لیلی لیلی
مجید وحید
🎼❤️🎼
دید مجنون را یکی صحرانورد
در میان بادیه بنشسته فرد
ساخته بر ریگ ز انگشتان قلم
می زند حرفی به دست خود رقم
گفت ای مفتونِ شیدا چیست این؟
مینویسی نامه؛ سوی کیست این
گفت مشق نام لیلی می کنم
خاطر دل را تسلی می کنم...
چون میسر نیست بر من جام او
عشقبازی می کنم با نام او ....
🍏🍎🍃
دید مجنون را یکی صحرانورد
در میان بادیه بنشسته فرد
ساخته بر ریگ ز انگشتان قلم
می زند حرفی به دست خود رقم
گفت ای مفتونِ شیدا چیست این؟
مینویسی نامه؛ سوی کیست این
گفت مشق نام لیلی می کنم
خاطر دل را تسلی می کنم...
چون میسر نیست بر من جام او
عشقبازی می کنم با نام او ....
🍏🍎🍃
❤1👏1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📆
تاریخ امروز شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ شمسی ، 6 ژوئن 2026 میلادی ، ۲۰ ذی الحجه ۱۴۴۷ قمری.
---------------------
من بندهى خدايى هستم كه چگونگى و حتى انجام دادن پرستش خودش را از ما نمىخواهد. به من اجازه دهيد تا به شيوهى خودم به خداوند عشق بورزم.
📕مسئله اسپينوزا
✍ #اروين_يالوم
Hello Good morning
Your life is full of peace
Your minutes are unique
And your moments are sweet and beautiful
قدم های اولین روز هفته تان به عشق و امید
زندگیتان مملو از آرامش👨❤️👨👩❤️👩
دقیقههاتون بینظیر
و لحظه هایتان شیرین و زیبا
🍏🍎🍃
تاریخ امروز شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ شمسی ، 6 ژوئن 2026 میلادی ، ۲۰ ذی الحجه ۱۴۴۷ قمری.
---------------------
من بندهى خدايى هستم كه چگونگى و حتى انجام دادن پرستش خودش را از ما نمىخواهد. به من اجازه دهيد تا به شيوهى خودم به خداوند عشق بورزم.
📕مسئله اسپينوزا
✍ #اروين_يالوم
Hello Good morning
Your life is full of peace
Your minutes are unique
And your moments are sweet and beautiful
قدم های اولین روز هفته تان به عشق و امید
زندگیتان مملو از آرامش👨❤️👨👩❤️👩
دقیقههاتون بینظیر
و لحظه هایتان شیرین و زیبا
🍏🍎🍃
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
•
خدا عشق است، عشقی که هنگام نفوذ به درون ما نرم میکند، ناب میکند، تازه میکند، بازسازی میکند. درون آدمی را باز میسازد.
نیروی اراده انسان را دگرگون نمیکند
زمان، انسان را دگرگون نمیکند
امّا عشق دگرگون میکند،
پس بگذارید عشق وارد شود.
در بنیان تمامی مخلوقات عشق همچون عطیهٔ برتر حاضر است زیرا هنگامی که هرچیزِ دیگری به پایان میرسد عشق میماند.
📕 عطیهٔ برتر
✍🏽 #پائولو_کوئیلو
🍏🍎🍃
خدا عشق است، عشقی که هنگام نفوذ به درون ما نرم میکند، ناب میکند، تازه میکند، بازسازی میکند. درون آدمی را باز میسازد.
نیروی اراده انسان را دگرگون نمیکند
زمان، انسان را دگرگون نمیکند
امّا عشق دگرگون میکند،
پس بگذارید عشق وارد شود.
در بنیان تمامی مخلوقات عشق همچون عطیهٔ برتر حاضر است زیرا هنگامی که هرچیزِ دیگری به پایان میرسد عشق میماند.
📕 عطیهٔ برتر
✍🏽 #پائولو_کوئیلو
🍏🍎🍃
❤2🙏1
○
ایزدا!
به حرمت گونه های زخمی ِ شب؛
و به قداست و پاکی ِ نغمه های آسمانی ِ عشق؛
به بغض فروخفته ی مرغ شب؛
به آه... پروانه...
