افسار | AFSAR
220 subscribers
31 photos
66 videos
11 links
Download Telegram
Chang
Mohsen Chavoshi
چنگ
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

به کسی جمال خود را ننموده‌ای و بینم
همه جا به هر زبانی، بوَد از تو گفتگویی

غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم
تو ببُر سر از تن من ببَر از میانه گویی

به ره تو بس که نالم، ز غم تو بس که مویم
شده‌ام ز ناله، نالی، شده‌ام ز مویه، مویی

همه خوشدل اینکه مطرب بزند به تار، چنگی
من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی


بنموده تیره روزم، ستم سیاه چشمی
بنموده مو سپیدم، صنم سپید رویی

چه شود که راه یابد سوی آب، تشنه کامی
چه شود که کام جوید ز لب تو، کامجویی

شود این که از ترحم، دمی ای سحاب رحمت
من خشک لب هم آخر ز تو تر کنم گلویی

بشکست اگر دل من، به فدای چشم مستت
سر خُمّ می سلامت، شکند اگر سبوئی
همه خوشدل اینکه مطرب بزند به تار چنگی
من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی


شعر: فصیح الزمان شیرازی
خواننده: چاوشی
5💯1💔1
افسار | AFSAR
Mohsen Chavoshi – Chang
شعری فاخر و صدایی فاخر تر...
🔥73👌1💯1💔1
To Dar Masafate Barani
Mohsen Chavoshi
تو در مسافت بارانی
تو در مسافت بارانی
و غم درشکه ای از اشک است
و  اشک شیهه ی کوتاهی

منو تو آخورمان مرگ است
از این درشکه بیا پایین
تو نیز شیهه بکش گاهی

بتاز گله ی اکسیژن
و راه مال رویی چیزی
به سمت پنجره پیدا کن
هوا حبس نفس گیرست

بتاخت قفل مرا وا کن
بتاز ای کی پر از راهی

منم که لک لک غمگینی
به روی دودکشت هستم

منم که ماهی دریای
بلند موی مشت هستم

منم که طعمه ی قلابم
مرا شکار کن ای ماهی

منم شکار شکارم کن
سپس ببوس و بچرخانم
سپس چکار چکارم کن
چکار هر چه تو میخواهیست
بخواه آنچه که میخواهی

آهای بینی سر بالا
از این درشکه بیا پایین
به من بچسب همین الان  
مرا ببوس همین حالا

که زندگی دو سه نخ کامست
و عمر سرفه ی کوتاهی
منم شکار شکارم کن
سپس ببوس و بچرخانم
سپس چکار چکارم کن
چکار هر چه تو میخواهیست
بخواه آنچه که میخواهی


شعر: حسین صفا
خواننده: چاوشی
7👍3👌1
افسار | AFSAR
Mohsen Chavoshi – To Dar Masafate Barani
زمینِ گرد چه میخواهد
بجز به گرد تو چرخیدن؟
10👌2
هر نفس آواز عشق، می‌رسد از چپ و راست...
8❤‍🔥3👎2
افسار | AFSAR
هر نفس آواز عشق، می‌رسد از چپ و راست...
Bist Hezar Arezoo
Mohsen Chavoshi
هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست
ما به فلک می‌رویم، عزم تماشا که راست؟

ما به فلک بوده ایم، یار ملک بوده ایم
باز هم آنجا رویم، جمله که آن شهر ماست


خود ز فلک برتریم وز ملک افزونتریم
زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست

گوهر پاک از کجا عالم خاک از کجا
بر چه فرود آمدیت بار کنید این چه جاست

بخت جوان یار ما دادن جان کار ما
قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست

بیست هزار آرزو، بود مرا پیش از این
در هوسش خود نماند هیچ امانی مرا


شعر: غزل شماره 463 و 207 دیوان شمس / حضرت مولانا
خواننده: چاوشی
13
ناف ما بر مهر او ببریده اند
عشق او در جان ما کاریده اند...
12
ذات آدما هیچ وقت عوض نمیشه.


پرتوی نیکان نگیرد آنکه بنیادش بد است
تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است


تربیت آدم بد گِل و بد ذات مثل اینه که بخوای یک چیز گرد رو روی گنبد نگه داری.

