.: آویـــــــــــــــــن :.
1.62K subscribers
1.13K photos
130 videos
12 files
107 links
#محیا_زند 🌱

داستان هام:
+او
دستمال پارچه ای
با چشمهایش میخندید
شیطان، یک فرشته بود
آیه حضورت

ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
خدا
یک جای خلقت بی حواسی کرده
و
به جای روح
عشق دمیده
در بعضی از آدم ها
وگرنه نمیشود که یه آدم همه چیزش عشق باشد
حرف هایش
نگاه هايش
عطر تنش
دست هایش
که تمام وجودش عشق باشد
نمیشود که...!






#محیا_زند
@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
میدانی من همیشه دنبالش دویدم. دنبال عشق. هر کس تو زندگیم میومد همش منتظر بودم همون احساس معروف تو دلم به ولوله بیافته و عاشق بشم و حاضر باشم با تمام دنیا بجنگم برای داشتنش. فکر میکردم باید نگاه معرکه ای داشته باشه و یا یه چال لپ عمیق رو گونه اش یا یه چیز خاص که تمام وجودمو جذب خودش کنه. اما نشد... همیشه تو همه روابط ایرادات طرف مقابل به چشمم اومد. همیشه خودم رو توی یه رابطه بیشتر دوست داشتم.
دیگه خسته شدم از دنبال عشق دویدن... نشستم یه گوشه... تا نفس بگیرم از این همه دویدن... و دیگر بیخیالش شدم.
نشستم و نشستم تا همان شب تابستانی... با لباس ورزشی داشتی از کنارم رد میشدی... یه لحظه وایسادی و پرسیدی: ساعت چنده؟
به ساعتم نگاه کردم و گفتم: دوازده
و بعد به چشمات نگاه کردم و همون اتفاق معروف تو تمام دل و روحم افتاد.
نه چشمات گیرا بود... نه چال گونه داشتی... نه هیچ چیز خاص دیگر.
و من بعد از همون ساعت دوازده اون شب تابستونی بود که فهمیدم عشق یعنی همین که ندونی یه نفر رو واسه چی دوست داری.
فهمیدم
عاشق شدن بهانه نمیخواد!

#محیا_زند
@aevien
این روزا تا میتونید ازاینا تو خودتون ذخیره کنید واسه پاییز و زمستون:|||
🍓💜
@aevien
همیشه معتقد بودم خدا تو ماه رمضون بنده هاشو بیشتر بغل میکنه و حال دلشون رو خوب میکنه. تا میتونید تو این ماه براش ناز کنید.
ماه مهربونیتون به خیر💜💚

#محیا_زند

@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
یادت هست عزیزم؟
چهارشنبه بود... بعد از همان پروژه و شلوغی هاش. رفته بودیم برای ناهار خونه یکی از بچه ها. میگرنت شروع شده بود. نه دلت میومد جمع رو بیخیال بشی نه میتونستی سردردت رو تحمل کنی.
با چشم هات خیره شدی بهم که یعنی چکار کنم؟
از جام پاشدم... دستتو گرفتم و کشیدمت تو یکی از اتاق ها. لامپ رو خاموش کردم. سرتو گذاشتم رو پاهام. عینکت رو از رو چشمات برداشتم و دستمو کشیدم تو پیچ موهای مشکیت.
یادت هست عزیزم؟
برات زیر لب شعر همدم معین رو زمزمه کردم"کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه...".
و تو بقیه اش رو خونده بودی:" خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه..." و بعد دستمو گذاشتی رو چشمات و گفتی: نباشی این سردرد ها منو میکشن... قول میدی که همیشه باشی و دست بکشی تو موهام؟ و من قول داده بودم بدون اینکه از تو قول موندن بگیرم... مطمئن بودم همیشه میمونی. مگه میشد با اون همه سردرد منو تنها بزاری؟
یادت هست عزیزم؟
چند وقتی گذشته و حالا نمیدونم وقتی سرت درد میگیره کی تو موهات دست میکشه و تو ازش قول موندن میگیری!
چند وقتی گذشته و من این همه روز نبودنت رو سردرد دارم. سردرد دارم بدون اینکه تو باشی و برام زمزمه کنی:
" فقط تو فکره این عشقم ، تو فکره بودنه با هم
محاله پیشه من باشی برم سرگرم کاری شم"

#محیا_زند

@aevien
تو
همانی
که دلم
لک زده
لبخندش را...

