خیلی وقت بود که نبود. یه روز اتفاقی تو خیابون دیدمش و گفتم کم پیدایی...گفت آره... کم کم پیدا میشم. دارم خودم رو پیدا می کنم! گفتم مگه گم شده بودی؟ گفت آره... تو خواب و رویا ... تو فکر و خیال... بعد یه لبخند زد و گفت خوبم...خیالت راحت. وقتی پیدا شدم میام و حرف می زنیم.
چند ماه طول کشید تا پیدا شد. گفتم تعریف کن. گفت خوبم. گفتم از قبل تر تعریف کن. گفت مثل یه خواب بود. تا حالا شده خوابی ببینی که دوست نداشته باشی بیدار بشی؟ دوست نداشتم بیدار بشم. اول خواب شیرین بود تا خوابم سنگین بشه. تا بیدار نشم. بعد همه چی شکل یه کابوس شد. کسی اومد تو زندگیم که کنارش تنهاترین آدم دنیا شدم. می دونی وقتی کسی تو زندگیت نیست ، نیست دیگه... مهم نیست. ولی وقتی کسی تو زندگیت هست و انگار نیست همه چی فرق داره. من با اون تنها تر شدم. دیگه حتی خودم رو هم نداشتم. کسی بود که نه فکرش ، نه دلش، نه روحش کنارم نبود. دستش رو گرفتم و گفتم چرا موندی کنارش؟ خندید و گفت اون خواب شیرین روزای اول باعث شد کابوس روزای بعد رو به بیدار شدن ترجیح بدم! انقدر خوابم عمیق بود که متوجه نمی شدم چقدر حالم کنارش بده. تو چشماش نگاه کردم و گفتم چی شد که بیدار شدی؟ گفت یه روز یادم اومد چقدر قوی و خوشحال بودم. بعد یه نگاه به خودم انداختم و دیدم نه قوی هستم و نه خوشحال... پس چشمام رو به روی حقیقت باز کردم و تازه فهمیدم چه روزایی رو گذروندم. حالا بیدارم و دیگه تنها نیستم. چون خودم رو دوباره پیدا کردم. وقتی داشت می رفت ازش پرسیدم دلت برای اون خواب شیرین تنگ نشده؟ گفت نه ... دیگه نه ... چون یاد گرفتم دلم فقط برای خودم تنگ بشه. برای قوی ترین و خوشحال ترین آدمی که بودم.
#حسین_حائریان
@aevien 🌱
چند ماه طول کشید تا پیدا شد. گفتم تعریف کن. گفت خوبم. گفتم از قبل تر تعریف کن. گفت مثل یه خواب بود. تا حالا شده خوابی ببینی که دوست نداشته باشی بیدار بشی؟ دوست نداشتم بیدار بشم. اول خواب شیرین بود تا خوابم سنگین بشه. تا بیدار نشم. بعد همه چی شکل یه کابوس شد. کسی اومد تو زندگیم که کنارش تنهاترین آدم دنیا شدم. می دونی وقتی کسی تو زندگیت نیست ، نیست دیگه... مهم نیست. ولی وقتی کسی تو زندگیت هست و انگار نیست همه چی فرق داره. من با اون تنها تر شدم. دیگه حتی خودم رو هم نداشتم. کسی بود که نه فکرش ، نه دلش، نه روحش کنارم نبود. دستش رو گرفتم و گفتم چرا موندی کنارش؟ خندید و گفت اون خواب شیرین روزای اول باعث شد کابوس روزای بعد رو به بیدار شدن ترجیح بدم! انقدر خوابم عمیق بود که متوجه نمی شدم چقدر حالم کنارش بده. تو چشماش نگاه کردم و گفتم چی شد که بیدار شدی؟ گفت یه روز یادم اومد چقدر قوی و خوشحال بودم. بعد یه نگاه به خودم انداختم و دیدم نه قوی هستم و نه خوشحال... پس چشمام رو به روی حقیقت باز کردم و تازه فهمیدم چه روزایی رو گذروندم. حالا بیدارم و دیگه تنها نیستم. چون خودم رو دوباره پیدا کردم. وقتی داشت می رفت ازش پرسیدم دلت برای اون خواب شیرین تنگ نشده؟ گفت نه ... دیگه نه ... چون یاد گرفتم دلم فقط برای خودم تنگ بشه. برای قوی ترین و خوشحال ترین آدمی که بودم.
#حسین_حائریان
@aevien 🌱
Shahre Khamoosh | Kian Pourtorab Ft Arman Garshasbi
t.me/aevien
Shahre Khamoosh | Kian Pourtorab Ft Arman Garshasbi
@aevien 🌱
@aevien 🌱
Naci en Palestina | E M E L
t.me/aevien
بیمشتری ترین حس آدمها، غم هایشان است..
خریداری برایش نیست و اگر هم باشد توان خرید را ندارد . . .
| مُعلّی |
🫀 Naci en Palestina | E M E L
@aevien 🌱
خریداری برایش نیست و اگر هم باشد توان خرید را ندارد . . .
| مُعلّی |
🫀 Naci en Palestina | E M E L
@aevien 🌱
.: آویـــــــــــــــــن :.
t.me/aevien – Naci en Palestina | E M E L
پیوست :
صدای آههای گریزان از زندانهای عراق
که با ما به آب زدهاند
وقتی آنجا بودیم برای فرات
میگریستیم
تا اینجا بیاورد ما را
و وقتی اینجاییم برای فراتِ زندانی میگرییم
خشکیده از ستم و سوگ
رامِ دستاربندان افراطی، تا آنجا ببرد ما را
برای رودخانه میگرییم
اما توان زاری بر کرانههایش نداریم
میگرییم زیرا که آبهای او در خون ماست
از اینجا به آنجا و از آنجا به اینجا جاری است
گریه میکنیم
زان رو که اسارت سر بر بالش اشکها دارد
در وطن حراج شده ما.
بخشی از شعر امل الجبوری به ترجمۀ حسین مکیزاده تفتی همراه با آهنگِ «متولد شده در فلسطین»
از اَمال مثلوثي (E M E L) که برای از دست دادن وطنش میخواند.
@aevien 🌱
صدای آههای گریزان از زندانهای عراق
که با ما به آب زدهاند
وقتی آنجا بودیم برای فرات
میگریستیم
تا اینجا بیاورد ما را
و وقتی اینجاییم برای فراتِ زندانی میگرییم
خشکیده از ستم و سوگ
رامِ دستاربندان افراطی، تا آنجا ببرد ما را
برای رودخانه میگرییم
اما توان زاری بر کرانههایش نداریم
میگرییم زیرا که آبهای او در خون ماست
از اینجا به آنجا و از آنجا به اینجا جاری است
گریه میکنیم
زان رو که اسارت سر بر بالش اشکها دارد
در وطن حراج شده ما.
بخشی از شعر امل الجبوری به ترجمۀ حسین مکیزاده تفتی همراه با آهنگِ «متولد شده در فلسطین»
از اَمال مثلوثي (E M E L) که برای از دست دادن وطنش میخواند.
@aevien 🌱