بعضی از آدم ها هم خوبی و زیبایی توو وجودشونه...
5👌4👎1
سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد
که بدانست که در بند تو خوشتر ز رهایی
...
10💯2👍1
گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد؟
اکسیر عشق بر مِسَم افتاد و زر شدم...
14❤‍🔥2👍2
چون شبنم اوفتاده بُدَم پیش آفتاب
مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم...
10❤‍🔥4
اوقاتِ خوش آن بود که با دوست به سر رفت
باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود...

حافظ
11❤‍🔥3🔥1
دوستانی که امشب بعد از اومدن نتیجه کنکور حس ناامیدی داشتید؛ این ابیات برای شماست...

بچه می‌لرزد از آن نیش حجام [حجام: حجامت]
مادر مشفق در آن دم شادکام

نیم جان بستاند و صد جان دهد
آنچ در وهمت نیاید آن دهد

تو قیاس از خویش می‌گیری ولیک
دور دور افتاده‌ای بنگر تو نیک

سرِّ پنهان است اندر صد غلاف
ظاهرش با توست و باطن بر‌خلاف

تیشه زان بر هر رگ و بندم زنند
تا که با لطف تو پیوندم زنند

عقل را خود با چنین سودا چه کار؟
کر مادر زاد را سرنا چه کار؟ [سرنا: نوعی ساز بادی]

تو مبین اندر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفتاح راه

تنگدستی زان دهی بر تندرست
تا بداند هرچه دارد زان توست

هر بلایی کز تو آید رحمتی ست
هرکه را فقری دهی آن نعمتی ست

مثوی معنوی / حضرت مولانا
دیوان اشعار / پروین اعتصامی
💔9
شب فراق که داند که تا سحر چندست؟
مگر کسی که به زندان عشق در بندست

خیال روی تو بیخ امید بنشاندست
بلای عشق تو بنیاد صبر برکندست

ز ضعف طاقت آهم نماند و ترسم خلق
گمان برند که سعدی ز دوست خرسندست
8❤‍🔥3
شاد باش و فارغ و آمِن که من
آن کنم با تو که باران با چمن

من غم تو می‌خَورم، تو غم مخَور
بر تو من مشفق‌ترم از صد پدر

مثنوی معنوی / دفتر اول / حضرت مولانا
4❤‍🔥2😢1
Bi Badan
Mohsen Chavoshi
💔
💔11😢1
عشق چو قربان کُنَدم، عید من آن روز بود

مولانا
7❤‍🔥5👌2👍1
وه که گر من بازبینم روی یار خویش را
تا قیامت شکر گویم کردگار خویش را

همچنان امید می‌دارم که بعد از داغ هجر
مرهمی بر دل نهد امیدوار خویش را

رای رای توست خواهی جنگ و خواهی آشتی
ما قلم در سر کشیدیم اختیار خویش را

سعدی
4❤‍🔥3👍2
هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حرص و عیبْ کُلّی پاک شد

شاد باش ای عشق خوش سودای ما
ای طبیبِ جمله علّت‌های ما

ای دوای نَخوت و ناموس ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما

با لبِ دمسازِ خود گر جفتمی
همچو نی من گفتنی‌ها گفتمی

هر که او از هم‌زبانی شد جدا
بی‌زبان شد گرچه دارد صد نوا


چون که گُل رفت و گلستان درگذشت
نشنوی زان پس ز بلبل سَرگذشت

جمله معشوق است و عاشق پَرده‌ای
زنده معشوق است و عاشق مرده‌ای


چون نباشد عشق را پروای او
او چو مرغی ماند بی‌ پَرْ وایِ او

من چگونه هوش دارم پیش و پس
چون نباشد نورِ یارم پیش و پس

مثنوی معنوی / حضرت مولانا
8❤‍🔥2👍2
شکر ایزد را که دیدم روی تو
یافتم ناگه رهی من سوی تو

چشم گریانم ز گریه کُند بود
یافت نور از نرگس جادوی تو

غزلیات شمس / حضرت مولانا
11❤‍🔥4👍3
در طریق عشق‌بازی امن و آسایش بلاست
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست
رهروی باید، جهان سوزی، نه خامی بی‌غمی


غزل شماره ۴۷۰ / حضرت حافظ
❤‍🔥42💔1