Parishan
Mohsen Chavoshi
یک پشت زمین دشمن، گر روی به من آرند
از روی تو بیزارم، گر روی بگردانم
گویند مکن سعدی جان در سر این سودا
گر جان برود شاید من زنده به جانانم
از روی تو بیزارم، گر روی بگردانم
گویند مکن سعدی جان در سر این سودا
گر جان برود شاید من زنده به جانانم
سعدی
❤5👌1
Audio
باب پنجم گلستان سعدی [در عشق و جوانی و شور]
حکایت شماره ۲۱
جوانی پاکباز و پاکرو بود
که با پاکیزه رویی در کِرو بود
چنین خواندم که در دریای اعظم
به گردابی درافتادند با هم
چو ملاح آمدش تا دست گیرد
مبادا کاندر آن حالت بمیرد
همی گفت از میان موج و تشویر
مرا بگذار و دست یار من گیر
در این گفتن جهان بر وی برآشفت
شنیدندش که جان میداد و میگفت
حدیث عشق از آن بطال منیوش
که در سختی کند یاری فراموش
چنین کردند یاران زندگانی
ز کار افتاده بشنو تا بدانی
که سعدی راه و رسم عشقبازی
چنان داند که در بغداد تازی
دلارامی که داری دل در او بند
دگر چشم از همه عالم فرو بند
اگر مجنون لیلی زنده گشتی
حدیث عشق از این دفتر نبشتی
❤6👍1👌1
شرح پریشانی
دوستان! شرحِ پریشانیِ من، گوش کنید
داستانِ غمِ پنهانیِ من، گوش کنید
قصهٔ بیسر و سامانیِ من، گوش کنید
گفتوگویِ من و حیرانیِ من، گوش کنید
شرحِ این آتشِ جانسوز، نگفتن تا کی؟
سوختم، سوختم، این راز، نهفتن تا کی؟
روزگاری، من و دل، ساکنِ کویی بودیم
ساکنِ کویِ بتِ عربدهجویی بودیم
عقل و دین باخته، دیوانهٔ رویی بودیم
بستهٔ سلسلهٔ سلسلهمویی بودیم
کس در آن سلسله، غیر از من و دل، بند نبود
یک گرفتار از این جمله که هستند، نبود
نرگسِ غمزهزنش، اینهمه بیمار نداشت
سنبلِ پُرشکنش، هیچ گرفتار نداشت
اینهمه مشتری و گرمیِ بازار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت
اول آنکس که خریدار شدش، من بودم
باعثِ گرمیِ بازارشدش، من بودم
عشقِ من شد سببِ خوبی و رعناییِ او
داد، رسوایی من، شهرتِ زیباییِ او
بس که دادم همهجا شرحِ دلاراییِ او
شهر پُر گشت ز غوغایِ تماشاییِ او
این زمان، عاشقِ سرگشته، فراوان دارد
کِی سرِ برگِ منِ بیسر و سامان دارد؟
❤5💔3👌1
افسار | AFSAR
شرح پریشانی دوستان! شرحِ پریشانیِ من، گوش کنید داستانِ غمِ پنهانیِ من، گوش کنید قصهٔ بیسر و سامانیِ من، گوش کنید گفتوگویِ من و حیرانیِ من، گوش کنید شرحِ این آتشِ جانسوز، نگفتن تا کی؟ سوختم، سوختم، این راز، نهفتن تا کی؟ روزگاری، من و دل، ساکنِ کویی بودیم…
یکم که میریم جلوتر، میرسیم به این بیت:
ای پسر! چند به کامِ دگرانت بینم؟
سرخوش و مست ز جامِ دگرانت بینم
🙄
ای پسر! چند به کامِ دگرانت بینم؟
سرخوش و مست ز جامِ دگرانت بینم
🙄
😁6👀2👌1
Forwarded from زین قند پارسی - علیرضا حیدری (علیرضا حیدری)
بیماری«هکسره» به خالکوبی هم رسید!
نوشتن «ه» بهجای کسره!
دختر بابا ✅
با #زین_قند_پارسی همراه شویم و هر روز یک نکتۀ ویرایشی بیاموزیم.
#علیرضا_حیدری
@qande_parsi
https://t.me/qande_parsi
نوشتن «ه» بهجای کسره!
دختر بابا ✅
با #زین_قند_پارسی همراه شویم و هر روز یک نکتۀ ویرایشی بیاموزیم.
