.: آویـــــــــــــــــن :.
1.62K subscribers
1.13K photos
130 videos
12 files
107 links
#محیا_زند 🌱

داستان هام:
+او
دستمال پارچه ای
با چشمهایش میخندید
شیطان، یک فرشته بود
آیه حضورت

ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Download Telegram
زخم بیهوده مزن؛
سینه‌ام از قلب تهی است...
#فاضل_نظری
که با اومیتوان نوشیدساغرهای خالی را…
#فاضل_نظری
چشمت به چشم ما
و دلت پیش دیگریست!
#فاضل_نظری
مرا بازیچه خود ساخت؛
چو موسی که دریا را :)
#فاضل_نظری
ای رفته کم‌ کم از دل و جان
ناگهان بیا…
#فاضل_نظری
صبرم، کفافِ این همه غم را نمی‌دهد...
#فاضل_نظری
بی تو هر لحظه مرا بیمِ فرو ریختن است ...!
#فاضل_نظری
آتش بزن مرا که به جز شاخه های خشک؛
باقی نمانده از تن من چیز دیگری !
#فاضل_نظری
گفت : روزی باز میگردم، فراموشم مکن!
گفتمش : در بی وفایی نیز کامل نیستی:)
#فاضل_نظری
به هم شبیه؛
به هم مبتلا؛
به هم محتاج...
چنان دو نیمه‌ی سیبی که هر دو نیم به هم!
#فاضل_نظری
‏اگر تنها شدم غم نیست،
خاطرجمع باش ای دل؛
که گر با دیگران بیگانه ام، با خویش مأنوسم!
#فاضل_نظری
از عادت کردن فرار میکرد؛
به فرار کردن عادت کرده بود!
گر تو هم چون ما پریشان حال و تنهایی بیا؛
جمع، جمعِ مردمِ تنهاست؛
می آیی بیا.
#فاضل_نظری
اگر از کشته خود نام و نشان میپرسی
عاشقی شیوه ما بود
و
جنون پیشه ما
#فاضل_نظری
«ساده بگویم یحیی. زن‌ها همیشه می‌ترسند، از اینکه موی کوتاه بهشان نیاید، از اینکه خوب آرایش نکنند، از اینکه بلند بخندند، و از اینکه مردی ترکشان کند. زن‌ها همیشه می‌ترسند اما زن‌ها ترسو نیستند یحیی. با تمام این ترس‌ها، مویشان را کوتاه می‌کنند، زیبا آرایش می‌کنند، بلند می‌خندند و مردی را که دوستشان ندارد، ترک می‌کنند.»
خورده‌ایم، نوشیده‌ایم، با شگفتی به تماشای ستاره‌ها نشسته‌ایم، چند نفری را دوست داشته‌ایم، کمی اعتراض کرده‌ایم، کمی زندگی کرده‌ایم، کمی دیگر نیز زندگی خواهیم کرد...
#رزه_آوسلندر
‎بهم گفت: " نميگم اگه بگى دوستم ندارى و منو نميخواى ميرم سر به بيايون ميزارم و ميميرم!
‎نه!
‎واقعيت اينه هيچ آدمى از لحاظ جسمى از نبودِ كسى نميميره؛ اما خب بحث روح جداست!
‎فقط ميگم ببين اگه باشى، اگه دوستم داشته باشى صبح ها قشنگ تر شروع ميشن، شب ها راحت خوابم ميبره، كابوس نميبينم، همه چيز رويا ميشه!
‎ديگه هشت صبح ها قيل و قالِ گنجيشك هاىِ روىِ درخت حياط اعصاب خورد كن نيست!
‎اخماىِ آقاىِ مدير قشنگ ميشه برام!
‎تو زمستون ها بارون مثلِ خورشيد گرمم ميكنه، تو تابستونا گرماىِ خورشيد باد خنك ميشه رو تنم!
روزنامه ها و اخبار اقتصادى جهان هم اندازه شعراىِ مولانا و شاملو عاشقانه ميشن!
‎حتى ميتونم خوردن خورشت كرفس رو هم تحمل كنم!
‎هيچ خيابون و مسافتى براىِ قدم زدن طولانى نيست!
‎هيچ كارى خسته كننده نيست!
‎هيچ موسيقى اى هجو نيست!
‎هيچ رنگى زشت نيست!
‎هيچ غذايى بدمزه نيست!
‎ببين دلربا، نميگم نباشى ميميرم ولى اگه باشى من ميتونم واقعا زندگى كنم! "

‎من ساكت مونده بودم تا نفس ام بالا بياد و بگم: ديوآنه، من مدت هاست كه شيفته انقدر صادقآنه ديوآنه بودنت شدم!
#محیا_زند

@aevien ☁️
امروز از صبح یکی از شعرای فروغ قشنگم افتاده تو ذهن و دهنم، شعری که جزو اولین شعرهایی بود که باهاش با دنیای شعر آشنا شدم، حفظش کردم و اولین شعریه که عاشقش شدم و باهاش فروغ خیلی عزیزم رو شناختم.
خلاصه گفتم بهونه شه برام بیام اینجا یه سلام بدم و اینارو بگم و براتون بزارمش.
نگاه کن که غم درون دیده‌ام
چگونه قطره قطره آب میشود
چگونه سایهٔ سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب میشود…
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها…
کنون که آمدیم تا به اوجها
مرا بشوی با شراب موجها
مرا بپیچ در حریر بوسه‌ات
مرا بخواه در شبان دیر پا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره‌ها جدا مکن…