.: آویـــــــــــــــــن :.
بعدتر فكر كردم چقدر دلم ميخواد حرف بزنم، چقدر دلم ميخواد حرف هايى كه چسبيدن تو گلوم رو با كاردك قلم از ديواره گلوم جدا كنم و بريزم بيرون، اما نميشه، نميتونم! نميدونم از بى حوصلگيه، لجبازى با خودم يا نا اميدى اى كه بخاطر بى فايده بودنشه! نميدونم، خيلى نميدونم…
بین پیام ناشناس هام این یکی خیلی ذهنمو درگیر کرد، چون وقتی رفتم به این پیام و بقیه اش رو خوندم دیدم که عه آره پیداش کردم!
تمام این مدت این برام سئوال بود از کی واقعا شروع کردم به ساکت شدن؟ عوض شدن؟ مایا شدن؟
دیدم تو همون روزها بود!
از همون موقع شروع کردم به هجو شدن، به عمدا زیر برف موندن!
و تیکه مزخرف و ناراحت کننده ترش برام اینه که دلم نمیخواد تمومش کنم!
نه اینکه فقط بخاطر عادت باشه یا راحت تر بودنش، نه!
آدما و اجتماع جوری شدن که انگار لیاقتشون همینجوری بودنه:)
تمام این مدت این برام سئوال بود از کی واقعا شروع کردم به ساکت شدن؟ عوض شدن؟ مایا شدن؟
دیدم تو همون روزها بود!
از همون موقع شروع کردم به هجو شدن، به عمدا زیر برف موندن!
و تیکه مزخرف و ناراحت کننده ترش برام اینه که دلم نمیخواد تمومش کنم!
نه اینکه فقط بخاطر عادت باشه یا راحت تر بودنش، نه!
آدما و اجتماع جوری شدن که انگار لیاقتشون همینجوری بودنه:)
برای جبران نامرتب فاضل خونی وپیدا کردن کمی نور برای خودم امروز تک مصرع قشنگ از این عزیزقلبم بخونیم:
«ساده بگویم یحیی. زنها همیشه میترسند، از اینکه موی کوتاه بهشان نیاید، از اینکه خوب آرایش نکنند، از اینکه بلند بخندند، و از اینکه مردی ترکشان کند. زنها همیشه میترسند اما زنها ترسو نیستند یحیی. با تمام این ترسها، مویشان را کوتاه میکنند، زیبا آرایش میکنند، بلند میخندند و مردی را که دوستشان ندارد، ترک میکنند.»
خوردهایم، نوشیدهایم، با شگفتی به تماشای ستارهها نشستهایم، چند نفری را دوست داشتهایم، کمی اعتراض کردهایم، کمی زندگی کردهایم، کمی دیگر نیز زندگی خواهیم کرد...
#رزه_آوسلندر
#رزه_آوسلندر
بهم گفت: " نميگم اگه بگى دوستم ندارى و منو نميخواى ميرم سر به بيايون ميزارم و ميميرم!
نه!
واقعيت اينه هيچ آدمى از لحاظ جسمى از نبودِ كسى نميميره؛ اما خب بحث روح جداست!
فقط ميگم ببين اگه باشى، اگه دوستم داشته باشى صبح ها قشنگ تر شروع ميشن، شب ها راحت خوابم ميبره، كابوس نميبينم، همه چيز رويا ميشه!
ديگه هشت صبح ها قيل و قالِ گنجيشك هاىِ روىِ درخت حياط اعصاب خورد كن نيست!
اخماىِ آقاىِ مدير قشنگ ميشه برام!
تو زمستون ها بارون مثلِ خورشيد گرمم ميكنه، تو تابستونا گرماىِ خورشيد باد خنك ميشه رو تنم!
روزنامه ها و اخبار اقتصادى جهان هم اندازه شعراىِ مولانا و شاملو عاشقانه ميشن!
حتى ميتونم خوردن خورشت كرفس رو هم تحمل كنم!
هيچ خيابون و مسافتى براىِ قدم زدن طولانى نيست!
هيچ كارى خسته كننده نيست!
هيچ موسيقى اى هجو نيست!
هيچ رنگى زشت نيست!
هيچ غذايى بدمزه نيست!
ببين دلربا، نميگم نباشى ميميرم ولى اگه باشى من ميتونم واقعا زندگى كنم! "
من ساكت مونده بودم تا نفس ام بالا بياد و بگم: ديوآنه، من مدت هاست كه شيفته انقدر صادقآنه ديوآنه بودنت شدم!
#محیا_زند
@aevien ☁️
نه!
واقعيت اينه هيچ آدمى از لحاظ جسمى از نبودِ كسى نميميره؛ اما خب بحث روح جداست!
فقط ميگم ببين اگه باشى، اگه دوستم داشته باشى صبح ها قشنگ تر شروع ميشن، شب ها راحت خوابم ميبره، كابوس نميبينم، همه چيز رويا ميشه!
ديگه هشت صبح ها قيل و قالِ گنجيشك هاىِ روىِ درخت حياط اعصاب خورد كن نيست!
اخماىِ آقاىِ مدير قشنگ ميشه برام!
تو زمستون ها بارون مثلِ خورشيد گرمم ميكنه، تو تابستونا گرماىِ خورشيد باد خنك ميشه رو تنم!
روزنامه ها و اخبار اقتصادى جهان هم اندازه شعراىِ مولانا و شاملو عاشقانه ميشن!
حتى ميتونم خوردن خورشت كرفس رو هم تحمل كنم!
هيچ خيابون و مسافتى براىِ قدم زدن طولانى نيست!
هيچ كارى خسته كننده نيست!
هيچ موسيقى اى هجو نيست!
هيچ رنگى زشت نيست!
هيچ غذايى بدمزه نيست!
ببين دلربا، نميگم نباشى ميميرم ولى اگه باشى من ميتونم واقعا زندگى كنم! "
من ساكت مونده بودم تا نفس ام بالا بياد و بگم: ديوآنه، من مدت هاست كه شيفته انقدر صادقآنه ديوآنه بودنت شدم!
#محیا_زند
@aevien ☁️