#کاظم_بهمنی

@aevien
سی و چند سال دیگر؛ یک عصر پاییزی داریم با پسرم  میرویم مطب دکتر قلبم...
دم پله های مطب دختری از رو به رو می آید... پسرم لبخند میزند و  کنار میکشد تا دختر رد شود...
به منشی مطب لبخند میزند و تشکر میکند... به دکتر لبخند میزند و چندتا سوال پزشکی میپرسد...
در راه برگشت  ترمز میزند و با لبخند اجازه رد شدن به چندتا دختر دبستانی صورتى پوش را میدهد که منتظرند چراغ قرمز شود...
و احتمالا تمام این مدت با هر لبخند پسرم من دست روی قلبم میذارم و سنگین نفس میکشم... اخر سر طاقت نمی آورم و خيره به نيمرخ خندانش مى گويم:
نخند مادرجون... نخند!
به هر کس که میرسی حتی از روی احترام هم نخند! کسی چه میدونه... شاید همین خنده ى بى غرض تو سال ها بعد ،درد بندازه به قلب يکى...من از چهارده سالگی تا حالا بیماری قلبی دارم! مرض خنده ى  یه جفت چشم مشکی افتاده به جونم و قلبمو به این حال و روز در آورده...
نخند مادر جون...
خنده سلاح سردیه که با اون حالتی که به چشم میده نيشتر میزنه به قلب!
تو روى هر کسى نخند مادرجون!
و بعد دوباره قلبمو که تیر میکشه تو مشتم میگیرم و هی زیر لب زمزمه میکنم:
" تو همانی که دلم لک زده لبخندش را..."

#محیا_زند

@aevien
برگرفته از رمان "غرور و تعصب" با بازی معرکه "کیرا نایتلی" 💜یک عاشقانه کلاسیک فوق العاده.
Pride & Prejudice 2005 / غرور و تعصب

720p Bluray 850 MB
http://yon.ir/tpr7

#پیشنهاد_فیلم_هفته
@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
∞:
@aevien

يکى از "لعنتى ترين" حس هاى دنيا همين است که کلمات رژه بروند توى مغزت و نتوانى پياده شان کنى روى کاغذ...
اصلن مگر کسانى که درگير نوشتن مى شوند چقدر دلخوشى دارند؟!
چقدر کيف مى کنند از مهمانى رفتن؟!قر دادن؟!
بستنى خوردن وسط چله ى زمستان يا هزار چيز ديگر...
آدمى که قلم دستش مى گيرد و برايش مهم نيست وسط عروسى نشىته و همه خيره اش شده اند؛فقط مى خواهد بنويسد و خالى کند مخزن هميشه پر مغزش را؛
_اين آدم يک موجود معمولى نيست..._
کارهايش داد مى زنند،تافته ى جدا بافته بودنش را...
بترسيد از اين آدم ها...
از نويسنده ها...
مى توانند يک روزى مثنوى بارانتان کنند با حجم زيادى کلمات مانده در مغزشان...يک جورى که هيچ وقت دلتان نخواهد به ياد بياوريد...
.
.
.
و اين ابدن عادلانه نيست که سرت درد بگيرد از کوبش بى امان کلمه ها و خودکار خشک شده باشد توى دستت...
مثل پرنده اى که بال هايش زخمى نيست اما نمى تواند بپرد...
مثل خواننده اى که صدايش نگرفته اما محکوم است به نخواندن...
.
.
.
بترسيد از کسانى که پناه برده اند به نوشتن...
اين ها
به
هيچ وجه
"معمولى"
نيستند...

#مريم_خسروى


@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
وقتی میپرسن:اگه برگرده قبولش میکنی یا نه؟
پوزخند میزنم، سینه سپر میکنم، دستم رو با بیخیالی تو هوا تکون میدم و میگم:
قبول کنم؟ آدمی که خودش رفته قبول کردن نداره. "آب ریخته برگشتنی نیست" حکایت آدم های رفته است. کسی که انقدر بی رحمه که میزاره روزهای زیادی رو بخاطر نبودنش درد بکشی و گریه کنی همون بهتر که رفته بمونه. فراموشش کردم اصلا.
اما عزیزم با خودمون که تعارف ندارم.
هنوز هر شب قبل از خوابیدن داشتنت رو تجسم میکنم.
هنوز با کوچیکترین چیزی که گره خورده باشه به خاطره هامون بهم میریزم.
هنوز هر روز و هر روز کسی از ته دلم برای برگشتنت دعا میکنه.
من هنوز دوستت دارم...
و وقتی کسی رو دوست داشته باشی منطق ها کور میشن و عقل ها لال.
و آدم کر و لال نبخشیدن بلد نیست... رفته هارو میبخشه.
تمام غم های نبودنت رو میبخشم عزیزم چون " به اندازه غم تو را دوست دارم"
من آدم " آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟" گفتن نیستم...
هزار سال هم که بگذره و تو نباشی میگم " بی تو بودن درد دارد، میزند من را زمین"
بیا و برگرد...
برگرد و کورتر و لال ترم کن

" بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم تو را دوست دارم"

#محیا_زند
@aevien
.: آویـــــــــــــــــن :.
Photo
@aevien

من حواس ندارم اين روزها،تو ديگر چرا؟!
نمى فهمم چه چيزى را کجا مى گذارم...
اما ديروز،درست موقعى که پونه ها را آب مى دادم،صدايت انگار از دورها آمد؛بعد تصويرت که پنجره را باز کردى و با لبخند گفتى"حواست به نعناها باشد،زيادى کوچکند؛لگدشان نکنى..."
و من به زير پايم نگاه کردم؛ناخودآگاه...
و برگ هاى درشت نعنا را ديدم که ديگر نازک و جوان نبودند و بعد حواسم رفت سمت پنجره...
بسته بود....
من حواس ندارم اصلا؛
تو ديگر چرا صدايت را جامى گذارى وسط حال و هواى اين روزهايم؟!

#مريم_خسروى

@maryamkhosraviiii📝🙃
@aevien