.: آویـــــــــــــــــن :.
1.62K subscribers
1.13K photos
130 videos
12 files
107 links
#محیا_زند 🌱

داستان هام:
+او
دستمال پارچه ای
با چشمهایش میخندید
شیطان، یک فرشته بود
آیه حضورت

ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Download Telegram
بدترین حال برای آدمیزاد وقتیه که حالش خوب نیست!
اما نه امکان گریز داره نه توان موندن.
@aevien 🌱
بيا برگرديم به روزِ اول، به همونجايى كه تو كتابخونه دانشگاه بينِ قفسه هاىِ ادبيات كلاسيك چشم تو چشم شديم، بدونِ قصد و اتفاقى دست جفتمون رفت سمت هملتِ شكسپير و باز لبخند و چشم تو چشم شدن!
به باردوم، باز اتفاقى هم رو ديدن بينِ همون قفسه ها، همصحبت شدن راجع به تموم كتاب هاىِ جهان!
به بارِ سوم، قهوه خوردن تو كنج كافه محبوبت ، اول حرف زدن راجع به كتاب ها و بعد راجع به خودمون و علايقمون!
به بارِ چهارم، راه رفتن رو لبه جدول خيابون، خنديدن و تماما حرف زدن راجع به خودمون!
به بارِ هفتم، زيرِ بارون ديدن برقِ چشمات تو نورِ بيجونِ چراغِ كوچه و حرمتِ اولين دوستت دارم!
به بارِ دهم، خيابونِ فرعى گل ها، حريمِ امنِ اولين بغل!
به بارِ سيزدهم، نقطه بلند ِ شهر، صداىِ شب، روشنايى ستاره ها، بلند شدن رو انگشت هاىِ پا ، تركيبِ حُرمِ مقدسِ نفس ها و اولين بوسه!
به بارِ نوزدهم، اولين كادو تولد!
به بارِ بيست و سوم، اولين سفر، پابرهنه راه رفتن رو شن هاىِ ساحل موقع طلوع خورشيد، روياىِ مشترك ساختن براىِ آينده و قولِ هميشه موندن و بودن!
به بار فلان و چندم، اولين دعوا...
چه ميدونم، بيا برگرديم به يكى از اين بار هاىِ لامصب، به يكى از اين اولين ها!
بيا برگرديم به يكى از اين اولين ها و جلوىِ همه چيز رو بگيريم!
بيا بزنيم تو گوشِ هم و بگيم بيدار شو از رويا، جلوتر نرو، آخر اين جاده رسيدن نيست، درده!


چندتا اولين رو چندمين كرديم تا سرمون به سنگ بخوره و بفهميم عشق، پتياره افسونگريه كه به مسلخ درد ميكشه آدم رو؟!
چند نفر مثلِ ما بايد جاده رو بارها برن جلو و به انتهاىِ جاده نرسن تا عشق سيرابِ قربانى كردن بشه؟!
عشق؛ پتياره غمگين، بس نيست اين همه قربانى؟!
#محیا_زند
@aevien 🌱
پرسيد: خب؛ بعدش چكار كردى؟!
جواب دادم: فقط خوابيدم!
تا اونجايى كه ميتونستم چشمامو رو هم فشار دادم تا بيدار نشم!
گفت: تاثيرى هم داشت؟!
گفتم: البته!
بنظر من بيخبرىِ خواب هوشمندانه ترين استراتژىِ دفاعىِ بشر جلوى غم و غصه اس!
اون بيخبرىِ ملسش...فقط ايرادش اونجاست كه وقتى بيدار ميشى به اندازه ساعت هايى كه خواب بودى غم قلبتو تو دستاش ميگيره!
گفت: ولى ميدونى تيكه بدترش كجاست؟!
يوقتايى انقدر غمگينى كه حتى خوابت هم نميبره و اونموقع درد بزرگتره!
#محیا_زند
از مجموعه #خسرو_بخواند
نه خاکی که مظلوم توش خوابیده سرد میشه؛
نه داغ عزیز کهنه !
زخم وقتی عمیق باشه تا همیشه جاش رو تن میمونه.

این روزها چه زخم های عمیقی رو تن‌مون میشینه…
دلم میخواد گلوم رو از تنم جدا میکردم، داخلشو نشون میدادم و میگفتم: ببین، ببین چقدر کلمه و جیغ و گریه توش گیر کرده و بیرون نمیریزه!
ببین چقدر زخم داره …
آخ بچه طفلک …
بمیرم برای دل مادرت که فهمید.
رویای بوسه در آزادی …
@aevien 🌱
دارم فکر میکنم به حجم بی امان غربت این سال ها!
به بعد از تو که همه غریبه بودند و غریبه شدند، جز چند نفری که یا شبیهت بودند، یا تورا میشناختند!
فکر میکنم به مردهای بعد از تو؛ خوش چهره و خوش انصاف، بد ذات و بد دل، شاعر و عاشق، محزون و معروف، سیاستمدار و ثروتمند... که هیچکدام، میفهمی؟! هیچکدام "تو، مردِ معمولى خودم" نشدند!
به جمع هاىِ دوستانه خوشايند بعد از تو كه هيچكدام حزن اين دل ديوانه را قانع نكردند!
دارم فكر ميكنم به همه چيزِ بعد از تو كه هيچ چيز، به والله كه هيچ چيز شبيهِ سابق نشد!
تنهايى، خنده، گريه، شادى، غم، خودم... هيچكدام شبيه سابق نشديم، شبيه قبل از تو، تغير كرديم به شكل جديد و غريبى كه ديگر تازگي ندارد اما كهنه هم نميشود!
محبوبِ سال هاىِ غريبم، نه كه گله كنم، نه! همه اين ها تبديل شده به عادتى عجيب...آدم به درد هم عادت میکند!

