نشسته بود لبه نرده تراس و پاهاش رو آویزون کرده بود رو به کوچه، بهش گفتم: حداقل اینوری بشین، میافتی.
شونه ای بالا انداخت و گفت: آدمیزاد تا وقتی هنوز کله اش باد داره و کتک زندگی بهش نخورده میشینه برای خودش خیال خام میکنه، برنامه دنیای رنگی و بزرگشو میچینه، زندگی با آدمی که عاشقشه، کاری که دوست داره، آدمی که میخواد بشه و بهش افتخار کنه.
اما نمیدونه زندگی چقدر عوضیه، چندسال میگذره به خودت میای میبینی اون دنیایی که میخواستیش با دنیایی که داری توش زندگی میکنی از زمین تا آسمون فرق داره.
آدم مورد علاقه ات همخونه یه غریبه دیگه اس، کاری رو انجام میدی که فقط ادامه داده باشی و جایی وایسادی که دیگه اون همه رویا مرده و تو شدی آدمی که سخت چنگ زده به همه چیز اما دستش به هیچ جا بند نشده و حالا درونش هیچ پروانه ای پر نمیزنه.
به چشماش نگاه کردم، آدمی رو دیدم که روی تپه پروانه های مرده وایساده و دیگه هیچ افتادنی انگار براش مهم نیست.
#محیا_زند
@aevien 🌱
شونه ای بالا انداخت و گفت: آدمیزاد تا وقتی هنوز کله اش باد داره و کتک زندگی بهش نخورده میشینه برای خودش خیال خام میکنه، برنامه دنیای رنگی و بزرگشو میچینه، زندگی با آدمی که عاشقشه، کاری که دوست داره، آدمی که میخواد بشه و بهش افتخار کنه.
اما نمیدونه زندگی چقدر عوضیه، چندسال میگذره به خودت میای میبینی اون دنیایی که میخواستیش با دنیایی که داری توش زندگی میکنی از زمین تا آسمون فرق داره.
آدم مورد علاقه ات همخونه یه غریبه دیگه اس، کاری رو انجام میدی که فقط ادامه داده باشی و جایی وایسادی که دیگه اون همه رویا مرده و تو شدی آدمی که سخت چنگ زده به همه چیز اما دستش به هیچ جا بند نشده و حالا درونش هیچ پروانه ای پر نمیزنه.
به چشماش نگاه کردم، آدمی رو دیدم که روی تپه پروانه های مرده وایساده و دیگه هیچ افتادنی انگار براش مهم نیست.
#محیا_زند
@aevien 🌱
كي يبقى الجميل في
عينيك جميلاً ،
لاتقترب منه كثيراً.
برای اینکه زیبایی
در چَشمانتان زیبا بمانَد،
زیاد به آن نزدیک نشوید...
#جبران_خليل_جبران
عينيك جميلاً ،
لاتقترب منه كثيراً.
برای اینکه زیبایی
در چَشمانتان زیبا بمانَد،
زیاد به آن نزدیک نشوید...
#جبران_خليل_جبران
راست میگفت؛ بعضی از آدمها نمیتونن خوب نباشن، خوبی نکنن. ذاتشون اینه. خوبینکردن واسهشون مثل اینه که من و تو نفس نکشیم. همیشه باید بالای خط میانگین باشن و اگر حتی به حالت طبیعی نزدیک بشن هم فکر میکنن جفا کردند؛ در حالی که حتی قادر به آزار آدمهایی که اذیتشون هم کردند، نیستند. و این آدمها چقدر من رو یاد این بیت حسین صفا میندازه:
«زیرا که در نهایت اندوه
از هرکه لطمه میزد و میرفت
لبخند را دریغ نکردیم
لبخند نیز آفت ما شد
زیرا که در نهایت لبخند
یکشب بدون گریه نخفتیم».
«زیرا که در نهایت اندوه
از هرکه لطمه میزد و میرفت
لبخند را دریغ نکردیم
لبخند نیز آفت ما شد
زیرا که در نهایت لبخند
یکشب بدون گریه نخفتیم».
خب؛
من با ادمین آوین بعد از دوسال خداحافظی کردم ( این چندوقت نود درصد پست هارو ایشون میزاشتن و یه دوره هایی من)، خداحافظی کردم که بلکه بتونم خودمو مجبور به فعالیت و نوشتن کنم بعد از سال ها، که دوباره دستام شاید جون گرفتن واسه تولد کلمه ها.
