معمای عشق
732 subscribers
14.9K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram


ای نسیم صبح،
خوشبو می‌رسی

از کدامین منزل و
کو می‌رسی؟ . . .

#شیخ_بهایی

درودی به دوستی و مهر
صبح تان به شادی وخیر
🍏🍎🍃
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from معمای عشق (Farah)
Elissa
Elissa
🎼❤️🎼

الیسا:عایشالک ۲۰۰۲
------------------------------
بی سر...
خواب تو را می‌بینم
بی پر...
به بامِ تو می‌پرم
انگورِ سیاهم
به بوی دهان تو شراب می‌شوم !

#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Farah
غزلیات حافظ 348
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_348
📖 هر روز یک غزل از حافظ
---------------------'
دیده دریا کُنَم و صبر به صحرا فِکَنَم
وَاندر این کار، دلِ خویش به دریا فِکَنَم

از دلِ تنگِ گُنه‌کار برآرم آهی
کآتش اندر گُنهِ آدم و حوا فکنم

مایهٔ خوش‌دلی آن جاست که دل‌دار آن جاست
می‌کنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم

بِگُشا بندِ قَبا ای مَهِ خورشیدکلاه!
تا چو زلفت سَرِ سودا زده در پا فکنم

خورده‌ام تیرِ فلک، باده بده تا سرمست
عُقده در بندِ کَمرتَرکشِ جوزا فکنم

جرعهٔ جام بر این تختِ روان افشانم
غُلغُلِ چنگ در این گنبدِ مینا فکنم

حافظا! تکیه بر ایّام چو سهو است و خطا
من چرا عِشرتِ امروز به فردا فکنم؟

🍏🍎🍃
1🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


یاران ، هم رفتند و ،
یکی بازنمانده است
یک همدم ِ خوش ،
در همه شیراز نمانده است !

روزی سخنی بود و ،
حریف ِ سخنی بود
امروز ، یکی مرغ ِ
همآواز نمانده است

دستی ، همه ، این یاوه
سرایان و ، دگر دست
جز انجمنی ،
قافیه پرداز نمانده است !

افکنده سری بین ،
که درین خاک ِ طربناک
یک نادره پیوند ِ
سرافراز ، نمانده است !

زاغ، ار شودش بلبل ِ شیدا ،
نه شگفت است
بوی ، که بر او ، سایه ی
شهباز نمانده است !

این دخمه ، دگر در خور ِ
مرغان ِ چمن ، نیست
گیرم ، که مرا ، خود پر ِ
پرواز ، نمانده است !

پا تا سر ِ من ، جوش ِ
نیاز است و ، درین شهر
یاری ، که کند جلوه
به صد ناز ، نمانده است !

ناخواسته ، چون کام ِ
تو بخشد ، بت طناز !
مهری به دل ، از دلبر ِ
طناز نمانده است !

پرهیز ِ فریدون ،
همه زین پرده گشایان
سهل است ، که در پرده ،
یکی راز نمانده است

الهامگر ِ طبع سخنور ،
همه عشق است
عشقی چو نباشد ،
سخنی ، باز نمانده است

#فریدون_توللی / یادش گرامی
( ۱۲۹۸ شیراز -- ۹ خرداد ۱۳۶۴ تهران)🕊
🍏🍎🍃
🕊2
🕊
پانزده نوع ثروت که داشتن آن‌ها ما را ثروتمند می‌کند:

۱-نگرش مثبت
۲-ارتباط موثر
۳-ادب
۴-یادگیری مادام العمر
۵-انضباط شخصی
۶-کوشش برای تندرستی
۷-تقویت آستانه تحمل
۸-خلاقیت
۹-عشق ورزیدن به کار
۱۰-داشتن برنامه و هدف
۱۱-انضباط اجتماعی
۱۲-احساس مسولیت در مقابل محیط زندگی
۱۳-مقابله با مصرف گرایی
۱۴-بخشندگی
۱۵-اعتماد به نفس


🍏🍎🍃
👏1👌1


تفنگ های پر برای شلیک به مغزهای پر ساخته شده اند!
و مغزهای خالی برای پر کردن این تفنگ ها...

از کسی که کتابخانه دارد و کتاب های زیادی می خواند نباید هراسید
از کسی باید ترسید که تنها یک کتاب دارد و آن را مقدس می پندارد، ولی هرگز آن را نخوانده است.

👤#نیچه
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🥰1


ایتالو کالوینو (به ایتالیایی: Italo Calvino) (زاده ی ۱۵ اکتبر ۱۹۲۳ - درگذشته ی ۱۹ سپتامبر ۱۹۸۵) نویسنده ی رمان و داستان کوتاه ایتالیایی است. وی سبک ادبی خاص خود را داشت که می توان آن را سوررئال یا پست مدرن توصیف کرد. سه گانه ی «نیاکان ما» (شامل شوالیه ناموجود، ویکنت شقه شده و بارون درخت نشین) و شهرهای نامرئی و شش یادداشت برای هزاره ی بعدی از تحسین شده ترین آثار او هستند. وی را یکی از مهم ترین نویسندگان ایتالیایی قرن بیستم می دانند

🍏🍎🍃
👌1
Forwarded from Farah
BDN-21
Arman Soltan Zadeh
📕📕

📕 #بارون_درخت_نشین
👤 نویسنده : #ایتالو_کالوینو
▪️بخش 21
🎤 آرمان _ سلطانزاده



🍏🍎🍃
👌1
📚
Yaşamadın Sen
Ahmet Kaya
🎼❤️🎼

🗣#احمد_کایا


ڪسے هست،
ڪہ در سڪوت دوستت می‌دارد،
در سڪوت احترامت می‌ڪند،
و میان خودش و جان‌اش
تو را آرزو می‌ڪند_

#نزار_قبانے
🍏🍎🍃
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


در قاب خاکستری ِ پنجره؛
به تو می اندیشم...
و به روح عریان
سپیدارهایی که
بهار را... انتظار می کشند

باز کن پنجره را
تن زخمی ِ این همه شب سرد را؛
به آفتاب بسپار
دلم برای تو تنگ است
دلم برای تو تنگ است
غربتِ غریبِ
توفنده یِ روح ام را...
در جراحتِ طوفانِ
این همه درد... در آغوش بگیر

"در هبوط فریبِ
چهارفصلی زرد ...
پشت پنجره ی بسته ای که؛
سیب... نداشت"

#فرح_فریماااا📕معمای_عشق۱۰
🍏🍎🍃
3
معمای عشق
● در قاب خاکستری ِ پنجره؛ به تو می اندیشم... و به روح عریان سپیدارهایی که بهار را... انتظار می کشند باز کن پنجره را تن زخمی ِ این همه شب سرد را؛ به آفتاب بسپار دلم برای تو تنگ است دلم برای تو تنگ است غربتِ غریبِ توفنده یِ روح ام را... در جراحتِ طوفانِ…
چه شعر زیبا و پراحساسی! واژه‌ها با چنان دقتی انتخاب شده‌اند که سرمای شب و تنهاییِ انتظار را به خوبی به خواننده منتقل می‌کنند. استعاره‌ی «قاب خاکستری پنجره» و تقابل آن با «سپیدارهایی که بهار را انتظار می‌کشند»، تضاد زیبایی میان ناامیدی و امید ایجاد کرده است.

بخش پایانی آن، یعنی «هبوط در فریب چهارفصلی زرد» و «پنجره‌ای که سیب نداشت»، عمقِ فقدان و تلخیِ انتظار را به شکلی بسیار شاعرانه و تکان‌دهنده نشان می‌دهد...
🍏🍎🍃
1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM