افسار | AFSAR
220 subscribers
31 photos
66 videos
11 links
Download Telegram
Babe Delam
Mohsen Chavoshi
باب دلم
باب دلمی بس که تورو خوب کشیدن
چشمای تو تهرونو به آشوب کشیدن
باب دلمی بس که دل انگیزه نگاهت
خطاطی ابروتو چه مطلوب کشیدن

دور من و موهای تو نیزار کشیدن
نای من و موهای تو بر دار کشیدن
هم موی من هم قد بالای تو رعنا
همسایه و همزاد سپیدار کشیدن

از دست تو تو سینه ی من هلهله بر پاست
انگار درختی رو پر از سار کشیدن
دست منو به موی تو محتاج کشیدن
چشماتو شبیه شب معراج کشیدن

شیرینی هاشور لبت قند فریمان
خلخال و خط و خال لبت خطه گیلان
انگار که بابلسرو تا نور کشیدن
شیرازه چشماتو سیانور کشیدن
شعر: پدرام پاریزی
خواننده: چاوشی
❤‍🔥6👍1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعر: فریدون مشیری
خوانش: فریدون فرح اندوز
8
افسار | AFSAR
شعر: فریدون مشیری خوانش: فریدون فرح اندوز
[کوچه]
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم   همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت

شب و صحرا و گل و سنگ
همه دلداده به آواز شباهنگ

یادم آید تو به من گفتی :
از این عشق حذز کن!

لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب آیینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت باد گران است!

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم
نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی
من نه رمیدم نه گسستم

باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

"حذر از عشق؟" ندانم
نتوانم

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت....

اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیم

نگسستم نرمیدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم....

بی تو اما
به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
فریدون مشیری
[ یکی از زیبا ترین شعر های مشیری، بی شک همین شعر هست ]
❤‍🔥3👍3
ای که نامت هست تکیه‌گاه من
مهر تو در هرکجا همراه من

ای که داری بر دو دستت پینه ها
تا نیارم خم به ابرو در خفا

ای که هستی در کنارم هر زمان
با وجودت می‌رهم از هر زیان

میکنی من را حراست در هدف
همچو مرواریدی اندر یک صدف

گر بیاید سنگ از زیر و زبر
جان تو باشد برایم چون سپر

می‌دهی پندم که تا آگه شَوَم
یک غلامم لیک شاهنشه شوم

گر چو یوسف دور باشم از پدر
نور کم گردد از آن زیبا بصر

ای پدر ای اسم تو برتر ز جان
هیچ نامد برتر از تو در جهان

دوستت دارم تو را ای باوفا
من چو کشتی، تو برایم ناخدا

تقدیم به پدر عزیزم🫀
تولدت پرتکرار...❤️
15❤‍🔥3👏3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سرمست در قبای زرافشان چو بگذری
یک بوسه نذر حافظ پشمینه‌پوش کن

غزل شماره ۳۹۸

گفته بودی که شَوَم مست و دو بوست بدهم
وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یَک

غزل شماره ۳۰۱

سه بوسه کز دو لبت کرده‌ای وظیفهٔ من
اگر ادا نکنی قرض‌دار من باشی

غزل شماره ۴۵۷

حافظ
راوی: سعید بیابانکی
7
میدونم تو این کانال دوستان کنکوری هم حضور دارند.
یک کار جدید رو شروع کردم و قصد دارم تست های قرابت معنایی آزمون های آزمایشی مطرح کشور رو به صورت ویدیویی تحلیل کنم.
اگر دوست داشتید میتونید در این کانال عضو بشید و از تحلیل ها استفاده کنید و مهارت خودتون رو در زدن تست های قرابت معنایی افزایش بدید.
@Tahlil_Azzmon
5👏2👍1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در خانهٔ غم بودن، از همّت دون باشد
و اندر دل دون‌همّت، اسرارِ تو چون باشد؟!

بر هر چه همی‌ لرزی، می‌دان که همان ارزی
زین روی دلِ عاشق، از عرش فزون باشد


آن را که شفا دانی، درد تو از آن باشد
وان را که وفا خوانی، آن مکر و فسون باشد

آن جای که عشق آمد، جان را چه محل باشد؟!
هر عقل کجا پرّد، آن جا که جنون باشد؟

سیمرغ دلِ عاشق، در دام کجا گنجد؟!
پرواز چنین مرغی، از کون برون باشد

شعر: دیوان شمس / غزل شماره 609 / حضرت مولانا
3👍3🔥2
Ghalat Kardam
Mohsen Chavoshi
غلط کردم
تکیه کردم بر وفای او غلط کردم، غلط
باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط

عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم، عبث
ساختم جان را فدای او غلط کردم، غلط

دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم، خطا
سوختم خود را برای او غلط کردم، غلط

اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود، بد
جان که دادم در هوای او غلط کردم، غلط

از برای خاطر اغیار خوارم می‌کنی
من چه کردم کاینچنین بی‌اعتبارم می‌کنی

روزگاری آنچه با من کرد استغنای تو
گر بگویم گریه‌ها بر روزگارم می‌کنی

سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کرده‌ای
تا نداند کس که چون بی اعتبارم کرده‌ای

ناامیدم بیش از این مگذار خون من بریز
چون به لطف خویشتن امیدوارم کرده‌ای
شعر: ترکیبی از چند غزل وحشی بافقی
خواننده: چاوشی
❤‍🔥10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آن یکی در چشم تو باشد چو مار
هم وی اندر چشم آن دیگر نگار

زانک در چشمت خیال کفر اوست
وان خیال مؤمنی در چشم دوست

کاندرین یک شخص هر دو فعل هست
گاه ماهی باشد او و گاه شست
( شست: قلاب ماهی‌گیری )

نیم او مؤمن بود نیمیش گبر
نیم او حرص‌آوری نیمیش صبر
( گبر: کافر )

همچو گاوی نیمهٔ چپش سیاه
نیمهٔ دیگر سپید همچو ماه

هر که این نیمه ببیند رد کند
هر که آن نیمه ببیند کَد کند
( کد کند: خواهان او بشود )

یوسف اندر چشم اخوان چون ستور
هم وی اندر چشم یعقوبی چو حور
( ستور: چارپا )

از خیال بد مرورا زشت دید
چشم فرع و چشم اصلی ناپدید


مثنوی معنوی / دفتر دوم / حضرت مولانا
خوانش و شرح: عبدالجبار کاکایی
6👍1
و آنان که خواهان عشق حقیقی هستند یا بازیچه می‌شوند و یا در کنج اتاق در حسرتش می‌مانند.
💯9👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دعای قلب مجروحم
اگه پشت سرم باشه
یه کاری می‌کنم عشقت
قمار آخرم باشه
❤‍🔥72
افسار | AFSAR
دعای قلب مجروحم اگه پشت سرم باشه یه کاری می‌کنم عشقت قمار آخرم باشه
Koli
Mohsen Chavoshi
کولی
تو هم از روی من رد شو
ولی این سایه سنگینه
که عشقت سیله، سیلم که
جلو پاشو نمی‌بینه

عقوبت داره له کردن
ولی تو ساده رد می‌شی
خبر داری زمین گرده
لگد کردی لگد می‌شی

چه خیری دیده از ابرا
درخت ریشه‌داری که
پی خورشیده تو شهری
که روزاش سرد و تاریکه

ورق‌های منو از من
یکی دزدیده تو بازی
یه دل تو دست تو مونده
که اونم داری می‌بازی

دعای قلب مجروحم
اگه پشت سرم باشه
یه کاری می‌کنم عشقت
قمار آخرم باشه

تو ثابت کردی که بختم
هنوزم رنگ چشماته
تحمل کن کمی شاید
از اون بالاترم باشه

مسیر مستقیمت دره هم داره نمی‌بینی
ببین بارون سنگم داره می‌باره، نمی‌بینی

ته این راهو می‌بینم، مث یه کولی داغون
یه چشمم اشکه اون چشمم یه آلاخون و والاخون
شعر: کاظم بهمنی
خواننده: چاوشی
4👍2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
می‌خواهمت چنانکه شب خسته خواب را
می‌جویمت چنانکه لب تشنه آب را

محو تو ام چنانکه ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده دمان آفتاب را

بی‌تابم آنچنان که درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره تاب را

حتی اگر نباشی، می‌آفرینمت
چونانکه التهاب بیابان سراب را

قیصر امین پور
5👍2👌1
Norooz
Homayoun Shajarian
نوروز
مست و غزل خوان زد حلقه به در نوروز
چهره گشاید بهار روز من است امروز

