.: آویـــــــــــــــــن :.
1.62K subscribers
1.13K photos
130 videos
12 files
107 links
#محیا_زند 🌱

داستان هام:
+او
دستمال پارچه ای
با چشمهایش میخندید
شیطان، یک فرشته بود
آیه حضورت

ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Download Telegram
اینجا داره بارون میاد و هوا، هوایِ شعره :)
اندفعه شما بهم بگید؛
از کدوم شاعر یا کدوم کلمه؟
خب، اکثر گفتید چون هوا بارونیه با کلمه بارون شعر بخونیم :)
میان آسمان من چه غوغایی به پا کردی
که در آفتاب تابستان هنوز باران می بارد.

دلیلش را نمی دانم ،ولی چیزی درون من
اگر چه از تو دلگیرم مرا سوی تو می آرد.
#حسین‌وصال‌پور
أخاف أن تُمطر الدُّنيا ولستِ معي
فمنذ رحتِ وعندي عقدةُ المطرْ...

می‌ترسم که باران بیاید و تو در کنارم نباشی
از روزی که رفته‌ای هراس آمدن باران را دارم...
#نزار_قبانی
بنجشک [ گنجشک ] چگونه لرزد از باران ؟
چون یاد کنم تو را ، چنان لرزم ...
#ابوالعباس_ربنجنی
مگر ملال تو را مي توان به باران شست؟!
#حسين_منزوی
چه‌قدر این دوست‌ داشتن‌های بی‌ دلیل
خوب است.
مثل همین بارانِ بی سوال که هی می‌بارد...
#سیدعلی_صالحی
حکایتِ بارانِ بی امان است؛
این گونه که من دوستت می‌دارم…
#شمس_لنگرودی
ما دو پیراهن بودیم،
بر یک بند...!
یکی را باد برد...
دیگری را باران هر روز
خیس میکند!
#رویا_شاه_حسین_زاده
از قول من به باران بی‌امان بگو :
دل اگر دل باشد،
آب از آسیاب علاقه ‌اش نمی‌افتد...
#سید_علی_صالحی
و او
به شیوه ی باران
پر از طراوت تکرار بود...
#سهراب_سپهری
.: آویـــــــــــــــــن :.
Alireza Ghorbani – Pol [MusiceSal.Com]
🎶
از تو می‌خواهم خودت را مثل باران از بهار
از تو می‌خواهم قرار روزهای بی‌قرار
#احمد_امیرخلیلی
Mahya Zand
Homayoun Shajarian – Gerye Miayad Mara
 🎶
ابر می بارد و من می شوم از یار جدا
چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا

ابر و باران و من و یار ستاده به وداع
من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا
#امیرخسرو_دهلوی
میگم دلبر
مگه نمیبینی زندگی چقدر داره زور میگه بهمون ؟
مگه کم کبود شدیم از دستش ؟
مگه کم دویدیم و نرسیدیم به آرزوها ؟
دِ بابا حداقل شما دلبرا، يارا بمان و سر سازگاری بزار با ما؛
بشين كنارم شعر بخونیم همو بغل کنیم و زور دنیا رو کم کنیم ؛
بیا که کنار شما راحت‌تر از گلومون پایین میره این زهر دنیا...
#محیا_زند

@aevien ☁️
از اوضاع و احوال حقیر خواسته باشید مانند سابق به طرز احمقانه‌ای می‌گذرد. فقط روزها می‌آیند و می‌روند؛ نه حقی داریم که از کسی بازخواست کنیم نه میهنی که به گذشته و آینده‌ی آن علاقه‌مند باشیم. نه آینده‌ای که برای بهبودی آن بکوشیم و نه زال و زاتولی که در تأمین آینده‌ی آن تلاشی بکنیم و نه دماغی و دلی که به کاری سر خودمان را گرم کنیم. بدتر از Huis clos [دوزخ] سارتر همه‌چیز بی‌طرفانه می‌گذرد؛ با جار و جنجال و سروصدا. ما هم روزی چند چروک بیش‌تر، چند ناخوشی تازه، چند موی سفید برای فردای خودمان ذخیره می‌کنیم. از زندگی حیوانی و نباتی هم گذشته، به حالت سنگ افتاده‌ایم. این هم یک جور-اش است: گیتی است کی پذیرد همواری؟

[نامه‌ی صادق هدایت به شهیدنورایی به تاریخ 5 آذرماه 1328]
چه سبک می‌بود بار مصیبت ما، اگر اندوهمان به اشک شسته می‌شد.


بسى رشک مى‌برم بر آن پست‌ترینِ جانوران
که مى‌توانند در آغوشِ خوابى ابلهانه، غرقه شوند
و به آهستگى کلافِ رشته‌هاى زمان را پنبه کنند.
داشتن و نداشتن، هر دو رنج است.
داشتن، غصّه‌ى جدايى را دارد و نداشتن، تلخىِ محروميت و زخمِ تحقير.
و سرشارى و كامروايى هم، رنج پوچى را دارد و دردِ بى‌دردى؛
كه دل آدم، از دنيا بزرگ‌تر است. دل ما، از تمامى هستى، بزرگ‌تر است . . .

#علی_صفایی_حائری
📅 ۲۸ تیر ۱۴۰۲ ۲۳:۳۳:۰۵

متن پیام: میدونم که چقدر همه چیز بده و چقدر چند دسته شدن آدما
منم راستش میترسم از قضاوتشون ولی امشب یادت افتادم محیا که هر سال ده شب اول محرم استوری میذاشتی:
به رسم عشق و ادب تا ده شب اول
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ
وَ عَلى اَولادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
من از قضاوت شدن نمیترسم فقط اینستا دیگه فعالیت نمیکنم کلا که بزارم:) ، حب قلبی من به این خانواده محترم همیشه بوده و میمونه، بارها و بارها و بارها گفتم من این خونواده رو جدای هر حکومت و نماینده و حتی مذهبی دوست دارم( حتی جدای اسلام)، مثل یه اسطوره دوستش دارم:)


من برای عزیزایی که تو این نزدیک به یکسال از دست دادیم، برای حال و روزمون، برای بی وطن شدن مون، برای گریه هامون، برای عقب موندنمون از دنیا، برای … گریه کردم و میکنم، حرص خوردم و میخورم، مشت زدم و میزنم اما برای این خانواده هم گریه میکنم، برای محبتشون که همیشه کنج قلبمه.
میدونی؟
راستش اصلا هم نمیخوام بگم که اصل این دین رو جدا کنید از حکومت و اینجور چیزها، انقدددر زیاد به همه چیز گند خورده که راه دفاعی نزاشته، هرکی هم فحش بده حق داره.
مثلا حق دارید بیاید لب تشنگی خدانور مون رو با تشنگی عاشورا مقایسه کنید و فحش رو بکشید به سرتاپای حکومت و عزاداریشو زیر سئوال ببرید.
اما لطفا خود عاشورا و عزیزای قلب یسری مون رو زیر سئوال نبرید و بهش توهین نکنید، همین یسری هایی که بخدا هم پاتون میجنگیم و خون دل میخوریم.
لطفا حرمت عزیزقلب این یسری هارو نگه دارید:)