به اشک های گداخته ی شمع؛
به گلوی گرفته ی قفس
به پرنده ی بی بال بریده از نفس؛
ما را...
از خسوف سالیان ابری ِ بی باران
و از تارهای تنیده برباورهای کبود دور... رهایی مان ده؛
بگذار، ماه در قلب شکسته ی آسمان
به عشق بتابد؛
بگذار، باران بر زخم های چرکینِ
شهر و دیارمان... عاشقانه ببارد؛
بگذار... خورشید بی دریغ؛
در چشمان منتظر ماه بدرخشد و
قندیل های یخی ِ قرن ها...
بی هویتی یِ کور جاری شود
بر کویر تفتیده ی دل هامان...
یاری مان ده؛
تا از پس کوچه های خالی ِ بن بست؛ به دشت سبزی از نور و معرفت گام برداریم؛
مهربانا!
سایه ی مهر شاخساران رحمت و کرمت را بر قدم های خزان زده ی آهوان زخمی ِ این دیار و قلب
مجروح شیران خفته ی
این سرزمین سرخ بگستران؛
و سایه ی سیاه اهریمنان زمانه را
از سقف و ستون های کبود این دیارِ خسته دور کن؛ تا بغض ابری ِ قرن ها نابخردی... گلوی حضورمان را... در فصل فصلی زرد نفشارد!!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
ایزدا!
به حرمت گونه های زخمی ِ شب؛
و به قداست و پاکی ِ نغمه های آسمانی ِ عشق؛
به بغض فروخفته ی مرغ شب؛
به آه... پروانه...
به اشک های گداخته ی شمع؛
به گلوی گرفته ی قفس
به پرنده ی بی بال بریده از نفس؛
ما را...
از خسوف سالیان ابری ِ بی باران
و از تارهای تنیده برباورهای کبود دور... رهایی مان ده؛
بگذار، ماه در قلب شکسته ی آسمان
به عشق بتابد؛
بگذار، باران بر زخم های چرکینِ
شهر و دیارمان... عاشقانه ببارد؛
بگذار... خورشید بی دریغ؛
در چشمان منتظر ماه بدرخشد و
قندیل های یخی ِ قرن ها...
بی هویتی یِ کور جاری شود
بر کویر تفتیده ی دل هامان...
یاری مان ده؛
تا از پس کوچه های خالی ِ بن بست؛ به دشت سبزی از نور و معرفت گام برداریم؛
مهربانا!
سایه ی مهر شاخساران رحمت و کرمت را بر قدم های خزان زده ی آهوان زخمی ِ این دیار و قلب
مجروح شیران خفته ی
این سرزمین سرخ بگستران؛
و سایه ی سیاه اهریمنان زمانه را
از سقف و ستون های کبود این دیارِ خسته دور کن؛ تا بغض ابری ِ قرن ها نابخردی... گلوی حضورمان را... در فصل فصلی زرد نفشارد!!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2🙏1
به کنارم تو بمان
@AvayeMehregan
🎼❤️🎼
🗣استاد_ شجریان
🎧حبیب اله صالحی
✍ سیمین بهبهانی
------------------------
و ندایی که به من می گوید
گر چه شب تاریک است
دل قوی دار
سحر نزدیک است
دل من در دل شب
خواب پروانه شدن
می بیند.
#حمید_مصدق
🍏🍎🍃
🗣استاد_ شجریان
🎧حبیب اله صالحی
✍ سیمین بهبهانی
------------------------
و ندایی که به من می گوید
گر چه شب تاریک است
دل قوی دار
سحر نزدیک است
دل من در دل شب
خواب پروانه شدن
می بیند.
