی‌کشد و ابایی ندارد.
پسا‌حقیقت به پستی کشاندن حقیقت به وسیله‌ی سیاست است. پیشا‌فاشیسم است که مردم را آماده سلطه‌پذیری و فرمانبری می‌کند. پساحقیقت تازگی ندارد. آنچه جدید است به کارگیری‌اش در رسانه‌های اجتماعی و جمعی است که قدرتش را صدچندان کرده. در چنین فضایی احساسات بر شواهد عینی می‌چربد. دنیایی ساخته می‌شود پر از «اخبار جعلی» که مردمانش گرفتار قفس‌های اطلاعاتی هستند. در دنیای پسا حقیقت می‌بینیم که چطور خانه‌مان در آتش می‌سوزد و آبی برای فرونشاندنش نیست مگر آگاهی.

#پساحقیقت
#لی_مک‌اینتایر
#فهیمه_سادات_کمالی
#طرح_نو
#حقیقت #حق_و_باطل
#ارتباطات #سوگیری_شناختی #فرهنگ #پروپاگاندا #اخبار_جعلی #رسانه
@afrabook
.
خوب به این ترتیب من مرتکب جنایت بزرگ قتل برادرم شدم. همان ماجرای قابیل و برادرش هابیل بود، فقط در مورد ما، برادرها عینا شبیه هم بودند اگر من این بود که با بدن های مشابه همان را با هم شریک بودیم؟
آیا تعجب می‌کنید که کسی بتواند مرتکب چنین جنایت سنگدلانه‌ای شود؟ من که تعجب نمی‌کنم. اما علت اصلی تمایل شخص من به کشتن برادرم این بود که ما دو نفر بودیم در قالب یک نفر و من چقدر از نیمه‌ی دیگرم متنفر بودم! نمی‌دانم آیا تا به حال نفرتی چنین لجام‌گسیخته را حس کرده‌اید یا نه؟ نفرتی بس شدیدتر از آنچه نسبت به آدم‌های غریبه احساس می‌کنید. در این مورد خاص شدیدتر هم بود، چون ما دوقلو بودیم و من از شدت حسادت دیوانه شده بودم.
#اتاق_قرمز
#مارمولک_سیاه
#شکار_و_تاریکی
#جنایات_مرموز_دکتر_مرا
#ادوگاوا_رانپو #محمود_گودرزی #چترنگ #همه_خوان #مجموعه_داستان #داستان_ژاپنی #ژاپنی #افراکتاب_جنایی #افراکتاب_ملل
@afrabook
یکی از خدایان - خدای یک بچه، خدایی افسانه‌ای رحیم و اجابت‌کننده دعاها ـ همراه پدرم مرده بود؛ خدایی دیگر خدای آدمی، بزرگسال خدای عاقل و معقول بودن که به تو اطمینان می‌داد جهان با تو سر ناسازگاری نخواهد داشت ـ همراه مادرم مرد. من خدا را نکشته بودم ولی بی‌تردید خدا با اعلام دوباره مرگش خیلی علنی خودش را کشته بود.
مرگ پدر و مادرم که در دو سر طیف مرگهای ناگهانی قرار می‌گرفتند، زندگی‌ام را به وحشتی مزمن آلودند؛ زندگی‌ام را از اضطرابی علاج ناپذیر آکندند. این درس‌های سخت و ظالمانه به من آموخت که پیشامدهای بی‌رحمانه بر جهان حاکم‌اند؛ هیچ هشداری یا اشاره‌ای ضمیمه آغاز روزتان نمی‌شود که بهتان خبر بدهد امروز مصیبتی فاجعه‌بار یا رویدادی جانگداز در راه است. جون دیدیون جایی نوشته است همیشه با یادآوری خاطره‌ای از مصیبت‌ها می‌بینیم که از روزی عادی آغاز شده اند؛ روز مرگ پدرم، روزی که سرطان مادرم را تشخیص دادند، درست مثل همه روزهای عادی دیگر آغاز شدند و بعد به روزهایی غیرعادی و تاریخی و سرنوشت‌ساز مبدل گشتند.

#اضطراب
#یک_راهنمای_فلسفی
#سمیر_چوپرا
#نصرالله_مرادیانی
#نشر_بیدگل
#فلسفه
@afrabook
.
هرولد و مُود رمانی شگفت آور است، سرودی زنده برای زندگی.

هرولد نوزده ساله درگیر اندیشه‌ی مرگ است و زندگی را این‌طور می‌گذراند. وسواسی زمزمه‌وار مدام او را به گورستان می‌کشاند تا به مراسم خاکسپاری برود. نقطه مقابل او مُود هفتادونه‌ساله است: عاشق زندگی، مردم و جهان هستی. نخستین دیدار این بانوی سالخورده و مرد جوان، آغاز داستانی عاشقانه است و البته پرشور.

