یک عاشقانه نیمه حماسی بر اساس رمانی به همین نام از " تولستوی" و بازی "کیرا نایتلی"💜 و کارگردانی محشر "جو رایت"😍 به شدت پیشنهاد میشه این فیلم 💜
Anna karenina 2012 / آنا کارنینا
#پیشنهاد_فیلم_هفته
Anna karenina 2012 / آنا کارنینا
#پیشنهاد_فیلم_هفته
کنکور اونقدرها هم که فکر میکنی غولش بزرگ نیست. میدونم... میگی برآورده شدن کلی از آرزوهام دستشه. اگه اون رشته که ميخوام قبول نشم چی؟ اگه نتونم لبخند رو لب خانوادم بیارم و سرشون رو بالا بیارم چی؟ اصلا جواب بقیه رو چی بدم؟
اینا همه درست... ولی جانم اصلا انگار آرزوها برای براورده نشدنن. اگه اون رشته ای که میخواستی و قبول نشدی فدای سرت. جون بزار تو تنت بمونه... هنوز کلی راه داری برای رفتن. کنکور اولین غول زندگیته. اولین غولی که بهت ثابت میکنه دنیا برای نشدن ها و نداشتن هاست. جلوی اولین غول که قوی باشی و نخوری زمین بقیه زندگیت رو هم میتونی یجور سرپا وایسی.
اگه کنکور اون چیزی که میخواستی نشد فدای سرت... هنوز یه راه پنجاه شصت ساله پیش روت داری که کلی فرصت و آرزو داره. از کنکور که گذشت.... دیگه حسرتشو نخور. آرزوهامون رو فقط یه آزمون چهار ساعته نمیتونه مشخص کنه و ازمون بگیرتشون. کلی راه گریز داری.
یه روز های تو زندگیت میان که حسرت غم های کوچیکی مثل کنکور رو میخوری. اما از حالا یاد بگیر بعد از هر غول نخوری زمین.
یه چندتا پیشنهاد هم کنم بر اثر تجربه:
_چه تو دروس تخصصی چه عمومی برو سر درس هایی که میدونی بیشتر بلدیشون و درصد بیشتری میتونی بزنیش.
_شب قبل از کنکور یک یا دوتا قرص آرام بخش که میدونی روت اثر میزارن رو بخور. چون اونقدر استرس داری که خوابت نمیبره و قرص ها فقط اونقدر تاثیر میزارن که بتونی بخوابی و سر جلسه گیجت نمیکنن.
_از ساعت ده برو تو تخت خواب حتی اگه خوابت نمیاد... با دوستات اصلا راجب کنکور و نتیجه اش حرف نزن چون فقط استرست رو بیشتر میکنه. اینترنتت رو خاموش کن و چندتا موزیکی که میدونی ارومت میکنن گوش بده و بخواب.
_برای سر جلسه هم شکلات و بیسکوییت اینا اصلا نبر چون اصلا فرصتشو نمیکنی و اونقدر استرس داری که شیرینیش حالت تهوعت رو بیشتر میکنه. یه شیشه آب معدنی شربت آبلیمو ببر که هم وقت گیر نیست هم استرس رو کاهش ميده.
_اگه عمومی هارو خوب نزدی و راضی نبودی اعصابت رو بهم نریز برای تخصصی ها. تخصصی ها مهم ترن.
و اینکه
فدای سرت اگه نشد!
پ.ن: قرار نیست یه متن ادبی باشه :|
#محیا_زند
@aevien
اینا همه درست... ولی جانم اصلا انگار آرزوها برای براورده نشدنن. اگه اون رشته ای که میخواستی و قبول نشدی فدای سرت. جون بزار تو تنت بمونه... هنوز کلی راه داری برای رفتن. کنکور اولین غول زندگیته. اولین غولی که بهت ثابت میکنه دنیا برای نشدن ها و نداشتن هاست. جلوی اولین غول که قوی باشی و نخوری زمین بقیه زندگیت رو هم میتونی یجور سرپا وایسی.
اگه کنکور اون چیزی که میخواستی نشد فدای سرت... هنوز یه راه پنجاه شصت ساله پیش روت داری که کلی فرصت و آرزو داره. از کنکور که گذشت.... دیگه حسرتشو نخور. آرزوهامون رو فقط یه آزمون چهار ساعته نمیتونه مشخص کنه و ازمون بگیرتشون. کلی راه گریز داری.
یه روز های تو زندگیت میان که حسرت غم های کوچیکی مثل کنکور رو میخوری. اما از حالا یاد بگیر بعد از هر غول نخوری زمین.
