🎼❤️🎼
گفتمش ار چه
دلم بردی و خونم خوردی
گفت: از آنروی
که دل دادی و جان نسپردی
گفتمش
جان ز غمت دادم و سر بنهادم
گفت:
خوش باش
که اکنون
ز کفم جان بردی ...
#خواجوی_کرمانی
🍏🍎🍃
گفتمش ار چه
دلم بردی و خونم خوردی
گفت: از آنروی
که دل دادی و جان نسپردی
گفتمش
جان ز غمت دادم و سر بنهادم
گفت:
خوش باش
که اکنون
ز کفم جان بردی ...
#خواجوی_کرمانی
🍏🍎🍃
❤2🕊1
○
درودی به روشنای مهر ودوستی
صبح آدینه تان به عشق و شادی
-----🌱-----------🌱-------
برایت رویاهایی آرزو میکنم تمام نشدنی
و آرزوهایی پرشور
که از میانشان چندتایی برآورده شود.
برایت آرزو میکنم که دوست داشته باشی
آنچه را که باید دوست بداری و
فراموش کنی آنچه را که باید فراموش کنی.
برایت شوق آرزو میکنم.
آرامش آرزو میکنم.
برایت آرزو میکنم که با آواز پرندگان
بیدار شوی و با خنده ی کودکان.
برایت آرزو میکنم دوام بیاوری
در رکود، بی تفاوتی و ناپاکی روزگار.
#ژاک_برل
🍏🍎🍃
درودی به روشنای مهر ودوستی
صبح آدینه تان به عشق و شادی
-----🌱-----------🌱-------
برایت رویاهایی آرزو میکنم تمام نشدنی
و آرزوهایی پرشور
که از میانشان چندتایی برآورده شود.
برایت آرزو میکنم که دوست داشته باشی
آنچه را که باید دوست بداری و
فراموش کنی آنچه را که باید فراموش کنی.
برایت شوق آرزو میکنم.
آرامش آرزو میکنم.
برایت آرزو میکنم که با آواز پرندگان
بیدار شوی و با خنده ی کودکان.
برایت آرزو میکنم دوام بیاوری
در رکود، بی تفاوتی و ناپاکی روزگار.
#ژاک_برل
🍏🍎🍃
🕊1
●
آه ...
ای انگورها؛ مست شوید!
بگذار؛ جام های شرنگ زندگی،
لبریز شود، از سکر شراب عشق
در آغوش بی پروای
تاک های دلخون دلتنگ؛
و در بغض گلوی لحظه های
فراموش شده ی گس زندگی
تا بهت شادی های مخدوشِ؛
شاید؛
فاصله یِ این انتظارِ کبود
در سکون ریل های همپای زندگی
تا اخرین ایستگاهِ نیلی ی مرگ؛
با جامی دگر،
از سبوی ترک خورده یِ عشق؛
از خاطرِ دلتنگِ
این روزهایِ ابریِ برود...!!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
صبح آدینه تان به عشق و امید
🍏🍎🍃
آه ...
ای انگورها؛ مست شوید!
بگذار؛ جام های شرنگ زندگی،
لبریز شود، از سکر شراب عشق
در آغوش بی پروای
تاک های دلخون دلتنگ؛
و در بغض گلوی لحظه های
فراموش شده ی گس زندگی
تا بهت شادی های مخدوشِ؛
شاید؛
فاصله یِ این انتظارِ کبود
در سکون ریل های همپای زندگی
تا اخرین ایستگاهِ نیلی ی مرگ؛
با جامی دگر،
از سبوی ترک خورده یِ عشق؛
از خاطرِ دلتنگِ
این روزهایِ ابریِ برود...!!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
صبح آدینه تان به عشق و امید
🍏🍎🍃
🕊1
Episode VI
Ahmad Shamlu
❤️📕❤️
شبنم و برگها یخ زده است و آرزوهای من نیز،
ابرهای برف زا در آسمان بر هم میپیچد،
باد میوزد و طوفان در میرسد،
زخمهای من میفسرد .
یخ آب میشود در روح من در اندیشههای من،
بهار حضور توست، بودن توست .
✍#مارگوت_بیکل
🎤🔁#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
شبنم و برگها یخ زده است و آرزوهای من نیز،
ابرهای برف زا در آسمان بر هم میپیچد،
باد میوزد و طوفان در میرسد،
زخمهای من میفسرد .
یخ آب میشود در روح من در اندیشههای من،
بهار حضور توست، بودن توست .
✍#مارگوت_بیکل
🎤🔁#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
🕊1
دیوونه | منصور
سرگذشت آخرین دیوآن“
🎼❤️🎼
کاش...
در هوایِ سینه ات
مرا... نفس بکشی...
کاش...
دشتِ خیال ات پر باشد
از شقایق های یاد من
کاش... طپش هایِ قلب ات
ثانیه های دلتنگی ام را بشمارد
کاش... با سر انگشتانِ
نگاه ات آرامم کنی...
کاش بیایی...
کاش بیایی...
من به بلندای ابدیت دلتنگ ام
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
کاش...
در هوایِ سینه ات
مرا... نفس بکشی...
کاش...
دشتِ خیال ات پر باشد
از شقایق های یاد من
کاش... طپش هایِ قلب ات
ثانیه های دلتنگی ام را بشمارد
کاش... با سر انگشتانِ
نگاه ات آرامم کنی...
کاش بیایی...
کاش بیایی...
من به بلندای ابدیت دلتنگ ام
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
🕊1
غزلیات حافظ 438
@audiobo0ok
هر روز یک غزل از حافظ
--------------------------
سَبَتْ سَلْمیٰ بِصُدْغَیها فُؤادي
و رُوحي کُلَّ یَومٍ لي یُنادي
نگارا بر من بیدل ببخشای
و واصِلْني علی رَغْمِ الْأَعادي
حبیبا در غم سودای عشقت
تَوَکَّلْنا علی رَبِّ الْعِبادی
أَ مَنْ اَنْکَرْتَني عَن عشق سَلْمیٰ
تُزَاوَّل آن روی نِهْکو بِوادی
که همچون مُت به بوتَن دل وَ اِی رَه
غَریقُ الْعِشقِ في بَحْرِ الْوِدادِ
به پیماچان غَرامت بِسپُریمَن
غَرَت یک وی رَوِشتی از اَما دی
غم این دل بِواتَت خورد ناچار
و غَر نه او بِنی آنچَت نَشادی
دل حافظ شد اندر چین زلفت
بِلَیلٍ مُظْلِمٍ وَ اللّهُ هادي
🍏🍎🍃
--------------------------
سَبَتْ سَلْمیٰ بِصُدْغَیها فُؤادي
و رُوحي کُلَّ یَومٍ لي یُنادي
نگارا بر من بیدل ببخشای
و واصِلْني علی رَغْمِ الْأَعادي
حبیبا در غم سودای عشقت
تَوَکَّلْنا علی رَبِّ الْعِبادی
أَ مَنْ اَنْکَرْتَني عَن عشق سَلْمیٰ
تُزَاوَّل آن روی نِهْکو بِوادی
که همچون مُت به بوتَن دل وَ اِی رَه
غَریقُ الْعِشقِ في بَحْرِ الْوِدادِ
به پیماچان غَرامت بِسپُریمَن
غَرَت یک وی رَوِشتی از اَما دی
غم این دل بِواتَت خورد ناچار
و غَر نه او بِنی آنچَت نَشادی
دل حافظ شد اندر چین زلفت
بِلَیلٍ مُظْلِمٍ وَ اللّهُ هادي
🍏🍎🍃
❤1
○
با من
از شیارهای حافظه ی ذهن؛
تا مرزِ های بی منتهای
اساطیرِ عشق... بیا...
بگذار
دست هایم؛
اسطوره ای شود
در زایش خاک
و باورِ عشقی... که سبز شد
و تا آبی ی رویش پر کشید...!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
با من
از شیارهای حافظه ی ذهن؛
تا مرزِ های بی منتهای
اساطیرِ عشق... بیا...
بگذار
دست هایم؛
اسطوره ای شود
در زایش خاک
و باورِ عشقی... که سبز شد
و تا آبی ی رویش پر کشید...!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
Bavar Nakardani
Farzin
🎼❤️🎼
گم شدم در خود
چنان کز خویش ناپیدا شدم
شبنمی بودم
ز دریا غرقه در دریا شدم
نه ، مپرس از من سخن
زیرا که چون پروانه ای
در فروغِ
شمع روی دوست ناپروا شدم
"عطار_نیشابوری"
🍏🍎🍃
گم شدم در خود
چنان کز خویش ناپیدا شدم
شبنمی بودم
ز دریا غرقه در دریا شدم
نه ، مپرس از من سخن
زیرا که چون پروانه ای
در فروغِ
شمع روی دوست ناپروا شدم
"عطار_نیشابوری"
🍏🍎🍃
○
مرا... صدا بزن؛
مرا در عریانی ِ
لحظه های گس انتطار
و در کدورت ابری ِ کوچه های
زخمی ِ جمعه؛
تا میعاد اقاقی و نور
صدا بزن؛
مرا در آغوش تاک های
سر به زیر مست
صدا بزن؛
و انارهای ترک خورده ی
شهریور را
به ضیافت عشق؛
در سفره های
رنگ رنگِ مهر میهمان کن...
مرا صدا بزن؛
و روح عریان ام را
در پس کوچه های ابری ِ جمعه
با تن پوش سرخی از عشق بپوشان؛
من تشنه ی روییدنم
مرا صدا بزن؛
و تا سرچشمه ی نور
در رگ های سبز تن ام جاری شو...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
مرا... صدا بزن؛
مرا در عریانی ِ
لحظه های گس انتطار
و در کدورت ابری ِ کوچه های
زخمی ِ جمعه؛
تا میعاد اقاقی و نور
صدا بزن؛
مرا در آغوش تاک های
سر به زیر مست
صدا بزن؛
و انارهای ترک خورده ی
شهریور را
به ضیافت عشق؛
در سفره های
رنگ رنگِ مهر میهمان کن...
مرا صدا بزن؛
و روح عریان ام را
در پس کوچه های ابری ِ جمعه
با تن پوش سرخی از عشق بپوشان؛
من تشنه ی روییدنم
مرا صدا بزن؛
و تا سرچشمه ی نور
در رگ های سبز تن ام جاری شو...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