.: آویـــــــــــــــــن :.
1.62K subscribers
1.13K photos
130 videos
12 files
107 links
#محیا_زند 🌱

داستان هام:
+او
دستمال پارچه ای
با چشمهایش میخندید
شیطان، یک فرشته بود
آیه حضورت

ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Download Telegram
محبوب سال های دورم؛
میدانم روزهای خوبی نیست؛
وطن بوی خون و گوشت سوخته میدهد
بوی مرگ …
و من با هر صدای بلند،
با هر شیون مادر،
با هر خبر مرگ…
مثل عقرب آتش گرفته دنبال خبری از تو میگردم که نکند دست هایت، موهایت خونی شده؟ نکند آغوشت تنگ شده؟
میدانم روزهای خوبی برای دوست داشتن نیست اما خاتون میگفت وطن جاییه که به تو احساس عشق و امنیت بدهد.
وطن برای من آغوش مادره؛
لبخند بابا؛
خنده آدم های امن‌ام؛
حاصلخیز بودن و شادی خاک حیاط های دورم
و دست های تو.
وطن برای من عشق دور و ‌عجیب ایست عزیز.
#محیا_زند

@aevien 🌱
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
بخوام پنج تا عکسی که تو زندگیم احساس بشدت غریبی بهم میدن رو معرفی کنم، دوتاش این‌هان!
غریب ان، غریب …
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
عمری ست بینِ
ماندن و رفتن معطّلیم
لعنت به جبرِ دائمیِ انتخاب ها...

#سید_مهدی_موسوی
بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
وا نشد بدتر از آن بـــال و پـرم را بـــاد بـرد
#حامد_عسکری
برای تموم شب هایی که از دور به بغل گرفتمت و گریه کردیم …
بقول یکی از رفقا:
از ما خوب بودن گذشته انگار، فقط باید تلاش کنیم که “بهتر” باشیم …
‏أنا لستُ حزینة
أنا حُزن العَالم
فَفِی صَدری وطن یبْكی...
من غمگین نیستم
من غم و اندوه جهان هستم
در سینه من یک وطن گریه می کند...
#غاده_السمان
لیلی!
کدام مرد؟
کدامین مرد؟
تا زنده‌ای به خانه خود برگرد ؛ من هم اگر رها شوم از این درد،
شاید به خواب‌های تو برگردم
#حسین_صفا یِ عزیزم🤍
ما گریه کردیم و قفس‌هامان قفس‌تر شد
تو گریه کن شاید دری وا شد؛ برادرجان!
#علی_اکبر_یاغی_تبار
گریه کردم چنان که چشمانم گریه‌ام را نمی‌برد از یاد.
میخوام بشینم و بسیار گریه کنم عزیز من؛
اما میدونی؟!
واقعا فایده نداره!
چه خلاف سرزد ازما [shajarian]
Amirreza
ز تو خواهش غرامت نکند تنی که کشتی
ز تو آرزوی مرهم نکند دلی که خستی
@aevien .
غم آدم رو به خیلی کارها مجبور میکنه؛
کارهای غلط، گاها خیلی غلط…
میگفت:
تو غلط کردی بری که گم کنم راه درست‌رو…
وضعیت:
۱_حتی یک ثانیه از فوتبال رو نگاه نکردم، هیچوقت نگاه نمیکنم، از این بازی متنفرم.
۲_تو تخت دراز کشیدم و سرم رو با یه مقاله گرم کردم تا فکر نکنم به هیچ چیز جز کلمه های داخل مقاله و مفهومشون.
۳_صدای داد بابا و بقیه رو میشنوم، مثل اینکه میخواسته گل بشه و نشده.
۴_نمیدونم چقدر گذشته، از پنجره صدای مرگ بر دیکتاتور میاد و بعد بوق ماشین ها، فکر میکنم بردیم اما وقتی اخبار رو چک میکنم میبینم باختیم.
۵_شوک میشم، از این حجم تنفر شوک میشم، باختیم، هیچوقت فوتبالی نبودم اما از باختمون ناراحتم، چطور بقیه بوق میزنن؟خوشحالن؟
۶_اینستارو چک میکنم ببینم اوضاع چخبره، این میون فیلم میکس شده خانم لای و بیکاز و برابری رو میبینم با فیلم زنای ورزشکار ایرانی ای که بخاطر اجازه ندادن شوهرشون و قانون عادلانه کشور تو سال ۹۶ نتونستن به مسابقات برسن. بله برابری کامل زن با مرد.
۷_صدای بوق ها داره کرم میکنه، بغض کردم و لحظه به لحظه داره بزرگتر میشه.
۸_نمیفهمم، این روزها عمدتا و تقریبا همه رو نمیفهمم، اما بعضی چیزها خانوادگیه، حکومتی نیست، ملیه، تیم ملی مون باخته، صدای بوق ها داره کرم میکنه، نمیفهمم خوشحالی مردمی که هرچند مخالفن رو.
۹_پامیشم پنجره رو میبندم، همونجا زیر پنجره میشینم و میزنم زیر گریه. برای اولین بار تو این مدت دلم بطرز وحشتناکی داره برای ایران خانوم و غربتش میسوزه.
۱۰_چه بلایی سرمون آوردن که برای بی آبرو شدن‌مون جلوی دنیا خوشحالیم و میرقصیم؟ لعنت به باعث و بانیش.
۱۱_ایران خانوم زیبا، وطنی که برای من مدتیه وطن نیستی، ببخش، ببخش که اینطوری شدیم، ببخش که برای خیلی هامون دیگه وطن نیستی.
۱۲_صدای بوق ها از پنجره های چند جداره هم رد میشه، بلند گریه میکنم، بلندتر از صدای بوق ها، برای ایران خانوم…
۱۳_ دلم وطن میخواد، بلندتر گریه میکنم…
در کشور من
نام هیچ زنی، دریا نیست
دریا هزاران سال پیش
روسری آبی‌اش را از سر برداشت
و تمام زن‌ها کوه شدند..

حسين رضايي
شاعر افغانستانی

@aevien 🌱
زندگی با امید‌ بی فایده بازی مریضیه…
که قول داده‌ای و داده‌ام قوی باشیم ،
که قول داده‌ای و داده‌ام ولی سخت است ...
#سید_مهدی_موسوی

@aevien 🌱
هی راه رفتم
و زخم خوردم
و خون دلم چکید بر زمین؛
گلها روییدند
و گلها دهانشان تیغ داشت.
نه پای رفتن از اینجا؛
نه طاقتی که بمانم .