.: آویـــــــــــــــــن :.
1.62K subscribers
1.13K photos
130 videos
12 files
107 links
#محیا_زند 🌱

داستان هام:
+او
دستمال پارچه ای
با چشمهایش میخندید
شیطان، یک فرشته بود
آیه حضورت

ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950
Download Telegram
زیر صورت هزارها صورت ...
خسته از چهره های تو در تو !
پای اگر بود پای رفتن بود ؛
دست اگر هست دستِ یاری نیست ...
لااقل با تو بال وا کردم ؛ زندگی را اگر هدر دادم ...
ماجرا؟
زخم و داستان‌ها،درد ...
نازنین!
پیچِ قصه را برگرد .
گفته بودی ...
همیشه خواهی ماند ؛
سنگ بارید،شیشه خواهی ماند .
گفته بودی ...
ترَک نخواهی خورد !
دین و دل از کسی نخواهی برد !
گفته بودی ...
دچار باید بود !
مردِ این روزگار باید بود !
گفته بودی...
ولی نشد انگار !
دست از این کودکانه‌ها بردار!
گفته بودم ...
نفاق می‌افتد !
اتفاق،اتفاق می‌افتد !
گفته بودم ...
شکست خواهم خورد !
از تو هم ضربِ شَصت خواهم خورد !
گفتم اما عقب عقب رفتی .!
شب شنیدی و نیمه شب رفتی !
Mahya Zand
Alireza Azar – Otagh
همگی از دکلمه “اتاق” علیرضاآذر عزیزم 🌱
Ghalandar
Hamed Nikpay
گفتمت عاقل شدی؟
آسوده گردد حال من ؟
دیدمت ای وای عجب قلندری در سینه شد ...

@aevien 🌱
قلندر
(قَ لَ دَ) [ معر. ] (ص .) 1 - شخص مجرد و بی قید. 2 - درویش .
مترادف قلندر: بی قید، درویش، صوفی
برابر پارسی: کلندر، ولنگار، بی بند و بار
معنی: هر یک از افراد قلندریه ، فرقه ای از صوفی که به دنیا بی توجه و نسبت به آداب و رسوم بی قید بوده اند
[ گفتمت یک بار سوزی ؛
بار دوم ترس کن !
اندکی بر محضر عارف نشستن پیشه کن ! ]
[ عاقبت یک روز مرا بنده ی عقلت میکنی
ساده تر با این اهالی رفت و آمد میکنی ]