.: آویـــــــــــــــــن :.
1.62K subscribers
1.13K photos
130 videos
12 files
107 links
#محیا_زند 🌱

داستان هام:
+او
دستمال پارچه ای
با چشمهایش میخندید
شیطان، یک فرشته بود
آیه حضورت

ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Download Telegram
دل ما خوش به فریبی است، غبارا تو بمان…
با من بی کسِ تنها شده، یارا تو بمان همه رفتند از این خانه، خدا را تو بمان
#هوشنگ_ابتهاج
نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر است
از من چه مانده جز جانی پریشان؟!
فکر می‌کنید آدم از چه می‌میرد؟
از گرسنگی؟ از سیگار؟ از غصه؟!
نه!
آدم‌ از بی امیدی می‌میرد...
از اینکه هر روز صبح چشم هایش را باز کند و نداند چرا...!
#فورد_کاپولا
و ما همان دلتنگهای هميشه خواهيم ماند.
نسلی كه عمری همنشين اندوه و حسرت و فراق ماند...

با اين همه، اگر روزهای خوب آمدند و من نبودم،
اگر عشق پادشاه دنيا شد،
اگر پيامبران برای يادآوری مذهب مهربانی از غارها برگشتند،
به يادم بوسه ای به باد هبه كنيد…
محبوب سال های دورم؛
میدانم روزهای خوبی نیست؛
وطن بوی خون و گوشت سوخته میدهد
بوی مرگ …
و من با هر صدای بلند،
با هر شیون مادر،
با هر خبر مرگ…
مثل عقرب آتش گرفته دنبال خبری از تو میگردم که نکند دست هایت، موهایت خونی شده؟ نکند آغوشت تنگ شده؟
میدانم روزهای خوبی برای دوست داشتن نیست اما خاتون میگفت وطن جاییه که به تو احساس عشق و امنیت بدهد.
وطن برای من آغوش مادره؛
لبخند بابا؛
خنده آدم های امن‌ام؛
حاصلخیز بودن و شادی خاک حیاط های دورم
و دست های تو.
وطن برای من عشق دور و ‌عجیب ایست عزیز.
#محیا_زند

@aevien 🌱
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
بخوام پنج تا عکسی که تو زندگیم احساس بشدت غریبی بهم میدن رو معرفی کنم، دوتاش این‌هان!
غریب ان، غریب …
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
عمری ست بینِ
ماندن و رفتن معطّلیم
لعنت به جبرِ دائمیِ انتخاب ها...

#سید_مهدی_موسوی
بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
وا نشد بدتر از آن بـــال و پـرم را بـــاد بـرد
#حامد_عسکری
برای تموم شب هایی که از دور به بغل گرفتمت و گریه کردیم …
بقول یکی از رفقا:
از ما خوب بودن گذشته انگار، فقط باید تلاش کنیم که “بهتر” باشیم …
‏أنا لستُ حزینة
أنا حُزن العَالم
فَفِی صَدری وطن یبْكی...
من غمگین نیستم
من غم و اندوه جهان هستم
در سینه من یک وطن گریه می کند...
#غاده_السمان
لیلی!
کدام مرد؟
کدامین مرد؟
تا زنده‌ای به خانه خود برگرد ؛ من هم اگر رها شوم از این درد،
شاید به خواب‌های تو برگردم
#حسین_صفا یِ عزیزم🤍
ما گریه کردیم و قفس‌هامان قفس‌تر شد
تو گریه کن شاید دری وا شد؛ برادرجان!
#علی_اکبر_یاغی_تبار
گریه کردم چنان که چشمانم گریه‌ام را نمی‌برد از یاد.
میخوام بشینم و بسیار گریه کنم عزیز من؛
اما میدونی؟!
واقعا فایده نداره!
چه خلاف سرزد ازما [shajarian]
Amirreza
ز تو خواهش غرامت نکند تنی که کشتی
ز تو آرزوی مرهم نکند دلی که خستی
@aevien .