راستش بعد از تو من و همه چیز تبدیل به هیچ شدیم، یک هیچ هزار شکل و هزار رنگ!
#محیا_زند
از مجموعه #خسرو_بخواند
چند ساله ای شراب کهنه غم من؟!
اینجا ما:
داغیم و مانده ایم برای ابد به دل
دردیم و شهره ایم به درمان نداشتن...
اینجا من:
کاسه‌ای صبر می‌دهند به من،
مُرده‌ام قبر می‌دهند به من!
تَه صف مانده‌ام، نمی‌شنوی؟!
زیر و رو شد گلویم از فریاد.
اینجا تو:
به گریه می‌زنی و شانه‌ای فراهم نیست 
به گریه می‌زنی اما به کوچه می‌ریزی... 
گفت: حداقل ازت ميخوام هيچوقت فراموشم نكنى.
يه گوشه از ذهن و قلبتو حتى كوچيك برام نگهدار؛ براىِ سال ها، براىِ هميشه!
اينجورى خيالم راحت تره!
پرسيدم: چرا؟
ادامه داد: دوستم ندارى ولى من كه دارم!
ميدونم انقدر دوست دارم كه شايد هيچكس هيچوقت اندازه من نه!
انقدر دوست دارم كه دلم ميخواست مادرت باشم، پدرت باشم، خواهر يا برادرت باشم، نميدونم دقيقا ولى يه نسبت خونى باهات داشته باشم!
حالا كه نشد، حالا كه نميشه، حالا كه همينجورى بى توقع بايد دوست داشته باشم ميخوام فراموشم نكنى!
ميخوام فراموش نكنى كه هروقت هرجا خسته شدى يا كم آوردى بدونى يكى هست كه بى توقع واسه آروم كردنت ميميره!
ميخوام فراموش نكنى و بدونى يكى هست كه ميتونى رو كمكش حساب كنى!
خيالم راحت تره اينجورى بهترى...دارم ميرم كه بهتر باشى، آرامش داشته باشى و در عوض ميخوام فراموشم نكنى، حداقل با خيال راحت برم!
قول ميدى؟!
#محیا_زند
از مجموعه #خسرو_بخواند

@aevien 🌱
محبوب سال‌های دور و همیشه‌ام؛
برای ما که از زندگی رنجیده ایم،
برای ما که بسیار و همیشه رنجیده ایم ،
غزلی عاشقانه بخوان
به آغوش بکش
اندوه این جان بلا دیده را مختصر کن !
#محیا_زند
از مجموعه #خسرو_بخواند

@aevien 🌱
من همیشه اونی ام که آخرش وقتی همه ترکت کردن، کنارت میمونه و زخماتو میبنده.
میدونی؟!
فایده نداره چقدر تلاش کنی جاىِ خالىِ بعضی از آدم‌ها/چیزهارو هيچوقت نمیتونی پر کنی.!
حتى با گذر زمان و افتادن اتفاق های مختلف!
جای خالی‌شون درست مثل اين ميمونه كه روىِ يه چاله رو با مشتى شاخه و برگ بپوشونى تا مدام جلوی چشمت نباشه و به خیال خودت فراموشش کنی!
اما يك روز وقتى حواست نيست پا ميزارى روش و داخلش سقوط ميكنى!
#محیا_زند
از مجموعه #خسرو_بخواند

@aevien 🌱
جنگلِ وحشیِ بكرِ منی…
میدونی زیباترین وجه عشق چیه؟!
تکراری نبودن.
تکرار جون میگیره از آدم، میکشه.
وقتی عاشق یچیزی باشی هیچوقت برات تکراری نمیشه، میتونی سال ها بشینی جلوش، نگاهش کنی و کل جهان تاریک یطرف وایسه و احوال خوش تو یطرف دیگه.

من میتونم ساعت‌ها بدون خستگی و تکرار بشینم وَرِدلت، به حرفات و حتی سکوتت گوش بدم و تا یه لحظه ازم دورشی گیج و پریشون بچرخم دور خودم تا برگردی.
هرروز و هرروز.
#محیا_زند
از مجموعه #خسرو_بخواند

@aevien 🌱
باد بیاد با بویِ پیرهنت منو بغل کنه…
دلم میخواست از گلوی تو ، با صدای تو شعری، ترانه ای و چیزی میخواندم، برای شستن اندوه از روح جفتمان.
دلم میخواست پیراهنت باشم، همیشه سفت در آغوش نگه داشته باشمت که هیچوقت حتی یک لحظه احساس تنهایی نکنی گوشه قلبم.
من همیشه نگران این هستم که نکند جایی آه بکشی و من نباشم؟
#محیا_زند
از مجموعه #خسرو_بخواند

@aevien 🌱
آشنایِ تو منم، در پیِ بیگانه مرو…
یا از اول دل به رویایی نبند؛
یا بر این رویایِ ویران گریه کن.