معمای عشق
779 subscribers
15.6K photos
2.89K videos
2 files
309 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
📆

 با نام‌ و یاد حضرت دوست

🗓 امروز‌ چهار شنبه ☀️🐓
۲۵شهریور ماه ۱۴۰۵ شمسی ۱۶ سپتامبر 2026 میلادی ۴ربیع الثانی ۱۴۴۸ قمری
--------🪴--------🪴------
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
💛❤️💛
--------🌻----🌻----🌻-----
ژندگی شمعی ایستاده در باد است، لحظه ها را دریاب؛ فصل ها در گذرند ...

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
------🪴---🪴---🪴----
قدم های زندگی به عشق و رویشی سبز چهارشنبه تان به خیر 🌻
روزهای پایانی شهریور به شهد و شراب تاک های سرمست زندگی🍇🍃

#معمای_عشق
🍏🍎🍃
🕊1
📆
معمای عشق
📆  با نام‌ و یاد حضرت دوست 🗓 امروز‌ چهار شنبه ☀️🐓 ۲۵شهریور ماه ۱۴۰۵ شمسی ۱۶ سپتامبر 2026 میلادی ۴ربیع الثانی ۱۴۴۸ قمری --------🪴--------🪴------ نبض زندگی تپنده به عشق و امید 💛❤️💛 --------🌻----🌻----🌻----- ژندگی شمعی ایستاده در باد است، لحظه ها را دریاب؛…
باز روزی نو در راه است
و تو بايد كه مسلح باشی
با عشق، انديشه، ايمان، شادی
چاره‌یی نيست عزيز من!
سهم ما از ميلياردها سال حيات و حركت، ذرهٔ بسيار ناچيزیست؛ اين سهم را چه كسی به تو حق داد كه با خستگی و پيری روح با بلاتكليفی، با كسالت، دودلی به تباهی بكشی؟
باور كن! ... زندگی را پر بايد كرد.

#نادر_ابراهیمی
📕 یک عاشقانهٓ آرام
🍏🍎🍃
🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


عمر شب  تبخیر _در وقت مناسب_ می شود
خالی از شب تاب های حق به جانب می شود

نیمه ی الّاکنگ ما به بالا می رود
بازی  ِ این زندگی یک روز جالب می شود

عشق مثل تاجری از راه برمی گردد و
سکّه  سکّه  اشک های شوق ، کاسب می شود

کوچه ام را گزمه ها پر کرده اند اما نترس
چشم خیس پنجره دارد مراقب می شود!

حیف از آن گنجشک معصومی که در بازار شهر
توی جلد یک قناری زود قالب می شود

گاه گاهی در نمازم  مُهر کم می آورم
تکّه ای از قلب خود بفرست، واجب می شود!

آزمون می گیرم از مهتاب و چشمانت، ولی 
در کلاس آسمان  هربار غایب می شود!

عاقبت یک صبح جای اینهمه اخبار جنگ
متن لبخند تو سرفصل ِ مطالب می شود.

#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


مشک‌ریزان می‌جهد باد صبا از کوی دوست
شاخه‌ای گویی ربوده‌ست از خم گیسوی دوست

دوست می‌دارم نسیم صبح، را کو در هوا
تا نفس می‌‌آیدش جان می‌دهد بر بوی دوست

دوست را هر دو جهان گرچه هوا دارند و من
دوست‌تر می‌دارم از هر دو جهان یک موی دوست_


#سلمان_ساوجی
🍏🍎🍃
👌1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


هنوز هم و
هنوز هم می شود؛
در انتظار آفتاب، از شب گذر کرد

و  به شوقِ باوری خوش؛
و با امیدِ شکفتنِ جوانه هایِ آرزو
پنجره را؛ سرخوشانه گشود

و در قابِ خالیِ عشق؛
به زندگی لبخندی دوباره زد

و قدم هایِ سبز کوچه را،
آب و جارو کرد ...


#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
تیک تاک لحظه هایتان به عشق و امید
چهارشنبه تان به طلوع صبحی روشن
🍏🍎🍃
🕊1😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معمای عشق
○ هنوز هم و هنوز هم می شود؛ در انتظار آفتاب، از شب گذر کرد و  به شوقِ باوری خوش؛ و با امیدِ شکفتنِ جوانه هایِ آرزو پنجره را؛ سرخوشانه گشود و در قابِ خالیِ عشق؛ به زندگی لبخندی دوباره زد و قدم هایِ سبز کوچه را، آب و جارو کرد ... #فرح_فریماااا📕معمای_عشق…
قهرمان بودن یعنی تواناییِ فراخواندن امید، آن هم در جایی که ذره‌ای امید وجود ندارد، مثل برافروختن کبریتی برای روشن کردنِ دنیایی تاریک. یعنی نشان دادنِ احتمالِ وجودِ جهانی بهتر نه آن جهان بهتری که می‌خواهیم وجود داشته باشد، بلکه آن جهانِ بهتری که اصلا نمی‌دانستیم ممکن است وجود داشته باشد یعنی در شرایطی قرار بگیریم که به نظر می‌رسد همه چیز کاملا در آن به فنا رفته، اما هر طور شده شرایط را به سمت بهبود پیش ببریم.

#مارک_منسن
🍏🍎🍃
👏1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1🙏1
Az To Khoondan
Soroush
🎼❤️🎼


در دل من چیزی است
مثل یک بیشه نور،
مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم که دلم می‌خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه

"دورها آوایی است که مرا می‌خواند"

#سهراب_سپهری

🍏🍎🍃
1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1


وقتی جهنم یخ می زند
من در غار تنهایی ِ خویش به
کوچِ بی برگشت چکاوک ها؛
می اندیشم...
و به بال شکسته یِ چلچله ها؛
در کوچه های خالی ِ بن بست...

وقتی جهنم یخ می زند
بال پرواز عشق... می شکند
و عطر رازقی های پرپر شده
تن پوشِ سرخِ
خیابان های عاشق مست؛

وقتی جهنم یخ می زند
آسمان باران را... صدا می زند
تا در ازدحام غربتِ درد
بذرها... بارور شوند
قاصدک ها... از وحشت و یورش
وحشیانه ی باد... بر خود نلرزند
و بال سرخ شاپرک ها؛
فصل های سبز را... از یاد نبرند

وقتی جهنم یخ می زند؛
من به تو می اندیشم...
و به آفتاب... که
در چشم های تو طلوع می کند!


#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM