Forwarded from حرفینو - غیرفعال
آن شمع که پروانه صفت بال و پرم سوخت
هرگاه که در خاطرم آید جگرم سوخت
هرگاه که در خاطرم آید جگرم سوخت
🔥6
Forwarded from حرفینو - غیرفعال
انصاف نباشد که من خسته و رنجور
پروانه او باشم و او شمع جماعت
سعدی🍓✨️
پروانه او باشم و او شمع جماعت
سعدی🍓✨️
❤5💔1
حرفینو - غیرفعال
انصاف نباشد که من خسته و رنجور پروانه او باشم و او شمع جماعت سعدی🍓✨️
عاشق در ادبیات همینقدر غیرتی و در عین حال مظلومه...
🔥4💔1
من همان دم که وضو ساختم از چشمهٔ عشق
چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست
ببینید حافظ چقدر زیبا عاشق میشه...
همون لحظه ای که از چشمه عشق وضو میگیره (عاشق میشه)، بر هرچیزی بجز عشق و معشوقش چارتکبیر میزنه
چارتکبیر: نماز میت
یعنی فاتحه هرچیزی بجز عشق رو میخونه...
چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست
ببینید حافظ چقدر زیبا عاشق میشه...
همون لحظه ای که از چشمه عشق وضو میگیره (عاشق میشه)، بر هرچیزی بجز عشق و معشوقش چارتکبیر میزنه
چارتکبیر: نماز میت
یعنی فاتحه هرچیزی بجز عشق رو میخونه...
❤🔥4👍1
افسار | AFSAR
من همان دم که وضو ساختم از چشمهٔ عشق چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست ببینید حافظ چقدر زیبا عاشق میشه... همون لحظه ای که از چشمه عشق وضو میگیره (عاشق میشه)، بر هرچیزی بجز عشق و معشوقش چارتکبیر میزنه چارتکبیر: نماز میت یعنی فاتحه هرچیزی بجز عشق رو میخونه...
تو همین مضمون یک بیت زیبای دیگه هم داره
شما وقتی از یک آدم معمولی بپرسی آدما با چی زندهان؟ به احتمال زیاد جواب میده: خب معلومه؛ با اکسیژن، با آب، با غذا
ولی وقتی از حافظ همین سوال رو میپرسن، اینجوری جواب میده:
هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
بر او نمرده به فتوای من نماز کنید
شرط زنده بودن رو عشق میدونه؛ و دیگر هیچ
ولی وقتی از حافظ همین سوال رو میپرسن، اینجوری جواب میده:
هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
بر او نمرده به فتوای من نماز کنید
شرط زنده بودن رو عشق میدونه؛ و دیگر هیچ
❤🔥7💔1
افسار | AFSAR
شما وقتی از یک آدم معمولی بپرسی آدما با چی زندهان؟ به احتمال زیاد جواب میده: خب معلومه؛ با اکسیژن، با آب، با غذا ولی وقتی از حافظ همین سوال رو میپرسن، اینجوری جواب میده: هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق بر او نمرده به فتوای من نماز کنید شرط…
اگر همین سوال رو از مولانا بپرسیم، احتمالا با این بیت پاسخ بده:
مرده بدم زنده شدم، گریه بدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
مرده بدم زنده شدم، گریه بدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
👍5💔1
افسار | AFSAR
Video
دل هر دردمند آید به سویت
غم هر مستمند آید به کویت
نیابد هیچکس جز مهر شاهی
اگر قصدش کنی کوهی چو کاهی
یکی باشد چو آهویی گرفتار
یکی همچون کبوتر ها دلآزار
هم آن آهو بجست از صید صیاد
هم آن دیگر بشد از دانهات شاد
رامین علیزاده
غم هر مستمند آید به کویت
نیابد هیچکس جز مهر شاهی
اگر قصدش کنی کوهی چو کاهی
یکی باشد چو آهویی گرفتار
یکی همچون کبوتر ها دلآزار
هم آن آهو بجست از صید صیاد
هم آن دیگر بشد از دانهات شاد
رامین علیزاده
❤🔥9👍1
بشر حافی گفت در بازار بغداد میگذشتم یکی را هزار تازیانه بزدند که آه نکرد، آن گه او را بحبس بردند، از پی وی برفتم پرسیدم که این زخم از بهر چه بود؟ گفت: از آنک شیفته عشقم. گفتم چرا زاری نکردی تا تخفیف کردندی؟ گفت از آنک معشوقم بنظاره بود، بمشاهده معشوق چنان مستغرق بودم که پروای زاریدن نداشتم.
کشف الاسرار و عدة الابرار / ابوالفضل میبدی
❤3👍1💔1
افسار | AFSAR
بشر حافی گفت در بازار بغداد میگذشتم یکی را هزار تازیانه بزدند که آه نکرد، آن گه او را بحبس بردند، از پی وی برفتم پرسیدم که این زخم از بهر چه بود؟ گفت: از آنک شیفته عشقم. گفتم چرا زاری نکردی تا تخفیف کردندی؟ گفت از آنک معشوقم بنظاره بود، بمشاهده معشوق چنان…
گر گل خواهی بجان خطر باید کرد
❤🔥4👍1
افسار | AFSAR
یکی از مهمترین ویژگی های عاشق در ادبیات رازداریست. عاشق سر میدهد ولی سِر نه. اما عاشق اگر به کمال عاشق باشد، حالات و حرکات او، راز عشقش را برملا میکند. به این بیت زیبا از حافظ دقت کنید. میدانی چرا اشک من خونین است؟ زیرا راز عشق مرا برملا کرده و از خجالت…
تو را صبا و مرا آبِ دیده شد غَمّاز
و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند
حافظ
و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند
حافظ
❤🔥5
افسار | AFSAR
تو را صبا و مرا آبِ دیده شد غَمّاز و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند حافظ
ترسم که اشک در غمِ ما پردهدر شود
وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود
ای جان حدیثِ ما بَرِ دلدار بازگو
لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود
حافظ
وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود
ای جان حدیثِ ما بَرِ دلدار بازگو
لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود
حافظ
❤🔥4
زلف معشوق همچون کمندی عاشق را در دام عشق گرفتار میکند.
به تصویر سازی زیبای حافظ دقت کنید:
زلف او دامست و خالش دانهی آن دام و من
بر امید دانهای افتادهام در دام دوست...
به تصویر سازی زیبای حافظ دقت کنید:
زلف او دامست و خالش دانهی آن دام و من
بر امید دانهای افتادهام در دام دوست...
دل را همچون پرنده ای میداند که پرواز میکند؛ اما ناگهان چشمش بر دانهای میافتد. آن دانه خال معشوق است. همین که برای برداشتن دانه فرود میآید، در دام کمند او (زلف معشوق) گرفتار میشود.
❤🔥4❤2
افسار | AFSAR
زلف معشوق همچون کمندی عاشق را در دام عشق گرفتار میکند. به تصویر سازی زیبای حافظ دقت کنید: زلف او دامست و خالش دانهی آن دام و من بر امید دانهای افتادهام در دام دوست... دل را همچون پرنده ای میداند که پرواز میکند؛ اما ناگهان چشمش بر دانهای میافتد.…
خلاصِ حافظ از آن زلفِ تابدار مباد
که بستگانِ کمندِ تو رستگارانند
که بستگانِ کمندِ تو رستگارانند
❤🔥5
افسار | AFSAR
زلف معشوق همچون کمندی عاشق را در دام عشق گرفتار میکند. به تصویر سازی زیبای حافظ دقت کنید: زلف او دامست و خالش دانهی آن دام و من بر امید دانهای افتادهام در دام دوست... دل را همچون پرنده ای میداند که پرواز میکند؛ اما ناگهان چشمش بر دانهای میافتد.…
این تحلیل ها رو طوری برنامه ریزی میکنم که ابیات زیادی رو در بر بگیره.
یعنی چی؟ یعنی وقتی این تحلیل رو بخونید و بفهمید قطعا میتونید بیت بعدی (که پایین این تحلیل ارسال کردم) رو متوجه بشید.
من فقط چند نمونه مثال میزنم؛ اماّ از این دست ابیات با مضمون مشابه، فراوانه.
یعنی چی؟ یعنی وقتی این تحلیل رو بخونید و بفهمید قطعا میتونید بیت بعدی (که پایین این تحلیل ارسال کردم) رو متوجه بشید.
من فقط چند نمونه مثال میزنم؛ اماّ از این دست ابیات با مضمون مشابه، فراوانه.
❤🔥4
افسار | AFSAR
زلف معشوق همچون کمندی عاشق را در دام عشق گرفتار میکند. به تصویر سازی زیبای حافظ دقت کنید: زلف او دامست و خالش دانهی آن دام و من بر امید دانهای افتادهام در دام دوست... دل را همچون پرنده ای میداند که پرواز میکند؛ اما ناگهان چشمش بر دانهای میافتد.…
دل عشوه میفروخت که من مرغ زیرکم
اینک فتاده در سر زلف چو دام اوست
سعدی
اینک فتاده در سر زلف چو دام اوست
سعدی
❤🔥4👌2🔥1
بیهمگان به سر شود، بیتو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمیشود
جان ز تو جوش میکند، دل ز تو نوش میکند
عقل خروش میکند، بیتو به سر نمیشود
بیتو اگر به سر شدی، زیر جهان زبر شدی
باغ ارم سقر شدی، بیتو به سر نمیشود
خواب مرا ببستهای، نقش مرا بشستهای
وز همهام گسستهای، بیتو به سر نمیشود
بیتو نه زندگی خوشم، بیتو نه مردگی خوشم
سر ز غم تو چون کِشم؟ بیتو به سر نمیشود
دیوان شمس / غزل شماره ۵۵۳ / حضرت مولانا
داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمیشود
جان ز تو جوش میکند، دل ز تو نوش میکند
عقل خروش میکند، بیتو به سر نمیشود
بیتو اگر به سر شدی، زیر جهان زبر شدی
باغ ارم سقر شدی، بیتو به سر نمیشود
خواب مرا ببستهای، نقش مرا بشستهای
وز همهام گسستهای، بیتو به سر نمیشود
بیتو نه زندگی خوشم، بیتو نه مردگی خوشم
سر ز غم تو چون کِشم؟ بیتو به سر نمیشود
دیوان شمس / غزل شماره ۵۵۳ / حضرت مولانا
❤4
افسار | AFSAR
بیهمگان به سر شود، بیتو به سر نمیشود داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمیشود جان ز تو جوش میکند، دل ز تو نوش میکند عقل خروش میکند، بیتو به سر نمیشود بیتو اگر به سر شدی، زیر جهان زبر شدی باغ ارم سقر شدی، بیتو به سر نمیشود خواب مرا ببستهای، نقش مرا…
Saz O Avaze Bi Hamegan
Mohammadreza Shajarian
❤5