#علیرضا_حیدری
@qande_parsi
https://t.me/qande_parsi
👍6👌1
ناآمده سیل تر شدستیم
نارفته به دام پای بستیم
شطرنج ندیدهایم و ماتیم
یک جرعه نخوردهایم و مستیم
همچون شکن دو زلف خوبان
نادیده مصاف ما شکستیم
دیوان شمس / حضرت مولانا
نارفته به دام پای بستیم
شطرنج ندیدهایم و ماتیم
یک جرعه نخوردهایم و مستیم
همچون شکن دو زلف خوبان
نادیده مصاف ما شکستیم
دیوان شمس / حضرت مولانا
❤4👌1💔1
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
شوق است در جدایی و جُور است در نظر
هم جُور به که طاقت شوقت نیاوریم
روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست
بازآ که روی در قدمانت بگستریم
ما را سریست با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم
ما با توایم و با تو نهایم، اینت بلعجب
در حلقهایم با تو و چون حلقه بر دریم
نه بوی مهر میشنویم از تو ای عجب
نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟
ما خود نمیرویم دوان در قفای کس
آن میبرد که ما به کمند وی اندریم
سعدی تو کیستی؟ که در این حلقهٔ کمند
چندان فتادهاند که ما صید لاغریم
سعدی
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
شوق است در جدایی و جُور است در نظر
هم جُور به که طاقت شوقت نیاوریم
روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست
بازآ که روی در قدمانت بگستریم
ما را سریست با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم
ما با توایم و با تو نهایم، اینت بلعجب
در حلقهایم با تو و چون حلقه بر دریم
نه بوی مهر میشنویم از تو ای عجب
نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟
ما خود نمیرویم دوان در قفای کس
آن میبرد که ما به کمند وی اندریم
سعدی تو کیستی؟ که در این حلقهٔ کمند
چندان فتادهاند که ما صید لاغریم
سعدی
❤6👍1👌1
افسار | AFSAR
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم شوق است در جدایی و جُور است در نظر هم جُور به که طاقت شوقت نیاوریم روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست بازآ که روی در قدمانت بگستریم ما را سریست با تو که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم بر…
توضیحاتی در رابطه با این غزلِ شاهکار
❤🔥5💯2❤1👌1
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جلال و جاهش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود
خیام
وز رفتن من جلال و جاهش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود
خیام
❤9👌1
Man Asheghe Chashmat Shodam
Alireza Ghorbani
وقتی گریبان عدم
با دست خلقت میدرید
وقتی ابد
چشم تو را
پیش از ازَل میآفرید
من عاشق چَشمَت شدم..
«افشین یدالهی»
با دست خلقت میدرید
وقتی ابد
چشم تو را
پیش از ازَل میآفرید
من عاشق چَشمَت شدم..
«افشین یدالهی»
❤6👌1
کِلْکِ مَشّاطِهٔ صُنعَش نَکِشد نقشِ مراد
هر که اقرار بدین حُسنِ خداداد نکرد
هر که اقرار بدین حُسنِ خداداد نکرد
❤4👌1
افسار | AFSAR
کِلْکِ مَشّاطِهٔ صُنعَش نَکِشد نقشِ مراد هر که اقرار بدین حُسنِ خداداد نکرد
از این به بعد میتونیم مثل جناب حافظ به جای نچرال، بگیم: حسنِ خداداد
❤7🔥1😁1👌1
در کویِ تو معروفم و از رویِ تو محروم
گرگِ دهنآلودهٔ یوسف ندریده
سعدی
گرگِ دهنآلودهٔ یوسف ندریده
سعدی
❤🔥4😢1
افسار | AFSAR
"در باب دعا کردن و طلب شفاعت" ما نبودیم و تقاضامان نبود لطف تو ناگفتهٔ ما میشنود مولانا
با این دیدگاه در رابطه با دعا کردن موافقید یا مخالف؟
اگه مخالفید خوشحال میشم استدلالتون رو بخونم❤️
اگه مخالفید خوشحال میشم استدلالتون رو بخونم❤️
با هجر تو چندیست به سر میشود ایّام
برگو که به گوشت نرسید آن همه پیغام؟
فرهاد ندیدی که اجل دست گرفتش؟
تلخ است چو او عاقبتِ عاشقِ ناکام
ما هیچ نخواهیم در این عالم فانی
جز آنکه ببینیم رخت بر لب این بام
بسیار ستم کردی و عهدی بشکستی
رحمی تو به مجنون بکن ای یار گلاندام
از کعبه دل باز نشانی چو بیاید
تعجیل کند عاشق تو بستن احرام
غزل جدیدم❤️❤️
رامین علیزاده
برگو که به گوشت نرسید آن همه پیغام؟
فرهاد ندیدی که اجل دست گرفتش؟
تلخ است چو او عاقبتِ عاشقِ ناکام
ما هیچ نخواهیم در این عالم فانی
جز آنکه ببینیم رخت بر لب این بام
بسیار ستم کردی و عهدی بشکستی
رحمی تو به مجنون بکن ای یار گلاندام
از کعبه دل باز نشانی چو بیاید
تعجیل کند عاشق تو بستن احرام
غزل جدیدم❤️❤️
رامین علیزاده
❤11❤🔥5🔥2👍1
افسار | AFSAR
با هجر تو چندیست به سر میشود ایّام برگو که به گوشت نرسید آن همه پیغام؟ فرهاد ندیدی که اجل دست گرفتش؟ تلخ است چو او عاقبتِ عاشقِ ناکام ما هیچ نخواهیم در این عالم فانی جز آنکه ببینیم رخت بر لب این بام بسیار ستم کردی و عهدی بشکستی رحمی تو به مجنون بکن ای…
به نظر شما شاهبیت این غزل بیت دومه یا بیت آخر؟
👌3