افسار | AFSAR
220 subscribers
31 photos
66 videos
11 links
Download Telegram
Forwarded from Mohsen Chavoshi
"یا مولا"

شعر،آهنگ،تنظیم: محسن چاوشی
گیتار: بهروز میرزایی
میکس و مستر: مهدی کریمی
طراح کاور: شهاب جعفرنژاد
تایپوگرافی: حامد تلخ‌آبی
🔥12👎7🤣1🍓1
Ya Mola
Mohsen Chavoshi
🔥11👎93😢1🍓1
افسوس که نامهٔ جوانی طی شد
وآن تازه‌بهارِ زندگانی دِی شد

آن مرغِ طَرَب که نام او بود شَباب
افسوس ندانم که کِی آمد کِی شد!

خیام
💔7😢3👎1🍓1
چون مَلِک ساخته خود را به پر و بال دروغ
همه دیوند که ابلیس بود مهترشان

مولانا
👌4💘31😁1🍓1
پروردگار من نگهی کن به سوی ما...
💔7🍓1
دادم به دست این دل رنجور خود قلم
گفتم که چیست حاصلت ای دل؟ نوشت "غم"
💔6🍓1
افسار | AFSAR
دادم به دست این دل رنجور خود قلم گفتم که چیست حاصلت ای دل؟ نوشت "غم"
صد وعده دادمش که شوی شاد یک‌زمان
گفتا: گمان مبر که بیاسایم از الم
💔5🍓1💘1
پروردگار من نگهی کن به سوی ما
جانم به لب رسیده از این رنج، ای خدا
💔3🍓1👀1💘1
گر نور حق ز روزن تن بر دل اوفتد
این روح زخم خورده ما می‌شود دوا
💔3💘2🍓1
یارب به صدق سینه پیران راستگوی
یارب به آب دیده مردان آشنا

دل های خسته را ز کرم مرهمی فرست
ای نام اعظمت در گنجینه شفا


سعدی
💔4💘2🍓1
💔7🍓1
الهی یک دل پُر درد دارم و یک جان پُر زجر، خداوندا این بیجاره را چه تدبیر، بار خدایا در ماندم از تو لیکن در ماندم در تو، اگر غایب باشم گویی کُجایی، و چون بدرگاه آیم در را نگشایی.
💔6🍓1
باغبانا ز خزان بی‌خبرت می‌بینم
💘5🍓21
آن را که غمی باشد و گفتن نتواند
شب تا به سحر ناله و خفتن نتواند...
💔102🍓1
بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران
کز سنگ گریه خیزد روز وداع یاران


سعدی
💔133👍1😢1🍓1
سعدیا دور عشق‌بازی رفت
نوبت عاقلی‌ست یک‌چندی...
🍓71👎1💔1
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟
💔61🍓1💘1
رعیّت چو بیخند و سلطان درخت
درخت، ای پسر، باشد از بیخ سخت

مکُن تا توانی دل خلق ریش
وگر می‌کُنی می‌کَنی بیخ خویش


باب اول / بوستان
👍7🍓3💘1
ای یار جهد کن که چو مردان قدم زنی
ور پای بسته‌ای به دعا دست برگشا


دلهای دوستان تو خون می‌شود ز خوف
باز از کمال لطف تو دل می‌دهد رجا

یارب قبول کن به بزرگی و فضل خویش
کآن را که رد کنی نبود هیچ ملتجا

ما بندگان حاجتمندیم و تو کریم
حاجت همیشه پیش کریمان بود روا

کردی تو آنچه شرط خداوندی تو بود
ما در خور تو هیچ نکردیم ربنا

اولیتر آن که هم تو بگیری به لطف خویش
دستی، و گر نه هیچ نیاید ز دست ما

ای یار جهد کن که چو مردان قدم زنی
ور پای بسته‌ای به دعا دست برگشا

کس را به خیر و طاعت خویش اعتماد نیست
آن بی‌بصر بود که کند تکیه بر عصا

غم نیست زخم خوردهٔ راه خدای را
دردی چه خوش بود که حبیبش کند دوا

سعدی
🍓42👍1🔥1
12💘3🔥1🍓1