یه چندتا پیشنهاد هم کنم بر اثر تجربه:
_چه تو دروس تخصصی چه عمومی برو سر درس هایی که میدونی بیشتر بلدیشون و درصد بیشتری میتونی بزنیش.
_شب قبل از کنکور یک یا دوتا قرص آرام بخش که میدونی روت اثر میزارن رو بخور. چون اونقدر استرس داری که خوابت نمیبره و قرص ها فقط اونقدر تاثیر میزارن که بتونی بخوابی و سر جلسه گیجت نمیکنن.
_از ساعت ده برو تو تخت خواب حتی اگه خوابت نمیاد... با دوستات اصلا راجب کنکور و نتیجه اش حرف نزن چون فقط استرست رو بیشتر میکنه. اینترنتت رو خاموش کن و چندتا موزیکی که میدونی ارومت میکنن گوش بده و بخواب.
_برای سر جلسه هم شکلات و بیسکوییت اینا اصلا نبر چون اصلا فرصتشو نمیکنی و اونقدر استرس داری که شیرینیش حالت تهوعت رو بیشتر میکنه. یه شیشه آب معدنی شربت آبلیمو ببر که هم وقت گیر نیست هم استرس رو کاهش ميده.
_اگه عمومی هارو خوب نزدی و راضی نبودی اعصابت رو بهم نریز برای تخصصی ها. تخصصی ها مهم ترن.
و اینکه
فدای سرت اگه نشد!
پ.ن: قرار نیست یه متن ادبی باشه :|
#محیا_زند
@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
و شب دقیقا از همونجایی شروع میشه که...
دلت تنگ میشه براش
گوشی رو بر میداری بهش پیام بدی و چشمت به آخرین پیام هاتون میافته. یاد بی رحمی هاش، خودخواهی هاش، دوست نداشتن هاش میافتی و منصرف میشی!
گوشی رو انگار که یه اسلحه مرگبار باشه اونور اتاق پرت میکنی! به خودت لعنتی میفرستی و دوباره میری برش میداری. هنذفری هات رو میزاری تو گوشت. همون اهنگ های ممنوعه رو پلی میکنی و میری سراغ پوشه عکس های یادگاریتون و تا صبح خودت را با هر خاطره به دار میکشی!
شب از همونجایی شروع میشه که دلت براش تنگ میشه اما نمیتونی داشته باشیش!
#محیا_زند
#امشب_شب_زیادی_شروع_شده
💜_تنگ_شده
@aevien
دلت تنگ میشه براش
گوشی رو بر میداری بهش پیام بدی و چشمت به آخرین پیام هاتون میافته. یاد بی رحمی هاش، خودخواهی هاش، دوست نداشتن هاش میافتی و منصرف میشی!
گوشی رو انگار که یه اسلحه مرگبار باشه اونور اتاق پرت میکنی! به خودت لعنتی میفرستی و دوباره میری برش میداری. هنذفری هات رو میزاری تو گوشت. همون اهنگ های ممنوعه رو پلی میکنی و میری سراغ پوشه عکس های یادگاریتون و تا صبح خودت را با هر خاطره به دار میکشی!
شب از همونجایی شروع میشه که دلت براش تنگ میشه اما نمیتونی داشته باشیش!
#محیا_زند
#امشب_شب_زیادی_شروع_شده
💜_تنگ_شده
@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
من آدمش نبودم...
که صبح ها بعد از چشم باز کردن هنوز نگاه به ساعت نکرده حواسم پرت بشه به اون خرس گوشه اتاق که هدیه توست.
که سر میز غذا همش حواسم پرت باشه تو خاطرات اون چهارشنبه و یه لقمه غذا قورت بدم، یه لقمه بغض!
که تو جمع های دوستانه بقیه قهقه بزنن و من حواسم پرت باشه به فاصله بین انگشت هام که اون روز دستات پرش کرده بودن.
حواسم پرت باشه به تمام لباس های آبی رنگ
به تمام قرص های ژلوفن
به تمام چشم های مشکی
به تمام ساعت های بند چرم
به تمام خیابون هایی که قدم زدیم
من آدمش نبودم...
آدم این همه حواس پرتی!
که هی پرت باشم، غش کرده باشم تو خاطره ها!
حوایِ هوای خودم بودم!
تو اومدی و منو آدم کردی!
داستان این نبود که فقط حوا هبوط کنه و آدم بهشت بمونه.
عادلانه نیست که من فقط هبوط کرده باشم!
پای " آدم " بودنت بمان و تقاص پس بده!
تقاص این همه حواس پرتی را...!
