افسار | AFSAR
220 subscribers
31 photos
66 videos
11 links
Download Telegram
Motasel
Mohsen Chavoshi
مُتَّصِل


شعر: دیوان شمس / غزل شماره ۱۲۸۰ / حضرت مولانا
خواننده: چاوشی

@Affsaar
3👌2🔥1
Be Khoda
Mohsen Chavoshi
همه روز روزه بودن، همه شب نماز كردن،
همه ساله حج نمودن، سفر حجاز كردن،

زِ مدینه تا به كعبه، سر و پا برهنه رفتن،
دو لب از برای لبیك به وظیفه باز كردن،

به مساجد و معابد، همه اعتكاف کردن،
ز ملاهی و مناهی، همه احتراز كردن

شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن،
ز وجود بی نیازش، طلب نیاز كردن،

به خدا كه هیچ کس را ثمر آنقدر نباشد
كه به روی نا امیدی در بسته باز كردن


شعر: مرحوم جلال بقایی نائینی
خواننده: چاوشی


@Affsaar
🔥64
In Kist In
Mohsen Chavoshi
این کیست این


شعر: ترکیبی از چند غزل مولانا
خواننده: چاوشی

@Affsaar
🔥5👍1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنگ از طرف دوست دل‌آزار نباشد
یاری که تحمل نکند یار نباشد

گر بانگ برآمد که سری در قدمی رفت
بسیار مگویید که بسیار نباشد
...

شیخ اجل / دیوان اشعار / غزل شماره 202

@Affsaar
👍5❤‍🔥3👌1
Roozegare Gharib
Alireza Ghorbani
روزگار غریب


روزگار غریبیست
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
آن كه بر در میكوبد شباهنگام به كشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید كرد
به اندیشیدن خطر مكن
خدای را در پستوی خانه نهان باید كرد
نمانده در دلم دگر توانِ دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوعِ آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد


شعر: احمد شاملو
خواننده: علیرضا قربانی


@Affsaar
👍64👌1
Audio
بوی گیسو


فکر زنجیری کنید ای عاقلان
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد

پیش هر بیگانه گویم راز خود
آشنا رویی مرا دیوانه کرد

ای مسلمانان به فریادم رسید
طفل هندویی مرا دیوانه کرد

میزنم خود را به آتش بی‌دریغ
آتشین خویی مرا دیوانه کرد

از حرم لبیک گویان می‌روم
جذبه کویی مرا دیوانه کرد

واقف از میخانه و مسجد نیم
چشم و ابرویی مرا دیوانه کرد

شعر: ابوالعین واقف لاهوری
خواننده: علیرضا قربانی
💔42👍2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت
تا چو خورشید نبینند به هر بام و درت

جرم بیگانه نباشد که تو خود صورت خویش
گر در آیینه ببینی برود دل ز برت

هیچ پیرایه زیادت نکند حسن تو را
هیچ مشاطه نیاراید از این خوبترت


شعر: دیوان اشعار / غزل شماره 35 / شیخِ اجل
خوانش: رشید کاکاوند
❤‍🔥9👌1
Bebor Be Name Khodavandat
Mohsen Chavoshi
بِبُر به نام خداوندت
كه لطف خنجر ابراهيم
به تيز بودن احكام است
نبخش مرتكبانت را
تو حكم واجب الاجرايي
و عشق جوخه ي اعدام است

به دست آه بسوزانم
كه شعله ور شدنم دود است
كفن به سرفه بپوشانم
كه سربه سر بدنم دود است
و نخ به نخ دهنم دود است
غمت غليظ ترين كام است

سرنگ ها همگان قرمز
و رنگ ها همگان قرمز
سماع مولويان قرمز
جهان كران به كران قرمز
كه رنگي از رُژ گلگونت
هنوز بر لب اين جام است

بگو ستاره ي دردانه!
در انزواي رصدخانه
كدام كوزه شكست آن روز
كه با گذشتن نهصد سال
هنوز حلقه ي دستانش
به دور گردن خيام است؟

ببين چقدر اسيرم من!
چنان بكُش كه اگر مردم
هزار بار بميرم من

دسيسه هاي تو! مي بيني؟
گلوي پاك اميرم من
كه در تدارك حمّام است

چه حكمتي ست در اين مردن؟
-در عاشقانه ترين مردن-
و مغز را به فضا بردن
و گريه را به خَلا بردن

چه حكمتي ست كه در آغاز
نگاه من به سرانجام است؟


شاعر: حسین صفا
خواننده: چاوشی
6👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یلداتون مبارک❤️
13👌1
Meye Eshgh
Homayoun Shajarian
مِیِ عشق

گل در بَر و می در کف و معشوق به کام است
سلطانِ جهانم به چنین روز غلام است

در مذهبِ ما باده حلال است ولیکن
بی‌روی تو ای سرو گُل‌اندام، حرام است

مِی‌خواره و سرگشته و رندیم و نَظَرباز
وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است؟

از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است
وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است

تا گنجِ غمت در دلِ ویرانه‌، مُقیم است
همواره مرا کویِ خرابات مُقام است

حافظ منشین بی‌مِی و معشوق زمانی
که‌ایّامِ گل و یاسمن و عیدِ صیام است

شعر: دیوان حافظ / غزل شماره ۴۶
خواننده: همایون شجریان
7👍1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من همان‌دم که وضو ساختم از چشمه عشق
چار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست


غزل شماره ۲۴ / حافظ
توضیح و تشریح: سعید بیابانکی
❤‍🔥6👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر گِرد کسی بسیار گردی
اگرچه بس عزیزی، خوار گردی


اسرارنامه‌/ عطارِ نیشابوری
👍6👌1
Atash
Habib
آتش

ای دیر به دست آمده بس زود برفتی
آتش زدی اندر من و چون دود برفتی

چون آرزوی تنگ‌دلان دیر رسیدی
چون دوستی سنگ‌دلان زود برفتی

زان پیش که در باغ وصال تو دل من
از داغ فراق تو برآسود برفتی

ناگشته من از بند تو آزاد بجستی
ناکرده مرا وصل تو خشنود برفتی

آهنگ به جان من دلسوخته کردی
چون در دل من عشق بیفزود برفتی

شعر: غزل شماره ۲۷۲ / انوری
خواننده: حبیب
💔7👌1
Maho Palang
Vahid Taj
ماه و پلنگ


خیال خام پلنگ من، به سوی ماه جهیدن بود
و ماه را ز بلندایش، به روی خاک کشیدن بود

پلنگ من، دل مغرورم،  پرید و پنجه به خالی زد
که عشق، ماه بلند من، ورای دست رسیدن بود


من و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان زآغاز به یکدگر نرسیدن بود


شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من
فریبکار دغل پیشه، بهانه اش نشنیدن بود

چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می بافت، ولی به فکر پریدن بود


شعر: حسین منزوی
خواننده: وحید تاج
❤‍🔥5💔3👍1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کس پِیِ تعظیم ما از اهل مجلس برنخاست
بهر پاس عزت آخر خود زِ جا برخاستیم...


شعر: غنی کشمیری
👌71
Asadollah
Mohsen Chavoshi
اسدالله
شهر پر از فتنه شد از روی تو
جان چو کمان از خم ابروی تو
چشم‌سیه هر چه که در عالم است
وام گرفته‌است ز گیسوی تو

راه نشانم بده تا رگ به رگ
جوی شوم، جوی بلاجوی تو
آنکه به دنبال شه و شاهدست
خیمه‌ برافراخته پهلوی تو

بر تن هر بدنظر یاوه‌گو
لرزه درانداخته یاهوی تو
فاتح خیبر اسدالله علی
لعنت الله به بدگوی تو

شیرزنی کو که بِزاید چُنان
شکل حسین‌بن‌علی در جهان
غیرت الله تویی یا علی
رحمت الله به بانوی تو

غیر حلال از الکت رد نشد
خصمِ حرام است، ترازوی تو
ای نه خدا، ای نه بشر، غیر شر
کِی بِبُرد تیزیِ چاقوی تو؟

رنگ ندارد شب من یا علی
عِطر تو، روح است به‌ تن یا علی
رد شو ز شهرم صنما تا رسد
نافه‌ی مردانه‌ی خوشبوی تو

شاعر و خواننده: محسن چاوشی
به مناسبت ولادت مولا
❤‍🔥83👌1
《پدر》بنویس و برگو نامِ او کوه
ز فرزندش بَرد او چین اندوه

به وقت مشکلات اهل خانه
کُند هر مشکلی را زود، چاره

پدر یعنی نشستن بر سر کوی
که شاید روزی آید از پسر بوی (اشاره به داستان حضرت یوسف)

پدر باشد برایم تکیه گاهی
که نبوَد برتر از نامش پناهی

این شعر نه چندان خوب از خودمه.
تقدیم به همه پدران با غیرت❤️
🔥15❤‍🔥7👌1💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیش احمق نه ز عجزست مرا خاموشی
طرف صحبت نادان نشدن دانایی است


صائب تبریزی / دیوان اشعار / غزل شماره ۱۵۷۵
👌4👍1
Maste Eshgh
Alireza Ghorbani
مستِ عشق

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را

نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم
چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را

چه خوشی عشق چه مستی چو قدح بر کف دستی
خنک آن جا که نشستی خنک آن دیده جان را

ز تو هر ذره جهانی ز تو هر قطره چو جانی
چو ز تو یافت نشانی چه کند نام و نشان را

مرده بُدم زنده شدم گریه بُدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم


ز همه خلق رمیدم ز همه بازرهیدم
نه نهانم نه پدیدم چه کنم کُون و مکان را

ز وصال تو خمارم سر مخلوق ندارم
چو تو را صید و شکارم چه کنم تیر و کمان را

شعر: دیوان شمس / ترکیبی از چند غزل / حضرت مولانا
خواننده: علیرضا قربانی
7👍2👌1
عشق آن است که یوسف بخورد شلاقی
درد تا مغز و سر و جان زلیخا برود

علی عدالت جو
👌62💔1