من با ادمین آوین بعد از دوسال خداحافظی کردم ( این چندوقت نود درصد پست هارو ایشون میزاشتن و یه دوره هایی من)، خداحافظی کردم که بلکه بتونم خودمو مجبور به فعالیت و نوشتن کنم بعد از سال ها، که دوباره دستام شاید جون گرفتن واسه تولد کلمه ها.
📅 ۱۵ آبان ۱۴۰۲ ⏰ ۱۲:۵۰:۲۶
متن پیام: هروقت که پیامی تو اوین میومد متن رو که میخوندم میفهمیدم که تویی یا نه
سلیقه ات همیشه خاص و مشخص بوده
و بعد که اسم پایین متن رو میدیدم که نوشته مایا یا نه مطمن میشدم
چه خوب که تمام خودت برگشته خانوم زند عزیز و زیبام
متن پیام: هروقت که پیامی تو اوین میومد متن رو که میخوندم میفهمیدم که تویی یا نه
سلیقه ات همیشه خاص و مشخص بوده
و بعد که اسم پایین متن رو میدیدم که نوشته مایا یا نه مطمن میشدم
چه خوب که تمام خودت برگشته خانوم زند عزیز و زیبام
برای شروع شعرخوندن دوباره مون اینبار میخوام برای چند روز ( چون بیت های ناب خیلی خیلی خیلی زیاد داره) قفلی بزنیم رو فاضل نظری بشدت محترم و عزیزم.
.: آویـــــــــــــــــن :.
@aevien دوم شهريور نودرونج وقتى بآ هزآر مكآفات بدونِ وقتِ قبلى به سه تا دختر جوون با ادا اطوار عجيب و انگشتاىِ از استرس بنفش شده اجازه ديدنش رو دادن وقتى نشستيم جلوش و كوهِ هيجآن بوديم، نه بخاطر ديدن محبوب ترين شاعر مشتركمون، بخاطرِ حرف هاىِ تو گلو مونده…
و این.
که هردوشون برای هزارسال پیش ان.
ولی هروقت بحث فاضل میشه انگشتام و حافظه تصویریم یادشون میافته.
که هردوشون برای هزارسال پیش ان.
ولی هروقت بحث فاضل میشه انگشتام و حافظه تصویریم یادشون میافته.
نه سر در عَقل می بندم؛
نه دل در عشق می بازم
که این نامرد بی درد است
و آن پُردرد نامرد است...
#فاضل_نظری
نه دل در عشق می بازم
که این نامرد بی درد است
و آن پُردرد نامرد است...
#فاضل_نظری
.: آویـــــــــــــــــن :.
یک بار به اصرار تو عاشق شدم ای دل این بار اگر اصرار کنی وای به حالت! #فاضل_نظری
یا وقتی که تو اون غزل معروفش از کتاب آنها میگه:
یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد یک بار دگر،
بار دگر،
بار دگر نه :)
یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد یک بار دگر،
بار دگر،
بار دگر نه :)
.: آویـــــــــــــــــن :.
یا وقتی که تو اون غزل معروفش از کتاب آنها میگه: یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد یک بار دگر، بار دگر، بار دگر نه :)
خیلی وقته توی آینه به یکی قول دادم که تو هر نوع ارتباطی آدم هارو به اندازه لیاقتشون دوست داشته باشم؛
به اندازه ای که به خودم آسیب نزنه؛
که خودم رو تو اولویت دوم قرار نده.
به آدم تو آینه قول دادم بیشتر از همه دوسش داشته باشم:)
به اندازه ای که به خودم آسیب نزنه؛
که خودم رو تو اولویت دوم قرار نده.
به آدم تو آینه قول دادم بیشتر از همه دوسش داشته باشم:)
هم از سکوت گریزان، هم از صدا بیزار
چنین چرا دلتنگم؟
چنین چرا بیزار!
تمام خانه سکوت و تمام شهر صداست
از این سکوت گریزان
از آن صدا بیزار…
#فاضل_نظری
چنین چرا دلتنگم؟
چنین چرا بیزار!
تمام خانه سکوت و تمام شهر صداست
از این سکوت گریزان
از آن صدا بیزار…
#فاضل_نظری