هرولد خندید: «حالا دیگه ارتش منو نمیخواد
مود هم خندید و گفت: «خُب، ارتش هم روزگار خودش رو داشت. مثل کلیسا. هر دو از ما محافظت می‌کردن یکی جلوی آدم بدا و اون یکی جلوى شيطان ولی، مثل هر چیز دیگه‌ای، دشمن هم عوض شده. ما با دشمن روبه‌رو شدیم و دیدیم دشمن خود ما هستیم. حالا هم باید بنشینیم و جای دفاع با اسلحه و تعصب راه حل‌های بهتری پیدا کنیم.»

#هرولد_و_مود
#کالین_هیگینز
#نیلوفر_رحمانیان
#داستان_امریکایی #ادبیات_امریکا #افراکتاب_داستان_امریکایی #افراکتاب_ادبیات_امریکایی
@afrabook
.
هرگز از یاد نمی‌برم اوایل دهه‌ی پنجاه خورشیدی را که مجبور شدم کتاب‌های عزیزم را تنها بگذارم و بروم. موقع خداحافظی وقت سختی بود. جدا شدن از کتاب‌های محبوبم آثار فاکنر و همینگوی و دیگران (یا به قول مارک تواین «کتابهای سایر آقایان). این دلتنگی همه از «کرامات» دلبستگی‌های کتابی است. داری می‌روی و معلوم نیست دیگر برمی‌گردی یا نه اما به فکر کتاب‌هایی هستی که پشت سر می‌گذاری. این بار، برخلاف روال همیشگی، عزیزها و سوگلی‌ها می‌مانند و «ضروری‌ها» (کتاب‌های درسی و فرهنگ‌های لغت دوزبانه و فامیل‌های وابسته) جلو می‌افتند و راهی سفر می‌شوند و مهاجرت می‌کنند. باقی می‌ماند کوچه و خانه‌ای که برایت بسیار عزیز بود. همین‌طور کتابخانه کوچکت.

#دلبستگی_کتابی
#احمد_اخوت
#نشر_گمان
#کتاب #خواندن #کتابخوانی #علاقه #جستار
#افراکتاب_جستار
@afrabook
.
ضیافت الوداع؛ مهمانی خداحافظی‌ای که دختر ثروتمند ناصرالدین شاه، افتخارالسلطنه، در کاخی اطراف دریاچه‌ی حوض سلطان تدارک دیده است. از بزرگان و سران مملکت دعوت گرفته شده و با عزت و احترام آنها را به کاخ آورده‌اند. چه رجال دوران ماضی، مثل امیر بهادر سپه‌سالار جنگ و عزیزالسلطان ملیجک دربار و میرزاملکم‌خان سفیر سابق ممالک محروسه و مردی هزارچهره که ماهر در علوم مغناطیس و فنون هیپنوتیزم است، و چه دوستان و بستگان از زنان کنسول‌ها تا الیاس‌خان یهودی، تاجر جواهر و عتیقه و هر چیز قیمتی. به این جمع شاعر و آزادی‌خواه بزرگ دوران یعنی عارف را هم اگر اضافه کنیم، آن وقت دیگر این ضیافت چیزی کم از یک نمایش باشکوه ندارد.
از شواهد و قرائن اما برنمی‌آید که این مراسم تنها یک مهمانی ساده باشد. روایت علی اکبرخان عکاس‌باشی که از جان‌به‌در بردگان این واقعه است، حکایت از مراسمی عجیب دارد که طعنه به شام آخر می‌زند. او علاقه‌مند به عکاسی از مناظر طبیعی است ...

#حوض_سلطان_پایان_کار_مغان
#رضا_جولایی
#چشمه
#داستان_فارسی #افراکتاب_داستان_فارسی
@afrabiook
.
اگر سفری رفتم اگر مردمان این مرز و بوم را همراه کرده‌ام، اگر آدم‌های دیگر را از سرزمین‌های دوردست در ایران زیبا ایران باشکوه به سفر برده‌ام برای آنها خاطره ساخته‌ام.....

#مستر_ساسان
#اامیربهادر_کریمی
#نوسده
#گیلگمش #مجله_گیلگمش #گردشگری #ایران #خاطرات #راهنمای_گردشگری #ابوالقاسم_ساسان #آرش_نورآقایی #تاریخ_شفاهی #صنعت_گردشگری #یادها
@afrabook
.
از داستایفسکی:

نکته‌ی اصلی این است که دیگران را مثل خودتان دوست بدارید...این نکته‌ی اصلی است، همه چیز است، به هیچ چیز دیگری احتیاج نیست. آن وقت بلافاصله خواهید فهمید که چه طور می‌شود همه چیز را درست کرد. این حقیقتی است قدیمی، حقیقتی که بارها و بارها گفته شده، ولی باز هم بین انسانها ریشه ندوانده!
«آگاهی بر زندگی برتر از خود زندگی است، شناخت قوانین خوشبختی برتر از خوشبختی است.»... این است چیزی که باید با آن بجنگیم و من خواهم جنگید، علیه آن خواهم جنگید! اگر همه‌ی ما می‌خواستیم، همه چیز را می‌شد بلافاصله درست کرد.

#رویای_آدم_مضحک
#فیودور_داستایفسکی
#رضا_رضایی
#نشر_ماهی #داستان_کوتاه
#ادبیات_روس #داستان_روسی
#افراکتاب_ادبیات_روسیه #افراکتاب_ادبیات_روسیه
@afrabook
.
هرگز از یاد نمی‌برم اوایل دهه‌ی پنجاه خورشیدی را که مجبور شدم کتاب‌های عزیزم را تنها بگذارم و بروم. موقع خداحافظی وقت سختی بود. جدا شدن از کتاب‌های محبوبم آثار فاکنر و همینگوی و دیگران (یا به قول مارک تواین «کتابهای سایر آقایان). این دلتنگی همه از «کرامات» دلبستگی‌های کتابی است. داری می‌روی و معلوم نیست دیگر برمی‌گردی یا نه اما به فکر کتاب‌هایی هستی که پشت سر می‌گذاری. این بار، برخلاف روال همیشگی، عزیزها و سوگلی‌ها می‌مانند و «ضروری‌ها» (کتاب‌های درسی و فرهنگ‌های لغت دوزبانه و فامیل‌های وابسته) جلو می‌افتند و راهی سفر می‌شوند و مهاجرت می‌کنند. باقی می‌ماند کوچه و خانه‌ای که برایت بسیار عزیز بود. همین‌طور کتابخانه کوچکت.

#دلبستگی_کتابی
#احمد_اخوت
#نشر_گمان
#کتاب #خواندن #کتابخوانی #علاقه #جستار
#افراکتاب_جستار
@afrabook
از اوایل سال ۲۰۰۰، رسانه‌های جهان از چهره‌ای مرموز و پیچیده پرده برداشتند. ولادیسلاو سوركوف، ملقب به «عالیجناب خاکستری کرملین»، «ماکیاولی روسیه» و «راسپوتین پوتین». این شخصیت رازآلود نزدیک به بیست سال مشاور عالی ولادیمیر پوتین بود و به توجیه سیاست‌های کرملین می‌پرداخت. جولیانو دا امپولی در کتاب حاضر با خلق شخصیت وادیم بارانف، به سراغ زندگی سورکوف رفته است تا هزارتوی قدرت در روسیه را به تصویر بکشد. کتاب با شرح دوران کودکی و نوجوانی بارانف آغاز می‌شود و سپس از دل روایت روزگار تلخ زمامداری یلتسین و نحوه‌ی به قدرت رسیدن پوتین و روزهای ابتدایی حکمرانی او و درگیری‌های شرق اوکراین و دستگیری الیگارش‌ها و انقلاب گل‌سرخ در گرجستان و بالاخره انقلاب نارنجی در اوکراین به مرور تاریخ معاصر روسیه می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه پوتین، مردی که زمانی خود را صرفاً کارمند دولت می‌دانست، یکباره به تزار روسیه بدل شد.

#مجوس_کرملین
#جولیانو_دا_امپولی
#ابوالفضل_الله‌دادی
#نشر_مد
#ادبیات_فرانسه #داستان_فرانسه #سوروکوف#پوتین #رمان_سیاسی #افراکتاب_داستان_فرانسه #افراکتاب_ادبیات_فرانسه
@afrabook
.
این کتاب در دفاع از آزادی نوشته شده است، در مقابل کسانی که مدعی‌اند آزادی و جهان بینی علمی ناسازگارند و نیز کسانی که می‌خواهند در عرصه سیاست آزادی را برای هدف والاتر قربانی کنند.
لارس اسونسن این دو مسأله را در ارتباط با یکدیگر بررسی می‌کند و البته آگاه است که آزادی پدیده‌ای است چند وجهی که از وجودشناسی متافیزیک تا سیاست و زندگی شخصی انسان‌ها را در برمی‌گیرد. از همین روست که یکی از مهم‌ترین بحث‌های کتاب معطوف به این ایده است که بسیاری از دشواری‌هایی که در فهم آزادی با آنها مواجه می‌شویم ناشی از اختلاط مفاهیم گوناگون آزادی‌ست. تجزیه و تحلیل این ساحت‌های گوناگون ترسیم گر مسیری است برای خلق افق‌های نو، هم برای آزادی سیاسی و هم برای آزادی فردی.

#فلسفه_آزادی
#لارس_اسونسن
#نوید_رشیدیان
#آزادی
#فلسفه
#افراکتاب_فلسفه #افراکتاب_فلسفه_سیاسی
@afrabook
1