افسار | AFSAR
221 subscribers
32 photos
66 videos
11 links
Download Telegram
چو طفلی گم شدستم من میان کوی و بازاری
که این بازار و این کو را نمی‌دانم نمی‌دانم

مرا دردی است و دارویی که جالینوس می گوید
که من این درد و دارو را نمی‌دانم نمی‌دانم


توضیحی در رابطه با بیت دوم: جالینوس یکی از مشهور ترین پزشکان یونان باستان بود.
مولانا می‌گوید به دردی مبتلا گشتم (درد عشق)، که حتی جالینوس در دوا کردن آن عاجز است.

دیوان شمس / غزل شماره ۱۴۳۹ / حضرت مولانا
9❤‍🔥1👌1
عشق آدمیّت است گر این ذوق در تو نیست
همشرکتی به خوردن و خفتن دواب را

قوم از شراب مست و ز منظور بی‌نصیب
من مست از او چنان که نخواهم شراب را

سعدی نگفتمت که مرو در کمندِ عشق
تیرِ نظر بیفکند افراسیاب را


سعدی
9👌1
اصل را دریابید...

ای دوست‌! شکر بهتر یا آنک شکر سازد‌؟
خوبیِ قمر بهتر یا آنک قمر سازد‌؟

ای باغ‌! تویی خوشتر یا گلشنِ گل در تو‌؟
یا آنک برآرد گُل صد نرگس تر سازد‌؟

ای عقل‌! تو به باشی در دانش و در بینش
یا آنک به هر لحظه صد عقل و نظر سازد‌؟

دیوان شمس / حضرت مولانا
8👌1
حسد ورزی ها، علت اصلی نابودی شماست. از حسودان بهراسید و حسن خود را آشکار نکنید...

دانه پنهان کن به‌کلی دام شو
غنچه پنهان کن گیاه بام شو

هر که داد او حُسن خود را در مزاد
صد قضای بد سوی او رو نهاد

در جایی دیگر می‌فرماید:

یوسفان از مکر اخوان در چهند
کز حسد یوسف به گرگان می‌دهند

از حسد بر یوسف مصری چِه رفت؟
این حسد اندر کمین گرگیست زفت

لاجرم زین گرگ، یعقوب حلیم
داشت بر یوسف، همیشه خوف و بیم

مثنوی معنوی / حضرت مولانا
7👍1👌1
خوبی جمله شاهدان مات شد و کساد شد
چون بنمود ذره‌ای خوبی بی‌کران تو

مولانا
❤‍🔥54👌1
Parishan
Mohsen Chavoshi
یک پشت زمین دشمن، گر روی به من آرند
از روی تو بیزارم، گر روی بگردانم