#محیا_زند
@aevien
که صبح ها بعد از چشم باز کردن هنوز نگاه به ساعت نکرده حواسم پرت بشه به اون خرس گوشه اتاق که هدیه توست.
که سر میز غذا همش حواسم پرت باشه تو خاطرات اون چهارشنبه و یه لقمه غذا قورت بدم، یه لقمه بغض!
که تو جمع های دوستانه بقیه قهقه بزنن و من حواسم پرت باشه به فاصله بین انگشت هام که اون روز دستات پرش کرده بودن.
حواسم پرت باشه به تمام لباس های آبی رنگ
به تمام قرص های ژلوفن
به تمام چشم های مشکی
به تمام ساعت های بند چرم
به تمام خیابون هایی که قدم زدیم
من آدمش نبودم...
آدم این همه حواس پرتی!
که هی پرت باشم، غش کرده باشم تو خاطره ها!
حوایِ هوای خودم بودم!
تو اومدی و منو آدم کردی!
داستان این نبود که فقط حوا هبوط کنه و آدم بهشت بمونه.
عادلانه نیست که من فقط هبوط کرده باشم!
پای " آدم " بودنت بمان و تقاص پس بده!
تقاص این همه حواس پرتی را...!
#محیا_زند
@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
Meet Bros Anjan Ankit – Baby Doll
از سری موزیک های
" خز به زور شاد کن " :|
با بعضی موزیک ها در افسرده ترین حالت ممکن هم که باشی میتونی کلی بخندی.
#کلی_بخندین
#بجنگید_برای_خنده_هاتون
@aevien
" خز به زور شاد کن " :|
با بعضی موزیک ها در افسرده ترین حالت ممکن هم که باشی میتونی کلی بخندی.
#کلی_بخندین
#بجنگید_برای_خنده_هاتون
@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
یاد یه عالمه تو که از این خیابون رفتی و از این دل نرفتی! #محیا_زند @aevien
امروز داشتم از همون خیابون با کاج های بلندش رد میشدم
دلم پیچید
حالم بد شد
چشام آبستن اشک شد
یاد یه عالمه کار نکرده
یه عالمه خاطره نساحته
یه عالمه حرف نزده
یه عالمه بغل نگرفته
یه عالمه "دوستت دارم" نگفته
که هنوز تو تنم موندن و ته نشین نشدن افتادم.
یاد یه عالمه تو
که از این خیابون رفتی
و
از این دل نرفتی!
دوست داشتن رو که بلد نبودی
حداقل
رفتن رو یاد بگیر
با
تمامت
برو!
#محیا_زند
@aevien
دلم پیچید
حالم بد شد
چشام آبستن اشک شد
یاد یه عالمه کار نکرده
یه عالمه خاطره نساحته
یه عالمه حرف نزده
یه عالمه بغل نگرفته
یه عالمه "دوستت دارم" نگفته
که هنوز تو تنم موندن و ته نشین نشدن افتادم.
یاد یه عالمه تو
که از این خیابون رفتی
و
از این دل نرفتی!
دوست داشتن رو که بلد نبودی
حداقل
رفتن رو یاد بگیر
با
تمامت
برو!
#محیا_زند
@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien
نوشته هاى آخر شب صادق ترن...خيلى وقته به اين جمله رسيدم ولى همش هلش دادم بره ته مهاى مغزم...جايى که معمولن حکم انبارى داره...هرچيزى رو ک نمى خوام درگيرش شم يا ى جورى پته امو مى ريزه رو آب و دست دلمو رو مى کنه تبعيد مى کنم همين جا!
ک ينى فلن دلم نمى خواد بپلکى دور و ورم...بفهم!
نمى فهمه ولى!مثه بچه هاى تخس زبونشو واسم درمياره و مى گه:نمى تونى ب من فک نکنى!تو ديگه درست بشو نيستى!عوض شدى!
منم مى گم باشه....فقط توروخدا بذار ى کم بخوابم!يه کممم!
لج مى کنه!مى گه:نع!
راضى مى شم!
مى گه: خب!من بپرسم يا خودت شروع مى کنى؟!
مى گم :نه!تو بپرس!
-يادته اون شبو که حرصتو درآورد؟!که گف مى خوام برم يه مدت نباشم؟!
+اوهوم يادمه!
-خب خوبه!يادته داشتى مثه خل و چلا گل پرپر مى کردى که مياد,نمياد...بعد يهو اسمس داد ده ديقه ديگه کافه روشنا؟!
+يادمه!
-يادته مى گف هروقت قرمز مى پوشى ياد کيک شاتوتى ميفتم؟!از همونايى که قنادى ارگ داره؟!
+يادمه!
-يادته برف ميومد ماشينش روشن نمى شد،گف مجبورى هل بدى بانو!شرمنده،ولى اين لامصب روشن نمى شه!توام پياده شدى تو سرما به زور هل دادى ماشينو....وقتى نشستى تو ماشين گف:اين مخمل قرمز چيه رو لپات؟!
+همه رو يادمه!!!ولم کن!
-ببين الانم برف مياد...
+آره!
-دلت چى مى خواد الان؟!
+دلم مى خواد دهنتو ببندى بذارى بخوابم...
-باشه!شب خوش ديوونه!
+بدم مياد ازت!
-از من گريزى نيست...من ناخودآگاهتم...خودتو درست کن!
+باشه خروس بى محل! ولى بازم متنفرم ازت!
#مريم_خسروى
@aevien💚💜
نوشته هاى آخر شب صادق ترن...خيلى وقته به اين جمله رسيدم ولى همش هلش دادم بره ته مهاى مغزم...جايى که معمولن حکم انبارى داره...هرچيزى رو ک نمى خوام درگيرش شم يا ى جورى پته امو مى ريزه رو آب و دست دلمو رو مى کنه تبعيد مى کنم همين جا!
ک ينى فلن دلم نمى خواد بپلکى دور و ورم...بفهم!
نمى فهمه ولى!مثه بچه هاى تخس زبونشو واسم درمياره و مى گه:نمى تونى ب من فک نکنى!تو ديگه درست بشو نيستى!عوض شدى!
منم مى گم باشه....فقط توروخدا بذار ى کم بخوابم!يه کممم!
لج مى کنه!مى گه:نع!
راضى مى شم!
مى گه: خب!من بپرسم يا خودت شروع مى کنى؟!
مى گم :نه!تو بپرس!
-يادته اون شبو که حرصتو درآورد؟!که گف مى خوام برم يه مدت نباشم؟!
+اوهوم يادمه!
-خب خوبه!يادته داشتى مثه خل و چلا گل پرپر مى کردى که مياد,نمياد...بعد يهو اسمس داد ده ديقه ديگه کافه روشنا؟!
+يادمه!
-يادته مى گف هروقت قرمز مى پوشى ياد کيک شاتوتى ميفتم؟!از همونايى که قنادى ارگ داره؟!
+يادمه!
-يادته برف ميومد ماشينش روشن نمى شد،گف مجبورى هل بدى بانو!شرمنده،ولى اين لامصب روشن نمى شه!توام پياده شدى تو سرما به زور هل دادى ماشينو....وقتى نشستى تو ماشين گف:اين مخمل قرمز چيه رو لپات؟!
+همه رو يادمه!!!ولم کن!
-ببين الانم برف مياد...
+آره!
-دلت چى مى خواد الان؟!
+دلم مى خواد دهنتو ببندى بذارى بخوابم...
-باشه!شب خوش ديوونه!
+بدم مياد ازت!
-از من گريزى نيست...من ناخودآگاهتم...خودتو درست کن!
+باشه خروس بى محل! ولى بازم متنفرم ازت!
#مريم_خسروى
@aevien💚💜
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
یه نفس عمیق کشید و دکمه تماس رو فشار داد. بعد یک دقیقه بوق خوردن رفت رو پیغامگیر.
چشماشو بست و قبل از اینکه پشیمون بشه تند تند شروع کرد به حرف زدن:
"به خودم و غرورم قول داده بودم دیگه هیچ سراغی ازت نگیرم. اما نشد.. اما نمیشه. الانم زنگ نزدم که مثلا سراغی ازت بگیرم یا مثل اوندفعه بگم برگرد و تو یا بی رحمی بگی نه! میخواستم بگم اون کافه لعنتی رو یادته؟ با کاکتوس های لب پنجره اش؟ با کتاب شعرهاش؟ با همون میز دونفره کنار پنجره اش؟ میخواستم بگم امروز دست خودمو کشیدم و بردم همونجا. اون میز دونفره کذایی پر بود. دونفر درست شبیه خودمون همونجا نشسته بودن. دیوونه بودن. مثل ما. هنوز عشق رو قبول داشتن. مثل... مثل خودشون. میخواستم بگم منطق های احمقانه ات نوش جان دیگری، بی رحمی کردی تو اون حالم رفتی... خیلی بی رحمی. میخواستم بگم دیگه مثل بعد رفتنت آشوب و سرگردون نیستم. اما هنوز صدای اِبی اذیتم میکنه. هنوز به شربت زعفرون مثل زن های ویاردار واکنش نشون میدم. هنوز ژلوفن نمیخورم. هنوز اون خیابون با کاج های بلندش اذیتم میکنه. هنوز اون لباس قرمزه رو نمیپوشم... هنوز گاهی جای خاطره هات درد میگیره و بغض میپیچه تو تنم. هنوز تنم از اون همه بد رفتنت کبوده. میخواستم بگم حماقته میدونم، اما هنوز دوسَـ... "
بوق قطع تماس پخش شد. زمان پیغامگیر تموم شده بود. یه آه کشید و گفت: این جمله لعنتی بازم ته گلوم موند.
