Forwarded from .: آویـــــــــــــــــن :.
آخرایِ هفته که میشه دوست دارم تا جمعه نیومده و یقه مو نگرفته تمام خودم رو با یه فلاکس چایی، یکی از کتاب هایِ محبوبم و چندتایی آهنگ اسپانیایی، فرانسوی بریزم تویِ یک ساک.
برم سرکوچه، جلوی اولین تاکسی رو بگیرم و بگم: آقا دربست تا نزدیک ترین ناکجاآباد.
برم وسط ناکجاآباد بشینم
در ساکو باز کنم
خودمو با احتیاط دربیارم و بزارمش یه گوشه
براش چایی بریزم
کتاب رو بدم دستش
همون چندتا آهنگ اسپانیایی، فرانسوی ای که دوست داره رو براش بزارم
و وسط همون ناکجاآباد انقدر سرشو گرم کنم که نفهمه جمعه شده
که اصلا این جمعه نامروت هم دستش بهش نرسه و نتونه یقشو بگیره و پرتش کنه وسط خاطرات و گریه.
اما انگاری ناکجاآباد ها همه آباد شدن!
دیگه جایی نمونده که جمعه راهش رو بلد نباشه!
#محیا_زند
@aevien 🍁 🍂
برم سرکوچه، جلوی اولین تاکسی رو بگیرم و بگم: آقا دربست تا نزدیک ترین ناکجاآباد.
برم وسط ناکجاآباد بشینم
در ساکو باز کنم
خودمو با احتیاط دربیارم و بزارمش یه گوشه
براش چایی بریزم
کتاب رو بدم دستش
همون چندتا آهنگ اسپانیایی، فرانسوی ای که دوست داره رو براش بزارم
و وسط همون ناکجاآباد انقدر سرشو گرم کنم که نفهمه جمعه شده
که اصلا این جمعه نامروت هم دستش بهش نرسه و نتونه یقشو بگیره و پرتش کنه وسط خاطرات و گریه.
اما انگاری ناکجاآباد ها همه آباد شدن!
دیگه جایی نمونده که جمعه راهش رو بلد نباشه!
#محیا_زند
@aevien 🍁 🍂
[ با این همه بگذار من بر عشق تو تکیه کنم
یک شب بدون درد در آغوش تو گریه کنم ]
یک شب بدون درد در آغوش تو گریه کنم ]
بعد از خیلی خیلی مدت ها دلم خواست خودم تو آوین چیزی بگم نه ادمین.
دلم میخواد راجع به این روزها چیزی بگم، چیزی بنویسم اما انقدر هر کلمه ای همزمان زیاد و کمه در وصفش که لال بودن بهترین انتخابه برام !
دلم میخواد راجع به این روزها چیزی بگم، چیزی بنویسم اما انقدر هر کلمه ای همزمان زیاد و کمه در وصفش که لال بودن بهترین انتخابه برام !
تو کامیون بنفش به دخترا گفتم:
من هروقت حالم خیلی بده و نا امیدم خیال چیزهای محال و خوب رو میکنم، انقدر خیال میکنم تا واقعیت یادم بره …
و بعد گفتم: بیا با من خیال کن، خیال های محال خوب، ورای زمان و جغرافیا…
خیال کن…
من هروقت حالم خیلی بده و نا امیدم خیال چیزهای محال و خوب رو میکنم، انقدر خیال میکنم تا واقعیت یادم بره …
و بعد گفتم: بیا با من خیال کن، خیال های محال خوب، ورای زمان و جغرافیا…
خیال کن…
( اگر که گریه کلمه غمگینی نبود قطعا اسم دخترمو میزاشتم گریه، انقدر که این کلمه برام ملموس و عجیب و عزیز بوده همیشه … آخرین مرحم جان خسته همه مون. ]
Hanoozam Oon Shaba
Hanoozam Oon Shaba
برای تمومِ شبگریه ها …
@aevien 🌱
@aevien 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای زن، زندگی، آزادی …
برای تموم جوونی ای که گریه کردیم…
برای تموم آرزوهایی که به جای برآورده شدن حسرت شد …
برای دیدن حال همدیگه و بدتر شدن حال مون چون کاری از دستمون برنمیومد …
برای تموم جوونی ای که گریه کردیم…
برای تموم آرزوهایی که به جای برآورده شدن حسرت شد …
برای دیدن حال همدیگه و بدتر شدن حال مون چون کاری از دستمون برنمیومد …
.: آویـــــــــــــــــن :.
Diyar Project – To Beman
چون از پاییز ۹۷ این آهنگ رفته تو خون من؛
چون اصلا آهنگش برای هرسال پاییزه؛
چون امسال پاییز چقدر غمگین و خونآلود شروع شد؛
چون دیگه سایه عزیزمون که شاعر ترانه این آهنگه بین مون نیست ….
چون اصلا آهنگش برای هرسال پاییزه؛
چون امسال پاییز چقدر غمگین و خونآلود شروع شد؛
چون دیگه سایه عزیزمون که شاعر ترانه این آهنگه بین مون نیست ….
با من بی کسِ تنها شده، یارا تو بمان همه رفتند از این خانه، خدا را تو بمان
#هوشنگ_ابتهاج
#هوشنگ_ابتهاج