خب؛
من با ادمین آوین بعد از دوسال خداحافظی کردم ( این چندوقت نود درصد پست هارو ایشون میزاشتن و یه دوره هایی من)، خداحافظی کردم که بلکه بتونم خودمو مجبور به فعالیت و نوشتن کنم بعد از سال ها، که دوباره دستام شاید جون گرفتن واسه تولد کلمه ها.
من با ادمین آوین بعد از دوسال خداحافظی کردم ( این چندوقت نود درصد پست هارو ایشون میزاشتن و یه دوره هایی من)، خداحافظی کردم که بلکه بتونم خودمو مجبور به فعالیت و نوشتن کنم بعد از سال ها، که دوباره دستام شاید جون گرفتن واسه تولد کلمه ها.
📅 ۱۵ آبان ۱۴۰۲ ⏰ ۱۲:۵۰:۲۶
متن پیام: هروقت که پیامی تو اوین میومد متن رو که میخوندم میفهمیدم که تویی یا نه
سلیقه ات همیشه خاص و مشخص بوده
و بعد که اسم پایین متن رو میدیدم که نوشته مایا یا نه مطمن میشدم
چه خوب که تمام خودت برگشته خانوم زند عزیز و زیبام
متن پیام: هروقت که پیامی تو اوین میومد متن رو که میخوندم میفهمیدم که تویی یا نه
سلیقه ات همیشه خاص و مشخص بوده
و بعد که اسم پایین متن رو میدیدم که نوشته مایا یا نه مطمن میشدم
چه خوب که تمام خودت برگشته خانوم زند عزیز و زیبام
برای شروع شعرخوندن دوباره مون اینبار میخوام برای چند روز ( چون بیت های ناب خیلی خیلی خیلی زیاد داره) قفلی بزنیم رو فاضل نظری بشدت محترم و عزیزم.
.: آویـــــــــــــــــن :.
@aevien دوم شهريور نودرونج وقتى بآ هزآر مكآفات بدونِ وقتِ قبلى به سه تا دختر جوون با ادا اطوار عجيب و انگشتاىِ از استرس بنفش شده اجازه ديدنش رو دادن وقتى نشستيم جلوش و كوهِ هيجآن بوديم، نه بخاطر ديدن محبوب ترين شاعر مشتركمون، بخاطرِ حرف هاىِ تو گلو مونده…
و این.
که هردوشون برای هزارسال پیش ان.
ولی هروقت بحث فاضل میشه انگشتام و حافظه تصویریم یادشون میافته.
که هردوشون برای هزارسال پیش ان.
ولی هروقت بحث فاضل میشه انگشتام و حافظه تصویریم یادشون میافته.
نه سر در عَقل می بندم؛
نه دل در عشق می بازم
که این نامرد بی درد است
و آن پُردرد نامرد است...
#فاضل_نظری
نه دل در عشق می بازم
که این نامرد بی درد است
و آن پُردرد نامرد است...
#فاضل_نظری
.: آویـــــــــــــــــن :.
یک بار به اصرار تو عاشق شدم ای دل این بار اگر اصرار کنی وای به حالت! #فاضل_نظری
یا وقتی که تو اون غزل معروفش از کتاب آنها میگه:
یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد یک بار دگر،
بار دگر،
بار دگر نه :)
یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد یک بار دگر،
بار دگر،
بار دگر نه :)
.: آویـــــــــــــــــن :.
یا وقتی که تو اون غزل معروفش از کتاب آنها میگه: یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد یک بار دگر، بار دگر، بار دگر نه :)
خیلی وقته توی آینه به یکی قول دادم که تو هر نوع ارتباطی آدم هارو به اندازه لیاقتشون دوست داشته باشم؛
به اندازه ای که به خودم آسیب نزنه؛
که خودم رو تو اولویت دوم قرار نده.
به آدم تو آینه قول دادم بیشتر از همه دوسش داشته باشم:)
به اندازه ای که به خودم آسیب نزنه؛
که خودم رو تو اولویت دوم قرار نده.
به آدم تو آینه قول دادم بیشتر از همه دوسش داشته باشم:)
هم از سکوت گریزان، هم از صدا بیزار
چنین چرا دلتنگم؟
چنین چرا بیزار!
تمام خانه سکوت و تمام شهر صداست
از این سکوت گریزان
از آن صدا بیزار…
#فاضل_نظری
چنین چرا دلتنگم؟
چنین چرا بیزار!
تمام خانه سکوت و تمام شهر صداست
از این سکوت گریزان
از آن صدا بیزار…
#فاضل_نظری
گفت: یه عصر رندوم از روزهایی که دیگه شبیه آدم بزرگ ها محتاط و عاقلانه زندگی میکنی و سال های خیلی زیادی از اون روزهای دیوونگیت گذشته یهو تو خیابون یکی رو میبینی که خیلی شبیهشه و فکر میکنی خودشه، قلبت میریزه و یخ میکنی نه مثل آدم عاشقی که معشوقش رو دیده، نه! آدم بزرگ که میشی دیگه اونقدر خالص نیستی و مدت هاست اون حس دوست داشتن تو وجودت قبر شده، دلت برای خودت تنگ میشه ، برای اون خودِ دیوونه خوبی که بودی.
پرسیدم: آدم بزرگ بودن چجوریه؟
سر تا اون لحظه پایینش رو بالا آورد، نگاهم کرد و گفت: آدمایی که انقدر دچار جبرگرایی دنیا شدن که دیگه دوست داشتناشون رو دوست ندارن.
#محیا_زند
@aevien ☁️
پرسیدم: آدم بزرگ بودن چجوریه؟
سر تا اون لحظه پایینش رو بالا آورد، نگاهم کرد و گفت: آدمایی که انقدر دچار جبرگرایی دنیا شدن که دیگه دوست داشتناشون رو دوست ندارن.
#محیا_زند
@aevien ☁️