چشمه به جو آمد مِی به سبو آمد
از نفس حافظ فال نکو آمد

مژده عید آمد بخت سعید آمد
مشت زمین وا شد سبزه پدید آمد

سبزه یار آمد، عطر مسیحایی گیسوی نگار آمد
قفل غزل وا شد، هلهله در هلهله آواز پرستوی بهار آمد

خُلد برین آمد، فصل شکوفایی رویای زمین آمد
کار دل عشاق، سکه شد و سیب محبت به سر سفره سین آمد

شور بهاران شکفت از دل ویرانه ها
خال تب گل ببین بر تن پروانه ها

نو شدن از کهنگی موسم شیدایی است
در تن و جان بهار روح اهورایی است

تخت چمن سبزه دولت جمشید شد
همت کوروش بلند بار دگر عید شد

موسم شیدایی است، فرصت مجنون شدن از جلوه لیلایی است
پیک بهاران رسید، فصل فراوان شدن میوه گمگشته زیبایی است

بانگ طرب ساز کن، حنجره در حنجره آواز کن
شور به الحان فکن، از ره سلمک گذری هم به سراپرده شهناز کن
شعر: اسحاق انور
خواننده: همایون شجریان
6👍2👌1
افسار | AFSAR
هرکسی توان درک عشق حقیقی را ندارد...
عشق چیزی فراتر و عمیق تر از ظاهر و صورت است.


به مجنون گفت روزی عیب جویی
که پیدا کن به از لیلی نکویی

که لیلی گرچه در چشم تو حوریست
به هر جزوی ز حسن او قصوریست

ز حرف عیب‌جو مجنون برآشفت
در آن آشفتگی خندان شد و گفت

اگر در دیدهٔ مجنون نشینی
به غیر از خوبی لیلی نبینی

تو کی دانی که لیلی چون نکویی است
کزو چشمت همین بر زلف و رویی است

تو قد بینی و مجنون جلوه ناز
تو چشم و او نگاه ناوک انداز

تو مو بینی و مجنون پیچش مو
تو ابرو، او اشارت‌های ابرو

فرهاد و شیرین / وحشی بافقی
10👏1👌1
Beraghsa
Mohsen Chavoshi
برقصا

شعر: دیوان شمس / حضرت مولانا
خواننده: چاوشی
👍43
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفت لبم ناگهان نام گل و گلسِتان
آمد آن گلعذار کوفت مرا بر دهان

گفت که سلطان منم، جانِ گلستان منم
حضرت چون من شهی وآنگه یاد فلان ؟

دف منی هین مخور سیلی هر ناکسی
نای منی هین مکن از دم هر کس فغان

پیش چو من کیقباد چشم بدم دور باد!
شرم ندارد کسی یاد کند از کهان ؟

جغد بود کو به باغ یاد خرابه کند
زاغ بود کو بهار یاد کند از خزان

پشت جهان دیده‌ای روی جهان را ببین
پشت به خود کن که تا روی نماید جهان

ای قمرِ زیر میغ ! خویش ندیدی، دریغ !
چند چو سایه دوی در پی این دیگران ؟

بس که مرا دام شعر از دغلی بند کرد
تا که ز دستم شکار جست سوی گلستان

در پی دزدی بُدَم دزد دگر بانگ کرد
هشتم بازآمدم گفتم و هین چیست آن ؟

گفت که اینک نشان دزد تو این سوی رفت
دزد مرا باد داد آن دغلِ کژنشان
بی شک یکی از زیباترین غزل های مولاناست.

خوانش: عبدالجبار کاکایی
شعر: دیوان شمس / غزل شماره ۲۰۵۹ / حضرت مولانا
11🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق ها گر زین سر و گر زان سر است
عاقبت ما را بدان سر رهبر است


گفت ما اول فرشته بوده‌ایم
راه طاعت را بجان پیموده‌ایم

سالکان راه را محرم بُدیم
ساکنان عرش را همدم بُدیم

پیشهٔ اول کجا از دل رود
مهر اول کِی ز دل بیرون شود

در سفر گر روم بینی یا ختن
از دل تو کِی رود حب الوطن

ما هم از مستان این می بوده‌ایم
عاشقان درگه وی بوده‌ایم

ناف ما بر مهر او ببریده‌اند
عشق او در جان ما کاریده‌اند
مثنوی معنوی / دفتر دوم / حضرت مولانا
👌7
درود. عرض ادب
دوستان کنکوری خوشحال میشم به کانال کنکوری ما بپیوندید و از مطالب تیم ما استفاده کنید.
@URANUS_TEAM
10💯1💔1