#حمید_مصدق
🍏🍎🍃
❤2👌1
○
روز تو پیروز
بزم تو پرنور
جام به جام تو
میزنم ز ره دور
شادی آن صبحِ آرزو
که ببینم بوم از این بام
. رفتوخوشخبرآمد
✍#هوشنگ_ابتهاج
درودی به مهر صبح تان به خیر
قدم های اولین روز هفته تان به
ترنم خوش عشق، شادی و زندگی
🍏🍎🍃
روز تو پیروز
بزم تو پرنور
جام به جام تو
میزنم ز ره دور
شادی آن صبحِ آرزو
که ببینم بوم از این بام
. رفتوخوشخبرآمد
✍#هوشنگ_ابتهاج
درودی به مهر صبح تان به خیر
قدم های اولین روز هفته تان به
ترنم خوش عشق، شادی و زندگی
🍏🍎🍃
❤2👌1
غزلیات حافظ 352
@audiobo0ok
غزل شماره ۳۵۲/ حافظ
روزگاری شد که در میخانه خدمت میکنم
در لباسِ فقر کارِ اهلِ دولت میکنم
تا کی اندر دام وصل آرم تَذَروی خوشخِرام
در کمینم و انتظار وقتِ فرصت میکنم
واعظِ ما بوی حق نشنید بشنو کاین سخن
در حضورش نیز میگویم نه غیبت میکنم
با صبا افتان و خیزان میروم تا کویِ دوست
و از رفیقان ره استمدادِ همت میکنم
خاکِ کویت زحمت ما برنتابد بیش از این
لطفها کردی بتا، تخفیفِ زحمت میکنم
زلفِ دلبر دامِ راه و غمزهاش تیرِ بلاست
یاد دار ای دل که چندینت نصیحت میکنم
دیدهٔ بدبین بپوشان ای کریمِ عیبپوش
زین دلیریها که من در کُنجِ خلوت میکنم
حافظم در مجلسی دُردیکشم در محفلی
بنگر این شوخی که چون با خلق، صنعت میکنم
🍏🍎🍃
روزگاری شد که در میخانه خدمت میکنم
در لباسِ فقر کارِ اهلِ دولت میکنم
تا کی اندر دام وصل آرم تَذَروی خوشخِرام
در کمینم و انتظار وقتِ فرصت میکنم
واعظِ ما بوی حق نشنید بشنو کاین سخن
در حضورش نیز میگویم نه غیبت میکنم
با صبا افتان و خیزان میروم تا کویِ دوست
و از رفیقان ره استمدادِ همت میکنم
خاکِ کویت زحمت ما برنتابد بیش از این
لطفها کردی بتا، تخفیفِ زحمت میکنم
زلفِ دلبر دامِ راه و غمزهاش تیرِ بلاست
یاد دار ای دل که چندینت نصیحت میکنم
دیدهٔ بدبین بپوشان ای کریمِ عیبپوش
زین دلیریها که من در کُنجِ خلوت میکنم
حافظم در مجلسی دُردیکشم در محفلی
بنگر این شوخی که چون با خلق، صنعت میکنم
🍏🍎🍃
❤1👏1
○
نادر نادرپور (متولد 16 خرداد 1308 در تهران و درگذشته 29 بهمن سال 1378 در لس آنجلس) شاعر، نویسنده، مترجم، فعال سیاسی- اجتماعی ایرانی است و یکی از اعضای کانون نویسندگان ایران بود. او فرزند تقی میرزا از خاندان نادریپور (افشار) نوادگان رضاقلی میرزا پسر ارشد نادرشاه افشار بود
---------
بر شیشه عنکبوت درشت شکستگی
تاری تنیده بود
الماس چشمهای تو بر شیشه خط کشید
وان شیشه در سکوت درختان شکست و ریخت
چشم تو ماند و ماه
وین هر دو دوختند به چشمان من نگاه
زاد روز #نادر_نادرپور گرامی
🍏🍎🍃
نادر نادرپور (متولد 16 خرداد 1308 در تهران و درگذشته 29 بهمن سال 1378 در لس آنجلس) شاعر، نویسنده، مترجم، فعال سیاسی- اجتماعی ایرانی است و یکی از اعضای کانون نویسندگان ایران بود. او فرزند تقی میرزا از خاندان نادریپور (افشار) نوادگان رضاقلی میرزا پسر ارشد نادرشاه افشار بود
---------
بر شیشه عنکبوت درشت شکستگی
تاری تنیده بود
الماس چشمهای تو بر شیشه خط کشید
وان شیشه در سکوت درختان شکست و ریخت
چشم تو ماند و ماه
وین هر دو دوختند به چشمان من نگاه
زاد روز #نادر_نادرپور گرامی
🍏🍎🍃
❤1👌1