گفتم: خب دوباره زنگ بزن!
گارسون رو صدا زد و گفت: نه دیگه. دوستت دارم ها گاهی گفتنشون دیر میشه. مال منم دیگه دیر شده. ته گلوم بمونه بهتره تا حواله آدمی بشه که دوست داشتن رو بلد نیست!
به گارسون سفارش یه اسپرسو داد.
گفتم: تو که هیچوقت قهوه نمیخوردی!
به میز شماره چهار که یه زوج با خنده داشتن برای هم شعر میخوندن خیره شد و گفت: آره... اما آدم گاهی باید یه چیزی بخوره شبیه حالش... مثلا یه چیزی به تلخی یه اسپرسو!
#محیا_زند
@aevien
چشماشو بست و قبل از اینکه پشیمون بشه تند تند شروع کرد به حرف زدن:
"به خودم و غرورم قول داده بودم دیگه هیچ سراغی ازت نگیرم. اما نشد.. اما نمیشه. الانم زنگ نزدم که مثلا سراغی ازت بگیرم یا مثل اوندفعه بگم برگرد و تو یا بی رحمی بگی نه! میخواستم بگم اون کافه لعنتی رو یادته؟ با کاکتوس های لب پنجره اش؟ با کتاب شعرهاش؟ با همون میز دونفره کنار پنجره اش؟ میخواستم بگم امروز دست خودمو کشیدم و بردم همونجا. اون میز دونفره کذایی پر بود. دونفر درست شبیه خودمون همونجا نشسته بودن. دیوونه بودن. مثل ما. هنوز عشق رو قبول داشتن. مثل... مثل خودشون. میخواستم بگم منطق های احمقانه ات نوش جان دیگری، بی رحمی کردی تو اون حالم رفتی... خیلی بی رحمی. میخواستم بگم دیگه مثل بعد رفتنت آشوب و سرگردون نیستم. اما هنوز صدای اِبی اذیتم میکنه. هنوز به شربت زعفرون مثل زن های ویاردار واکنش نشون میدم. هنوز ژلوفن نمیخورم. هنوز اون خیابون با کاج های بلندش اذیتم میکنه. هنوز اون لباس قرمزه رو نمیپوشم... هنوز گاهی جای خاطره هات درد میگیره و بغض میپیچه تو تنم. هنوز تنم از اون همه بد رفتنت کبوده. میخواستم بگم حماقته میدونم، اما هنوز دوسَـ... "
بوق قطع تماس پخش شد. زمان پیغامگیر تموم شده بود. یه آه کشید و گفت: این جمله لعنتی بازم ته گلوم موند.
گفتم: خب دوباره زنگ بزن!
گارسون رو صدا زد و گفت: نه دیگه. دوستت دارم ها گاهی گفتنشون دیر میشه. مال منم دیگه دیر شده. ته گلوم بمونه بهتره تا حواله آدمی بشه که دوست داشتن رو بلد نیست!
به گارسون سفارش یه اسپرسو داد.
گفتم: تو که هیچوقت قهوه نمیخوردی!
به میز شماره چهار که یه زوج با خنده داشتن برای هم شعر میخوندن خیره شد و گفت: آره... اما آدم گاهی باید یه چیزی بخوره شبیه حالش... مثلا یه چیزی به تلخی یه اسپرسو!
#محیا_زند
@aevien
بی خوابی میتونی علت های مختلفی داشته باشه
یاد رفته هات افتاده باشی
یاد نداشته هات
یاد نشده هات
یا مثلا یاد چشماش
یاد دستاش
یاد عطرش
یاد خاطره هاتون
و...
میبینی؟
کم بهونه نیست واسه بیخوابی...!
#محیا_زند
#مارا_همه_شب_نمیبرد_خواب
@aevien
یاد رفته هات افتاده باشی
یاد نداشته هات
یاد نشده هات
یا مثلا یاد چشماش
یاد دستاش
یاد عطرش
یاد خاطره هاتون
و...
میبینی؟
کم بهونه نیست واسه بیخوابی...!
#محیا_زند
#مارا_همه_شب_نمیبرد_خواب
@aevien