ای نفس صبحدم ،گر نهی آنجا قدم
خسته دلم رابجو، در شِکنِ موی دوست
جان بِفِشانم زشوق، در ره باد صبا
گربرساندبه ما،صبح دمی بوی دوست...
امیر_خسرو_دهلوی
سلااااااام صبح بخیر✋🌹
@Affsaar
خسته دلم رابجو، در شِکنِ موی دوست
جان بِفِشانم زشوق، در ره باد صبا
گربرساندبه ما،صبح دمی بوی دوست...
امیر_خسرو_دهلوی
سلااااااام صبح بخیر✋🌹
@Affsaar
❤5
این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت
چون آب به جویبار و چون باد به دشت
هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت
روزی که نیامدهست و روزی که گذشت
@Affsaar
چون آب به جویبار و چون باد به دشت
هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت
روزی که نیامدهست و روزی که گذشت
خیام
@Affsaar
❤6👍1
کاش زند کرشمه ای تا بشوم فدای او
کاش کند اشاره ای تا شوم آشنای او
گل شکفد تا بدهم هدیه ای از برای او
روز دمد تا که کنم شرح سر و دوپای او
اوست برای من همه، زین همه ام گریز نی
تا بکند عزم سفر، چنگ زنم قبای او
گفت به من رهگذری از چه نظر به مه کنی؟
من بکنم نگه به مه تا بکنم ثنای او
نیست ز یوسفم خبر، هیچ ندیدم آن گهر
لیک گمان نمیبرم یافت شَود فرای او
گشتم از آن کوی و گذر، دید همان زمان بصر
سر خوش و سر مست شدم، زان رخ جانفزای او
@Affsaar
کاش کند اشاره ای تا شوم آشنای او
گل شکفد تا بدهم هدیه ای از برای او
روز دمد تا که کنم شرح سر و دوپای او
اوست برای من همه، زین همه ام گریز نی
تا بکند عزم سفر، چنگ زنم قبای او
گفت به من رهگذری از چه نظر به مه کنی؟
من بکنم نگه به مه تا بکنم ثنای او
نیست ز یوسفم خبر، هیچ ندیدم آن گهر
لیک گمان نمیبرم یافت شَود فرای او
گشتم از آن کوی و گذر، دید همان زمان بصر
سر خوش و سر مست شدم، زان رخ جانفزای او
این غزل نه چندان خوب از خودمه.
امیدوارم خوشتون بیاد...❤️
@Affsaar
❤27👏2🔥1👌1
Bare Soltan
Mohsen Chavoshi
🔥6❤🔥1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماهِ من! طایفهی روزهبگیران چه کنند؟
شب عیدی که تو پنهان شده باشی جایی
من نشسته ام بروی مِی بخری برگردی
ترسم این است مسلمان شده باشی جایی...
@Affsaar
شب عیدی که تو پنهان شده باشی جایی
من نشسته ام بروی مِی بخری برگردی
ترسم این است مسلمان شده باشی جایی...
مهدی فرجی
@Affsaar
🔥6👍1👌1
Motasel
Mohsen Chavoshi
❤3👌2🔥1
Be Khoda
Mohsen Chavoshi
همه روز روزه بودن، همه شب نماز كردن،
همه ساله حج نمودن، سفر حجاز كردن،
زِ مدینه تا به كعبه، سر و پا برهنه رفتن،
دو لب از برای لبیك به وظیفه باز كردن،
به مساجد و معابد، همه اعتكاف کردن،
ز ملاهی و مناهی، همه احتراز كردن
شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن،
ز وجود بی نیازش، طلب نیاز كردن،
به خدا كه هیچ کس را ثمر آنقدر نباشد
كه به روی نا امیدی در بسته باز كردن
شعر: مرحوم جلال بقایی نائینی
خواننده: چاوشی
@Affsaar
همه ساله حج نمودن، سفر حجاز كردن،
زِ مدینه تا به كعبه، سر و پا برهنه رفتن،
دو لب از برای لبیك به وظیفه باز كردن،
به مساجد و معابد، همه اعتكاف کردن،
ز ملاهی و مناهی، همه احتراز كردن
شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن،
ز وجود بی نیازش، طلب نیاز كردن،
به خدا كه هیچ کس را ثمر آنقدر نباشد
كه به روی نا امیدی در بسته باز كردن
شعر: مرحوم جلال بقایی نائینی
خواننده: چاوشی
@Affsaar
🔥6❤4
In Kist In
Mohsen Chavoshi
🔥5👍1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنگ از طرف دوست دلآزار نباشد
یاری که تحمل نکند یار نباشد
گر بانگ برآمد که سری در قدمی رفت
بسیار مگویید که بسیار نباشد...
شیخ اجل / دیوان اشعار / غزل شماره 202
@Affsaar
یاری که تحمل نکند یار نباشد
گر بانگ برآمد که سری در قدمی رفت
بسیار مگویید که بسیار نباشد...
شیخ اجل / دیوان اشعار / غزل شماره 202
@Affsaar
👍5❤🔥3👌1
Roozegare Gharib
Alireza Ghorbani
روزگار غریب
روزگار غریبیست
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
آن كه بر در میكوبد شباهنگام به كشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید كرد
به اندیشیدن خطر مكن
خدای را در پستوی خانه نهان باید كرد
نمانده در دلم دگر توانِ دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری
تو ای طلوعِ آرزوی خفته بر باد
بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد
شعر: احمد شاملو
خواننده: علیرضا قربانی
@Affsaar
👍6❤4👌1
Audio
بوی گیسو
فکر زنجیری کنید ای عاقلان
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
پیش هر بیگانه گویم راز خود
آشنا رویی مرا دیوانه کرد
ای مسلمانان به فریادم رسید
طفل هندویی مرا دیوانه کرد
میزنم خود را به آتش بیدریغ
آتشین خویی مرا دیوانه کرد
از حرم لبیک گویان میروم
جذبه کویی مرا دیوانه کرد
واقف از میخانه و مسجد نیم
چشم و ابرویی مرا دیوانه کرد
شعر: ابوالعین واقف لاهوری
خواننده: علیرضا قربانی
💔4❤2👍2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت
تا چو خورشید نبینند به هر بام و درت
جرم بیگانه نباشد که تو خود صورت خویش
گر در آیینه ببینی برود دل ز برت
هیچ پیرایه زیادت نکند حسن تو را
هیچ مشاطه نیاراید از این خوبترت
شعر: دیوان اشعار / غزل شماره 35 / شیخِ اجل
خوانش: رشید کاکاوند
تا چو خورشید نبینند به هر بام و درت
جرم بیگانه نباشد که تو خود صورت خویش
گر در آیینه ببینی برود دل ز برت
هیچ پیرایه زیادت نکند حسن تو را
هیچ مشاطه نیاراید از این خوبترت
شعر: دیوان اشعار / غزل شماره 35 / شیخِ اجل
خوانش: رشید کاکاوند
❤🔥9👌1
Bebor Be Name Khodavandat
Mohsen Chavoshi
بِبُر به نام خداوندت
كه لطف خنجر ابراهيم
به تيز بودن احكام است
نبخش مرتكبانت را
تو حكم واجب الاجرايي
و عشق جوخه ي اعدام است
به دست آه بسوزانم
كه شعله ور شدنم دود است
كفن به سرفه بپوشانم
كه سربه سر بدنم دود است
و نخ به نخ دهنم دود است
غمت غليظ ترين كام است
سرنگ ها همگان قرمز
و رنگ ها همگان قرمز
سماع مولويان قرمز
جهان كران به كران قرمز
كه رنگي از رُژ گلگونت
هنوز بر لب اين جام است
بگو ستاره ي دردانه!
در انزواي رصدخانه
كدام كوزه شكست آن روز
كه با گذشتن نهصد سال
هنوز حلقه ي دستانش
به دور گردن خيام است؟
ببين چقدر اسيرم من!
چنان بكُش كه اگر مردم
هزار بار بميرم من
دسيسه هاي تو! مي بيني؟
گلوي پاك اميرم من
كه در تدارك حمّام است
چه حكمتي ست در اين مردن؟
-در عاشقانه ترين مردن-
و مغز را به فضا بردن
و گريه را به خَلا بردن
چه حكمتي ست كه در آغاز
نگاه من به سرانجام است؟
شاعر: حسین صفا
خواننده: چاوشی
❤6👌1
Meye Eshgh
Homayoun Shajarian
مِیِ عشق
گل در بَر و می در کف و معشوق به کام است
سلطانِ جهانم به چنین روز غلام است
در مذهبِ ما باده حلال است ولیکن
بیروی تو ای سرو گُلاندام، حرام است
مِیخواره و سرگشته و رندیم و نَظَرباز
وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است؟
از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است
وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است
تا گنجِ غمت در دلِ ویرانه، مُقیم است
همواره مرا کویِ خرابات مُقام است
حافظ منشین بیمِی و معشوق زمانی
کهایّامِ گل و یاسمن و عیدِ صیام است
شعر: دیوان حافظ / غزل شماره ۴۶
خواننده: همایون شجریان
❤7👍1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من هماندم که وضو ساختم از چشمه عشق
چار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست
غزل شماره ۲۴ / حافظ
توضیح و تشریح: سعید بیابانکی
چار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست
غزل شماره ۲۴ / حافظ
توضیح و تشریح: سعید بیابانکی
❤🔥6👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر گِرد کسی بسیار گردی
اگرچه بس عزیزی، خوار گردی
اسرارنامه/ عطارِ نیشابوری
اگرچه بس عزیزی، خوار گردی
اسرارنامه/ عطارِ نیشابوری
👍6👌1
Atash
Habib
آتش
ای دیر به دست آمده بس زود برفتی
آتش زدی اندر من و چون دود برفتی
چون آرزوی تنگدلان دیر رسیدی
چون دوستی سنگدلان زود برفتی
زان پیش که در باغ وصال تو دل من
از داغ فراق تو برآسود برفتی
ناگشته من از بند تو آزاد بجستی
ناکرده مرا وصل تو خشنود برفتی
آهنگ به جان من دلسوخته کردی
چون در دل من عشق بیفزود برفتی
شعر: غزل شماره ۲۷۲ / انوری
خواننده: حبیب
💔7👌1
Maho Palang
Vahid Taj
ماه و پلنگ
خیال خام پلنگ من، به سوی ماه جهیدن بود
و ماه را ز بلندایش، به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من، دل مغرورم، پرید و پنجه به خالی زد
که عشق، ماه بلند من، ورای دست رسیدن بود
من و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان زآغاز به یکدگر نرسیدن بود
شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من
فریبکار دغل پیشه، بهانه اش نشنیدن بود
چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می بافت، ولی به فکر پریدن بود
شعر: حسین منزوی
خواننده: وحید تاج
❤🔥5💔3👍1👌1