گویند مکن سعدی جان در سر این سودا
گر جان برود شاید من زنده به جانانم


سعدی
5👌1
Audio
تایتانیک داشتیم وقتی تایتانیک مُد نبود...🔥

باب پنجم گلستان سعدی [در عشق و جوانی و شور]
حکایت شماره ۲۱


جوانی پاکباز و پاکرو بود
که با پاکیزه رویی در کِرو بود

چنین خواندم که در دریای اعظم
به گردابی درافتادند با هم

چو ملاح آمدش تا دست گیرد
مبادا کاندر آن حالت بمیرد

همی گفت از میان موج و تشویر
مرا بگذار و دست یار من گیر

در این گفتن جهان بر وی برآشفت
شنیدندش که جان می‌داد و می‌گفت

حدیث عشق از آن بطال منیوش
که در سختی کند یاری فراموش

چنین کردند یاران زندگانی
ز کار افتاده بشنو تا بدانی

که سعدی راه و رسم عشقبازی
چنان داند که در بغداد تازی

دلارامی که داری دل در او بند
دگر چشم از همه عالم فرو بند

اگر مجنون لیلی زنده گشتی
حدیث عشق از این دفتر نبشتی
6👍1👌1
شرح پریشانی


دوستان! شرحِ پریشانیِ من، گوش کنید
داستانِ غمِ پنهانیِ من، گوش کنید

قصهٔ بی‌سر و سامانیِ من، گوش کنید
گفت‌وگویِ من و حیرانیِ من، گوش کنید

شرحِ این آتشِ جان‌سوز، نگفتن تا کی؟
سوختم، سوختم، این راز، نهفتن تا کی؟

روزگاری، من و دل، ساکنِ کویی بودیم
ساکنِ کویِ بتِ عربده‌جویی بودیم

عقل و دین باخته، دیوانهٔ رویی بودیم
بستهٔ سلسلهٔ سلسله‌مویی بودیم

کس در آن سلسله، غیر از من و دل، بند نبود
یک گرفتار از این جمله که هستند، نبود

نرگسِ غمزه‌زنش، این‌همه بیمار نداشت
سنبلِ پُرشکنش، هیچ گرفتار نداشت

این‌همه مشتری و گرمیِ بازار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت

اول آن‌کس که خریدار شدش، من بودم
باعثِ گرمیِ بازارشدش، من بودم

عشقِ من شد سببِ خوبی و رعناییِ او
داد، رسوایی من، شهرتِ زیباییِ او

بس که دادم همه‌جا شرحِ دلاراییِ او
شهر پُر گشت ز غوغایِ تماشاییِ او

این زمان، عاشقِ سرگشته، فراوان دارد
کِی سرِ برگِ منِ بی‌سر و سامان دارد؟
5💔3👌1
Forwarded from زین قند پارسی - علیرضا حیدری (علیرضا حیدری)
بیماری«هکسره» به خال‌کوبی هم رسید!
نوشتن «ه» به‌جای کسره!


دختر بابا

با #زین_قند_پارسی همراه شویم و هر روز یک نکتۀ ویرایشی بیاموزیم.
#علیرضا_حیدری
@qande_parsi
https://t.me/qande_parsi
👍6👌1
ناآمده سیل تر شدستیم
نارفته به دام پای بستیم

شطرنج ندیده‌ایم و ماتیم
یک جرعه نخورده‌ایم و مستیم

همچون شکن دو زلف خوبان
نادیده مصاف ما شکستیم

دیوان شمس / حضرت مولانا
4👌1💔1
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

شوق است در جدایی و جُور است در نظر
هم جُور به که طاقت شوقت نیاوریم

روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست
بازآ که روی در قدمانت بگستریم

ما را سری‌ست با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم

ما با توایم و با تو نه‌ایم، اینت بلعجب
در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم

نه بوی مهر می‌شنویم از تو ای عجب
نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم

از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟

ما خود نمی‌رویم دوان در قفای کس
آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم

سعدی تو کیستی؟ که در این حلقهٔ کمند
چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم

سعدی
6👍1👌1
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جلال و جاهش نفزود

وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود

خیام
9👌1
Man Asheghe Chashmat Shodam
Alireza Ghorbani
وقتی گریبان عدم
با دست خلقت می‌درید
وقتی ابد
چشم تو را
پیش از ازَل می‌آفرید
من عاشق چَشمَت شدم..

«افشین یدالهی»
6👌1
کِلْکِ مَشّاطِهٔ صُنعَش نَکِشد نقشِ مراد
هر که اقرار بدین حُسنِ خداداد نکرد
4👌1
افسار | AFSAR
کِلْکِ مَشّاطِهٔ صُنعَش نَکِشد نقشِ مراد هر که اقرار بدین حُسنِ خداداد نکرد
از این به بعد می‌تونیم مثل جناب حافظ به جای نچرال، بگیم: حسنِ خداداد
7🔥1😁1👌1
در کویِ تو معروفم و از رویِ تو محروم
گرگِ دهن‌آلودهٔ یوسف ندریده


سعدی
❤‍🔥4😢1